←منابع
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = اسلام | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==زمینه فرهنگی ظهور و گسترش اسلام== ==جزیرةالعرب== بررسی شرایط فرهنگی جزیرةالعرب به عنوان یکی از زمینههای ظهور اسلام میتواند در تحلیل همه رویدادهای ت...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۱۰۵: | خط ۱۰۵: | ||
# [[بخل]]، [[طمع]] و [[منفعتطلبی]]: از صفات [[مذموم]] [[عرب]] که بهطور مستقیم با شرایط سخت [[زندگی]] و تنگی [[معیشت]] آنها ارتباط داشت، بخل طمع و منفعتطلبی بود. [[فقر]] عرب سبب میگشت، به همه چیز نگاه مادی کنند و همواره در پی [[کسب منفعت]] باشند. همین طمع و [[مادیگرایی]] سبب میشد روزی در کنار قبیلهای بجنگند و [[روز]] دیگر [[یاور]] دشمن او گردند<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۲۹۵.</ref>. آنها هیچ [[بخشش]] و هبهای را جز به طمع دریافت چیزی بیش از آن انجام نمیدادند<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۲۹۴.</ref>؛ و برای انجام هر کاری [[محاسبه]] میکردند که آیا نفعی برایشان وجود دارد یا خیر؟ از میان عرب [[بنیتمیم]] به بخل [[شهرت]] داشت<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۲۹۷.</ref>. | # [[بخل]]، [[طمع]] و [[منفعتطلبی]]: از صفات [[مذموم]] [[عرب]] که بهطور مستقیم با شرایط سخت [[زندگی]] و تنگی [[معیشت]] آنها ارتباط داشت، بخل طمع و منفعتطلبی بود. [[فقر]] عرب سبب میگشت، به همه چیز نگاه مادی کنند و همواره در پی [[کسب منفعت]] باشند. همین طمع و [[مادیگرایی]] سبب میشد روزی در کنار قبیلهای بجنگند و [[روز]] دیگر [[یاور]] دشمن او گردند<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۲۹۵.</ref>. آنها هیچ [[بخشش]] و هبهای را جز به طمع دریافت چیزی بیش از آن انجام نمیدادند<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۲۹۴.</ref>؛ و برای انجام هر کاری [[محاسبه]] میکردند که آیا نفعی برایشان وجود دارد یا خیر؟ از میان عرب [[بنیتمیم]] به بخل [[شهرت]] داشت<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۲۹۷.</ref>. | ||
# [[عبوس]] بودن و [[دشنام]] دادن: [[اعراب جاهلی]] افرادی عبوس بودند و کمتر میخندیدند. آنها [[شوخطبعی]] و [[مزاح]] را سزاوار [[انسان]] [[شریف]] نمیدانستند و آن را از مظاهر [[خفت]] و [[حماقت]] به شمار میآوردند؛ چراکه [[معتقد]] بودند یک مرد همواره باید [[راسخ]] و جدی باشد. بر همین اساس هیچگاه در محضر شیخ [[قبیله]] و بزرگان، بذلهگویی نمیکردند؛ هرچند با وجود [[رعایت]] بیش از حد [[متانت]] [[عفت]] [[کلام]] نداشتند و دشنام دادن در میانشان بسیار مرسوم بود<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۵۹۶.</ref>.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۸۷.</ref> | # [[عبوس]] بودن و [[دشنام]] دادن: [[اعراب جاهلی]] افرادی عبوس بودند و کمتر میخندیدند. آنها [[شوخطبعی]] و [[مزاح]] را سزاوار [[انسان]] [[شریف]] نمیدانستند و آن را از مظاهر [[خفت]] و [[حماقت]] به شمار میآوردند؛ چراکه [[معتقد]] بودند یک مرد همواره باید [[راسخ]] و جدی باشد. بر همین اساس هیچگاه در محضر شیخ [[قبیله]] و بزرگان، بذلهگویی نمیکردند؛ هرچند با وجود [[رعایت]] بیش از حد [[متانت]] [[عفت]] [[کلام]] نداشتند و دشنام دادن در میانشان بسیار مرسوم بود<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۵۹۶.</ref>.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۸۷.</ref> | ||
===[[آداب و رسوم]] [[فرهنگی]]=== | |||
هر ملتی [[آداب]]، [[سنن]] و [[رسوم]] خاصی دارد. [[اعراب جاهلی]] نیز متناسب با شرایط جغرافیایی طبیعی و [[اجتماعی]] خود، آداب و رسوم ویژهای داشتند. در این بخش آداب و رسوم رایج میان [[عرب]] [[عصر جاهلیت]] ذیل چند عنوان بررسی میگردد: | |||
۱- '''[[پوشش]]''': [[پوشیدن لباس]] توسط [[انسانها]] سابقه طولانی دارد. [[اقوام]] مختلف متناسب با موقعیت جغرافیایی و شرایط اقلیمی منطقه خود و [[تمکن مالی]] و [[منزلت اجتماعی]]، پوشش متفاوتی دارند. اعراب جاهلی نیز از این قاعده مستثنی نبودند. | |||
داشتن [[حجاب]] در میان [[زنان]] عرب مرسوم نبود. زنان [[بادیهنشین]] به سبب محیط سالم صحرا و وجود رابطه [[خویشاوندی]] میان افراد [[قبیله]]، در روابط خود با مردان محدودیتی نداشتند و از پوشش ویژهای استفاده میکردند<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۶۱۷.</ref>؛ پوشش بزرگان [[ثروتمند]] با [[مردم]] عادی و [[فقیر]] متفاوت بود. مردم عادی لباسهایی ساده به تن میکردند؛ درحالیکه بزرگان و [[ثروتمندان]] [[عمامه]] بر سر میگذاشتند و لباسهایی با آستینهای بلند میپوشیدند<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۴۹.</ref>. لباسهای آنان به گونهای بود که دو لبه بلند داشت و بر روی [[زمین]] کشیده میشد<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۴۹.</ref>. جنس [[لباس]] اشراف و بزرگان معمولاً از حریر، کتان و خز بود، چنانکه [[حذیفه بن یمان]] نقل میکند: «[[پیامبر]]{{صل}} ما را... از بر تن کردن حریر و [[دیباج]] و [[ابریشم]] و... [[نهی]] کرد»<ref>{{متن حدیث|نَهَى رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}... عَنْ لُبْسِ الْحَرِيرِ وَ الدِّيبَاجِ وَ الْإِسْتَبْرَقِ...}}. صدوق، الخصال، ص۳۴۱.</ref>. اعراب جاهلی به رنگ قرمز علاقه داشتند و [[پوشیدن]] لباسهای قرمز در میان آنها رایج بود<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۵۰.</ref>. «جبه»، «[[ازار]]»، «ردا» و «برده» لباسهایی بودند که به دلیل گرانقیمت بودن، تنها توسط اشراف استفاده میگردید<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۵۲-۵۴.</ref>. | |||
۲- '''شیوه [[آراستن]]''': | |||
#بلند کردن مو: اعراب جاهلی موهای خود را بلند میکردند. بلند کردن و چرب کردن مو هم در میان زنان و هم در میان مردان رواج داشت<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۶۱۱.</ref>. کوتاه کردن مو و چرب نکردن مو تنها زمانی انجام میشد که مصیبتی چون [[فوت همسر]] یا [[خویشاوندان]] وارد میشد<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۶۱۱.</ref>. [[خونخواه]] نیز تا زمانی که برای [[خونخواهی]] اقدام نمیکرد، موهای خود را نمیشست و چرب نمیکرد<ref>[[جواد]] علی، المفصل، ج۴، ص۶۱۲.</ref>. | |||
#زیورآلات: بدون [[شک]] در استفاده از زیورآلات، تفاوتهای بسیاری میان [[بادیهنشینان]] و یکجانشینان وجود داشت. زیورآلات [[زنان]] [[بادیهنشین]] بسیار ساده و ابتدایی بود؛ درحالیکه یکجانشینان از انواع گردنبند، خلخال، [[انگشتر]]، دستبند و گوشواره استفاده میکردند<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۶۲۳.</ref>. زنان [[ثروتمند]] زیورآلات خود را از جنس طلا و [[نقره]] [[انتخاب]] میکردند<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۶۲۴.</ref>. | |||
# [[سرمه کشیدن]]، [[خضاب کردن]] و خالکوبی: سرمه کشیدن تنها در میان زنان و [[خضاب]] و خالکوبی در میان مردان و زنان مرسوم بود<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۶۲۳.</ref>. خضاب و رنگ کردن مو که با [[حنا]] و سایر گیاهان رنگ دهنده صورت میگرفت، غالباً برای پنهان کردن سفیدی مو در [[دوران پیری]] بود، [[اعراب]] خصوصاً زنان برای [[آراستن]] خود، به دست و پای خویش حنا میزدند. خالکوبی نیز زینتی محسوب میشد که در آن، با استفاده از سوزن موادی چون سرمه را زیر پوست قرار میدادند و اشکالی مانند [[حیوانات]]، گیاهان و [[انسان]] را بر پوست ایجاد میکردند<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۶۲۳.</ref>. | |||
۳- '''[[نظافت]]''': [[میزان]] [[رعایت]] نظافت در میان بادیهنشینان و یکجانشینان متفات بود. در این بخش به چند مورد از امور مربوط به [[بهداشت]] و نظافت میان [[عرب]] اشاره میگردد: | |||
#استحمام: استحمام بیشتر در میان حضریها مرسوم بود. یکجانشینان در شهرهای خود حمامهای اندکی داشتند که برای نظافت از آنها استفاده میکردند<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۳۱.</ref>. این در حالی بود که بادیهنشینان به دلیل کمبود شدید آب، به ندرت استحمام میکردند و همیشه در کثیفی و بوی بد بهسر میبردند؛ تا جایی که جواد علی میگوید: {{عربی|صَارَ عَدَمُ الْاِسْتِحْمَامِ بِالْمَاءِ شِبْهَ عَادَةٍ لَهُمْ}}<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۳۲.</ref>. | |||
#استنجاء: استنجاء یا [[طهارت]] پس از [[قضای حاجت]] در میان [[اعراب جاهلی]] نیز وجود داشت. آنها برای [[طهارت]] از آب و در صورت عدم دسترسی به آن از سنگ استفاده میکردند<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۳۲.</ref>. | |||
# [[مسواک زدن]]: توجه به [[تمیزی]] دندانها و مسواک زدن اغلب در میان شهرنشینان مجاور با دولتهای بزگ یا [[زنان]] [[ثروتمند]] دیده میشد<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۶۲۳.</ref>. | |||
#کوتاه کردن ناخن: [[اعراب]] به کوتاه کردن ناخنهای خود توجه داشتند و برای این کار از قیچی استفاده میکردند. مردان معمولاً دو ناخن خود را برای نشان دادن دو جانب، کوتاه نمیکردند<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۶۲۴.</ref>. | |||
۴- '''[[خوردن و آشامیدن]]''': مهمترین دغدغه [[عرب جاهلی]] به ویژه [[بادیهنشینان]]، دستیابی به [[خوراک]] و آب [[آشامیدنی]] بود. خوراک شهرنشینان و بادیهنشینان متفاوت بود. حضریها محصولات دائمی، نان، انواع میوهها و... تناول میکردند؛ درحالیکه بادیهنشینان به سبب [[سختی]] و [[مشقت]] [[زندگی]] خوراک سادهای میخوردند، تا جایی که اگر یک [[اعرابی]] میتوانست شیر و چند خرما میل کند، [[احساس]] میکرد که غذای شاهانهای صرف کرده است<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۵۹.</ref>. شرایط اقلیمی نامساوی [[جزیرةالعرب]] سبب میگشت که بادیهنشینان در تهیه خوراک با مشکل مواجه شده، ناگزیر به خوردن [[حیوانات]] و حشرات صحرایی گردند. مار، عقرب، ملخ، خر [[وحشی]] و... از این قبیل جانداران محسوب میشدند<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۶۱.</ref>. هنگامی که قحطی و تنگنا بر بادیهنشینان [[سایه]] میافکند و هیچ جانداری یافت نمیشد که اعراب از آن [[ارتزاق]] کنند، به تنها مرکب خود یعنی شتر [[متوسل]] میشدند و با ایجاد سوراخی در یکی از رگهای شتر، مقداری از [[خون]] او را خارج ساخته، میخوردند<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۵۹.</ref>. چنانکه پیشتر نیز اشاره شد، آنها در اینگونه مواقع گاه ناگزیر به خوردن گوشت [[کودکان]] خود هم میگردیدند. | |||
آب، مهمترین نوشیدنی [[عرب]] بهشمار میرفت و به جهت گرمای شدید جزیرةالعرب، مادهای گرانبها و [[ارزشمند]] بهشمار میرفت. آب [[باران]] که به آن «[[ماء]] الغیث» میگفتند، گواراترین نوشیدنی آنها بود و پس از [[بارش باران]]، [[مردم]] از هر سو برای [[نوشیدن آب]] جمع شده در گودالها و چاهها [[هجوم]] میآوردند<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۷۶.</ref>. | |||
[[نوشیدن شراب]] نیز در [[جزیرةالعرب]] رواج فراوانی داشت. گاه در [[شرب خمر]] که از سرگرمیهای آنان محسوب میشد چنان [[زیادهروی]] میکردند که افراد [[جان]] خود را از دست میدادند<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۸۸.</ref>. [[یهودیان]] جزیرةالعرب در [[تولید]] و [[تجارت]] شراب [[شهرت]] فراوانی داشتند<ref>جواد علی، المفصل، ج۱، ص۶۸۸.</ref>. | |||
۵- '''[[آیینها]]''': در نقاط مختلف جزیرةالعرب، به مناسبتهای گوناگون آیینها و [[مراسم]] متنوعی برگزار میگردید. در این بخش مهمترین آیینهای [[عرب]] ذیل سه عنوان [[اعیاد]]، [[جشنها]] و [[مراسم سوگواری]] بهطور اجمالی بررسی میشود. | |||
# جشنها: [[جشن]] [[ازدواج]] مهمترین جشن در میان [[اعراب]] بهشمار میرفت. آنها در این جشن [[خویشاوندان]] و [[دوستان]] را برای تناول [[ولیمه]] یا همان [[قربانی]] [[مراسم ازدواج]] [[دعوت]] میکردند و از انواع آلات طرب مرسوم همچون دف، عود و طبل استفاده میکردند<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۱۰۸.</ref>. اعراب بازگشت مسافران خود را نیز جشن میگرفتند. [[شادی]] و پایکوبی در این جشن از آنرو بود که در آن [[زمان]] سفرها بسیار خطرناک بود و بازگشت مسافران موجب شعف و [[خوشحالی]] [[خانوادهها]] میگردید<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۱۰۷.</ref>. | |||
# [[مراسم عزاداری]]: نیز [[آداب]] ویژهای داشت. این آداب در میان بزرگان و اشراف باشکوه برگزار میشد؛ بهطوریکه گاه با استفاده از آلات [[موسیقی]] و نواختن نغمههای [[حزین]] موجب تسکین [[آلام]] [[خانواده]] [[عزادار]] میگشتند<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۱۰۸.</ref>. در مراسم سوگواری [[پوشیدن]] لباسهای خاص، ریختن خاک بر سر و صورت و پریشان کردن مو و پاره کردن گریبان توسط خویشاوندان متوفی صورت میگرفت<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۱۴۶.</ref>. [[ستایش]] و برشمردن افتخارات میت، [[تشییع جنازه]] و [[نماز میت]] نیز از آدابی بهشمار میرفت که در میان بزرگان مرسوم بود<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۱۵۲ و ۱۵۶ و ۱۵۹.</ref>. [[کفن]] کردن میت با پارچهای سفید نیز رایج بود و در [[عربستان]] جنوبی دستها، پاها و سر متوفی را با دستمال میبستند و او را در پارچهای سفید کفن میکردند<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۱۶۰.</ref>. | |||
۶- '''[[خرافات]]''': خرافات بخشی از [[فرهنگ]] ساکنان [[جزیرةالعرب]] بود. مسائل وهمی و [[خرافی]] چنان بر [[ذهن]] و ضمیر [[اعراب]] [[سایه]] افکنده بود که [[تعقل]] و [[تفکر]] را از آنها سلب میکرد. در این قسمت به برخی از [[اعتقادات]] خرافی و بیپایه و اساس آنها اشاره میگردد: | |||
در [[جاهلیت]] تصور بر آن بود که در شکم [[انسانها]]، ماری وجود دارد که هنگام گرسنه شدن فرد آن مار کبد او را گاز میگیرد و [[درد]] ناشی از این گاز گرفتگی است که سبب میشود افراد [[احساس]] [[گرسنگی]] کنند<ref>آلوسی، بلوغ الارب، ج۲، ص۳۱۳.</ref>. | |||
[[اعتقاد]] به وجود غول نیز در میان اعراب وجود داشت. آنها [[معتقد]] بودند که غول تنها بر اثر یک ضربه [[شمشیر]] نابود میشود، اما اگر به او دو ضربه وارد گردد، مجدداً زنده خواهد شد<ref>آلوسی، بلوغ الارب، ج۲، ص۳۴۰.</ref>. | |||
اگر کسی پایش [[خواب]] میرفت، به یاد کسی که علاقه فراوانی به او داشت، میافتاد تا مشکل او مرتفع گردد<ref>آلوسی، بلوغ الارب، ج۲، ص۳۲۰.</ref>. | |||
از دیگر اعتقادات خرافی اعراب آن بود که اگر کسی پای خرگوش را به گردن خود آویزان کند، از نیش مار و جنزدگی ایمن خواهد بود<ref>آلوسی، بلوغ الارب، ج۲، ص۳۲۴.</ref>. | |||
۷- '''[[سرگرمیها]]''': اعراب خود را به شیوههای گوناگون سرگرم میکردند. پرداختن به سرگرمیهای گوناگون زمانی مورد توجه قرار میگرفت که اعراب دغدغه [[معیشت]] نداشتند؛ بنابراین تفریحات، بیشتر در میان حضریها و [[قبایل]] بزرگ و [[ثروتمند]] وبری وجود داشت. مهمترین [[سرگرمی]] اعراب به شرح زیرند: | |||
# [[شرب خمر]] و قمار: [[نوشیدن شراب]] از سرگرمیهای اعراب محسوب میشد که خصوصاً در [[جشنها]] و شبنشینیها استفاده میگردید. در [[مکه]] و سایر شهرهای بزرگ و حتی در میان برخی راهها، شرابخانههایی وجود داشت که به «خمارات» معروف بودند<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۶۶۷.</ref>. [[جوانان]] در مکه برای تأمین [[هزینه]] شراب خود، گاه به [[اموال]] [[کعبه]] [[دستبرد]] میزدند<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۶۶۲.</ref>. قمار نیز از تفریحات مرسوم اعراب به ویژه جوانان بود که [[قرآن]] به [[حرمت]] آن اشاره کرده است<ref>ر.ک: {{متن قرآن|يَسْأَلُونَكَ عَنِ الْخَمْرِ وَالْمَيْسِرِ قُلْ فِيهِمَا إِثْمٌ كَبِيرٌ وَمَنَافِعُ لِلنَّاسِ وَإِثْمُهُمَا أَكْبَرُ مِنْ نَفْعِهِمَا وَيَسْأَلُونَكَ مَاذَا يُنْفِقُونَ قُلِ الْعَفْوَ كَذَلِكَ يُبَيِّنُ اللَّهُ لَكُمُ الْآيَاتِ لَعَلَّكُمْ تَتَفَكَّرُونَ}} «از تو درباره شراب و قمار میپرسند، بگو در این دو، گناهی بزرگ و سودهایی برای مردم (نهفته) است. امّا گناه آنها از سود آنها بزرگتر است و از تو میپرسند چه چیزی را ببخشند؟ بگو افزون بر نیاز (سالانه) را؛ اینگونه خداوند برای شما آیات (خود) را روشن میگوید باشد که شما بیندیشید» سوره بقره، آیه ۲۱۹؛ {{متن قرآن|يَا أَيُّهَا الَّذِينَ آمَنُوا إِنَّمَا الْخَمْرُ وَالْمَيْسِرُ وَالْأَنْصَابُ وَالْأَزْلَامُ رِجْسٌ مِنْ عَمَلِ الشَّيْطَانِ فَاجْتَنِبُوهُ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}} «ای مؤمنان! جز این نیست که شراب و قمار و انصاب و ازلام، پلیدی (و) کار شیطان است پس، از آنها دوری گزینید باشد که رستگار گردید» سوره مائده، آیه ۹۰.</ref>. | |||
# [[شعر]] و [[قصهگویی]]: طبیعت آرام، بیابانی و گرم [[جزیرةالعرب]]، [[سستی]] و خمول شدیدی را در [[جسم]] و روان [[اعراب]] ایجاد میکرد و آنان را به سمت [[بازی]] با الفاظ و [[خیالپردازی]] میکشاند. شعر، [[نثر]] [[مسجع]] و قصه از مهمترین نتایج و آثار این [[روحیه]] خاص بود. با وجود [[سادگی]] شعر [[عصر جاهلی]] که [[ابن خلدون]] از آن با عنوان قطرهای در دریای اشعار نام میبرد<ref>ابن خلدون، مقدمه، ج۲، ص۸۴۹-۸۵۲.</ref>، [[بلوغ]] [[زبان عربی]] و باروری واژهها، تعبیرات و اصطلاحات، سبب گردیده بود اشعاری نغز و [[بلیغ]] پدید آیند و برخی از آنها همچون معلقات سبع [[شهرت]] فراوانی پیدا کند. قصهگویی نیز به ویژه در اجتماعات شبانه اعراب مرسوم بود. معمولاً بزرگان [[قبیله]] به بیان داستانهایی از ایامالعرب و قهرمانان و [[جنگجویان]] آن، [[اخبار]] [[ملوک]] و شیوخ، قصههایی از [[اجنه]] و [[اساطیر]] میپرداختند، که غالباً در میان آنها راست و [[دروغ]] تنیده میشد و اغراقهای زیادی پدید میآمد؛ اما به دلیل تهییج [[احساسات]] مخاطبین مقبول واقع میشد<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۳۵.</ref>. | |||
# [[غنا]]: آهنگ دادن به اشعار و آوازخوانی (غنا) در میان اعراب وجود داشت و از سرگرمیهای آنها محسوب میشد. به گفته ابن خلدون غنا بر دو نوع ساده و مرکب است که نوع ساده آن از عهده هر [[انسانی]] برمیآید؛ درحالیکه غنای مرکب نیاز به [[آموزش]] دارد<ref>ابن خلدون، مقدمه، ج۲، ص۸۴۹-۸۵۲.</ref>؛ او [[معتقد]] بود که [[عرب جاهلی]]، نوع اول [[غنا]] و [[موسیقی]] را در میان خود داشت<ref>ابن خلدون، مقدمه، ج۲، ص۸۴۹-۸۵۲.</ref>. آوازخوانی معمولاً در [[جشنها]]، [[مراسم سوگواری]]، بازگشت مسافران و... انجام میگرفت<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۱۰۷.</ref>.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینههای تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۹۴-۱۰۰.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||