پرش به محتوا

صدق در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۶٬۹۷۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۲ ژوئن ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۹: خط ۶۹:


گفتنی است که [[اشاعره]] با توجه به [[انکار]] [[حسن و قبح عقلی]]، از راه [[علم خداوند]] به [[واقعیات]]، [[صادق بودن]] وی را [[قطعی]] می‌دانند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۲۱۷.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[صادق / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «صادق / اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۲.</ref>
گفتنی است که [[اشاعره]] با توجه به [[انکار]] [[حسن و قبح عقلی]]، از راه [[علم خداوند]] به [[واقعیات]]، [[صادق بودن]] وی را [[قطعی]] می‌دانند<ref>التفسیر الکبیر، ج ۱۰، ص۲۱۷.</ref>.<ref>[[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[صادق / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «صادق / اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۲۲.</ref>
==[[راستی در گفتار]]، عمل و [[اعتقاد]]==
صدق‌از مادۀ «ص - د - ق» به معنای [[صلابت]] و [[قوّت]] در گفتار و غیر آن است<ref>تهذیب اللغه، ج ‌۸، ص۲۷۶؛ لسان العرب، ج ۱۰، ص۱۹۵، «صدق».</ref> و کاربرد آن در [[شجاعت]]<ref>تهذیب اللغه، ج ‌۸، ص۲۷۶؛ لسان العرب، ج ۱۰، ص۱۹۶.</ref> به جهت معنای صلابت است و کاربرد آن در برابر [[کذب]]<ref>العین، ج ۵، ص۵۶؛ لسان العرب، ج ۱۰، ص۱۹۳، «صدق».</ref> به جهت قوّت در [[ذات]] [[صدق]] است<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ‌۳، ص۳۳۹؛ العین، ج ‌۵، ص۵۶، «صدق»؛ التحقیق، ج ۶، ص۲۱۴.</ref>؛ زیرا کذب معنای [[سستی]] و بطلان را دربر دارد<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۳۳۹.</ref> برخی نیز اصل در معنای «صدق» را ثَبات دانسته‌‌اند<ref>اقرب الموارد، ج ۳، ص۱۸۹، «صدق».</ref>؛ نیز به گفته برخی، اصل در معنای واژه صدق، تمامیّت و [[صحت]] است و صلابت از لوازم تمامیّت و صحت است و این معنا به حسب کاربست‌های آن متفاوت است، چنان ‎ که [[صدق در اعتقاد]] به معنای مطابقت آن با [[حق]]، و صدق در اظهار اعتقاد، به دور بودن از [[نفاق]]، و [[صدق در گفتار]]، مطابقت آن با واقع، و [[صدق در قول]] انشایی به معنای مطابقت [[قلب]] و [[نیّت]] با آنچه انشاء شده، و صدق در عمل، تمام بودن آن از همه جهات و شرایط است<ref>التحقیق، ج ۶، ص۲۱۴- ۲۱۷، «صدق».</ref>. بر اساس این رویکرد، صدق فضیلتی است [[راسخ]] در [[نفس انسان]] که به موجب آن ظاهر با [[باطن]]، و اقوال و نیّات با [[افعال]] و احوال مطابق و هماهنگ‌اند<ref>مصباح الهدایه، ص۳۴۴.</ref>. به رغم کاربرد واژه صدق در معنای قول، اعتقاد و عمل از سوی بسیاری از واژه‌پژوهان، عدّه‌ای کاربرد کلمه صدق را تنها در گفتار خبری دانسته<ref>نک: مفردات، ص۴۷۸، «صدق».</ref> و شرط در صدق سخن را مطابقت گفتار با اعتقاد [[باطنی]] و مُخْبَرٌعنه می‌دانند<ref>مفردات، ص۴۷۸.</ref> و چنانچه هریک از این دو قید نباشد، صدق کامل تحقق نخواهد یافت<ref>مفردات، ص۴۷۸.</ref>، از این رو گفته شده معنای شایع [[صدق]]، مطابقت آن در [[اثبات]] و [[نفی]] با واقع و نفس الامر است<ref>الکلیات، ص۵۵۶؛ شرح اسماء الحسنى، ص۱۷۵-۱۷۶، «صدق».</ref>. واژه صدق در [[علوم]] گوناگون کاربست یکسانی ندارد، از این رو [[متکلمان اسلامی]] بحث خود را بر [[صدق در گفتار]] متمرکز کرده و [[صدق]] را گاه صفت [[کلام]] و گاه صفت [[متکلم]] دانسته‌اند<ref>شرح باب حادی عشر، ص۱۲۶-۱۲۷؛ شرح المصطلحات الکلامیه، ص۱۸۴ - ۱۸۵.</ref>. در [[اندیشه]] [[فلسفی]]، گاه صدق به مطابق بودن خبر با واقع معنا شده<ref>تفسیر صدر المتألهین، ج ۲، ص۱۴۲ - ۱۴۵.</ref> و گاه صادق به معنای امر متصوَّر، متخیَّل و معقولی دانسته شده که وجود عینی آن مطابق با وجودش در نفس فاعلِ تصور و تخیل و [[تعقّل]] است<ref>شرح المصطلحات الفلسفیه، ص۱۷۳.</ref>. در [[عرفان]]، ضمن تأکید بر اینکه صدق امری وجودی و [[کذب]] امری عدمی است، صدق را وجود محض و کذب را عدم محض دانسته‌اند که میان آن دو هیچ نسبتی نیست<ref>الفتوحات المكیه، ج ۱۲، ص۴۲۸ - ۴۲۹.</ref>. واژه صدق در منابع [[اخلاقی]] در چند معنا به کار رفته است<ref>المحجة البیضاء، ج ۸، ص۱۴۱-۱۴۵؛ کیمیای سعادت، ج ۲، ص۴۷۷.</ref>: ۱. صدق در سخن؛ ۲. صدق در [[نیّت]] که بازگشت آن به [[اخلاص]] است؛ ۳. [[صدق در عزم]] به معنای تصمیم بر کار و [[پایبندی]] به انجام دادن آن؛ ۴. صدق در [[وفا]] به [[عزم]]؛ ۵. صدق در عمل به معنای تصمیم بر انجام دادن کار و منصرف نشدن از آن پیش از اتمام عمل<ref>التفسیر الکبیر، ج ‌۷، ص۱۶۷.</ref>. صدق در عمل، [[کوشش]] در مطابقت ظاهر و [[باطن]] [[اعمال]] است؛ زیرا ظاهر اعمال نباید با باطن آن منافات داشته باشد<ref>مقامات القلب، ص۲۹۸.</ref>. [[علمای اخلاق]] از صدق، به [[برترین]] درجات و [[مقامات]] در [[دین]] تعبیر کرده‌ا‌ند؛ مانند صدق در [[صبر]]، [[شکر]]، [[خوف و رجا]]، [[زهد]]، [[رضا]]، [[حبّ]] و [[توکّل]] که هرکس به این [[حقایق]] و لوازم و آثار آنها متّصف باشد [[صدّیق]] است و آن کس که فقط به این امور متصف باشد، بدون لوازم و آثار آن او کاذب است<ref>المحجة البیضاء، ج ۸، ص۱۴۵؛ جامع السعادات، ج ۲، ص۲۵۶-۲۵۸.</ref>. گفته شده پایین‌ترین مرحله صدق، [[مخالفت]] نداشتن هر یک از زبان و [[قلب]] با یکدیگر است<ref>مصباح الشریعه، ص۳۵.</ref>. موارد کاربرد کلمه [[صدق]] شامل سه حوزه گفتار، [[اعتقاد]] و عمل است. دیدگاه بسیاری از واژه‌شناسان هم [[مؤیّد]] همین تقسیم است<ref>مفردات، ص۴۷۹؛‌ التحقیق، ج ۶، ص۲۱۵؛ قاموس قرآن، ج ۴، ص۱۱۶،‌ «صدق».</ref>. کاربست‌های واژه صدق و مشتقات آن در [[قرآن]] به وضوح دلالت دارد که بسیاری از موارد کاربرد آن درباره [[صدق]] در عمل است، از این رو بررسی واژه صدق در این مقاله تنها در حوزه [[صدق در گفتار]] نیست، بلکه گفتار، [[عقیده]] و عمل هر سه را دربرمی‌گیرد.
واژه صدق و مشتقات آن ۱۵۵ بار در ۴۹ [[سوره]] و ۱۴۴ [[آیه]] از [[قرآن]] به کار رفته و با توجه به متعلَّق آن، به معنای متناسب آن آمده است. کلمه «صِدّیق» صیغه [[مبالغه]] و از مشتقات واژه صدق، به معنای بسیار راستگوست و به کسی گفته می‌شود که به سبب [[عادت]] به [[راستگویی]]، [[دروغ]] نمی‌گوید<ref>مفردات، ص۴۷۸ - ۴۷۹؛ مجمع البحرین، ج ۵، ص۱۹۹، «صدق».</ref>. از پیامبرانی مانند ابراهیم<ref>{{متن قرآن|وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَـٰبِ إِبْرَٰهِيمَ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّا}}«و در این کتاب از ابراهیم یاد کن که او پیامبری بسیار راستگو بود» سوره مریم، آیه ۴۱.</ref>، [[ادریس]]<ref>{{متن قرآن|وَٱذْكُرْ فِى ٱلْكِتَـٰبِ إِدْرِيسَ إِنَّهُۥ كَانَ صِدِّيقًۭا نَّبِيًّۭا}}«و در این کتاب، ادریس را یاد کن که پیامبری بسیار راستگو بود» سوره مریم، آیه ۵۶.</ref> و یوسف<ref>{{متن قرآن|يُوسُفُ أَيُّهَا ٱلصِّدِّيقُ أَفْتِنَا فِى سَبْعِ بَقَرَٰتٍۢ سِمَانٍۢ يَأْكُلُهُنَّ سَبْعٌ عِجَافٌۭ وَسَبْعِ سُنۢبُلَـٰتٍ خُضْرٍۢ وَأُخَرَ يَابِسَـٰتٍۢ لَّعَلِّىٓ أَرْجِعُ إِلَى ٱلنَّاسِ لَعَلَّهُمْ يَعْلَمُونَ}}«یوسف، ای (یار) راستگو! درباره (خواب دیدن) هفت گاو فربه که هفت گاو لاغر آنها را می‌خورند و هفت خوشه سبز و هفت خوشه خشک دیگر نظرت را به ما بگو باشد که من نزد مردم برگردم شاید که (به تعبیر آن) دانا گردند» سوره یوسف، آیه ۴۶.</ref> نیز با عنوان «صِدّیق» و از کسانی که به [[خدا]] و [[پیامبران]] [[ایمان]] آورده‌اند با عنوان {{متن قرآن|الصِّدِّیقُون}}<ref>{{متن قرآن|وَٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ بِٱللَّهِ وَرُسُلِهِۦٓ أُو۟لَـٰٓئِكَ هُمُ ٱلصِّدِّيقُونَ وَٱلشُّهَدَآءُ عِندَ رَبِّهِمْ لَهُمْ أَجْرُهُمْ وَنُورُهُمْ وَٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ وَكَذَّبُوا۟ بِـَٔايَـٰتِنَآ أُو۟لَـٰٓئِكَ أَصْحَـٰبُ ٱلْجَحِيمِ}}«و کسانی که به خداوند و پیامبرانش ایمان آورده‌اند، نزد پروردگار خویش همان راستگویان و شهیدانند؛ آنان راست پاداش و فروغشان؛ و آن کسان که کافر شدند و آیات ما را دروغ شمردند دوزخی‌اند» سوره حدید، آیه ۱۹.</ref> و نیز از مریم<ref>{{متن قرآن|مَّا ٱلْمَسِيحُ ٱبْنُ مَرْيَمَ إِلَّا رَسُولٌۭ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ ٱلرُّسُلُ وَأُمُّهُۥ صِدِّيقَةٌۭ كَانَا يَأْكُلَانِ ٱلطَّعَامَ ٱنظُرْ كَيْفَ نُبَيِّنُ لَهُمُ ٱلْـَٔايَـٰتِ ثُمَّ ٱنظُرْ أَنَّىٰ يُؤْفَكُونَ}}«مسیح پسر مریم جز پیامبری نبود که پیش از او (نیز) پیامبران (بسیار) گذشتند و مادر او زنی بسیار راستکردار بود؛ هر دو غذا می‌خوردند؛ بنگر چگونه آیات (خویش) را برای آنان روشن می‌داریم سپس بنگر به کجا باز گردانده می‌شوند!» سوره مائده، آیه ۷۵.</ref> با عنوان {{متن قرآن|صِدِّیقه}} یاد شده است.
واژه «صَدَقَه» از دیگر مشتقات این واژه است که در [[قرآن]] آمده<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا ٱلصَّدَقَـٰتُ لِلْفُقَرَآءِ وَٱلْمَسَـٰكِينِ وَٱلْعَـٰمِلِينَ عَلَيْهَا وَٱلْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ وَفِى ٱلرِّقَابِ وَٱلْغَـٰرِمِينَ وَفِى سَبِيلِ ٱللَّهِ وَٱبْنِ ٱلسَّبِيلِ فَرِيضَةًۭ مِّنَ ٱللَّهِ وَٱللَّهُ عَلِيمٌ حَكِيمٌۭ}}«زکات، تنها از آن تهیدستان و بیچارگان و مأموران (دریافت) آنها و دلجویی‌شدگان و در راه (آزادی) بردگان و از آن وامداران و (هزینه) در راه خداوند و از آن در راه‌ماندگان است که از سوی خداوند واجب گردیده است و خداوند دانایی فرزانه است» سوره توبه، آیه ۶۰. * {{متن قرآن|خُذْ مِنْ أَمْوَٰلِهِمْ صَدَقَةًۭ تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَوٰتَكَ سَكَنٌۭ لَّهُمْ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}«از دارایی‌های آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک می‌داری و پاکیزه می‌گردانی و برای آنها (به نیکی) دعا کن که دعای تو (مایه) آرامش آنان است و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۱۰۳.</ref> و به معنای پرداخت [[مال]] در امر [[مستحب]] به قصد نزدیک شدن به خداست و قصد [[صدقه]] دهنده [[اثبات]] [[صدق در کردار]] خویش است<ref>مفردات، ص۴۸۱.</ref> و در وجه [[تسمیه]] آن گفته شده که [[بنده]] با آن، [[صدق]] [[عبودیّت]] خویش را اظهار می‌کند.
«صَدْقَة»، «صُدْقَه» و «صَدُقَه» مهریه [[همسر]]<ref>اقرب الموارد، ج ۳، ص۱۹۰، «صدق».</ref> و جمع آن در قرآن «صَدُقات» آمده است<ref>{{متن قرآن|وَءَاتُوا۟ ٱلنِّسَآءَ صَدُقَـٰتِهِنَّ نِحْلَةًۭ فَإِن طِبْنَ لَكُمْ عَن شَىْءٍۢ مِّنْهُ نَفْسًۭا فَكُلُوهُ هَنِيٓـًۭٔا مَّرِيٓـًۭٔا}}«و کابین زنان را با خشنودی به آنان بپردازید و اگر با خوشدلی چیزی از آن را به شما بخشیدند نوش و گوارا بخورید» سوره نسا، آیه ۴.</ref> مهریه [[زنان]] از این رو «صَداق» نیز نامیده شده که بر [[صداقت]] در [[دوستی]] دلالت دارد<ref>الکلیات، ص۵۵۶.</ref>. در این مقاله، افزون بر واژه [[صدق]] و مشتقّات آن از برخی واژگان ترکیبی مانند {{متن قرآن|قَوْل الحَقّ}} ([[سخن راست]])<ref>تفسیر لاهیجی، ج ‌۱، ص۷۷۷.</ref> و «قول سَدید» (سخنی موافق با [[شرع]] و [[حق]])<ref>مجمع البحرین، ج ۳، ص۶۶.</ref> و برخی جملات دیگر استفاده شده است؛ نیز از واژگانی همچون [[حقّ]]، [[عهد]]، [[وفا]]، [[عدل]]؛ نیز [[ایمان]] که در برخی کاربردهای [[قرآنی]] آن با مفهوم صدق و [[راستی]] [[قرابت]] معنایی فراوانی دارد.
حق در لغت به معنای ثابت و انکارناپذیر است و در اصطلاح به معنای [[مطابق با واقع]]<ref>معجم الفروق اللغویه، ص۱۹۳.</ref>. این واژه در [[قرآن]] بنا بر نقلی به ۱۲<ref>الوجوه و النظائر، ص۴۶۰ - ۴۶۱.</ref> یا ۳۰ معنا<ref>وجوه القرآن، ص۱۸۷.</ref> از جمله صدق و راستی آمده است. در [[آیات]] {{متن قرآن|فَیَکُونُ قَوْلُهُ الْحَق}}<ref>{{متن قرآن|وَهُوَ ٱلَّذِى خَلَقَ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضَ بِٱلْحَقِّ وَيَوْمَ يَقُولُ كُن فَيَكُونُ قَوْلُهُ ٱلْحَقُّ وَلَهُ ٱلْمُلْكُ يَوْمَ يُنفَخُ فِى ٱلصُّورِ عَـٰلِمُ ٱلْغَيْبِ وَٱلشَّهَـٰدَةِ وَهُوَ ٱلْحَكِيمُ ٱلْخَبِيرُ}}«و اوست آن کس که آسمان‌ها و زمین را به درستی آفرید و روزی که فرماید: باش! بی‌درنگ خواهد بود، گفتار او راستین است و روزی که در «صور» دمند فرمانفرمایی از آن اوست؛ دانای نهان و آشکار است و او فرزانه آگاه است» سوره انعام، آیه ۷۳.</ref> و {{متن قرآن|إِنَّ وَعْدَ اللَّهِ حَقٌّ}}<ref>«آگاه باشید که به راستی هرچه در آسمان‌ها و زمین است از آن خداوند است؛ آگاه باشید که بی‌گمان وعده خداوند راستین است امّا بیشتر آنان نمی‌دانند» سوره یونس، آیه ۵۵.</ref>حق به همین معناست.<ref>[[لطف‌الله خراسانی|خراسانی، لطف‌الله]]، [[صدق (مقاله)|مقاله «صدق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۶۷.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۷۴: خط ۸۵:
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱''']]
# [[پرونده:55210091.jpg|22px]] [[محمد جعفر سعیدیان‌فر|سعیدیان‌فر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''فرهنگ‌نامه پیامبر در قرآن کریم ج۱''']]
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[صادق / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «صادق / اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']]
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[سید رضا اسحاق‌نیا تربتی|اسحاق‌نیا تربتی، سید رضا]]، [[صادق / اسماء و صفات (مقاله)|مقاله «صادق / اسماء و صفات»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']]
# [[پرونده:13681050.jpg|22px]] [[لطف‌الله خراسانی|خراسانی، لطف‌الله]]، [[صدق (مقاله)|مقاله «صدق»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|'''دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۳۷۲

ویرایش