پرش به محتوا

بنی امیة بن زید: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱٬۸۳۵ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۴ اکتبر ۲۰۲۵
جز
جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع'
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اوس | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==نسب قوم== بنی امیة بن زید از تبار قبایل قحطانی<ref>ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۷-۳۸۸.</ref> و از فروعات طایفه بنی زید بن قیس<ref>هشام بن محمد...» ایجاد کرد)
 
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع')
 
(۴ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۲ کاربر نشان داده نشد)
خط ۷: خط ۷:


==نسب قوم==
==نسب قوم==
بنی امیة بن زید از تبار [[قبایل قحطانی]]<ref>ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۷-۳۸۸.</ref> و از فروعات [[طایفه]] [[بنی زید بن قیس]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۵؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۴۴.</ref> و از شاخه‌های [[قبیله]] بزرگ اوس‌اند که نسب از [[امیة]] بن زید بن قیس بن عامر بن مرّة بن مالک بن اوس می‌برند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۷-۳۸۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۶ و۴۷۱؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۹، ص۱۷۵؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. در گذشته، به [[فرزندان]] زید بن قیس و به تعبیر رساتر، به افراد طایفه [[بنی مرة بن مالک بن اوس]] –شاخه بالاتر طایفه بنی امیة بن زید- «جَعادره» گفته می‌شد<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۸۲؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۰؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۵.</ref>. آنها را از این‌رو به این نام می‌خواندند چون، وقتی فردی را در پناه خود می‌گرفتند، به او می‌گفتند: «جَعدَر حیث شئت؛ یعنی هر جا که می‌خواهی برو، هیچ آسیبی به تو نمی‌رسد»<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. در نقل دیگر، کوتاهی قدّشان، دلیل خوانده شدن آنان به این نام بیان شده است<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
بنی امیة بن زید از تبار [[قبایل قحطانی]]<ref>ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۷-۳۸۸.</ref> و از فروع [[طایفه]] [[بنی زید بن قیس]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۵؛ ابن خلدون، تاریخ، ج۲، ص۳۴۴.</ref> و از شاخه‌های [[قبیله]] بزرگ [[اوس]] هستند که نسب از [[امیة بن زید بن قیس بن عامر بن مرّة بن مالک بن اوس]] می‌برند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۷-۳۸۸؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۶ و۴۷۱؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۹، ص۱۷۵؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. در گذشته، به [[فرزندان]] زید بن قیس و به تعبیر رساتر، به افراد طایفه [[بنی مرة بن مالک بن اوس]] –شاخه بالاتر طایفه بنی امیة بن زید- «جَعادره» گفته می‌شد<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۸۲؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۰؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۵.</ref>. آنها را از این‌رو به این نام می‌خواندند چون، وقتی فردی را در پناه خود می‌گرفتند، به او می‌گفتند: «جَعدَر حیث شئت؛ یعنی هر جا که می‌خواهی برو، هیچ آسیبی به تو نمی‌رسد»<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. در نقل دیگر، کوتاهی قدّشان، دلیل خوانده شدن آنان به این نام بیان شده است<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


==مساکن بنی امیة بن زید==
==مساکن بنی امیة بن زید==
بنی امیه نیز، به مانند دیگر [[اقوام]] [[انصاری]] خود، در [[مدینه]] ساکن بودند. [[قلعه]]«[[راتج]]» -که برخی از آن با نام «رابخ»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۶۹ و ۲۷۶.</ref> و نیز «ارتج»<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۱، ص۳۲۱.</ref> یاد کرده‌اند- از مهمترین منازل این قوم در این [[شهر]] بود که جمع زیادی از ایشان در کنار دیگر [[فرزندان]] [[بنی زید بن قیس]] در کنار طوایفی چون بنی [[سعید بن مرة بن مالک]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۵؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۵۰.</ref> و بنی زعوراء بن جشم<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۷۵؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۴۲؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۱۲؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۹.</ref> در آن [[زندگی]] می‌کردند. [[حره]] شرقی [[مدینه]]، [[منزل]] اصلی این [[قوم]] به شمار می‌رفت که هر یک از فروعات بزرگ این [[طایفه]]، در آن جایی را برای سکونت، به خود اختصاص داده بودند. بنی امیة بن زید بن قیس در این حره، در میان [[یهودیان]]، و در محله‌ای که نزدیک [[چاه]] «العهن» قرار داشت<ref>مطری، التعریف بما أنست الهجرة من معالم دار الهجره، ص۸۱- ۷۸؛ حسین بن علی بن مکی، تاریخ مکه و المدینه و الطائف، برگ ۵۰. «العهن»: چاهی است در منطقه عوالی که اطراف آن تا ایام «مطری» نویسنده کتاب «التعریف» زراعت می‌شده و آب فراوانی داشته و هیچگاه خشک نمی‌شده است. (نک: مطری، التعریف بما أنست الهجرة من معالم دار الهجره، ص۶۲.)</ref> و به نام خودشان –بنی امیة بن زید- خوانده می‌شد، [[سکونت]] داشتند. این منطقه دارای کانالی بود، که [[نهر]] «مذینیب» از بین خانه‌های آنها عبور می‌کرد و سپس در «[[دشت]] [[بنی خطمه]]» به نهر [[بنی قریظه]] می‌پیوست<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. بر اساس آنچه که «ابن زباله» ([[محمد بن حسن مخزومی]]، معروف به ابن زباله، مؤلف کتاب «[[اخبار]] المدینه»، م. حدود ۲۰۰ [[هجری]]) در باب منازل [[بنی نضیر]] در «النواعم» بیان کرده، منازل بنی امیة بن زید نزدیک آنها قرار داشته است. ابن زباله می‌گوید: آنها دژی به نام «العذق» ساختند که قسمت بالایی آن رو به [[مسجد]] بنی امیه بود و قلعه‌ای هم ساختند که در منازل [[آل رویفع]] که در جانب شرقی مسجد بنی امیه ساکن بودند، قرار داشت<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
بنی امیه نیز، به مانند دیگر [[اقوام]] [[انصاری]] خود، در [[مدینه]] ساکن بودند. [[قلعه]]«[[راتج]]» -که برخی از آن با نام «رابخ»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۶۹ و ۲۷۶.</ref> و نیز «ارتج»<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۱، ص۳۲۱.</ref> یاد کرده‌اند- از مهمترین منازل این قوم در این [[شهر]] بود که جمع زیادی از ایشان در کنار دیگر [[فرزندان]] [[بنی زید بن قیس]] در کنار طوایفی چون بنی [[سعید بن مرة بن مالک]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۷؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۵؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۵۰.</ref> و بنی زعوراء بن جشم<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۷۵؛ عوتبی صحاری، الانساب، ج۲، ص۵۴۲؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۱۲؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۹.</ref> در آن [[زندگی]] می‌کردند. [[حره]] شرقی [[مدینه]]، [[منزل]] اصلی این [[قوم]] به شمار می‌رفت که هر یک از فروع بزرگ این [[طایفه]]، در آن جایی را برای سکونت، به خود اختصاص داده بودند. بنی امیة بن زید بن قیس در این حره، در میان [[یهودیان]]، و در محله‌ای که نزدیک [[چاه]] «العهن» قرار داشت<ref>مطری، التعریف بما أنست الهجرة من معالم دار الهجره، ص۸۱- ۷۸؛ حسین بن علی بن مکی، تاریخ مکه و المدینه و الطائف، برگ ۵۰. «العهن»: چاهی است در منطقه عوالی که اطراف آن تا ایام «مطری» نویسنده کتاب «التعریف» زراعت می‌شده و آب فراوانی داشته و هیچگاه خشک نمی‌شده است. (نک: مطری، التعریف بما أنست الهجرة من معالم دار الهجره، ص۶۲.)</ref> و به نام خودشان –بنی امیة بن زید- خوانده می‌شد، [[سکونت]] داشتند. این منطقه دارای کانالی بود، که [[نهر]] «مذینیب» از بین خانه‌های آنها عبور می‌کرد و سپس در «[[دشت]] [[بنی خطمه]]» به نهر [[بنی قریظه]] می‌پیوست<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>. بر اساس آنچه که «ابن زباله» ([[محمد بن حسن مخزومی]]، معروف به ابن زباله، مؤلف کتاب «[[اخبار]] المدینه»، م. حدود ۲۰۰ [[هجری]]) در باب منازل [[بنی نضیر]] در «النواعم» بیان کرده، منازل بنی امیة بن زید نزدیک آنها قرار داشته است. ابن زباله می‌گوید: آنها دژی به نام «العذق» ساختند که قسمت بالایی آن رو به [[مسجد]] بنی امیه بود و قلعه‌ای هم ساختند که در منازل [[آل رویفع]] که در جانب شرقی مسجد بنی امیه ساکن بودند، قرار داشت<ref>سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۶.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
 
==بنی امیة بن زید و تاریخ جاهلی==
از اخبار این قوم در این دوره می‌توان از مشارکت برخی از آنان در بعضی از جنگ‌های جاهلی یاد کرد. [[جنگ]] «[[بُعاث]]» یکی از مهمترین بلکه مهمترین رزم جاهلی [[اوس و خزرج]] بود که بنی امیة بن زید نقش‌آفرین آن بودند. در بیان سبب وقوع این جنگ که پنج سال پیش از ورود [[رسول خدا]]{{صل}} به [[مدینه]] اتفاق افتاد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۳۸۳ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی‌، ج۱۷، ص۸۳.</ref> و آخرین [[جنگ]] از جنگ‌های مشهور [[جاهلی]] بین [[اوس و خزرج]] به شمار می‌رفت، چنین گفته شده که: زمانی که [[بنی قریظه]] و [[بنی نضیر]]، پیمان‌های خود را با [[اوس]] تجدید کردند، [[قبایل]] دیگری از [[یهود]] نیز به ایشان پیوستند. مردان [[خزرج]] با شنیدن خبر [[اتحاد]] آنان، گرد هم آمدند و [[هم‌پیمانان]] خود را از قبایل [[اشجع]] و [[جهینه]] فرا خواندند. اوس نیز برای هم‌پیمانان خود از [[قبیله مزینه]] [[پیام]] فرستاد و آنان را به یاری‌طلبید<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی‌، ج۱۷، ص۸۱-۸۵؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۸۰-۶۸۱.</ref>. پس از فراهم آمدن نیروها، [[حضیر الکتائب بن سماک]] -[[رییس قبیله]] اوس- نزد [[ابوقیس بن اسلت]] رفت و به او دستور داد تا [[اوس الله]] را برای او جمع کند. [[ابوقیس]] نیز، [[طوایف]] اوس الله ([[اوس منات]]) –که بنی امیة بن زید یکی از ایشان بودند- را برای او جمع کرد. حضیر در جمع آنان برخاست و در حالی که به کمان خود تکیه داده بود به [[سخنرانی]] پرداخت و ضمن [[تحریض]] آنان به [[نبرد]]، به آنها دستور داد که در جنگ خود جدی باشند<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی‌، ج۱۷، ص۸۳.</ref>. وی سپس از آنها خواست تا با [[فرماندهی]] ابوقیس وارد [[کارزار]] با خزرج شوند. اما ابوقیس بن اسلت از پذیرش این [[مسئولیت]] سر باز زد؛ از این‌رو، حضیرالکتائب ناچار خود فرماندهی [[قوم]] اوس را بر عهده گرفت<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی‌، ج۱۷، ص۸۴-۸۵.</ref>. سرانجام جنگ پس از حدود دو ماه [[آماده‌سازی]] طرفین، آغاز شد و اوسی‌ها توانستند پس از [[شکست]] اولیه در برابر خزرج، با اقدام حضیر در زخمی کردن خود و تحریض اوس به باقی ماندن در صحنه نبرد، بر قوم [[خزرجی]] فائق آیند<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی‌، ج۱۷، ص۸۱-۸۵؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۸۰-۶۸۱.</ref>. حضیر الکتائب را در حالی که زخمی بود، جهت مداوا نزد [[طلیب بن ربعی بن عبد الأشهل بن أمیة بن زید]] آوردند اما مداوا افاقه نکرد و او کشته شد. طلیب، پس از [[مرگ]] بنایی بر سر [[قبر]] حضیر ساخت<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۳۸۹؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۶.</ref>.
 
[[عقاید]] مذهبی نیز از دیگر [[اخبار]] [[جاهلی]] [[اقوام]] مختلف [[عرب]] است که در منابع بدان پرداخته شده است. از لحاظ [[اعتقادات]] مذهبی، بنی عطیة بن زید نیز بسان غالب [[طوایف]] [[قبیله]] [[اوس و خزرج]]، در ایام [[جاهلیت]]، [[بت]] می‌پرستیدند<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۲۴۳.</ref>؛ آنان بت‌های زیادی را به خدایی گرفته بودند که از قدیمی‌ترین آنها بت «[[منات]]» بود. این بت در منطقه [[حجاز]] و تهامه و در [[ساحل]] [[دریای سرخ]] میان [[مکه]] و [[مدینه]] در هفت میلی مدینه در محلی به نام «مشلّل» [[نصب]] شده بود و [[معبود]] شعب گوناگون [[ازدی]] اعم از اوس و خزرج، [[خزاعه]]، [[غسان]] (نه [[غسانیان]] [[مسیحی]]) و [[ازد]] شنوءه به شمار می‌رفت<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۳-۱۴؛ محمد ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۲۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۷۹.</ref>. [[ازدیان]] این بت را که [[الهه]] [[قضا و قدر]] بود و [[حاجات]] آنان و به ویژه [[بارش باران]] را برآورده می‌کرد<ref>زمخشری، الکشاف، ج۴، ص۴۲۳؛ جواد علی، المفصل فی تاریخ العرب قبل الاسلام، ج۶، ص۲۵۰.</ref>، بزرگ می‌داشتند و برایش [[قربانی]] کرده، هدایایشان را نثارشان می‌کردند. [[مردم]] [[قبایل]] اوس و خزرج پس از انجام [[مناسک حج]]، مکه را به قصد منطقه مُشَلَّل در ساحل دریای سرخ ترک می‌کردند. آنها پس از ذکر تلبیه منات، [[طواف]] و قربانی، سرهای خود را نزد این بت تراشیده، از [[احرام]] بیرون می‌آمدند<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۴؛ ازرقی، اخبار مکه، ج۱، ص۱۲۵؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۱۳۶ و ۲۰۴.</ref>. آنان نزد این بت به [[تهلیل]] ([[هلهله]] و فریاد کشیدن) می‌پرداختند<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۲۰۴.</ref> و آن را اتمام [[حج]] خود می‌پنداشتند<ref>هشام بن محمد کلبی، الاصنام، ص۱۳-۱۴.</ref>. نامیده شدن طوایفی از [[اوس]] به «[[اوس مَنات]]» که شامل طوایف: [[بنی واقف]]، [[بنی خَطْمَه]] و طوایف [[بنی وائل]]، [[بنی عطیه]] و بنی امیه می‌شد<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۲۶. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۷؛ ج۴، ص۲۸۳؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.</ref>، خود می‌تواند بیان از عمق [[نفوذ]] منات‌پرستی در [[دل]] مردم اوس و خزرج و طوایفش -از جمله بنی امیة بن زید- داشته باشد. [[فرزندان]] امیة بن زید تحت تأثیر بزرگان خود -از جمله [[ابوقیس بن اسلت]]- تا [[سال پنجم هجری]] که [[یهودیان]] [[تبعید]] و اتحادیه [[قبایل]] در [[نبرد احزاب]] ناکام ماندند، همچنان به [[بت‌پرستی]] خود ادامه دادند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۷؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۳۷- ۴۳۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۹۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
 
==بنی امیة بن زید و پذیرش اسلام==
پذیرش [[اسلام]] در بین [[بنی زید]] قدری با تأخیر همراه بود<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۵.</ref>. در پی ظهور [[اسلام در مدینه]] و پس از [[پیمان عقبه]] اول، [[رسول]] [[ختمی مرتبت]]{{صل}}، [[مصعب بن عمیر]] را جهت [[تبلیغ اسلام]] و [[آموزش قرآن]] و [[احکام اسلام]] به [[مدینه]] اعزام کرد<ref>ابن هشام، [[السیرة النبویه]]، ج۱، ص۴۳۴؛ [[بیهقی]]، [[دلائل النبوه]] و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۴۳۱؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما لل[[نبی]] من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع‌، ج۱، ص۵۲.</ref>. با تلاش‌های مصعب بن عمیر و [[تبلیغات]] بی‌وقفه او، اسلام در تمام خانه‌های [[انصار]] آشکار شد و بیشتر خزرجی‌ها و نیز جمعی از [[مردم]] [[اوس]] که در قسمت‌های بالای [[شهر مدینه]] [[زندگی]] می‌کردند، [[مسلمان]] شدند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۷.</ref>. این روند با ورود [[پیامبر]]{{صل}} به مدینه، ادامه یافت؛ چندان که دیری نگذشت که تقریباً تمامی خزرجی‌ها و بسیاری از تیره‌های [[اوسی]] مسلمان شدند؛ امّا دیگر شاخه‌های اوس همچون: [[بنی واقف]]، [[بنی خَطْمَه]] و [[طوایف]] [[بنی وائل]]، [[بنی عطیه]] و بنی امیه که به آنها «[[اوس مَنات]]» گفته می‌شد<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۲۶. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۷ و ج۴، ص۲۸۳؛ سمهودی، وفاء الوفاء بأخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۷.</ref>، در [[سایه]] [[هم‌پیمانی]] با یهودیان [[بنی نضیر]] و [[بنی قریظه]]<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۲۴.</ref>، و تحت تأثیر بزرگان خود -از جمله ابوقیس بن اسلت- اسلام نیاوردند و تا سال پنجم هجری که یهودیان [[تبعید]] و اتحادیه [[قبایل]] در نبرد احزاب ناکام ماندند، همچنان به بت‌پرستی خود ادامه دادند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۸۷؛ ج۴، ص۲۸۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۳۷- ۴۳۸؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۹۰.</ref>. در این سال، بقیه [[اوسیان]] نیز [[اسلام]] آوردند و [[پیامبر]]{{صل}} نام [[اوس منات]] را به «[[اوس الله]]» [[تغییر]] داد<ref>ابن سلام، النسب، ص۲۷۰.</ref>.
 
==مشاهیر بنی امیة بن زید==
از مشاهیر و معاریف این [[طایفه]] -علاوه بر [[طلیب بن ربعی]] که در متن به نامش اشاره شد،- می‌توان از [[سکن بن معاویة بن امیة بن زید بن قیس]] ملقب به «ذوالقرط»<ref>زبیدی، تاج العروس، ج۱۰، ص۳۷۳.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۲۰: خط ۳۱:
{{پانویس}}
{{پانویس}}


[[رده:اوس]]
{{قبایل عرب}}
[[رده:اوس و خزرج]]
[[رده:قبیله‌های عرب]]
۲۲۴٬۸۴۸

ویرایش