بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۸: | خط ۱۸: | ||
این تعریف با توجه به مطالب گفته شده، تعریف بهتر به نظر میرسد و اطلاق آن بر [[خداوند]] صحیح است<ref>[[جابر توحیدی اقدم|توحیدی اقدم، جابر]]، [[قدرت الهی (مقاله)|مقاله «قدرت الهی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۳۵.</ref>. | این تعریف با توجه به مطالب گفته شده، تعریف بهتر به نظر میرسد و اطلاق آن بر [[خداوند]] صحیح است<ref>[[جابر توحیدی اقدم|توحیدی اقدم، جابر]]، [[قدرت الهی (مقاله)|مقاله «قدرت الهی»]]، [[فرهنگنامه کلام اسلامی (کتاب)|فرهنگنامه کلام اسلامی]]، ص ۳۳۵.</ref>. | ||
قدرت الهی صفت ثبوتی (یعنی صفاتی که برای خداوند کمال محسوب میشود) و ذاتی خداوند است، به طوری که فاعل این صفت یعنی خداوند کار خود را با [[اراده]] و از روی [[علم]] و [[آگاهی]] انجام میدهد، اما رکن در تعریف قدرت این است که قدرت باید حتما براساس اراده و میل خداوند نسبت به انجام دادن و یا عدم انجام دادن فعلی باشد، چنانکه [[آیات قرآن]] اراده و میل خداوند برای انجام فعلی و یا عدم انجام آن فعل را با این عبارت "فعال ما یشاء" توصیف کرده اند<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۶۳-۱۶۴.</ref>. | |||
== پیشینه == | == پیشینه == | ||
صفت قدرت در [[حقتعالی]] از جمله مباحثی است که تمامی [[ادیان]] و [[ملل]] گذشته، به آن توجه داشتهاند و در اینکه [[خداوند]] با قدرت و اختیار در ایجاد عالم مؤثر بوده، [[اتفاق نظر]] دارند<ref>شعرانی، تعلیقات بر کتاب شرح اصول کافی، ۴/۳۵۴.</ref>. قدرت در [[دین]] [[زردشت]]، از جمله نامهای اهورا مزداست که او را قدرتمندترین و بزرگترین مینامند<ref>اوستا، یسنا، هات ۲۸، بند ۵ و هات ۳۳، بند ۱۱.</ref>. در [[دین یهود]] خداوند صاحب قدرت و منشأ نیروهای بیشمار<ref>کتاب مقدس، خروج، ب۹، ۱۶؛ مزامیر، ب۶۵، ۶.</ref> و در [[مسیحیت]] همه قدرتها ناشی از قدرت الهی<ref>کتاب مقدس، کتاب رومیان، ب۱۳، ۱.</ref> معرفی شده است. | صفت قدرت در [[حقتعالی]] از جمله مباحثی است که تمامی [[ادیان]] و [[ملل]] گذشته، به آن توجه داشتهاند و در اینکه [[خداوند]] با قدرت و اختیار در ایجاد عالم مؤثر بوده، [[اتفاق نظر]] دارند<ref>شعرانی، تعلیقات بر کتاب شرح اصول کافی، ۴/۳۵۴.</ref>. قدرت در [[دین]] [[زردشت]]، از جمله نامهای اهورا مزداست که او را قدرتمندترین و بزرگترین مینامند<ref>اوستا، یسنا، هات ۲۸، بند ۵ و هات ۳۳، بند ۱۱.</ref>. در [[دین یهود]] خداوند صاحب قدرت و منشأ نیروهای بیشمار<ref>کتاب مقدس، خروج، ب۹، ۱۶؛ مزامیر، ب۶۵، ۶.</ref> و در [[مسیحیت]] همه قدرتها ناشی از قدرت الهی<ref>کتاب مقدس، کتاب رومیان، ب۱۳، ۱.</ref> معرفی شده است. | ||
در [[آیات]] متعددی از [[قرآن کریم]]، از | در [[آیات]] متعددی از [[قرآن کریم]]، از قدرت الهی [[سخن]] به میان آمده و [[خداوند]] را قادر بر همه چیز دانسته<ref>سوره بقره، آیه ۱۰۹ و ۱۴۸؛ سوره نساء، آیه ۱۴۹</ref>، بلکه همه قدرتها را نشئت گرفته از قدرت الهی معرفی کرده است<ref>سوره بقره، آیه ۱۶۵؛ سوره کهف، آیه ۳۹.</ref>، در [[روایات]] نیز از [[قدرت]] [[حقتعالی]] سخن به میان آمده و ابوابی به آن اختصاص یافته است<ref>صدوق، التوحید، ۱۲۲–۱۳۴؛ مجلسی، مرآة العقول فی شرح اخبار آلالرسول{{صل}}، ۴/۱۳۴.</ref>. | ||
برخی از [[متکلمان]] مانند [[اشاعره]] قدرت را مانند دیگر صفات از صفات [[حقیقی]] حقتعالی و زاید بر ذات میدانند<ref>جرجانی، شرح المواقف، ۸/۴۴–۴۵.</ref>، اما [[متکلمان امامیه]] و بعضی از [[معتزله]]، قدرت را از صفات حقیقی و عین ذات میدانند<ref> تفتازانی، شرح المقاصد، ۴/۷۴، فاضل مقداد، الباب الحادیعشر مع شرحیه النافع یوم الحشر و مفتاح الباب، ۱۰۷.</ref>. در [[علم کلام]] غالباً نخستین صفتی که برای خداوند [[اثبات]] میشود، صفت قدرت است<ref>ابننوبخت، الیاقوت فی علم الکلام، ۳۸؛ خواجهنصیر، تجرید الاعتقاد، ۱۹۱؛ ابنمیثم، قواعد المرام فی علم الکلام، ۸۲.</ref>، در [[فلسفه]] غالباً پس از بحث از [[علم الهی]] به قدرت الهی توجه میشود<ref>ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ۶/۱۴۹ و ۳۰۷؛ سبزواری، شرح المنظومه، ۳/۵۸۵ و ۶۱۳.</ref>.<ref>[[نرگس موحدی|موحدی، نرگس]]، [[قدرت الهی (مقاله)|مقاله «قدرت الهی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۸]]، ص۱۳۶-۱۴۳.</ref> | برخی از [[متکلمان]] مانند [[اشاعره]] قدرت را مانند دیگر صفات از صفات [[حقیقی]] حقتعالی و زاید بر ذات میدانند<ref>جرجانی، شرح المواقف، ۸/۴۴–۴۵.</ref>، اما [[متکلمان امامیه]] و بعضی از [[معتزله]]، قدرت را از صفات حقیقی و عین ذات میدانند<ref> تفتازانی، شرح المقاصد، ۴/۷۴، فاضل مقداد، الباب الحادیعشر مع شرحیه النافع یوم الحشر و مفتاح الباب، ۱۰۷.</ref>. در [[علم کلام]] غالباً نخستین صفتی که برای خداوند [[اثبات]] میشود، صفت قدرت است<ref>ابننوبخت، الیاقوت فی علم الکلام، ۳۸؛ خواجهنصیر، تجرید الاعتقاد، ۱۹۱؛ ابنمیثم، قواعد المرام فی علم الکلام، ۸۲.</ref>، در [[فلسفه]] غالباً پس از بحث از [[علم الهی]] به قدرت الهی توجه میشود<ref>ملاصدرا، الحکمة المتعالیه، ۶/۱۴۹ و ۳۰۷؛ سبزواری، شرح المنظومه، ۳/۵۸۵ و ۶۱۳.</ref>.<ref>[[نرگس موحدی|موحدی، نرگس]]، [[قدرت الهی (مقاله)|مقاله «قدرت الهی»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۸ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۸]]، ص۱۳۶-۱۴۳.</ref> | ||
| خط ۳۴: | خط ۳۴: | ||
#{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«بیگمان خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۲۰.</ref>. | #{{متن قرآن|إِنَّ اللَّهَ عَلَى كُلِّ شَيْءٍ قَدِيرٌ}}<ref>«بیگمان خداوند بر هر کاری تواناست» سوره بقره، آیه ۲۰.</ref>. | ||
== [[ادله]] | == [[ادله]] قدرت الهی == | ||
قدرت و [[توانایی]] خداوند [[جهان]] را از راههای گوناگونی میتوان [[اثبات]] کرد مانند: | قدرت و [[توانایی]] خداوند [[جهان]] را از راههای گوناگونی میتوان [[اثبات]] کرد مانند: | ||
# شگفتیهای [[جهان آفرینش]]: چنانکه وجود پدیده بر وجود آفریننده خود [[گواهی]] میدهد صفات و ویژگیهای وجودی پدیده، نشاندهنده اوصاف [[خالق]] و آفریننده خود است. نظامهای شگفتانگیز موجودات جهان از اتم گرفته تا کهکشانها و ساختمانهای پیچیده موجودات زنده گیاهی و حیوانی و [[انسانی]] و بررسی سلولها و پیچیدگیهای آنها هم نشاندهنده صانع آنها و هم دلیل [[قدرتمندی]] و توانایی بیاندازه اوست. | # شگفتیهای [[جهان آفرینش]]: چنانکه وجود پدیده بر وجود آفریننده خود [[گواهی]] میدهد صفات و ویژگیهای وجودی پدیده، نشاندهنده اوصاف [[خالق]] و آفریننده خود است. نظامهای شگفتانگیز موجودات جهان از اتم گرفته تا کهکشانها و ساختمانهای پیچیده موجودات زنده گیاهی و حیوانی و [[انسانی]] و بررسی سلولها و پیچیدگیهای آنها هم نشاندهنده صانع آنها و هم دلیل [[قدرتمندی]] و توانایی بیاندازه اوست. | ||
| خط ۴۸: | خط ۴۸: | ||
اما دانشمندان علم کلام به این نوع پرسشها اینچنین پاسخ دادهاند که از لحاظ [[عقلی]] چنین پرسشهایی نسبت به قدرت خداوند امری محال و غیر ممکن است چراکه تحقق چنین فرضهایی مستلزم اجتماع نقیضین است؛ مثلًا تحقق اینکه [[خالق]] نتواند مخلوق را از میان بردارد ([[خلقت]] سنگ بزرگ) مستلزم این است که هم خالق باشد و هم نباشد. خالق باشد، به این علت که خلقت سنگ توسط خداوند انجام شده و خالق نباشد به خاطر اینکه تمام موجودات در تمام مراحل و [[شئون]]، معلول و وابسطۀ به خداوند هستند و اگر موجودی مثل این سنگ از خالق [[تبعیت]] نکرد و وابسطۀ آن نشد بلکه قدرتش بیشتر از خالقش شد نتیجه این میشود که علت بودن خداوند برای چنین مخلقولی از بین میرود زیرا مخلوق دیگر [[وابستگی]] به خالق ندارد و زمانی که علت بودن خالق در تمام شئون مخلوق از بین رفت خالقیتش هم از بین میرود و تبدیل به مخلوق میشود<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۷۶.</ref>. | اما دانشمندان علم کلام به این نوع پرسشها اینچنین پاسخ دادهاند که از لحاظ [[عقلی]] چنین پرسشهایی نسبت به قدرت خداوند امری محال و غیر ممکن است چراکه تحقق چنین فرضهایی مستلزم اجتماع نقیضین است؛ مثلًا تحقق اینکه [[خالق]] نتواند مخلوق را از میان بردارد ([[خلقت]] سنگ بزرگ) مستلزم این است که هم خالق باشد و هم نباشد. خالق باشد، به این علت که خلقت سنگ توسط خداوند انجام شده و خالق نباشد به خاطر اینکه تمام موجودات در تمام مراحل و [[شئون]]، معلول و وابسطۀ به خداوند هستند و اگر موجودی مثل این سنگ از خالق [[تبعیت]] نکرد و وابسطۀ آن نشد بلکه قدرتش بیشتر از خالقش شد نتیجه این میشود که علت بودن خداوند برای چنین مخلقولی از بین میرود زیرا مخلوق دیگر [[وابستگی]] به خالق ندارد و زمانی که علت بودن خالق در تمام شئون مخلوق از بین رفت خالقیتش هم از بین میرود و تبدیل به مخلوق میشود<ref>ر.ک: [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۳۷۶.</ref>. | ||
باید دانست هیچ قانونی در جهان [[قطعی]] نیست؛ زیرا اگر قانونی قطعی شود، قدرت و [[ارادۀ خدا]] محدود به [[پیروی]] از [[قانون]] خواهد شد و این مطلب یعنی همان حرفی که [[یهود]] دربارۀ [[خدا]] گفتهاند: {{متن قرآن|يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ}}<ref>«و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است» سوره مائده، آیه ۶۴.</ref> و [[خدا]] میفرماید: {{متن قرآن|غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ}}<ref>«دستشان بسته باد و بر آنچه گفتهاند لعنت بر ایشان باد بلکه دستهای او باز است» سوره مائده، آیه ۶۴.</ref>، در حالی که امکان نقض قوانینی که به صورت طبیعی و صد درصد در عالم وجود دارد برای ما وجود ندارد؛ اما [[خداوند]] که این [[قوانین]] را وضع کرده میتواند آنها را نقض کند. البته نقض این قوانین بدون [[استدلال]] نیست. وجود | باید دانست هیچ قانونی در جهان [[قطعی]] نیست؛ زیرا اگر قانونی قطعی شود، قدرت و [[ارادۀ خدا]] محدود به [[پیروی]] از [[قانون]] خواهد شد و این مطلب یعنی همان حرفی که [[یهود]] دربارۀ [[خدا]] گفتهاند: {{متن قرآن|يَدُ اللَّهِ مَغْلُولَةٌ}}<ref>«و یهودیان گفتند که دست خداوند بسته است» سوره مائده، آیه ۶۴.</ref> و [[خدا]] میفرماید: {{متن قرآن|غُلَّتْ أَيْدِيهِمْ وَلُعِنُوا بِمَا قَالُوا بَلْ يَدَاهُ مَبْسُوطَتَانِ}}<ref>«دستشان بسته باد و بر آنچه گفتهاند لعنت بر ایشان باد بلکه دستهای او باز است» سوره مائده، آیه ۶۴.</ref>، در حالی که امکان نقض قوانینی که به صورت طبیعی و صد درصد در عالم وجود دارد برای ما وجود ندارد؛ اما [[خداوند]] که این [[قوانین]] را وضع کرده میتواند آنها را نقض کند. البته نقض این قوانین بدون [[استدلال]] نیست. وجود قدرت الهی بدون هیچگونه منعی میتواند قوانین را وضع و یا آن را نقض کند؛ زیرا منع این [[قدرت]] از دو طریق حاصل میشود که هردو طریق قابل اشکال است: | ||
# امتناع [[عقلی]] مثل [[خلقت]] سنگ که بلند کردنش از عهدۀ [[خالق]] خارج باشد این قسم از منع همانطور که در بیان فوق گفته شد نمیتواند [[اثبات]] کنند [[عجز]]خداوند باشد چراکه این امر محال عقلی و محال عقلی به قدرت و عجز خداوند متصف نمیشود<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۶۳-۱۶۴.</ref>. | # امتناع [[عقلی]] مثل [[خلقت]] سنگ که بلند کردنش از عهدۀ [[خالق]] خارج باشد این قسم از منع همانطور که در بیان فوق گفته شد نمیتواند [[اثبات]] کنند [[عجز]]خداوند باشد چراکه این امر محال عقلی و محال عقلی به قدرت و عجز خداوند متصف نمیشود<ref>ر.ک: [[مسلم محمدی|محمدی، مسلم]]، [[فرهنگ اصطلاحات علم کلام (کتاب)|فرهنگ اصطلاحات علم کلام]]، ص۱۶۳-۱۶۴.</ref>. | ||
# امتناع عادی یعنی [[مخلوقات]] خداوند چنین قدرتی داشته باشند که بتوانند جلوی قدرت الهی را بگیرند چنین فرضی هم قابل تصور نیست؛ زیرا ممکن و مخلوق نمیتواند مانع نفوذ واجبالوجود و خالق شود. | # امتناع عادی یعنی [[مخلوقات]] خداوند چنین قدرتی داشته باشند که بتوانند جلوی قدرت الهی را بگیرند چنین فرضی هم قابل تصور نیست؛ زیرا ممکن و مخلوق نمیتواند مانع نفوذ واجبالوجود و خالق شود. | ||