بنیساعده: تفاوت میان نسخهها
←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۸: | خط ۲۸: | ||
====یهودیت==== | ====یهودیت==== | ||
ارتباط وثیق مردم اوس و خزرج با [[یهودیان]]، موجب شد تا اقلیتی از [[ازدیان]] ساکن در نواحی یثرب به [[دین یهود]] در آیند<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۷.</ref> که برخی از [[مردمان]] بنی ساعده نیز از جمله آنان بودند. نخستین و [[جامعترین]] سندی که از [[نفوذ]] قابل توجه [[آیین یهود]] در بین [[اوسیان]] و [[خزرجیان]] یثرب در دست است را باید [[عهدنامه]] [[پیامبر]]{{صل}} با تیرههای گوناگون [[یهودیان]] [[مدینه]] در بدو ورود خود به مدینه دانست. این عهدنامه صریحاً به یهودیان تیرههای مختلف [[خزرج]] همچون [[بنی عوف]]، [[بنی نجار]]، بنی ساعده، [[بنی حارث]] و بنی جُشَم و نیز یهودیان [[اوس]] اشاره شده که بیان از رواج گسترده آیین یهود در یثرب و طوایفی چونان بنی ساعده دارد. در این [[پیماننامه]] تأکید شده بود که تمامی یهودیان بنی نجار، بنی حارث، بنی ساعده، [[بنی جشم]]، بنی اوس و...، همانند یهودیان بنی عوف، در [[الزام]] به [[پایبندی]] مفاد این عهدنامه، در [[حکم]] یک امتند و [[ظلم]] و [[تعدی]] و [[پیمانشکنی]] و [[ارتکاب جرم]] و [[گناه]] هر یک از ایشان، موجب [[هلاکت]] خاندانشان است<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۰۳؛ ابی یعلی، مسند، ج۴، ص۲۶۷؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۱، ص۲۷۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ارتباط وثیق مردم اوس و خزرج با [[یهودیان]]، موجب شد تا اقلیتی از [[ازدیان]] ساکن در نواحی یثرب به [[دین یهود]] در آیند<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۱، ص۲۵۷.</ref> که برخی از [[مردمان]] بنی ساعده نیز از جمله آنان بودند. نخستین و [[جامعترین]] سندی که از [[نفوذ]] قابل توجه [[آیین یهود]] در بین [[اوسیان]] و [[خزرجیان]] یثرب در دست است را باید [[عهدنامه]] [[پیامبر]]{{صل}} با تیرههای گوناگون [[یهودیان]] [[مدینه]] در بدو ورود خود به مدینه دانست. این عهدنامه صریحاً به یهودیان تیرههای مختلف [[خزرج]] همچون [[بنی عوف]]، [[بنی نجار]]، بنی ساعده، [[بنی حارث]] و بنی جُشَم و نیز یهودیان [[اوس]] اشاره شده که بیان از رواج گسترده آیین یهود در یثرب و طوایفی چونان بنی ساعده دارد. در این [[پیماننامه]] تأکید شده بود که تمامی یهودیان بنی نجار، بنی حارث، بنی ساعده، [[بنی جشم]]، بنی اوس و...، همانند یهودیان بنی عوف، در [[الزام]] به [[پایبندی]] مفاد این عهدنامه، در [[حکم]] یک امتند و [[ظلم]] و [[تعدی]] و [[پیمانشکنی]] و [[ارتکاب جرم]] و [[گناه]] هر یک از ایشان، موجب [[هلاکت]] خاندانشان است<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۵۰۳؛ ابی یعلی، مسند، ج۴، ص۲۶۷؛ احمد بن حنبل، مسند احمد، ج۱، ص۲۷۱.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | ||
==بنی ساعده و [[پیامبر اکرم]]{{صل}}== | |||
===بنی ساعده و پذیرش اسلام=== | |||
[[مردم]] بنی ساعده را میتوان در مجموع از پیشتازان [[قبیله خزرج]] در [[اسلام]] دانست. در [[عقبه اول]] که در [[سال دوازدهم بعثت]]، با شرکت [[دوازده تن]] از [[انصار]] مدینه تشکیل شد نامی از مردم بنی ساعده دیده نمیشود. اما در موسم سال بعد - [[سال سیزدهم بعثت]]- در [[پیمان]] دیگری که در [[تاریخ]] به [[عقبه دوم]] [[شهرت]] یافته است، و با حضور هفتاد و سه تن از مردم تیرههای مختلف دو [[قبیله]] [[اوس و خزرج]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۶-۴۵۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۲-۲۴۰.</ref> -از جمله چهار تن<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۱۶، ص۳۲۰.</ref> از افراد [[طایفه]] بنی ساعده: [[منذر بن عمرو]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۰؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۲۹.</ref>، [[سعد بن عباده]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۶؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۰؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۶۱.</ref> و دو تن از [[زنان]] این [[قوم]] به اسامی: [[ام عماره]] [[نسیبه بنت کعب بن عمرو]] و [[ام منیع اسماء بنت عمرو بن عدی]]<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۱۶، ص۳۲۰. نیز ر.ک: بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۰. اما منابع دیگر این دو بانو را به ترتیب به طوایف بنی نجار (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۳؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۹۴۸؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۸، ص۴۹۱) و بنی سلمه (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۳۰۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۸۴) منسوب کردهاند.</ref> تشکیل گردید، [[دوازده تن]] به عنوان [[نقیب]] [[رسول خدا]]{{صل}} در [[مدینه]] معرفی شدند که [[منذر بن عمرو]] و [[سعد بن عباده]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۴۴؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۱ و۴۶۴؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۰.</ref> از بنی ساعده از جمله آنان بودند. این جمع از [[مردم یثرب]]، با [[پیامبر]]{{صل}} [[پیمان]] بستند که: در [[راحتی]] و [[سختی]] از پیامبر{{صل}} [[اطاعت]] کنند؛ در [[زمان]] [[تنگدستی]] و [[ثروت]] [[انفاق]] کنند؛ [[امر به معروف و نهی از منکر]] کنند؛ [[حق]] بگویند و از [[سرزنش]] دیگران نهراسند؛ به هنگام [[هجرت رسول خدا]]{{صل}} به یثرب از وی همچون [[دفاع از خود]]، [[زنان]] و فرزندانشان [[پشتیبانی]] و [[دفاع]] نمایند که در این صورت [[پاداش]] آنان [[بهشت]] میباشد. همچنین، [[مسلمانان]] یثرب یادآور شدند که بواسطه این [[بیعت]]، پیمانهایشان با [[یهود]] را قطع خواهند کرد به شرطی که پیامبر{{صل}} پس از [[پیروزی]]، آنها را رها نکند و به سوی [[قوم]] خود باز نگردد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۲۲۷-۴۳۸؛ بیهقی، دلائل النبوة و معرفة احوال صاحب الشریعه، ج۲، ص۴۴۲-۴۵۴؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۳، ص۱۵۸-۱۶۱.</ref>. این بیعت را به سبب [[تعهد]] یثربیان بر [[دفاع از پیامبر]]{{صل}} «[[بیعة الحرب]]» گفتهاند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۵۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۳۶۸.</ref>. نیز به سبب وقوع این پیمان در مکان [[عقبه]] آخر، آن را «[[عقبة الآخره]]»<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۱۷۱.</ref> و شرکتکنندگان در آن را «[[عقبیون]]»<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۲؛ ابن شهرآشوب، المناقب، ج۲، ص۵۷.</ref> گفتهاند. طولی نکشید که [[قریش]] از ماجرای [[عقبه دوم]] و بیعت [[انصار]] با رسول خدا{{صل}} با خبر گردید. از اینرو به [[سرعت]] دست به کار شد و به تعقیب [[بیعتکنندگان]] پرداخت. اما جز به سعد بن عباده و منذر بن عمرو که در [[اذاخر]] به سر میبردند، به کسی از آنان دست نیافت. منذر [[فرار]] کرد و خود را از چنگال آنها رهانید اما سعد گرفتار شد و او را با دستان بسته به [[مکه]] بردند و تحت [[شکنجه]] قرار دادند. آنها موهای بلند سعد بن عباده را گرفته در کوچههای مکه میکشاندند. [[جبیر بن مطعم]] و [[حارث بن حرب بن امیه]] که یکبار در [[مدینه]] در پناه او قرار گرفته بودند، پس از اطلاع از [[اسارت]] سعد، وی را در پناه خود گرفتند و او را از اسارت [[قریش]] رهاندند و به مدینه باز گرداندند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۴۹-۴۵۰.</ref>. سعد و [[منذر بن عمرو]] در کنار [[ابودجانه انصاری]] پس از [[مسلمانی]]، به [[تبلیغ]] [[آیین]] مسلمانی در [[طوایف]] خود میپرداختند<ref>ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۹۵.</ref> و بتهای بنی ساعده را میشکستند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۱.</ref>. | |||
لازم به ذکر است که علاوه بر مردان، [[زنان]] این [[قوم]] هم در شمار پیشتازان [[اسلام در مدینه]] و از [[بیعتکنندگان با رسول خدا]]{{صل}} به شمار رفتهاند که از جمله آنها میتوان از اسامی: مندوس [[و]] سلمی [[دختران]] [[عمرو بن خنیس]] -[[خواهران]] منذر بن عمرو-<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۲.</ref>، [[فریعه بنت خالد بن خنیس]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۶. ابن حبیب از او با نام و نسب «فریعه بنت عمرو بن خنیس بن لوذان» -مادر حسّان بن ثابت- یاد کرده است. (ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۲)</ref>، [[ام شریک بنت خالد بن خنیس]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۶؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۲.</ref>، [[ام أناس بنت خالد بن خنیس]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۲.</ref>، [[مندوس بنت عبادة بن دلیم]] -[[خواهر]] سعد بن عباده-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۷؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۳.</ref>، [[لیلی بنت عباده]] -خواهر [[سعد بن عباده]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۷؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۳.</ref>، فکیهه بنت عبید (عبد) بن دلیم -مادر [[قیس بن سعد]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۷؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۳.</ref>، [[غزیه بنت سعد بن خلیفه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۷.. ابن حبیب از او با نام و نسب «عدیه بنت سعد بن خلیفه» نام برده است. (ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۳)</ref>، [[کبشه]] (کبیشه) بنت عمرو (عبد عمرو) بن عبید<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۷؛ ابن حبیب [[بغدادی]]، المحبر، ص۴۲۳.</ref>، عمره دختر [[سعد بن مالک]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۸.</ref>، [[عبد بنت سعد بن مالک]]<ref>ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۳.</ref>، عمره دختر [[سعد بن سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۸؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۳.</ref> و [[نائله بنت سعد بن سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۷۸؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۲۳.</ref> یاد کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
===بنی ساعده و تعامل با [[دولت نبوی]]{{صل}}=== | |||
پس از [[هجرت رسول خدا]]{{صل}} به [[مدینه]] و در پی آن [[تشکیل دولت]] [[نبوی]]{{صل}}، بنی ساعده در عرصههای مختلف، همیار و همگام [[پیامبر]]{{صل}} شدند که از جمله مهمترین این عرصهها میتوان به حضور فعال ایشان در میادین نظامی اشاره کرد. با گشوده شدن عرصه [[جهاد]] و برخورد قهرآمیز نظامی [[رسول خدا]]{{صل}} با [[یهودیان]] و [[کفار]] شبه جزیره، بنی ساعده همگام با دیگر [[خویشان]] [[مدنی]] خود از [[قبایل]] [[اوس و خزرج]]، پای ثابت [[سپاه]] نبوی{{صل}} در تمامی [[غزوات]] و سرایای حضرت بودند و شهدایی را در جریان این [[جنگها]] و حوادث دوران نبوی{{صل}} -از جمله جنگهای [[بدر]] و [[احد]]- تقدیم [[اسلام]] کردند. بنی ساعدیها در [[جنگ بدر]] -نخستین [[جنگ]] بزرگ [[مسلمانان]] با [[مشرکان]]- حضور داشتند؛ که این مشارکت، خود، دلیلی دیگر بر [[اثبات]] پیشتازی این [[قوم]] در [[پذیرش اسلام]] است. [[واقدی]] (م. ۲۰۸ [[هجری]])<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۹.</ref> و [[ابن هشام]] (م. ۲۱۸ هجری)<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۶.</ref> شمار شرکتکنندگان بنی ساعده و [[طوایف]] آن را در [[غزوه بدر]]، ۵ نفر عنوان کردهاند. دو [[نقر]] از [[بنی زید بن ثعلبة بن خزرج]]: [[ابودجانه سماک بن خرشة بن لوذان]]، [[منذر بن عمرو]]. دو نفر از [[بنی بدی بن عامر بن عوف]]: [[ابواسید مالک بن ربیعة بن بدی ساعدی]]، [[مالک بن مسعود]] و یک نفر از [[بنی طریف بن خزرج بن ساعده]]: [[عبدربه بن حق بن اوس]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۶.</ref>. دیگر منابع نیز، به صورت جداگانه از افراد مذکور<ref>منابع دیگر از: منذر بن عمرو بن خنیس، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۸-۴۱۹؛ ابن عبد ربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۲۹؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۲۳۵) ابودجانه سماک بن خرشه انصاری، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۹؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۳۶؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۶۵۱) ابواسید مالک بن ربیعة بن بدن ساعدی، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۱؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۱۹۷؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۵۱) مالک بن مسعود بن بدی، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۱؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۵۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۷۳) عبد رب (عبد ربه) بن حقّ (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۰۰۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۱۸) به عنوان ساعدیهای حاضر در این نخستین غزوه مهم و بزرگ دوران حیات نبوی{{صل}} نام بردهاند.</ref> و نیز اشخاص دیگری نظیر: [[سعد بن سعد ساعدی]] -[[برادر]] [[سهل بن سعد]]-<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۰۱.</ref>، [[عامر بن عوف بن حارثه]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۱.</ref>، [[صخرة بن کعب انصاری]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۴۴۴.</ref> و [[سعد بن عباده]]<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۹۴. برخی دیگر از منابع هم به نقل از مدائنی، واقدی و ابن کلبی، از او در شمار بدریون یاد کردند. (ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۹۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۰۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۵۵.)</ref> به عنوان مشارکتکنندگان ساعدی این [[جنگ]] نام بردهاند. نقل است که سعد بن عباده در جریان [[جنگ بدر]] به خانههای [[انصار]] میرفت و آنان را به حضور در جنگ [[تشویق]] میکرد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۱.</ref> اما پیش از [[حرکت]]، ماری وی را گزید و باعث جا ماندن او از این جنگ شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۱؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۲۵۰.</ref>. [[سعد بن مالک]] را هم از دیگر [[رجال]] [[بدری]] بنی ساعده گفتهاند. وی در حال [[آمادهسازی]] برای حضور در این جنگ بود که درگذشت. با این وجود، [[پیامبر]]{{صل}} او را از [[بدریان]] شماره کرده، سهمی از [[غنایم]] این جنگ را بدو اختصاص داد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۸؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۶۰۱-۶۰۲؛ ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۱، ص۳۲۷.</ref>. از [[احلاف]] و [[همپیمانان]] این [[قوم]] که در [[بدر]] حضور داشتند هم میتوان به اسامی: [[زیاد بن کعب بن عمرو]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۲؛ ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۱، ص۳۲۷.</ref>، [[ضمرة بن عمرو بن کعب]] (عمرو)<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۲. ابونعیم نام و نسب و را «ضمرة بن کعب بن عمرو انصاری» عنوان کرده است. (ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۳، ص۶۹)</ref>، [[بسبس بن عمرو بن ثعلبه]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۱۶۹؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۱۲۱.</ref> و [[کعب بن جماز بن مالک]] ([[ثعلبه]])<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۲؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۴، ص۱۵۳.</ref> اشاره کرد. این اسامی در کتاب «[[السیرة النبویه]]»، ضمره، زیاد و بسبس [[فرزندان]] عمرو بن ثعلبه، ضمره و [[زیاد]] فرزندان [[بشر]] و [[عبدالله بن عامر]] عنوان شدهاند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۶۹۶. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۳۳؛ ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۱، ص۳۲۷.</ref>. | |||
[[جنگ احد]] نیز از دیگر [[غزوات]] بزرگ دوران [[نبی مکرم اسلام]]{{صل}} بود که جمع زیادی از بنی ساعدیها در آن مشارکت داشتند که اسامی بزرگانی چون: [[مالک بن مسعود بن بدن]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۵۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۷۳.</ref>، [[ابودجانه انصاری]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۹؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۳۶؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۶۵۱.</ref>، [[منذر بن عمرو]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۱۹؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۴۵۰.</ref>، [[ابو اسید مالک بن ربیعه ساعدی]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۱؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۵۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۴۷-۲۴۸.</ref>، عبدرب (عبدربه) بن حق<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۰۰۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۳۱۸.</ref>، [[سعد بن عباده]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۱؛ ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۹۴.</ref>، [[سعد بن حارثه بن لوذان انصاری ساعدی]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۹۸۳؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۱۹۰.</ref>، [[ثعلبة بن سعد بن مالک]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۵؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۳۰؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۰.</ref>، [[ثقف بن فروة بن بدی]] (بدن)<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۵؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۳۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۱۷.</ref>، [[ثابت بن صهیب بن کرز]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۱۹۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۷۱؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۵۰۷.</ref>، [[اسلم بن اوس بن بجره]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۹۱. ابن حجر از او با نام و نسب «اسلم بن بجره» یاد کرده است. (ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۲۱۳-۲۱۴)</ref>، [[سعد بن خلیفه انصاری]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۱۹۱؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۴۴.</ref>، [[سمیر بن حصین بن حارث]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۰۶؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۱۵۴.</ref>، [[عبید بن مسعود بن بدن]]<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۲، ص۴۳.</ref>، [[عبدالله بن عمرو بن وهب]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۵؛ ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی والسیر، ج۱، ص۱۵۵؛ ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۲، ص۴۳.</ref>، [[عبدالله بن فروة بن بدی]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۰.</ref>، [[عبدالله بن ثعلبه]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۱.</ref>، [[قیس بن ثعلبه]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۱.</ref> و [[اسید بن یربوع بن بدی انصاری ساعدی]]<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۹۵؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۱۵.</ref> و [[احلاف]] و [[همپیمانان]] آنان: [[زیاد بن کعب بن عمرو]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۲.</ref>، [[ضمرة بن عمرو بن عمرو]] (کعب)<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۱.</ref>، [[بسبس بن عمرو بن ثعلبه]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۲.</ref> و [[کعب بن جماز]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۲.</ref> از جمله ایشان بودند. | |||
در این [[جنگ]]، [[رسول خدا]]{{صل}} پس از مواجهه با [[دشمن]]، [[فرماندهان]] بخشهای مختلف [[لشکر]] خود را تعیین فرمود. [[منذر بن عمرو بن خنیس]] یکی از این فرماندهان بود که حضرت او را به [[فرماندهی]] [[میسره سپاه]] خود گماشت<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۲۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۴۹۴؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۲، ص۱۷۰.</ref>. با آغاز جنگ، ساعدیهای [[سپاه اسلام]] بهویژه [[ابودجانه انصاری]] دلاوریها و رشادتهای بسیار از خود نشان دادند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۰؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۶۴۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۹۹.</ref>. او در حالی که دستار سرخی بر پیشانی خود بسته بود به [[پیکار]] با [[مشرکین قریش]] پرداخت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۰.</ref>. نقل است که [[پیامبر]]{{صل}} در [[احد]]، شمشیری را به دست گرفتند و فرمودند چه کسی [[حق]] این [[شمشیر]] را را ادا میکند؟ [[ابودجانه]] ابراز [[آمادگی]] کرد. پس شمشیر را گرفت و در حالی که [[رجز]] میخواند: «من کسی هستم که [[دوست]] من با من در دره و بن کوه و در کنار خرما بُنها [[عهد]] فرمود که ناپدید نشوم و نگریزم و با شمشیر [[خدا]] و رسولش شمشیر بزنم». به [[نبرد]] با [[مشرکان]] پرداخت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۰؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۹۹. نیز ر.ک: ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۵۳۶؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۶۴۴.</ref>. پس از [[تخلف]] مأموران [[محافظ]] تنگه [[احد]] از [[فرمان پیامبر]]{{صل}} و [[حمله]] [[دشمن]] از این گذرگاه، که موجب از هم پاشیدگی و [[شکست]] [[سپاه اسلام]] گردید، [[ابودجانه انصاری]] و [[مصعب بن عمیر]] در شمار اندک مدافعان [[رسول]] [[ختمی مرتبت]]{{صل}} در احد قرار گرفتند. [[مصعب]] به [[شهادت]] رسید و [[ابودجانه]] متحمل جراحات بسیار گردید<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۶۴۴.</ref>. | |||
پایان این [[جنگ]]، با شهادت جمعی از [[رزمندگان]] بنی ساعده همراه بود. در حالی که «[[نویری]]» (م. ۷۳۳ [[هجری]]) تعداد شهدای این [[قوم]] در احد را چهار تن ذکر کرده، و از [[ثعلبة بن سعد بن مالک بن خالد]]، [[ثقیف بن فروة بن بدی]]. [[عبد الله بن عمرو بن وهب]] و ضمرة عمرو جهنّی حلیف بنی ساعده<ref>نویری، نهایة الارب فی فنون الادب، ج۱۷، ص۱۰۷.</ref> به عنوان شهدای این قوم در این واقعه یاد کرده است، منابع دیگر، علاوه بر این موارد<ref>ثعلبة بن سعد بن مالک، (هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۴۱۳؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۳۶۹) ثقف بن فروة بن بدی (بدن)، (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۵؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۳۰؛ ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی والسیر، ج۱، ص۱۵۵) عبدالله بن عمرو بن وهب، (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۵؛ ابن عبد البر، الدرر فی اختصار المغازی والسیر، ج۱، ص۱۵۵؛ ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۲، ص۴۳) و احلاف و همپیمانان آنان: ضمرة بن عمرو بن عمرو (کعب) (ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۲۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۲؛ بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۱)</ref>، اسامی [[عبید بن مسعود بن بدن]]<ref>ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۲، ص۴۳.</ref>، عبدالله بن فروة بن بدی<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۰.</ref>، [[عبدالله بن ثعلبه]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۱.</ref>، [[قیس بن ثعلبه]]<ref>بلاذری، انساب الاشراف، ج۱، ص۳۳۱.</ref> و [[اسید بن یربوع بن بدی انصاری ساعدی]]<ref>ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۱۱۴.</ref> را نیز بر این تعداد افزودهاند. | |||
علاوه بر [[بدر]] و [[احد]]، گزارشاتی از [[مشارکت جمعی]] از [[مردم]] بنی ساعده در [[غزوات]] [[خندق]]<ref>از جمله آنان میتوان به نام معاریفی چون: ابو اسید مالک بن ربیعه انصاری معروف به «ابواسید انصاری»، (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۱) سعد بن عباده (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۶۱؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۹۶-۵۹۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۰۵) سعد بن حارثة بن لوذان انصاری (ر.ک. ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۸۳) اشاره کرد.</ref>، [[فتح مکه]]<ref>ر.ک: محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۰۰؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۰۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۵۶.</ref>، حنین<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۹۶.</ref>، [[طائف]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۳۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۸۷؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۴۴.</ref> و دیگر جنگهای [[دوران پیامبر]]{{صل}}<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۱،۴۶۱؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۸۳؛ ج۳، ص۱۳۵۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۹۹؛ ج۴، ص۲۴۷-۲۴۸.</ref> و نیز وقایع بزرگی چون واقعه [[بئر معونه]]<ref>ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۸۰۰، ۱۳۹۲ و۱۴۱۲؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۳، ص۴۴؛ ج۴، ص۳۸۶ و ۴۲۷؛ ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۲، ص۱۲۱.</ref> در دست است. در [[جنگ خندق]]، زمانی که [[بنی قریظه]] [[پیمان]] شکستند [[رسول خدا]]{{صل}}، [[سعد بن عباده]] را همراه با [[سعد بن معاذ]]، [[عبدالله بن رواحه]] و [[خوات بن جبیر]] [[مأمور]] سنجش [[صحت]] و سقم خبر کرد. آنها نزد بنی قریظه رفتند و پس از دریافت [[خیانت]] آنان، نزد حضرت بازگشتند و با [[اعلان]] کلمه [[رمز]] «عضل و [[قاره]]» خبر این خیانت را به اطلاع [[پیغمبر]]{{صل}} رساندند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۲۲۱-۲۲۲؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۵۷۱-۵۷۲.</ref>. در موضع دیگر این [[جنگ]] و در پی شدت گرفتن محاصره و وضع [[بحرانی]] [[مسلمانان]] در جنگ خندق، رسول خدا{{صل}} بر آن شد تا برای درهم شکستن [[اتحاد]] [[مشرکان]] و ایجاد [[تزلزل]] در صفوف مهاجمین، سران [[غطفان]] را در ازای پرداخت یک سوم خرمای [[مدینه]]، به ترک محاصره [[دعوت]] کند؛ پس [[عیینة بن حصن غطفانی]] -[[رییس]] غطفانیها- [[و]] ده تن از [[مردم]] قومش محضر حضرت آمدند و با [[بیاحترامی]] هر چه تمامتر در مجلس نشستند. رسول خدا{{صل}} نیز گروهی از [[یاران]] خود را دعوت فرمود و دوات و کاغذ هم برای [[نوشتن]] [[پیماننامه]] آماده کردند. در پی سخنانی که در مجلس رخ داد، پیغمبر{{صل}}، [[سعد بن معاذ]] و [[سعد بن عباده]] را به حضورطلبید و با آنها در این باب به [[مشورت]] پرداختند. آن دو گفتند: «اگر این [[دستوری]] آسمانی است، که حتماً انجامش دهید و اگر دستور آسمانی نیست و خود بدان مایلید، باز هم میل خود را انجام دهید که ما [[گوش به فرمان]] و فرمانبرداریم. ولی اگر مشورت میفرمایید برای آنها پیش ما چیزی جز [[شمشیر]] نیست». با [[مخالفت]] سران [[اوس و خزرج]] با این پیشنهاد، توافق حاصل نشد و آنها کماکان در [[همراهی]] با [[قریش]] به محاصره [[شهر]] ادامه دادند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۷۷-۴۷۸. نیز ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۹۶-۵۹۷؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۰۵.</ref>. علاوه بر سعد بن عباده، [[ابواسید مالک بن ربیعه انصاری]] معروف به «[[ابواسید انصاری]]» هم از دیگر [[رجال]] شهیر بنی ساعده بود که نامی از وی در این جنگ به ثبت و ضبط رسیده است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۱.</ref>. | |||
ساعدیها در [[روز فتح مکه]] ([[سال هشتم هجری]]) نیز حضور چشمگیری داشتند. مشارکت گسترده آنان در این [[جنگ]] موجب شد تا در آن [[روز]] پرچمی به ایشان اختصاص یابد. [[پرچمدار]] بنی ساعده در [[فتح مکه]]، [[ابواسید ساعدی]] بود<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۰۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۱.</ref>. سعد بن عباده هم چونان همه [[غزوات پیامبر]]{{صل}}<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۹۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۰۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۵۵.</ref>، پرچمدار [[سپاه]] حضرت در فتح مکه بود<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۹۸؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۰۵.</ref>. [[پیامبر]]{{صل}} پس از تقسیم سپاه خود در «[[ذی طوی]]»<ref>«ذی طُوی» موضعی است نزدیک مکه. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۴۵)</ref>، به سعد بن عباده فرمود تا با گروهی از کسان خود از کَداء<ref>«کداء» نام کوهی است در بالادست شهر مکه. (یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۴، ص۴۳۹)</ref> وارد [[مکه]] شود. نقل است که سعد در حین ورود به مکه [[شعار]]: «الیوم [[یوم]] الملحمه؛ الیوم تستحیل الحرمه؛ الیوم اذلّ [[الله]] قریشا؛ امروز [[روز]] [[جنگ]] است؛ امروز [[حرمت]] از میان بر میخیزد؛ امروز [[خداوند]] [[قریش]] را [[ذلیل]] کرد»، سر داد<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۰۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۵۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۴۶.</ref>. این سخنان، [[نگرانی]] [[ابوسفیان]]<ref>ابوسفیان، حضرت را ندا داد که: «ای رسول خدا امر به قتل قومت کردی؟» حضرت به ابوسفیان فرمودند: «یا ابوسفیان؛ الیوم یوم الرحمه؛ الیوم یوم اعز الله قریشا؛ امروز روز رحمت است؛ امروز روزی است که خداوند به قریش عزت بخشیده است». (محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۲۱-۸۲۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۹۸؛ ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۲، ص۲۲۱.)</ref>و نیز برخی از [[صحابه]]<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۲۱-۸۲۲؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۰۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۵۶.</ref>را برانگیخت و موجب شد تا آنها نزد پیامبر{{صل}} از این سخنان سعد ابراز نگرانی کنند. [[رسول خدا]]{{صل}} [[پرچم]] را از دست سعد گرفتند و به نقلی به پسرش قیس<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۲۲؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۲، ص۵۹۸؛ ابن سید الناس، عیون الاثر فی فنون المغازی و الشمائل و السیر، ج۲، ص۲۲۱.</ref> و به نقل دیگر به دست [[علی بن ابی طالب]]{{ع}}<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۰۶؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۵۶؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۲، ص۲۴۶.</ref> سپردند. [[سعد بن عباده]] علاوه بر [[فتح مکه]]، [[پرچمدار]] [[انصار]] در همه جنگهای [[دوران پیامبر]]{{صل}} بود<ref>ابونعیم، معرفة الصحابه، ج۲، ص۳۹۴؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۲، ص۲۰۴؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۳، ص۵۵.</ref>. علاوه بر او پسرش [[قیس بن سعد]] هم، حامل [[لواء]] حضرت در برخی [[مغازی]] بود<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۸۹؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۹۹.</ref>. افزون بر این دو [[رجال]] [[انصاری]]، [[ابواسید ساعدی]] نیز از دیگر ساعدیهایی بود که علاوه بر حضور در تمامی جنگهای دوران [[نبوی]]{{صل}}<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۱؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۳، ص۱۳۵۱؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۲۴۷-۲۴۸.</ref>، [[پرچمداری]] این [[قوم]] را در برخی [[جنگها]] بهویژه در [[غزوات]] پایانی [[دوران رسول خدا]]{{صل}} بر عهده داشت. همانگونه که گفته شد او پرچمدار بنی ساعده در [[روز فتح مکه]] بود<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۰۰؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۳، ص۴۲۱.</ref>. وی در [[نبرد حنین]] نیز به [[افتخار]] پرچمداری قوم خود نائل آمده بود<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۹۶.</ref>. وی علاوه بر غزوات، در سرایای دوران حضرت نیز حضور داشت. از جمله این [[سرایا]]، سریه بنی جزیمه بود. در [[شوال]] [[سال هشتم هجرت]] و پس از فتح مکه، [[رسول خدا]]{{صل}} [[خالد بن ولید]] را به همراه ۳۵۰ تن از [[مهاجر]] و انصار و [[بنیسلیم]] جهت [[دعوت]] قبیلۀ بنیجَذِیمَه به پذیرش آئین [[اسلام]]، به مناطق پایین دست [[مکه]]، محل اسکان این [[طایفه]] فرستاد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۷۵؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۲؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۲، ص۶.</ref>. پس از رسیدن خالد بن ولید و یارانش به منطقه مورد نظر، خالد به [[قبیله]] [[بنی جذیمه]] اعلام کرد که اسلام بیاورند. بنیجَذِیمَه که مسلّح به استقبال [[سپاه اسلام]] آمده بودند، خود را [[مسلمان]] خواندند. خالد بن ولید از آنها خواست تا سلاحهای خود را بر [[زمین]] بگذارند. پس از آنکه بنیجَذِیمَه، [[سلاح]] خود را بر زمین نهادند، خالد دستور به [[دستگیری]] آنان داد. وی دستهای آنان را به یکدیگر بست و هر نفر از بنیجَذِیمَه را به دو نفر از [[سپاه]] خود سپرد. سپیده دم فردای آن [[روز]]، خالد دستور داد تا هر کس اسیری را که نزد اوست به [[قتل]] برساند. بنیسلیم به علت [[کینه]] [[و]] [[دشمنی]] که با بنیجَذِیمَه داشتند، تمامی اسرایی که به آنان سپرده شده بودند را به قتل رساندند. اما [[مهاجر]] و [[انصار]] از این دستور سرتافتند و اسرایی که به آنها محول شده بودند، را [[آزاد]] کردند<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۷۵-۸۷۶؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۱۱۲. نیز ر.ک: ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۲۸-۴۲۹؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۶۶-۶۷؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۲، ص۶-۷.</ref>. این امر، [[عصبانیت]] خالد را به همراه داشت. [[ابواسید ساعدی]] که یکی از انصاریهای حاضر در این سریه بود به خالد [[اعتراض]] کرد و گفت: «از [[خدا]] بترس؛ به خدا [[سوگند]] ما هرگز [[مردم]] مسلمان را نمیکشیم»<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۷۷؛ تقی الدین مقریزی، إمتاع الأسماع بما للنبی من الأحوال و الأموال و الحفدة و المتاع، ج۲، ص۷.</ref>. ابوالبشیر ساعدی که یکی دیگر از ساعدیهای حاضر در این سریه بود هم، از دیگر کسانی بود که از [[فرمان]] خالد [[تمرد]] کرد و [[اسیر]] خود را آزاد کرد. نقل است که چون خالد بن ولید دستور به قتل [[اسرا]] داد، [[ابوبشیر]] میخواست اسیری که به او سپرده شده بود را به قتل برساند. اما اسیر از او خواست تا همان [[رفتاری]] که دیگران با [[اسیران]] خود میکنند، او هم همان [[رفتار]] را با او داشته باشد. چون مهاجر و انصار اسیرانشان را [[آزاد]] کردند، ابوبشیر نیز به تبع آنان، اسیر خود را آزاد کرد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۸۷۷.</ref>. | |||
واقعه [[بئر معونه]] هم، از دیگر سرایای مهم دوران [[نبوی]]{{صل}} بود که برخی از مشارکت افراد بنی ساعده در آن حضور داشتند. در واقعه بئر معونه -که به [[سال چهارم هجری]] اتفاق افتاده بود- [[ابوبراء بن مالک]]، -[[رئیس قبیله]] [[بنیعامر]]،- همراه با هدایایی نزد [[پیامبر]]{{صل}} در [[مدینه]] رفت. [[رسول خدا]]{{صل}} پذیرش [[هدایا]] را به [[اسلام آوردن]] ابوبَراء مشروط کرد، اما وی، بدون رد یا [[قبول اسلام]] از ایشان خواست چند تن از [[مسلمانان]] را با [[هدف]] [[گسترش اسلام]] نزد [[قبیله]] بنیعامر در نجد بفرستد. وی چون ابراز [[نگرانی پیامبر]]{{صل}} را از پذیرش این پیشنهاد [[مشاهده]] کرد، [[امنیت]] [[مبلغان]] [[مسلمان]] را تضمین کرد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۴۶؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۴۴-۴۵.</ref>. پس از بازگشت ابوبراء، رسول خدا{{صل}} ۴۰ تن از مبلغان را به [[فرماندهی]] [[منذر بن عمرو انصاری]]<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۱، ص۴۶۶؛ ج۲، ص۱۸۴؛ محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن حبان، الثقات، ج۱، ص۲۳۸.</ref> در صفر [[سال چهارم هجری]] و چهار ماه پس از [[غزوه اُحد]]، همراه نامهای خطاب به [[عامر بن طفیل]] -از بزرگان قبیله بنیعامر- به نجد اعزام کرد<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۴۷؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۴۵؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۲۲۰.</ref>. مبلغان پیامبر{{صل}} با [[راهنمایی]] یکی از مردان بنیسُلیم به نام «مطلب»<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۴۷.</ref> به [[چاه معونه]] رسیدند. در آن جا، [[حرام بن ملحان]]، [[نامه]] رسول خدا{{صل}} را نزد [[عامر بن طفیل]] برد. باقیمانده افراد نیز در غاری مشرف بر [[چاه]] مستقر شدند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۲، ص۲۲۲.</ref>. عامر، بدون خواندن نامه در [[رقابت]] با [[ابو براء]]<ref>Muhammad at medina، p۳۱</ref>، حامل [[نامه پیامبر]]{{صل}} را به [[شهادت]] رساند و برای از میان بردن مبلغان از قبیلهاش [[یاری]] خواست؛ اما آنها به سبب تضمین ابوبراء از یاری او خودداری کردند. از اینرو، عامر با [[یاری خواستن]] از تیرههایی از [[قبیله بنیسلیم]] چون رِعْل، عُصَیه و ذَکوان که پس از کشته شدن [[طعیمة بن عدی]] -که مادرش از [[بنیسلیم]] بود،- در [[بدر]]، [[کینه]] مسلمانان را در [[دل]] داشتند<ref>ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۱۸۴-۱۸۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۲۶، ص۱۰۵.</ref>،<ref>مهران اسماعیلی، مقاله «بئر معونه»، پژوهشکده حج و زیارت.</ref> به [[مبلغان]] [[مسلمان]] به [[فرماندهی]] [[منذر بن عمرو ساعدی]] [[یورش]] آوردند. [[مسلمانان]] به [[دفاع از خود]] پرداختند. [[یاران پیامبر]]{{صل}} در محاصره [[دشمن]]، یکی یکی به شهادت رسیدند و فقط [[منذر بن عمرو]] زنده ماند. [[مشرکان]] به او گفتند: اگر بخواهی به تو [[امان]] امان میدهیم. منذر گفت: «دست به دست شما نمینهم و امانی هم از شما نمیپذیرم تا این که مرا به محل شهادت [[حرام بن ملحان]] ببرید و از جوار و حمایتی هم که به من دادهاید دست بردارید». آنها [[مزاحم]] او نشدند و او را به محل شهادت ملحان بردند و گفتند: «از امان و [[حمایت]] خود دست برداشتیم». پس منذر بن عمرو جنگید تا این که او نیز به شهادت رسید<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۴۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴۰</ref>. [[رسول خدا]]{{صل}} پس از شنیدن خبر شهادت او فرمود: «او در برابر [[مرگ]] گردنفرازی کرد»<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۱، ص۳۴۸؛ ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۲، ص۴۰؛ صالحی شامی، سبل الهدی و الرشاد فی سیرة خیر العباد، ج۶، ص۵۹.</ref>. | |||
[[غزوه طائف]] نیز از دیگر [[غزوات]] [[عصر رسول خدا]]{{صل}} بود که در آن جمعی از [[مردم]] بنی ساعده حضور داشتند. از جمله این مشارکتکنندگان در این [[جنگ]]، منذر بن عبدالله (عباد) انصاری ساعدی بود که در اثنای این [[کارزار]] به شهادت رسید<ref>محمد بن عمر واقدی، المغازی، ج۳، ص۹۳۸؛ ابن هشام، السیرة النبویه، ج۲، ص۴۸۷؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۴۴. برخی منابع از او با نام و نسب «عبدالله بن عباد» یاد کردند. (ر.ک: ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۴۴۹؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۴، ص۴۹۳)</ref>. | |||
از [[کارگزاران]] ساعدی [[پیامبر]]{{صل}} میتوان از [[قیس بن سعد بن عباده]] یاد کرد. او مقامی مشابه [[رییس]] پلیس برای پیامبر{{صل}} داشت<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۱۸، ص۳۴۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۴۹، ص۴۰۶؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۶۵.</ref>. وی را همچنین [[مسئول]] اخذ [[صدقات]] در برخی مناطق تحت [[حاکمیت]] [[دولت نبوی]]{{صل}} گفتهاند<ref>ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۸، ص۹۹.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||