دینپژوهی: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = دین | عنوان مدخل = دین | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==روش پدیدارشناسانه در دینپژوهی (AutoRecovered)== نخستین بار در سال ۱۸۸۶ «شانپتی دولا سوسای» رهیافت پدیدارشناسانه به دین را به کار برد<ref>خاتمی، محمود، پدیدارش...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۵: | خط ۳۵: | ||
# امکان دستیابی به [[یقین]] و اظهارنظر [[قطعی]] در پدیدارشناسی [[هرمنوتیک]] دین وجود ندارد و این امر با ادعای مؤمنان [[تعارض]] دارد<ref>خاتمی، محمود، پدیدارشناسی دین، ص۱۱۱.</ref>. | # امکان دستیابی به [[یقین]] و اظهارنظر [[قطعی]] در پدیدارشناسی [[هرمنوتیک]] دین وجود ندارد و این امر با ادعای مؤمنان [[تعارض]] دارد<ref>خاتمی، محمود، پدیدارشناسی دین، ص۱۱۱.</ref>. | ||
#در پدیدارشناسی کلاسیک دین چیزی به نام [[حقیقت]] دین خارج از تصور و [[آگاهی]] مؤمنان وجود ندارد. ولی در پدیدارشناسی هرمنوتیک دین گرچه دین میتواند واقعیتی هستیشناسانه جدای از آگاهی داشته باشد، ولی این [[واقعیت]] به تعداد [[تفسیر]] افراد مختلف در [[فرهنگها]] و [[سنتها]] متعدد است. روشن است که مؤمنان هردوی این نگرشها به حقیقت دین را [[انکار]] میکنند<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روششناسی جریانهای دینپژوهی، مجله پژوهش و حوزه، ش ۳۰ و۳۱، ص۶۴.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش پدیدارشناسانه در دینپژوهی (مقاله)|مقاله «روش پدیدارشناسانه در دینپژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۱۳.</ref> | #در پدیدارشناسی کلاسیک دین چیزی به نام [[حقیقت]] دین خارج از تصور و [[آگاهی]] مؤمنان وجود ندارد. ولی در پدیدارشناسی هرمنوتیک دین گرچه دین میتواند واقعیتی هستیشناسانه جدای از آگاهی داشته باشد، ولی این [[واقعیت]] به تعداد [[تفسیر]] افراد مختلف در [[فرهنگها]] و [[سنتها]] متعدد است. روشن است که مؤمنان هردوی این نگرشها به حقیقت دین را [[انکار]] میکنند<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روششناسی جریانهای دینپژوهی، مجله پژوهش و حوزه، ش ۳۰ و۳۱، ص۶۴.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش پدیدارشناسانه در دینپژوهی (مقاله)|مقاله «روش پدیدارشناسانه در دینپژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۱۳.</ref> | ||
==روش پراگماتیستی در [[دینپژوهی]]== | |||
در [[قرن]] بیستم رویکردی جدید به [[دین]] ظاهر شد که به جای بحث درباره [[درستی]] یا نادرستی [[گزارههای دینی]]، درباره نتایج عملی آنها را [[داوری]] میشد در این رویکرد، دین، تنها [[اعتقاد]] به اندیشههای [[عقلی]] درباره ماهیت عالم نیست. بلکه نتایج عملی یک [[عقیده]] [[حقانیت]] آن را تعیین میکند. | |||
[[پراگماتیسم]] با فعالیتهای چارلز ساندزرپیرس (۱۸۳۹-۱۹۱۴) آغاز شده و با تحقیقات ویلیام جیمز (١٨۴٢-١٩١٠) بیشتر گسترش یافت. جیمز درباره دین میگوید: | |||
نمیتوان درباره یک [[باور دینی]] بیطرفانه اظهار نظر کرد، بلکه باید خود را به آن سپرد و با آن زیست، به این [[امید]] که آن [[باور]]، خود را در [[تجربه]] [[اثبات]] کند، به طوری که حتی معیار حقانیت یک نظر و عقیده آن است که در عمل مفید باشد<ref>محمدرضایی، محمد، نگاهی به دینپژوهی، ص۵۳.</ref>. | |||
پیرس [[معتقد]] است، اگر دو نفر درباره عقایدی بحث میکنند، ولی [[اختلاف]] عملی میان آنها نیست، باید نتیجه بگیریم که این دو درباره آن باور نظر واحدی دارند؛ اگرچه خود نمیدانند و تنها اختلاف آنها در شیوه بیان [[باورها]] و یا داشتن رابطه احساسی و [[عاطفی]] درباره بیان خاص است. اینگونه برداشت از دین ناشی از [[تفسیر]] ایشان درباره [[حقیقت]] و مبانی [[معرفتشناختی]] آنهاست. | |||
جمیز معتقد است، برای [[حقیقی]] دانستن یک عقیده باید آن را نه در محیط صرفاً نظری بلکه در [[کارزار]] عمل آزمود. از نظر او یک عقیده تنها در صورتی حقیقی است که هرگاه عملی شود، به طور [[تجربی]] نتایج [[رضایتبخش]] و محسوس به بار آورد. پس، حقیقت باید همانند رابط پیامدهای رضایتبخش و محسوس با [[اعمال]] ناشیشده از [[عقاید]] معینی در نظر گرفته شود. این نظریه انتقادات فراوانی را در پی داشت که بیشترین آنها در دو محور بود: نخست، انتقاداتی مربوط به مفهوم رضایتبخشی و دوم، انتقادات مربوط به نسبیت یا تغییرپذیری حقیقت<ref>اسکفلر، اسرائیل، پراگماتیست، ترجمه محسن حکیمی، ص۱۴۰-۱۴۱.</ref>. | |||
'''نقد و بررسی''': | |||
# دینپژوهی پراگماتیستی در [[معرفتشناسی]] پراگماتیستی یا معرفتشناسی عملگرایانه دارد که طبق آن، یک گزاره آنگاه [[صادق]] است که در عمل سودمند باشد. کارآیی و [[سودمندی]] و به تعبیر دیویی رضایتبخشی و ارضاء [[حقیقت]] [[صدق]] است<ref>حسینزاده، محمد، پژوهشی تطبیقی در معرفتشناسی معاصر، ص۱۱۴.</ref> ولی این مبنای [[معرفتشناختی]] اشکالات جدی دارد؛ از جمله اینکه، این نظریه مستلزم [[نسبیگرایی]] است؛ زیرا سودمندی، فایدهداشتن برای اشخاص و [[فرهنگها]] و زمانهای مختلف، متفاوت است و اگر باوری برای یک فرد، سودمند باشد و برای شخص دیگر نباشد، در این صورت این [[باور]] برای شخص اول، صادق و برای شخص دوم، کاذب است. حتی ممکن است، باور برای یک فرد، در یک [[زمان]] و شرایط سودمند باشد، ولی در زمانها و شرایط دیگر سودمند نباشد. بنابراین، چنین پیامدی مستلزم نسبیگرایی است<ref>حسینزاده، محمد، پژوهشی تطبیقی در معرفتشناسی معاصر، ص۱۱۶.</ref>. همچنین ممکن است نظریهای سودمند باشد، ولی صادق نباشد. مانند نظریه هیئت بطلمیوسی که قرنها نتایج عملی مفیدی در حوزههای مختلف [[علوم]] داشت، ولی امروزه همه و طرفداران [[معرفتشناسی]] پراگماتیستی درباره [[کذب]] و بطلان آن همنظر هستند<ref>حسینزاده، محمد، پژوهشی تطبیقی در معرفتشناسی معاصر، ص۱۱۶-۱۱۷.</ref>. ضمناً این معیار درباره صدق، خودشکن است؛ زیرا درباره خود این اصل که «[[سودمندی]] ملاک صدق است». میپرسیم که آیا این قضیه نیز صادق است؟ و آیا صدق آن به خاطر سودمندی آن است؟ اگر پاسخ، این باشد که صدق این قضیه هم به خاطر سودمندی آن است، میپرسیم واقعاً صدق چه نوع کارآیی و سودمندی در [[مقام عمل]] دارد؟ و اگر پاسخ دهند که صدق این قضیه به خاطر امری غیر از سودمندی آن است، بدین معناست که از ملاک اولی خود دست کشیده و آن را استثناپذیر میدانند<ref>حسینزاده، محمد، پژوهشی تطبیقی در معرفتشناسی معاصر، ص۱۱۸.</ref>. | |||
#شاید ایشان در پاسخ به این اشکال که یک باور نادرست ممکن است در عمل مفید و کارآمد باشد، اینگونه پاسخ دهند که یک باور نادرست شاید برای مدتی سودمند باشد، ولی سرانجام با باورهای دیگری ناسازگار خواهد شد، ولی باید توجه کرد که این توجیه، همان ادعای [[نظریه]] [[انسجام]] و [[پیوستگی]] است که خود پراگماتیستها با آن به شدت مخالفاند<ref>محمدرضایی، محمد، نگاهی به دینپژوهی، ص۵۴.</ref>. توضیح آنکه، یکی از مکاتب معاصر در [[معرفتشناسی]] [[مکتب]] انسجامگرایی است که طرفداران آن معتقدند، [[صدق]] یک گزاره یعنی [[انسجام]] و [[هماهنگی]] آن با گزارههای دیگر، یک [[باور]] یا گزاره زمانی صادق است که با مجموعه [[معرفتها]] هماهنگ بوده، و تناقضی با آنها نداشته باشد<ref>محمدرضایی، محمد، نگاهی به دینپژوهی، ص۱۲۰.</ref>. گرچه این [[گرایش]] نیز از نظر ما اشکالات جدی دارد، ولی اشکال اصلی درباره طرفداران پراگماتیست این است که آنها برای حل اشکال یادشده از مبانی انسجامگرایان استفاده کردهاند؛ در حالی که ایشان مخالف انسجامگرایی هستند. | |||
#چه بسا بسیاری از نتایج سودمند [[عقاید دینی]]، با وجود [[حقانیت]] آنها، هنوز برای [[مؤمنان]] [[کشف]] شده باشد. در این صورت، آیا با این رویکرد باید به بیاعتباربودن این [[عقاید]] [[حکم]] کرد؟! | |||
#مهمترین اشکال این رویکرد نگرش کارکردگرایانه به [[دین]] است. توضیح آنکه، اگر محقق دینپژوه در صدد کشف کارکردهای مفید عقاید دینی باشد، روش او را [[تأیید]] کرده، ولی این روش را کارکردگرایانه نمینامیم؛ بلکه روش کارکردگرایانه برای کسانی است که به جای کشف نتایج عملی عقاید دینی، نگاه کارکردی به [[گزارههای دینی]] را در [[مقام]] [[معرفتشناسی]] گزارههای دینی به کار میبرند؛ یعنی بدون توجه به [[صدق]] و [[کذب]] عقاید دینی - و حتی با [[اعتقاد]] به صدق و کذب نبودن گزارههای دینی- تنها به تأثیرات مثبت یا منفی [[باورهای دینی]] مینگرند و صدق، به [[مصلحت]] و منفعتگرایی و نه [[مطابقت با واقع]] معنا میشود. آسیب مهم این روش آن است که اگر بدیلی غیر از عقاید مذهبی کارکرد بهتری از آن داشته باشد، اعتبار عقاید مذهبی کم میشود. نمونه روشن این طرز تلقی در [[کشور]] ما، نگاه [[مهندس بازرگان]] در مطالعات [[دینپژوهی]] است؛ او [[نماز]] را به آن دلیل که [[انسان]] را وقتشناس و [[منظم]] میکند، مفید میدانست و فایده [[غسل]] را [[بهداشت]]، تقویت عضلات و پوست میشمرد<ref>خسروپناه، عبدالحسین، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ص۱۴۴-۱۴۶.</ref>. گرچه در پایان راه مجبور شد [[اعتراف]] کند که دین، تنها برای [[مصالح]] [[اخروی]] انسانهاست و از اداره [[اجتماع]] [[ناتوان]] است<ref>خسروپناه، عبدالحسین، آسیبشناسی دینپژوهی معاصر، ص۱۴۴-۱۴۶.</ref>. | |||
کارکردهای روانی و [[اجتماعی]] [[دین]] بر کسی پوشیده نیست، ولی مطلب مهم آن است که نگاه کارکردگرایانه - و نه [[کشف]] [[کارکردهای دین]]- و بسندهکردن به آنها موجب بیاعتباردانستن [[عقاید دینی]] هنگام پیداشدن بدیلی مناسبتر میشود و روش صحیح آن است که در [[مقام اثبات]] [[صحت]] و [[حقانیت]] [[گزارههای دینی]] از شیوههای موجه [[معرفتشناسی دینی]] بهره گرفته و سپس به کشف کارکردهای [[عقاید]] مذهبی در [[زندگی فردی]] و [[اجتماعی]] [[بشر]] پرداخته شود. | |||
باید به این امر مهم توجه کرد که کشف کارکردهای گزارههای دینی با این موضوع که آثار یک [[عقیده]] [[ملاک حق]] و باطلشمردن آن نظریه دانسته شود، بسیار متفاوت است<ref>محمدی، عبدالله، و [[عبدالحسین خسروپناه]]، روششناسی جریانهای [[دینپژوهی]]، ص۷۸.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش پراگماتیستی در دینپژوهی (مقاله)|مقاله «روش پراگماتیستی در دینپژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۱۴.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش پدیدارشناسانه در دینپژوهی (مقاله)|مقاله «روش پدیدارشناسانه در دینپژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش پدیدارشناسانه در دینپژوهی (مقاله)|مقاله «روش پدیدارشناسانه در دینپژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | ||
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش پراگماتیستی در دینپژوهی (مقاله)|مقاله «روش پراگماتیستی در دینپژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||