تقیه در قرآن: تفاوت میان نسخه‌ها

۶٬۷۵۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۵ ژوئیهٔ ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۸: خط ۱۸:


در یک [[آیه]] از [[قرآن]] به صراحت از [[تقیه]] یاد شده است: {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطه‌ای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونه‌ای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref> و در آیاتی دیگر مفهوم تقیه با تعابیری دیگر آمده است؛ مانند [[کتمان]] [[ایمان]]: {{متن قرآن|وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَإِنْ يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِنْ يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ}}<ref>«و مردی مؤمن از فرعونیان که ایمانش را پنهان می‌داشت گفت: آیا مردی را می‌کشید که می‌گوید: پروردگار من، خداوند است و برهان‌ها (ی روشن) برایتان از پروردگارتان آورده است؟ و اگر دروغگو باشد، دروغش به زیان خود اوست و اگر راستگو باشد برخی از آنچه به شما وعده می‌دهد بر سرتان خواهد آمد؛ بی‌گمان خداوند کسی را که گزافکاری بسیار دروغگوست راهنمایی نمی‌کند» سوره غافر، آیه ۲۸.</ref> و اظهار [[کفر]] همراه با [[ایمان قلبی]]:{{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> در برخی [[آیات]] نیز تعابیری به کار رفته که در [[احادیث]] به [[تقیه]] [[تفسیر]] شده است؛ مانند {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«بدی را با روشی که نیکوتر است دور کن؛ ما به آنچه وصف می‌کنند داناتریم» سوره مؤمنون، آیه ۹۶.</ref>.<ref> المحاسن، ج ۱، ص۲۵۷؛ الکافی، ج ۲، ص۲۱۸؛ معانی الاخبار، ص۳۸۶. </ref> و {{متن قرآن|وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ}}<ref>«و به نیکی، بدی را دور می‌دارند» سوره رعد، آیه ۲۲.</ref>.<ref>الکافی، ج ۲، ص۲۱۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص۲۰۳؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص۳۰۳. </ref> افزون بر این، مصادیقی از [[تقیه]] نیز در [[قرآن]] بازگو شده است؛ مانند {{متن قرآن|فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ}}<ref>«و گفت: من بیمارم» سوره صافات، آیه ۸۹.</ref>.<ref> التنقیح، ج ۴، ص۲۹۶ - ۲۹۷، «الطهارة»؛ القواعد الفقهیه، مکارم، ج ۱، ص۴۰۲ - ۴۰۳؛ المحاسن، ج ۱، ص۲۵۸. </ref>.<ref>[[حسین رحیمیان|رحیمیان، حسین]]، [[تقیه - رحیمیان (مقاله)|مقاله «رحیمیان»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۸]].</ref>
در یک [[آیه]] از [[قرآن]] به صراحت از [[تقیه]] یاد شده است: {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطه‌ای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونه‌ای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref> و در آیاتی دیگر مفهوم تقیه با تعابیری دیگر آمده است؛ مانند [[کتمان]] [[ایمان]]: {{متن قرآن|وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ وَإِنْ يَكُ كَاذِبًا فَعَلَيْهِ كَذِبُهُ وَإِنْ يَكُ صَادِقًا يُصِبْكُمْ بَعْضُ الَّذِي يَعِدُكُمْ إِنَّ اللَّهَ لَا يَهْدِي مَنْ هُوَ مُسْرِفٌ كَذَّابٌ}}<ref>«و مردی مؤمن از فرعونیان که ایمانش را پنهان می‌داشت گفت: آیا مردی را می‌کشید که می‌گوید: پروردگار من، خداوند است و برهان‌ها (ی روشن) برایتان از پروردگارتان آورده است؟ و اگر دروغگو باشد، دروغش به زیان خود اوست و اگر راستگو باشد برخی از آنچه به شما وعده می‌دهد بر سرتان خواهد آمد؛ بی‌گمان خداوند کسی را که گزافکاری بسیار دروغگوست راهنمایی نمی‌کند» سوره غافر، آیه ۲۸.</ref> و اظهار [[کفر]] همراه با [[ایمان قلبی]]:{{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ وَلَكِنْ مَنْ شَرَحَ بِالْكُفْرِ صَدْرًا فَعَلَيْهِمْ غَضَبٌ مِنَ اللَّهِ وَلَهُمْ عَذَابٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بر آن کسان که پس از ایمان به خداوند کفر ورزند- نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که دل به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» سوره نحل، آیه ۱۰۶.</ref> در برخی [[آیات]] نیز تعابیری به کار رفته که در [[احادیث]] به [[تقیه]] [[تفسیر]] شده است؛ مانند {{متن قرآن|ادْفَعْ بِالَّتِي هِيَ أَحْسَنُ}}<ref>«بدی را با روشی که نیکوتر است دور کن؛ ما به آنچه وصف می‌کنند داناتریم» سوره مؤمنون، آیه ۹۶.</ref>.<ref> المحاسن، ج ۱، ص۲۵۷؛ الکافی، ج ۲، ص۲۱۸؛ معانی الاخبار، ص۳۸۶. </ref> و {{متن قرآن|وَيَدْرَءُونَ بِالْحَسَنَةِ السَّيِّئَةَ}}<ref>«و به نیکی، بدی را دور می‌دارند» سوره رعد، آیه ۲۲.</ref>.<ref>الکافی، ج ۲، ص۲۱۷؛ وسائل الشیعه، ج ۱۶، ص۲۰۳؛ مستدرک الوسائل، ج ۱۲، ص۳۰۳. </ref> افزون بر این، مصادیقی از [[تقیه]] نیز در [[قرآن]] بازگو شده است؛ مانند {{متن قرآن|فَقَالَ إِنِّي سَقِيمٌ}}<ref>«و گفت: من بیمارم» سوره صافات، آیه ۸۹.</ref>.<ref> التنقیح، ج ۴، ص۲۹۶ - ۲۹۷، «الطهارة»؛ القواعد الفقهیه، مکارم، ج ۱، ص۴۰۲ - ۴۰۳؛ المحاسن، ج ۱، ص۲۵۸. </ref>.<ref>[[حسین رحیمیان|رحیمیان، حسین]]، [[تقیه - رحیمیان (مقاله)|مقاله «رحیمیان»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۸ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم ج۸]].</ref>
== تقیه در قرآن ==
در [[قرآن]] [[آیات]] متعددی وجود دارد که به [[مسلمانان]] در شرایط خاصی [[اجازه]] می‌دهد تا در صورت در خطر افتادن [[جان]]، [[مال]] و ناموس از سپر [[تقیه]] استفاده کنند که در ذیل به برخی از آنها اشاره می‌گردد: {{متن قرآن|لَا يَتَّخِذِ الْمُؤْمِنُونَ الْكَافِرِينَ أَوْلِيَاءَ مِنْ دُونِ الْمُؤْمِنِينَ وَمَنْ يَفْعَلْ ذَلِكَ فَلَيْسَ مِنَ اللَّهِ فِي شَيْءٍ إِلَّا أَنْ تَتَّقُوا مِنْهُمْ تُقَاةً وَيُحَذِّرُكُمُ اللَّهُ نَفْسَهُ وَإِلَى اللَّهِ الْمَصِيرُ}}<ref>«مؤمنان نباید کافران را به جای مؤمنان دوست گیرند و هر که چنین کند با خداوند هیچ رابطه‌ای ندارد مگر آنکه (بخواهید) به گونه‌ای از آنان تقیّه کنید و خداوند، شما را از خویش پروا می‌دهد و بازگشت (هر چیز) به سوی خداوند است» سوره آل عمران، آیه ۲۸.</ref>.
[[مفسرین]] [[شیعه]] و [[اهل سنت]] [[شأن نزول]] این [[آیه]] را [[عمل]] [[عمار یاسر]] می‌دانند. عمار یاسر پس از تحمل شکنجه‌های فراوان و مشاهده صحنه [[شهادت]] والدینش، [[یاسر]] و [[سمیه]]، در مقابل اصرار [[کفار]] بر اظهار [[کفر]] [[تسلیم]] شد و بر حسب ظاهر [[دست]] از [[اسلام]] برداشت<ref>قسطلانی، إرشاد الساری، ج۱۰، ص۹۳؛ سرخسی، المبسوط، ج۲۴، ص۴۵.</ref>. وقتی [[رسول الله]]{{صل}} حادثه شهادت یاسر و سمیه را شنید، آن دو را در زمره [[شهدا]] شمرد و [[اشک]] را از چشمان عمار [[پاک]] نمود و فرمود: {{متن حدیث|إِنْ عَادُوا لَكَ بِمِثْلِ ذَلِکَ فَعُدْ لَهُمْ‌}}<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۱۸۸.</ref>؛ «اگر باز تو را مجبور کردند، تو نیز همان کلمات را تکرار کن».
طبق نقل [[آلوسی]] [[مشرکان]] عمار را به چاهی انداخته بودند و [[تهدید]] می‌کردند که اگر به خواسته آنان عمل نکند، سر چاه را خواهد انباشت و او را زنده به گور خواهند کرد. عمار از روی تقیه، به ظاهر از [[پیامبر]]{{صل}} برگشت و از خدایان آنان به [[نیکی]] یاد نمود. وقتی به رسول الله{{صل}} خبر دادند که عمار [[کافر]] شده است، رسول الله{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|كَلَّا إِنَّ عَمَّاراً مَلِي‌ءٌ إِيمَاناً مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ وَ اخْتَلَطَ الْإِيمَانُ بِلَحْمِهِ وَ دَمِهِ}}<ref>آلوسی، روح المعانی، ج۷، ص۴۷۳.</ref>؛ هرگز! همانا عمار، از سر تا به پایش، مملو از [[ایمان]] است و ایمان با گوشت و خونش آمیخته است.
[[خداوند]] در [[قرآن کریم]] می‌فرماید:
#{{متن قرآن|مَنْ كَفَرَ بِاللَّهِ مِنْ بَعْدِ إِيمَانِهِ إِلَّا مَنْ أُكْرِهَ وَقَلْبُهُ مُطْمَئِنٌّ بِالْإِيمَانِ...}}<ref>«بر آن کسان که پس از [[ایمان به خداوند]] [[کفر]] ورزند - نه آن کسان که وادار (به اظهار کفر) شده‌اند و دلشان به ایمان گرم است بلکه آن کسان که [[دل]] به کفر دهند- خشمی از خداوند خواهد بود و عذابی سترگ خواهند داشت» [[سوره نحل]]، [[آیه]] ۱۰۶.</ref>. [[شأن نزول]] این آیه را نیز [[مفسران]] در مورد [[عمار یاسر]] دانسته‌اند. [[ابن کثیر]] در [[تفسیر آیه]] می‌گوید: این آیه درباره کسی است که در گفتار با [[مشرکان]] موافقت کرد؛ چون او را کتک می‌زدند و [[اذیت]] می‌کردند. ولی قلبش بر خلاف زبانش بود؛ قلبش ابا داشت از آنچه به زبان جاری می‌کرد<ref>ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ج۴، ص۶۰۵.</ref>. این [[آیه مبارکه]] در [[مکه]] و در زمانی نازل شد که شمار [[مسلمانان]] بسیار اندک بود و دلالت می‌کند بر اینکه [[تشریع]] [[تقیه]]، از آغاز پیدایش اسلام بوده است؛ هر چند پیش از [[اسلام]]، در [[زمان]] [[حضرت موسی]]<ref>روح المعانی، ج۱۲، ص۳۱.</ref> و ابراهیم{{ع}}<ref>ابن حزم، الفصل فی الملل و الأهواء والنحل، ج۴، ص۵. </ref> نیز [[تقیه]] وجود داشته است و اسلام تنها مهر [[تأیید]] بر [[مشروعیت]] آن زده است.
# {{متن قرآن|وَقَالَ رَجُلٌ مُؤْمِنٌ مِنْ آلِ فِرْعَوْنَ يَكْتُمُ إِيمَانَهُ أَتَقْتُلُونَ رَجُلًا أَنْ يَقُولَ رَبِّيَ اللَّهُ وَقَدْ جَاءَكُمْ بِالْبَيِّنَاتِ مِنْ رَبِّكُمْ}}<ref>«و مردی مؤمن از فرعونیان که ایمانش را پنهان می‌داشت گفت: آیا مردی را می‌کشید که می‌گوید: پروردگار من، خداوند است و برهان‌ها (ی روشن) برایتان از پروردگارتان آورده است؟» سوره غافر، آیه ۲۸.</ref>. در این آیه سخن از [[منزلت]] و [[شأن]] فردی از [[آل فرعون]] است که به خاطر [[مصالح]] مهم‌تر، راه تقیه را در پیش گرفت و در برابر [[فرعون]] و یارانش، [[ایمان]] و [[عقیده]] خویش را طی سال‌های مدیدی پنهان نمود<ref>ر.ک: آلوسی، روح المعانی، ج۱۲، ص۳۱؛ شهرستانی، الملل و النحل، ج۱، ص۱۲۵.</ref>.<ref>[[ائمه و دعوت به تقیه (مقاله)|مقاله «ائمه و دعوت به تقیه»]]، [[موسوعه رد شبهات ج۱۷ (کتاب)|موسوعه رد شبهات ج۱۷]]، ص۱۵۹.</ref>


== اغراض و اهداف تقیه ==
== اغراض و اهداف تقیه ==
۱۲۹٬۸۰۱

ویرایش