ظهور اسلام: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۲ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۲ سپتامبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۷: خط ۷:


==زمینه [[فرهنگی]] ظهور و [[گسترش اسلام]]==
==زمینه [[فرهنگی]] ظهور و [[گسترش اسلام]]==
==[[جزیرةالعرب]]==
===[[جزیرةالعرب]]===
بررسی شرایط فرهنگی جزیرةالعرب به عنوان یکی از [[زمینه‌های ظهور]] [[اسلام]] می‌تواند در تحلیل همه رویدادهای [[تاریخی]] [[صدر اسلام]]، از جمله [[سیره]] [[تعلیمی]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} راهگشا باشد. بر این اساس در این بخش [[فرهنگ]] [[بدوی]]، [[اعتقادات]]، [[اخلاقیات]]، [[آداب و رسوم]] و سابقه [[تعلیم]] در جزیرةالعرب مورد بررسی قرار می‌گیرد.
بررسی شرایط فرهنگی جزیرةالعرب به عنوان یکی از [[زمینه‌های ظهور]] [[اسلام]] می‌تواند در تحلیل همه رویدادهای [[تاریخی]] [[صدر اسلام]]، از جمله [[سیره]] [[تعلیمی]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} راهگشا باشد. بر این اساس در این بخش [[فرهنگ]] [[بدوی]]، [[اعتقادات]]، [[اخلاقیات]]، [[آداب و رسوم]] و سابقه [[تعلیم]] در جزیرةالعرب مورد بررسی قرار می‌گیرد.


===فرهنگ بدوی===
====فرهنگ بدوی====
پیش از پرداختن به فرهنگ بدوی و زمینه و شاخص‌های آن، لازم است مفهوم فرهنگ روشن گردد. برای واژه «فرهنگ» معانی متعددی ذکر شده است. «دیکسون» فرهنگ را مجموعه تمامی کرد و کارها، [[رسوم]] و [[باورها]] تعریف کرده<ref>آشوری، داریوش، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، ص۴۸.</ref> و «لینتون» آن را شامل همه گمان‌ها، پاسخ‌های [[عاطفی]] شرطی و الگوهای عادی [[رفتار]] که هموندان [[جامعه]] از راه [[آموزش]] فرا می‌گیرند و کمابیش در آن مشترک‌اند دانسته است<ref>آشوری، داریوش، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، ص۴۹.</ref>. یانگ نیز فرهنگ را ترکیبی از انگاره‌ها، نگره‌ها، [[عادات]] مشترک و کمابیش یکسانی که در جهت برآوردن نیازهای بازگردنده و همیشگی [[آدمی]] پرورانده شده است، معرفی می‌کند<ref>آشوری، داریوش، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، ص۵۹.</ref>. از مجموع تعاریف فوق می‌توان نتیجه گرفت که فرهنگ در واقع همان ویژگی [[زندگی]] [[انسان]] و فصل جداکننده آن از [[حیوان]] است<ref>آشوری، داریوش، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، ص۱۲۵.</ref>. بنابراین می‌توان گفت که اجزای تشکیل دهنده این فرهنگ شامل [[شناخت‌ها]] و باورها، [[ارزش‌ها]] و گرایشها و [[رفتارها]] و کردارها می‌باشند<ref>کاشفی، محمدرضا، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، ص۲۷.</ref>. براین اساس برای دست یافتن به تعریفی از فرهنگ بدوی، بررسی و مشخص کردن اجزاء و مؤلفه‌های آن ضروری می‌نماید؛ هرچند پیش از آن، تعریف واژه و اصطلاح بدوی لازم است.
پیش از پرداختن به فرهنگ بدوی و زمینه و شاخص‌های آن، لازم است مفهوم فرهنگ روشن گردد. برای واژه «فرهنگ» معانی متعددی ذکر شده است. «دیکسون» فرهنگ را مجموعه تمامی کرد و کارها، [[رسوم]] و [[باورها]] تعریف کرده<ref>آشوری، داریوش، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، ص۴۸.</ref> و «لینتون» آن را شامل همه گمان‌ها، پاسخ‌های [[عاطفی]] شرطی و الگوهای عادی [[رفتار]] که هموندان [[جامعه]] از راه [[آموزش]] فرا می‌گیرند و کمابیش در آن مشترک‌اند دانسته است<ref>آشوری، داریوش، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، ص۴۹.</ref>. یانگ نیز فرهنگ را ترکیبی از انگاره‌ها، نگره‌ها، [[عادات]] مشترک و کمابیش یکسانی که در جهت برآوردن نیازهای بازگردنده و همیشگی [[آدمی]] پرورانده شده است، معرفی می‌کند<ref>آشوری، داریوش، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، ص۵۹.</ref>. از مجموع تعاریف فوق می‌توان نتیجه گرفت که فرهنگ در واقع همان ویژگی [[زندگی]] [[انسان]] و فصل جداکننده آن از [[حیوان]] است<ref>آشوری، داریوش، تعریف‌ها و مفهوم فرهنگ، ص۱۲۵.</ref>. بنابراین می‌توان گفت که اجزای تشکیل دهنده این فرهنگ شامل [[شناخت‌ها]] و باورها، [[ارزش‌ها]] و گرایشها و [[رفتارها]] و کردارها می‌باشند<ref>کاشفی، محمدرضا، تاریخ فرهنگ و تمدن اسلامی، ص۲۷.</ref>. براین اساس برای دست یافتن به تعریفی از فرهنگ بدوی، بررسی و مشخص کردن اجزاء و مؤلفه‌های آن ضروری می‌نماید؛ هرچند پیش از آن، تعریف واژه و اصطلاح بدوی لازم است.


خط ۳۳: خط ۳۳:
#رفتارهای خاص که از باورها و ارزش‌های اعراب نشأت می‌گرفت.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۷۱.</ref>
#رفتارهای خاص که از باورها و ارزش‌های اعراب نشأت می‌گرفت.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۷۱.</ref>


===[[اعتقادات]]===
====[[اعتقادات]]====
نوع [[زندگی]]، یا به عبارتی [[بادیه‌نشینی]] و یکجانشینی، بر همه جوانب [[حیات آدمی]] از جمله نوع [[اعتقادات دینی]] تأثیر مستقیم دارد. [[جزیرةالعرب]] نیز که در شمال و جنوب خود هر دو نوع سکونت مختلف را [[شاهد]] بود، از نظر نوع اعتقادات و [[میزان]] [[پایبندی]] به [[دین]] دو صورت متفاوت داشت. [[عرب]] [[بادیه‌نشین]] شمالی به دلیل داشتن دغدغه [[معیشت]] فرصتی برای توجه عمیق به [[امور دینی]] و مذهبی نداشت؛ درحالی‌که عرب یکجانشین، خصوصاً عرب جنوبی با توجه به [[رفاه]] نسبی و [[ذهن]] [[آزاد]]، اعتقادات دینی بسیار قوی‌تری داشت. این نکته را به [[سادگی]] می‌توان از رواج بیشتر [[ادیان آسمانی]] در [[یمن]] و شیوع [[بت‌پرستی]] در [[قبایل]] بادیه‌نشین شمالی و نیز حضور و فعالیت [[کاهنان]] در میان حضری‌ها دریافت<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۴۷۹.</ref>. در این بخش [[ادیان]] مختلف و [[مناسک دینی]] ساکنان جزیرةالعرب به‌طور اجمالی بررسی خواهد شد.
نوع [[زندگی]]، یا به عبارتی [[بادیه‌نشینی]] و یکجانشینی، بر همه جوانب [[حیات آدمی]] از جمله نوع [[اعتقادات دینی]] تأثیر مستقیم دارد. [[جزیرةالعرب]] نیز که در شمال و جنوب خود هر دو نوع سکونت مختلف را [[شاهد]] بود، از نظر نوع اعتقادات و [[میزان]] [[پایبندی]] به [[دین]] دو صورت متفاوت داشت. [[عرب]] [[بادیه‌نشین]] شمالی به دلیل داشتن دغدغه [[معیشت]] فرصتی برای توجه عمیق به [[امور دینی]] و مذهبی نداشت؛ درحالی‌که عرب یکجانشین، خصوصاً عرب جنوبی با توجه به [[رفاه]] نسبی و [[ذهن]] [[آزاد]]، اعتقادات دینی بسیار قوی‌تری داشت. این نکته را به [[سادگی]] می‌توان از رواج بیشتر [[ادیان آسمانی]] در [[یمن]] و شیوع [[بت‌پرستی]] در [[قبایل]] بادیه‌نشین شمالی و نیز حضور و فعالیت [[کاهنان]] در میان حضری‌ها دریافت<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۴۷۹.</ref>. در این بخش [[ادیان]] مختلف و [[مناسک دینی]] ساکنان جزیرةالعرب به‌طور اجمالی بررسی خواهد شد.


خط ۸۴: خط ۸۴:
اعراب به [[مردگان]] [[احترام]] زیادی می‌گذاشتند. آنها را [[کفن و دفن]] کرده، بر قبورشان [[نماز]] می‌خواندند<ref>آلوسی، بلوغ الارب، ج۱، ص۲۴۳.</ref> و [[کفن]] بزرگان [[قبیله]] را از پارچه‌های گران‌قیمت تهیه می‌کردند<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۱۶۰.</ref>. برخی نیز اعتقاداتی [[خرافی]] درباره مردگان داشتند، برای مثال به [[مسخ]]، زنده شدن مرده‌ها و [[رجعت]] به [[دنیا]] و یا تبدیل شدن [[روح]] مرده‌ها به پرنده قائل بودند<ref>جواد علی، المفصل، ج۶، ص۱۴۲-۱۴۳.</ref>.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۷۶-۸۷.</ref>
اعراب به [[مردگان]] [[احترام]] زیادی می‌گذاشتند. آنها را [[کفن و دفن]] کرده، بر قبورشان [[نماز]] می‌خواندند<ref>آلوسی، بلوغ الارب، ج۱، ص۲۴۳.</ref> و [[کفن]] بزرگان [[قبیله]] را از پارچه‌های گران‌قیمت تهیه می‌کردند<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۱۶۰.</ref>. برخی نیز اعتقاداتی [[خرافی]] درباره مردگان داشتند، برای مثال به [[مسخ]]، زنده شدن مرده‌ها و [[رجعت]] به [[دنیا]] و یا تبدیل شدن [[روح]] مرده‌ها به پرنده قائل بودند<ref>جواد علی، المفصل، ج۶، ص۱۴۲-۱۴۳.</ref>.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۷۶-۸۷.</ref>


===[[اخلاقیات]] و [[روحیات]]===
====[[اخلاقیات]] و [[روحیات]]====
[[تمایل به خیر]] و [[شر]] در نهاد همه [[انسان‌ها]] وجود دارد. [[عرب جاهلی]] نیز از یک سو دارای [[صفات پسندیده]] و از سوی دیگر دارای صفات [[مذموم]] [[اخلاقی]] بود؛ که مهم‌ترین دلیل بروز این [[فضایل]] و [[رذایل]] طبیعت سرسخت [[جزیرةالعرب]] و نوع [[زندگی]] ساکنان آن بود. در این بخش روحیات و [[ویژگی‌های اخلاقی]] مثبت و منفی [[اعراب]] ذیل دو عنوان [[فضایل اخلاقی]] و [[رذایل اخلاقی]] بررسی خواهد شد.
[[تمایل به خیر]] و [[شر]] در نهاد همه [[انسان‌ها]] وجود دارد. [[عرب جاهلی]] نیز از یک سو دارای [[صفات پسندیده]] و از سوی دیگر دارای صفات [[مذموم]] [[اخلاقی]] بود؛ که مهم‌ترین دلیل بروز این [[فضایل]] و [[رذایل]] طبیعت سرسخت [[جزیرةالعرب]] و نوع [[زندگی]] ساکنان آن بود. در این بخش روحیات و [[ویژگی‌های اخلاقی]] مثبت و منفی [[اعراب]] ذیل دو عنوان [[فضایل اخلاقی]] و [[رذایل اخلاقی]] بررسی خواهد شد.


خط ۱۰۶: خط ۱۰۶:
# [[عبوس]] بودن و [[دشنام]] دادن: [[اعراب جاهلی]] افرادی عبوس بودند و کمتر می‌خندیدند. آنها [[شوخ‌طبعی]] و [[مزاح]] را سزاوار [[انسان]] [[شریف]] نمی‌دانستند و آن را از مظاهر [[خفت]] و [[حماقت]] به شمار می‌آوردند؛ چراکه [[معتقد]] بودند یک مرد همواره باید [[راسخ]] و جدی باشد. بر همین اساس هیچ‌گاه در محضر شیخ [[قبیله]] و بزرگان، بذله‌گویی نمی‌کردند؛ هرچند با وجود [[رعایت]] بیش از حد [[متانت]] [[عفت]] [[کلام]] نداشتند و دشنام دادن در میانشان بسیار مرسوم بود<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۵۹۶.</ref>.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۸۷.</ref>
# [[عبوس]] بودن و [[دشنام]] دادن: [[اعراب جاهلی]] افرادی عبوس بودند و کمتر می‌خندیدند. آنها [[شوخ‌طبعی]] و [[مزاح]] را سزاوار [[انسان]] [[شریف]] نمی‌دانستند و آن را از مظاهر [[خفت]] و [[حماقت]] به شمار می‌آوردند؛ چراکه [[معتقد]] بودند یک مرد همواره باید [[راسخ]] و جدی باشد. بر همین اساس هیچ‌گاه در محضر شیخ [[قبیله]] و بزرگان، بذله‌گویی نمی‌کردند؛ هرچند با وجود [[رعایت]] بیش از حد [[متانت]] [[عفت]] [[کلام]] نداشتند و دشنام دادن در میانشان بسیار مرسوم بود<ref>جواد علی، المفصل، ج۴، ص۵۹۶.</ref>.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۸۷.</ref>


===[[آداب و رسوم]] [[فرهنگی]]===
====[[آداب و رسوم]] [[فرهنگی]]====
هر ملتی [[آداب]]، [[سنن]] و [[رسوم]] خاصی دارد. [[اعراب جاهلی]] نیز متناسب با شرایط جغرافیایی طبیعی و [[اجتماعی]] خود، آداب و رسوم ویژه‌ای داشتند. در این بخش آداب و رسوم رایج میان [[عرب]] [[عصر جاهلیت]] ذیل چند عنوان بررسی می‌گردد:
هر ملتی [[آداب]]، [[سنن]] و [[رسوم]] خاصی دارد. [[اعراب جاهلی]] نیز متناسب با شرایط جغرافیایی طبیعی و [[اجتماعی]] خود، آداب و رسوم ویژه‌ای داشتند. در این بخش آداب و رسوم رایج میان [[عرب]] [[عصر جاهلیت]] ذیل چند عنوان بررسی می‌گردد:


خط ۱۴۲: خط ۱۴۲:
# [[غنا]]: آهنگ دادن به اشعار و آوازخوانی (غنا) در میان اعراب وجود داشت و از سرگرمی‌های آنها محسوب می‌شد. به گفته ابن خلدون غنا بر دو نوع ساده و مرکب است که نوع ساده آن از عهده هر [[انسانی]] برمی‌آید؛ درحالی‌که غنای مرکب نیاز به [[آموزش]] دارد<ref>ابن خلدون، مقدمه، ج۲، ص۸۴۹-۸۵۲.</ref>؛ او [[معتقد]] بود که [[عرب جاهلی]]، نوع اول [[غنا]] و [[موسیقی]] را در میان خود داشت<ref>ابن خلدون، مقدمه، ج۲، ص۸۴۹-۸۵۲.</ref>. آوازخوانی معمولاً در [[جشن‌ها]]، [[مراسم سوگواری]]، بازگشت مسافران و... انجام می‌گرفت<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۱۰۷.</ref>.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۹۴-۱۰۰.</ref>
# [[غنا]]: آهنگ دادن به اشعار و آوازخوانی (غنا) در میان اعراب وجود داشت و از سرگرمی‌های آنها محسوب می‌شد. به گفته ابن خلدون غنا بر دو نوع ساده و مرکب است که نوع ساده آن از عهده هر [[انسانی]] برمی‌آید؛ درحالی‌که غنای مرکب نیاز به [[آموزش]] دارد<ref>ابن خلدون، مقدمه، ج۲، ص۸۴۹-۸۵۲.</ref>؛ او [[معتقد]] بود که [[عرب جاهلی]]، نوع اول [[غنا]] و [[موسیقی]] را در میان خود داشت<ref>ابن خلدون، مقدمه، ج۲، ص۸۴۹-۸۵۲.</ref>. آوازخوانی معمولاً در [[جشن‌ها]]، [[مراسم سوگواری]]، بازگشت مسافران و... انجام می‌گرفت<ref>جواد علی، المفصل، ج۵، ص۱۰۷.</ref>.<ref>[[هناء ذاکر مشهدی|ذاکر مشهدی، هناء]]، [[پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری (کتاب)|پژوهشی در زمینه‌های تاریخی اجتماعی سیره تعلیمی اهل بیت تا ۶۱ هجری]]، ص ۹۴-۱۰۰.</ref>


===سابقه [[تعلیم]]===
====سابقه [[تعلیم]]====
چنان‌که پیش‌تر اشاره شد، [[فرهنگ]] [[جوامع]] ابتدایی و [[بادیه‌نشین]]، فرهنگ شفاهی است. در این‌گونه جوامع که [[جزیرةالعرب]] [[عصر جاهلیت]] از بهترین نمونه‌های آن بود، زبان به مثابه روش پیوند [[مردم]] محسوب می‌گردید. از آنجا که نیازهای اولیه [[اعراب]] مرتفع نگردیده بود، زمینه انگیزه و ضرورتی هم برای توجه به نیازهای عالی‌تر، [[کسب دانش]] و پرورش [[فرهنگی]] وجود نداشت. در جوامع ابتدایی، فرهنگ شالوده‌ای روزمره دارد<ref>«دین عامیانه»، لانگ، ص۲۲.</ref> و اطلاعات افراد متناسب با شرایط و اقتضائات [[زندگی]] آنهاست. دانسته‌های اعراب در حدی بود که زندگی در شرایط دشوار جزیرةالعرب دستیابی به آنها را [[ضرورت]] می‌بخشید. [[علم]] [[انواء]] و [[حرکت]] [[ستارگان]] و پاره‌ای درمان‌های [[تجربی]] طبی از مهم‌ترین اطلاعات اعراب به‌شمار می‌رفت که سرچشمه این [[آگاهی‌ها]] تجربیات روزمره بود؛ چنان‌که وقتی [[مشاهده]] می‌کردند که [[بیمار]] پس از خوردن دارویی خاص بهبود می‌یافت آن [[دارو]] را [[درمان]] [[قطعی]] آن نوع [[بیماری]] تلقی می‌کردند. آنها بر اثر [[تجربه]] دریافته بودند که ستارگان می‌توانند آنان را در پیدا کردن مسیر خود در [[تاریکی]] شب [[راهنمایی]] کنند. اینگونه دانسته‌ها و آگاهی‌ها که نزد افراد بسیار مهم تلقی می‌شد، در [[حافظه]] آنها نقش می‌بست و [[نسل]] به نسل منتقل می‌گردید. آگاهی‌های اعراب ناپایدار و تحول‌پذیر بود؛ چراکه در جریان انتقال به نسل‌های بعد و در گذر [[زمان]] اطلاعات بیشتر و کامل‌تر می‌گشت.
چنان‌که پیش‌تر اشاره شد، [[فرهنگ]] [[جوامع]] ابتدایی و [[بادیه‌نشین]]، فرهنگ شفاهی است. در این‌گونه جوامع که [[جزیرةالعرب]] [[عصر جاهلیت]] از بهترین نمونه‌های آن بود، زبان به مثابه روش پیوند [[مردم]] محسوب می‌گردید. از آنجا که نیازهای اولیه [[اعراب]] مرتفع نگردیده بود، زمینه انگیزه و ضرورتی هم برای توجه به نیازهای عالی‌تر، [[کسب دانش]] و پرورش [[فرهنگی]] وجود نداشت. در جوامع ابتدایی، فرهنگ شالوده‌ای روزمره دارد<ref>«دین عامیانه»، لانگ، ص۲۲.</ref> و اطلاعات افراد متناسب با شرایط و اقتضائات [[زندگی]] آنهاست. دانسته‌های اعراب در حدی بود که زندگی در شرایط دشوار جزیرةالعرب دستیابی به آنها را [[ضرورت]] می‌بخشید. [[علم]] [[انواء]] و [[حرکت]] [[ستارگان]] و پاره‌ای درمان‌های [[تجربی]] طبی از مهم‌ترین اطلاعات اعراب به‌شمار می‌رفت که سرچشمه این [[آگاهی‌ها]] تجربیات روزمره بود؛ چنان‌که وقتی [[مشاهده]] می‌کردند که [[بیمار]] پس از خوردن دارویی خاص بهبود می‌یافت آن [[دارو]] را [[درمان]] [[قطعی]] آن نوع [[بیماری]] تلقی می‌کردند. آنها بر اثر [[تجربه]] دریافته بودند که ستارگان می‌توانند آنان را در پیدا کردن مسیر خود در [[تاریکی]] شب [[راهنمایی]] کنند. اینگونه دانسته‌ها و آگاهی‌ها که نزد افراد بسیار مهم تلقی می‌شد، در [[حافظه]] آنها نقش می‌بست و [[نسل]] به نسل منتقل می‌گردید. آگاهی‌های اعراب ناپایدار و تحول‌پذیر بود؛ چراکه در جریان انتقال به نسل‌های بعد و در گذر [[زمان]] اطلاعات بیشتر و کامل‌تر می‌گشت.


۸۰٬۱۹۰

ویرایش