پرش به محتوا

جهان‌بینی الحادی: تفاوت میان نسخه‌ها

خط ۱۳: خط ۱۳:
بر مبنای [[جهان‌بینی الهی]] است که در عالم [[سیاست]]، مشروعیت از قدرت قابل تفکیک است و تلازمی بین قدرت داشتن و مشروعیت داشتن وجود ندارد. و در این صورت است که در عالم سیاست، این بحث راه پیدا می‌کند که قدرت باید از مشروعیت و حقانیت برخوردار باشد و قدرتی که دلیل بر مشروعیت و حقانیت آن نیست، مشروعیت ندارد و از [[حقّ]] [[امر و نهی]] و اِعمال سیاست برخوردار نیست؛ زیرا به دلیل وجود خدای کاملی که حق سیاست [[مشروع]] یعنی امر و نهی عادلانه لازم ذاتی اوست، تنها قدرتی مشروع و از حقّانیت برخوردار است که مشروعیت امر و نهی خود را از او گرفته باشد؛ و هر نوع سیاست و امر و نهی غیر مستند به [[اذن]] او، [[اعمال]] قدرتی [[نامشروع]] و نا‌بحقّ خواهد بود؛ لکن بنا بر نفی وجود خدای حکیم و نفی جهان‌بینی سیاسی معتقد به وجود منبع اصلی و ذاتی برای مشروعیت سیاست و امر و نهی، معیار و ملاکی برای مشروعیت [[امر و نهی]] و [[سیاست]] وجود نخواهد داشت؛ زیرا همۀ [[انسان‌ها]] نسبت به [[حق امر و نهی]] و سیاست، در [[شأن]] و رتبۀ واحدی قرار دارند و تنها امتیازی که در این زمینه برای [[انسانی]] معین یا گروه انسانی معینی پدیدار می‌گردد، امتیاز برخورداری از [[قدرت]] و [[زور]] بیشتری است که بتواند به وسیلۀ آن، دیگران را در برابر خود وادار به [[فروتنی]] و [[فرمانبرداری]] و [[تبعیت]] کند. در این صورت است که [[مشروعیت]] و حقانیت، معنایی به جز زور و قدرت و تسلّط و قهر نخواهد داشت.
بر مبنای [[جهان‌بینی الهی]] است که در عالم [[سیاست]]، مشروعیت از قدرت قابل تفکیک است و تلازمی بین قدرت داشتن و مشروعیت داشتن وجود ندارد. و در این صورت است که در عالم سیاست، این بحث راه پیدا می‌کند که قدرت باید از مشروعیت و حقانیت برخوردار باشد و قدرتی که دلیل بر مشروعیت و حقانیت آن نیست، مشروعیت ندارد و از [[حقّ]] [[امر و نهی]] و اِعمال سیاست برخوردار نیست؛ زیرا به دلیل وجود خدای کاملی که حق سیاست [[مشروع]] یعنی امر و نهی عادلانه لازم ذاتی اوست، تنها قدرتی مشروع و از حقّانیت برخوردار است که مشروعیت امر و نهی خود را از او گرفته باشد؛ و هر نوع سیاست و امر و نهی غیر مستند به [[اذن]] او، [[اعمال]] قدرتی [[نامشروع]] و نا‌بحقّ خواهد بود؛ لکن بنا بر نفی وجود خدای حکیم و نفی جهان‌بینی سیاسی معتقد به وجود منبع اصلی و ذاتی برای مشروعیت سیاست و امر و نهی، معیار و ملاکی برای مشروعیت [[امر و نهی]] و [[سیاست]] وجود نخواهد داشت؛ زیرا همۀ [[انسان‌ها]] نسبت به [[حق امر و نهی]] و سیاست، در [[شأن]] و رتبۀ واحدی قرار دارند و تنها امتیازی که در این زمینه برای [[انسانی]] معین یا گروه انسانی معینی پدیدار می‌گردد، امتیاز برخورداری از [[قدرت]] و [[زور]] بیشتری است که بتواند به وسیلۀ آن، دیگران را در برابر خود وادار به [[فروتنی]] و [[فرمانبرداری]] و [[تبعیت]] کند. در این صورت است که [[مشروعیت]] و حقانیت، معنایی به جز زور و قدرت و تسلّط و قهر نخواهد داشت.


بنابر آنچه گفتیم؛ [[جهان‌بینی الحادی]]، مبنای توجیه آن دسته از نظریه‌های [[سیاسی]] است که [[حاکمان]] زورگو و [[مستبد]] را خدایان و [[فرمانروایان]] مطلقی می‌دانند که هیچکس را [[حق]] [[سرکشی]] در برابر قدرت آنها نیست و هر چه را که آنان بخواهند و بپسندند، [[حق]] و خیر مطلق است و حق و [[خیر و خوبی]] و سعادتی فراتر از خواسته و ایده و پندار آنان نیست. این همان گفتاری است که [[خدای متعال]] از قول [[فرعون]] [[طغیانگر]] سبکسر [[مصر]] نقل می‌کند که به [[قوم]] خود می‌گفت: {{متن قرآن|مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ}}<ref>«آنچه به شما نشان می‌دهم همان است که می‌اندیشم و شما را جز به راه نیک و درست راهنمایی نمی‌کنم» سوره غافر، آیه ۲۹.</ref>.
بنابر آنچه گفتیم؛ جهان‌بینی الحادی، مبنای توجیه آن دسته از نظریه‌های [[سیاسی]] است که [[حاکمان]] زورگو و [[مستبد]] را خدایان و [[فرمانروایان]] مطلقی می‌دانند که هیچکس را [[حق]] [[سرکشی]] در برابر قدرت آنها نیست و هر چه را که آنان بخواهند و بپسندند، [[حق]] و خیر مطلق است و حق و [[خیر و خوبی]] و سعادتی فراتر از خواسته و ایده و پندار آنان نیست. این همان گفتاری است که [[خدای متعال]] از قول [[فرعون]] [[طغیانگر]] سبکسر [[مصر]] نقل می‌کند که به [[قوم]] خود می‌گفت: {{متن قرآن|مَا أُرِيكُمْ إِلَّا مَا أَرَى وَمَا أَهْدِيكُمْ إِلَّا سَبِيلَ الرَّشَادِ}}<ref>«آنچه به شما نشان می‌دهم همان است که می‌اندیشم و شما را جز به راه نیک و درست راهنمایی نمی‌کنم» سوره غافر، آیه ۲۹.</ref>.


نظریه‌های سیاسی مبتنی بر [[نفی]] وجود خداوند حاکمی که حقانیت و [[مشروعیت حکومت]] و [[امر و نهی]]، ذاتی او باشد، همگی در این نتیجه که زور، مساوی با حق است یکسانند و تفاوت چندانی بین آنکه این زور، در دست یک فرد یا چند فرد قرار گیرد یا با [[رضایت]] دیگر افراد به دست آمده باشد یا بدون رضایت آنها، وجود ندارد؛ لهذا [[سرنوشت]] رژیم‌های [[استبدادی]] [[الحادی]]، با رژیم‌های [[دموکراسی]] الحادی، سرنوشت واحدی است و هر دو نوع [[رژیم]] و همۀ [[رژیم‌های سیاسی]] مبتنی بر [[جهان‌بینی سیاسی]] الحادی به یک نتیجه منتهی می‌شود و آن اینکه خواستۀ فرد یا افراد خاصی از [[جامعه]]، بدون وجود توجیه منطقی و معقول خاصی، بلکه تنها به دلیل چنگانداختن به قدرت و زور به گونه‌ای نامحدود، بر خواستۀ دیگران [[برتری]] می‌یابد و ملاک خوبی، [[خیر]]، [[خوشی]] و [[سعادت]] [[جامعه]] قرار می‌گیرد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]]، ص۸۳-۸۵.</ref>.
نظریه‌های سیاسی مبتنی بر [[نفی]] وجود خداوند حاکمی که حقانیت و [[مشروعیت حکومت]] و [[امر و نهی]]، ذاتی او باشد، همگی در این نتیجه که زور، مساوی با حق است یکسانند و تفاوت چندانی بین آنکه این زور، در دست یک فرد یا چند فرد قرار گیرد یا با [[رضایت]] دیگر افراد به دست آمده باشد یا بدون رضایت آنها، وجود ندارد؛ لهذا [[سرنوشت]] رژیم‌های [[استبدادی]] [[الحادی]]، با رژیم‌های [[دموکراسی]] الحادی، سرنوشت واحدی است و هر دو نوع [[رژیم]] و همۀ [[رژیم‌های سیاسی]] مبتنی بر [[جهان‌بینی سیاسی]] الحادی به یک نتیجه منتهی می‌شود و آن اینکه خواستۀ فرد یا افراد خاصی از [[جامعه]]، بدون وجود توجیه منطقی و معقول خاصی، بلکه تنها به دلیل چنگانداختن به قدرت و زور به گونه‌ای نامحدود، بر خواستۀ دیگران [[برتری]] می‌یابد و ملاک خوبی، [[خیر]]، [[خوشی]] و [[سعادت]] [[جامعه]] قرار می‌گیرد<ref>[[محسن اراکی|اراکی، محسن]]، [[فقه نظام سیاسی اسلام ج۱ (کتاب)|فقه نظام سیاسی اسلام ج۱]]، ص۸۳-۸۵.</ref>.
۱۲۹٬۷۳۷

ویرایش