اخلاق دینی: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
[[مسیحیت]] تا پیش از | [[مسیحیت]] تا پیش از قرن چهارم میلادی بر تمام تمدن غربی [[سیطره]] یافت و این گستردگی [[فرهنگی]] نیاز به مجموعهای معقول از [[اخلاق]] و امور فرامادی را ضروری و آگوستین در آثار خود مانند «شهر خدا» و «اعترافات» ترکیبی از اخلاق رواقی، [[فلسفه]] نوافلاطونی و [[اصول عقاید]] [[مسیحی]] و [[یهودی]] را مطرح کرد و دستورهای مسیحی پایههای [[نظام اخلاقی]] غرب را تشکیل داد. بیشتر نظریات ارزشی و [[اخلاقی]] از تعالیم [[کتاب مقدس]] گرفته شده بود و در قرون وسطی [[غلبه]] تعالیم مسیحی، نابودی ارزشهای مکاتب [[دنیوی]] و [[وارستگی]] از [[لذات]] و [[تعلقات دنیوی]] مهمترین شاخصههای مکاتب اخلاقی بود<ref>صانع پور، مریم، فلسفه اخلاق و دین، ص۱۷-۲۵.</ref>. | ||
اما عملکرد ریاکارانه و منافقانه سران کلیسا، بیتوجهی به لذات دنیوی، نبود متن [[وحیانی]] [[تحریف]] ناشده و نبود [[قوانین اجتماعی]] جامع در مسیحیت سبب بیاعتمادی به [[دین]] در پیریزی نظام اخلاقی شد و متفکران عصر رنسانس در پی تدوین اخلاقی بیارتباط با دین بودند و در نتیجه، اخلاق [[سکولار]] شکل گرفت؛ ولی باید توجه داشت، انتقادات یادشده تنها به [[اخلاق مسیحی]] وارد است و موجب سلب اعتبار از [[اخلاق اسلامی]] نمیشود که بر اساس [[وحی]] تحریف ناشده تدوین شده است. | |||
طبق اخلاق دینی [[عقل]] و [[فطرت انسان]] گرچه توان فهم کلیات و اصول اخلاقی را دارد، ولی برای تعیین مصادیق و جزئیات آن به [[راهنمایی]] دین و وحی نیازمند است که صاحب آنها بر نیازهای فرد و [[جامعه]] اشراف داشته، و از آنچه [[سعادت دنیوی]] و [[اخروی]] [[انسان]] را فراهم میکند، [[آگاه]] است. عقل تمام [[انسانها]] به خوبی [[عدالت]] [[حکم]] میکند؛ ولی در اینکه مصادیق این عدالت در [[جوامع]] و شرایط مختلف چیست، [[اختلاف]] نظر بسیاری وجود دارد و این خود دلیلی بر [[ناتوانی]] عقل در تعیین مصادیق است<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[اخلاق دینی (مقاله)|مقاله «اخلاق دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۷.</ref>. | |||
[[ | |||
==[[ | == اخلاق دینی و [[عقلی]] بودن [[حسن و قبح]] == | ||
ممکن است گفته شود که اخلاق دینی در بوته عمل [[تجربه]] مفیدی از خود نشان نداده است و در بسیاری از | [[عقل عملی]] یا وجدان گرچه منبع [[الهی]] برای فهم خوبیها و بدیهاست، اما در عقل عملی نیز مانند [[عقل نظری]] [[خطا]] رخ میدهد، وجدان [[انسان]] در بسیاری مواقع [[فریب]] خورده، به طور صحیح [[قضاوت]] نمیکند و با تکرار بدیها و [[زشتیها]] رنگ باخته، حساسیت نخستین خود را از دست میدهد و حتی به سبب استمرار [[زشتی]] [[ارزشها]] را ضد ارزش تلقی میکند<ref>رضایی، حسنرضا، اخلاق قرآنی با اخلاق سکولار چه تفاوتی دارد؟ ص۱۳۸.</ref>. از سوی دیگر، [[عقل انسان]] خود [[متواضعانه]] میپذیرد که به جزئیات [[معاد]] و [[سرنوشت]] [[ابدی]] [[انسانها]] احاطه ندارد و تنها منبع [[شناخت]] در این موضوع [[وحی]] [[مصون از خطا]] و [[تحریف]] است؛ بنابراین، بدون استفاده از وحی پیریزی [[اخلاق]] که [[هدف]] اصلی آن [[تأمین سعادت]] [[دنیا]] و [[آخرت]] انسان هاست، ممکننیست<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[اخلاق دینی (مقاله)|مقاله «اخلاق دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۸.</ref>. | ||
#تنها جوامع دینی که اخلاق دینی در آنها [[حاکم]] است، چنین مشکلاتی ندارند و بسیاری از [[جوامع]] [[سکولار]] نیز از بیبندوباری و رفتارهای ضداخلاقی [[رنج]] میبرند؛ | |||
# [[التزام]] نداشتن به اخلاق در جوامع دینی تنها نتیجه [[حاکمیت]] اخلاق دینی نشانگر | == سوء استفاده از اخلاق دینی == | ||
ممکن است گفته شود که اخلاق دینی در بوته عمل [[تجربه]] مفیدی از خود نشان نداده است و در بسیاری از جوامع دینی نیز [[شاهد]] رفتارهای ضداخلاقی و ناشایست هستیم، اما باید به چند نکته توجه داشت: | |||
# تنها جوامع دینی که اخلاق دینی در آنها [[حاکم]] است، چنین مشکلاتی ندارند و بسیاری از [[جوامع]] [[سکولار]] نیز از بیبندوباری و رفتارهای ضداخلاقی [[رنج]] میبرند؛ | |||
# [[التزام]] نداشتن به اخلاق در جوامع دینی تنها نتیجه [[حاکمیت]] اخلاق دینی نشانگر ناکارآمدی آن نیست بلکه نتیجه مجموعه عواملی است؛ مانند: نبود [[شأن اجتماعی]] و [[حقوقی]] برای اخلاق نگاه تکبعدی به [[دین]]، نداشتن نگاه تکریمآمیز به [[علم اخلاق]]، حاکمیت [[علم]] سکولار و تأثیرات آن در بسیاری از محافل دانشگاهی، وجود [[بحران]] [[سنت]] و مدرنیته در کشورها و به دنبال آن وجود بحران هویت در جوامع سنتی که بیتوجهی به [[مبانی اخلاق]] [[دینی]] را در پی دارد. همچنین، برخی پنداشتهاند، اخلاق سکولار به علت داشتن مبانی اومانیستی، [[حقمدار]] و ناظر به [[حقوق]] انسانهاست؛ در حالی که اخلاق دینی همواره از [[تکالیف]] انسانها در برابر [[خداوند]] سخن میگوید و به حقوق ایشان توجه ندارد. | |||
ولی باید دانست: | ولی باید دانست: | ||
# حقوق هیچگاه از تکالیف، جدا و اساساً حقوق بدون تکالیف تحققپذیر نیست. | # حقوق هیچگاه از تکالیف، جدا و اساساً حقوق بدون تکالیف تحققپذیر نیست. | ||
# تکالیف [[اسلام]] مبتنی بر توجه به [[مصالح]] و [[مفاسد]] | # تکالیف [[اسلام]] مبتنی بر توجه به [[مصالح]] و [[مفاسد]] واقعی انسانها و [[قوانین]] [[اخلاق اسلامی]] هماهنگ با [[فطرت انسانی]] و ناظر به نیازهای اصلی اوست و یکی از مهمترین [[حقوق]] او یعنی حقِ تعالی و [[رشد معنوی]] را تأمین میکند. از [[حقوق فردی]] و [[اجتماعی]] [[انسان]] هیچ حقی مهمتر از [[حق]] صعود [[ملکوتی]] او و رسیدن به مرتبه [[خلافت الهی]] نیست که با [[سرنوشت]] [[جاودانه]] او مرتبط است و او برای تحقق این [[هدف]] به یک سری برنامههای [[اخلاقی]] نیاز دارد که اخلاق دینی عهدهدار بیان آنهاست؛ از اینرو هیچ تکلیفی گزاف و بدون در نظر گرفتن مبانی [[هستیشناختی]] و [[حقوقی]] وضع نمیشود. | ||
#در بخش زیادی از [[فقه]] و [[اخلاق اسلامی]] در کنار توجه به [[تکالیف]]، به حقوق افراد توجه شده است<ref>خسروپناه، عبد الحسین، کلام جدید، ص۴۵۱-۴۵۲.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[اخلاق دینی (مقاله)|مقاله «اخلاق دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۸.</ref> | # در بخش زیادی از [[فقه]] و [[اخلاق اسلامی]] در کنار توجه به [[تکالیف]]، به حقوق افراد توجه شده است<ref>خسروپناه، عبد الحسین، کلام جدید، ص۴۵۱-۴۵۲.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[اخلاق دینی (مقاله)|مقاله «اخلاق دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۸.</ref> | ||
== مباحث اخلاقی [[قرآن]] == | |||
مسائل اخلاقی قرآن در چهار محور اصلی است: مسائل مرتبط با [[خدا]] مانند [[خضوع]] و [[شکر منعم]]، مسائل مرتبط با [[مردم]] مانند تواضع و [[فداکاری]]، مسائل مرتبط با خود انسان مانند پاکسازی قلب و مسائل مرتبط با محیط زیست مانند [[اسراف]] نکردن و تخریب که این نشان دهنده [[جامعیت]] اخلاق دینی [[اسلامی]] است<ref>اخلاق قرآنی با اخلاق سکولار چه تفاوتی دارد، ص۱۴۱.</ref>. | |||
امروزه بسیاری از [[فیلسوفان]] [[اخلاق]] در غرب نیز به اخلاق دینی [[گرایش]] دارند که البته تقریر ایشان از اخلاق دینی با بیان فیلسوفان اخلاق [[مسلمان]] و فلسفه اخلاق قرون وسطی تفاوتهای جدی دارد؛ زیرا در آن به جای بهره بردن از [[الهیات]] قدیم و [[کتاب مقدس]] از [[تجارب دینی]] استفاده میشود و [[انسانها]] بدون واسطه کلیسا و حتی [[پیامبران]] میتوانند با تجارب شخصی و [[عرفانی]] خود با خدا ارتباط داشته باشند و [[ایمان]] به جای [[استوار]] شدن بر پایههای [[عقلانی]] بر نوعی شورمندی، خطر کردن و تصمیمگیری بدون [[تعقل]] مبتنی شده است<ref>صانعپور، مریم، فلسفه اخلاق و دین، ص۹۰-۹۲.</ref>. این امر از پایههای «ایمانگرایی» است که توضیح بیشتر آن در زیر همان عنوان آمده است<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[اخلاق دینی (مقاله)|مقاله «اخلاق دینی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۵۹.</ref>. | |||
امروزه بسیاری از [[فیلسوفان]] [[اخلاق]] در غرب نیز به اخلاق دینی [[گرایش]] دارند که البته تقریر ایشان از اخلاق دینی با بیان فیلسوفان اخلاق [[مسلمان]] و | |||
== منابع == | == منابع == | ||