دین در فلسفه دین و کلام جدید: تفاوت میان نسخهها
←منابع
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۰۸: | خط ۳۰۸: | ||
#معمولاً قائلان به انتظار حداکثری، به برخی [[آیات]] و [[روایات]] [[تمسک]] میکنند که دلالت آنها بر [[هدف]] ایشان [[قطعی]] نیست؛ برای مثال، [[آیه ۸۹ سوره نحل]]: {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز است» سوره نحل، آیه ۸۹.</ref>؛ ولی مقصود اصلی [[آیه]] این است که در [[قرآن]] تمام آنچه را که [[انسان]] برای [[هدایت]] و [[رستگاری]] نیاز دارد، آمده است؛ زیرا قرآن [[کتاب هدایت]] و [[شأن]] آن، [[بیان مصالح و مفاسد]] [[ابدی]] انسان است<ref>عبدالحسین، خسروپناه، انتظارات بشر از دین، ص۴۴۰-۴۴۱.</ref>. همچنین، گاهی به [[آیه]] ۳۸ انعام: {{متن قرآن|مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ}}<ref>«ما در این کتاب، هیچ چیز را فرو نگذاشتهایم» سوره انعام، آیه ۳۸.</ref>، استناد میشود. که ضمن تکرار پاسخ قبل اشاره میشود که شاید مقصود از کتاب، [[لوح محفوظ]] باشد و نه [[قرآن کریم]]<ref>عبدالحسین، خسروپناه، انتظارات بشر از دین، ص۴۴۴.</ref>. | #معمولاً قائلان به انتظار حداکثری، به برخی [[آیات]] و [[روایات]] [[تمسک]] میکنند که دلالت آنها بر [[هدف]] ایشان [[قطعی]] نیست؛ برای مثال، [[آیه ۸۹ سوره نحل]]: {{متن قرآن|وَنَزَّلْنَا عَلَيْكَ الْكِتَابَ تِبْيَانًا لِكُلِّ شَيْءٍ}}<ref>«و بر تو این کتاب را فرو فرستادیم که بیانگر هر چیز است» سوره نحل، آیه ۸۹.</ref>؛ ولی مقصود اصلی [[آیه]] این است که در [[قرآن]] تمام آنچه را که [[انسان]] برای [[هدایت]] و [[رستگاری]] نیاز دارد، آمده است؛ زیرا قرآن [[کتاب هدایت]] و [[شأن]] آن، [[بیان مصالح و مفاسد]] [[ابدی]] انسان است<ref>عبدالحسین، خسروپناه، انتظارات بشر از دین، ص۴۴۰-۴۴۱.</ref>. همچنین، گاهی به [[آیه]] ۳۸ انعام: {{متن قرآن|مَا فَرَّطْنَا فِي الْكِتَابِ مِنْ شَيْءٍ}}<ref>«ما در این کتاب، هیچ چیز را فرو نگذاشتهایم» سوره انعام، آیه ۳۸.</ref>، استناد میشود. که ضمن تکرار پاسخ قبل اشاره میشود که شاید مقصود از کتاب، [[لوح محفوظ]] باشد و نه [[قرآن کریم]]<ref>عبدالحسین، خسروپناه، انتظارات بشر از دین، ص۴۴۴.</ref>. | ||
# [[نفی]] [[انتظار]] حداکثری از [[دین]] به معنی پذیرش انتظار حداقلی و [[سکولاریسم]] نیست. یعنی پذیرش این دیدگاه به منزله محدود کردن [[رسالت]] [[پیامبران]] به تأمین [[آخرت]] و بهبود رابطه انسان و [[خدا]] نیست؛ زیرا در [[متون دینی]] به طور مستقیم یا غیرمستقیم به ابعاد دیگر [[حیات انسانی]] مانند [[علوم تجربی]] و [[انسانی]] نیز اشاره شده است؛ ولی از سویی نباید پنداشت که [[کتاب و سنت]] برای تحصیل [[علوم]] و مسائل [[علمی]] و [[تجربی]] کافی است و مطالب بسیاری در علوم مختلف وجود دارد که [[مسلمانان]] باید با به کار بستن [[عقل]]، [[تجربه]] و روششناسی متناسب با هر [[علم]] به آنها دست یابند. همانطور که در [[روایات]] متعدد، افراد به [[آموختن]] این علوم [[تشویق]] شدهاند؛ بنابراین، نمیتوان ادعا کرد که تمام جزئیات علوم مختلف را میتوان از کلیات قرآن و [[سنت]] [[استنتاج]] کرد<ref>عبدالحسین، خسروپناه، انتظارات بشر از دین، ص۴۳۳ و بخش چهارم.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[انتظار حداکثری بشر از دین (مقاله)|مقاله «انتظار حداکثری بشر از دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۳۰.</ref> | # [[نفی]] [[انتظار]] حداکثری از [[دین]] به معنی پذیرش انتظار حداقلی و [[سکولاریسم]] نیست. یعنی پذیرش این دیدگاه به منزله محدود کردن [[رسالت]] [[پیامبران]] به تأمین [[آخرت]] و بهبود رابطه انسان و [[خدا]] نیست؛ زیرا در [[متون دینی]] به طور مستقیم یا غیرمستقیم به ابعاد دیگر [[حیات انسانی]] مانند [[علوم تجربی]] و [[انسانی]] نیز اشاره شده است؛ ولی از سویی نباید پنداشت که [[کتاب و سنت]] برای تحصیل [[علوم]] و مسائل [[علمی]] و [[تجربی]] کافی است و مطالب بسیاری در علوم مختلف وجود دارد که [[مسلمانان]] باید با به کار بستن [[عقل]]، [[تجربه]] و روششناسی متناسب با هر [[علم]] به آنها دست یابند. همانطور که در [[روایات]] متعدد، افراد به [[آموختن]] این علوم [[تشویق]] شدهاند؛ بنابراین، نمیتوان ادعا کرد که تمام جزئیات علوم مختلف را میتوان از کلیات قرآن و [[سنت]] [[استنتاج]] کرد<ref>عبدالحسین، خسروپناه، انتظارات بشر از دین، ص۴۳۳ و بخش چهارم.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[انتظار حداکثری بشر از دین (مقاله)|مقاله «انتظار حداکثری بشر از دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۲۳۰.</ref> | ||
==پدیدارشناسی دین== | |||
معنی لغوی «پدیده» (Noumen = واقع) بدین صورت گفته شده: «آنچه که فقط با [[شهود]] و یا [[علم حضوری]]، میتواند. [[مدرک]] واقع شود»<ref>Simpson، J. A، Relationto noumena، that can only be apprended by intuition، E. S. C، Vol. X، P. 559.</ref>. و اصطلاح «پدیدار» (Phainomenon = نمود) که از کلمه [[یونانی]] «Phainomenon» گرفته شده<ref>الیاده، میرچا، [[دینپژوهی]] (دفتر اول)، [[ترجمه]] [[بهاءالدین خرمشاهی]]، ص۲۰۳. | |||
</ref>، در لغت به معنی «چیزی که خود را مینمایاند یا پدیدار است»<ref>Simpson، J. A، "A thing that appears، or is Perceived or observed" "The oxford English Dictionary"، Vol. Xl، p. 675.</ref> به کار رفته است. | |||
معنی اصطلاحی «پدیدارشناسی» «Phenomenology» همچنین است: «[[پژوهش]] و [[آگاهی]] مستقیم نسبت به مشاهدات توصیف پدیدارهایی است که بیواسطه در [[تجربه]] ما ظاهر میشوند»<ref>بیات، عبدالرسول (با همکاری جمعی از نویسندگان)، فرهنگ واژهها، ص۷۲.</ref>. البته در صورت به کار رفتن این معنی درباره «دین»، از آن به «پدیدارشناسی دین» تعبیر میشود. | |||
اگر منظور از دین «[[شناخت]] و تجربه امر قدسی» باشد، در این صورت میتوان در تعریف «پدیدارشناسی دین» گفت: «شناخت امر قدسی و تجلیات و نمادها و [[مناسک]] آن، آنگونه که برای ما ظاهر و نمایان است؛ که در این حالت همواره «دین» شامل تلاش «[[انسان]] دینورز» برای رفتن از [[جهان]] غیرقدسی یا [[دنیوی]] به کمک تجربه جهان فراانسانی ارزشهای متعالی است. | |||
اما در تعریف سادهتر میتوان گفت: «پدیدارشناسی دین»، یعنی توصیف دین از دریچه چشم [[دینداران]]؛ اینکه خود پدیدههای [[دینی]] باید سخن بگویند و پدیدارشناس نباید به [[صدق]] و [[کذب]] [[دعاوی]] [[ادیان]] کاری داشته باشد و ارزشگذاریها و پیشداوریهای خود را در توصیف پدیدهها، [[دخالت]] بدهد؛ چراکه [[اثبات]] صدق و کذب، امری [[عقلانی]] است و در بخش بعدی خواهد آمد که پدیدارشناس با مباحث و روشهای [[کلامی]] و [[فلسفی]]، به هیچوجه سروکار ندارد<ref>الیاده، میرچا، دینپژوهی، ص۴۲.</ref>. برای مثال، یک [[مسیحی]] برای [[درک]] [[مراسم]] [[عاشورا]] و [[احساسات]] مذهبی یک [[مسلمان]] نباید پیشفرضها و [[معتقدات]] و پیشداوریهای خود را در این پدیده [[دینی]] [[دخالت]] بدهد، بلکه باید خودش را در فضای [[فکری]] و [[روحی]] یک [[مسلمان]] وارد کند. | |||
بنابراین، پدیدارشناس [[دین]] میخواهد ماهیت دین چنانکه واقعاً [[پیروان]] خود آن دین [[تجربه]] میکنند آشکار یا ع [[ریان]] شود<ref>پترسون، مایکل، و دیگران، عقل و اعتقاد دینی، ترجمه ابراهیم سلطانی و احمد نراقی، ص۲۶.</ref>. پس، باید [[ایمان]] [[مؤمنان]] را به صورت تنها «[[واقعیت]] دینی» بپذیرد؛ چراکه تمرکز اصلی و اولی در [[پدیدارشناسی]] دین، توصیف این امر است که مؤمنان ایمانشان را چگونه فهمیدهاند و پس از توصیف «[[اعتقاد]] [[معتقدان]]» ممکن است پژوهشگر، ارزیابیهای تطبیقی را انجام داده، پدیدهها را طبق انواع ماهوی ردهبندی کند<ref>الیاده، میرچا، دینپژوهی (دفتر اول)، ترجمه بهاءالدین خرمشاهی، ص۲۲۵.</ref>. | |||
تقریباً اواخر [[قرن]] ۱۹م بود که [[پژوهشگران]] مطالعات دینی، «دین» را از آن حیث که امری بشری و بخشی از [[فرهنگ]] و [[زندگی]] [[انسان]] بوده، بررسی کردند و با توجه به بحثهای میانرشتهای و به [[یاری]] تحلیلهای [[تاریخی]]، [[فرهنگی]]، [[اجتماعی]] و روانی، درباره آن به صورت یک موضوع به مطالعه [[علمی]] پرداختند که نتیجه آن ظهور رشتهای نو با ویژگیهای [[اندیشه]] «مدرنیته» شد که در مجامع علمی از آن به «[[علم دین]]» (Science of Religion) تعبیر شد و «ماکس مولر»، نخستین چهره اصلی در زمینه [[دینپژوهی]] عالمانه دین بود که با [[رهیافت]] پوزتیویستی این عنوان را به کار برد<ref>خاتمی، محمود، پدیدارشناسی دین، ص۹.</ref>. | |||
در [[حقیقت]]، این نوع نگاه علمی به «دین» محصول نگرش [[عقلانی]] و علمی دوره «[[روشنگری]]» است و [[محققان]] مطالعات دینی، امروزه از «دین» معنائی را که دقیقاً مؤمنان و [[متدینان]] در نظر دارند، [[اراده]] نمیکنند و غالباً میکوشند آن را بر حسب مفاهیم و تعابیر [[علوم اجتماعی]] تعریف کنند<ref>خاتمی، محمود، پدیدارشناسی دین، ص۲۴.</ref>. | |||
همچنین، مقصود از «علم دین» که مولر به کار برد، غیر از آن است که در [[سنت]] [[اهل دین]] به «[[کلام]] یا [[الهیات]] [[علوم دینی]]» تعبیر میشود؛ چراکه زبان الهیات یا علوم دینی، بیانی است. به عبارت دیگر، زبان [[الهیات]] همان «[[زبان دین]]» است نه «درباره [[دین]]»؛ ولی زبان [[علوم دینی]] (به معنی جدید) تبیینی است که فرد در آن به دنبال چرایی و تبیین درباره «دین» است. در [[حقیقت]]، در [[الهیات]]، [[عقلانیت]] در [[خدمت]] توجیه و وضوح [[آموزههای دینی]] مشخص میشود، نه اینکه این [[آموزهها]] موضوع [[پژوهش]] [[علمی]] (به معنی جدید) قرار داده شود. | |||
از اوایل [[قرن]] ۲۰ که [[علم]] «[[دینشناسی]]» به صورت موضوع دانشگاهی در مراکز علمی پذیرفته شد، به تدریج مکتبها و روشهای تحقیقات [[دینی]] در حوزههای مختلف [[جامعهشناسی]]، [[مردمشناسی]]، [[روانشناسی]] و پدیدارشناسی شکل گرفت که در هر کدام از آنها به زاویه خاصی از دین پرداخته و درباره آن پژوهش شده است<ref>الیاده، میرچا، دینپژوهی، ص۴۱.</ref>؛ تا اینکه با بهکارگیری روشهای پدیدارشناسانه در مطالعات دینی، شاکله «[[پدیدارشناسی]] دین» سامان یافت. در واقع [[علت ظهور]] این نوع رویکرد به «دین» واکنشی درباره رهیافتهای [[تاریخی]]، [[اجتماعی]]، روانشناسی و... به دین بود؛ چراکه افراد این رهیافتها به سراغ غیر «دین» رفته، از خود دین [[غافل]] شده بودند. | |||
امروزه بسیاری از متفکران از «روش پدیدارشناسی»<ref>«ادموند هوسرل» (۱۸۵۹-۱۹۲۸) این روش را به صورت یک مکتب پایهگذاری کرده است.</ref> به صورت یکی از روشهای مهم [[دینپژوهی]] در مطالعات، بهره میبرند. برای مثال، هوسرل گرچه خود «روش پدیدارشناسی» را در حوزه دین به کار نبرده، ولی به لحاظ نظری، [[معرفتشناسان]] دین و [[دینپژوهان]] از ابزار [[فلسفی]] [[توانمند]] برخوردار شدهاند و نتیجه حاصله شده از این کاربرد در حوزه دین و دینپژوهی یک نظریه روشمند بود که به لحاظ قابلیت استفاده از ابزارها و روشهای جزئیتر در «[[علم دین]]» و دینپژوهی به کار گرفته شد. | |||
به [[گمان]] هوسرل وجه امتیاز روش پدیدارشناسی آن بود که چون درباره حوزههای [[معرفتی]] به کار میرود، از آن، «علم» حاصل میشود که این روش را هم خود هوسرل و هم دیگرانی همچون «ماکس شلر، کریستنسن، فان درلیو، الیاده، سمارت» در حوزه دین بکار برده و توفیقات زیادی را در تحلیل و توصیف پدیدارهای دینی به دست آوردهاند<ref>خاتمی، محمود، پدیدارشناسی دین، ص۱۰.</ref>. | |||
هوسرل در روش [[پدیدارشناسی]] خویش از نظرات «[[دکارت]]» و «کانت» استفاده کرد؛ بدین صورت که دکارت ارتباط بین «من» و «[[اندیشه]]» (عالم و [[علم]]) را در جمله معروف خود «من میاندیشم، پس هستم» تبیین کرد و سپس کانت هم (که به نظر هوسرل، نخستین کسی بود که به [[درستی]] به [[پدیدارشناسی]] توجه کرد)، کندوکاو بسیاری درباره «پدیدارها»، چیزهایی که بر اذهان ما پدیدار است، انجام داد که نهایتاً بسترسازیهای این دو [[اندیشمند]]، باعث ظهور «روش پدیدارشناسی» هوسرل شد و هوسرل هم این پدیدارها را در بین هلالین (اپوخه) یعنی بدون [[دخالت]] دادن پیشفرضها، توصیف کرد و درباره آنها به [[پژوهش]] پرداخت.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[پدیدارشناسی دین (مقاله)|مقاله «پدیدارشناسی دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۳۰.</ref> | |||
===موارد کاربرد اصطلاح «پدیدارشناسی»=== | |||
این اصطلاح به دو معنی به کار میرود: | |||
#معنی قدیمتر و وسیعتر: هر نوع مطالعه توصیفی درباره موضوع یا رشتهای تحقیقی که توصیفگر پدیدارهای مشهود است؛ | |||
#معنی محدودتر و [[قرن]] بیستمی: رهیافتی [[فلسفی]] که در آن از روش پدیدارشناختی استفاده میشود<ref>Schmitt، Richard، Phenomenology in "Paul Edwards (cd)"، "Encydopedia of philosophy"، Vol. 6، p. 136.</ref>. | |||
به عبارت دیگر، «پدیدارشناسی» نوعی [[گرایش]] فلسفی است که در آن به توصیف اشیا و نه تبیین آنها پرداخته میشود و برای رسیدن به توصیف دقیق پدیده مورد نظر، یک نوع شرائط و قوانینی وضع شده است که در مجموع «روش پدیدارشناسی» نامیده میشود.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[پدیدارشناسی دین (مقاله)|مقاله «پدیدارشناسی دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۳۳.</ref> | |||
===اقسام «پدیدارشناسی»=== | |||
بنابر آنچه «هربرت اشپیگلبرگ» در جلد اول کتاب «درآمدی [[تاریخی]] به [[جنبش]] پدیدارشناختی»، ثابت کرده است که اصطلاح «پدیدارشناسی» هم ریشههای فلسفی و هم ریشههای غیرفلسفی دارد<ref>الیاده، میرچا، دینپژوهی (دفتر اول)، ص۲۰۳.</ref>. | |||
پدیدارشناسی غیر فلسفی: کاربرد نخست این اصطلاح در [[علوم طبیعی]] مخصوصاً در رشته فیزیک بوده و کاربرد دوم آن در مطالعه توصیفی، نظاممند و تطبیقی [[ادیان]] است که در آن، [[دانشمندان]]، پدیدارهای [[دینی]] را برای [[کشف]] جنبههای اصلی و تنظیم نوع آنها گرد میآورند. | |||
پدیدارشناسی فلسفی: نخستین کاربرد فلسفی اصطلاح «فنومنولوژی» را «یوهان هاینریش لمبرت»، [[فیلسوف]] آلمانی و [[شاگرد]] [[آزاد]] کریستیان ولف انجام داد. او از این اصطلاح در کتابش به نام «ارغنون جدید» (Neues Organon) استفاده کرده است و مراد از آن هم «تحلیل پدیدارها» بود که به کمک آن میتوان به تشخیص دقیق [[حقیقت]] یا [[خطا]] راه یافت<ref>خاتمی، محمود، پدیدارشناسی دین، ص۶۷.</ref>. | |||
در کاربرد نخستین واژه «[[پدیدارشناسی]]»، بر [[آگاهی]] و [[صور]] (پدیدارها) تکیه میشود و در حقیقت، [[هدف]] نخستین در «پدیدارشناسی [[فلسفی]]» [[پژوهش]] و کسب آگاهی مستقیم درباره پدیدارهایی است که در [[تجربه]] بیواسطه آشکار میشود<ref>الیاده، میرچا، دینپژوهی (دفتر اول)، ص۲۰۶.</ref>. | |||
پدیدارشناسی جز در حوزه [[فلسفه]] و [[معرفتشناسی]] در حوزههای دیگر مانند [[دین]]، [[اخلاق]]، [[تاریخ]]، نقد ادبی، [[حقوق]]، [[هنر]] و [[جامعهشناسی]] کاربرد دارد و علاوه بر آنها «الکساندر پفندر»، پدیدارشناسی را در «[[روانشناسی]]» و اسکار بکر در «فلسفه [[ریاضیات]]» و آدلف رایناخ در «فلسفه حقوق» به کار بردهاند<ref>بیات، عبدالرسول (با همکاری جمعی از نویسندگان)، فرهنگ واژهها، ص۷۳.</ref>. | |||
همانطوری که گفته شد، با بهکارگیری روشهای پدیدارشناسانه در مطالعات [[دینی]]، شاکله «پدیدارشناسی دین»<ref>طبق نظر برخی، مؤسس «پدیدارشناسی دین»، «شنت پی دولاسوسایه» بوده که در کتاب «درسنامه تاریخ ادیان» از این تعبیر استفاده کرده است.</ref> شکل گرفت که روش نوینی برای بررسی پدیدارهای دینی و [[مشترکات]] [[ادیان]] بود. به عبارت دیگر، با رواج بیشتر روش تطبیقی در تحقیقات دینی، [[کوشش]] [[پژوهشگران]] و [[دینشناسان]] عمدتاً برای [[کشف]] معانی پدیدههای دینی بود تا با مطالعات تطبیقی پدیدارها و [[روش تاریخی]] در حوزه «دین» علاوه بر کشف معانی پدیدارهای دینی، [[شناخت]] کاملتری درباره جنبههای مختلف دین به دست آورند. در حقیقت، پدیدارشناسی دین به لحاظ [[تاریخی]]، محصول تلفیق دو جریان [[فکری]]- [[پژوهشی]] پژوهشی [[علمی]] در باب دین ([[علم دین]]) و روش پدیدارشناسی هوسرلی در [[قرن]] نوزدهم بوده است. | |||
با وجود تفاوت بنیادین پدیدارشناسی دین با [[مردمشناسی]] دین، [[جامعهشناسی دین]]، [[روانشناسی دین]] و... (چراکه جامعهشناسی دین و روانشناسی دین و... از روشهایی است که از دیدگاه خاصی به بررسی دین پرداخته میشود؛ به خلاف پدیدارشناسی که در آن درباره کل دین پژوهش شود)، ولی همه این مکاتب [[علمی]] به گونهای در [[تکوین]] مبادی آن سهیم بودهاند و در مطالعات [[پدیدارشناسی]] [[دین]] از آنها بهره گرفته میشود<ref>الیاده، میرچا، دینپژوهی، ص۴۱.</ref>.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[پدیدارشناسی دین (مقاله)|مقاله «پدیدارشناسی دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۳۳.</ref> | |||
===الهیات و پدیدارشناسی دین=== | |||
پدیدارشناسی دین با مباحث [[کلامی]] و [[فلسفی]] هم هیچ ارتباطی ندارد، بلکه در این بخش سعی میشود تا با [[روش تاریخی]] و تطبیقی، پدیدارها روشن شوند؛ اینکه مثلاً؛ امور و پدیدههایی مثل [[نماز]]، [[دعا]]، [[پرستش]]، [[رستگاری]] و... را در عالم تجارب [[انسانی]] چه معنا و محتوایی داشته، در [[حیات]] [[عاطفی]] و [[ایمانی]] [[انسان]] چگونه عمل میکنند و [[تجربه]] میشوند.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[پدیدارشناسی دین (مقاله)|مقاله «پدیدارشناسی دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۳۴.</ref> | |||
===موارد کاربرد اصطلاح «پدیدارشناسی دین»=== | |||
[[محققان]] مطالعات [[دینی]] در کاربرد اصطلاح «پدیدارشناسی دین» به چهار دسته تقسیم شدهاند<ref>الیاده، میرچا، دینپژوهی (دفتر اول)، ص۲۰۱.</ref>: | |||
دسته اول: کسانی که پدیدارشناسی دین را به معنی مبهم، وسیع و به شیوهای بسیار غیرنقادانه به کار بردهاند و در این اصطلاح چیزی بیشتر از [[پژوهش]] درباره «پدیده دین» به دست نمیآید. | |||
دسته دوم: طبق نظر آنان «پدیدارشناسی دین» یعنی مطالعه تطبیقی و ردهبندی انواع مختلف پدیدارهای دینی و محققانی چون «گئو وایدن گرن، شنت پی دولاسوسایه» از قائلان به این نظریه هستند. | |||
دسته سوم: کسانی که که پدیدارشناسی دین را رشته یا روش خاصی در [[دینپژوهی]] میدانند، در این بخش مهمترین [[یاری]] پدیدارشناسی دین در دینپژوهی بروز مییابد و پژوهشگرانی چون «کریستنسن، گرادوس، فان درلیو، میرچا الیاده،.».. این نظر را برگزیدهاند. | |||
و نهایتاً دسته چهارم که پدیدارشناسی دینیشان برگرفته از «پدیدارشناسی فلسفی» است، مانند «ماکس شلر، پل ریکور، و.»... تمام تغییرات ایجادشده در کاربرد پدیدارشناسی دین به دلیل وسعت قلمرو «پدیدار» است. | |||
بنا بر آنچه گذشت، میتوان نتیجه گرفت که موضوع «پدیدارشناسی دین»، دین در [[مقام]] «تحقق» است، نه در مقام «تعریف»، و به خاطر همین موضوع پدیدارشناسی دین در زمره پژوهشهای نوع دوم [[دینشناسی]] قرار میگیرد. | |||
[[هدف]] پدیدارشناسان دین این است که میخواهند با [[تفسیر]] و توصیف [[ذات]] یا ماهیت پدیدارهای دینی و نظامبخشیدن به آنها، [[وحدت]] ذاتی نهفته در پس این پدیدارها [[کشف]] شود<ref>خاتمی، محمود، پدیدارشناسی دین، ص۶۱.</ref>. | |||
ویژگیهای مطرح درباره «[[پدیدارشناسی]] [[دین]]» عمدتاً به خود «پدیدارشناسی دین» است، ولی بعضی از آنها را علاوه بر اینکه اغلب پدیدارشناسان دین پذیرفتهاند، سایر [[مورخان]] [[ادیان]] هم پذیرفتهاند که عبارتاند از: | |||
«ماهیت پدیدارشناسی دین به عنوان یک [[رهیافت]] تطبیقی، شمولیت، نظاممند، [[تجربی]]، [[تاریخی]]، توصیفی، [[دعاوی]] ضد تحویلی و ماهیت خودمختارانه آن، اقتباس آن از مفاهیم پدیدارشناسی [[فلسفی]] از جمله التفات (حیث) و تعلیق، تأکید آن در باب [[ارزش]] و [[تعهد]] [[دینی]] و ادعای آن برای کسب [[بصیرت]] نسبت به ساختارهای ماهوی و معانی، و تلاش برای حداکثر [[همدلی]] در [[فهم]] پدیدارهای دینی به گونهای که متدنیان میفهمند»<ref>الیاده، میرچا، دینپژوهشی (دفتر اول)، ص۲۲۳.</ref>.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[پدیدارشناسی دین (مقاله)|مقاله «پدیدارشناسی دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۳۴.</ref> | |||
===پدیدارشناسی دین و تاریخ ادیان=== | |||
مطالعه تاریخی ادیان، دانشی عینی و توصیفی فارغ از مطالعات فلسفی و [[کلامی]] دین است و در [[حقیقت]] در تاریخ ادیان، به تعیین گسترهای از مطالعات با رشتههای تخصصی بسیار پرداخته که با رویکردهای مختلف از آنها استفاده میشود<ref>سخایی، مژگان، پدیدارشناسی دین، ص۹۳.</ref> و پدیدارشناسی دین هم یکی از آن رویکردهاست. | |||
از لوازم پدیدارشناسی دین [[همراهی]] آن با [[پژوهش]] تاریخی است؛ چراکه پژوهش تاریخ بر دریافت پدیدارشناختی مقدم است و از طرف دیگر، ممکن نیست که هیچ پدیداری در خارج از تاریخ آن فهمیده شود؛ زیرا همه دادههای دینی تاریخیاند و به همین خاطر پدیدارشناسان باید از زمینههای خاص تاریخی، [[فرهنگی]]، [[اجتماعی]] و [[اقتصادی]] که پدیدارهای دینی در درون آنها ظاهر میشوند [[آگاه]] باشند<ref>الیاده، میرچا، دینپژوهشی (دفتر اول)، ص۲۲۵.</ref>. | |||
از روشهای [[دینپژوهی]] (تاریخ ادیان و پدیدارشناسی دین) وجوه اشتراک و افتراق دارند و نقطه اشتراک آنها این است که: یک، در این دو روش، به طور کلی دین از منظر تحقق و وقوع بررسی میشود و نه از منظر تعریف؛ دوم، در این دو درباره روش، به بحثهای فلسفی پرداخته میشود، نقطه افتراق آنها هم این است که در «[[تاریخ]] [[ادیان]]» آنچه رخ داده دقیقاً [[کشف]] میشود، ولی این تلاش به [[درک]] ژرفتر معنی آنچه رخ داده و نیز کشف «معنی امر [[دینی]]» نمیانجامد که این کار بر عهده [[پدیدارشناسی]] است. بنابراین، پدیدارشناسی و [[تاریخ]] دو جنبه مکمل [[علم]] یگانه [[دین]] هستند<ref>الیاده، میرچا، دینپژوهشی (دفتر اول)، ص۲۰۳.</ref> که پدیدارشناس با [[روش تاریخی]] به بررسی پدیدارها میپردازد؛ یعنی به عملکرد یک پدیدار در تاریخ یک دین و تحولات آن در آن متن خاص توجه دارد. | |||
با توجه به نکات گفته شده چنین میتوان گفت که [[پدیدارشناسی دینی]] نوعی مطالعه تطبیقی و نظاممند ادیان است که در آن فرد از روشهای [[تاریخی]]، [[تجربی]] و توصیفی استفاده میکند و با تأکید بر درک همدلانه و [[مخالفت]] با هرگونه فروکاهی [[افراطی]]، در صدد [[شناخت]] و راهیابی به ساختار ماهوی و معانی پنهان در پس پدیدارهای دینی است.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[پدیدارشناسی دین (مقاله)|مقاله «پدیدارشناسی دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۳۵.</ref> | |||
===انواع رهیافت به پدیدارشناسی دین=== | |||
پدیدارشناسی از حیث کاربرد در حوزه دین با دو رهیافت روبهروست: پدیدارشناسی کلاسیک دین و پدیدارشناسی [[هرمنوتیک]] دین<ref>الیاده، میرچا، دینپژوهشی (دفتر اول)، ص۱۱.</ref>. | |||
# پدیدارشناسی کلاسیک دین: مراد از آن، آنگونه پدیدارشناسی است که در اصول و مبانی و [[مفاهیم آن]] از پدیدارشناسی هوسرل بهره برده شده است و با [[روحیه]] «[[علمی]]» [[سازگاری]] دارد و روشمند و در یک [[کلام]] «مدرن» است. «پدیدارشناسی کلاسیک دین» روشی مبتنی بر دیدگاه «مدرنیته»، است، بنابراین میتوان در این روش «دین» را مانند موضوع بررسی کرد و پدیدارهای آن را بیآنکه خود درگیر آن باشیم، از بیرون سامان داد. انتقادات صورت گرفته درباره رهیافت کلاسیک پدیدارشناسی به دین، نهایتاً به ظهور «پدیدارشناسی هرمنوتیک» انجامید و حتی اهمیتدادن هایدگر به پدیدارشناسی دین به خاطر آن است که در آن مبانی «پدیدارشناسی کلاسیک» نقد شده است. | |||
# پدیدارشناسی هرمنوتیک دین: فرد در این رهیافت که از بستر «پدیدارشناسی هوسرل» برخاسته، دعوی ترک آن را داشته، بر نقش «[[تأویل]]» در تمام جنبههای [[زندگی]] تأکید میورزد. | |||
این روش عمدتاً دستاورد تأملات هایدگر است، گرچه او هرگز در حوزه [[دین]] از آن استفاده نکرده، ولی تأثیر آن بر [[دینپژوهان]] معاصر فراوان بوده است. ضمناً این [[رهیافت]] در دورههای [[دینپژوهی]] با فضای «[[پست]] مدرن» (به معنی دقیق و [[فلسفی]] کلمه) سازگارتر است<ref>الیاده، میرچا، دینپژوهشی (دفتر اول)، ص۸۱.</ref>.<ref>[[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[پدیدارشناسی دین (مقاله)|مقاله «پدیدارشناسی دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۳۶.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۳۱۹: | خط ۳۸۷: | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[انتظار اعتدالی بشر از دین (مقاله)|مقاله «انتظار اعتدالی بشر از دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[انتظار اعتدالی بشر از دین (مقاله)|مقاله «انتظار اعتدالی بشر از دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[انتظار حداکثری بشر از دین (مقاله)|مقاله «انتظار حداکثری بشر از دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[انتظار حداکثری بشر از دین (مقاله)|مقاله «انتظار حداکثری بشر از دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[مهدی منزه|منزه، مهدی]]، [[پدیدارشناسی دین (مقاله)|مقاله «پدیدارشناسی دین»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||