طلاق در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۹٬۶۱۶ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۲ ژوئن ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۰: خط ۴۰:
#«فِراق» و برخی مشتقات آنکه در لغت به معنای جدایی انداختن میان دو چیز یا دو [[انسان]]<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۴، ص۴۹۴؛ تاج العروس، ج ۱۳، ص۳۹۱، «فرق».</ref> و طلاق یا کنایه از آن<ref>المجموع، ج ۱۷، ص۹۸؛ لسان العرب، ج ۲، ص۴۷۹؛ تاج العروس، ج ۴، ص۸۴-۸۵، «طلق».</ref> آمده است؛ مانند{{متن قرآن|أفَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢ}}<ref>{{متن قرآن|فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢ وَأَشْهِدُوا۟ ذَوَىْ عَدْلٍۢ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا۟ ٱلشَّهَـٰدَةَ لِلَّهِ ذَٰلِكُمْ يُوعَظُ بِهِۦ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجْعَل لَّهُۥ مَخْرَجًۭا}}«پس، چون به سر آمد عدّه خویش رسیدند یا به شایستگی نگاهشان دارید یا به شایستگی از آنان جدا شوید و دو تن دادگر از (میان) خود گواه بگیرید و گواهی را برای خداوند برپا دارید؛ این است که با آن، به کسی که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارد اندرز داده می‌شود و هر کس از خداوند پروا کند (خداوند) برای او دری می‌گشاید» سوره طلاق، آیه ۲.</ref>.
#«فِراق» و برخی مشتقات آنکه در لغت به معنای جدایی انداختن میان دو چیز یا دو [[انسان]]<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۴، ص۴۹۴؛ تاج العروس، ج ۱۳، ص۳۹۱، «فرق».</ref> و طلاق یا کنایه از آن<ref>المجموع، ج ۱۷، ص۹۸؛ لسان العرب، ج ۲، ص۴۷۹؛ تاج العروس، ج ۴، ص۸۴-۸۵، «طلق».</ref> آمده است؛ مانند{{متن قرآن|أفَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢ}}<ref>{{متن قرآن|فَإِذَا بَلَغْنَ أَجَلَهُنَّ فَأَمْسِكُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍ أَوْ فَارِقُوهُنَّ بِمَعْرُوفٍۢ وَأَشْهِدُوا۟ ذَوَىْ عَدْلٍۢ مِّنكُمْ وَأَقِيمُوا۟ ٱلشَّهَـٰدَةَ لِلَّهِ ذَٰلِكُمْ يُوعَظُ بِهِۦ مَن كَانَ يُؤْمِنُ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ وَمَن يَتَّقِ ٱللَّهَ يَجْعَل لَّهُۥ مَخْرَجًۭا}}«پس، چون به سر آمد عدّه خویش رسیدند یا به شایستگی نگاهشان دارید یا به شایستگی از آنان جدا شوید و دو تن دادگر از (میان) خود گواه بگیرید و گواهی را برای خداوند برپا دارید؛ این است که با آن، به کسی که به خداوند و روز بازپسین ایمان دارد اندرز داده می‌شود و هر کس از خداوند پروا کند (خداوند) برای او دری می‌گشاید» سوره طلاق، آیه ۲.</ref>.
#«[[استبدال]] زوج» که به معنای تبدیل کردن همسری به همسری دیگر و طلاق است<ref>جامع البیان، ج ۴، ص۴۱۵؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۴۹.</ref>؛ مانند{{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدتُّمُ ٱسْتِبْدَالَ زَوْجٍۢ مَّكَانَ}}<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدتُّمُ ٱسْتِبْدَالَ زَوْجٍۢ مَّكَانَ زَوْجٍۢ وَءَاتَيْتُمْ إِحْدَىٰهُنَّ قِنطَارًۭا فَلَا تَأْخُذُوا۟ مِنْهُ شَيْـًٔا أَتَأْخُذُونَهُۥ بُهْتَـٰنًۭا وَإِثْمًۭا مُّبِينًۭا}}«و اگر بر آن بودید که همسری جایگزین همسری (که دارید) کنید، و به یکی از ایشان دارایی فراوانی داده بوده‌اید، چیزی از آن را باز مگیرید، آیا با دروغ بافتن و گناهی آشکار آن را باز می‌ستانید!» سوره نسا، آیه ۲۰.</ref>. در این [[آیات]]، [[قرآن کریم]] برخی مباحث [[طلاق]]، مانند طلاق در [[ملل]] پیشین و [[عصر جاهلیت]]، طلاق در [[اسلام]] و برخی [[احکام فقهی]] آن، از جمله [[مشروعیت]] طلاق، اقسام طلاق، شرایط طلاق، [[تکالیف]] و [[حقوق]] هریک از زوجین پس از طلاق را یاد کرده است.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طلاق (مقاله)|مقاله «طلاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۰۳.</ref>
#«[[استبدال]] زوج» که به معنای تبدیل کردن همسری به همسری دیگر و طلاق است<ref>جامع البیان، ج ۴، ص۴۱۵؛ مجمع البیان، ج ۳، ص۴۹.</ref>؛ مانند{{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدتُّمُ ٱسْتِبْدَالَ زَوْجٍۢ مَّكَانَ}}<ref>{{متن قرآن|وَإِنْ أَرَدتُّمُ ٱسْتِبْدَالَ زَوْجٍۢ مَّكَانَ زَوْجٍۢ وَءَاتَيْتُمْ إِحْدَىٰهُنَّ قِنطَارًۭا فَلَا تَأْخُذُوا۟ مِنْهُ شَيْـًٔا أَتَأْخُذُونَهُۥ بُهْتَـٰنًۭا وَإِثْمًۭا مُّبِينًۭا}}«و اگر بر آن بودید که همسری جایگزین همسری (که دارید) کنید، و به یکی از ایشان دارایی فراوانی داده بوده‌اید، چیزی از آن را باز مگیرید، آیا با دروغ بافتن و گناهی آشکار آن را باز می‌ستانید!» سوره نسا، آیه ۲۰.</ref>. در این [[آیات]]، [[قرآن کریم]] برخی مباحث [[طلاق]]، مانند طلاق در [[ملل]] پیشین و [[عصر جاهلیت]]، طلاق در [[اسلام]] و برخی [[احکام فقهی]] آن، از جمله [[مشروعیت]] طلاق، اقسام طلاق، شرایط طلاق، [[تکالیف]] و [[حقوق]] هریک از زوجین پس از طلاق را یاد کرده است.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طلاق (مقاله)|مقاله «طلاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۰۳.</ref>
==[[طلاق]] در [[شرایع]] و [[ملل]] پیشین==
[[ازدواج]] و طلاق میان [[ملت‌ها]] و شرایع پیشین وجود داشته است؛ از جمله در [[قانون]] حمورابی در حدود ۲۰۰۰ سال پیش از میلاد طلاق وجود داشته و مرد و [[زن]] هرچند به‌گونه نامساوی، [[اختیار]] طلاق و جدایی از یکدیگر را داشته‌اند. در این قانون مرد برخلاف زن، بی‌دلیل و نیاز به [[حاکم]]، [[حق]] داشت زن خود را طلاق دهد؛ ولی زن در طلاق نیاز به عذری توجیه‌پذیر و نیز کمک قانون داشت<ref>موسوعة الاسره تحت رعایة الاسلام، ج ۲، ص۲۳۱ - ۲۳۲.</ref>. در [[مصر]] قدیم، نخست حق طلاق در اختیار [[زنان]] بود؛ ولی در عصرهای بعد این حق به مردان داده شد و آنان به دلخواه می‌توانستند زنان خود را طلاق دهند<ref>موسوعة الاسره تحت رعایة الاسلام، ج ۲، ص۲۳۱.</ref>. در یونان قدیم نیز این حق برای مردان بود و آنان به هر دلیلی می‌توانستند زنان خود را طلاق دهند؛ اما در صورت [[نازایی]] یا [[انحراف]] و [[خیانت]] زن، به این قانون شدیدتر عمل می‌شد<ref>موسوعة الاسره تحت رعایة الاسلام، ج ۲، ص۲۳۴ - ۲۳۵.</ref>. طلاق در [[شرایع الهی]] نیز بوده است؛ از جمله در برخی نقل‌ها آمده است که [[حضرت ابراهیم]] به فرزندش اسماعیل سفارش کرد همسرش را به سبب برخی [[صفات ناپسند]] طلاق دهد و همسری دیگر برگزیند و آن حضرت به این توصیه عمل کرد و پس از طلاق [[همسر]] خود، با زنی دیگر ازدواج کرد<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۱، ص۲۶ - ۲۷؛ البدایة و النهایه، ج ۱، ص۱۷۹؛ بحار الانوار، ج ۱۲، ص۸۴ - ۸۵.</ref>. در [[شریعت حضرت موسی]] نیز طلاق [[مشروع]] بود. در این [[شریعت]] مرد حق داشت در صورت وجود عیبی در زن او را طلاق دهد؛ ولی موظف بود در این باره نوشته‌ای به زن بدهد؛ همچنین در صورت ازدواج زن مطلَّقه با فردی دیگر و مردن شوهر دوم یا طلاق گرفتن زن از او، شوهر نخست [[حق ازدواج]] مجدد با او ([[همسر]] نخست) را نداشت<ref>کتاب مقدس، سفر تثنیه: ۲۴: ۱-۴.</ref>. بر پایه نقلی دیگر، [[طلاق]] [[بردگان]] یا [[زنان]] در ازدواج‌های پنهانی آسان‌تر از زنان [[آزاد]] و رسمی مردان بود<ref>قاموس الکتاب المقدس، ص۴۶۴.</ref>. در مقابل، در [[عهد جدید]]، طلاق بسیار [[نکوهش]] و از آن [[نهی]] شده است. در گزارش‌هایی منسوب به عیسیآمده است که [[زن]] و شوهر از [[زمان]] [[خلقت]]، [[قرین]] یکدیگر قرار داده شده‌اند؛ به‌گونه‌ای که آنان [[حق]] ترک [[والدین]] خود را دارند؛ ولی حق جدایی از یکدیگر را ندارند<ref>کتاب مقدس، انجیل متی، ۱۹: ۴ - ۵؛ انجیل مرقس، ۱۰: ۶ - ۷؛ رسالة الی اهل افسس، ۵: ۳۱.</ref> و کسی که همسرش را جز در صورت ارتکاب [[فحشا]] [[طلاق]] دهد، او را در معرض [[زنا]] قرار داده است و کسی که با مطلَّقه [[ازدواج]] کند زنا کرده است<ref>کتاب مقدس، انجیل متی، ۵: ۳۱ -۳۲؛ انجیل مرقس، ۱۰: ۱۱ -۱۲.</ref>. بر اساس آموزه‌های یادشده برخی از فرقه‌های [[مسیحیت]]، طلاق را به طور کلی [[حرام]] دانسته و برخی دیگر در مواردی خاص جایز شمرده‌اند<ref>موسوعة الاسره تحت رعایة الاسلام، ج ۱، ص۲۴۶-۲۴۱.</ref>؛ اما در عصر‌های بعد، [[پیروان]] این [[شرایع]] به آموزه‌های یادشده پایبند نماندند و طلاق میان آنان بسیار رواج یافت؛ به‌گونه‌ای که در عصر حاضر پدیده طلاق از [[مشکلات]] بزرگ آنهاست<ref>موسوعة الاسره تحت رعایة الاسلام، ج ۶، ص۲۵۴-۲۴۶ طلاق یا فاجعه انحلال خانواده، ص۸۳.</ref>. [[قرآن کریم]] نیز در آیه‌ای به وقوع طلاق میان زن و شوهر در عصر [[حضرت سلیمان]] با استفاده از [[سحر]] اشاره کرده است<ref>الفتاوی الکبری، ج ۳، ص۲۱۱، ۲۷۵؛ الفقه علی المذاهب الاربعه و مذهب اهل البیت، ج ۵، ص۶۸۸.</ref>:{{متن قرآن|فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِۦ بَيْنَ ٱلْمَرْءِ وَزَوْجِهِۦ}}<ref>{{متن قرآن|وَٱتَّبَعُوا۟ مَا تَتْلُوا۟ ٱلشَّيَـٰطِينُ عَلَىٰ مُلْكِ سُلَيْمَـٰنَ وَمَا كَفَرَ سُلَيْمَـٰنُ وَلَـٰكِنَّ ٱلشَّيَـٰطِينَ كَفَرُوا۟ يُعَلِّمُونَ ٱلنَّاسَ ٱلسِّحْرَ وَمَآ أُنزِلَ عَلَى ٱلْمَلَكَيْنِ بِبَابِلَ هَـٰرُوتَ وَمَـٰرُوتَ وَمَا يُعَلِّمَانِ مِنْ أَحَدٍ حَتَّىٰ يَقُولَآ إِنَّمَا نَحْنُ فِتْنَةٌۭ فَلَا تَكْفُرْ فَيَتَعَلَّمُونَ مِنْهُمَا مَا يُفَرِّقُونَ بِهِۦ بَيْنَ ٱلْمَرْءِ وَزَوْجِهِۦ وَمَا هُم بِضَآرِّينَ بِهِۦ مِنْ أَحَدٍ إِلَّا بِإِذْنِ ٱللَّهِ وَيَتَعَلَّمُونَ مَا يَضُرُّهُمْ وَلَا يَنفَعُهُمْ وَلَقَدْ عَلِمُوا۟ لَمَنِ ٱشْتَرَىٰهُ مَا لَهُۥ فِى ٱلْـَٔاخِرَةِ مِنْ خَلَـٰقٍۢ وَلَبِئْسَ مَا شَرَوْا۟ بِهِۦٓ أَنفُسَهُمْ لَوْ كَانُوا۟ يَعْلَمُونَ}}«و ([[یهودیان]]) از آنچه [[شیطان‌ها]] در [[فرمانروایی]] سلیمان (به گوش این و آن) می‌خواندند (که سلیمان [[جادوگر]] است)؛ [[پیروی]] کردند. و سلیمان [[کفر]] نورزید ولی شیطان‌ها [[کافر]] شدند که به [[مردم]] [[جادو]] می‌آموختند و نیز آنچه را بر دو [[فرشته]] [[هاروت و ماروت]] در ([[سرزمین]]) [[بابل]] فرو فرستاده شده بود در حالی که این دو به هیچ‌کس [[آموزشی]] نمی‌دادند مگر که می‌گفتند: ما تنها (ابزار) آزمونیم پس (با بکارگیری جادو) کافر مشو! اما (مردم) از آن دو چیزی را می‌آموختند که با آن میان مرد و همسرش جدایی می‌افکنند- در حالی که جز به [[اذن خداوند]] به کسی [[زیان]] نمی‌رساندند- چیزی را می‌آموختند که به آنان زیان می‌رسانید و برای آنها سودی نداشت و خوب می‌دانستند که هر کس خریدار آن باشد در [[جهان واپسین]] بهره‌ای ندارد و خود را به بد چیزی فروختند، اگر می‌دانستند» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۱۰۲.</ref>. بر پایه نقلی، پس از [[رحلت]] [[حضرت سلیمان]] بر اثر رواج [[سحر]]، [[خداوند]] دو فرشته را به نام‌های هاروت و ماروت فرستاد تا با [[آموختن]] سحر به مردم با [[جادوگران]] و [[شیاطین]] مقابله کنند؛ ولی برخی از [[یهودیان]] با استفاده نابجا از سحر، آن را در راه‌های [[باطل]] همچون جدا کردن [[زن]] از شوهر خود به کار گرفتند<ref>مجمع البیان، ج ۱، ص۳۳۲-۳۲۷؛ المیزان، ج ۱، ص۲۳۵.</ref>؛ با این شیوه که با سحر در [[دل]] زن و شوهر [[کینه]] و [[دشمنی]] می‌افکندند یا یکی از آنها را به کفر می‌کشاندند و از این راه اسباب جدایی آنها را فراهم می‌کردند<ref> احکام القرآن، جصاص، ج ۱، ص۶۹-۷۱؛ مجمع البیان، ج ۱، ص۳۳۲؛ التفسیر الکبیر، ج ۳، ص۲۲۱.</ref>. برخی برآن‌اند که از جمله [[قوانین]] [[شریعت]] سلیمان آن بود که هرکس سحر می‌آموخت باید از همسرش جدا می‌شد<ref>التبیان، ج ۱، ص۳۷۸؛ فقه الصادق، ج ۱۴، ص۳۰۲-۳۰۳.</ref>.<ref>[[سید جعفر صادقی فدکی|صادقی فدکی، سید جعفر]]، [[طلاق (مقاله)|مقاله «طلاق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۵۰۵.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۳۷۲

ویرایش