بنی سالم بن عوف: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = قبایل | عنوان مدخل = خزرج | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==نسب قوم== بنی سالم در شمار قبایل قحطانی<ref>قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۸۱؛ عمر رضا کحاله، معجم قبائل العرب، ج۲، ص۴۹۷.</ref> و از فروعات...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
لازم به ذکر است که منابع، علاوه بر این [[طایفه]] [[انصاری]]، از طایفه همنام دیگری در [[قبیله]] خررج با نام [[نسب]] کاملاً مشابه «[[سالم بن غنم بن عوف بن خزرج بن حارثه]]» معروف به «بنی حُبلی» نام بردهاند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۴؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۳۲۸. این نسب در برخی منابع «حبلی بن عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج» (عوتبی صحاری، الأنساب، ج۲، ص۵۵۶) عنوان شده است.</ref> که عدم خلط مباحث آنها، دقت دو چندان [[محققان]] [[محترم]] را میطلبد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | لازم به ذکر است که منابع، علاوه بر این [[طایفه]] [[انصاری]]، از طایفه همنام دیگری در [[قبیله]] خررج با نام [[نسب]] کاملاً مشابه «[[سالم بن غنم بن عوف بن خزرج بن حارثه]]» معروف به «بنی حُبلی» نام بردهاند<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۴؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۱، ص۳۲۸. این نسب در برخی منابع «حبلی بن عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج» (عوتبی صحاری، الأنساب، ج۲، ص۵۵۶) عنوان شده است.</ref> که عدم خلط مباحث آنها، دقت دو چندان [[محققان]] [[محترم]] را میطلبد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==منازل و [[مساکن]] بنی سالم بن عوف== | |||
منازل این [[قوم]] را [[مدینه]]، و بین منطقه [[قباء]] و [[شهر مدینه]] گفتهاند<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۳</ref>. سالم و غنم پسران عوف بن عمرو بن عوف بن خزرج در [[اقامتگاه]] خود که به «دار [[بنی سالم]]» [[شهرت]] داشت و در سمت [[حره]] [[غربی]]<ref>این بدان معناست که منازل آنها همان حرّهای است که در همسایگی بخش جنوبی و غربی قلعه قبا بوده، همان که در راه مدینه به قبا در این روزگار قرار گرفته است. (ابراهیم بن علی العیاشی، المدینه بین الماضی و الحاضر، ص۱۰۰)</ref>، و در غرب دره، داخل دره «[[رانوناء]]» واقع شده بود، فرود آمدند. آنها در این منطقه، چند قلعه برای خود بنا نهاده بودند. از جمله این قلعهها «مزدلف» بود که توسط [[عتبان بن مالک]] و با کاربری نظامی بنا گردید. «[[شماخ]]» و «[[قواقل]]» هم از دیگر قلعههای ایشان در آن منطقه به شمار میآمدند. «شماخ» خارج از منطقه مسکونی بنی سالم و در جانب [[قبله]] بنا گردیده بود و «قواقل» در کنار [[بیوت]] بنی سالم در منطقه «[[عصبه]]» قرار داشت<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۸.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
==[[تاریخ]] [[جاهلی]] بنی سالم بن عوف== | |||
در پی ویرانی [[سد مأرب]] دو [[قبیله]] [[یمنی]] [[اوس و خزرج]] همراه با [[خویشان]] خود به عرصههای شمالیتر [[مهاجرت]] کردند و در یثرب، در مجاورت [[یهودیان]] ساکن شدند. در آن [[زمان]]، ثروتهای [[شهر]]، قلعهها و نخلستانها و همچنین [[حکومت]] و [[قدرت]] در دست [[یهودیان]] متمرکز بود. [[اوس و خزرج]] از یهودیان [[حاکم]] بر یثرب که دارای نیرو و نفرات بسیاری بودند، درخواست کردند تا میان آنان [[پیمان]] [[حسن همجواری]] منعقد شود تا از تعرض به یک دیگر [[آسوده]] شده، به وسیلۀ این پیمان مانع دستاندازی دیگران شوند<ref>ابن رسته، الأعلاق النفیسه، ص۶۲؛ محمد بن محمود بن نجار، الدّرة الثمنیه فی تاریخ المدینه، ص۳۲۶.</ref>. آنان با همدیگر پیمان بستند و به مشارکت و [[داد و ستد]] با یکدیگر پرداختند<ref>محمد بن محمود بن نجار، الدّرة الثمنیه فی تاریخ المدینه، ص۳۲۶؛ سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۴۲.</ref>. | |||
با گذشت زمانی دراز از [[انعقاد پیمان]] میان یهودیان و [[عربها]]، اوس و خزرج ثروتی اندوختند و [[دارایی]] و نفرات آنان فزونی گرفت. چون [[قبایل]] قریظه و نضیر وضع آنها را چنین دیدند از [[غلبه]] آنان بر [[خانهها]] و اموالشان بیمناک شدند و بنای [[ستمگری]] بر [[اعراب]] یثرب گذاشتند. در یثرب، غلبه و کثرت از آن [[یهود]] بود. [[ستم]] و [[استبداد]] بیگانگانی که هیچ پیوندی آنها را با اعراب مرتبط نمیساخت بر عربهای یثرب بسیار گران میآمد تا این که از میان اوس و خزرج، [[جوانی]] نیرومند و گردن فراز به نام [[مالک بن عجلان]] از تبار بنی سالم بن عوف<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۵؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۳۰؛ قلقشندی، نهایة الارب فی معرفة انساب العرب، ص۲۸۱.</ref>، قد برافراشت و [[ریاست]] هر دو [[قبیله]] اوس و خزرج را بر عهده گرفت. مالک از اینکه [[قوم]] او تحت [[سلطه]] و [[حمایت]] یهود [[زندگی]] کنند [[ننگ]] داشت و این در شرایطی بود که یکی از خویشاوندانش از قبیله [[بنی عمرو بن عامر ازد]] به [[حکومت شام]] و [[عراق]] و [[بحرین]] دست یافته بود. از اینرو مصمم گردید تا به [[سیادت]] بهود بر قوم خود پایان دهد. پس به شخصی به نام «فطیون» که [[زعامت]] بهود را بر عهده داشت [[حمله]] برد و او را کشت و سپس از یثرب خارج شد و به سوی [[شام]] نزد ابو جبیله غسانی از [[پادشاهان]] [[غسان]] شتافت<ref>ابن حزم مینویسد که «ابو جبیله پادشاه غسانی که مالک بن عجلان جهت کشتن یهودیان از او استمدادطلبید یکی از پسران عبدالله بن حبیب بن عبد حارثة بن مالک بن غضب بن جشم بن خزرج بود» (نک: ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۲۶) ولی ما نشنیدهایم که یکی از پادشاهان غسان چنین نامی داشته یا به خزرج مشوب باشد. هیچ یک از تیرههای خزرج نیز غشانی نبودهاند (نک: سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۳۴) این نظر به واقعیت نزدیکتر است که یکی از خزرجیان به شام رفته و در سرزمین غشانیان اقامت گزیده و به آنان منسوب شده است و سپس در میان آنان به امیری رسیده است.</ref>. برخی گفتهاند که مالک یکی از خویشان خود به نام [[دمق بن زید بن امرؤ القیس]] را که از [[خاندان]] بنی سالم بن عوف بن خزرج بود، نزد ابو جبیله غسانی فرستاد<ref>محمد بن محمود بن نجار، الدّرة الثمنیه فی تاریخ المدینه، ص۳۲۷.</ref>. خواه مالک کسی را از جانب خود به نزد [[پادشاه]] غسانی فرستاده باشد و خواه خود وی به جهت [[درخواست کمک]] نزد او رفته باشد، در این نکته تردیدی که ابوجبیله -پادشاه غسانی- بیدرنگ گروهی از [[سپاهیان]] خود را به عنوان [[حمایت]] و [[پشتیبانی]] از [[اوس و خزرج]] به یثرب گسیل داشت، نیست. [[راویان]] [[اخبار]] نقل کردهاند که پادشاه غسانی با [[خدا]] [[پیمان]] بسته بود که آرام ننشیند مگر اینکه همه [[یهودیان]] را از یثرب بیرون راند یا آنان را [[زبون]] و زیر دست اوس و خزرج نماید. ابو جبیله در حالی که وانمود میکرد که عازم [[یمن]] است به سوی سرزمینهای [[عرب]] راند تا به نزدیکی یثرب رسید و به گروهی از فرستادگان اوس و خزرج ملحق گردید و با آنان چنین قرار گذاشت که خبر رسیدن او را به یثرب پنهان دارند تا یهودیان به قلعههای خود پناه نبرند و [[عربها]] بتوانند بر آنان دست بیابند<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۴۴. نیز ر.ک: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۷-۶۵۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۸۵.</ref>.<ref>عبدالعزیز سالم، تاریخ عرب قبل از اسلام، ترجمه باقر صدرینیا، ص۲۹۸.</ref> [[اوس و خزرج]] به وی توصیه کردند که [[یهودیان]] را به [[ملاقات]] خود فراخواند و با آنان [[مهربانی]] کند تا از جانب او [[آسوده]] خاطر شوند و او بتواند از این راه بر آنها دست یابد [[پادشاه]] غسانی طعامی برای یهودیان [[تدارک]] دید و بزرگان و سرشناسان [[یهود]] را نزد خود [[دعوت]] کرد و چون آنان رسیدند بر آنها [[یورش]] برد و همه را به [[قتل]] رسانید. با پایان گرفتن کار سران [[یهود]]، [[عربها]] بر [[یهودیان]] [[غلبه]] یافتند<ref>ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۷-۶۵۸؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۸۵؛ سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۴۴.</ref>. بدین ترتیب [[اوس و خزرج]] در [[مدینه]] نیرو گرفتند و با تصاحب و [[توزیع]] زمینهای [[کشاورزی]] و برخی قلعههای یثرب، هریک در محلّی مستقر شدند. | |||
اوس و خزرج پس از [[پیروزی]] بر یهودیان یثرب، مدت زمانی یکدل و یکزبان و [[متحد]] باقی ماندند؛ پس از آن روابط دو [[همپیمان]]، بواسطه اختلافافکنیهای یهودیان یثرب<ref>احمد ابراهیم شریف، مکه و مدینه فی الجاهلیة و عصر الرسول، ص۳۳۸.</ref> به تیرگیگرایید و میان آنان [[اختلاف]] افتاد. این اختلاف، سرانجام به جنگهای بسیاری منتهی شد که تا آستانه [[هجرت پیامبر]]{{صل}} همچنان تدوام داشت. نخستین این [[جنگها]] [[جنگ]] «[[سمیر]]» بود<ref>سمهودی، وفاء الوفاء باخبار دار المصطفی، ج۱، ص۱۵۵.</ref>. منابع در بیان چرایی و علت وقوع این جنگ، [[انتقامجویی]] از [[خون]] مردی غطفانی موسوم به «کعب [[ثعلبی]]» -از [[احلاف]] [[خزرج]]- را سبب عنوان کرده، گفتهاند: [[عبدیالیل بن عمرو ثقفی]] و به نقلی [[علقمة بن علاثه]]، مردی از [[غطفان]] را همراه با یک اسب و یک حله به یثرب فرستاد تا آنها را به عزیزترین فرد یثرب اهدا کند. آن مرد مطابق دستور به [[بازار]] [[بنی قینقاع]] رفت و چیزی را که بدان [[مأمور]] شده بود، اعلام کرد. در این هنگام، مردی از غطفان به نام «کعب ثعلبی» که در جوار و [[پیمان]] [[مالک بن عجلان خزرجی]] بود، پیش آمد و مالک بن عجلان را عزیزترین مرد یثرب معرفی کرد و هدایای مذکور را از فرستاده تحویل گرفت. در این هنگام کعب ثعلبی خطاب به حاضران گفت: «به شما نگفتم که همپیمان من عزیزترین و [[بافضیلتترین]] شماست». مردی از [[بنی عمرو بن عوف]] به نام سمیر از این گفته او به [[خشم]] آمد و [[کینه]] او را در [[دل]] گرفت. پس در کمین او نشست و در فرصتی مناسب او را از پا در آورد. خبر به [[مالک بن عجلان]] رسید؛ پس فرستادهای نزد [[بنی عوف بن عمرو بن مالک بن اوس]] فرستاد و اعلام کرد که شما مردی از ما را کشتهاید؛ پس [[قاتل]] را به ما تحویل دهید. چون فرستاده نزد آنان آمد، [[بنی زید]]، [[بنی جحجبی]] را [[قاتل]] کعب [[ثعلبی]] معرفی کردند و بنی جحجبی هم اعلام کردند که بنی زیدیها قاتل کعباند. سپس فردی را نزد مالک فرستادند و گفتند: در بازاری که کعب ثعلبی کشته شد، [[مردم]] بسیاری حاضر بودند و ما نمیدانیم که کدامیک از آنها کعب را کشتهاند. [[مالک بن عجلان]] به [[اهل]] [[بازار]] دستور داد تا متفرق شوند. همه متفرق شدند جز [[سمیر]] و کعب. بنا به اطلاعاتی که به مالک رسید، وی دریافت که سمیر همان قاتل مورد نظر است. پس فردی را نزد [[بنی عمرو بن عوف]] فرستاد و سمیر را قاتل معرفی کرد و از آنها خواست تا سمیر را تحویل او دهند. اما بنی عمرو بن عوف این حرف را اتهامی بدون دلیل و [[بیّنه]] عنوان کردند. طرفین نامههایی را در باب تحویل سمیر رد و بدل کردند؛ اما هر بار [[بنی عمرو]] از پذیرش این امر شانه خالی کردند. در این هنگام، بنی عمرو که [[جنگ]] با مالک را خوش نداشتند کس نزد او فرستادند و گفتند حاضرند تا [[دیه]] آن مرد را بپردازند. [[مال]]ک نیز پذیرفت. از آنجا که مالک ثعلبی، [[حلیف]] خزرجیها بود، از این رو آنها کس نزد مالک بن عجلان فرستادند و گفتند چون او حلیف شما بود حاضرند دیه حلیف یعنی نصف دیه کامل را پرداخت کنند. مالک به [[خشم]] آمد و گفت به کمتر از دیه کامل یا [[قتل]] سمیر [[راضی]] نیست. اما بنی عمرو بن عوف بر گفته خود یعنی پرداخت نصف دیه کامل تأکید کردند<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۱۶. نیز ر.ک: ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۸-۶۵۹.</ref>. پس به مالک پیشنهاد کردند نزد [[عمرو بن امرؤالقیس]] از [[بنی حارث بن خزرج]] بروند تا او بین آنها [[حکم]] کند. با پذیرش مالک، دو طرف نزد عمرو در [[طایفه]] بنی حارث رفتند و طرح دعوا نمودند<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۱۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۱، ص۶۵۹. نیز ر.ک: هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۰۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۳.</ref>. او هم به پرداخت نصف [[دیه]] (دیه [[حلیف]]) [[حکم]] کرد؛ اما مالک از پذیرش حکم او طفره رفت و [[بنی عمرو بن عوف]] را به مبارزهطلبید. وی از [[طوایف]] [[قبیله خزرج]] کمکطلبید که جز [[طایفه]] [[بنی حارث بن خزرج]] که به جهت رد [[قضاوت]] عمرو بن امرؤالقیس حاضر به [[همراهی]] او نشدند<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۱۶.</ref>، بقیه [[طوایف]] [[خزرج]] به [[یاری]] او شتافتند. پس وی، فرستادهای نزد [[بنی عمرو بن عوف]] فرستاد و ضمن [[اعلان]] [[جنگ]] به آنها، روزی را برای این [[رویارویی]] معین نمود و از قومش خواست تا آماده [[نبرد]] شوند. در این هنگام، [[یهودیان]] [[بنی قریظه]] و [[بنی نضیر]] که برخلاف دیگر یهودیان [[مدینه]]، با هیچ کدام از طوایف [[اوس و خزرج]] [[همپیمان]] نبودند با درخواستهایی از هر دو [[قبیله]] اوس و خزرج برای [[همپیمانی]] روبرو گردیدند و آنها با پیشنهاد طایفهای از [[اوس]] معروف به «[[اوس الله]]» که شامل طوایف خطمه و واقف و [[امیه]] و وائل بود، موافقت کرده با آنان [[متحد]] شدند<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۱۹.</ref>. [[مالک بن عجلان]] [[خزرجی]] و همپیمانانش و [[قبیله اوس]] و متحدانش از بنی قریظه و بنی نضیر، در دشت بین «[[بئر]] سالم» و «[[قبا]]» به هم رسیدند و به شدت با هم به [[پیکار]] برخاستند. اما دو طرف پس از اندکی نبرد، از ادامه کار منصرف شدند و به سرزمینهای خود بازگشتند. مدتی بعد، دو [[سپاه]] بار دیگر نزدیک [[قلعه]] [[بنی قینقاع]] فراهم آمدند و تا شب به زد و خورد با همدیگر پرداختند. تا این که سرانجام قبیله اوس بر [[خزرجیان]] و همپیمانانش به [[رهبری]] مالک بن عجلان فائق آمد<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۳، ص۲۰-۱۹.</ref>. از مالک بن عجلان همچنین بنا بر نقلی، به عنوان [[رییس]] خزرج در [[جنگ بُعاث]] -آخرین جنگ [[جاهلی]] اوس و خزرج- نام برده شده است<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۵۳</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||