پرش به محتوا

بنی‌حبلی: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۷۸۰ بایت حذف‌شده ،  ‏۳ ژوئیهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۲۴: خط ۲۴:
[[جنگ احد]] نیز، از دیگر [[غزوات]] بزرگ دوران [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} بود که [[شاهد]] حضور جمع زیادی از بنی حبلی در خود بود. در این جنگ -که به [[سال سوم هجرت]] اتفاق افتاد - جمعی از مردم این قوم که [[رفاعة بن عمرو بن زید]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۳.</ref>، [[زید بن ودیعه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۵۹.</ref>، [[حنیف بن ریاب]] (رئاب)<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۳۴.</ref>، [[عبدالله بن عبدالله بن ابی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۹؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۹۴۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۹۳.</ref>، [[معبد بن عباده]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱.</ref>، [[اوس بن خولی بن عبدالله انصاری]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۱۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۷۶.</ref> و نیز احلافی از آنها همچون: [[عقبة بن وهب بن کلده]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱.</ref>، [[عامر بن سلمه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۲.</ref> و [[عاصم بن عکیر]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۲.</ref> از جمله ایشان بودند، مشارکت داشتند. پایان این [[جنگ]] با [[شهادت]] تنی چند از این نام [[بردگان]] رقم خورد؛ چندان که منابع از [[رفاعة بن عمرو بن زید]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۲، ص۲۰۳.</ref>، [[زید بن ودیعة بن عمرو]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۳.</ref> و [[حلیف]] آنها [[عقبة بن وهب بن کلده]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۵.</ref> به عنوان شهدای بنی حبلی در این [[غزوه]] یاد کرده‌اند.
[[جنگ احد]] نیز، از دیگر [[غزوات]] بزرگ دوران [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} بود که [[شاهد]] حضور جمع زیادی از بنی حبلی در خود بود. در این جنگ -که به [[سال سوم هجرت]] اتفاق افتاد - جمعی از مردم این قوم که [[رفاعة بن عمرو بن زید]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۳.</ref>، [[زید بن ودیعه]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۵۹.</ref>، [[حنیف بن ریاب]] (رئاب)<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۳۴.</ref>، [[عبدالله بن عبدالله بن ابی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۹؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۹۴۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۱۹۳.</ref>، [[معبد بن عباده]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱.</ref>، [[اوس بن خولی بن عبدالله انصاری]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۱۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۷۶.</ref> و نیز احلافی از آنها همچون: [[عقبة بن وهب بن کلده]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱.</ref>، [[عامر بن سلمه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۲.</ref> و [[عاصم بن عکیر]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۲.</ref> از جمله ایشان بودند، مشارکت داشتند. پایان این [[جنگ]] با [[شهادت]] تنی چند از این نام [[بردگان]] رقم خورد؛ چندان که منابع از [[رفاعة بن عمرو بن زید]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۲، ص۲۰۳.</ref>، [[زید بن ودیعة بن عمرو]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۷؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۳.</ref> و [[حلیف]] آنها [[عقبة بن وهب بن کلده]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۵.</ref> به عنوان شهدای بنی حبلی در این [[غزوه]] یاد کرده‌اند.


علاوه بر [[بدر]] و [[احد]]، جنگ‌های خندق<ref>از مشارکت کنندگان بنی حبلی در این جنگ می‌توان از: عبدالله بن عبدالله بن ابی (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۹) و اوس بن خولی بن عبدالله انصاری (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۱۸) نام برد.</ref> و دیگر جنگ‌های [[دوران پیامبر]]{{صل}}<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۹-۴۱۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۱۸و ج۳، ص۹۴۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۷۶ و ج۳، ص۱۹۳.</ref> و نیز وقایع بزرگی چون واقعه  [[سریه موته]]<ref>از جمله این حاضران می‌توان از سهل بن حنظلیه یا همان سهل بن ربیع بن عمرو انصاری، (ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۴۴۱؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۶۶۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۱۷) سهل بن ابی حثمة بن عبدالله (عبیدالله) بن ساعده (ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۶۶۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۱۶) و حنیف بن ریاب بن حارث انصاری (ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۳۴) نام برد.</ref> و [[عمرة القضا]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰.</ref> هم عرصه حضور مردانی از بنی حبلی بود. در واقعه بئر معونه -که به [[سال چهارم هجری]] اتفاق افتاده بود- [[ابوبراء بن مالک]]، -[[رئیس قبیله]] [[بنی‌عامر]] - همراه با هدایایی نزد [[پیامبر]]{{صل}} در [[مدینه]] رفت. [[رسول]] [[خدا]]{{صل}} پذیرش [[هدایا]] را به [[اسلام آوردن]] ابوبَراء مشروط کرد، اما وی، بدون رد یا [[قبول اسلام]] از ایشان خواست چند تن از [[مسلمانان]] را با [[هدف]] [[گسترش اسلام]] نزد [[قبیله]] [[بنی‌عامر]] در نجد بفرستد. وی چون ابراز [[نگرانی پیامبر]]{{صل}} را از پذیرش این پیشنهاد [[مشاهده]] کرد، [[امنیت]] [[مبلغان]] [[مسلمان]] را تضمین کرد<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۴۶؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۴۴-۴۵.</ref>. پس از بازگشت [[ابوبراء]]، [[رسول]] [[خدا]]{{صل}} ۴۰ تن از مبلغان -از جمله [[ریاب بن حنیف بن ریاب]] (رئاب) از بنی حبلی -<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۳۴.</ref> را به [[فرماندهی]] [[مُنذر بن عمرو]] [[انصاری]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۶ و ج۲، ص۱۸۴؛ واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۲۳۸.</ref> در صفر [[سال چهارم هجری]] و چهار ماه پس از [[غزوه اُحد]]، همراه نامه‌ای خطاب به عامر بن [[طفیل]] -از بزرگان [[قبیله]] [[بنی‌عامر]]- به نجد اعزام کرد<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۴۷؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۴۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۲۲۰.</ref>. برخی منابع از حضور اسد بن معونه برادرزاده براء<ref>یعقوبی، [[تاریخ]] الیعقوبی، ج۲، ص۷۲.</ref> یا [[لبید بن ربیعه عامری]]<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۵۰؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۶، ص۱۰۴-۱۰۵.</ref> به [[نمایندگی]] از سوی [[براء]] نزد [[پیامبر]]{{صل}} اشاره دارند. مبلغان پیامبر{{صل}} با [[راهنمایی]] یکی از مردان بنی‌سُلیم به نام «مطلب»<ref>واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۴۷.</ref> به [[چاه معونه]] رسیدند. در آن جا، دو تن از [[مسلمانان]] به نام [[عمرو بن امیه ضمری]] و [[منذر بن محمد انصاری]] برای چرانیدن ستوران از همراهان خود جدا شدند و یک تن نیز به نام [[حرام بن ملحان]]، [[نامه]] رسول خدا{{صل}} را نزد عامر بن طُفیل برد. باقیمانده افراد نیز در غاری مشرف بر [[چاه]] مستقر شدند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۲۲۲.</ref>. عامر، بدون خواندن نامه در [[رقابت]] با [[ابو براء]]<ref>Muhammad at medina، p.۳۱.</ref>، حامل [[نامه پیامبر]]{{صل}} را به [[شهادت]] رساند و برای از میان بردن مبلغان از قبیله‌اش [[یاری]] خواست؛ اما آنها به سبب تضمین ابوبراء از یاری او خودداری کردند. از این رو، عامر با [[یاری خواستن]] از تیره‌هایی از [[قبیله بنی‌سلیم]] چون رِعْل، عُصَیه و ذَکوان که پس از کشته شدن [[طعیمة بن عدی]] -که مادرش از [[بنی‌سلیم]] بود - در [[بدر]]، [[کینه]] [[مسلمانان]] را در [[دل]] داشتند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۸۴-۱۸۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۶، ص۱۰۵.</ref>، [[مبلغان]] [[مسلمان]] را –که [[ریاب بن حنیف بن ریاب]] (رئاب) از بنی حبلی از جمله آنان بودند -<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۷۴.</ref> غافلگیرانه به [[شهادت]] رساندند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۸۴-۱۸۵؛ واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۴۷؛ بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۳، ص۳۳۸-۳۴۰.</ref>.<ref>مهران اسماعیلی، مقاله «بئر معونه»، پژوهشکده حج و زیارت.</ref>
علاوه بر [[بدر]] و [[احد]]، جنگ‌های خندق<ref>از مشارکت کنندگان بنی حبلی در این جنگ می‌توان از: عبدالله بن عبدالله بن ابی (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۹) و اوس بن خولی بن عبدالله انصاری (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۱۸) نام برد.</ref> و دیگر جنگ‌های [[دوران پیامبر]]{{صل}}<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۰۹-۴۱۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۱۸و ج۳، ص۹۴۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۷۶ و ج۳، ص۱۹۳.</ref> و نیز وقایع بزرگی چون واقعه  [[سریه موته]]<ref>از جمله این حاضران می‌توان از سهل بن حنظلیه یا همان سهل بن ربیع بن عمرو انصاری، (ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۴۴۱؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۶۶۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۱۷) سهل بن ابی حثمة بن عبدالله (عبیدالله) بن ساعده (ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۶۶۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۱۶) و حنیف بن ریاب بن حارث انصاری (ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۳۴) نام برد.</ref> و [[عمرة القضا]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰.</ref> هم عرصه حضور مردانی از بنی حبلی بود. [[جنگ موته]] نیز از دیگر سرایای بزرگی بود که برخی از مردان بنی حبلی در آن حضور یافته بودند. پس از [[صلح حدیبیه]] در [[سال ششم هجری]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[فرصت]] را مغتنم شمردند و به [[تبلیغ]] جهانی [[اسلام]] پرداختند. ایشان نامه‌هایی را به سران کشورهای مختلف نوشتند و آنان را به اسلام [[دعوت]] کردند. به همین منظور، حضرت، [[حارث بن عمیر ازدی]] را همراه نامه‌ای نزد فرمانروای [[بُصری]] فرستاد و او را به [[پذیرش اسلام]] فرا خواند. اما حارث پس از رسیدن به دهکده [[موته]]، به‌دست [[شرحبیل بن عمرو غسانی]] –کارگزار [[هرقل]] در منطقه- گرفتار آمد و به شهادت رسید. این خبر بر [[پیامبر]]{{صل}} سخت ناگوار آمد. از این‌رو، دستور [[اجتماع]] مسلمانان را در اردوگاه «[[جرف]]» صادر فرمود. پس از اجتماع، ایشان سپاهی سه هزار نفره را به [[فرماندهی]] [[زید بن حارثه]] روانه [[شام]] کردند و ضمن [[انتصاب]] [[فرماندهان سپاه]]، به آنان فرمودند تا به [[قتلگاه]] [[حارث بن عمیر]] بروند و ساکنان آنجا را به اسلام بخوانند و در صورتی که نپذیرند با آنها بجنگند. خبر این [[حرکت]] به [[دشمن]] رسید و آنها هم، سپاهی صد هزار نفره به فرماندهی شرحبیل بن عمرو فراهم آوردند و در «[[مآب]]» -از سرزمین‌های بلقاء- فرود آمدند. در این هنگام، جماعتی از [[قبایل]] [[جذام]]، [[لخم]]، بهراء، [[وائل]]، بکر و... که برخی تعدادشان را تا صد هزار تن برشمردند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۷۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۷؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ج۴، ص۲۳۱.</ref> نیز، بدیشان پیوستند. از آن سو، [[سپاه]] [[مسلمین]]، به «معان» از سرزمین‌های [[شام]] رسید و در آنجا از حضور نیروهای [[هرقل]] [[روم]] مطلع شدند. [[مسلمانان]] پس از دو شب اقامت در «معان» و [[مشورت]] در ادامه راه یا انصراف و بازگشت به [[مدینه]]، سرانجام با سخنان پر [[شور]] [[عبدالله بن رواحه]]، تصمیم به ادامه مسیر گرفتند. آنان تا روستای [[موته]] پیش رفتند و در آنجا با [[سپاه]] بزرگ روم رو در روی شدند. در این [[جنگ]] نابرابر که در [[جمادی الاولی]] [[سال هشتم هجرت]] به وقوع پیوست، [[فرماندهان]] [[اسلام]] یکی پس از دیگری به [[شهادت]] رسیدند. در نهایت، [[سپاه اسلام]] به [[فرماندهی]] [[خالد بن ولید]]، عقب نشستند و با مابقی سپاه، خود را به مدینه رساندند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۵۵-۷۶۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۷۰-۳۸۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۹۷-۹۸.</ref>. برخی منابع، از [[حنیف بن ریاب]] (رئاب) به عنوان یکی از شهدای این جنگ از بنی حبلی نام برده اند<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۳۴.</ref>.
 
[[جنگ موته]] نیز از دیگر سرایای بزرگی بود که برخی از مردان بنی حبلی در آن حضور یافته بودند. پس از [[صلح حدیبیه]] در [[سال ششم هجری]]، [[پیامبر اکرم]]{{صل}} [[فرصت]] را مغتنم شمردند و به [[تبلیغ]] جهانی [[اسلام]] پرداختند. ایشان نامه‌هایی را به سران کشورهای مختلف نوشتند و آنان را به اسلام [[دعوت]] کردند. به همین منظور، حضرت، [[حارث بن عمیر ازدی]] را همراه نامه‌ای نزد فرمانروای [[بُصری]] فرستاد و او را به [[پذیرش اسلام]] فرا خواند. اما حارث پس از رسیدن به دهکده [[موته]]، به‌دست [[شرحبیل بن عمرو غسانی]] –کارگزار [[هرقل]] در منطقه- گرفتار آمد و به شهادت رسید. این خبر بر [[پیامبر]]{{صل}} سخت ناگوار آمد. از این‌رو، دستور [[اجتماع]] مسلمانان را در اردوگاه «[[جرف]]» صادر فرمود. پس از اجتماع، ایشان سپاهی سه هزار نفره را به [[فرماندهی]] [[زید بن حارثه]] روانه [[شام]] کردند و ضمن [[انتصاب]] [[فرماندهان سپاه]]، به آنان فرمودند تا به [[قتلگاه]] [[حارث بن عمیر]] بروند و ساکنان آنجا را به اسلام بخوانند و در صورتی که نپذیرند با آنها بجنگند. خبر این [[حرکت]] به [[دشمن]] رسید و آنها هم، سپاهی صد هزار نفره به فرماندهی شرحبیل بن عمرو فراهم آوردند و در «[[مآب]]» -از سرزمین‌های بلقاء- فرود آمدند. در این هنگام، جماعتی از [[قبایل]] [[جذام]]، [[لخم]]، بهراء، [[وائل]]، بکر و... که برخی تعدادشان را تا صد هزار تن برشمردند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۷۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۷؛ مقدسی، البدء و التاریخ، ج۴، ص۲۳۱.</ref> نیز، بدیشان پیوستند. از آن سو، [[سپاه]] [[مسلمین]]، به «معان» از سرزمین‌های [[شام]] رسید و در آنجا از حضور نیروهای [[هرقل]] [[روم]] مطلع شدند. [[مسلمانان]] پس از دو شب اقامت در «معان» و [[مشورت]] در ادامه راه یا انصراف و بازگشت به [[مدینه]]، سرانجام با سخنان پر [[شور]] [[عبدالله بن رواحه]]، تصمیم به ادامه مسیر گرفتند. آنان تا روستای [[موته]] پیش رفتند و در آنجا با [[سپاه]] بزرگ روم رو در روی شدند. در این [[جنگ]] نابرابر که در [[جمادی الاولی]] [[سال هشتم هجرت]] به وقوع پیوست، [[فرماندهان]] [[اسلام]] یکی پس از دیگری به [[شهادت]] رسیدند. در نهایت، [[سپاه اسلام]] به [[فرماندهی]] [[خالد بن ولید]]، عقب نشستند و با مابقی سپاه، خود را به مدینه رساندند<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۷۵۵-۷۶۵؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۳۷۰-۳۸۳؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۹۷-۹۸.</ref>. برخی منابع، از [[حنیف بن ریاب]] (رئاب) به عنوان یکی از شهدای این جنگ از بنی حبلی نام برده اند<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۵، ص۳۳۴.</ref>.


واقعه موسوم به «[[عمرة القضا]]» (در [[سال هفتم هجرت]]) هم، از دیگر رخدادهای بزرگ [[دوران پیامبر اکرم]]{{صل}} بود که [[شاهد]] حضور برخی از [[رجال]] بنی حبلی در آن بود. گفته شده که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پیش از ورود به [[مکه]]، ۲۰۰ مرد را به فرماندهی [[اوس بن خولی]] [[مأمور]] [[حفظ]] سلاح‌ها نمود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰.</ref>. از [[اوس بن خولی انصاری]] همچنین به عنوان تنها انصاری حاضر در ماجرای [[تغسیل]] و [[تدفین]] [[رسول مکرم اسلام]]{{صل}} نام برده شده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰؛ [[یعقوبی]]، [[تاریخ]] الیعقوبی، ج۲، ص۱۱۴؛ [[ابن کثیر]]، [[البدایه و النهایه]]، ج۷، ص۲۱۹.</ref>.
واقعه موسوم به «[[عمرة القضا]]» (در [[سال هفتم هجرت]]) هم، از دیگر رخدادهای بزرگ [[دوران پیامبر اکرم]]{{صل}} بود که [[شاهد]] حضور برخی از [[رجال]] بنی حبلی در آن بود. گفته شده که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} پیش از ورود به [[مکه]]، ۲۰۰ مرد را به فرماندهی [[اوس بن خولی]] [[مأمور]] [[حفظ]] سلاح‌ها نمود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰.</ref>. از [[اوس بن خولی انصاری]] همچنین به عنوان تنها انصاری حاضر در ماجرای [[تغسیل]] و [[تدفین]] [[رسول مکرم اسلام]]{{صل}} نام برده شده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۰؛ [[یعقوبی]]، [[تاریخ]] الیعقوبی، ج۲، ص۱۱۴؛ [[ابن کثیر]]، [[البدایه و النهایه]]، ج۷، ص۲۱۹.</ref>.
۱۲

ویرایش