بنی زریق: تفاوت میان نسخه‌ها

۲۶٬۹۸۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۹ ژوئن ۲۰۲۵
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اوس | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==نسب قوم== بنی زریق از جمله قبایل قحطانی<ref>سمعانی، الانساب، ج۶، ص۲۸۵؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۷۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۴۷۱.</re...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۷: خط ۱۷:
پس از خروج بنی زریق از محله بنی بیاضه، [[بنی‌بیاضه]] و بنی‌حبیب که در سر سودای [[انتقام]] داشتند، مدتی از [[جنگ]] با بنی‌زُریق خودداری کردند. در این مدت، فرستادگانی بین آنها رد و بدل شد. بنی‌زُریق خواستار [[صلح]] و پرداخت خون‌بها شدند و به بنی‌حبیب پیشنهاد دادند که در ازای [[خون]] بها، بخشی از سرزمین‌های جدیدشان را به ایشان واگذار کنند. با پذیرش این پیشنهاد از سوی بنی حبیب، جنگ متوقف شد. از آن پس، منطقه مذکور که بنی زریق بابت [[دیه]] به بنی حبیب و بنی بیاضه واگذار کرده بودند، «زقاق الدیه: کوچه خون‌بها» نامیده شد. پس از واگذاری این منطقه، یکی از [[طوایف]] بنی‌بیاضه موسوم به [[بنی‌مالک بن زید بن حبیب بن عبد حارثه]]، به این منطقه نقل مکان کردند و در آن سکنی گزیدند. بنی معلی بن لوذان –از خاندان‌های [[بنی مالک بن زید]]- در این مکان، قلعه‌ای برای خود بنا نهادند و در میان بنی زریق ماندگار شدند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۳.</ref>. اما طولی نکشید که یکی از افراد [[طایفه بنی زریق]] به نام [[حصن بن خالد زرقی]] به‌دست [[عبید بن معلی]] کشته شد. بنی زریق به [[انتقام]] برخاسته، قصد هلاک او را کردند اما با [[تغییر]] تصمیم خود، به بنی معلی پیشنهاد دادند که بنی زریق از [[اموال]] خود [[دیه]] حصن بن خالد را پرداخت خواهند کرد به شرطی که بنی معلی از [[اتحاد]] با [[بنی بیاضه]] دست بشویند و با بنی زریق [[متحد]] شوند. آنان نیز پذیرفتند و بدین ترتیب، [[بنی معلی بن لوذان]] و بنی زریق [[هم‌پیمان]] شدند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۴.</ref>. از دیگر قلاع بنی زریق در [[مدینه]] می‌توان به نام قلعه المسیر اشاره کرد. برخی منابع در خلال [[غزوه خندق]] از این قلعه سخن به میان آورده‌اند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۵۴.</ref>. از مواطن شناخته شده اسلامی این طایفه علاوه بر مدینه می‌توان از کوفه<ref>ر.ک: محمد السماوی، ابصار العین فی انصار الحسین{{ع}}، ص۱۵۸؛ نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۸، ص۸۶.</ref>، [[بصره]]<ref>ر.ک: بخاری، التاریخ الکبیر، ص۳، ص۳۲۳؛ ابن حبان، الثقات، ج۶، ص۳۰۹.</ref>، [[بغداد]]<ref>ر.ک: خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۲، ص۱۸۲ و ج۹، ص۳۵۳.</ref> و نیز [[مصر]]<ref>ر.ک: ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۲۶۵.</ref> و [[برقه]] [[اندلس]]<ref>ر.ک: ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۴، ص۹۰.</ref> یاد کرد.
پس از خروج بنی زریق از محله بنی بیاضه، [[بنی‌بیاضه]] و بنی‌حبیب که در سر سودای [[انتقام]] داشتند، مدتی از [[جنگ]] با بنی‌زُریق خودداری کردند. در این مدت، فرستادگانی بین آنها رد و بدل شد. بنی‌زُریق خواستار [[صلح]] و پرداخت خون‌بها شدند و به بنی‌حبیب پیشنهاد دادند که در ازای [[خون]] بها، بخشی از سرزمین‌های جدیدشان را به ایشان واگذار کنند. با پذیرش این پیشنهاد از سوی بنی حبیب، جنگ متوقف شد. از آن پس، منطقه مذکور که بنی زریق بابت [[دیه]] به بنی حبیب و بنی بیاضه واگذار کرده بودند، «زقاق الدیه: کوچه خون‌بها» نامیده شد. پس از واگذاری این منطقه، یکی از [[طوایف]] بنی‌بیاضه موسوم به [[بنی‌مالک بن زید بن حبیب بن عبد حارثه]]، به این منطقه نقل مکان کردند و در آن سکنی گزیدند. بنی معلی بن لوذان –از خاندان‌های [[بنی مالک بن زید]]- در این مکان، قلعه‌ای برای خود بنا نهادند و در میان بنی زریق ماندگار شدند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۳.</ref>. اما طولی نکشید که یکی از افراد [[طایفه بنی زریق]] به نام [[حصن بن خالد زرقی]] به‌دست [[عبید بن معلی]] کشته شد. بنی زریق به [[انتقام]] برخاسته، قصد هلاک او را کردند اما با [[تغییر]] تصمیم خود، به بنی معلی پیشنهاد دادند که بنی زریق از [[اموال]] خود [[دیه]] حصن بن خالد را پرداخت خواهند کرد به شرطی که بنی معلی از [[اتحاد]] با [[بنی بیاضه]] دست بشویند و با بنی زریق [[متحد]] شوند. آنان نیز پذیرفتند و بدین ترتیب، [[بنی معلی بن لوذان]] و بنی زریق [[هم‌پیمان]] شدند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۴.</ref>. از دیگر قلاع بنی زریق در [[مدینه]] می‌توان به نام قلعه المسیر اشاره کرد. برخی منابع در خلال [[غزوه خندق]] از این قلعه سخن به میان آورده‌اند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۵۴.</ref>. از مواطن شناخته شده اسلامی این طایفه علاوه بر مدینه می‌توان از کوفه<ref>ر.ک: محمد السماوی، ابصار العین فی انصار الحسین{{ع}}، ص۱۵۸؛ نمازی شاهرودی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۸، ص۸۶.</ref>، [[بصره]]<ref>ر.ک: بخاری، التاریخ الکبیر، ص۳، ص۳۲۳؛ ابن حبان، الثقات، ج۶، ص۳۰۹.</ref>، [[بغداد]]<ref>ر.ک: خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۲، ص۱۸۲ و ج۹، ص۳۵۳.</ref> و نیز [[مصر]]<ref>ر.ک: ابن ابی‌حاتم، الجرح و التعدیل، ج۷، ص۲۶۵.</ref> و [[برقه]] [[اندلس]]<ref>ر.ک: ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۴، ص۹۰.</ref> یاد کرد.
از ویژگی‌های سرزمینی بلاد بنی زریق، [[مسجد]] بنی زریق است. این مسجد از [[مساجد]] مشهور [[صدر اسلام]] و به نقلی نخستین [[مسجد مدینه]] بود که پیش از [[هجرت پیامبر]]{{صل}} در آن [[قرآن]] قرائت شده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹؛ المرجانی، بهجة النفوس و الاسرار فی تاریخ دار هجرة المختار، ج۱، ص۵۸۹؛ سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۳، ص۵۸.</ref>. نقل است که [[پیامبر]]{{صل}} در این مسجد [[وضو]] گرفت و با آنکه از [[اعتدال]] قبله‌اش در شگفت شدند، اما در آن [[نماز]] اقامه نکردند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۳، ص۵۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
از ویژگی‌های سرزمینی بلاد بنی زریق، [[مسجد]] بنی زریق است. این مسجد از [[مساجد]] مشهور [[صدر اسلام]] و به نقلی نخستین [[مسجد مدینه]] بود که پیش از [[هجرت پیامبر]]{{صل}} در آن [[قرآن]] قرائت شده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹؛ المرجانی، بهجة النفوس و الاسرار فی تاریخ دار هجرة المختار، ج۱، ص۵۸۹؛ سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۳، ص۵۸.</ref>. نقل است که [[پیامبر]]{{صل}} در این مسجد [[وضو]] گرفت و با آنکه از [[اعتدال]] قبله‌اش در شگفت شدند، اما در آن [[نماز]] اقامه نکردند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۳، ص۵۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==بنی زریق و ایام جاهلی==
از بنی زریق و حضور در وقایع و حوادث این [[قوم]] در [[دوران جاهلی]] اطلاعی چندانی در دست نیست. هر چند [[سمهودی]] (م. ۹۱۱ [[هجری]]) در معرفی [[قبایل]] [[اوس و خزرج]]، [[طوایف]] بنی بیاضه، بنی زریق و [[بنی ظفر]] را به کندترین، در [[فرار]] و پرسرعت‌ترین، در [[حمله]] [[ستوده]] و آورده است که اوس و خزرج هرگز در مکانی با هم روبرو نمی‌شدند، مگر اینکه این [[قبایل]] بر سایر طوایف اوس و خزرج [[برتری]] آشکاری داشتند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۴.</ref>، لیکن از بنی زریق و افرادش در وقایع و رخدادهای [[جاهلی]] از جمله جنگ‌های آنان، جز مشارکت در تنش‌ها و زد و خوردهای مختصر درون قبیلگی با بنی حبیب بن عبدحارثه و پسر عموهای بنی بیاضه‌ای‌شان در جریان [[قتل]] حبیب بن عبدحارثه<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۶۳.</ref>، -که در بند گذشته بدان پرداخته شد،- و نیز خبر حضور [[سعد بن قیس بن عامر بن خالد]] -[[برادر]] [[عباد بن قیس صحابی]]- در [[یوم]] [[بُعاث]] و کشته شدن او در این [[جنگ]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۲۴.</ref>، اطلاعی به‌دست نیامده است.
به نظر می‌رسد که آنان نیز در کنار سایر [[اقوام]] و [[خویشان]] [[اوسی]] و [[خزرجی]] خود، [[پیش از بعثت]] [[بت]] می‌پرستیدند. با این حال، مراودات بسیار آنان با [[یهودیان]] [[مدینه]] موجب شده بود که برخی از ایشان به [[آیین یهود]] در آیند<ref>صنعانی، المصنّف، ج۶، ص۶۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۱۵. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۵۳؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۲۳۷.</ref> که از جمله ایشان می‌توان به نام [[لبید بن اعصم یهودی]] -بنا بر نقل برخی اقوال- اشاره کرد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۱۵؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۲۳۷. نیز ر.ک: صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۳، ص۴۱۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>
==بنی زریق و [[پیامبر اکرم]]{{صل}}==
===بنی زریق و پذیرش اسلام===
[[مردم]] بنی زریق از پیشتازان [[قبیله اوس]] در [[اسلام]] بودند چندان که در منابع مختلف، نام برخی از ایشان در شمار نخستین یا یکی از [[نخستین مسلمانان]] مدینه به ثبت رسیده است. در این که نخستین فرد [[مسلمان]] بنی زریق و [[انصار]] چه کسی بوده است، [[اختلاف]] است. برخی شخص معینی را معرفی کرده‌اند<ref>برخی منابع از رافع بن مالک بن عجلان به عنوان اولین مسلمان انصار نام برده‌اند. (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۴، ص۴۲۴؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۶۱.) این نام در بعضی دیگر از منابع، «ابورافع بن مالک» (ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۷۱) و در برخی دیگر، «ابورافع عبید بن زید بن عامر بن عجلان» (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۸) عنوان شده است.</ref>. بعضی هم دو نفر<ref>بعضی از منابع «رافع بن مالک بن عجلان» و «معاذ بن عفراء» را اولین مسلمانان خزرج و انصار گفته‌اند. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹؛ ج۳، ص۴۶۷؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۵۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۴۵) و برخی هم، «اسعد بن زراره» و «ذکوان بن قیس» را نخستین کسانی گفته‌اند که اسلام را پذیرفتند. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹؛ ج۴، ص۴۴۴-۴۴۵؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۸۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۸۶)</ref>، و برخی هم شش نفر که یکی از آنها بنا بر نقلی از بنی زریق بودند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۰؛ ج۳، ص۴۶۷؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۵۴-۳۵۵؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۵۸.</ref>، را به عنوان [[نخستین مسلمانان]] [[مدینه]]، معرفی کرده‌اند. برخی [[اسعد بن زراره]] و [[ذکوان بن قیس زرقی]] را نخستین مشرف‌شدگان به [[آیین]] [[مبین]] [[اسلام]] گفته‌اند. این دو برای [[جلب حمایت]] [[عتبة بن ربیعه]] جهت [[یاری رساندن]] به ایشان در مقابله با [[قبیله اوس]] به [[مکه]] آمده بودند؛ اما با پاسخ او که «در حال حاضر آنان گرفتار محمد{{صل}} شده‌ایم» روبرو شدند. بدنبال این اتفاق، [[اسعد]] و ذکوان نزد [[رسول خدا]]{{صل}} رفتند و [[مسلمان]] شدند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹؛ ج۴، ص۴۴۴-۴۴۵؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۸۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۸۶. ذکوان پس از آن، به مکه بازگشت و پیوسته همراه حضرت بود. او همراه ایشان به مدینه مهاجرت کرد و از این‌رو مهاجری انصاری خوانده شد. (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۴۴۵؛ نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۱۶، ص۳۱۸)</ref>. برخی هم [[رافع بن مالک زرقی]] و [[معاذ بن عفراء]] را نخستین افراد [[انصاری]] دانستند که آیین [[مسلمانی]] پذیرفتند. این دو که برای انجام [[عمره]] به مکه رفته بودند، نزد [[رسول خدا]]{{صل}} شرفیاب شدند و به [[دعوت]] ایشان، [[اسلام]] پذیرفتند. آنان بعد از مسلمانی به [[دیار]] خود رفتند و در [[نشر]] اسلام و [[آموزه‌های قرآنی]] تلاش نمودند. به همین دلیل گفته شده است که «[[مسجد]] [[بنی‌زریق]]» اولین مسجد در [[مدینه]] است که در آن [[قرآن]] [[تلاوت]] شده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹؛ ج۳، ص۴۶۷.</ref>. برخی هم، [[نخستین مسلمانان]] مدینه را جمعی شش نفره یا هشت نفره از [[خزرج]] گفته‌اند که در [[موسم حج]] با رسول خدا{{صل}} دیدار و سپس اسلام آوردند. این گروه، به [[تبعیت]] از [[واقدی]] (م. ۲۰۸ [[هجری]]) بر این نکته تأکید دارند که تا پیش از آن، کسی از آنها در مدینه [[مسلمان]] نشده بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۷.</ref>. به گزارش [[ابن اسحاق]] (م. ۱۵۰ هجری)، زمانی که رسول خدا{{صل}} به دعوت [[قبایل]] در موسم حج مشغول بود، در «[[عقبه]]» به گروهی از [[خزرجیان]] که [[رافع بن مالک زرقی]] از جمله ایشان بودند<ref>این افراد عبارت بودند از: اسعدُ بن زراره، عوف بن حارث، رافع بن مالک، قُطْبة بن عامر، عُقْبة بن عامر و جابر بن عبدالله بن رئاب.</ref>، برخورد کردند. آن حضرت، از آنان خواست نزد او بنشینند تا با آنان سخن بگوید، آنان پذیرفتند. [[پیغمبر]]{{صل}} اساس دعوت اسلام را بر ایشان عرضه کرد و آیاتی از قرآن را برایشان تلاوت فرمود. آنها که پیش از آن، خبر [[ظهور پیامبر]]{{صل}} را از [[یهودیان]] شنیده بودند، وی را همو دانسته و دعوتش را پذیرفتند. آنها گفتند: که ما [[قوم]] خود را در حالی ترک کرده‌ایم که بدترین [[عداوت]] و [[شرارت]] میان آنان وجود دارد و اظهار [[امیدواری]] کردند که با پذیرش دعوت رسول خدا{{صل}} با یکدیگر [[متحد]] شوند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۲۸-۴۲۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹-۱۷۰؛ بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۴۳۵- ۴۳۴.</ref>. ایشان به مدینه بازگشتند و جریان دیدار خود را با قوم خود باز گفتند و آنان را به [[دین اسلام]] [[دعوت]] کردند. خبر [[پیامبر]]{{صل}} و [[آیین]] او در مدینه منتشر شد و خبر آن در تمام خانه‌های مدینه پیچید<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۰؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۵۴-۳۵۵؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۵۸.</ref>.
سال بعد [[دوازده تن]] از [[انصار]] [[مدینه]] –که برخی چهره‌های زریقی از جمله [[رافع بن مالک]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۹؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۹۶.</ref> و ذکوان از بنی زریق<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۹؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۹۴. برخی منابع به جای ذکوان بن عبد قیس از اسامی دیگری مانند: عامر بن عبدحارثة بن ثعلبة بن غنم یاد کردند. (ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۹۶) ضمن این که نویری هم، از ذکوان بن عبد قیس و عبید بن معلی به عنوان حاضران در عقبه اول یاد کرده است. (نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۱۷، ص۱۰۸)</ref> از جمله ایشان بودند- به منظور تکمیل [[بیعت]] سال گذشته خود به [[مکه]] رهسپار شدند و پس از دیدار با [[رسول خدا]]{{صل}} با ایشان بیعت کردند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۳۹.</ref>. این بیعت که به [[بیعت عقبه]] اولی معروف شد نظیر بیعت [[پیامبر]]{{صل}} با [[زنان]] بود.؛ چراکه تا آن [[روز]]، حضرت [[مأمور]] به [[جنگ با کفار]] و [[مشرکین]] نشده بود از این‌رو در این بیعت، [[جنگ]] و [[جهاد]] قید نشده بود. آنان در این بیعت با رسول خدا{{صل}} [[عهد]] بستند که به [[خدا]] [[شرک]] نورزند، [[دزدی]] نکنند مرتکب [[زنا]] نشوند فرزندانشان را نکشند [[بهتان]] و [[افترا]] نزنند و در [[کارهای نیک]] [[نافرمانی]] رسول خدا{{صل}} را نکنند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۳؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۹۳-۹۴.</ref>. پس از این [[پیمان]]، در [[زمان]] بازگشت انصار به مدینه، [[پیغمبر]]{{صل}}، [[مصعب بن عمیر]] را همراه ایشان به مدینه فرستاد تا [[قرآن]] را [[تعلیم]] آنها کند و [[دستورات اسلام]] را به ایشان بیاموزد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۴.</ref>.
در موسم سال بعد -[[سال سیزدهم بعثت]]- نیز تعداد دیگری از اهالی یثرب، در «[[عقبه]]» با رسول خدا{{صل}} دیدار کردند. این پیمان که به [[عقبه دوم]] در [[تاریخ]] [[شهرت]] یافته است، با حضور هفتاد و سه تن از [[مردم]] تیره‌های مختلف دو [[قبیله]] [[اوس و خزرج]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۶-۴۵۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۲-۲۴۰.</ref> -از جمله چهار تن<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۰.</ref> از افراد [[طایفه بنی زریق]]: [[رافع بن مالک بن عجلان]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۴، ص۴۲۴؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۶-۴۶۷.</ref>، [[ذکوان بن عبد قیس بن خلده]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۴۵؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۷.</ref>، [[عباد بن قیس بن عامر بن خلده]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۲۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۸۰۶.</ref> و [[حارث بن قیس بن خلده]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۴۴.</ref> تشکیل گردید، [[دوازده تن]] به عنوان [[نقیب]] [[رسول خدا]]{{صل}} در [[مدینه]] معرفی شدند که [[رافع بن مالک بن عجلان]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۰ و۴۴۳؛ بیهقی، دلائل النبوه و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۴۴۸؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۶۱. برخی منابع، از «رفاعة بن رافع» به عنوان نقیب این قوم یاد کردند. (ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۷۷)</ref> یکی از آنان بود. این جمع از [[مردم یثرب]]، با [[پیامبر]]{{صل}} [[پیمان]] بستند که: در [[راحتی]] و [[سختی]] از پیامبر{{صل}} [[اطاعت]] کنند؛ در [[زمان]] [[تنگدستی]] و [[ثروت]] [[انفاق]] کنند؛ [[امر به معروف و نهی از منکر]] کنند؛ [[حق]] بگویند و از [[سرزنش]] دیگران نهراسند؛ به هنگام [[هجرت رسول خدا]]{{صل}} به یثرب از وی همچون [[دفاع از خود]]، [[زنان]] و فرزندانشان [[پشتیبانی]] و [[دفاع]] نمایند که در این صورت [[پاداش]] آنان [[بهشت]] می‌باشد. همچنین، [[مسلمانان]] یثرب یادآور شدند که بواسطه [[بیعت]]، پیمان‌هایشان با [[یهود]] را قطع خواهند کرد به شرطی که پیامبر{{صل}} پس از [[پیروزی]]، آنها را رها نکند و به سوی [[قوم]] خود باز نگردد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۲۷-۴۳۸؛ بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۴۴۲-۴۵۴؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۵۸-۱۶۱.</ref>. این بیعت را به سبب [[تعهد]] یثربیان بر [[دفاع از پیامبر]]{{صل}} «[[بیعة الحرب]]» گفته‌اند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۵۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۶۸.</ref>. نیز به سبب وقوع این پیمان در مکان [[عقبه]] آخر، آن را «[[عقبة]] الآخره»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۱.</ref> و شرکت‌کنندگان در آن را «عقبیون»<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۲؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج۲، ص۵۷.</ref> گفته‌اند. علاوه بر افراد یاد شده، برخی منابع از [[رفاعة بن رافع]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۴۶؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۷۷؛ ابن جوزی، المنتظم فی تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۴۰.</ref> و [[ابوعباده سعد بن عثمان بن خلده]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۲۲.</ref> در شمار دیگر حاضران زریقی این پیمان نام برده‌اند.
با دقت و بررسی می‏توان گفت که [[اسلام]] در طی چند مرحله وارد [[مدینه]] –از جمله [[طایفه بنی زریق]]- شده است: ابتدا، [[اسعد بن زراره]] و [[ذکوان بن عبدالقیس]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹؛ ج۴، ص۴۴۴-۴۴۵.</ref> یا به نقلی [[رافع بن مالک بن عجلان]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۴، ص۴۲۴؛ ابن درید، الاشتقاق، ص۴۶۱. این نام در بعضی دیگر از منابع، «ابورافع بن مالک» (ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۷۱) و در برخی دیگر، «ابورافع عبید بن زید بن عامر بن عجلان» (ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۸) عنوان شده است.</ref> به صورت انفرادی [[مسلمان]] شدند و سپس گروهی پنج، شش یا هفت نفره از [[مردم]] [[خزرج]] اسلام پذیرفته‏اند؛ و این آغازی بر پذیرش دسته‌جمعی و گروهی [[اسلام در مدینه]] و [[طوایف]] ساکن در آن -از جمله بنی زریق- بود. هر چند، [[واقدی]] بر این [[باور]] است که قبل از این گروه شش نفره کسی از [[مردم یثرب]] مسلمان نشده است‏<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۷.</ref>. آنچه واقدی بر آن [[اصرار]] دارد این است که نخست در [[سال یازدهم بعثت]] گروه شش نفری نزد رسول‏خدا{{صل}} در [[مکه]] اسلام آوردند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹.</ref>. در پی مسلمان شدن این گروه و بازگشت آنان به مدینه، انتشار اسلام در میان مردم یثرب آغاز شد، به طوری که اسلام به درون طوایف مختلف [[اوس و خزرج]] [[نفوذ]] کرد و هیچ خانه‏ای نبود که در آن سخن از رسول‏خدا{{صل}} در میان نباشد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۳۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۶۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۵۴-۳۵۵.</ref>. از نکات قابل توجه که برخی منابع [[صحابه‌نگاری]] بدان پرداخته شده است، ذکر نام سفیان [[انصاری]] و پسرانش جابر و [[جناده]] در شمار [[مهاجران به حبشه]] است. سفیان انصاری که به جهت [[هم‌پیمانی]] و ملازمت با معمر بن حبیب [[قریشی]] جمحی، [[نسب]] از او گرفته و با نام و نسب: «[[سفیان بن معمر بن حبیب]]» [[شهرت]] یافته است، از ساکنان [[مکه]] بود که در پی [[بعثت]] [[نبی خاتم]]{{صل}} [[اسلام]] پذیرفت و در کنار دو پسرش جابر و جناده همراه با دیگر [[مسلمانان]] به [[حبشه]] [[مهاجرت]] کرده بود<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۶۳۰-۶۳۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۳۰۳ و۳۵۵ و ج۲، ص۲۵۶؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۱۰۹.</ref>. بر فرض [[صحت]] این گزارش، احتمالاً باید [[تاریخ]] [[پذیرش اسلام]] فردی در [[طایفه بنی زریق]] و [[انصار]] را پیش از آنچه در پیش گفتیم، دانست.
لازم به ذکر است که علاوه بر مردان، [[زنان]] این [[قوم]] هم در شمار پیشتازان [[اسلام در مدینه]] و از [[بیعت‌کنندگان با رسول خدا]]{{صل}} به شمار رفته‌اند که از جمله آنها می‌توان از اسامی: أمامة بنت [[عثمان بن خالدة بن مخلد]] [[خواهر]] [[ابوعباده سعد بن عثمان]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۶.</ref>، ام رافع بنت عثمان بن خالدة بن مخلد -خواهر ابوعباده سعد بن عثمان-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۳۲۹.</ref>، ام الحکم فکیهه بنت مطلب بن خالدة بن مخلد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵.</ref>، [[حبیبة]] بنت مسعود بن خالدة (خلده) بن عامر<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۸۹؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵.</ref>، بهیسه بنت [[عمرو بن خالدة بن عامر]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۹۰؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۵۳. در برخی منابع، از او با نام «نفیسه بنت عمرو بن خلدة بن مخلّد» یاد شده است. (ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۲۸۳)</ref>، [[ام قیس]] بنت [[حصن بن خالدة بن مخلد]] -خواهر [[قیس بن حصن]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۹۰؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵.</ref>، ام سعد بنت قیس بن حصن بن خالده<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۹۰؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۰۲.</ref>، [[حبة]] بنت [[عمرو بن حصن بن خالده]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۹۰؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵.</ref>، [[کبشه]] بنت [[فاکه بن قیس بن مخلد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۹۰؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۲۹۴.</ref>، [[لیلی]] بنت [[ربعی بن عامر بن خالده]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۹۰.</ref>، سنبله بنت [[ماعص بن قیس بن خالده]] -خواهر معاذ و [[عائذ بن ماعص]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۹۰-۲۹۱؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵.</ref>، أنیسه بنت [[معاذ بن ماعص بن قیس]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۹۱؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۰.</ref>، ام سعد بنت [[مسعود بن سعد بن قیس]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۹۱؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵.</ref>، ام ثابت بنت [[مسعود بن سعد بن قیس]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۹۱؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۶، ص۳۰۷.</ref>، ام سهل بنت مسعود بن سعد بن قیس<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۹۱؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۵.</ref> و [[خوله]] بنت [[مالک بن بشر بن ثعلبه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۹۱؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۱۲۰.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۲۹

ویرایش