←ایمان و خداشناسی
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==[[ایمان]] و [[خداشناسی]] == | == [[ایمان]] و [[خداشناسی]] == | ||
خداشناسی و ایمان به مبدأ هستی، نخستین گام حرکت [[انسان]] به سوی کمال و سازندگی است؛ چراکه همه [[فضائل]] و [[کمالات]] بشری به [[عرفان]] مبدأ و [[شناخت]] [[حق تعالی]] منتهی میگردد و در [[حقیقت]] [[شناخت خدا]]، هسته نخستین و زیر بنای همه فعالیتها و کمالات بشری است. مادام که عنصر خداشناسی و ایمان به مبدأ در برنامه [[زندگی]] [[بشر]] وجود نداشته باشد، هر گونه [[اندیشه]] و حرکت عملی او بیثمر خواهد بود. | خداشناسی و ایمان به مبدأ هستی، نخستین گام حرکت [[انسان]] به سوی کمال و سازندگی است؛ چراکه همه [[فضائل]] و [[کمالات]] بشری به [[عرفان]] مبدأ و [[شناخت]] [[حق تعالی]] منتهی میگردد و در [[حقیقت]] [[شناخت خدا]]، هسته نخستین و زیر بنای همه فعالیتها و کمالات بشری است. مادام که عنصر خداشناسی و ایمان به مبدأ در برنامه [[زندگی]] [[بشر]] وجود نداشته باشد، هر گونه [[اندیشه]] و حرکت عملی او بیثمر خواهد بود. | ||
| خط ۴۱: | خط ۴۱: | ||
شب و روز [[فاطمه]]{{س}} در [[شناخت]] [[حق تعالی]]، [[بندگی]] او و [[تهذیب]] و تکامل نفس سپری میشد. او هر لحظه که در این [[وادی]] گامهای تازهتری بر میداشت و از [[کوثر]] زلال «[[معرفة الله]]» جرعههای گواراتری مینوشید، بیشتر محو جمال یار میشد و سراسر وجودش در تاب و تب این [[عشق]] و [[معرفت]] میسوخت. | شب و روز [[فاطمه]]{{س}} در [[شناخت]] [[حق تعالی]]، [[بندگی]] او و [[تهذیب]] و تکامل نفس سپری میشد. او هر لحظه که در این [[وادی]] گامهای تازهتری بر میداشت و از [[کوثر]] زلال «[[معرفة الله]]» جرعههای گواراتری مینوشید، بیشتر محو جمال یار میشد و سراسر وجودش در تاب و تب این [[عشق]] و [[معرفت]] میسوخت. | ||
فاطمه{{س}} در همه چیز | فاطمه{{س}} در همه چیز بیهمتا و بینظیر بود. در [[خداشناسی]] نیز مانندی نداشت. یکی از [[تفاسیر]] بتول همین است: {{متن حدیث|سُمِّيَتْ فَاطِمَةُ بَتُولًا لِأَنَّهَا بُتِلَتْ عَنِ النَّظِيرِ}}<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۱۶؛ مناقب، ابنشهرآشوب، ج۳، ص۳۳۰.</ref>؛ فاطمه{{س}} بتول نامیده شده است؛ چون نظیر ندارد. | ||
او سرآمد [[بکائین]]، [[توابین]] و خائفین بود<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۵.</ref>. در [[محراب]] [[عبادت]]، چنان | او سرآمد [[بکائین]]، [[توابین]] و خائفین بود<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۳۵.</ref>. در [[محراب]] [[عبادت]]، چنان غرق [[عظمت خدا]] و محو جمال حق میگشت و از خود بیخود میشد که از [[اندیشه]] [[فرزندان]] و عزیزان خویش نیز با همه علاقهای که به آنان داشت [[غافل]] میگشت. از این رو، هنگام عبادت، [[خداوند]] فرشتهای را [[مأمور]] میکرد تا گهواره فرزندان او را حرکت دهد<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۴۵.</ref>. | ||
[[حضرت زهرا]]{{س}} با آنکه در | [[حضرت زهرا]]{{س}} با آنکه در زندگی مادی با کمبودها و [[مشکلات]] فراوانی مواجه بود، هیچگاه این مسائل، او را به خود مشغول ساخت و به عنوان یک خواسته و [[آرزو]] برای وی مطرح نبود. | ||
روزی رسول خدا{{صل}} از او پرسید: «دخترم چه درخواستی داری؟ اکنون [[جبرئیل امین]] کنار من است و از جانب [[خداوند]] [[پیام]] آورده است که هر چه بخواهی بر آورده میشود». گفت: «لذتی که از | روزی رسول خدا{{صل}} از او پرسید: «دخترم چه درخواستی داری؟ اکنون [[جبرئیل امین]] کنار من است و از جانب [[خداوند]] [[پیام]] آورده است که هر چه بخواهی بر آورده میشود». گفت: «لذتی که از خدمت به [[خدا]] میبرم، مرا از هر خواهشی باز داشته است. مرا حاجتی جز این نیست که پیوسته ناظر [[جمال]] [[زیبا]] و والای [[حضرت حق]] در [[آخرت]] باشم»<ref>ریاحین الشریعة، ج۱، ص۱۰۵.</ref>.<ref>[[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[درآمدی بر سیره فاطمی (کتاب)|درآمدی بر سیره فاطمی]]، ص۳۹.</ref> | ||
=== در [[کلام]] پدر و [[همسر]] === | === در [[کلام]] پدر و [[همسر]] === | ||
مقام معنوی و [[شخصیت]] [[عرفانی]] [[معصوم]] را جز معصوم{{عم}} نمیشناسد. از این رو، بهترین راه برای پی بردن به اوج قله [[ایمان]] و [[خداشناسی]] [[فاطمه]]{{س}} [[گوش]] جان سپردن به [[سخنان رسول خدا]]{{صل}} و [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} است. | |||
==== [[رسول خدا]]{{صل}} ==== | ==== [[رسول خدا]]{{صل}} ==== | ||
| خط ۵۸: | خط ۵۸: | ||
==== امیرالمؤمنین{{ع}} ==== | ==== امیرالمؤمنین{{ع}} ==== | ||
نقل است که [[حضرت زهرا]]{{س}} در آخرین لحظات عمر شریفش و هنگام | نقل است که [[حضرت زهرا]]{{س}} در آخرین لحظات عمر شریفش و هنگام وداع با همسرش، به وی گفت: «پسر عمو! در طول عمرم هرگز به تو [[دروغ]] نگفتم، [[خیانت]] نکردم و هیچ گاه با تو [[مخالفت]] ننمودم». | ||
امیرالمؤمنین{{ع}} چون این سخنان را شنید، در بیان [[مقام]] [[عرفان]]، [[نیکوکاری]]، [[تقوا]] و [[خوف]] از خدای آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|مَعَاذَ اللَّهِ أَنْتِ أَعْلَمُ بِاللَّهِ وَ أَبَرُّ وَ أَتْقَى وَ أَكْرَمُ وَ أَشَدُّ خَوْفاً مِنَ اللَّهِ أَنْ أُوَبِّخَكِ غَداً بِمُخَالَفَتِي فَقَدْ عَزَّ عَلَيَّ بِمُفَارَقَتِكِ وَ بِفَقْدِكِ إِلَّا أَنَّهُ أَمْرٌ لَا بُدَّ مِنْهُ}}<ref>موسوعة المصطفی و العتره{{عم}}، فاطمه الزهرا{{س}}، ص۳۳۷.</ref>. | امیرالمؤمنین{{ع}} چون این سخنان را شنید، در بیان [[مقام]] [[عرفان]]، [[نیکوکاری]]، [[تقوا]] و [[خوف]] از خدای آن حضرت فرمود: {{متن حدیث|مَعَاذَ اللَّهِ أَنْتِ أَعْلَمُ بِاللَّهِ وَ أَبَرُّ وَ أَتْقَى وَ أَكْرَمُ وَ أَشَدُّ خَوْفاً مِنَ اللَّهِ أَنْ أُوَبِّخَكِ غَداً بِمُخَالَفَتِي فَقَدْ عَزَّ عَلَيَّ بِمُفَارَقَتِكِ وَ بِفَقْدِكِ إِلَّا أَنَّهُ أَمْرٌ لَا بُدَّ مِنْهُ}}<ref>موسوعة المصطفی و العتره{{عم}}، فاطمه الزهرا{{س}}، ص۳۳۷.</ref>. پناه بر خدا! مرتبه خداشناسی و نیکوکاری و [[تقوا]] و [[خداترسی]] تو بالاتر از آن است که تو را بر [[مخالفت]] خویش [[سرزنش]] کنم. جدایی از تو و فقدانت برای من بسیار مشکل است؛ ولی چارهای جز آن نیست! | ||
این بخش را با | این بخش را با وصیت نامه [[حضرت زهرا]]{{س}} - که نمایانگر [[ایمان]] و [[باور]] وی نسبت به [[یگانگی خدا]]، [[رسالت پیامبر]]{{صل}} و حقانیت [[بهشت و جهنم]] و [[قیامت]] و برانگیختن [[مردگان]] از [[قبر]] است - پایان میبریم: {{متن حدیث|هَذَا مَا أَوْصَتْ بِهِ فَاطِمَةُ بِنْتُ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} أَوْصَتْ وَ هِيَ تَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ وَ أَنَّ مُحَمَّداً عَبْدُهُ وَ رَسُولُهُ وَ أَنَّ الْجَنَّةَ حَقٌّ وَ النَّارَ حَقٌّ {{متن قرآن|وَأَنَّ السَّاعَةَ آتِيَةٌ لَا رَيْبَ فِيهَا وَأَنَّ اللَّهَ يَبْعَثُ مَنْ فِي الْقُبُورِ}}}}<ref>«و اینکه رستخیز بیهیچ تردیدی آمدنی است و اینکه خداوند آن کسان را که در گورند برمیانگیزد» سوره حج، آیه ۷.</ref>.<ref>بحارالانوار، ج۴۳، ص۲۱۴.</ref>. | ||
این وصیت نامه [[فاطمه]]، دختر [[رسول الله]]{{صل}} است: او [[گواهی]] میدهد که معبودی جز [[الله]] نیست و گواهی میدهد که محمد، [[بنده]] و فرستاده اوست و اینکه [[بهشت]] [[حق]] است، [[دوزخ]] نیز [[حق]] است و گواهی میدهد که قیامت آمدنی است و در آن شکی وجود ندارد و [[خداوند]] همه مردگان را بر میانگیزد<ref>[[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[درآمدی بر سیره فاطمی (کتاب)|درآمدی بر سیره فاطمی]]، ص۴۰.</ref>. | این وصیت نامه [[فاطمه]]، دختر [[رسول الله]]{{صل}} است: او [[گواهی]] میدهد که معبودی جز [[الله]] نیست و گواهی میدهد که محمد، [[بنده]] و فرستاده اوست و اینکه [[بهشت]] [[حق]] است، [[دوزخ]] نیز [[حق]] است و گواهی میدهد که قیامت آمدنی است و در آن شکی وجود ندارد و [[خداوند]] همه مردگان را بر میانگیزد<ref>[[علی رفیعی|رفیعی، علی]]، [[درآمدی بر سیره فاطمی (کتاب)|درآمدی بر سیره فاطمی]]، ص۴۰.</ref>. | ||