دین‌پژوهی: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۹٬۳۲۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۳ اوت ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۶۸: خط ۶۸:
# بخش مهمی از دین، [[اعتقادات]] است که به دلیل ماهیت [[فلسفی]] آنها دور از دسترس [[تجربه]] و دیدن است. در [[دین‌پژوهی]] پوزیتویستی - با فرض [[صحت]] مبانی‌اش- تنها می‌توان درباره [[رفتارها]] و [[مناسک دینی]] را مطالعه کرد<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، ص۶۱.</ref>.
# بخش مهمی از دین، [[اعتقادات]] است که به دلیل ماهیت [[فلسفی]] آنها دور از دسترس [[تجربه]] و دیدن است. در [[دین‌پژوهی]] پوزیتویستی - با فرض [[صحت]] مبانی‌اش- تنها می‌توان درباره [[رفتارها]] و [[مناسک دینی]] را مطالعه کرد<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، ص۶۱.</ref>.
# نتیجه این دیدگاه، [[تفسیری]] از [[دین]] و [[دین‌داری]] است که هیچ کدام از [[دین‌داران]] آن را نمی‌پذیرند، اینکه دین‌داری بر اساس [[قواعد]] طبیعی مثل ماهیت انرژی، [[جاذبه]] و... ترسیم و [[انسان]]، محدود به [[جسم]] تلقی و دین‌داری او هم مثل سایر فعالیت جانداران با قواعد طبیعی توجیه شود؛ گزارش خاص از [[رفتار]] دین‌داران است که خود آنها هم بدان [[اعتراض]] دارند<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، ص۶۱-۶۲.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش پوزیتویستی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «روش پوزیتویستی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۱۷.</ref>
# نتیجه این دیدگاه، [[تفسیری]] از [[دین]] و [[دین‌داری]] است که هیچ کدام از [[دین‌داران]] آن را نمی‌پذیرند، اینکه دین‌داری بر اساس [[قواعد]] طبیعی مثل ماهیت انرژی، [[جاذبه]] و... ترسیم و [[انسان]]، محدود به [[جسم]] تلقی و دین‌داری او هم مثل سایر فعالیت جانداران با قواعد طبیعی توجیه شود؛ گزارش خاص از [[رفتار]] دین‌داران است که خود آنها هم بدان [[اعتراض]] دارند<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، ص۶۱-۶۲.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش پوزیتویستی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «روش پوزیتویستی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۱۷.</ref>
==روش جامعه‌شناختی در دین‌پژوهی==
درباره رویکرد جامعه‌شناختی به [[دین]]، سابقه ملاحظه اندیشه‌ورانه رابطه بین [[دین و جامعه]]، به یونان باستان بازمی‌گردد و این کار تاکنون نیز ادامه دارد. دین در این دیدگاه، همواره با عوامل [[اجتماعی]] گوناگون به طور عمیق رابطه‌ای تنگاتنگ و تبیینی از دین بدون جنبه جامعه‌شناختی کامل نیست. گرچه تقریباً در هر نظریه‌ای درباره دین به گونه‌ای به کارکرد اجتماعی آن هم توجه شده است، ولی در این رویکرد، کارکرد اجتماعی دین‌محور قرار می‌گیرد و حتی گاهی دین، تنها پدیده‌ای اجتماعی معرفی می‌شود<ref>محمدرضایی، محمد، نگاهی به دین‌پژوهی، قبسات، ش ۲۷، ص۵۰، ۱۳۸۲.</ref>. ماکس وبر و لنین از مشهورترین افرادی هستند که نگاهی جامعه‌شناسانه در تحلیل دین دارند.
===رهیافت ماکس وبر (۱۸۶۴-۱۹۲۰)===
مطالعات اجتماعی دو رویکرد غالب وجود دارد: نخست، کسانی که به سبب اثر‌پذیری از طبیعت‌گرایی تلاش می‌کردند با بهره‌بردن از [[قواعد]] [[علوم طبیعی]] و همسان‌سازی [[علوم انسانی]] با علوم طبیعی به تبیین‌های علّی و فراگیر دست یابند. به نظر این گروه، علوم انسانی از علوم طبیعی جدا نیست و در آن هم می‌توان به [[قوانین]] کلی و عامی دست یافته، آنها را به [[جوامع]] دیگر تعمیم داد. این روش، تبیینی نام گرفت. در مقابل، عده‌ای [[معتقد]] شدند، موضوع مطالعه در علوم انسانی، فاعل مختاری است که هر فعل آن [[هدف]] و جهت‌گیری خاصی دارد و برخلاف شیء طبیعی همواره واکنش‌های ثابت از او سر نمی‌زند. بنابراین، به جای پرداختن به علل کلی یک حادثه باید معنی یک حادثه یا عمل در یک زمینه خاص اجتماعی مطالعه شود. در روش دوم که [[تفسیر]] یا تفهم نام دارد، به جای تحلیل عوامل ساختاری بر [[درک]] معانی و انگیزه‌های کنش‌های فردی تأکید می‌شود<ref>بختیاری، محمدعزیز، و فاضل حسامی، درآمدی بر نظریه‌های اجتماعی در باب دین، ص۱۷۷، ۲۱۱ و ۲۱۲.</ref>.
[[ابتکار]] ماکس وبر در این باره این بود که تفسیر و تفهم و تبیین علّی محض را به [[تنهایی]] کافی ندانست، بلکه هر دو را مکمل هم تلقی کرد. به نظر او اعتبار [[علمی]] تفهم به خاطر روش‌های تبیینی و معقولیت تبیین هم به سبب تفهم است، چون تا [[زمان]] محدودبودن تبیین صرفاً به بیان روابط علّی اهداف و انگیزه‌های [[انسانی]] آن برای ما پوشیده خواهد ماند<ref>فروند، ژولین، جامعه‌شناسی ماکس وبر، ترجمه عبدالحسین نیک‌گهر، ص۱۰۹.</ref>.
وبر همین روش را در [[دین‌پژوهی]] [[جامعه]]‌شناختی به کار گرفت. به [[اعتقاد]] او، [[روابط انسان‌ها]] با نیروهای فراطبیعی است که شکل [[دعا]]، [[قربانی]] و [[عبادت]] را به خود می‌گیرند<ref>بختیاری، محمدعزیز، و فاضل حسامی، درآمدی بر نظریه‌های اجتماعی در باب دین، ص۱۷۸.</ref>. او [[وظیفه]] [[جامعه‌شناسی]] را مطالعه جوهر [[دین]] نمی‌داند، بلکه مطالعه [[رفتار]] [[دینی]] را [[هدف]] می‌داند. در نظریه وبر چند مفهوم نقش کلیدی دارد:
# [[جذابیت]]: کشش و نیرویی ناشی از جاذبه‌ها و ویژگی‌های فردی، که یا ذاتی و یا اکتسابی است؛
# [[روح]]: نه [[جان]] است و نه [[شیطان]] و نه [[خدا]]. موجودی نامتعین، مادی ولی نادیدنی، غیرمتفرد ولی بااراده. این مفهوم از رفتارهای دینی گرفته شده است و در آغاز تصور می‌شد که موجودات خاصی پشت اشیا یا [[حیوانات]] و یا اشخاص جذاب وجود دارند و با دادن نیروی ویژه‌ای به آنها موجب رفتارهای شگفت‌انگیزی می‌شوند. بدین‌گونه اعتقاد به [[ارواح]] پیدا شد. ارواح ممکن است [[مقدس]] یا [[ناپاک]] باشند، ولی به هر حال در [[سرنوشت]] فرد و جامعه [[دخالت]] دارند<ref>بختیاری، محمدعزیز، و فاضل حسامی، درآمدی بر نظریه‌های اجتماعی در باب دین، ص۱۸۲.</ref>.
# جان: وبر به وضوح تمایز روح و جان را بیان نمی‌کند. او [[معتقد]] است، جان، موجود مستقلی است که درون اشیای طبیعی، پشت یا نزدیک آنهاست و در [[بدن انسان]] هم وجود دارد و هنگام [[خواب]]، بیهوشی، مستی یا [[مرگ]] از آن جدا می‌شود و جان موجود مستقلی در قبال بدن نیست، حتی در [[ادیان]] [[رستگاری]]<ref>بختیاری، محمدعزیز، و فاضل حسامی، درآمدی بر نظریه‌های اجتماعی در باب دین، ص۱۸۲-۱۸۳.</ref>.
#تابو و توتم: تابو یعنی [[تحریم]] و ممنوعیت از برخی [[اعمال]]. با اعتقاد به وجود ارواح و [[حلول]] آنها در افراد، علت برخی حوادث غیرعادی با ارواح ارتباط یافت. در هر صورت، امکان صدمه‌زدن ارواح به افراد وجود داشت و همه سعی می‌کردند از خشمگین‌کردن ارواح بپرهیزند و در صورت [[حلول]] [[روح]] در بدن شخصی دیگران خود را از او دور می‌کردند و او هم خود را از دیگران و حتی بدن خود دور می‌کرد. بدین‌سان، مفهوم تابو پدید آمد. تابوها نظامی از [[هنجارها]] هستند که بر اساس آنها کنش‌های خاص [[تحریم]] می‌شود و حتی انجام آنها [[مجازات]] [[مرگ]] دارد. وبر [[معتقد]] بود، تابو غالباً در ارتباط با [[منافع اقتصادی]] و [[اجتماعی]] شکل می‌گیرد، و مثل [[محافظت]] از [[جنگل‌ها]] و حیات‌وحش، نگهداری از کالاهای کمیاب، [[حفظ]] [[غنایم جنگی]]، حفظ [[پاکی]] [[خون]] و اعتبار طبقاتی. به سبب رابطه یک شیء یا [[حیوان]] تابویی با یک گروه اجتماعی، توتمیزم پدید می‌آید. مثلاً، حیوان توتمی یک نهاد [[خانوادگی]] است و پس از آن‌که اعضای گروه از گوشت حیوان [[مصرف]] کردند، از [[روح]] او برخوردار شده، و یک گروه توتمی پدید می‌آید<ref>بختیاری، محمدعزیز، و فاضل حسامی، درآمدی بر نظریه‌های اجتماعی در باب دین، ص۱۸۳.</ref>.
# [[خدا]]: مفهوم خدا بر اساس [[رشد]] [[تاریخی]] [[فهم]] [[بشر]] از خود، [[جامعه]] و محیط طبیعی‌اش، به تدریج و مرحله به مرحله رشد کرد. نخست خدا موجودی دانسته می‌شد که جریان یک رویداد معمولی را کنترل می‌کند. در این مرحله هر خدایی [[مسئول]] کاری است و [[خانواده]] و [[گروه‌های سیاسی]] خدای خاص خود را دارند که ضامن [[موفقیت]] آنهاست. همچنین، گروه‌های حرفه‌ای و شغلی خدای خاص خود را دارند. کم‌کم برخی [[خدایان]] مثل خدای [[آسمان]] و [[ستارگان]] بر خدایان دیگر [[غلبه]] یافته، [[منزلت]] بیشتری پیدا کردند. [[انضباط]] بیشتر امور [[آسمان‌ها]]، [[تبلیغات]] [[روحانیون]] از خدایان آسمان و ستارگان، مفیدبودن این خدایان برای [[اقتصاد]] و [[سیاست]] [[مردم]] از عوامل رشد منزلت این خدایان بود. با گذشت [[زمان]] و رشد [[امپراتوری]] [[جهانی]] چین، گسترش طبقه [[برهمنان]] در هند و [[توسعه]] امپراتوری [[ایران]] و [[روم]] زمینه برای [[تفکر]] [[یکتاپرستی]] و خدای [[جهان]] ایجاد شد. عوامل دیگری هم به [[ترویج]] [[فکر]] [[توحیدی]] کمک کرد؛ مانند: [[تفکرات]] [[فلسفی]] روحانیون و مردم عادی، [[انحصار]] کنترل آب در مناطق بیابانی و کم‌آب خاور نزدیک (در این مناطق آب در کنترل [[شاه]] و او [[قدرت]] مطلق بود. این [[تجربه]] از [[حاکم]] مطلق زمینه‌ای برای رشد فکر خدای [[خالق]] [[آسمان]] و [[زمین]] شد که در سطح [[جهان]] فعالیت کند). در این مناطق، طبقاتی که حامل [[اخلاق هندی]] و چینی بوده، [[اخلاق]] بدون [[خدا]] را [[ترویج]] کنند، وجود نداشتند و زمینه ایجاد [[توحید]] بیشتر بود<ref>بختیاری، محمدعزیز، و فاضل حسامی، درآمدی بر نظریه‌های اجتماعی در باب دین، ص۱۸۴-۱۸۶.</ref>.
# [[پیامبر]]: فردی که با داشتن [[جذابیت]] یک نظریه را [[تبلیغ]] می‌کند. وبر با این مقدمات، رابطه بیان [[اعتقادات دینی]] و [[نهادهای اجتماعی]] را توضیح می‌دهد و برای هرکدام از [[طبقات جامعه]] از جمله، دهقانان، اشراف، [[نظامیان]]، بورژواها، پیشه‌وران، [[روشنفکران]]، روستاییان و... نوعی [[دین]] خاص تعریف می‌کند<ref>بختیاری، محمدعزیز، و فاضل حسامی، درآمدی بر نظریه‌های اجتماعی در باب دین، ص۱۹۰-۲۰۲.</ref>.
همچنین، میان رابطه او [[پروتستان]] و [[سرمایه‌داری]]، [[تغییر]] [[نظام]] صنعتی با تغییر [[نظام دینی]] و نوع [[ریاضت]] آن (ریاضت [[آخرتی]] قرون وسطایی و ریاضت [[دنیایی]] [[نهضت]] [[اصلاح دینی]] که اساس سرمایه‌داری است) را با [[جدیت]] تحلیل می‌کند و نتیجه می‌گیرد که مجموع [[ساختار اجتماعی]] ما عمیقاً از مفاهیم [[دینی]] اثر پذیرفته است و [[عقاید دینی]] و نهادهای اجتماعی جلوه‌های نوعی نگرش [[ذهنی]] بنیادین واحد هستند<ref>محمدرضایی، محمد، نگاهی به دین‌پژوهی، قبسات، ش ۲۷، ص۵۱، ۱۳۸۲.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش جامعه‌شناختی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «روش جامعه‌شناختی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۲۰.</ref>
===[[رهیافت]] ولادیمیر ریچارد لنین (۱۸۷۰-۱۹۲۴)===
او ضمن باطل‌دانستن دین به دلیل آن مغایرت با مبانی مارکس تلاش می‌کند دین را به صورت ابزار و [[نهاد اجتماعی]] تبیین کند که در [[جامعه]] از [[منافع]] طبقه [[حاکم]] [[دفاع]] می‌کند. از نظر او تمام [[ادیان]] جدید ابزارهایی در دست [[سرمایه‌داران]] هستند که از آنها برای [[استثمار]] و تخدیر طبقه [[کارگر]] استفاده می‌کنند و دین یکی از نتایج شرایط خاص [[اقتصادی]] حاکم بر جامعه است و با تحقق جامعه بدون [[اختلاف طبقاتی]] دین نیز از میان خواهد رفت<ref>کویری، جان مک، تفکر دینی در قرن بیستم، ترجمه محمد محمدرضایی و عباس شیخ‌شجاعی، ص۳۳۰-۳۳۲.</ref>.
'''بررسی''':
در بررسی دیدگاه‌های بیان‌شده، برخی نقاط مثبت و برخی ایرادها وجود دارد. نقطه مثبت این قبیل دیدگاه‌ها
به‌کارگیری روش تفهمی در مطالعات [[اجتماعی]] و به ویژه [[دین‌پژوهی]] با توجه به پیچیدگی [[رفتار]] دینی است<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، پژوهش و حوزه، ش ۳۰ و ۳۱، ۱۳۸۶، ص۶۸.</ref>.
در کنار این نقطه مثبت، چندین ایراد درباره این روش مطرح شده است:
#اشکال عمده به وبر و سایر [[دین‌پژوهان]] معاصر اثرپذیرفته از مدرنیته این است که [[دین]] [[دنیوی]] را پیش‌فرض مسلّم دانسته، نقش فراطبیعی آن را بدون هیچ برهانی [[انکار]] می‌کنند. [[تفسیر]] وبر از [[خدا]] کاملاً [[دنیایی]] بوده، او [[یکتاپرستی]] را یکی از نتایج پدیده [[سیاسی]] [[اجتماعی]] می‌داند. این امر [[دخالت]] آشکار پیش‌فرض‌های مدرنیته در [[دین‌پژوهی]] است<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، پژوهش و حوزه، ش ۳۰ و ۳۱، ۱۳۸۶، ص۶۸. </ref>. به همین دلیل، تمام ایرادهای واردشده بر [[مدرنیسم]] بر این دیدگاه نیز وارد است.
#او دین را یک فرآیند تکاملی تصور می‌کند و نتیجه تکامل‌گرایی این است که فرض کنیم، همه [[جوامع]] ماهیت واحد دارند. تکامل‌گرایان از [[تاریخ]] تنها به منزله ابزاری گزینشی برای [[تأیید]] نظرات خود استفاده می‌کنند و درباره جوامع دورافتاده به تحلیل‌های صرفاً [[ذهنی]] می‌پردازند. وبر نیز همه جلوه‌ها و مظاهر دین در تمام جوامع را دارای ماهیت واحد دانسته، از پیدایش و تطور دین به صورت موضوعی واحد، بحث و برای [[اثبات]] تحلیل‌های خود به [[قبایل]] دورافتاده، استناد و تحلیل‌هایی کاملاً ذهنی و بدون اتکاء بر شواهد [[تاریخی]] مطرح می‌کند<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، پژوهش و حوزه، ش ۳۰ و ۳۱، ۱۳۸۶، ص۵۱.</ref>.
#وبر مانند سایر دین‌پژوهان که رویکرد [[جامعه‌شناختی]] دارند، از ابعاد دیگر دین مانند، [[معرفت‌بخشی]] به [[معنای زندگی]] و [[مبدأ و معاد]] [[انسان]]، آثار روانی دین و... [[غفلت]] کرده است<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، پژوهش و حوزه، ش ۳۰ و ۳۱، ۱۳۸۶، ص۶۸.</ref>. و این بی‌توجهی به ابعاد مختلف یک مسأله و پدیده و اکتفاکردن به جنبه ظاهری یا یکی از جنبه‌های آن، [[مغالطه]] و نوعی تحویل‌گرایی است.
#جامعه‌شناس، تنها اثبات می‌کند که دین با [[نهادهای اجتماعی]] مرتبط است، ولی اثبات [[انحصار]] این ارتباط و [[نفی]] سایر جنبه‌ها از دسترس او دور است<ref>محمدی، عبدالله، و عبدالحسین خسروپناه، روش‌شناسی جریان‌های دین‌پژوهی، پژوهش و حوزه، ش ۳۰ و ۳۱، ۱۳۸۶، ص۶۸.</ref>.
#جامعه‌شناس، اموری را پیش‌فرض گرفته که [[اثبات]] آنها آسان نیست؛ مانند، [[انحصار]] روش [[تبیین دین]] در روش [[تجربی]]، آن هم با تبیین [[جامعه‌شناختی]] و بشری‌دانستن [[دین]]<ref>محمدرضایی، محمد، نگاهی به دین‌پژوهی، قبسات، ش ۲۷، ص۵۲، ۱۳۸۲.</ref>.
#بر اساس [[تفکر]] لنین، دین هر فرد برخاسته از عوامل بنیادین [[اقتصادی]] است و هرکس باید بر اساس همان [[طبقه اجتماعی]] [[فکر]] کند؛ در حالی که در [[جوامع]]، موارد نقض و خلاف این ادعا بسیار دیده می‌شود<ref>محمدرضایی، محمد، نگاهی به دین‌پژوهی، قبسات، ش ۲۷، ص۵۳، ۱۳۸۲.</ref>. همچنین، این دیدگاه که افراد محکوم [[قوانین]] [[جامعه]] خویش هستند نیز در موارد بسیار نقض شده است و چه‌بسا افرادی برای [[تغییر]] ارزش‌های [[حاکم]] بر جامعه خود اقدام کرده و موفق شده‌اند<ref>محمدرضایی، محمد، نگاهی به دین‌پژوهی، قبسات، ش ۲۷، ص۵۳، ۱۳۸۲.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش جامعه‌شناختی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «روش جامعه‌شناختی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۴۲۳.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
خط ۷۴: خط ۱۰۴:
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش پراگماتیستی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «روش پراگماتیستی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش پراگماتیستی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «روش پراگماتیستی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش پوزیتویستی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «روش پوزیتویستی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش پوزیتویستی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «روش پوزیتویستی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
# [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[روش جامعه‌شناختی در دین‌پژوهی (مقاله)|مقاله «روش جامعه‌شناختی در دین‌پژوهی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۸۰٬۱۵۳

ویرایش