←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۷۵: | خط ۴۷۵: | ||
از طرفی، اسلام، حاکمیت مردم در بعضی موارد را (نظیر [[قانونگذاری]] در محدودهای که [[وحی]] پیش از این برایش [[قانون]] بیان کرده است) هرگز نمیپذیرد؛ به بیان دیگر، مواردی که [[حکم شرع]] بر [[وجوب]]، [[حرمت]]، [[استحباب]] یا [[کراهت]] چیزی روشن است، نه تنها به [[تبعیت]] از اکثر مردم [[تغییر]] نمیکند، بلکه اگر کل جامعه نیز، بدون استثنا، بر تغییر حکمی ثابت از [[احکام الهی]] [[اجتماع]] کنند، بیفایده خواهد بود؛ مگر از باب [[احکام ثانوی]] یا [[احکام حکومتی]]. | از طرفی، اسلام، حاکمیت مردم در بعضی موارد را (نظیر [[قانونگذاری]] در محدودهای که [[وحی]] پیش از این برایش [[قانون]] بیان کرده است) هرگز نمیپذیرد؛ به بیان دیگر، مواردی که [[حکم شرع]] بر [[وجوب]]، [[حرمت]]، [[استحباب]] یا [[کراهت]] چیزی روشن است، نه تنها به [[تبعیت]] از اکثر مردم [[تغییر]] نمیکند، بلکه اگر کل جامعه نیز، بدون استثنا، بر تغییر حکمی ثابت از [[احکام الهی]] [[اجتماع]] کنند، بیفایده خواهد بود؛ مگر از باب [[احکام ثانوی]] یا [[احکام حکومتی]]. | ||
حاصل آنکه، اگر مردمسالاری را شکل و قالبی فرض کنیم که امکان پذیرش محتواهای گوناگون را داراست (چنانکه [[اندیشمندان]] امروز نیز غالباً چنین میاندیشند و [[دموکراسی]] را نیز، شکل و روش برای [[حکومت]] میدانند)، هیچ مشکلی برای [[پذیرفتن اسلام]] در جایگاه محتوا نخواهد داشت، و این همان [[مردمسالاری دینی]] است؛ ولی چنانچه مردمسالاری را به مثابه [[ارزش]] تلقی کنیم و وحی منزلی بدانیم که تعریف ویژه و بیقید و شرط دارد؛ نه با اسلام، بلکه با خود نیز چالشهایی خواهد داشت که هیچ راه برونرفتی از آن نیست<ref>سخاوتی، نصر الله، اسلام و دموکراسی، ص۳۲؛ ر.ک: حنفی، حسن، اسلام سیاسی، حکومت اسلامی، ج۳، شماره ۱، ص۲۱-۴۶.</ref>.<ref>[[سیده فاطمه جوادی زاویه|جوادی زاویه، سیده فاطمه]]، [[دین و دموکراسی (مقاله)|مقاله «دین و دموکراسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۷۹.</ref> | حاصل آنکه، اگر مردمسالاری را شکل و قالبی فرض کنیم که امکان پذیرش محتواهای گوناگون را داراست (چنانکه [[اندیشمندان]] امروز نیز غالباً چنین میاندیشند و [[دموکراسی]] را نیز، شکل و روش برای [[حکومت]] میدانند)، هیچ مشکلی برای [[پذیرفتن اسلام]] در جایگاه محتوا نخواهد داشت، و این همان [[مردمسالاری دینی]] است؛ ولی چنانچه مردمسالاری را به مثابه [[ارزش]] تلقی کنیم و وحی منزلی بدانیم که تعریف ویژه و بیقید و شرط دارد؛ نه با اسلام، بلکه با خود نیز چالشهایی خواهد داشت که هیچ راه برونرفتی از آن نیست<ref>سخاوتی، نصر الله، اسلام و دموکراسی، ص۳۲؛ ر.ک: حنفی، حسن، اسلام سیاسی، حکومت اسلامی، ج۳، شماره ۱، ص۲۱-۴۶.</ref>.<ref>[[سیده فاطمه جوادی زاویه|جوادی زاویه، سیده فاطمه]]، [[دین و دموکراسی (مقاله)|مقاله «دین و دموکراسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۷۹.</ref> | ||
==[[دین]] و فمنیسم== | |||
فمنیسم را میتوان واکنش [[زن]] [[غربی]] امروزی در برابر [[فرهنگ]] به جایمانده از عصر [[سنت]] اروپایی دانست. این واژه گاهی به معنی جنبشهای سازمانیافته برای [[احقاق حقوق]] [[زنان]] و گاه به معنی [[برابری]] زن و مرد از جنبههای [[سیاسی]]، [[اقتصادی]]، [[اجتماعی]] و [[حقوقی]] دانسته شده است<ref>یزدانی، عباس، فمنیسم و دانشهای فمنیستی، ص۱۳-۱۴.</ref>. | |||
فمنیسم، نخست [[جنبش اجتماعی]] زنان فرانسه و دیگر کشورهای مغربزمین در برابر نابرابریهای حقوقی، اقتصادی و سیاسی و [[اعتراض]] به نبود [[تعادل]] در [[اصلاحات]] نوین بود و اصلاحات قانونی از دهه ۱۸۹۰ [[حق]] [[رأی]] همگانی مردان را به رسمیت [[شناخت]] و همین مسأله [[تبعیض میان زن و مرد]] را بیش از گذشته آشکار کرد. از این رو، توجه به اصلاحات حقوقی و سیاسی نقطه بارز موج اول فمنیسم است که تا اواسط [[قرن]] بیستم ادامه یافت. بر همین اساس میتوان آن را [[نهضت]] [[دفاع از حقوق]] زنان دانست. فمنیسم موج دوم هم که از دهه ۱۹۶۰ و با [[افکار]] [[اعتقادی]] در تحلیل علل فرودستی زنان آغاز شد، در دهه هفتاد و هشتاد بر نظریهپردازیهای مشخص [[علمی]] تکیه کرد<ref>یزدانی، عباس، فمنیسم و دانشهای فمنیستی، ص۱۵.</ref>. | |||
در جریانات فمنیسم درباره تفاوتهای زن و مرد دو گونه [[رفتار]] وجود دارد: گروه نخست از فمنیستها تفاوت زن و مرد را فقط در [[اختلافات]] [[زیستی]] و اندامی خلاصه کرده، معتقدند، دو جنس هیچ تفاوت دیگری به لحاظ [[ذهنی]]، روانی و [[عاطفی]] ندارند. از نظر ایشان، آنچه در [[جوامع]] با عنوان قابلیتهای زنانه و مردانه مطرح شده است، پشتوانه طبیعی ندارد، بلکه معلول [[روابط فرهنگی]]، اجتماعی و براساس سیاستهای [[جامعه]] مردسالار است. طبق این [[اندیشه]] که فمنیسم انسانگرا نامیده شده، [[هویت]] جنسی و زنانگی ساخته [[پدرسالاری]] است و هویت طبیعی زن، این هویت ساختگی نیست. برای مثال سیمین دوبوار - از طراحان اصلی نظریه فمنیستی- [[معتقد]] بود: [[انسان]] زن به [[دنیا]] نمیآید، بلکه به زن تبدیل میشود<ref>Gamble، Sara The Routledge Companion to Femenism and Postfemenism.</ref>. ایشان معتقدند، مقولات مرد و [[زن]] چیزی جز امور ساختگی، مسائل خندهدار و ساختههای [[فرهنگی]] نیست. [[زنان]] یک طبقهاند و [[زن]] نیز مانند مرد مقولهای [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] است و نه مقوله [[ابدی]]...<ref>حسینی، سید ابراهیم، کنوانسیون در ترازوی فلسفه حقوق، کتاب نقد، ش ۲۹، ص۶۸.</ref>. | |||
سوسیال فمنیستها هم به این نتیجه رسیدند که تمایز عمومی - خصوصی، پدیدهای است که به طور اساسی جنبه تجویزی و تحمیلی داشته و در [[قرن]] ۱۹ به شیوههای مختلف جهت منطقی جلوهدادن [[استثمار]] زن به کار میرفت<ref>حسینی، سید ابراهیم، کنوانسیون در ترازوی فلسفه حقوق، کتاب نقد، ش ۲۹، ص۶۸.</ref>. | |||
برخی معتقدند تفاوت میان نظریات مختلف فمنیستی قدری زیاد است که باید از واژه فمنیسمها استفاده کرد لکن با این همه میتوان وجوه مشترکی برای تمام آنها یافت. [[اعتقاد]] به [[سکولاریسم]] و [[اومانیسم]] نقطه مشترک تمام دیدگاههای فمنیستی است<ref>حسینی، سید ابراهیم، کنوانسیون در ترازوی فلسفه حقوق، کتاب نقد، ش ۲۹، ص۳۲.</ref>. در میان شاخههای مختلف فمنیسم برخی در صدد ارائه تبیینی [[دینی]] از آن هستند به گونهای که سازگاری [[دین]] و فمنیسم [[اثبات]] شود. فمنیسم [[مسیحی]]، [[یهودی]]، [[اسلامی]] و... از این قبیل هستند. [[پرسش]] اصلی این است که آیا چنین سازگاری میان دین و فمنیسم وجود دارد؟ در این نوشتار مقصود ما از دین، [[ادیان آسمانی]] و به طور خاص [[اسلام]] است. | |||
از جمله کسانی که سعی در سازگار نشاندادن فمنیسم و دین دارند طرفداران فمنیسم اسلامی اند. فمنیسم اسلامی اصطلاحی است که در دهههای اخیر میان برخی [[اندیشمندان]] [[ایران]] [[ترویج]] یافته است. این نظریه در صدد بیان دیدگاههای فمنیستی با [[پوشش]] اسلامی است و طرفداران آن سعی در ارائه برداشتهای جدید از [[آیات]] و [[روایات]] دارند که با مفاهیمی چون اومانیسم، سکولاریسم، [[حقوق بشر]] و تشابه زن و مرد سازگار باشد. ایشان غالباً مباحث خود را بر نسبیت [[فرهنگی]] [[استوار]] کرده و پاسخ هر مسألهای را در قالب فضای بومی و فرهنگی همان [[جامعه]] جستجو میکنند و تا حدی متأثر از دیدگاههای پستمدرن هستند<ref>زیبایینژاد، محمدرضا، درآمدی بر نظام شخصیت زن در اسلام، ص۱۱۷-۱۱۹.</ref>. همچنین برای [[اثبات]] سازگاری [[اسلام]] و فمنیسم از راه تفکیک میان [[دینداری]] و [[دینمداری]] و یا از راه تأکید بر تشابه و [[تساوی]] میان [[زن]] و مرد وارد شدهاند. عدهای هم عدم [[ثبات]] [[شریعت]] و نقد [[اجتهاد]] مردمحور را راهحل مناسبی تلقی کردهاند. به رغم تعدد نظریات فمنیستی شاید بتوان آن را [[ایدئولوژی]] [[آزادی]] [[زنان]] از [[ستم]] مورد ادعای طرفداران آن دانست. در تمام رویکردهای فمنیستی این [[اعتقاد]] [[مستتر]] است که زنان به دلیل جنسیت [[اسیر]] [[بیعدالتی]] هستند و در هر رویکرد، تحلیلی از علل یا عوامل [[سرکوب]] زنان ارائه میشود<ref>هام، مگی، [[فرهنگ]] نظریههای فمنیستی، [[ترجمه]] فیروزه [[مهاجر]]، ص۱۶۳.</ref>. | |||
گرچه برخی معتقدند به دلیل تنوع و [[اختلاف]] بسیار در نظریات فمنیستی، امکان تعریف فمنیسم میسور نیست. اما به رغم این تکثر، میتوان ریشههای مشترک در مبانی [[انسانشناسی]] و [[فلسفی]] این نظریات یافت و تضاد آنها را با مبانی [[اسلامی]] نشان داد. همچنین [[ناسازگاری]] مباحث روبنایی [[اسلام]] و فمنیسم نیز قابل [[اثبات]] است.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[دین و فمنیسم (مقاله)|مقاله «دین و فمنیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۸۳.</ref> | |||
===تضاد اسلام و فمنیسم در مسائل مبنایی=== | |||
#'''[[اومانیسم]]''': حتی مطالعه سطحی آموزههای فمنیسم روشن میکند اومانیسم از محوریترین مؤلفههای آن است که نتیجه آن در تعریف [[ظلم و ستم]] به زنان و تبیین مصادیق فرودستی ایشان و راه [[رهایی]] از ستم، به خوبی خود را مینمایاند<ref>حسینی، سید ابراهیم، فمنیسم علیه زنان، کتاب نقد، ش ۱۷، ص۱۵۶-۱۵۸.</ref>. در حالیکه اومانیسم خلاف [[اصول اسلام]] و هر [[دین آسمانی]] دیگر است. | |||
#'''[[سکولاریسم]]''': برخی طرفداران فمنیسم از جمله فمنیسم اسلامی [[وجود خدا]] را به عنوان [[خالق]] و حتی راهنمای [[انسانها]] میپذیرند، البته تنها برای حوزههای خصوصی و نه کلان [[جامعه]]. [[دینداری]] شخصی را [[تمجید]] کرده اما [[دینمداری]] را برنمیتابند؛ چراکه [[قلمرو دین]] را در [[آرامشبخشی]] و ارضای [[روحیه]] معنویتطلبی انسانها خلاصه مینمایند. کسب موقعیتهای برابر [[اجتماعی]]، [[تساوی]] کامل میان زن [[و]] مرد با کنارگذاردن [[دین]] از صحنه [[قانونگذاری]] جامعه و یا حداقل [[تفسیر]] نوینی از دین که متناسب با [[جهان]] مدرن باشد گره خورده است<ref>توحیدی، نیره، فمنیسم پوپولیستی و فمنیسم اسلامی، کنکاش، ش ۱۹، ص۵۶؛ درویشپور، مهرداد، وضعیت زنان در کشورهای اسلامی از دیدگاه فمنیسم غربی، آوای زن، ش ۲۹، ص۲۶.</ref>. اما از نظر [[اسلام]] کوچکترین [[رفتار]] [[انسانی]] در [[تأمین سعادت]] [[ابدی]] او مؤثر است، از این رو [[دین]] که متولی تبیین [[سعادت]] و [[شقاوت]] [[جاودانه]] انسانهاست، باید در تمام حوزهها از خردترین [[اعمال]] فردی تا کلانترین حوزههای [[اجتماعی]] [[ارائه طریق]] نماید. [[انکار]] [[نقش دین]] در هر یک، ناشی از عدم [[شناخت]] [[رسالت]] دین و محدودساختن قلمرو آن است. | |||
#'''تعریف [[ستم]] به [[زنان]]''': نظریات فمنیستی که معمولاً آبشخوری [[سکولار]] دارند ستم را در چارچوب ارزشهای مدرنیته تعریف کرده و خواهان [[مبارزه]] با آن هستند. [[شهرت]]، [[ثروت]]، [[استقلال]] فردی و... عناوینی به ظاهر موجه هستند که [[ارزش]] مطلق دانستن آن موجب [[تأیید]] عناوین دیگری همچون جلوهگری [[زن]] در [[جامعه]]، [[زندگی]] جدای از [[خانواده]] و... میشود. ردّپای این برداشت از کمال و [[هویت]] زن و به موازات آن تعیین مصادیق ستم زنانه در نوشتار نویسندگان [[ایرانی]] و طرفداران فمنیسم [[اسلامی]] هم دیده میشود: مسئله [[حقوق زنان]] پیوند وثیقی با مفاهیم فرد، فردیت و فردگرایی و... دارد. دامنزدن به بحث درباره مضامین [[لیبرالی]] از قبیل فردیت و فردباوری گام مقدماتی و ضروری در طریق پرداختن به موضوع زنان است<ref>پناهنده، هومن، ابهام در تعییر مسأله زنان در ایران، زنان، ش ۶۸، ص۳۸.</ref>. | |||
همچنان بیان میکنند: | |||
چادر و [[حجاب]] در [[خدمت]] [[تحکیم]] و تقویت [[منطق]] درون [[سیستم]] مردسالاری است... [[رفع حجاب]] و کنارنهادن چادر قدمی ضروری در ورود زن ایرانی به عرصه [[اجتماع]] و باز تعریف از [[جایگاه زن]] و مناسبات جنسی است<ref>توحیدی، نیره، مسأله زنان و روشنفکران طی تحولات دهههای اخیر، نیمه دیگر، ش ۱۰، ص۵۷.</ref>. | |||
بر خلاف نظریات فمنیستی که ستم را مترادف با [[تبعیض]] جنسیتی میدانند از نظر اسلام [[تساوی]] جنسیتی نیز بسیاری اوقات میتواند ستمی به زن باشد؛ زیرا این ادعا که هر گونه [[حق]] و کارویژه مردانه بدون درنظرگرفتن استعدادها برای زن مطالبه شود دورکردن زنان از مسیر خاص سعادت ایشان است که در [[حقیقت]] ستم به زن است. | |||
به تبع تفاوت در تعریف ستم به [[زنان]]، تعریف [[اسلام]] و فمنیسم از [[کمال انسان]] و کمال [[زن]] نیز متفاوت میشود. در شرایطی که طرفداران فمنیسم [[شهرت]]، [[ثروت]]، [[پیشرفت اجتماعی]] و سایر [[امور مادی]] را کمال [[زن]] میدانند، [[هدف خلقت]] زن و مرد از نظر [[اسلام]] [[رسیدن به کمال]] [[الهی]] و [[رشد]] و تعالی بوده و ملاک [[برتری]] [[انسانها]] [[تقوای الهی]] است. زن و مرد علیرغم تفاوتهای فیزیکی و [[روحی]] در رسیدن به [[کمالات معنوی]] یکسان هستند تا آنجا که [[حضرت زهرا]]{{س}} الگوی [[امام زمان]]{{ع}} معرفی شده است<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۵۳، ص۱۷۸.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[دین و فمنیسم (مقاله)|مقاله «دین و فمنیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۸۵.</ref> | |||
===تضاد اسلام و فمنیسم در مسائل روبنایی=== | |||
====تفاوت زن و مرد از نظر اسلام و فمنیسم==== | |||
تفاوت میان دو جنس و نحوه تحلیل آن از جمله مبناییترین و تأثیرگذارترین مباحث در حوزه [[حقوق زنان]] است. برخی از فمنیستها تفاوت زن و مرد را فقط در [[اختلافات]] [[زیستی]] و اندامی خلاصه کرده و معتقدند دو جنس هیچ تفاوت دیگری به لحاظ [[ذهنی]]، روانی و [[عاطفی]] ندارند. از نظر ایشان آنچه در [[جوامع]] به عنوان قابلیتهای زنانه و مردانه مطرح شده پشتوانه طبیعی ندارد، بلکه معلول [[روابط فرهنگی]]، [[اجتماعی]] و تحت تأثیر سیاستهای [[جامعه]] مردسالار است. این [[اندیشه]] که به فمنیسم انسانگرا نام یافته است. به عنوان مثال سیمین دوبوار -از طراحان اصلی نظریه فمنیستی- [[معتقد]] بود: [[انسان]] زن به [[دنیا]] نمیآید بلکه تبدیل به زن میشود<ref>The Routledge Companion to Femenism and Postfcmenism.</ref>. ایشان معتقدند مقولات مرد و زن چیزی جز جعلیات، کاریکاتورها و ساختههای [[فرهنگی]] نیست. [[زنان]] یک طبقه و مانند مرد مقولهای [[سیاسی]] و [[اقتصادی]] است نه مقوله [[ابدی]]...<ref>حسینی، سید ابراهیم، کنوانسیون در ترازوی فلسفه حقوق، کتاب نقد، ش ۲۹، ص۶۸.</ref>. سوسیال فمنیستها هم این تفاوت را تحمیلی دانستند<ref>حسینی، سید ابراهیم، کنوانسیون در ترازوی فلسفه حقوق، کتاب نقد، ش ۲۹، ص۶۸.</ref>. فمنیستها پس از آنکه [[اثبات]] کردند تفاوت زن و مرد تنها زیستی است نه [[فکری]] و روانی و در نتیجه قابلیتهای زن و مرد هیچ تفاوتی با هم ندارد؛ جامعه مردسالار را متهم کردند به اینکه با [[شعار]] تفکیک جنسیتی، سعی در [[تحمیل]] برخی نقشها و [[وظایف]] [[جامعه]] بر [[زنان]] دارد و آنها را بهانه زنبودن از پذیرش سایر نقشها [[مدیریتی]] مهم دور میکند و این [[ظلم]] به [[زنان]] است. بدینسان اصطلاح نقشهای کلیشهای پدید آمد و منظور از آن، نقشهای غیرواقعی و تحمیلی مانند [[مادری]]، همسری بود که [[جامعه]] مردسالار به بهانه جنسیت به زنان [[تحمیل]] مینمود این امر به معنای فرودستانگاشتن [[زن]] و محرومساختن وی از قابلیت [[رشد]] و [[پیشرفت]] است. از اینرو این [[پرسش]] که زن و مرد هر کدام برای چه کاری [[خلق]] شدهاند سؤالی با مبنای خطاست که [[هدف]] آن [[استثمار]] زن است. جنسیت نه هویتی از پیش تعیینشده بلکه امری اجرایی- نمایشی است. آنچه مردان انجام میدهند مردانه میشود و آنچه زنان، زنانه. آنگاه مردان باید مردانه [[رفتار]] کنند و زنان زنانه. ولی هیچ چیزی که پیشاپیش زنانه یا مردانه باشد وجود ندارد<ref>شهیدیان، حامد، فمنیسم در ایران در جستجوی چیست؟، ص۳۴.</ref>. | |||
در حالی که از نظر [[اسلام]] زن و مرد در کنار اشتراکات، تفاوتهایی از حیث بیولوژیک، [[روحیات]]، نگرشها و استعدادها دارند. توجه به این نکته ضروری است که این تفاوتها [[ستم]] به زنان نیست؛ چراکه از نظر اسلام، [[انسان]] جزئی از یک [[نظام]] هماهنگ و مدبرانه است و تفاوتهای جسمی، [[روانشناختی]] و حتی [[معرفتی]] بین دو جنس ناشی از همان نظام هماهنگ است. بر این اساس تفاوت امری گزاف یا [[ظالمانه]] شمرده نشده به معنای [[برتری]] یکی از دو جنس بر دیگری نیست بلکه به عکس به این معناست که هر دو بخشی از هستی [[انسانی]] هستند که علاوه بر [[مشترکات]] فراوان، هر کدام دارای تواناییهای خاص و کارکردهای ویژه هستند که برای کمال هر یک نیاز است. بیشتربودن [[ادراک]] [[عاطفی]] زنان از مردان<ref>{{متن قرآن|أَوَمَنْ يُنَشَّأُ فِي الْحِلْيَةِ وَهُوَ فِي الْخِصَامِ غَيْرُ مُبِينٍ}} «و آیا آن کس که در زیور پرورش مییابد و در چالش ناتوان است (شایسته فرزندی خداوند است)؟» سوره زخرف، آیه ۱۸؛ برای آشنایی با معنای دقیق این تفاوت، ر.ک: جمشیدی، اسدالله، جستاری در هستیشناسی زن، ص۲۱۲-۲۲۰.</ref>؛ بیشتربودن [[ادراک عقلانی]] مردان<ref>{{متن قرآن|الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ بِمَا فَضَّلَ اللَّهُ بَعْضَهُمْ عَلَى بَعْضٍ وَبِمَا أَنْفَقُوا مِنْ أَمْوَالِهِمْ...}} «مردان سرپرست زنانند بدان روی که خداوند برخی از آنان را بر برخی دیگر برتری داده است و برای آنکه مردان از داراییهای خویش میبخشند.».. سوره نساء، آیه ۳۴؛ کلینی، محمد بن یعقوب؛ اصول کافی، ج۱، ص۳۹، ح۴؛ ج۵، ص۳۲۲، ح۱؛ حر عاملی، محمد بن حسن، وسائل الشیعه، ج۲۷، ح۳۳۷۵۶؛ مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۳۸، ص۱۷۹.</ref>؛ البته فزونی [[عقل]] مردان به معنای صحیح آن<ref>برای شناخت تفسیر صحیح از تفاوت ادراک عقلی مردان و زنان، ر.ک: جمشیدی، اسدالله، جستاری در هستیشناسی زن، ص۱۷۵، ۱۸۱، ۲۰۰، ۲۰۹ و ۲۱۲.</ref> برخی از این تفاوتهاست.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[دین و فمنیسم (مقاله)|مقاله «دین و فمنیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۸۶.</ref> | |||
====تفاوت [[حقوقی]] [[زن]] و مرد از نظر [[اسلام]] و فمنیسم==== | |||
یافتههای زیستشناختی و [[روانشناختی]] سبب شد برخی فمنیستها تفاوت [[زیستی]] میان زن و مرد را پذیرفته اما تفاوت حقوقی دو جنس را [[انکار]] کنند. بدین معنا که زن و مرد باید در تمام [[حقوق]] و [[تکالیف]] [[تساوی]] و تشابه داشته باشند<ref>منصورنژاد، محمد، مسأله زن، اسلام و فمنیسم، ص۶۶-۷۵؛ مجتهد شبستری، محمد، زنان، کتاب و سنت، ص۲۰؛ فراستخواه، مقصود، دین و جامعه، ص۶۰۸ و ۶۱۵.</ref>. در حالیکه در اسلام زن و مرد در بسیاری از حقوق و تکالیف با هم متفاوتند. تفاوت در [[احکام]] و [[دستورات]] زن و مرد ناشی از [[علم]] [[پروردگار]] به پیچیدگیها و ظرائف [[مخلوقات]] خود و تأثیر [[رفتار]] ایشان در [[سرنوشت]] ابدیشان است که به مقتضای طبیعت خاص هر یک راه جداگانهای برای [[هدف]] واحد یعنی [[قرب الهی]] و کمال [[بندگی]] تبیین کرده است.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[دین و فمنیسم (مقاله)|مقاله «دین و فمنیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۸۸.</ref> | |||
====[[مادری]]==== | |||
فمنیستها مادری را «نقش کلیشهای» تعریف کرده و آن را نه تنها کمالی برای زن نمیدانند بلکه علت [[تحقیر]] [[زنان]] و حربه [[جامعه]] مردسالار برای استمرار [[سلطه]] خود تلقی میکنند. ایشان مادری را تنها در چارچوب [[فرهنگ]] و [[ارزشهای جامعه]] و نه بیشتر معنی میکنند<ref>هام، مگی، فرهنگ نظریههای فمنیستی، ترجمه فیروزه مهاجر، ص۲۹۱؛ مشیرزاده، حمیرا، از جنبش تا نظریه اجتماعی، تاریخ دو قرن فمنیسم، ص۲۸۵.</ref>. در حالیکه در [[روایات]] و [[احادیث]] [[معصومین]]{{عم}}، گذشته از آنکه بر جایگاه رفیع مادر تأکید شده و [[بهشت]] را زیر قدمهای [[مادران]] توصیف مینماید<ref>النوری الطبسی، حسین، مستدرکالوسائل، ح۱۷۹۳۳.</ref>؛ بارداری، وضع حمل، شیردهی [[فرزندان]] را [[عبادت]] شمرده و بر این کار [[پاداش]] فراوان مترتب شده است<ref>حر عاملی، محمد بن حسن، وسايل الشیعه الی تحصیل مسائل الشریعه، ج۲۱، ص۴۵۱.</ref>. [[ستایش]] از [[مادران]] نمونه و [[تجلیل]] از حسن ایفای نقش [[مادری]] در [[آیات قرآن]] دیده میشود<ref>برای نمونه، تجلیل از [[همسر]] [[عمران]] مادر [[مریم]]: {{متن قرآن|إِذْ قَالَتِ امْرَأَتُ عِمْرَانَ رَبِّ إِنِّي نَذَرْتُ لَكَ مَا فِي بَطْنِي مُحَرَّرًا فَتَقَبَّلْ مِنِّي إِنَّكَ أَنْتَ السَّمِيعُ الْعَلِيمُ * فَلَمَّا وَضَعَتْهَا قَالَتْ رَبِّ إِنِّي وَضَعْتُهَا أُنْثَى وَاللَّهُ أَعْلَمُ بِمَا وَضَعَتْ وَلَيْسَ الذَّكَرُ كَالْأُنْثَى وَإِنِّي سَمَّيْتُهَا مَرْيَمَ وَإِنِّي أُعِيذُهَا بِكَ وَذُرِّيَّتَهَا مِنَ الشَّيْطَانِ الرَّجِيمِ}} «(یاد کن) آنگاه را که همسر عمران گفت: پروردگارا! من نذر کردهام آنچه در شکم دارم آزاد (از هر شرطی) تو را باشد پس (نذر مرا) از من بپذیر که تویی که شنوای دانایی * و چون او را بزاد گفت: پروردگارا! من (به جای پسر) دختر، زادهام- و خداوند بهتر میداند که او چه زاد و هر پسر همگون این دختر نیست- و من او را مریم نامیدهام و او و نسل او را از شیطان رانده به پناه تو میآورم» سوره آل عمران، آیه ۳۵-۳۶؛ تجلیل از مریم مادر عیسی: {{متن قرآن|وَإِذْ قَالَتِ الْمَلَائِكَةُ يَا مَرْيَمُ إِنَّ اللَّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاءِ الْعَالَمِينَ * يَا مَرْيَمُ اقْنُتِي لِرَبِّكِ وَاسْجُدِي وَارْكَعِي مَعَ الرَّاكِعِينَ}} «و آنگاه فرشتگان گفتند: ای مریم! خداوند تو را برگزید و پاکیزه داشت و بر زنان جهان برتری داد * ای مریم! پروردگارت را به فروتنی فرمان بر و سجده کن و با نمازگزاران نماز بگزار» سوره آل عمران، آیه ۴۲-۴۳؛ {{متن قرآن|وَمَرْيَمَ ابْنَتَ عِمْرَانَ الَّتِي أَحْصَنَتْ فَرْجَهَا فَنَفَخْنَا فِيهِ مِنْ رُوحِنَا وَصَدَّقَتْ بِكَلِمَاتِ رَبِّهَا وَكُتُبِهِ وَكَانَتْ مِنَ الْقَانِتِينَ}} «و (نیز) مریم دختر عمران را که پاکدامن بود و ما از روح خویش در آن دمیدیم؛ و سخنان و کتابهای پروردگارش را باور داشت و از فرمانبرداران بود» سوره تحریم، آیه ۱۲؛ و تجلیل از مادر موسی: {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَى أُمِّ مُوسَى أَنْ أَرْضِعِيهِ فَإِذَا خِفْتِ عَلَيْهِ فَأَلْقِيهِ فِي الْيَمِّ وَلَا تَخَافِي وَلَا تَحْزَنِي إِنَّا رَادُّوهُ إِلَيْكِ وَجَاعِلُوهُ مِنَ الْمُرْسَلِينَ * فَالْتَقَطَهُ آلُ فِرْعَوْنَ لِيَكُونَ لَهُمْ عَدُوًّا وَحَزَنًا إِنَّ فِرْعَوْنَ وَهَامَانَ وَجُنُودَهُمَا كَانُوا خَاطِئِينَ}} «و به مادر موسی الهام کردیم که به او شیر بده و اگر بر (جان) او ترسیدی او را (در صندوقی بنه و) به دریا فکن و مهراس و اندوهگین مباش! ما او را به تو باز میگردانیم و او را از پیامبران خواهیم کرد * آنگاه فرعونیان او را (از آب) گرفتند تا به فرجام، دشمن آنان و مایه اندوهشان گردد؛ بیگمان فرعون و هامان و سپاه آن دو لغزشکار بودند» سوره قصص، آیه ۷-۸.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[دین و فمنیسم (مقاله)|مقاله «دین و فمنیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۸۸.</ref> | |||
====[[خانواده]] از نظر [[اسلام]] و فمنیسم==== | |||
بسیاری از فمنیستها همسری و [[وظایف خانوادگی]] را نیز نقش کلیشهای دانسته و خانواده را محل [[تحکیم]] [[سلطه]] [[جامعه]] مردسالار قلمداد میکنند<ref>مشیرزاده، حمیرا، از جنبش تا نظریه اجتماعی، تاریخ دو قرن فمنیسم، ص۲۸۴؛The Routledge Companion to Femenism and Postfemenism، p. 227.</ref>. اما از نظر اسلام خانواده بهترین محل تلاقی ویژگیهای مکمل [[زن]] و مرد و محل [[آرامش]] و [[رفاقت]] و [[رحمت]] میان زن و شوهر است<ref>{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «و از نشانههای او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بیگمان در این، نشانههایی است برای گروهی که میاندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.</ref>. هیچ بنیانی نزد [[خداوند]] شریفتر از [[تشکیل خانواده]] نیست<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۰۳، ص۱۲۲.</ref>. [[مؤمن]] با [[ازدواج]] نیمی از [[ایمان]] و [[دیانت]] خود را کامل مینماید<ref>مجلسی، محمدباقر، [[بحار الانوار]]، ج۱۰۳، ص۲۱۹.</ref>. و بدترین افراد [[امت اسلام]] کسانی هستند که [[زندگی]] بدون [[همسر]] را پیشه نمودهاند<ref>مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۱۰۳، ص۲۰۲.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[دین و فمنیسم (مقاله)|مقاله «دین و فمنیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۸۹.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۴۹۰: | خط ۵۲۷: | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[سعید متقیفر|متقیفر، سعید]]، [[دین و حقوق بشر (مقاله)|مقاله «دین و حقوق بشر»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[سعید متقیفر|متقیفر، سعید]]، [[دین و حقوق بشر (مقاله)|مقاله «دین و حقوق بشر»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[سیده فاطمه جوادی زاویه|جوادی زاویه، سیده فاطمه]]، [[دین و دموکراسی (مقاله)|مقاله «دین و دموکراسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[سیده فاطمه جوادی زاویه|جوادی زاویه، سیده فاطمه]]، [[دین و دموکراسی (مقاله)|مقاله «دین و دموکراسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[دین و فمنیسم (مقاله)|مقاله «دین و فمنیسم»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||