امامت امام کاظم در حدیث: تفاوت میان نسخهها
←روایات خاص
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
=== روایات خاص === | === روایات خاص === | ||
[[نصوص]] خاص، مواردی است که در خصوص [[امامت]] [[امام کاظم]] {{ع}} وارد شده است همچون روایاتی که به تصریح [[امام صادق]] {{ع}} بر [[امامت]] فرزندش [[امام کاظم]] {{ع}} اشاره شده که در آنها روایاتی از بزرگان اصحاب امام [[صادق]] {{ع}} و [[نزدیکان]] و معتمدان آن جناب به چشم میخورد، همچون [[فضل بن عمر جعفی]]، [[معاذ بن کثیر]]، [[عبدالرحمان بن حجاج]]، [[فیض بن مختار]]، [[یعقوب سراج]]، [[سلیمان بن خالد]]، [[صفوان جمال]] و [[اسحاق]] و [[علی]] که از [[برادران]] [[امام کاظم]] {{ع}} بودهاند و کسی در [[فضل]] و تقوای ایشان [[اختلاف]] نکرده است<ref>مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۲، ص۳۰۳؛ اربلی، ابن ابوالفتح، کشف الغمة، ج۳، ص۲۶۸؛ حسنی، سیدهاشم معروف، سیرة الأئمة الاثنی عشر، ج۲، ص۳۰۰ به بعد؛ حر عاملی، محمد بن حسن، الفصول المهمه، ج۲، ص۹۳۲ به بعد.</ref>. در ذیل به نمونههایی از این [[روایات]] میپردازیم: | [[نصوص]] خاص، مواردی است که در خصوص [[امامت]] [[امام کاظم]] {{ع}} وارد شده است همچون روایاتی که به تصریح [[امام صادق]] {{ع}} بر [[امامت]] فرزندش [[امام کاظم]] {{ع}} اشاره شده که در آنها روایاتی از بزرگان اصحاب امام [[صادق]] {{ع}} و [[نزدیکان]] و معتمدان آن جناب به چشم میخورد، همچون [[فضل بن عمر جعفی]]، [[معاذ بن کثیر]]، [[عبدالرحمان بن حجاج]]، [[فیض بن مختار]]، [[یعقوب سراج]]، [[سلیمان بن خالد]]، [[صفوان جمال]] و [[اسحاق]] و [[علی]] که از [[برادران]] [[امام کاظم]] {{ع}} بودهاند و کسی در [[فضل]] و تقوای ایشان [[اختلاف]] نکرده است<ref>مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۲، ص۳۰۳؛ اربلی، ابن ابوالفتح، کشف الغمة، ج۳، ص۲۶۸؛ حسنی، سیدهاشم معروف، سیرة الأئمة الاثنی عشر، ج۲، ص۳۰۰ به بعد؛ حر عاملی، محمد بن حسن، الفصول المهمه، ج۲، ص۹۳۲ به بعد.</ref>. در ذیل به نمونههایی از این [[روایات]] میپردازیم: | ||
#"موسی صیقل" از "مقتل بن عمر" [[روایت]] کرده: | #"موسی صیقل" از "مقتل بن عمر" [[روایت]] کرده: خدمت [[امام صادق]] {{ع}} بودم که حضرت "ابا ابراهیم موسی" که کودکی بود وارد شد. [[حضرت صادق]] {{ع}} به من فرمود: سفارشهای مرا درباره او بپذیر و مقامش را رعایت کن و جریان [[امامت]] او را به هر یک از [[اصحاب]] که راز نگهدار و مورد [[اطمینان]] هستند اظهار کن<ref>مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۲، ص۳۰۳؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۸۶- ۸۷؛ اربلی، ابن ابوالفتح، کشف الغمة، ج۳، ص۲۶۹؛ حسنی، سیدهاشم معروف، سیرة الائمة الاثنی عشر، ۲۹۰، ص۳۰۲.</ref>. | ||
# همچنین از [[معاذ بن کثیر]] [[روایت]] شده که به [[امام صادق]] {{ع}} عرض کردم: از آن خدایی که این [[مقام]] را به پدر شما داده که [[جانشینی]] مانند شما داشته باشد، میخواهم که پیش از [[مرگ]] شما نیز چنین [[جانشینی]] روزی شما گرداند. حضرت فرمود: [[خدا]] این کار را کرده است. گفتم قربانت گردم او کیست؟ پس به [[موسی بن جعفر]] که خوابیده بود اشاره کرد و فرمود: این خوابیده و [[موسی]] در آن زمان | # همچنین از [[معاذ بن کثیر]] [[روایت]] شده که به [[امام صادق]] {{ع}} عرض کردم: از آن خدایی که این [[مقام]] را به پدر شما داده که [[جانشینی]] مانند شما داشته باشد، میخواهم که پیش از [[مرگ]] شما نیز چنین [[جانشینی]] روزی شما گرداند. حضرت فرمود: [[خدا]] این کار را کرده است. گفتم قربانت گردم او کیست؟ پس به [[موسی بن جعفر]] که خوابیده بود اشاره کرد و فرمود: این خوابیده و [[موسی]] در آن زمان کودک بود<ref>مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۲، ص۳۰۴؛ اربلی، ابن ابوالفتح، کشف الغمة، ج۳، ص۲۶۸؛ حسنی، سیدهاشم معروف، سیرة الأئمة الاثنی عشر، ج۲، ص۳۰۱؛ حر عاملی، محمد بن حسن، الفصول المهمه، ج۲، ص۹۳۳.</ref>. | ||
# [[ابن ابونجران]] از [[عیسی بن عبدالله]] [[روایت]] کرده به [[امام صادق]] {{ع}} عرض کردم: اگر خدای نخواسته پیش آمدی کرد [و شما از [[دنیا]] رفتید] از چه کسی [[پیروی]] کنم؟ حضرت به فرزندش [[موسی]] {{ع}} اشاره کرد<ref>مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۲، ص۳۰۵؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۲۹۱- ۲۹۲؛ حر عاملی، محمد بن حسن، اثبات الهداه، ج۴، ص۲۱۶-۲۳۱؛ اربلی، ابن ابوالفتح، کشف الغمة، ج۳، ص۲۷۰؛ حر عاملی، محمد بن حسن، الفصول المهمه، ج۲، ص۹۳۴.</ref>. | # [[ابن ابونجران]] از [[عیسی بن عبدالله]] [[روایت]] کرده به [[امام صادق]] {{ع}} عرض کردم: اگر خدای نخواسته پیش آمدی کرد [و شما از [[دنیا]] رفتید] از چه کسی [[پیروی]] کنم؟ حضرت به فرزندش [[موسی]] {{ع}} اشاره کرد<ref>مفید، محمد بن محمد بن نعمان، الارشاد، ج۲، ص۳۰۵؛ کلینی، محمد بن یعقوب، الکافی، ج۲، ص۲۹۱- ۲۹۲؛ حر عاملی، محمد بن حسن، اثبات الهداه، ج۴، ص۲۱۶-۲۳۱؛ اربلی، ابن ابوالفتح، کشف الغمة، ج۳، ص۲۷۰؛ حر عاملی، محمد بن حسن، الفصول المهمه، ج۲، ص۹۳۴.</ref>. | ||
# [[امام صادق]] {{ع}} در پاسخ به پرسش [[صفوان جمال]] درباره دارنده [[منصب امامت]] فرمود: دارنده این [[مقام]] به [[لهو و لعب]] نمیپردازد. در این هنگام [[موسی بن جعفر]] که | # [[امام صادق]] {{ع}} در پاسخ به پرسش [[صفوان جمال]] درباره دارنده [[منصب امامت]] فرمود: دارنده این [[مقام]] به [[لهو و لعب]] نمیپردازد. در این هنگام [[موسی بن جعفر]] که کودکی بود وارد شد، در حالی که ماده بزغالهای مکی با خود داشت و به او میگفت: پروردگارت را [[سجده]] کن. [[ابوعبدالله]] او را گرفت و در آغوش کشید و فرمود: پدر و مادرم فدایش که اهل [[لهو و لعب]] نیست<ref>ابنشهرآشوب، محمد بن علی، مناقب آل ابوطالب، ج۴، ص۳۱۷.</ref>.<ref>[[محمد جواد اصغری|اصغری، محمد جواد]]، [[امامت امام کاظم (مقاله)|امامت امام کاظم]]، [[دانشنامه کلام اسلامی ج۱ (کتاب)|دانشنامه کلام اسلامی ج۱]]، ص ۴۶۰.</ref> | ||
# | # [[صفوان جمال]] [[نقل]] میکند که [[منصور]] بن حازم خدمت [[امام صادق]] {{ع}} عرضه داشت: پدر و مادرم فدایت باد [[مرگ]] در هر صبح و [[شام]] به سراغ جانها میآید، اگر چنین شد، [[امام]] بعد از شما کیست؟ [[حضرت صادق]] {{ع}} فرمود: {{متن حدیث|إِذَا كَانَ ذَلِكَ فَهُوَ صَاحِبُكُمْ}}؛ اگر چنین شد این است [[امام]] شما. و با دست به شانه ابوالحسن {{ع}} زد ـ که [[فکر]] میکنم شانه راست بود ـ و او در آن وقت پنج ساله بود و [[عبدالله بن جعفر]] أفطح ـ [[امام]] طایفه فطحیه ـ در آن مجلس با ما نشسته بود<ref>الکافی، ج ۱، ص ۳۰۹.</ref>. | ||
# [[یونس بن ظبیان]] میگوید: به [[امام صادق]] {{ع}} عرض کردم: [[امامان]] را برایم نام ببر فرمود: {{متن حدیث|أَوَّلُهُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ بَعْدَهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ بَعْدَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ أَنَا وَ بَعْدِي مُوسَى وَلَدِي وَ بَعْدَ مُوسَى عَلِيٌّ ابْنُهُ وَ بَعْدَ عَلِيِّ مُحَمَّدٌ وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ عَلِيٌّ وَ بَعْدَ عَلِيٍّ الْحَسَنُ وَ بَعْدَ الْحَسَنِ الْحُجَّةُ اصْطَفَانَا اللَّهُ وَ طَهَّرَنَا وَ أُوتِينَا ما لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ}}<ref>کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، ص ۲۵۵.</ref>. | # [[یونس بن ظبیان]] میگوید: به [[امام صادق]] {{ع}} عرض کردم: [[امامان]] را برایم نام ببر فرمود: {{متن حدیث|أَوَّلُهُمْ عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ وَ بَعْدَهُ الْحَسَنُ وَ الْحُسَيْنُ وَ بَعْدَهُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ وَ مُحَمَّدُ بْنُ عَلِيٍّ ثُمَّ أَنَا وَ بَعْدِي مُوسَى وَلَدِي وَ بَعْدَ مُوسَى عَلِيٌّ ابْنُهُ وَ بَعْدَ عَلِيِّ مُحَمَّدٌ وَ بَعْدَ مُحَمَّدٍ عَلِيٌّ وَ بَعْدَ عَلِيٍّ الْحَسَنُ وَ بَعْدَ الْحَسَنِ الْحُجَّةُ اصْطَفَانَا اللَّهُ وَ طَهَّرَنَا وَ أُوتِينَا ما لَمْ يُؤْتِ أَحَداً مِنَ الْعالَمِينَ}}<ref>کفایة الأثر فی النص علی الأئمة الإثنی عشر، ص ۲۵۵.</ref>. | ||
# [[ابراهیم]] کرخی گوید: خدمت [[امام صادق]] {{ع}} شرفیاب بودم که | # [[ابراهیم]] کرخی گوید: خدمت [[امام صادق]] {{ع}} شرفیاب بودم که ابوالحسن [[موسی بن جعفر]] که در سن کودکی بود وارد شد از جا برخاسته و او را بوسیدم. [[امام صادق]] {{ع}} خطاب به من فرمود: {{متن حدیث|يَا إِبْرَاهِيمُ أَمَا إِنَّهُ لَصَاحِبُكَ مِنْ بَعْدِي أَمَا لَيَهْلِكَنَّ فِيهِ أَقْوَامٌ وَ يَسْعَدُ فِيهِ آخَرُونَ فَلَعَنَ اللَّهُ قَاتِلَهُ وَ ضَاعَفَ عَلَى رُوحِهِ الْعَذَابَ أَمَا لَيُخْرِجَنَّ اللَّهُ مِنْ صُلْبِهِ خَيْرَ أَهْلِ الْأَرْضِ فِي زَمَانِهِ سَمِيَّ جَدِّهِ وَ وَارِثَ عِلْمِهِ وَ أَحْكَامِهِ وَ فَضَائِلِهِ وَ مَعْدِنَ الْإِمَامَةِ وَ رَأْسَ الْحِكْمَةِ}}<ref>الغیبة للنعمانی، ص ۹۰ و [[شیخ صدوق]]، [[کمال الدین و تمام النعمة (کتاب)|کمال الدین و تمام النعمة]]، ج ۲، ص ۳۳۴. آیا میدانی که پس از او امام توست، بدان که اقوامی در باره او به هلاکت افتاده و اقوام دیگری به سعادت رسند، لعنت خدا بر قاتل او باد و خدا عذاب روحش را دو چندان کند، بدان که خدای تعالی از صلب او بهترین اهل زمین در عصر خود را خارج سازد و همنام جدش و وارث علم و احکام و فضایل اوست و معدن امامت و رأس حکمت است.</ref>.<ref>[[عبدالمجید زهادت|زهادت، عبدالمجید]]، [[معارف و عقاید ۵ (کتاب)|معارف و عقاید ۵]]، ج ۲، ص ۶۰.</ref> | ||
# از «[[یعقوب]] سرّاج» نقل شده است: «حضور امام صادق{{ع}} شرفیاب شدم، حضرت را در کنار گهواره «[[ابو الحسن موسی]]» دیدم که با [[موسی]] ملاطفت و [[مهربانی]] میکرد و او را [[بازی]] میداد. مدتی نه چندان کوتاه نشستم تا امام صادق{{ع}} موسی را به حال خود واگذاشت. برخاسته، به سوی او رفتم. حضرت به من فرمود: به آقای خود نزدیک شو. به گهواره موسی نزدیک شدم و بر او [[سلام]] کردم. او با زبانی رسا و گفتاری شیوا پاسخ سلام مرا داد و فرمود: برو و نام دخترت را که دیروز بر او نهادهای [[تغییر]] ده که [[خداوند]] از این نام بیزار است. یعقوب سرّاج میگوید: خداوند مرا دختری عطا کرد و من نام او را «حمیرا» نهادم. آنگاه امام صادق{{ع}} به من فرمود: [[فرمان]] او را به کار گیر، راه درست را مییابی. یعقوب میگوید: من نیز نام دخترم را تغییر دادم»<ref>اصول کافى، ج۱، ص۳۱۰، حدیث ۱۱.</ref>. | # از «[[یعقوب]] سرّاج» نقل شده است: «حضور امام صادق{{ع}} شرفیاب شدم، حضرت را در کنار گهواره «[[ابو الحسن موسی]]» دیدم که با [[موسی]] ملاطفت و [[مهربانی]] میکرد و او را [[بازی]] میداد. مدتی نه چندان کوتاه نشستم تا امام صادق{{ع}} موسی را به حال خود واگذاشت. برخاسته، به سوی او رفتم. حضرت به من فرمود: به آقای خود نزدیک شو. به گهواره موسی نزدیک شدم و بر او [[سلام]] کردم. او با زبانی رسا و گفتاری شیوا پاسخ سلام مرا داد و فرمود: برو و نام دخترت را که دیروز بر او نهادهای [[تغییر]] ده که [[خداوند]] از این نام بیزار است. یعقوب سرّاج میگوید: خداوند مرا دختری عطا کرد و من نام او را «حمیرا» نهادم. آنگاه امام صادق{{ع}} به من فرمود: [[فرمان]] او را به کار گیر، راه درست را مییابی. یعقوب میگوید: من نیز نام دخترم را تغییر دادم»<ref>اصول کافى، ج۱، ص۳۱۰، حدیث ۱۱.</ref>. | ||
# از «[[سلیمان بن خالد]]» نقل شده است: روزی نزد امام صادق{{ع}} بودیم، [[حضرت صادق]]{{ع}}، [[ابو الحسن]]، [[موسی بن جعفر]]{{ع}} را خواند و به ما فرمود: {{متن حدیث|عَلَيْكُمْ بِهَذَا فَهُوَ وَ اللَّهِ صَاحِبُكُمْ بَعْدِي}}<ref>اصول کافى، ج۱، ص۳۱۰، حدیث ۱۲.</ref>؛ بر شما باد به [[پیروی]] از او و اقتدای به او. به [[خدا]] [[سوگند]] که پس از من او [[امام]] شماست. | # از «[[سلیمان بن خالد]]» نقل شده است: روزی نزد امام صادق{{ع}} بودیم، [[حضرت صادق]]{{ع}}، [[ابو الحسن]]، [[موسی بن جعفر]]{{ع}} را خواند و به ما فرمود: {{متن حدیث|عَلَيْكُمْ بِهَذَا فَهُوَ وَ اللَّهِ صَاحِبُكُمْ بَعْدِي}}<ref>اصول کافى، ج۱، ص۳۱۰، حدیث ۱۲.</ref>؛ بر شما باد به [[پیروی]] از او و اقتدای به او. به [[خدا]] [[سوگند]] که پس از من او [[امام]] شماست. | ||
# در روایتی از «[[فیض بن مختار]]» آمده است: «در محضر امام صادق{{ع}} بودم که ابو الحسن موسی{{ع}} که خردسال بود وارد شد. او را گرفتم و بوسیدم. حضرت صادق{{ع}} فرمود: شما [[امت]]، چونان کشتی هستید و این ([[امام کاظم]]{{ع}}) ناخدای کشتی است. سال بعد به [[حج]] رفتم. دو هزار دیناری که همراه داشتم، نیمی برای [[امام صادق]]{{ع}} و نیم دیگر را برای [[امام کاظم]]{{ع}} فرستادم. زمانی که بر حضرت وارد شدم، فرمود: او را با من همسنگ کردی؟ عرض کردم: این کار خودسرانه نبود بلکه بنا به گفته شما چنین کردم. حضرت فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]] که من چنین نکردم بلکه [[خداوند]] چنین مقرر فرموده است»<ref>اصول کافى، ج۱، ص۳۱۱، حدیث ۱۶.</ref>. | # در روایتی از «[[فیض بن مختار]]» آمده است: «در محضر امام صادق{{ع}} بودم که ابو الحسن موسی{{ع}} که خردسال بود وارد شد. او را گرفتم و بوسیدم. حضرت صادق{{ع}} فرمود: شما [[امت]]، چونان کشتی هستید و این ([[امام کاظم]]{{ع}}) ناخدای کشتی است. سال بعد به [[حج]] رفتم. دو هزار دیناری که همراه داشتم، نیمی برای [[امام صادق]]{{ع}} و نیم دیگر را برای [[امام کاظم]]{{ع}} فرستادم. زمانی که بر حضرت وارد شدم، فرمود: او را با من همسنگ کردی؟ عرض کردم: این کار خودسرانه نبود بلکه بنا به گفته شما چنین کردم. حضرت فرمود: به [[خدا]] [[سوگند]] که من چنین نکردم بلکه [[خداوند]] چنین مقرر فرموده است»<ref>اصول کافى، ج۱، ص۳۱۱، حدیث ۱۶.</ref>. | ||
# همچنین از «[[فیض بن مختار]]» است که میگوید «به امام صادق{{ع}} عرض کردم: ما را از [[آتش دوزخ]] وارهان و [[امام]] پس از خویش را به ما بنمایان. چه کسی پس از تو امام ماست؟ در همین حال ابو ابراهیم موسی{{ع}} که خردسال بود وارد شد. حضرت فرمود: این [[سرور]] و امام شماست. بدو و [[فرمان]] او چنگ انداز و از او جدا مشو»<ref>اصول کافى، ج۱، ص۳۰۷، حدیث ۱؛ الارشاد، ج۲، ص۲۱۷.</ref>. | # همچنین از «[[فیض بن مختار]]» است که میگوید «به امام صادق{{ع}} عرض کردم: ما را از [[آتش دوزخ]] وارهان و [[امام]] پس از خویش را به ما بنمایان. چه کسی پس از تو امام ماست؟ در همین حال ابو ابراهیم موسی{{ع}} که خردسال بود وارد شد. حضرت فرمود: این [[سرور]] و امام شماست. بدو و [[فرمان]] او چنگ انداز و از او جدا مشو»<ref>اصول کافى، ج۱، ص۳۰۷، حدیث ۱؛ الارشاد، ج۲، ص۲۱۷.</ref>. | ||
# از «[[عبد الرحمان بن حجاج]]» روایت شده است که گفت: «در سالی که [[ابو الحسن]] ماضی{{ع}} را گرفتند، به عبد الرحمن گفتم: این [[مرد]] (امام کاظم{{ع}}) در دست این شخص است ([[حاکم مدینه]] یا [[هارون]] بوده است) و نمیدانیم چه سرنوشتی دارد. آیا از او (امام صادق{{ع}}) درباره امامت یکی از فرزندانش مطلبی به تو رسیده است؟ عبد الرحمن گفت: [[گمان]] نمیکردم کسی در اینباره چیزی از من بپرسد و بعد نقل کرد که سالها قبل وارد [[خانه]] [[جعفر بن محمد]] شدم. او را در اتاقی چنین و چنان مشخصات اتاق را برشمرد یافتم که مصلای او بود. [[حضرت صادق]]{{ع}} مشغول [[دعا]] بود و [[موسی بن جعفر]] در سمت راست پدرش نشسته بود و دعای پدر را «آمین» میگفت. عرض کردم: فدایت گردم، [[دلدادگی]] و خدمتگزاری مرا نسبت به خویش میدانید. پس از شما ولی و [[امام]] [[مردم]] کیست؟ [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[موسی]] | # از «[[عبد الرحمان بن حجاج]]» روایت شده است که گفت: «در سالی که [[ابو الحسن]] ماضی{{ع}} را گرفتند، به عبد الرحمن گفتم: این [[مرد]] (امام کاظم{{ع}}) در دست این شخص است ([[حاکم مدینه]] یا [[هارون]] بوده است) و نمیدانیم چه سرنوشتی دارد. آیا از او (امام صادق{{ع}}) درباره امامت یکی از فرزندانش مطلبی به تو رسیده است؟ عبد الرحمن گفت: [[گمان]] نمیکردم کسی در اینباره چیزی از من بپرسد و بعد نقل کرد که سالها قبل وارد [[خانه]] [[جعفر بن محمد]] شدم. او را در اتاقی چنین و چنان مشخصات اتاق را برشمرد یافتم که مصلای او بود. [[حضرت صادق]]{{ع}} مشغول [[دعا]] بود و [[موسی بن جعفر]] در سمت راست پدرش نشسته بود و دعای پدر را «آمین» میگفت. عرض کردم: فدایت گردم، [[دلدادگی]] و خدمتگزاری مرا نسبت به خویش میدانید. پس از شما ولی و [[امام]] [[مردم]] کیست؟ [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: [[موسی]] زره (خلعت [[امامت]]) را بر تن کرد و بر اندام او راست آمد. به حضرت گفتم: از این پس نیاز به بیان و توضیحی ندارم و امام خویش را شناختم»<ref>اصول کافى، ج۱، ص۳۰۸، حدیث ۳؛ الارشاد، ج۲، ص۲۱۷.</ref>. | ||
# در [[روایت]] «[[یعقوب بن جعفر جعفری]]» آمده است: «[[اسحاق بن جعفر]]{{ع}} برایم نقل کرد: روزی در محضر پدرم بود. «[[علی بن عمر بن علی]]» به پدرم گفت: فدایت گردم، پس از تو ما و مردم به که پناه ببریم؟ پدرم گفت: به صاحب دو [[جامه]] زرد و دو طرّه گیسو، همو که از این درب درآمده و درب را با دو دست خویش میگشاید. دیری نپایید دو دست دو درب را گشود و آشکار شد. او [[ابو ابراهیم]]، موسی بن جعفر{{ع}} بود»<ref>اصول کافى، ج۱، ص۳۰۸؛ الارشاد، ج۲، ص۲۲۰.</ref>. | # در [[روایت]] «[[یعقوب بن جعفر جعفری]]» آمده است: «[[اسحاق بن جعفر]]{{ع}} برایم نقل کرد: روزی در محضر پدرم بود. «[[علی بن عمر بن علی]]» به پدرم گفت: فدایت گردم، پس از تو ما و مردم به که پناه ببریم؟ پدرم گفت: به صاحب دو [[جامه]] زرد و دو طرّه گیسو، همو که از این درب درآمده و درب را با دو دست خویش میگشاید. دیری نپایید دو دست دو درب را گشود و آشکار شد. او [[ابو ابراهیم]]، موسی بن جعفر{{ع}} بود»<ref>اصول کافى، ج۱، ص۳۰۸؛ الارشاد، ج۲، ص۲۲۰.</ref>. | ||
# از «[[مفضل بن عمر]]» نقل شده است: «امام صادق{{ع}} از حضرت کاظم{{ع}} که در سنین کودکی بود نام برد و فرمود: این همان مولودی است که چون او مولودی [[خجسته]] و پر خیر برای [[شیعیان]] ما زاده نشده است. سپس به من فرمود: در [[حق]] اسماعیل (دیگر فرزند امام صادق) جفا نکنید<ref>اصول کافى، ج۱، ص۳۰۹، حدیث ۸.</ref>. | # از «[[مفضل بن عمر]]» نقل شده است: «امام صادق{{ع}} از حضرت کاظم{{ع}} که در سنین کودکی بود نام برد و فرمود: این همان مولودی است که چون او مولودی [[خجسته]] و پر خیر برای [[شیعیان]] ما زاده نشده است. سپس به من فرمود: در [[حق]] اسماعیل (دیگر فرزند امام صادق) جفا نکنید<ref>اصول کافى، ج۱، ص۳۰۹، حدیث ۸.</ref>. | ||