←مفهوم عبادت از دیدگاه مفسران
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۱۷: | خط ۱۷: | ||
مفسران معانی ذیل را برای عبادت بیان کردهاند: «عبادت» نوعی از [[شکر]] و [[سپاس]] همراه با نوعی از خضوع است که تنها شایسته [[خداوند]] است<ref>طوسی، محمد بن حسن، التبیان، ج۱، ص۳۸.</ref>. «عبادت» بالاترین خضوع و تذلل است لذا جز درباره [[خدا]] انجام نمیگیرد؛ زیرا او صاحب بزرگترین نعمتهاست و از این جهت شایسته بالاترین خضوع است<ref>زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج۱، ص۱۰.</ref>. عبادت [[طاعت]] و تذلل است<ref>قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج۱، ص۱۴۵.</ref>. عبادت کاری است که انسان آن را به عنوان [[تعظیم]] دیگری انجام میدهد، پس عبادت بالاترین درجه از تعظیم است که تنها به مبدأ [[نعمتها]] سزاوار است<ref>فخر رازی، محمد بن عمر، تفسیر کبیر، ج۱، ص۲۴۲.</ref>. | مفسران معانی ذیل را برای عبادت بیان کردهاند: «عبادت» نوعی از [[شکر]] و [[سپاس]] همراه با نوعی از خضوع است که تنها شایسته [[خداوند]] است<ref>طوسی، محمد بن حسن، التبیان، ج۱، ص۳۸.</ref>. «عبادت» بالاترین خضوع و تذلل است لذا جز درباره [[خدا]] انجام نمیگیرد؛ زیرا او صاحب بزرگترین نعمتهاست و از این جهت شایسته بالاترین خضوع است<ref>زمخشری، محمود بن عمر، الکشاف، ج۱، ص۱۰.</ref>. عبادت [[طاعت]] و تذلل است<ref>قرطبی، محمد بن احمد، الجامع لاحکام القرآن، ج۱، ص۱۴۵.</ref>. عبادت کاری است که انسان آن را به عنوان [[تعظیم]] دیگری انجام میدهد، پس عبادت بالاترین درجه از تعظیم است که تنها به مبدأ [[نعمتها]] سزاوار است<ref>فخر رازی، محمد بن عمر، تفسیر کبیر، ج۱، ص۲۴۲.</ref>. | ||
[[تفاسیر]] ذکر شده نیز مانند تفسیر لغویان دارای اشکالاتی است، از جمله اینکه: هرگاه یکی از | [[تفاسیر]] ذکر شده نیز مانند تفسیر لغویان دارای اشکالاتی است، از جمله اینکه: هرگاه یکی از والدین سرمایهای در [[اختیار]] فرزند خود قرار دهد و فرزند در [[مقام]] سپاس، [[دست]] او را ببوسد، در این صورت شکر فرزند، همراه با خضوع است ولی عبادت نیست. [[سجده فرشتگان]] بر [[حضرت آدم]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۴.</ref> خضوعی بس بزرگ بود، [[فرزندان]] [[یعقوب]] و حتی خود یعقوب و همسرش نیز در برابر یوسف، به [[سجده]] افتادند<ref>{{متن قرآن|وَرَفَعَ أَبَوَيْهِ عَلَى الْعَرْشِ وَخَرُّوا لَهُ سُجَّدًا...}} «و [[پدر و مادر]] خود را بر اورنگ (خویش) فرا برد و همه برای او به [[فروتنی]] در افتادند»... [[سوره یوسف]]، [[آیه]] ۱۰۰.</ref>، ولی هیچ کدام از اینها به معنای [[پرستش]] نبود، ممکن است تصور شود چون [[سجده فرشتگان]] به [[امر الهی]] بوده<ref>{{متن قرآن|وَإِذْ قُلْنَا لِلْمَلَائِكَةِ اسْجُدُوا لِآدَمَ فَسَجَدُوا إِلَّا إِبْلِيسَ أَبَى وَاسْتَكْبَرَ وَكَانَ مِنَ الْكَافِرِينَ}} «و (یاد کنید) آنگاه را که به فرشتگان گفتیم: برای آدم فروتنی کنید، همه فروتنی کردند جز ابلیس که سرباز زد و سرکشی کرد و از کافران شد» سوره بقره، آیه ۳۴.</ref> از این جهت از موضوع [[عبادت]] خارج است. در پاسخ باید گفت: امر الهی، تنها [[حکم]] موضوع را [[تغییر]] میدهد نه اصل موضوع را، مثلاً اگر [[خدا]] امر کند [[منافق]] را [[سبّ]] کنید، [[حکم]] [[سب]] را که [[حرمت]] است، [[تغییر]] داده است، اما موضوع آن یعنی سب منافق، تغییر نکرده و واقعاً سب محسوب میشود، حال اگر مطلق [[خضوع]] یا خضوع بینهایت با پرستش مساوی باشد، با امر الهی حکم آن عوض میشود، اما موضوع آن بدون تغییر باقی میماند. | ||
ریشه نارسا بودن تعریفهای بیان شده، عدم توجه به عنصر دیگر است و آن، [[عقیده]] خاصی است که [[انسان]] را به خضوع و [[انقیاد]] وا میدارد. [[موحدان]] با انگیزه [[الوهیت]] و پرستش، در برابر [[خداوند متعال]] [[تعظیم]] و خضوع میکنند؛ لذا عبادت، خضوعی است که از [[اعتقاد]] به «الوهیت» سرچشمه میگیرد. به نظر میرسد شیخ بلاغی نخستین کسی است که توانسته است عبادت را به صورت جامع و مانع تعریف کند، وی در تعریف [[عبادت]] عنصر «الوهیت» را نیز وارد کرده و عبادت را خضویی معنا کرده که همراه با [[اعتقاد]] به الوهیت شخص [[تعظیم]] شده باشد<ref>بلاغی، محمد جواد، آلاء الرحمن، ص۵۷.</ref>. [[آیة الله خویی]] نیز بعد از وی در تعریف [[عبادت]] عنصر «[[ربوبیت]]» را دخیل دانسته و عبادت را تعظیمی همراه با [[اعتقاد]] به ربوبیت [[تعظیم]] شده دانسته است<ref>خوئی، سید ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، ص۵۰۳.</ref>. [[امام خمینی]] نیز [[معتقد]] است عبادت در زبان عربی و [[پرستش]] در زبان فارسی این است که کسی را به عنوان اینکه [[خدا]] است [[ستایش]] کنند خواه به عنوان [[خدای بزرگ]] یا خدای کوچک<ref>موسوی خمینی، سید روح الله، کشف اسرار، ص۲۹.</ref>.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[توحید عبادی (مقاله)|مقاله «توحید عبادی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]]، ص۸۷.</ref> | ریشه نارسا بودن تعریفهای بیان شده، عدم توجه به عنصر دیگر است و آن، [[عقیده]] خاصی است که [[انسان]] را به خضوع و [[انقیاد]] وا میدارد. [[موحدان]] با انگیزه [[الوهیت]] و پرستش، در برابر [[خداوند متعال]] [[تعظیم]] و خضوع میکنند؛ لذا عبادت، خضوعی است که از [[اعتقاد]] به «الوهیت» سرچشمه میگیرد. به نظر میرسد شیخ بلاغی نخستین کسی است که توانسته است عبادت را به صورت جامع و مانع تعریف کند، وی در تعریف [[عبادت]] عنصر «الوهیت» را نیز وارد کرده و عبادت را خضویی معنا کرده که همراه با [[اعتقاد]] به الوهیت شخص [[تعظیم]] شده باشد<ref>بلاغی، محمد جواد، آلاء الرحمن، ص۵۷.</ref>. [[آیة الله خویی]] نیز بعد از وی در تعریف [[عبادت]] عنصر «[[ربوبیت]]» را دخیل دانسته و عبادت را تعظیمی همراه با [[اعتقاد]] به ربوبیت [[تعظیم]] شده دانسته است<ref>خوئی، سید ابوالقاسم، البیان فی تفسیر القرآن، ص۵۰۳.</ref>. [[امام خمینی]] نیز [[معتقد]] است عبادت در زبان عربی و [[پرستش]] در زبان فارسی این است که کسی را به عنوان اینکه [[خدا]] است [[ستایش]] کنند خواه به عنوان [[خدای بزرگ]] یا خدای کوچک<ref>موسوی خمینی، سید روح الله، کشف اسرار، ص۲۹.</ref>.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[توحید عبادی (مقاله)|مقاله «توحید عبادی»]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۳ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی، ج۳]]، ص۸۷.</ref> | ||