←جستارهای وابسته
(←منابع) |
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۲۱: | خط ۲۲۱: | ||
# [[نرمخویی]] و [[معاشرت]] نیکوی [[پیامبر]] با [[صحابه]] خود: {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ}}<ref>«پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref> و [[پیامبر]] [[مأمور]] [[گذشت]] از خطای [[صحابه]] و طلب [[آمرزش]] برای آنان و [[مشورت]] با آنان در امور اجتماعی: {{متن قرآن|فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ}}<ref>«پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>؛ | # [[نرمخویی]] و [[معاشرت]] نیکوی [[پیامبر]] با [[صحابه]] خود: {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍ مِنَ اللَّهِ لِنْتَ لَهُمْ}}<ref>«پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref> و [[پیامبر]] [[مأمور]] [[گذشت]] از خطای [[صحابه]] و طلب [[آمرزش]] برای آنان و [[مشورت]] با آنان در امور اجتماعی: {{متن قرآن|فَاعْفُ عَنْهُمْ وَاسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِي الْأَمْرِ}}<ref>«پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن» سوره آل عمران، آیه ۱۵۹.</ref>؛ | ||
# بهانهجویی برخی [[صحابه]] [[منافق]] صفت و [[رفاه]] طلب، برای [[همراهی]] نکردن با [[پیامبر]] در [[غزوه تبوک]]: {{متن قرآن|لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لَاتَّبَعُوكَ وَلَكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«اگر غنیمتی در دسترس و سفری آسان میبود از تو پیروی میکردند اما راه سخت بر آنان گران است و به زودی به خداوند سوگند میخورند که اگر یارایی میداشتیم با شما روانه میشدیم؛ خود را (با دروغ) نابود میکنند و خداوند میداند که آنان دروغگویند» سوره توبه، آیه ۴۲.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۹-۵۱.</ref> | # بهانهجویی برخی [[صحابه]] [[منافق]] صفت و [[رفاه]] طلب، برای [[همراهی]] نکردن با [[پیامبر]] در [[غزوه تبوک]]: {{متن قرآن|لَوْ كَانَ عَرَضًا قَرِيبًا وَسَفَرًا قَاصِدًا لَاتَّبَعُوكَ وَلَكِنْ بَعُدَتْ عَلَيْهِمُ الشُّقَّةُ وَسَيَحْلِفُونَ بِاللَّهِ لَوِ اسْتَطَعْنَا لَخَرَجْنَا مَعَكُمْ يُهْلِكُونَ أَنْفُسَهُمْ وَاللَّهُ يَعْلَمُ إِنَّهُمْ لَكَاذِبُونَ}}<ref>«اگر غنیمتی در دسترس و سفری آسان میبود از تو پیروی میکردند اما راه سخت بر آنان گران است و به زودی به خداوند سوگند میخورند که اگر یارایی میداشتیم با شما روانه میشدیم؛ خود را (با دروغ) نابود میکنند و خداوند میداند که آنان دروغگویند» سوره توبه، آیه ۴۲.</ref>.<ref>[[محمد جعفر سعیدیانفر|سعیدیانفر]] و [[سید محمد علی ایازی|ایازی]]، [[فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲ (کتاب)|فرهنگنامه پیامبر در قرآن کریم ج۲]]، ص ۳۹-۵۱.</ref> | ||
==[[صحابه]]== | |||
واژه «صحابه» جمع «صاحب» از ریشه «ص – ح - ب»<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۳۳۵، «صحب».</ref>، به معنای ملازم، [[همنشین]] و [[قرین]] است<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۳۳۵؛ لسان العرب، ج ۱، ص۵۱۹، «صحب».</ref>. این ریشه همواره بر گونهای از نزدیکی و [[همراهی]] دلالت دارد<ref>معجم مقاییس اللغه، ج ۳، ص۳۳۵؛ لسان العرب، ج ۱، ص۵۱۹، «صحب».</ref>. در کارکرد واژه صاحب، کثرت [[معاشرت]] و ملازمت به اقتضای ریشه «ص - ح - ب»<ref>اقرب الموارد، ج ۱، ص۶۳۳.</ref> یا به سبب [[الزام]] [[عرفی]] لحاظ شده است<ref>الکفایه فی علم الروایه، ص۷۰؛ التعریفات، ص۱۷۳.</ref>. شماری از [[اهل]] [[ادب]] تأکید کردهاند که صاحب در عرف فقط به کسی گفته میشود که همراهی و [[مجالست]] او با دیگری طولانی باشد<ref>العده، ج ۳، ص۹۸۸.</ref>. بهنظر میرسد قیودی همچون «[[تبعیت]]» و «[[تعلّم]]» که برخی آن را مقوّم معنای صاحب و صحبت دانستهاند<ref>التعریفات، ص۱۷۳؛ الکفایه فی علم الروایه، ص۷۰.</ref>، به این ریشه ربطی نداشته و این مفاهیم صرفاً با صحبت و [[مصاحبت]] مقارنت خارجی دارند. | |||
صحابه در شکل مصدری به معنای [[رفاقت]] کردن و همراهی کردن نیز به کار رفته است<ref>لسان العرب، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>. بهگفته برخی لغویان، واژه صحابه در اصل مصدر بوده و بعدها به معنای جمع «صاحب» به کار رفته و هیچ جمع فاعلی جز صحابه بر این وزن وجود ندارد<ref>لسان العرب، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>. صحابه به فتح و کسر صاد کاربرد دارد<ref>لسان العرب، ج ۱، ص۵۱۹.</ref>. «[[صحابی]]» صفت منسوب به صحابه، مفرد معنای اصطلاحی است<ref>الاصابه، ج ۱، ص۷-۸.</ref>. صحابه در [[علوم]] گوناگون [[اسلامی]] مانند [[تاریخ]]، [[کلام]]، [[حدیث]] و [[علوم قرآن]] اصطلاح است. [[دانشمندان]] [[مسلمان]] در تعریف صحابه بر یک نظر نیستند<ref>ادامه مقاله، تعریف و قلمرو صحابه</ref>. افزون بر [[اختلاف]] نظر در قلمرو اصطلاح صحابه، مهمترین چالش این مبحث - که با طرح اصل مبحث صحابه همزاد بوده - موضوع [[شرافت]] و [[فضیلت]] بیبدیل و [[عدالت صحابه]] است؛ موضوعی که به یکی از [[منازعات]] شدید [[کلامی]] بدل شده است. در یک سوی این [[نزاع]]، اکثر [[اهل سنت]] قرار دارند که با عدم [[پذیرش امامت]] [[منصوص]] و با [[هدف]] برطرف کردن خلأ [[مرجعیت دینی]] و ساماندهی [[آموزههای اسلامی]] پس از [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}}<ref>مسند ابنراهویه، ج ۱، ص۲۶.</ref> به [[عدالت صحابه]] قائل شده و بر آن پای فشرده<ref>الاصابه، ج ۱، ص۸-۹.</ref> و از همین رو صدها کت[[اب]] و رساله در [[عدالت]] و [[فضایل صحابه]] نگاشته و حتی از کنکاش درباره برهه [[تاریخی]] [[صحابه]] و [[منازعات]] آنان با یکدیگر منع کردهاند<ref>سیر اعلام النبلاء، ج ۱۰، ص۹۲.</ref>. بر پایه منابع و [[روایات اهل سنت]]، [[فضیلت]] یک [[ساعت]] از عمر صحابه، از عمل ۴۰ ساله دیگران [[برتر]] است<ref>سنن ابنماجه، ج ۱، ص۳۶-۳۸.</ref> و [[اعمال نیک]] همه نسلهای پسین با [[مقام]] پایینترین [[صحابی]] [[برابری]] نمیکند<ref>شرح اصول اعتقاد اهل السنه، ج ۷، ص۱۳۲۳.</ref> و فضیلت صحابی بودن با دیگر [[فضایل]] سنجیدنی نیست<ref>صحیح المسلم بشرح النووی، ج ۱۶، ص۹۳.</ref>. [[ابنحزم]] با جمله {{متن قرآن|الصَّحَابَةُ كُلُّهُمْ أَهْلُ الجَنَّةِ قَطْعاً}} به [[بهشتی]] بودن همه صحابه تصریح کرده است<ref>الصواعق المحرقه، ص۲۱۱.</ref>. شماری دیگر از بزرگان [[اهل سنت]] همچون [[ابنعبدالبر]]<ref>الاستیعاب، ج ۱، ص۲.</ref>، [[ابناثیر]]<ref>اسدالغابه، ج ۱، ص۳-۴.</ref> و [[ابنحجر]]<ref>الاصابه، ج ۱، ص۱۳۱.</ref> نیز به همین مطلب تصریح کردهاند. بهگفته ابنحجر عسقلانی، [[عقیده]] به [[پاکی]] صحابه از [[واجبات]] است؛ زیرا قطعاً آنان [[اهل]] بهشتاند و هیچیک از آنان [[جهنمی]] نیست<ref>الاصابه، ج ۱، ص۸-۹.</ref>. در سوی دیگر این منازعات، [[شیعه]] قرار دارد که بسیاری از فضایل یادشده درباره صحابه را نپذیرفته و به نقد [[نظریه]] عدالت صحابه پرداخته، [[ادله]] آن را موهون شمرده و بسیاری از [[تعالیم]] مبتنی بر این اصل را نقد کرده است. از منظر شیعه افزون بر فضیلت [[همراهی]] [[پیامبر]]، فضیلت دیگری همچون عدالت یا برخورداری از مقام [[اجتهاد]] برای همه صحابه ثابت نیست و صحابه نیز مانند دیگر افرادِ [[امت]] مسلماناند که در میان آنان [[مؤمن]]، [[منافق]]، [[عادل]]، [[فاسق]]، [[نیکوکار]] و زشتکار حضور دارد<ref>نظریة عدالة الصحابه، ص۵۹.</ref>. در فضای این [[مجادلات]]، شیعه [[اتهام]] بیتوجهی به [[شأن]] صحابه و [[دشمنی]] با آنان را نپذیرفته و چنین اتهامی را برخاسته از [[تندروی]]، توهم، [[دشمنی]]، برداشت نادرست از برخی [[روایات]] یا ناظر به [[رفتار]] برخی [[عوام]] دانسته<ref>اضواء علی عقائد الشیعة الامامیه، ص۵۲۲.</ref> و تصریح کرده است که [[ایمان به پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} و [[مصاحبت]] با آن حضرت فضیلتی بزرگ است<ref>الرعایه فی علم الدرایه، ص۱۶۲.</ref> و در [[فضایل]] صحابهای که [[حق]] مصاحبت را [[رعایت]] کردهاند، آثاری پدید آورده است<ref>دانشنامه سیره نبوی، ج ۱، ص۱۸؛ برای تفصیل بیشتر ر.ک: عدالت صحابه.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۰۱.</ref> | |||
==تعریف و قلمرو صحابه== | |||
تعریف [[صحابه]] در میان [[اهل سنت]] بر اثر اعطای نقش [[مرجعیت دینی]] به آنان و واسطه بودنشان در انتقال [[تفسیر]] [[کتاب و سنت]] به نسلهای پسین و نیز به علت طرح [[نظریه]] [[عدالت همه صحابه]]، اهمیتی ویژه یافته است و از همین رو تعاریفی متفاوت از صحابه ارائه کردهاند: اهل سنت در تعریف صحابه، افزون بر [[پذیرش اسلام]] با اظهار [[شهادتین]] و [[رؤیت]] [[پیامبر اکرم]]، قیودی مانند طولانی بودن مراوده، شرکت در [[غزوهها]] و نقل شمار قابل توجهی [[حدیث]] از [[پیامبر]] را در این اصطلاح [[دخالت]] دادهاند<ref>مقدمة ابنالصلاح، ص۱۱۹؛ البحر المحیط، ج ۴، ص۳۱۰.</ref>. شماری از اهل سنت و به صورت خاص [[فقیهان]] و اصولیان آنان، هماهنگ با کارکرد [[عرفی]] صحابه بر طولانی بودن [[همنشینی]] تأکید کردهاند<ref>جامع الاصول، ج ۱، ص۱۳۴؛ الاحکام، ج ۱، ص۲۷۶؛ البحر المحیط، ج ۴، ص۳۰۱.</ref>، چنانکه [[خطیب بغدادی]] تصریح کرده است که واژه «صحابه» درباره کسی که یک بار دیداری کوتاه با پیامبر داشته و حتی یک [[روایت]] هم از آن حضرت نقل کرده به کار نمیرود<ref>الکفایه فی علم الروایه، ص۶۳-۶۴.</ref>. گروهی دیگر از اهل سنت و بهگونه خاص [[اهل حدیث]]، با این برداشت که معنای لغوی عام و فراگیر است و به محض تحقق [[همراهی]]، بدون هیچگونه قید و شرطی، صاحب و صحابه اطلاق میشود، معنای اصطلاحی صحابه را عام دانستهاند<ref>الکفایه فی علم الروایه، ص۱۰۰؛ فتح المغیث، ج۳، ص۹۳-۹۴.</ref>. با همین رویکرد، [[ابنحجر عسقلانی]] پس از نقل تعاریف گوناگون، با حذف بیشتر قیود و [[توسعه]] در مفهوم [[صحابه]]، اطلاق [[صحابی]] را بر هر کسی که در حال [[ایمان]]، [[پیامبر]] را [[ملاقات]] کند و بر [[اسلام]] بمیرد روا دانسته و این تعریف را صحیحترین تعریف میداند: {{متن قرآن|وَ أصُحُّ مَا وَقَفْتُ عَلَیْهِ مِنْ ذَلِک أنَّ الصَّحَابِیَّ مَنْ لَقِیَ النَّبِیَّ مُؤْمِناً بِهِ وَ مَاتَ عَلی الإسْلامِ}}. [[ابنحجر]] در ادامه تصریح میکند که [[مجالست]] طولانی،نقل [[روایت]]، شرکت در [[غزوهها]] و [[رؤیت با چشم]] برای نابینا در کاربرد اصطلاح [[صحابی]] نقشی ندارد و همه را دربرمیگیرد. ابنحجر این [[توسعه]] را با آنچه از [[احمد بن حنبل]] در دست است{{متن قرآن|اصحاب رسول الله{{صل}} کُلُّ مَنْ صَحِبَهُ شَهْراً أوْ سَاعَةً أوْ رَآهُ}}<ref>الاصابه، ج ۱، ص۷-۸.</ref> و نیز با تعریف [[بخاری]]{{متن قرآن|وَ مَنْ صَحِبَ النَّبِیَّ أوْ رَآهُ مِنَ الْمُسْلِمِینَ فَهُوَ مِنْ أصْحابِهِ}}<ref>صحیح البخاری، ج ۴، ص۱۸۸.</ref> هماهنگ میداند<ref>الاصابه، ج ۱، ص۱۵۹.</ref>. براساس این تعریف، کسانی که هنگام [[ملاقات]] [[پیامبر]] [[مسلمان]] نبوده یا هنگام [[مرگ]] [[مرتد]] شدهاند، در شمار [[صحابه]] قرار نمیگیرند. به رغم عدم همنوایی این توسعه با مفهوم [[عرفی]]<ref>فتح المغیث، ج ۳، ص۹۴.</ref> اکثر [[اهلسنت]] به این تعریف روآوردهاند<ref>نک: عدالة الصحابه عند المسلمین، ص۲۶.</ref>. بهنظر میرسد قید «[[بلوغ]]» نیز در این تعریف شرط نیست؛ زیرا [[صحابهنگاران]] [[حسنین]] و [[عبدالله بن زبیر]] و [[عبدالله بن عباس]] را جزو «صِغار صحابه» شمردهاند<ref>الاصابه، ج ۱، ص۸؛ تدریب الراوی، ج ۲، ص۲۴۲.</ref>. [[شیعه]] به دلیل [[باور]] به همانندی صحابه و دیگر [[مسلمانان]] در [[عدالت]] و [[فسق]] و عدم [[اعتقاد]] به وجود جایگاه قدسی برای آنان<ref>نک: ابوهریره، شرف الدین، ص۷.</ref> در تعریف و تبیین قلمرو صحابه با چالشی روبهرو نبوده و بر تعریف واحدی تمرکز نکرده است، از همین رو بهنظر میرسد بیشتر مباحث شکلگرفته در [[منابع شیعه]] درباره تعریف صحابه، و [[اصرار]] بر [[تضییق]] قلمرو مفهومی این اصطلاح، واکنشی به دیدگاههای اهلسنت در ایجاد جایگاهی ویژه برای صحابه بوده و برخورداری از چنین جایگاهی را به صِرف ملاقات با پیامبر برنتابیده و از نظر [[عقلی]] و نقلی و قراین لغوی چنین شمولی را مخدوش دانسته است<ref>نک: نظریة عدالة الصحابه، ص۵۹.</ref>. به نظر میرسد طرح مباحث گسترده موجود در منابع در مفهومشناسی [[صحابه]] و [[استمداد]] از مباحث نقلی و [[عقلی]] در تعیین قلمرو و گستره صحابه، کمنتیجه است؛ زیرا روشن است که این اصطلاح از اصطلاحات متشرعه است؛ یعنی در دورههای پس از [[رسول خدا]]{{صل}} شکل گرفته است<ref>معالم المدرستین، ج ۱، ص۱۴۰.</ref>. بنابراین هنگامی که در [[قرآن]] و [[روایات]] بدون قرینه به کار رود، بر معنای اصطلاحی حمل نمیشود، از این رو با وجود اشکالهای فراوانی که بر تعریف [[ابنحجر عسقلانی]] وارد شده، موضوع صحابه در این مقاله با همان گستره مورد نظر ابنحجر، که رایجترین تعریف نزد [[اهلسنت]] است، پی گرفته میشود. | |||
پذیرش [[توسعه]] مورد نظر [[اهل سنت]] در مفهوم صحابه در این مقاله، از این روست که اهل سنت در پیدایش و تبیین قلمرو این اصطلاح در قرون اولیه پیشگام بوده و از سویی نقض و ابرامها و مباحث [[کلامی]] گسترده با محوریت صحابه با قلمرو مورد نظر اهل سنت شکل گرفتهاند. | |||
گفتنی است که اهل سنت برای [[شناسایی]] صحابه راههای مختلفی گفتهاند؛ مانند نقل [[متواتر]]، [[شهرت]]، [[استفاضه]]، [[گواهی]] یکی از صحابه و ادعای خود شخص، به شرط معاصر بودن با [[پیامبر]] و [[عادل]] بودن<ref>الاستیعاب، ج ۱، ص۱۷؛ جامع الاصول، ج ۱، ص۷۴؛ الاصابه، ج ۱، ص۵.</ref>. بر اساس گزارش برخی منابع، شمار صحابه هنگام [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}} ۱۱۴۰۰ تن بوده است<ref>الرعایه فی علم الدرایه، ص۳۴۵.</ref>. از آنجا که درگذشت آخرین [[صحابی]] به نام [[عامر بن واثله]] را پس از سال ۱۰۰ [[قمری]] دانستهاند<ref>الاصابه، ج ۳، ص۲۴۳.</ref>، دوره صحابه تا پایان [[قرن اول]] ادامه داشته است. | |||
برای صحابه درجات و مراتبی گوناگون است که از آنها به «طبقات» یاد میشود. [[حاکم نیشابوری]] برای صحابه ۱۲ طبقه بدین شرح برشمرده است: | |||
#گروندگان به [[اسلام]] پیش از [[هجرت]]؛ | |||
# [[یاران]] [[دارالندوه]]؛ | |||
# [[مهاجران به حبشه]]؛ | |||
# [[اصحاب عقبه]] اول؛ | |||
# اصحاب عقبه دوم؛ | |||
# [[مهاجران]] نخستین به [[مدینه]]؛ | |||
# [[اهل]] [[بدر]]؛ | |||
# [[مهاجران به مدینه]] میان بدر و [[حدیبیه]]؛ | |||
#حاضران در [[بیعت رضوان]]؛ | |||
# [[مهاجران به مدینه]] میان [[حدیبیه]] و [[فتح مکه]]؛ | |||
#طلقای گرونده به [[اسلام]] در فتح مکه؛ | |||
# [[کودکان]] دیدار کننده با [[رسول خدا]] در [[روز فتح مکه]]<ref>معرفة علوم الحدیث، ص۲۲-۲۴.</ref>. | |||
گفتنی است که شماری از [[صحابه رسول خدا]] [[عجم]] ([[غیر عرب]]) بودهاند؛ مانند [[سلمان فارسی]] و دهها [[صحابی]] [[ایرانی]] آن حضرت<ref>میقات حج، ش۸۴، ص۵۹-۷۳، «اصحاب ایرانی رسول الله».</ref>. در [[قرآن کریم]] مشتقات «ص - ح - ب» ۹۶ بار در شکلهای مختلف مانند «صاحب»، «صاحبه» و «[[اصحاب]]» با اضافه به [[جنت]]،نار، [[اعراف]]، اَیْکَه،کهف، فیل و... به معنای لغوی به کار رفته و در هیچیک از این موارد به معنای صحابی مصطلح به کار نرفته است. برخی از [[پژوهشگران]] با بررسی کارکردهای اشتقاقات ریشه «ص - ح - ب» در [[قرآن]] بر این باورند که از [[معاشرت]] و [[همراهی]] دوسویه با تعبیر «[[مصاحبت]]» (از باب مفاعله) یاد میشود؛ مانند اینکه از همراهی [[والدین]] و [[فرزندان]] از صیغههای باب مفاعله استفاده شده است: {{متن قرآن|وَصَاحِبْهُمَا فِى ٱلدُّنْيَا مَعْرُوفًۭا}}<ref>سوره لقمان، آیه ۱۵.</ref> و از معاشرت یکسویه با تعبیر «صاحب» یاد میشود، چنانکه در [[آیات]]{{متن قرآن|مَا بِصَاحِبِكُم مِّن جِنَّةٍ}}<ref>سوره سبأ، آیه ۴۶.</ref>، {{متن قرآن|مَا ضَلَّ صَاحِبُكُمْ وَمَا غَوَىٰ}}<ref>«که همنشین شما گمراه و بیراه نیست» سوره نجم، آیه ۲.</ref> و {{متن قرآن|وَمَا صَاحِبُكُم بِمَجْنُونٍۢ}}<ref>«و [[همنشین]] شما، دیوانه نیست،» [[سوره تکویر]]، [[آیه]] ۲۲.</ref> از [[رسول خدا]]{{صل}} به «صاحب» تعبیر شده است. از این وصف استفاده میشود که [[پیامبر اکرم]]{{صل}} در طول [[زندگی]] خود همراه [[قریش]] بوده است و آنها در این مدت طولانی جز [[امانتداری]]، [[راستی]] و [[تدبیر]] از او ندیدهاند. | |||
این همراهی سبب شده خصوصیات شخص متصف به «صاحب» برای دیگران روشن شود، چنانکه در آیه{{متن قرآن|إِذْ يَقُولُ لِصَـٰحِبِهِۦ لَا تَحْزَنْ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَا}}<ref>سوره توبه، آیه ۴۰.</ref> نیز همراهی یکسویه بوده و این همراهی موجب شده است خصوصیات و حالات شخص ملقب به «صاحب» برای پیامبر اکرم{{صل}} آشکار شود، از همین رو آن حضرت با [[آگاهی]] از وضع او فرمودند: {{متن قرآن|لَا تَحْزَنْ إِنَّ ٱللَّهَ مَعَنَا}}<ref>سوره توبه، آیه ۴۰.</ref>. مفهوم معاشرت یکسویه در تعبیر «اصحاب» نیز وجود دارد. البته این همراهی یا در [[امور مادی]] و [[دنیوی]] است؛ مانند «أصحاب المیمنة»، «أصحاب السفینة»، «أصحاب القریة» و «أصحاب الفیل»، یا در [[امور معنوی]] است؛ مانند «أصحاب الیمین» و «أصحاب المشأمة» یا مربوط به [[آخرت]] است؛ مانند «أصحاب النار» و «أصحاب الجنة»، «أصحاب الأعراف»<ref>التحقیق، ج ۶، ص۱۹۶، «صحب».</ref>. موضوع [[صحابه]] در [[قرآن کریم]] از تعابیر و القابی مانند «[[مهاجرین]]»، «[[انصار]]»، «[[سابقون]]»، «[[مؤمنین]]»، «[[اهل البیت]]»، «[[نساء]] النبی»، «ازواج النبی» و «بنات النبی» استفاده میشود؛ همچنین با کمک [[روایات شأن نزول]]، برای نمونه، موصولهایی مانند {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟}}<ref>سوره فتح، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ مَعَهُۥٓ}}<ref>سوره فتح، آیه ۲۹.</ref>، {{متن قرآن|ٱلَّذِينَ ٱتَّبَعُوهُم}}<ref>سوره توبه، آیه ۱۰۰.</ref>، {{متن قرآن|مَنِ}}<ref>سوره انفال، آیه ۶۴.</ref> و نیز ضمایر مربوط به [[مسلمانان]] دوره [[رسول خدا]]{{صل}}<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ نَصَرَكُمُ ٱللَّهُ فِى مَوَاطِنَ كَثِيرَةٍۢ وَيَوْمَ حُنَيْنٍ إِذْ أَعْجَبَتْكُمْ كَثْرَتُكُمْ فَلَمْ تُغْنِ عَنكُمْ شَيْـًۭٔا وَضَاقَتْ عَلَيْكُمُ ٱلْأَرْضُ بِمَا رَحُبَتْ ثُمَّ وَلَّيْتُم مُّدْبِرِينَ}}«بیگمان خداوند در نبردهایی بسیار و در روز (جنگ) «حنین» شما را یاری کرده است؛ هنگامی که فزونیتان شما را به غرور واداشت اما هیچ سودی برای شما نداشت و زمین با گستردگیش بر شما تنگ شد سپس با پشت کردن (به دشمن) واپس گریختید» سوره توبه، آیه ۲۵.</ref> ناظر به صحابهاند. از آنجا که [[آیات قرآن]] تدریجی و در مدت ۲۳ سال نازل شدهاند و بسیاری از [[آیات]] ناظر به رخدادهای دوره [[رسول]] خدایند، میتوان نتیجه گرفت که آیات بسیار فراوانی از قرآن کریم ناظر به موضوع صحابهاند. | |||
با [[الهام]] از [[آیه ۱۰۰ سوره توبه]] صحابه به [[مهاجر]]،انصار و گروهی که در مرحله بعد [[ایمان]] آوردند، قسمت شدهاند. | |||
در برآیند کلی از [[آیات قرآن کریم]]، مباحث مرتبط با صحابه را میتوان زیر عناوینی همچون «خاستگاه محیطی صحابه»، «ایمان صحابه»، «[[هجرت]] صحابه»، «[[جنگ]] و [[جهاد]] صحابه»، «صحابه و رسول خدا{{صل}}» جای داد؛ همچنین از موضوع «[[عدالت]]» صحابه، به دلیل چالشهای [[کلامی]] گسترده و استناد موافقان و مخالفان به طیف وسیعی از [[آیات]]، میتوان ذیل عنوانی مستقل بحث کرد.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۰۳.</ref> | |||
==خاستگاه محیطی [[صحابه]]== | |||
بسیاری از [[آیات قرآن کریم]] را میتوان بازتاب و گزارشی از [[باورها]]، [[آیینها]] و رفتارهای [[جامعه جاهلی]] دانست. با [[تأمل]] در این [[آیات]] و مقایسه آنها با آیاتی که به وصف صحابه میپردازند، میتوان به [[تحول]] عظیمی که در باورها، [[اخلاق]] و رفتارهای صحابه پدید آمده پی برد؛ تحولی ژرف که میتواند رهاورد بزرگ [[ظهور اسلام]] و [[رسول خدا]]{{صل}} برای صحابه به شمار آید. | |||
براساس [[آیات قرآن]]، جامعه جاهلی اگرچه از [[توحید ذاتی]] برخوردار بود، یعنی به [[اللّه]] [[ایمان]] داشت و او را مبدأ عالم میدانست و به او [[سوگند]] یاد میکرد و در [[مشکلات]] و تنگناها به او پناه میبرد<ref>{{متن قرآن|هُوَ ٱلَّذِى يُسَيِّرُكُمْ فِى ٱلْبَرِّ وَٱلْبَحْرِ حَتَّىٰٓ إِذَا كُنتُمْ فِى ٱلْفُلْكِ وَجَرَيْنَ بِهِم بِرِيحٍۢ طَيِّبَةٍۢ وَفَرِحُوا۟ بِهَا جَآءَتْهَا رِيحٌ عَاصِفٌۭ وَجَآءَهُمُ ٱلْمَوْجُ مِن كُلِّ مَكَانٍۢ وَظَنُّوٓا۟ أَنَّهُمْ أُحِيطَ بِهِمْ دَعَوُا۟ ٱللَّهَ مُخْلِصِينَ لَهُ ٱلدِّينَ لَئِنْ أَنجَيْتَنَا مِنْ هَـٰذِهِۦ لَنَكُونَنَّ مِنَ ٱلشَّـٰكِرِينَ}}«اوست که شما را در خشکی و دریا میگرداند تا چون در کشتیها باشید و آنها سرنشینان خود را با بادی سازگار پیش برند و (سرنشینان) بدان شادمان شوند (ناگهان) بادی تند بر آن کشتیها وزد و موج از هر جا به ایشان رسد و دریابند که از هر سو گرفتار شدهاند، [[خداوند]] را با [[پرستش]] خالصانه بخوانند که اگر ما را از این غرقاب برهانی از سپاسگزاران خواهیم بود» [[سوره یونس]]، [[آیه]] ۲۲. {{متن قرآن|وَمَا بِكُم مِّن نِّعْمَةٍۢ فَمِنَ ٱللَّهِ ثُمَّ إِذَا مَسَّكُمُ ٱلضُّرُّ فَإِلَيْهِ تَجْـَٔرُونَ}}«و هر نعمتی دارید از خداوند است سپس هنگامی که گزندی به شما میرسد به (درگاه) او لابه میکنید» [[سوره نحل]]، آیه ۵۳.</ref>، در [[توحید افعالی]] [[مشرک]] بود و به وجود [[خدایان]] متعدد اثرگذار [[باور]] داشت و بتهای فراوانی را میپرستید<ref>الاصنام، ص۳۳؛ المفصل، ج ۱۱، ص۳۱، ۳۵.</ref>. برخی [[بتها]] به [[قبایل]] یا تیرههایی از قبایل اختصاص داشتند و برخی بتها مانند «[[عُزّی]]» نزد همه قبایل [[احترام]] داشت<ref>الاصنام، ص۱۵.</ref>. [[مردم]] [[بتپرست]] [[جاهلی]] در [[جنگها]] و سفرها [[بتها]] را همراه خود میبردند تا از آنها کمک بگیرند و [[وظیفه]] [[عبادی]] خود نسبت به بتها را انجام دهند<ref>المفصل، ج ۱۱، ص۷۶.</ref>. براساس گزارش [[تاریخنگاران]]، بتهایی که به [[فرمان پیامبر]] شکسته شدند ۳۶۰ [[بت]] بودند<ref>الاصنام، ص۳۱؛ البدایة و النهایه، ج ۶، ص۲۷۲.</ref>. برخی از [[عرب]] با تأثر از باورهای [[بابلیان]] و [[صابئین]]<ref>المفصل، ج ۱۱، ص۵۲، ۵۵.</ref> [[الوهیت]] [[اجرام آسمانی]] مانند [[خورشید]]، ماه و [[زهره]] را [[باور]] داشتند و آنها را میپرستیدند<ref>{{متن قرآن|وَمِنْ ءَايَـٰتِهِ ٱلَّيْلُ وَٱلنَّهَارُ وَٱلشَّمْسُ وَٱلْقَمَرُ لَا تَسْجُدُوا۟ لِلشَّمْسِ وَلَا لِلْقَمَرِ وَٱسْجُدُوا۟ لِلَّهِ ٱلَّذِى خَلَقَهُنَّ إِن كُنتُمْ إِيَّاهُ تَعْبُدُونَ}}«و از نشانههای او شب و روز و خورشید و ماه است، به خورشید و ماه سجده نبرید و به خداوندی که آنها را آفریده است سجده برید اگر او را میپرستید» سوره فصّلت، آیه ۳۷. {{متن قرآن|وَجَدتُّهَا وَقَوْمَهَا يَسْجُدُونَ لِلشَّمْسِ مِن دُونِ ٱللَّهِ وَزَيَّنَ لَهُمُ ٱلشَّيْطَـٰنُ أَعْمَـٰلَهُمْ فَصَدَّهُمْ عَنِ ٱلسَّبِيلِ فَهُمْ لَا يَهْتَدُونَ}}«او و قومش را (چنین) یافتم که به جای خداوند به خورشید سجده میبرند و شیطان کارهایشان را برای آنان آراسته و از راه (درست) آنان را باز داشته است، از این روی راهنمایی نیافتهاند» سوره نمل، آیه ۲۴. {{متن قرآن|أَلَّا يَسْجُدُوا۟ لِلَّهِ ٱلَّذِى يُخْرِجُ ٱلْخَبْءَ فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ وَيَعْلَمُ مَا تُخْفُونَ وَمَا تُعْلِنُونَ}}«(شیطان چنان کرد) تا برای خداوند سجده نبرند، همان (خداوند) که نهان آسمانها و زمین را آشکار میگرداند و آنچه پنهان میکنید یا آشکار میدارید، میداند» سوره نمل، آیه ۲۵.</ref>. شماری از [[مشرکان]] بر این باور بودند که [[خدا]] فرزند دارد<ref>{{متن قرآن|وَقَالُوا۟ ٱتَّخَذَ ٱللَّهُ وَلَدًۭا سُبْحَـٰنَهُۥ بَل لَّهُۥ مَا فِى ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ كُلٌّۭ لَّهُۥ قَـٰنِتُونَ}}«و گفتند [[خداوند]] [[فرزندی]] گزیده است؛ پاکا که اوست، بلکه هر چه در [[آسمان]] و [[زمین]] است از اوست؛ همه [[فرمانبردار]] اویند» [[سوره بقره]]، [[آیه]] ۱۱۶.</ref> و مثلاً [[عیسی]] فرزند خداست<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ كَفَرَ ٱلَّذِينَ قَالُوٓا۟ إِنَّ ٱللَّهَ هُوَ ٱلْمَسِيحُ ٱبْنُ مَرْيَمَ وَقَالَ ٱلْمَسِيحُ يَـٰبَنِىٓ إِسْرَٰٓءِيلَ ٱعْبُدُوا۟ ٱللَّهَ رَبِّى وَرَبَّكُمْ إِنَّهُۥ مَن يُشْرِكْ بِٱللَّهِ فَقَدْ حَرَّمَ ٱللَّهُ عَلَيْهِ ٱلْجَنَّةَ وَمَأْوَىٰهُ ٱلنَّارُ وَمَا لِلظَّـٰلِمِينَ مِنْ أَنصَارٍۢ}}«به راستی آنان که گفتند: خداوند همان مسیح پسر مریم است کافر شدند در حالی که مسیح (می) گفت: ای بنی اسرائیل! خداوند را که پروردگار من و پروردگار شماست بپرستید؛ بیگمان هر که برای خداوند شریک آورد خداوند بهشت را بر او حرام میگرداند و جایگاهش آتش (دوزخ) است» سوره مائده، آیه ۷۲.</ref>. بهگفته [[جواد]] علی، [[پرستش]] برخی اشیاء و [[حیوانات]] نیز در میان شماری از [[مردم]] [[جاهلی]] رواج داشته است<ref>المفصل، ج ۱۱، ص۵۴، ۶۹.</ref> <ref>{{متن قرآن|وَلَا يَأْمُرَكُمْ أَن تَتَّخِذُوا۟ ٱلْمَلَـٰٓئِكَةَ وَٱلنَّبِيِّـۧنَ أَرْبَابًا أَيَأْمُرُكُم بِٱلْكُفْرِ بَعْدَ إِذْ أَنتُم مُّسْلِمُونَ}}«و او را نسزد که به شما فرمان دهد که فرشتگان و پیامبران را پروردگاران (خود) گیرید، آیا شما را پس از مسلمانیتان به کفر فرمان میدهد؟» سوره آلعمران، آیه ۸۰. {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ قَدْ جَآءَكُم بُرْهَـٰنٌۭ مِّن رَّبِّكُمْ وَأَنزَلْنَآ إِلَيْكُمْ نُورًۭا مُّبِينًۭا}}«ای مردم! به راستی برهانی از سوی پروردگارتان برای شما آمده است و نوری آشکار برای شما فرو فرستادهایم» سوره نساء، آیه ۱۷۴.</ref>. از [[آیات قرآن]] برمیآید که در [[دوره جاهلی]]، افزون بر [[شرک]] و پرستش [[بتها]]، ناهنجاریهای [[رفتاری]] فراوانی نیز رواج داشتهاند؛ مانند [[نیکی]] نکردن به [[والدین]]، کشتن [[فرزندان]] از [[ترس]] فقر<ref>{{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا۟ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا۟ بِهِۦ شَيْـًۭٔا وَبِٱلْوَٰلِدَيْنِ إِحْسَـٰنًۭا وَلَا تَقْتُلُوٓا۟ أَوْلَـٰدَكُم مِّنْ إِمْلَـٰقٍۢ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا۟ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا۟ ٱلنَّفْسَ ٱلَّتِى حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلْحَقِّ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی میرسانیم؛ و زشتکاریهای آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>،زنده به [[گور]] کردن [[دختران]]<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا ٱلْمَوْءُۥدَةُ سُئِلَتْ}}«و آنگاه که از دختر زنده در گور نهاده، بپرسند» سوره تکویر، آیه ۸.</ref>،نگاه منفی به [[زنان]]<ref>{{متن قرآن|يَتَوَٰرَىٰ مِنَ ٱلْقَوْمِ مِن سُوٓءِ مَا بُشِّرَ بِهِۦٓ أَيُمْسِكُهُۥ عَلَىٰ هُونٍ أَمْ يَدُسُّهُۥ فِى ٱلتُّرَابِ أَلَا سَآءَ مَا يَحْكُمُونَ}}«از بدی خبری که به او دادهاند از قوم خود پنهان میگردد؛ آیا او را با (احساس) خواری نگه دارد یا (زنده) در خاک پنهان کند؛ هان! بد داوری میکنند» سوره نحل، آیه ۵۹.</ref> و [[محروم]] نگه داشتن آنان از [[ارث]] و [[حقوق اجتماعی]]<ref>{{متن قرآن|لِّلرِّجَالِ نَصِيبٌۭ مِّمَّا تَرَكَ ٱلْوَٰلِدَانِ وَٱلْأَقْرَبُونَ وَلِلنِّسَآءِ نَصِيبٌۭ مِّمَّا تَرَكَ ٱلْوَٰلِدَانِ وَٱلْأَقْرَبُونَ مِمَّا قَلَّ مِنْهُ أَوْ كَثُرَ نَصِيبًۭا مَّفْرُوضًۭا}}«مردان را از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان، بر جای مینهند، بهرهای معیّن است؛ و زنان را (نیز) از آنچه پدر و مادر و خویشاوندان بر جای مینهند؛ بهرهای معیّن است؛ چه کم باشد و چه زیاد» سوره نساء، آیه ۷.</ref>، رباخواری<ref>{{متن قرآن|ٱلَّذِينَ يَأْكُلُونَ ٱلرِّبَوٰا۟ لَا يَقُومُونَ إِلَّا كَمَا يَقُومُ ٱلَّذِى يَتَخَبَّطُهُ ٱلشَّيْطَـٰنُ مِنَ ٱلْمَسِّ ذَٰلِكَ بِأَنَّهُمْ قَالُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْبَيْعُ مِثْلُ ٱلرِّبَوٰا۟ وَأَحَلَّ ٱللَّهُ ٱلْبَيْعَ وَحَرَّمَ ٱلرِّبَوٰا۟ فَمَن جَآءَهُۥ مَوْعِظَةٌۭ مِّن رَّبِّهِۦ فَٱنتَهَىٰ فَلَهُۥ مَا سَلَفَ وَأَمْرُهُۥٓ إِلَى ٱللَّهِ وَمَنْ عَادَ فَأُو۟لَـٰٓئِكَ أَصْحَـٰبُ ٱلنَّارِ هُمْ فِيهَا خَـٰلِدُونَ}}«آنان که ربا میخورند جز به گونه کسی که شیطان او را با برخورد، آشفته سر کرده باشد (به انجام کارها) بر نمیخیزند؛ این (آشفته سری) از آن روست که آنان میگویند خرید و فروش هم مانند رباست در حالی که خداوند خرید و فروش را حلال و ربا را حرام کرده است پس کسانی که اندرزی از پروردگارشان به آنان برسد و (از رباخواری) باز ایستند، آنچه گذشته، از آن آنهاست و کارشان با خداوند است و کسانی که (بدین کار) باز گردند دمساز آتشند و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۷۵. {{متن قرآن|يَمْحَقُ ٱللَّهُ ٱلرِّبَوٰا۟ وَيُرْبِى ٱلصَّدَقَـٰتِ وَٱللَّهُ لَا يُحِبُّ كُلَّ كَفَّارٍ أَثِيمٍ}}«خداوند ربا را کاستی میدهد و صدقات را افزایش میبخشد و خداوند هیچ ناسپاس بزهکاری را دوست نمیدارد» سوره بقره، آیه ۲۷۶.</ref>، [[زنا]]<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا۟ ٱلزِّنَىٰٓ إِنَّهُۥ كَانَ فَـٰحِشَةًۭ وَسَآءَ سَبِيلًۭا}}«و نزدیک زنا نشوید که کاری زشت و راهی بد است» سوره اسراء، آیه ۳۲.</ref>، وادار کردن کنیزان به زنا<ref>{{متن قرآن|وَلْيَسْتَعْفِفِ ٱلَّذِينَ لَا يَجِدُونَ نِكَاحًا حَتَّىٰ يُغْنِيَهُمُ ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ وَٱلَّذِينَ يَبْتَغُونَ ٱلْكِتَـٰبَ مِمَّا مَلَكَتْ أَيْمَـٰنُكُمْ فَكَاتِبُوهُمْ إِنْ عَلِمْتُمْ فِيهِمْ خَيْرًۭا وَءَاتُوهُم مِّن مَّالِ ٱللَّهِ ٱلَّذِىٓ ءَاتَىٰكُمْ وَلَا تُكْرِهُوا۟ فَتَيَـٰتِكُمْ عَلَى ٱلْبِغَآءِ إِنْ أَرَدْنَ تَحَصُّنًۭا لِّتَبْتَغُوا۟ عَرَضَ ٱلْحَيَوٰةِ ٱلدُّنْيَا وَمَن يُكْرِههُّنَّ فَإِنَّ ٱللَّهَ مِنۢ بَعْدِ إِكْرَٰهِهِنَّ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ}}«و کسانی که (توان) زناشویی نمییابند باید خویشتنداری کنند تا خداوند به آنان از بخشش خویش بینیازی دهد و کسانی از بردگانتان که بازخرید خویش را میخواهند اگر در آنها خیری سراغ دارید بازخریدشان را بپذیرید و از مال خداوند که به شما بخشیده است به آنان (برای کمک به بازخرید) بدهید و کنیزان خود را که خواستار پاکدامنی هستند برای به دست آوردن کالای ناپایدار زندگانی این جهان به زنا واندارید و اگر کسی آنان را وادار کند (بداند که) پس از واداشتنشان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره نور، آیه ۳۳.</ref>،شرابخواری<ref>{{متن قرآن|يَسْـَٔلُونَكَ عَنِ ٱلْخَمْرِ وَٱلْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَآ إِثْمٌۭ كَبِيرٌۭ وَمَنَـٰفِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَآ أَكْبَرُ مِن نَّفْعِهِمَا وَيَسْـَٔلُونَكَ مَاذَا يُنفِقُونَ قُلِ ٱلْعَفْوَ كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمُ ٱلْـَٔايَـٰتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ}}«از تو درباره شراب و قمار میپرسند، بگو در این دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم (نهفته) است. امّا گناه آنها از سود آنها بزرگتر است و از تو میپرسند چه چیزی را ببخشند؟ بگو افزون بر نیاز (سالانه) را؛ اینگونه خداوند برای شما آیات (خود) را روشن میگوید باشد که شما بیندیشید» سوره بقره، آیه ۲۱۹.</ref>، [[قماربازی]]<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِنَّمَا ٱلْخَمْرُ وَٱلْمَيْسِرُ وَٱلْأَنصَابُ وَٱلْأَزْلَـٰمُ رِجْسٌۭ مِّنْ عَمَلِ ٱلشَّيْطَـٰنِ فَٱجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}}«ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب و ازلام، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۹۰.</ref>، [[خوردن مال]] [[یتیمان]] از راه [[ازدواج]] با [[مادران]] آنان و [[افتخار]] به حسب و [[نسب]] و شمار افراد [[قبایل]] حتی [[مردگان]] آنها<ref>{{متن قرآن|بِسْمِ ٱللَّهِ ٱلرَّحْمَـٰنِ ٱلرَّحِيمِ أَلْهَىٰكُمُ ٱلتَّكَاثُرُ * حَتَّىٰ زُرْتُمُ ٱلْمَقَابِرَ}}«زیادهخواهی شما را سرگرم داشت، * تا با گورها دیدار کردید» سوره تکاثر، آیه ۱-۲.</ref>. با [[بعثت پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[ظهور اسلام]]، [[قرآن کریم]] به تخطئه بسیاری از [[عقاید]] و [[آداب و رسوم]] [[جاهلی]] پرداخت و به تدریج در میان گروندگان به [[آیین جدید]] یعنی [[صحابه]]، [[فرهنگ]] و باورهای برگرفته از [[وحی]]، جایگزین [[افکار]] و باورهای جاهلی شدند. آیات [[فرهنگساز]] [[قرآن]] و نیز کوششهای [[پیامبر اکرم]]{{صل}}، از یک سو افکار و باورهای ریشهدار و عادتهای [[ناپسند]] [[دوره جاهلی]] را ویران و از سوی دیگر بر آن ویرانهها [[اندیشه]] و [[فرهنگ اسلامی]] را بنا میکردند و [[جامعه]] نوبنیان آن [[روز]] که مصداقی جز صحابه نداشت، قدم به قدم از [[آداب]] جاهلی فاصله میگرفت و به فرهنگ جدید رو میآورد. | |||
شماری از [[هنجارها]] که پیامبر اکرم{{صل}} بر اساس [[تعالیم قرآن]] [[کریم]] کوشید آنها را میان صحابه رواج دهد و جایگزین ناهنجاریهای دوره جاهلی کند، عبارتاند از [[جایگزینی]] [[وحدت]] و [[یکدلی]] به جای [[نزاع]] و دشمنی<ref>{{متن قرآن|وَٱعْتَصِمُوا۟ بِحَبْلِ ٱللَّهِ جَمِيعًۭا وَلَا تَفَرَّقُوا۟ وَٱذْكُرُوا۟ نِعْمَتَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ إِذْ كُنتُمْ أَعْدَآءًۭ فَأَلَّفَ بَيْنَ قُلُوبِكُمْ فَأَصْبَحْتُم بِنِعْمَتِهِۦٓ إِخْوَٰنًۭا وَكُنتُمْ عَلَىٰ شَفَا حُفْرَةٍۢ مِّنَ ٱلنَّارِ فَأَنقَذَكُم مِّنْهَا كَذَٰلِكَ يُبَيِّنُ ٱللَّهُ لَكُمْ ءَايَـٰتِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَهْتَدُونَ}}«و همگان به ریسمان خداوند بیاویزید و مپرا کنید و نعمتهای خداوند را بر خود فرا یاد آورید که دشمنان (همدیگر) بودید و خداوند دلهای شما را الفت داد و به نعمت او با هم برادر شدید و در لبه پرتگاهی از آتش بودید که شما را از آن رهانید؛ بدینگونه خداوند آیات خود را برای شما روشن میگوید باشد که شما راهیاب گردید» سوره آلعمران، آیه ۱۰۳.</ref>، [[تعقل]] و [[تفکر]] به جای [[جمود]] بر [[افکار]] و [[آداب]] پیشینیان<ref>{{متن قرآن|وَإِذَا قِيلَ لَهُمُ ٱتَّبِعُوا۟ مَآ أَنزَلَ ٱللَّهُ قَالُوا۟ بَلْ نَتَّبِعُ مَآ أَلْفَيْنَا عَلَيْهِ ءَابَآءَنَآ أَوَلَوْ كَانَ ءَابَآؤُهُمْ لَا يَعْقِلُونَ شَيْـًۭٔا وَلَا يَهْتَدُونَ *وَمَثَلُ ٱلَّذِينَ كَفَرُوا۟ كَمَثَلِ ٱلَّذِى يَنْعِقُ بِمَا لَا يَسْمَعُ إِلَّا دُعَآءًۭ وَنِدَآءًۭ صُمٌّۢ بُكْمٌ عُمْىٌۭ فَهُمْ لَا يَعْقِلُونَ}}«و چون به آنان گفته شود از آنچه خداوند فرو فرستاده است پیروی کنید میگویند: (نه) بلکه ما از آنچه پدرانمان را بر آن یافتهایم پیروی میکنیم؛ آیا حتی اگر پدرانشان چیزی را در نمییافته و راه به جایی نمیبردهاند، (باز از پدرانشان پیروی میکنند؟) * و داستان کافران، چون داستان کسی است که حیوانی را بانگ میکند که جز فراخواندن و آوایی نمیشنود؛ (اینان) کرند، لالند، نابینایند، از این رو خرد نمیورزند» سوره بقره، آیه ۱۷۰-۱۷۱.</ref>، آراسته شدن به [[تقوا]] به جای [[تفاخر]] به حسب و [[نسب]]<ref>{{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلنَّاسُ إِنَّا خَلَقْنَـٰكُم مِّن ذَكَرٍۢ وَأُنثَىٰ وَجَعَلْنَـٰكُمْ شُعُوبًۭا وَقَبَآئِلَ لِتَعَارَفُوٓا۟ إِنَّ أَكْرَمَكُمْ عِندَ ٱللَّهِ أَتْقَىٰكُمْ إِنَّ ٱللَّهَ عَلِيمٌ خَبِيرٌۭ}}«ای مردم! ما شما را از مردی و زنی آفریدیم و شما را گروهها و قبیلهها کردیم تا یکدیگر را بازشناسید، بیگمان گرامیترین شما نزد خداوند پرهیزگارترین شماست، به راستی خداوند دانایی آگاه است» سوره حجرات، آیه ۱۳.</ref>، [[ایمان]] به روزیدهی خداوند به جای [[ترس]] از [[فقر]] و فرزندکشی<ref>{{متن قرآن|قُلْ تَعَالَوْا۟ أَتْلُ مَا حَرَّمَ رَبُّكُمْ عَلَيْكُمْ أَلَّا تُشْرِكُوا۟ بِهِۦ شَيْـًۭٔا وَبِٱلْوَٰلِدَيْنِ إِحْسَـٰنًۭا وَلَا تَقْتُلُوٓا۟ أَوْلَـٰدَكُم مِّنْ إِمْلَـٰقٍۢ نَّحْنُ نَرْزُقُكُمْ وَإِيَّاهُمْ وَلَا تَقْرَبُوا۟ ٱلْفَوَٰحِشَ مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَمَا بَطَنَ وَلَا تَقْتُلُوا۟ ٱلنَّفْسَ ٱلَّتِى حَرَّمَ ٱللَّهُ إِلَّا بِٱلْحَقِّ ذَٰلِكُمْ وَصَّىٰكُم بِهِۦ لَعَلَّكُمْ تَعْقِلُونَ}}«بگو: بیایید تا آنچه را خداوند بر شما حرام کرده است برایتان بخوانم: اینکه چیزی را شریک او نگیرید و به پدر و مادر نیکی کنید و فرزندانتان را از ناداری نکشید؛ ما به شما و آنان روزی میرسانیم؛ و زشتکاریهای آشکار و پنهان نزدیک نشوید و آن کس را که خداوند (کشتن او را) حرام کرده است جز به حق مکشید؛ این است آنچه شما را به آن سفارش کرده است باشد که خرد ورزید» سوره انعام، آیه ۱۵۱.</ref>، [[ایمان]] همهجانبه به مراتب مختلف [[توحید]] به جای [[شرک]] و [[عقاید]] شرکآلود<ref>{{متن قرآن|إِنَّ ٱللَّهَ فَالِقُ ٱلْحَبِّ وَٱلنَّوَىٰ يُخْرِجُ ٱلْحَىَّ مِنَ ٱلْمَيِّتِ وَمُخْرِجُ ٱلْمَيِّتِ مِنَ ٱلْحَىِّ ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ فَأَنَّىٰ تُؤْفَكُونَ * فَالِقُ ٱلْإِصْبَاحِ وَجَعَلَ ٱلَّيْلَ سَكَنًۭا وَٱلشَّمْسَ وَٱلْقَمَرَ حُسْبَانًۭا ذَٰلِكَ تَقْدِيرُ ٱلْعَزِيزِ ٱلْعَلِيمِ * وَهُوَ ٱلَّذِى جَعَلَ لَكُمُ ٱلنُّجُومَ لِتَهْتَدُوا۟ بِهَا فِى ظُلُمَـٰتِ ٱلْبَرِّ وَٱلْبَحْرِ قَدْ فَصَّلْنَا ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَعْلَمُونَ * وَهُوَ ٱلَّذِىٓ أَنشَأَكُم مِّن نَّفْسٍۢ وَٰحِدَةٍۢ فَمُسْتَقَرٌّۭ وَمُسْتَوْدَعٌۭ قَدْ فَصَّلْنَا ٱلْـَٔايَـٰتِ لِقَوْمٍۢ يَفْقَهُونَ * وَهُوَ ٱلَّذِىٓ أَنزَلَ مِنَ ٱلسَّمَآءِ مَآءًۭ فَأَخْرَجْنَا بِهِۦ نَبَاتَ كُلِّ شَىْءٍۢ فَأَخْرَجْنَا مِنْهُ خَضِرًۭا نُّخْرِجُ مِنْهُ حَبًّۭا مُّتَرَاكِبًۭا وَمِنَ ٱلنَّخْلِ مِن طَلْعِهَا قِنْوَانٌۭ دَانِيَةٌۭ وَجَنَّـٰتٍۢ مِّنْ أَعْنَابٍۢ وَٱلزَّيْتُونَ وَٱلرُّمَّانَ مُشْتَبِهًۭا وَغَيْرَ مُتَشَـٰبِهٍ ٱنظُرُوٓا۟ إِلَىٰ ثَمَرِهِۦٓ إِذَآ أَثْمَرَ وَيَنْعِهِۦٓ إِنَّ فِى ذَٰلِكُمْ لَـَٔايَـٰتٍۢ لِّقَوْمٍۢ يُؤْمِنُونَ * وَجَعَلُوا۟ لِلَّهِ شُرَكَآءَ ٱلْجِنَّ وَخَلَقَهُمْ وَخَرَقُوا۟ لَهُۥ بَنِينَ وَبَنَـٰتٍۭ بِغَيْرِ عِلْمٍۢ سُبْحَـٰنَهُۥ وَتَعَـٰلَىٰ عَمَّا يَصِفُونَ * بَدِيعُ ٱلسَّمَـٰوَٰتِ وَٱلْأَرْضِ أَنَّىٰ يَكُونُ لَهُۥ وَلَدٌۭ وَلَمْ تَكُن لَّهُۥ صَـٰحِبَةٌۭ وَخَلَقَ كُلَّ شَىْءٍۢ وَهُوَ بِكُلِّ شَىْءٍ عَلِيمٌۭ * ذَٰلِكُمُ ٱللَّهُ رَبُّكُمْ لَآ إِلَـٰهَ إِلَّا هُوَ خَـٰلِقُ كُلِّ شَىْءٍۢ فَٱعْبُدُوهُ وَهُوَ عَلَىٰ كُلِّ شَىْءٍۢ وَكِيلٌۭ * لَّا تُدْرِكُهُ ٱلْأَبْصَـٰرُ وَهُوَ يُدْرِكُ ٱلْأَبْصَـٰرَ وَهُوَ ٱللَّطِيفُ ٱلْخَبِيرُ}}«[[خداوند]] شکافنده هسته و دانه است، زنده را از مرده بیرون میآورد و بیرون آورنده مرده از زنده است، این است خداوند پس چگونه (از [[حق]]) بازتان میگردانند؟ * شکافنده بامداد پگاه است و شب را (برای) [[آرامش]] و [[خورشید و ماه]] را (برای) شمارش برگمارده است؛ این سنجش (خداوند) [[پیروز]] داناست * و او همان است که [[ستارگان]] را برای شما آفرید تا در تاریکیهای خشکی و دریا بدانها راه جویید؛ به [[راستی]] این [[آیات]] را برای گروهی که دانشورند روشن (بیان) داشتهایم * و اوست که شما را از یک تن پدید آورد، آنگاه آرامشگاه و [[ودیعه]] گاهی است، این آیات را برای گروهی که درمییابند روشن (بیان) داشتهایم * و اوست که از [[آسمان]]، آبی فرو فرستاد و با آن هرگونه روییدنی را برون آوردیم آنگاه از آن جوانه سبزی بیرون کشیدیم که از آن دانههایی بر هم نشسته بیرون میآوریم و از شکوفه خرما، خوشههایی دسترس و باغستانهایی از انگور (بیرون میآوریم) و [[زیتون]] را و انار را همگون و غیر همگون (پدید میآوریم)؛ به میوه آن چون ثمر آورد و به رسیدن آن بنگرید! بیگمان در اینها برای گروه [[مؤمنان]] نشانههایی است * و برای خداوند شریکهایی از [[پریان]] تراشیدند در حالی که او آنان را [[آفریده]] است و (برخی دیگر) از [[بیدانشی]] برای او پسرانی و دخترانی برساختند؛ پاکا و فرا برترا که اوست از آنچه (آنان) وصف میکنند * آفریننده [[آسمانها]] و [[زمین]] است، چگونه او را [[فرزندی]] تواند بود در حالی که او را همسری نیست و همه چیز را [[آفریده]] است و او به هر چیزی داناست * این است [[خداوند]] [[پروردگار]] شما، خدایی جز او نیست، آفریننده هر چیزی است پس او را بپرستید و او بر هر چیزی [[نگهبان]] است * [[چشمها]] او را در نمییابند و او چشمها را در مییابد و او نازکبین [[آگاه]] است» [[سوره انعام]]، [[آیه]] ۹۵-۱۰۳.</ref>، [[تصمیمگیری]] بر اساس [[علم]] به جای [[تقلید]] از گذشتگان<ref>{{متن قرآن|وَلَا تَقْرَبُوا۟ ٱلزِّنَىٰٓ إِنَّهُۥ كَانَ فَـٰحِشَةًۭ وَسَآءَ سَبِيلًۭا}}«و نزدیک زنا نشوید که کاری زشت و راهی بد است» سوره اسراء، آیه ۳۲.</ref>، برخورداری از [[استقلال فکری]] به جای [[وابستگی]] محض به [[طایفه]] و قبیله<ref>{{متن قرآن|إِن تَكْفُرُوا۟ فَإِنَّ ٱللَّهَ غَنِىٌّ عَنكُمْ وَلَا يَرْضَىٰ لِعِبَادِهِ ٱلْكُفْرَ وَإِن تَشْكُرُوا۟ يَرْضَهُ لَكُمْ وَلَا تَزِرُ وَازِرَةٌۭ وِزْرَ أُخْرَىٰ ثُمَّ إِلَىٰ رَبِّكُم مَّرْجِعُكُمْ فَيُنَبِّئُكُم بِمَا كُنتُمْ تَعْمَلُونَ إِنَّهُۥ عَلِيمٌۢ بِذَاتِ ٱلصُّدُورِ}}«اگر [[ناسپاسی]] کنید [[خداوند]] از شما [[بینیاز]] است و ناسپاسی را برای بندگانش نمیپسندد و اگر سپاسگزار باشید [[سپاسگزاری]] را برای شما میپسندد و هیچ باربرداری، بار ([[گناه]]) دیگری را برنمیدارد؛ سپس بازگشت شما تنها به سوی پروردگارتان است آنگاه شما را از آنچه انجام می» [[سوره زمر]]، آیه ۷. {{متن قرآن|لَن تَنفَعَكُمْ أَرْحَامُكُمْ وَلَآ أَوْلَـٰدُكُمْ يَوْمَ ٱلْقِيَـٰمَةِ يَفْصِلُ بَيْنَكُمْ وَٱللَّهُ بِمَا تَعْمَلُونَ بَصِيرٌۭ}}«[[خویشان]] و فرزندانتان در [[روز رستخیز]] سودی برایتان نخواهند داشت، (خداوند در آن [[روز]]) میان شما جدایی میافکند و خداوند بدانچه میکنید بیناست» [[سوره ممتحنه]]، آیه ۳.</ref>، پرداختن [[اموال]] [[یتیمان]] به جای [[تصرف]] [[ظالمانه]] در آن<ref>{{متن قرآن|وَءَاتُوا۟ ٱلْيَتَـٰمَىٰٓ أَمْوَٰلَهُمْ وَلَا تَتَبَدَّلُوا۟ ٱلْخَبِيثَ بِٱلطَّيِّبِ وَلَا تَأْكُلُوٓا۟ أَمْوَٰلَهُمْ إِلَىٰٓ أَمْوَٰلِكُمْ إِنَّهُۥ كَانَ حُوبًۭا كَبِيرًۭا}}«داراییهای یتیمان را به ایشان برسانید و (داراییهای آنان که برای شما) ناپاک (است) را، جایگزین (داراییهای) پاک (خود) نگردانید و داراییهای آنان را با افزودن به داراییهای خود نخورید که این گناهی بزرگ است» سوره نساء، آیه ۲.</ref> و پرداختن [[حقوق زنان]] به جای [[ستم]] به آنان<ref>{{متن قرآن|وَٱلْمُحْصَنَـٰتُ مِنَ ٱلنِّسَآءِ إِلَّا مَا مَلَكَتْ أَيْمَـٰنُكُمْ كِتَـٰبَ ٱللَّهِ عَلَيْكُمْ وَأُحِلَّ لَكُم مَّا وَرَآءَ ذَٰلِكُمْ أَن تَبْتَغُوا۟ بِأَمْوَٰلِكُم مُّحْصِنِينَ غَيْرَ مُسَـٰفِحِينَ فَمَا ٱسْتَمْتَعْتُم بِهِۦ مِنْهُنَّ فَـَٔاتُوهُنَّ أُجُورَهُنَّ فَرِيضَةًۭ وَلَا جُنَاحَ عَلَيْكُمْ فِيمَا تَرَٰضَيْتُم بِهِۦ مِنۢ بَعْدِ ٱلْفَرِيضَةِ إِنَّ ٱللَّهَ كَانَ عَلِيمًا حَكِيمًۭا}}«و (نیز [[حرام]] است [[ازدواج]] با) [[زنان]] شوهردار جز کنیزهاتان، بنابر [[حکم خداوند]] که مقرّر بر شماست و جز اینها برایتان [[حلال]] شده است که با [[دارایی]] خود به دست آورید در حالی که [[پاکدامن]] باشید و زناکار نباشید، کابین آن زنان را که از آنان (با ازدواج غیر دائم) بهرهمند شدهاید به عنوان [[واجب]] بپردازید و در آنچه پس از تعیین (کابین) واجب، [[همداستان]] شوید بر شما گناهی نیست که [[خداوند]] [[دانایی]] فرزانه است» [[سوره نساء]]، [[آیه]] ۲۴.</ref>. باید توجه داشت که روش [[رسول خدا]]{{صل}} در [[دعوت]] و [[هدایت]] و تثبیت [[فرهنگ اسلامی]] در میان [[صحابه]]، تدریجی بود که این تدریج خود زمینه پذیرش را بیشتر فراهم میکرد. محتوای اصلی در [[آیات مکی]] بیان [[عقاید دینی]]، جدالهای [[فکری]] [[شرک]] و [[توحید]] در قالب داستانهای [[پیامبران]] و مباحث مربوط به [[قیامت]] است، در حالی که محتوای اصلی [[آیات مدنی]]، [[حدود الهی]]، بیان [[فرایض]] و [[احکام شرعی]]، [[جهاد]] و [[منافقان]] است. در [[بیان احکام]] نیز، احکامی که جنبۀ [[عقلی]] و [[فطری]] داشت مقدم شد؛ حتی برخی از این [[احکام]] مانند [[حرمت]] کشتن [[فرزندان]] از [[بیم]] [[فقر]]، حرمت [[زنا]] و ناروایی [[خوردن مال یتیم]] در دوران [[مکه]] برای [[مردم]] بیان شدند. | |||
رسول خدا{{صل}} با [[شناخت]] خاستگاه صحابه و عُلقهها و زمینههای موجود برای بازگشت آنان به [[دوره جاهلی]]، از جمله [[اعتماد]] به [[دشمن]] و [[گرایش]] شدید به [[قبیله]] و [[طایفه]]، همزمان با تثبیت [[آموزههای الهی]] در میان صحابه، میکوشید تا از بازگشت آنان به [[فرهنگ جاهلی]] [[پیشگیری]] کند،از همین رو با [[هدایت وحیانی]] بر [[دشمنی]] با [[مشرکان]] و [[اهل کتاب]] پای میفشرد و به صحابه هشدار میداد که [[کافران]] درپی بازگرداندن [[مسلمانان]] به [[کفر]] و شرکاند: {{متن قرآن|إِن يَثْقَفُوكُمْ يَكُونُوا۟ لَكُمْ أَعْدَآءًۭ...وَوَدُّوا۟ لَوْ تَكْفُرُونَ}}<ref>«اگر بر شما دست یابند دشمنانتان خواهند بود و بر شما به بدی دست دراز میکنند و زبان میگشایند و دوست میدارند که کاش شما نیز کافر میشدید» سوره ممتحنه، آیه ۲.</ref>؛ نیز هشدار میداد که [[جنگ]] بیوقفۀ [[کافران]] با [[مؤمنان]] با همین [[هدف]] است: {{متن قرآن|وَلَا يَزَالُونَ يُقَـٰتِلُونَكُمْ حَتَّىٰ يَرُدُّوكُمْ عَن دِينِكُمْ إِنِ ٱسْتَطَـٰعُوا۟}}<ref>«از تو درباره جنگ در ماه حرام میپرسند، بگو: جنگ در آن (گناهی) بزرگ است و (گناه) باز داشتن (مردم) از راه خداوند و ناسپاسی به او و (باز داشتن مردم از) مسجد الحرام و بیرون راندن اهل آن از آن، در نظر خداوند بزرگتر است و آشوب (شرک) از کشتار (هم) بزرگتر است؛ و (این کافران) پیاپی با شما جنگ میکنند تا اگر بتوانند شما را از دینتان بازگردانند، و کردار کسانی از شما که از دین خود بازگردند و در کفر بمیرند، در این جهان و جهان واپسین، تباه است و آنان دمساز آتش و در آن جاودانند» سوره بقره، آیه ۲۱۷.</ref> در [[غزوه]] احد و پس از [[شکست]] [[مسلمانان]] و [[شایعه]] کشته شدن [[رسول خدا]]{{صل}} گروهی از [[صحابه]] به [[فکر]] بازگشت به [[آیین]] [[جاهلی]] افتادند و برخی نیز بازگشتند<ref>مجمع البیان، ج ۲، ص۵۵۲.</ref>. [[قرآن کریم]] آنان را به شدت [[نکوهش]] کرد که چرا با چنین شایعهای [[دین حق]] را رها کردند، در حالی که محمد{{صل}} مانند [[پیامبران پیشین]]، [[رسول]] خداست و به صورت نکوهشآمیز از آنان میپرسد که اگر او بمیرد یا کشته شود، به [[جاهلیت]] بازمیگردید و از [[دین خدا]] و [[اسلام]] روی بر میتابید؟ و تأکید میکند که این بازگشت، برای [[خدا]] هیچ زیانی ندارد: {{متن قرآن|وَمَا مُحَمَّدٌ إِلَّا رَسُولٌۭ قَدْ خَلَتْ مِن قَبْلِهِ ٱلرُّسُلُ أَفَإِي۟ن مَّاتَ أَوْ قُتِلَ ٱنقَلَبْتُمْ عَلَىٰٓ أَعْقَـٰبِكُمْ وَمَن يَنقَلِبْ عَلَىٰ عَقِبَيْهِ فَلَن يَضُرَّ ٱللَّهَ شَيْـًۭٔا وَسَيَجْزِى ٱللَّهُ ٱلشَّـٰكِرِينَ}}<ref>«و محمد جز فرستادهای نیست که پیش از او (نیز) فرستادگانی (بوده و) گذشتهاند؛ آیا اگر بمیرد یا کشته گردد به (باورهای) گذشته خود باز میگردید؟ و هر کس به (باورهای) گذشته خود باز گردد هرگز زیانی به خداوند نمیرساند؛ و خداوند سپاسگزاران را به زودی پاداش خواهد داد» سوره آلعمران، آیه ۱۴۴.</ref>. [[قرآن کریم]] همچنین گروهی از [[مسلمانان]] [[مکه]]<ref>مجمع البیان، ج ۸، ص۴۲۹-۴۳۱.</ref> را به علت [[تحمل]] نکردن [[آزار مشرکان]] و بازگشت به [[آیین]] [[جاهلی]] [[نکوهش]] میکند: {{متن قرآن|وَمِنَ ٱلنَّاسِ مَن يَقُولُ ءَامَنَّا بِٱللَّهِ فَإِذَآ أُوذِىَ فِى ٱللَّهِ جَعَلَ فِتْنَةَ ٱلنَّاسِ كَعَذَابِ ٱللَّهِ}}<ref>«و برخی از مردم کسانی هستند که میگویند: به خداوند ایمان آوردهایم آنگاه چون در راه خداوند، آزاری ببینند گزند مردم را همچون عذاب خداوند میانگارند و اگر از سوی پروردگارت امدادی برسد میگویند: بیگمان ما با شما بودهایم؛ آیا خداوند به آنچه جهانیان در دل د» سوره عنکبوت، آیه ۱۰.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۰۶.</ref> | |||
== جستارهای وابسته == | == جستارهای وابسته == | ||