برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|
| خط ۳۷۰: |
خط ۳۷۰: |
|
| |
|
| در [[غزوه حنین]] نیز که [[غنایم جنگی]] بسیار فراوان بود<ref>الطبقات، ج ۲، ص۱۱۶؛ البدء و التاریخ، ج ۴، ص۲۳۷.</ref>، [[تقسیم غنایم]] موجب [[اختلاف]] شد: رسول خدا{{صل}} بخشی از غنایم را به نومسلمانانی بخشید که در [[فتح مکه]] [[مسلمان]] شده بودند. این گروه از [[مسلمانان]] که [[قرآن کریم]] از آنان با تعبیر {{متن قرآن|الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}} یاد میکند، [[ایمانی]] [[سست]] و حتی از مسلمانان [[نفرت]] داشتند و رسول خدا{{صل}} از این طریق درصدد بود که دلهای آنان را به [[اسلام]] و مسلمانان نزدیک کند و از [[کینه]] آنان نسبت به مسلمانان بکاهد<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۴۴؛ الطبقات، ج ۲، ص۱۱۶.</ref>، از این رو رسول خدا{{صل}} به [[سران قریش]]، از جمله [[ابوسفیان]] و پسرانش معاویه و یزید ۱۰۰ شتر<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۶۳؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۹۳.</ref> و به دیگر متنفذان [[قریش]] که عدد آنها را بیش از ۲۰ نفر گفتهاند، ۴۰ تا ۵۰ شتر بخشید<ref>الاستیعاب، ج ۳، ص۱۲۲۱؛ اسدالغابه، ج ۲، ص۲۴۹.</ref>. اختصاص چنین سهمی به [[مؤلفة قلوبهم]] [[گلایه]] و [[شکایت]] برخی از [[صحابه]] را همراه داشت، چنانکه مردی از [[بنیتمیم]] به نام [[حرقوص بن زهیر]]، معروف به ذوالخُوَیْصِره، [[پیامبر]] را به [[بیعدالتی]] متهم کرد که [[خشم]] دیگر [[صحابیان]] را برانگیخت<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۴۴؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۹۵.</ref>. [[انصار]] نیز از این تقسیم ناخشنود و بر این [[گمان]] بودند که پس از [[مسلمان]] شدن [[قریش]]، [[رسول خدا]]{{صل}} به آنها توجهی ندارد<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۶۳.</ref>. این [[نارضایتی]] در سروده [[حسّان بن ثابت]] درباره این رخداد آشکار است<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۴۹۵؛ [[البدایه و النهایه]]، ج ۴، ص۳۶۱.</ref>. با خبردار شدن رسول خدا{{صل}} از این [[ناخرسندی]]، انصار را در مکانی جداگانه گرد آورد و ضمن [[ستایش]] و بیان خدمات انصار، به آنان فرمود آیا [[راضی]] نیستید که قریش با گاو و گوسفند به [[خانه]] خود بازگردند و شما همراه [[پیامبر خدا]] بازگردید؟ آنگاه برای انصار و [[فرزندان]] و دودمانشان [[دعا]] کرد. انصار با شنیدن [[سخنان پیامبر]] گریستند و از [[رفتار]] خود پشیمان شدند<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۴۷؛ الطبقات الکبری، ج ۲، ص۱۱۷.</ref>. برخی [[نزول آیات]] ۵۸ - ۵۹ [[سوره توبه]] را درباره معترضان به [[تقسیم غنایم]] در حنین دانستهاند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۶۲.</ref>. این [[آیات]] درباره کسانیاند که از روی [[خودخواهی]] درباره تقسیم [[صدقات]] به [[پیامبر]]{{صل}} [[اعتراض]] میکنند. پس اگر از صدقات به آنان داده شود راضی میشوند و گرنه بهخشم میآیند و ای کاش به آنچه [[خدا]] و پیامبرش به آنان داد راضی میشدند و به فضل و [[لطف خدا]] [[دل]] میبستند: {{متن قرآن|وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِى ٱلصَّدَقَـٰتِ فَإِنْ أُعْطُوا۟ مِنْهَا رَضُوا۟ وَإِن لَّمْ يُعْطَوْا۟ مِنْهَآ إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ * وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا۟ مَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَقَالُوا۟ حَسْبُنَا ٱللَّهُ سَيُؤْتِينَا ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ وَرَسُولُهُۥٓ إِنَّآ إِلَى ٱللَّهِ رَٰغِبُونَ}}<ref>«و برخی از ایشان درباره زکاتها بر تو خرده میگیرند؛ اگر از آن به آنان داده شود خرسند میشوند و اگر داده نشود ناگهان به خشم میآیند * و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان دادهاند خرسند میشدند و میگفتند:» سوره توبه، آیه ۵۸-۵۹.</ref>. در همین [[غزوه]] بود که [[شتاب]] برخی [[سپاهیان]] برای گرفتن سهم خود از [[غنایم]]، [[رسول خدا]]{{صل}} را آزرد. آن حضرت از همه حاضران در [[جنگ]] خواست اگر غنیمتی بردهاند بازگردانند تا عادلانه میان همگان قسمت شود<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۹۳؛ تاریخ طبری، ج ۳، ص۸۹.</ref>. برخی از [[لشکریان]] از [[فرمان پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} [[اطاعت]] نکرده و [[غنایم]] برده شده را پنهان کردند<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۱۷-۹۱۸.</ref>. بر اساس روایتی، [[آیه]] ۱۶۱ [[سوره آلعمران]] درباره همین افراد نازل شد و [[خائنان]] را به [[کیفر]] اعمالشان در [[قیامت]] [[تهدید]] کرد<ref>جامع البیان، ج ۴، ص۱۰۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۸۷۲.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۲۹.</ref> | | در [[غزوه حنین]] نیز که [[غنایم جنگی]] بسیار فراوان بود<ref>الطبقات، ج ۲، ص۱۱۶؛ البدء و التاریخ، ج ۴، ص۲۳۷.</ref>، [[تقسیم غنایم]] موجب [[اختلاف]] شد: رسول خدا{{صل}} بخشی از غنایم را به نومسلمانانی بخشید که در [[فتح مکه]] [[مسلمان]] شده بودند. این گروه از [[مسلمانان]] که [[قرآن کریم]] از آنان با تعبیر {{متن قرآن|الْمُؤَلَّفَةِ قُلُوبُهُمْ}} یاد میکند، [[ایمانی]] [[سست]] و حتی از مسلمانان [[نفرت]] داشتند و رسول خدا{{صل}} از این طریق درصدد بود که دلهای آنان را به [[اسلام]] و مسلمانان نزدیک کند و از [[کینه]] آنان نسبت به مسلمانان بکاهد<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۴۴؛ الطبقات، ج ۲، ص۱۱۶.</ref>، از این رو رسول خدا{{صل}} به [[سران قریش]]، از جمله [[ابوسفیان]] و پسرانش معاویه و یزید ۱۰۰ شتر<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۶۳؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۹۳.</ref> و به دیگر متنفذان [[قریش]] که عدد آنها را بیش از ۲۰ نفر گفتهاند، ۴۰ تا ۵۰ شتر بخشید<ref>الاستیعاب، ج ۳، ص۱۲۲۱؛ اسدالغابه، ج ۲، ص۲۴۹.</ref>. اختصاص چنین سهمی به [[مؤلفة قلوبهم]] [[گلایه]] و [[شکایت]] برخی از [[صحابه]] را همراه داشت، چنانکه مردی از [[بنیتمیم]] به نام [[حرقوص بن زهیر]]، معروف به ذوالخُوَیْصِره، [[پیامبر]] را به [[بیعدالتی]] متهم کرد که [[خشم]] دیگر [[صحابیان]] را برانگیخت<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۴۴؛ السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۹۵.</ref>. [[انصار]] نیز از این تقسیم ناخشنود و بر این [[گمان]] بودند که پس از [[مسلمان]] شدن [[قریش]]، [[رسول خدا]]{{صل}} به آنها توجهی ندارد<ref>تاریخ یعقوبی، ج ۲، ص۶۳.</ref>. این [[نارضایتی]] در سروده [[حسّان بن ثابت]] درباره این رخداد آشکار است<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۴۹۵؛ [[البدایه و النهایه]]، ج ۴، ص۳۶۱.</ref>. با خبردار شدن رسول خدا{{صل}} از این [[ناخرسندی]]، انصار را در مکانی جداگانه گرد آورد و ضمن [[ستایش]] و بیان خدمات انصار، به آنان فرمود آیا [[راضی]] نیستید که قریش با گاو و گوسفند به [[خانه]] خود بازگردند و شما همراه [[پیامبر خدا]] بازگردید؟ آنگاه برای انصار و [[فرزندان]] و دودمانشان [[دعا]] کرد. انصار با شنیدن [[سخنان پیامبر]] گریستند و از [[رفتار]] خود پشیمان شدند<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۴۷؛ الطبقات الکبری، ج ۲، ص۱۱۷.</ref>. برخی [[نزول آیات]] ۵۸ - ۵۹ [[سوره توبه]] را درباره معترضان به [[تقسیم غنایم]] در حنین دانستهاند<ref>مجمع البیان، ج ۵، ص۶۲.</ref>. این [[آیات]] درباره کسانیاند که از روی [[خودخواهی]] درباره تقسیم [[صدقات]] به [[پیامبر]]{{صل}} [[اعتراض]] میکنند. پس اگر از صدقات به آنان داده شود راضی میشوند و گرنه بهخشم میآیند و ای کاش به آنچه [[خدا]] و پیامبرش به آنان داد راضی میشدند و به فضل و [[لطف خدا]] [[دل]] میبستند: {{متن قرآن|وَمِنْهُم مَّن يَلْمِزُكَ فِى ٱلصَّدَقَـٰتِ فَإِنْ أُعْطُوا۟ مِنْهَا رَضُوا۟ وَإِن لَّمْ يُعْطَوْا۟ مِنْهَآ إِذَا هُمْ يَسْخَطُونَ * وَلَوْ أَنَّهُمْ رَضُوا۟ مَآ ءَاتَىٰهُمُ ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥ وَقَالُوا۟ حَسْبُنَا ٱللَّهُ سَيُؤْتِينَا ٱللَّهُ مِن فَضْلِهِۦ وَرَسُولُهُۥٓ إِنَّآ إِلَى ٱللَّهِ رَٰغِبُونَ}}<ref>«و برخی از ایشان درباره زکاتها بر تو خرده میگیرند؛ اگر از آن به آنان داده شود خرسند میشوند و اگر داده نشود ناگهان به خشم میآیند * و اگر آنها به آنچه خداوند و پیامبرش به آنان دادهاند خرسند میشدند و میگفتند:» سوره توبه، آیه ۵۸-۵۹.</ref>. در همین [[غزوه]] بود که [[شتاب]] برخی [[سپاهیان]] برای گرفتن سهم خود از [[غنایم]]، [[رسول خدا]]{{صل}} را آزرد. آن حضرت از همه حاضران در [[جنگ]] خواست اگر غنیمتی بردهاند بازگردانند تا عادلانه میان همگان قسمت شود<ref>السیرة النبویه، ج ۲، ص۴۹۳؛ تاریخ طبری، ج ۳، ص۸۹.</ref>. برخی از [[لشکریان]] از [[فرمان پیامبر]] [[اکرم]]{{صل}} [[اطاعت]] نکرده و [[غنایم]] برده شده را پنهان کردند<ref>المغازی، ج ۳، ص۹۱۷-۹۱۸.</ref>. بر اساس روایتی، [[آیه]] ۱۶۱ [[سوره آلعمران]] درباره همین افراد نازل شد و [[خائنان]] را به [[کیفر]] اعمالشان در [[قیامت]] [[تهدید]] کرد<ref>جامع البیان، ج ۴، ص۱۰۲؛ مجمع البیان، ج ۲، ص۸۷۲.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۲۹.</ref> |
|
| |
| ==[[صحابه]] و [[رسول خدا]]{{صل}}==
| |
| این بحث دو بخش دارد: تعامل رسول خدا{{صل}} با صحابه و تعامل صحابه با رسول خدا.
| |
|
| |
| ===تعامل رسول خدا با صحابه===
| |
| [[قرآن کریم]] [[انعطاف]] عملی رسول خدا{{صل}} در برابر صحابه را از اوصاف مهم و رموز [[موفقیت]] آن حضرت شمرده است. در [[آیه]] ۱۵۹ [[سوره آلعمران]] خطاب به [[پیامبر اکرم]] آمده است که به سبب [[لطف]] و [[رحمت خدا]] بود که با [[مسلمانان]] [[نرمخویی]] کردی و اگر درشتخوی و سختدل بودی، آنان قطعاً از گرد تو پراکنده میشدند. در ادامه از این مقدمه نتیجه میگیرد و از [[پیامبر]] میخواهد تا [[گناهان]] و نافرمانیهای مسلمانان را [[عفو]] کند و از [[خدا]] برای آنان [[آمرزش]] بخواهد و برای [[حفظ]] [[شأن]] و [[شخصیت]] صحابه و [[احترام]] به [[رأی]] آنان در موضوعات [[اجتماعی]] با آنان [[مشورت]] کند: {{متن قرآن|فَبِمَا رَحْمَةٍۢ مِّنَ ٱللَّهِ لِنتَ لَهُمْ وَلَوْ كُنتَ فَظًّا غَلِيظَ ٱلْقَلْبِ لَٱنفَضُّوا۟ مِنْ حَوْلِكَ فَٱعْفُ عَنْهُمْ وَٱسْتَغْفِرْ لَهُمْ وَشَاوِرْهُمْ فِى ٱلْأَمْرِ}}<ref>«پس با بخشایشی از (سوی) خداوند با آنان نرمخویی ورزیدی و اگر درشتخویی سنگدل میبودی از دورت میپراکندند؛ پس آنان را ببخشای و برای ایشان آمرزش بخواه و با آنها در کار، رایزنی کن و چون آهنگ (کاری) کردی به خداوند توکل کن که خداوند توکل کنندگان (به خویش) را دوست میدارد» سوره آلعمران، آیه ۱۵۹.</ref>. [[منابع تاریخی]] شماری از مشورتهای رسول خدا با صحابه خویش، از جمله در [[غزوه بدر]]<ref>السیرة النبویه، ج ۱، ص۶۲۰.</ref>،[[ احد]]<ref>المغازی، ج ۱، ص۲۰۸؛ الروض الانف، ج ۵، ص۴۲۳. </ref> و [[احزاب]]<ref>الطبقات، ج ۲، ص۵۱.</ref> را گزارش کردهاند. برپایه روایتی از [[امام رضا]]{{ع}} رسول خدا با [[اصحاب]] خود در موضوعات گوناگون مشورت میکرد و آنگاه تصمیم نهایی را میگرفت<ref>وسائل الشیعه، ج ۱۲، ص۴۴.</ref>. [[خدای سبحان]] در راستای [[رفق]] و مدارای رسول خدا با صحابه خویش از آن حضرت میخواهد بال و پر خود را برای [[مؤمنان]] بگستراند و آنان را پیرامون خود گرد آورد و با آنان [[معاشرت]] داشته باشد و با [[مهربانی]] و [[بردباری]] به [[تربیت]] آنان [[همت]] گمارد<ref>المیزان، ج ۱۲، ص۱۹۲.</ref>: {{متن قرآن|وَٱخْفِضْ جَنَاحَكَ لِلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>سوره حجر، آیه ۸۸.</ref>؛ نیز از آن حضرت میخواهد اگر برخی [[مؤمنان]] به سبب مشغلههای خود نمیتوانند او را در برخی عرصهها [[همراهی]] کنند و از او [[اجازه]] خواستند، به هرکس از آنان که میخواهد اجازه دهد و با این حال، از [[خدا]] برای آنان [[آمرزش]] بخواهد: {{متن قرآن|... فَإِذَا ٱسْتَـْٔذَنُوكَ لِبَعْضِ شَأْنِهِمْ فَأْذَن لِّمَن شِئْتَ مِنْهُمْ وَٱسْتَغْفِرْ لَهُمُ ٱللَّهَ إِنَّ ٱللَّهَ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ}}<ref>«جز این نیست که مؤمنان آنانند که به خداوند و پیامبرش ایمان دارند و چون در کاری همگانی همراه او باشند تا از او اجازه نگیرند (به راهی دیگر) نمیروند؛ کسانی که از تو اجازه میگیرند همانانند که به خداوند و پیامبرش ایمان دارند پس چون برای کاری از تو اجازه خوا» سوره نور، آیه ۶۲.</ref>؛ نیز از [[پیامبر]] خود میخواهد به مؤمنان[[ سلام]] کند و مؤمنان [[گناهکار]] و پشیمان را به [[رحمت الهی]] [[امیدوار]] کند: {{متن قرآن|وَإِذَا جَآءَكَ ٱلَّذِينَ يُؤْمِنُونَ بِـَٔايَـٰتِنَا فَقُلْ سَلَـٰمٌ عَلَيْكُمْ كَتَبَ رَبُّكُمْ عَلَىٰ نَفْسِهِ ٱلرَّحْمَةَ أَنَّهُۥ مَنْ عَمِلَ مِنكُمْ سُوٓءًۢا بِجَهَـٰلَةٍۢ ثُمَّ تَابَ مِنۢ بَعْدِهِۦ وَأَصْلَحَ فَأَنَّهُۥ غَفُورٌۭ رَّحِيمٌۭ}}<ref>«و چون مؤمنان به آیات ما، نزد تو آیند بگو: درود بر شما! پروردگارتان بخشایش را بر خویش مقرّر داشته است: چنانچه هر یک از شما از سر نادانی کار بدی انجام دهد، آنگاه از پس آن توبه کند و به راه آید، چنین است که خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره انعام، آیه ۵۴.</ref>. همراهی با [[صحابه]] [[بینوا]] که صبح و [[شام]] خدا را میخوانند و [[خشنودی]] او را میطلبند و [[دل]] نبستن به [[وعده]] [[ایمان]] [[کافران]] مرفّه نیز از فرمانهای خدا به [[پیامبر اکرم]] است: {{متن قرآن|وَٱصْبِرْ نَفْسَكَ مَعَ ٱلَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِٱلْغَدَوٰةِ وَٱلْعَشِىِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُۥ وَلَا تَعْدُ عَيْنَاكَ عَنْهُمْ}}<ref>«و با آنان که پروردگار خویش را سپیدهدمان و در پایان روز به شوق لقای وی میخوانند خویشتنداری کن و دیدگانت از آنان به دیگران دوخته نشود که زیور زندگی این جهان را بجویی و از آن کس که دلش را از یاد خویش غافل کردهایم و از هوای (نفس) خود پیروی کرده و کارش تباه است پیروی مکن» سوره کهف، آیه ۲۸.</ref> از [[آیه]] ۵۲ [[سوره انعام]] برمیآید که [[رسول خدا]]{{صل}} با [[صحابه]] [[تهیدست]] [[معاشرت]] داشته است؛ زیرا تأکید میکند که مبادا به درخواست کفرپیشگان توانگر، [[مؤمنان]] تهیدست را از خود برانی: {{متن قرآن|وَلَا تَطْرُدِ ٱلَّذِينَ يَدْعُونَ رَبَّهُم بِٱلْغَدَوٰةِ وَٱلْعَشِىِّ يُرِيدُونَ وَجْهَهُ}}<ref>«و کسانی را که پروردگارشان را در سپیدهدمان و در پایان روز در پی به دست آوردن خشنودی وی میخوانند از خود مران، نه هیچ از حساب آنان بر گردن تو و نه هیچ از حساب تو بر گردن آنهاست تا برانیشان و از ستمگران گردی» سوره انعام، آیه ۵۲.</ref>
| |
|
| |
| دریافت [[زکات]] و [[تطهیر]] [[مسلمانان]] و نیز [[دعا]] برای آنان از دیگر [[وظایف]] رسول خدا{{صل}} در تعامل با صحابه خویش بود: {{متن قرآن|خُذْ مِنْ أَمْوَٰلِهِمْ صَدَقَةًۭ تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِم بِهَا وَصَلِّ عَلَيْهِمْ إِنَّ صَلَوٰتَكَ سَكَنٌۭ لَّهُمْ وَٱللَّهُ سَمِيعٌ عَلِيمٌ}}<ref>«از داراییهای آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک میداری و پاکیزه میگردانی و برای آنها (به نیکی) دعا کن که دعای تو (مایه) آرامش آنان است و خداوند شنوایی داناست» سوره توبه، آیه ۱۰۳.</ref>؛ نیز [[خداوند]] برای ترمیم [[روحیه]] مؤمنان و [[دلداری]] آنان، از [[پیامبر]] میخواهد آنها را [[عفو]] کند و برای آنها [[آمرزش]] بخواهد: {{متن قرآن|فَٱعْفُ عَنْهُمْ وَٱسْتَغْفِرْ لَهُمْ}}<ref>سوره آلعمران، آیه ۱۵۹.</ref> و [[خدا]] خود نیز آنها را عفو میکند: {{متن قرآن|وَلَقَدْ عَفَا عَنكُمْ وَٱللَّهُ ذُو فَضْلٍ عَلَى ٱلْمُؤْمِنِينَ}}<ref>سوره آلعمران، آیه ۱۵۲.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۳۱.</ref>
| |
|
| |
| ===تعامل صحابه با رسول خدا{{صل}}===
| |
| شماری از [[آیات قرآن کریم]] بیانگر [[آداب]] تعامل صحابه با [[پیامبر اکرم]]{{صل}} اند. این [[آیات]] اگرچه اغلب قالب انشایی دارند، با [[عنایت]] به [[روایات]] و فضای [[نزول]]، از چگونگی تعامل صحابه با [[رسول]] خدانیز خبر میدهند.
| |
|
| |
| ====احترام و ادب حضور====
| |
| [[صحابه رسول خدا]]{{صل}} [[وظیفه]] داشتند همواره با آن حضرت با احترام [[رفتار]] و تعامل کنند و حتی در صدا زدن، [[حریم]] آن حضرت را نگه دارند و ایشان را مانند دیگران صدا نزنند: {{متن قرآن|لَّا تَجْعَلُوا۟ دُعَآءَ ٱلرَّسُولِ بَيْنَكُمْ كَدُعَآءِ بَعْضِكُم بَعْضًۭا}}<ref>«پیامبر را میان خویش چنان فرا نخوانید که یکدیگر را فرا میخوانید؛ بیگمان خداوند کسانی از شما را که در پناه کسان دیگر، پنهانی بیرون میآیند میشناسد پس کسانی که از فرمان وی سرمیپیچند از اینکه به آنان آزمونی یا عذابی دردناک رسد باید بپرهیزند» سوره نور، آیه ۶۳.</ref>. بهگفته [[مفسران]]، در این [[آیه]] [[خداوند]] [[تکریم]] [[پیامبر]] و چگونگی مواجهه با او را به [[مردم]] آموخت که او را با نام، [[لقب]] و [[کنیه]] خاصی مانند «یا محمد» و یا «ابنعبدالله» یاد نکنند، بلکه او را با سِمَتِ الهیِ {{متن قرآن|یا رَسُولِ ٱللَّهِ}}و {{متن قرآن|یا نبِىَّ الله}} صدا کنند<ref>الکشاف، ج ۳، ص۲۵۹؛ مجمع البیان، ج ۷، ص۲۴۸.</ref>. همچنین [[قرآن کریم]] از [[صحابه]] خواسته است صدایشان از صدای پیامبر کوتاهتر باشد و آنگونه که با صدای بلند با یکدیگر [[گفتوگو]] میکنند با [[رسول خدا]]{{صل}} گفتوگو نکنند؛ زیرا [[ناآگاهانه]] موجب [[حبط اعمال]] آنها میشود: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَرْفَعُوٓا۟ أَصْوَٰتَكُمْ فَوْقَ صَوْتِ ٱلنَّبِىِّ وَلَا تَجْهَرُوا۟ لَهُۥ بِٱلْقَوْلِ كَجَهْرِ بَعْضِكُمْ لِبَعْضٍ أَن تَحْبَطَ أَعْمَـٰلُكُمْ وَأَنتُمْ لَا تَشْعُرُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! صدایتان را از صدای پیامبر فراتر نبرید و در گفتار با او بلند سخن مگویید چنان که با یکدیگر بلند سخن میگویید؛ مبادا کردارهایتان بیآنکه خود دریابید تباه گردد» سوره حجرات، آیه ۲.</ref>. قرآن کریم در ادامه آیه فوق تأکید میکند کسانی که [[ادب]] محضر رسول خدا{{صل}} را [[رعایت]] کرده و آهسته سخن میگویند و از پشت حجرهها همانند اعرابیها فریاد نمیکشند، اینان کسانیاند که دلهایشان با [[تقوا]] آزموده شده است و آنان [[آمرزش]] و اجری بزرگ دارند: {{متن قرآن|إِنَّ ٱلَّذِينَ يَغُضُّونَ أَصْوَٰتَهُمْ عِندَ رَسُولِ ٱللَّهِ أُو۟لَـٰٓئِكَ ٱلَّذِينَ ٱمْتَحَنَ ٱللَّهُ قُلُوبَهُمْ لِلتَّقْوَىٰ لَهُم مَّغْفِرَةٌۭ وَأَجْرٌ عَظِيمٌ}}<ref>«بیگمان خداوند دلهای کسانی که صدایشان را نزد فرستاده خداوند فرو میدارند، برای پرهیزگاری آزموده است؛ آنان آمرزش و پاداشی سترگ خواهند داشت» سوره حجرات، آیه ۳.</ref>. صحابه [[وظیفه]] داشتند برای دیدارهای خصوصی به [[خانه پیامبر]] نروند و [[مزاحم]] رسول خدا نشوند، مگر آنکه از آنها برای مهمانی و [[پذیرایی]] [[دعوت]] شود که در این صورت هم خیلی زود نروند و در خانه پیامبر به [[انتظار]] آماده شدن و پختن غذا ننشینند و پس از [[غذا خوردن]] هم زودتر پراکنده شوند و در مدت حضور نزد رسول خدا{{صل}} از سخنان عادی و معمولی بیثمر که در محافل خود با آن مأنوساند، بپرهیزند؛ زیرا این کارها [[پیامبر]] را میآزارد و او از آنان [[حیا]] میکند و چیزی نمیگوید و [[خدا]] از گفتن [[حق]] حیا نمیکند: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَدْخُلُوا۟ بُيُوتَ ٱلنَّبِىِّ إِلَّآ أَن يُؤْذَنَ لَكُمْ إِلَىٰ طَعَامٍ غَيْرَ نَـٰظِرِينَ إِنَىٰهُ وَلَـٰكِنْ إِذَا دُعِيتُمْ فَٱدْخُلُوا۟ فَإِذَا طَعِمْتُمْ فَٱنتَشِرُوا۟ وَلَا مُسْتَـْٔنِسِينَ لِحَدِيثٍ إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ يُؤْذِى ٱلنَّبِىَّ فَيَسْتَحْىِۦ مِنكُمْ وَٱللَّهُ لَا يَسْتَحْىِۦ مِنَ ٱلْحَقِّ...}}<ref>«ای مؤمنان! به خانههای پیامبر وارد نشوید مگر به شما برای (خوردن) خوراک، اجازه دهند- بیآنکه چشم به راه آماده شدن آن (خوراک) باشید- ولی چون فرا خوانده شدید درون روید و چون خوراک خوردید پراکنده شوید و دل به گفت و گو نسپارید که این (کار) پیامبر را آزار میدهد و از شما شرم میدارد ولی خداوند از (گفتن) حقیقت شرم نمیکند و چون از آنان چیزی خواستید از پشت پردهای بخواهید، این برای دلهای شما و دلهای آنان پاکیزهتر است و شما حقّ ندارید که پیامبر را بیازارید و نه هرگز پس از او همسرانش را به همسری گیرید که آن نزد خداوند، سترگ است» سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>. همچنین [[صحابه]] در مقطعی از [[زمان]]، [[وظیفه]] داشتند در دیدارهای عمومی با [[پیامبر اکرم]]{{صل}} به صورت [[نجوا]] و درِ گوشی سخن نگویند و اگر کار لازمی دارند پیش از نجوا [[صدقه]] بدهند: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا نَـٰجَيْتُمُ ٱلرَّسُولَ فَقَدِّمُوا۟ بَيْنَ يَدَىْ نَجْوَىٰكُمْ صَدَقَةًۭ ذَٰلِكَ خَيْرٌۭ لَّكُمْ وَأَطْهَرُ}}<ref>«ای مؤمنان! چون میخواهید با پیامبر رازگویی کنید پیش از رازگوییتان صدقهای بپردازید، این برای شما بهتر و پاکیزهتر است ولی اگر (چیزی) نیابید بیگمان خداوند آمرزندهای بخشاینده است» سوره مجادله، آیه ۱۲.</ref>؛ همچنین صحابه مانند دیگر مؤمنانِ غیرصحابی وظیفه داشتند به [[احترام]] [[رسول خدا]]{{صل}} از [[ازدواج]] با [[همسران رسول خدا]]{{صل}} پس از [[رحلت]] ایشان بپرهیزند: {{متن قرآن|وَلَآ أَن تَنكِحُوٓا۟ أَزْوَٰجَهُۥ مِنۢ بَعْدِهِۦٓ}}<ref>سوره احزاب، آیه ۵۳.</ref>؛ زیرا همسران رسول خدا{{صل}} در [[حکم]] [[مادران]] مؤمناناند: {{متن قرآن|وَأَزْوَٰجُهُۥٓ أُمَّهَـٰتُهُمْ}}<ref>سوره احزاب، آیه ۶.</ref>. از [[آیات]] یادشده و نیز [[شأن]] نزولهای آنها به روشنی استفاده میشود که شماری از [[صحابه]] با [[رعایت]] نکردن [[آداب معاشرت]] با رسول خدا{{صل}} آن حضرت را میآزردند؛ از جمله ایشان را با نام و [[کنیه]] صدا میزدند یا صدای خود را نزد رسول خدا بلند میکردند و از درون خانههای خود با فریاد، آن حضرت را صدا میزدند؛ همچنین بعضی بدون [[اذن]] وارد [[خانه پیامبر]] میشدند. گاهی برخی دعوتشدگان به خانه پیامبر پس از [[پذیرایی]]، در [[خانه]] آن حضرت مینشستند و به [[گفتوگو]] با یکدیگر میپرداختند؛ بهگونهای که موجب [[آزار رسول خدا]] میشدند؛ ولی ایشان به سبب حُجب و [[حیا]] چیزی نمیگفت<ref>جامع البیان، ج ۲۲، ص۲۵؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۵، ص۱۷۹-۱۸۰.</ref>. برخی احتمال دادهاند که این امور [[پیامبر]] را از رسیدن به [[شئون]] [[پیامبری]] و امور شخصی و [[خانوادگی]] خود باز میداشت و از این رو موجب [[آزار پیامبر]] میشد<ref>التحریر و التنویر، ج ۲۱، ص۳۰۶.</ref>. همچنین از [[آداب]] حضور صحابه در محضر رسول خدا{{صل}} این بود که با جمعتر نشستن به تازهواردها جا بدهند و هنگامی که از آنها خواسته میشود محفل رسول خدا{{صل}} را ترک کنند، مجلس را ترک کرده و [[فرصت]] را برای استفاده از محضر رسول خدا{{صل}} به دیگران بدهند<ref>جامع البیان، ج ۲۸، ص۱۲-۱۳؛ التفسیر الکبیر، ج ۲۹، ص۴۹۳.</ref>: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ إِذَا قِيلَ لَكُمْ تَفَسَّحُوا۟ فِى ٱلْمَجَـٰلِسِ فَٱفْسَحُوا۟ يَفْسَحِ ٱللَّهُ لَكُمْ وَإِذَا قِيلَ ٱنشُزُوا۟ فَٱنشُزُوا۟}}<ref>«ای مؤمنان! چون در نشستها به شما گویند جا باز کنید، باز کنید تا خداوند برایتان (در بهشت) جا باز کند و چون گویند: برخیزید، برخیزید تا خداوند (پایگاه) مؤمنان از شما و فرهیختگان را چند پایه بالا برد و خداوند از آنچه انجام میدهید آگاه است» سوره مجادله، آیه ۱۱.</ref>. از دیگر آداب حضور نزد [[پیامبر اکرم]]{{صل}} این بود که با [[توسل]] به آن حضرت به [[پذیرش توبه]] و [[رحمت]] [[حق دست]] یابند: {{متن قرآن|وَلَوْ أَنَّهُمْ إِذ ظَّلَمُوٓا۟ أَنفُسَهُمْ جَآءُوكَ فَٱسْتَغْفَرُوا۟ ٱللَّهَ وَٱسْتَغْفَرَ لَهُمُ ٱلرَّسُولُ لَوَجَدُوا۟ ٱللَّهَ تَوَّابًۭا رَّحِيمًۭا}}<ref>«و ما هیچ پیامبری را نفرستادیم مگر برای آنکه به اذن خداوند از او فرمانبرداری کنند و اگر آنان هنگامی که به خویش ستم روا داشتند نزد تو میآمدند و از خداوند آمرزش میخواستند و پیامبر برای آنان آمرزش میخواست خداوند را توبهپذیر بخشاینده مییافتند» سوره نساء، آیه ۶۴.</ref> گفتنی است که [[صحابه]] در برابر [[رسول خدا]]{{صل}} [[وظایف]] دیگری مانند عمل به آموزههای آن حضرت نیز داشتند که در این وظایف با دیگر [[مؤمنان]] مشترک بودند و به آنها اختصاص نداشت.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۳۳.</ref>
| |
|
| |
| ====اطاعت از رسول خدا{{صل}}====
| |
| صحابه همچون دیگر مؤمنان میبایست در برابر [[فرمان]] رسول خدا{{صل}}[[ تسلیم]] باشند و آنان چنین اختیاری نداشتند که به دلخواه خود عمل کنند و [[نافرمانی]] از این [[وظیفه]]، بیشک [[گمراهی]] آشکار را درپی داشت: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لِمُؤْمِنٍۢ وَلَا مُؤْمِنَةٍ إِذَا قَضَى ٱللَّهُ وَرَسُولُهُۥٓ أَمْرًا أَن يَكُونَ لَهُمُ ٱلْخِيَرَةُ مِنْ أَمْرِهِمْ وَمَن يَعْصِ ٱللَّهَ وَرَسُولَهُۥ فَقَدْ ضَلَّ ضَلَـٰلًۭا مُّبِينًۭا}}<ref>«و چون خداوند و فرستاده او به کاری فرمان دهند سزیده هیچ مرد و زن مؤمنی نیست که آنان را در کارشان گزینش (دیگری) باشد؛ هر کس از خدا و فرستادهاش نافرمانی کند به گمراهی آشکاری افتاده است» سوره احزاب، آیه ۳۶. و نیز {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوٓا۟ أَطِيعُوا۟ ٱللَّهَ وَأَطِيعُوا۟ ٱلرَّسُولَ وَأُو۟لِى ٱلْأَمْرِ مِنكُمْ فَإِن تَنَـٰزَعْتُمْ فِى شَىْءٍۢ فَرُدُّوهُ إِلَى ٱللَّهِ وَٱلرَّسُولِ إِن كُنتُمْ تُؤْمِنُونَ بِٱللَّهِ وَٱلْيَوْمِ ٱلْـَٔاخِرِ ذَٰلِكَ خَيْرٌۭ وَأَحْسَنُ تَأْوِيلًا}}«ای مؤمنان، از خداوند فرمان برید و از پیامبر و زمامدارانی که از شمایند فرمانبرداری کنید و اگر به خداوند و روز بازپسین ایمان دارید، چون در چیزی با هم به ستیز برخاستید آن را به خداوند و پیامبر بازبرید که این بهتر و بازگشت آن نیکوتر است» سوره نساء، آیه ۵۹.</ref>. از منظر [[قرآن]] [[ایمان]] تنها با [[تصدیق]] [[رسالت پیامبر اکرم]]{{صل}} تحقق نمییابد، بلکه [[ایمان واقعی]] در صورتی است که مؤمنان در موارد [[اختلاف]] به [[داوری]] [[پیامبر]] تن دهند و در [[دل]] خود هیچ [[احساس]] [[دلتنگی]] نکنند و کامل [[تسلیم]] باشند: {{متن قرآن|فَلَا وَرَبِّكَ لَا يُؤْمِنُونَ حَتَّىٰ يُحَكِّمُوكَ فِيمَا شَجَرَ بَيْنَهُمْ ثُمَّ لَا يَجِدُوا۟ فِىٓ أَنفُسِهِمْ حَرَجًۭا مِّمَّا قَضَيْتَ وَيُسَلِّمُوا۟ تَسْلِيمًۭا}}<ref>«پس نه، به پروردگارت سوگند که ایمان نمیآورند تا در آنچه میانشان ستیز رخ داده است تو را داور کنند سپس از آن داوری که کردهای در خود دلتنگی نیابند و یکسره (بدان) تن در دهند» سوره نساء، آیه ۶۵.</ref>. [[آیه]] ۲۷ [[سوره انفال]] در راستای [[پیروی]] همهجانبه از [[رسول خدا]]{{صل}} و [[لزوم]] [[حفظ اسرار]] [[حکومت اسلامی]] از مؤمنان خواسته است به [[خدا]] و پیامبر[[ خیانت]] نکنند: {{متن قرآن|يَـٰٓأَيُّهَا ٱلَّذِينَ ءَامَنُوا۟ لَا تَخُونُوا۟ ٱللَّهَ وَٱلرَّسُولَ وَتَخُونُوٓا۟ أَمَـٰنَـٰتِكُمْ وَأَنتُمْ تَعْلَمُونَ}}<ref>«ای مؤمنان! به خداوند و پیامبر خیانت نکنید و در امانتهای خود دانسته خیانت نورزید» سوره انفال، آیه ۲۷.</ref>. از [[روایات شأن نزول]] برمیآید که برخی [[مسلمانان]] داوریهای خود را نزد [[یهودیان]] میبردند<ref>مجمع البیان،ج ۴، ص۸۲۳.</ref> و برخی داوری پیامبر را ناعادلانه میشمردند<ref>التبیان، ج ۵، ص۱۰۵-۱۰۶.</ref>. با این حال، این دستور بهگونه خاص درباره [[مردم مدینه]] و [[بادیهنشینان]] پیرامون [[مدینه]] آمده است که آنها نباید از همگامی با رسول خدا باز مانند و نباید به امور خود بپردازند و او را در [[خطرها]] و [[مشکلات]] تنها بگذارند: {{متن قرآن|مَا كَانَ لِأَهْلِ ٱلْمَدِينَةِ وَمَنْ حَوْلَهُم مِّنَ ٱلْأَعْرَابِ أَن يَتَخَلَّفُوا۟ عَن رَّسُولِ ٱللَّهِ وَلَا يَرْغَبُوا۟ بِأَنفُسِهِمْ عَن نَّفْسِهِ}}<ref>«مردم مدینه و تازیان بیاباننشین پیرامون آنان حق ندارند از (همراهی) پیامبر بازمانند و نه جانهای خودشان را از جان او دوستتر بدارند؛ از این رو که هیچ تشنگی و سختی و گرسنگی در راه خداوند به آنان نمیرسد و بر هیچ جایگاهی که کافران را به خشم آورد گام نمینهند و هیچ زیانی به دشمنی نمیزنند مگر که در برابر آن، کاری شایسته برای آنان نوشته میشود؛ بیگمان خداوند پاداش نکوکاران را تباه نمیسازد» سوره توبه، آیه ۱۲۰.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۳۴.</ref>
| |
|
| |
| ====پرهیز از آزار رسول خدا{{صل}}====
| |
| بر اساس شماری از [[آیات قرآن کریم]]، مسلمانان از آزار رسول خدا{{صل}} منع شدهاند. از همین [[آیات]] برمیآید که برخی از [[صحابه]] با [[رفتار]] خویش سبب آزار رسول خدا{{صل}} میشدند: {{متن قرآن|وَمَا كَانَ لَكُمْ أَن تُؤْذُوا۟ رَسُولَ ٱللَّهِ وَلَآ أَن تَنكِحُوٓا۟ أَزْوَٰجَهُۥ مِنۢ بَعْدِهِۦٓ أَبَدًا إِنَّ ذَٰلِكُمْ كَانَ عِندَ ٱللَّهِ عَظِيمًا}}<ref>سوره احزاب، آیه ۵۳؛ برای تفصیل بیشتر ر.ک: همین مقاله، مستندات قرانی بر عدم عدالت صحابه، آزار رسول خدا</ref>. [[منافقان]] که بسیاری از آنها ناشناخته بودند و از صحابه به شمار میآمدند، [[پیامبر]] را میآزردند. [[خداوند]] از [[رسول]] خود میخواهد به [[آزار]] [[کافران]] و منافقان بیاعتنا باشد: {{متن قرآن|وَلَا تُطِعِ الْكَافِرِينَ وَالْمُنَافِقِينَ وَدَعْ أَذَاهُمْ}}<ref>سوره احزاب، آیه ۴۸.</ref>.<ref>[[علی خراسانی|خراسانی، علی]]، [[صحابه (مقاله)|مقاله «صحابه»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱۷ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱۷، ص ۱۳۵.</ref>
| |
|
| |
|
| ==[[عدالت صحابه]]== | | ==[[عدالت صحابه]]== |