پرش به محتوا

جبر و اختیار: تفاوت میان نسخه‌ها

۸۸۶ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۴ سپتامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب‌ها: برگردانده‌شده پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: برگردانده‌شده
خط ۳: خط ۳:
'''[[جبر]]''' به‌معنای وادار کردن بر کار و عمل و ناچار شدن بر آن با قهر و غلبه است و '''[[اختیار]]''' در برابر آن قرار دارد، [[انسان]] در حال اختیار، [[اعمال]] خویش را بدون آنکه از سوی عامل دیگری تحت فشار قرار گیرد انجام می‌دهد. این مبحث از مباحث مهمی‌ است که همواره ذهن [[بشر]] را در عرصه‌های گوناگون [[دانش]] و [[فرهنگ]] به خود مشغول کرده است. [[اسلام]] قائل به [[اختیار انسان]] است لکن نه بدان معنا که در اعمال خویش مستقل است و می‌تواند بدون تکیه بر حول و قوّه [[الهی]] کاری انجام دهد بلکه [[خداوند]]، نه [[بندگان]] را به فعل مجبور می‌کند و نه آنها را به خود وامی‌نهد تا هرچه می‌خواهند انجام دهند و این معنای [[امر بین الامرین]] است.
'''[[جبر]]''' به‌معنای وادار کردن بر کار و عمل و ناچار شدن بر آن با قهر و غلبه است و '''[[اختیار]]''' در برابر آن قرار دارد، [[انسان]] در حال اختیار، [[اعمال]] خویش را بدون آنکه از سوی عامل دیگری تحت فشار قرار گیرد انجام می‌دهد. این مبحث از مباحث مهمی‌ است که همواره ذهن [[بشر]] را در عرصه‌های گوناگون [[دانش]] و [[فرهنگ]] به خود مشغول کرده است. [[اسلام]] قائل به [[اختیار انسان]] است لکن نه بدان معنا که در اعمال خویش مستقل است و می‌تواند بدون تکیه بر حول و قوّه [[الهی]] کاری انجام دهد بلکه [[خداوند]]، نه [[بندگان]] را به فعل مجبور می‌کند و نه آنها را به خود وامی‌نهد تا هرچه می‌خواهند انجام دهند و این معنای [[امر بین الامرین]] است.


==[[عصمت]] و [[اختیار]]==
==[[مقدمه]]==
عصمت، در لغت از ریشه «عصم» به معنی امساک و خودداری و منع<ref>فیروزآبادی، محمد بن یعقوب، القاموس المحیط، ج۴، ص۲۱۲؛ ابن منظور، لسان العرب، ج۹، ص۲۴۴.</ref> و در اصطلاح [[علم کلام]]، عصمت، قوه‌ای است که [[انسان]] را از واقع شدن در [[گناه]] و [[خطا]] بازمی‌‌دارد و گاهی گفته شده است، عصمت لطفی است که [[خداوند]] در [[حق بنده]] خویش انجام می‌دهد؛ به‌طوری‌که دیگر انگیزه‌ای برای ترک [[طاعت]] و انجام گناه با وجود [[قدرت]] بر انجام آن دو باقی نمی‌ماند<ref>سبحانی، جعفر، الالهیات، ج۲، ص۱۴۸.</ref>.
 
===[[مقدمه]]===
شاید برخی تصور کنند که [[افعال]] [[انبیا]] و [[ائمه]] که دارای [[ملکه عصمت]] هستند، بدون [[علم]] و [[اراده]] و اختیار آنها بوده است و آنها را [[جبرائیل]] و سایر [[فرشتگان]] [[راهنمایی]] می‌کنند و به همین دلیل ذاتاً [[معصوم]] هستند؛ در نتیجه، عصمت آنان به خود آنان مربوط نیست، بلکه [[اجبار]] و [[الزام]] [[الهی]] است.
شاید برخی تصور کنند که [[افعال]] [[انبیا]] و [[ائمه]] که دارای [[ملکه عصمت]] هستند، بدون [[علم]] و [[اراده]] و اختیار آنها بوده است و آنها را [[جبرائیل]] و سایر [[فرشتگان]] [[راهنمایی]] می‌کنند و به همین دلیل ذاتاً [[معصوم]] هستند؛ در نتیجه، عصمت آنان به خود آنان مربوط نیست، بلکه [[اجبار]] و [[الزام]] [[الهی]] است.
این [[گمان]]، صحیح نیست و موجب [[سستی]] افراد در کارهای خود می‌‌شود؛ زیرا واضح است که [[انبیاء]] با آنکه داشتن [[مقام عصمت]] و [[طهارت]]، اما بدون علم و [[آگاهی]] و اراده و اختیار کاری انجام نمی‌دهند. توضیح آنکه، تمام حوادث این عالم سبب و علتی دارند و به سبب آن علت در خارج محقق می‌شوند بنابراین، تمام کارهایی که [[پیامبر]] انجام می‌دهد، معلول سببی است و به اختیار خود او صورت می‌گیرد. همانطور که ما هرگاه کاری انجام می‌دهیم، تا نخست، و شکل آن کار را تصور و به آن میل پیدا نکنیم و به دنبال آن اراده انجام آن را در خود ایجاد نکنیم، آن فعل از ما سرنمی‌زند. در انبیاء نیز همین‌طور است و افعالی که از آنها سرمی‌زند، پس از تصور صورت علمیه و با میل و اراده محقق می‌شود. به بیان دیگر ما افراد [[بشر]] کارهای خوب و [[بدی]] انجام می‌‌دهیم و برای کارهای خوب حتماً باید اول صورت علمیه آن را در نظر آورده، بعد از ایجاد میل و [[اراده]] آن را انجام دهیم و برای [[کارهای بد]] نیز حتماً باید اول صورت علمیه آن را در نظر بگیریم و سپس میل [[و]] اراده انجام آن کار را پیدا کنیم. بنابراین اگر در [[ذهن]] افرادی فقط صورت‌های خوب و [[پسندیده]] پیدا شود و به آن میل پیدا کند، بعد از تعلق اراده به آنها همیشه از آنها کارهای [[پسندیده]] بروز خواهد کرد و اگر به عکس، در [[ذهن]] افرادی پیوسته صورت‌های [[زشت]] و مربوط به [[گناه]] به وجود آمده، به آن میل کنند، پیوسته از آنها [[کارهای زشت]] صادر خواهد شد. بنابراین، اینها [[اهل]] [[شقاوت]] و دسته اول [[اهل سعادت]] خواهند بود.
این [[گمان]]، صحیح نیست و موجب [[سستی]] افراد در کارهای خود می‌‌شود؛ زیرا واضح است که [[انبیاء]] با آنکه داشتن [[مقام عصمت]] و [[طهارت]]، اما بدون علم و [[آگاهی]] و اراده و اختیار کاری انجام نمی‌دهند. توضیح آنکه، تمام حوادث این عالم سبب و علتی دارند و به سبب آن علت در خارج محقق می‌شوند بنابراین، تمام کارهایی که [[پیامبر]] انجام می‌دهد، معلول سببی است و به اختیار خود او صورت می‌گیرد. همانطور که ما هرگاه کاری انجام می‌دهیم، تا نخست، و شکل آن کار را تصور و به آن میل پیدا نکنیم و به دنبال آن اراده انجام آن را در خود ایجاد نکنیم، آن فعل از ما سرنمی‌زند. در انبیاء نیز همین‌طور است و افعالی که از آنها سرمی‌زند، پس از تصور صورت علمیه و با میل و اراده محقق می‌شود. به بیان دیگر ما افراد [[بشر]] کارهای خوب و [[بدی]] انجام می‌‌دهیم و برای کارهای خوب حتماً باید اول صورت علمیه آن را در نظر آورده، بعد از ایجاد میل و [[اراده]] آن را انجام دهیم و برای [[کارهای بد]] نیز حتماً باید اول صورت علمیه آن را در نظر بگیریم و سپس میل [[و]] اراده انجام آن کار را پیدا کنیم. بنابراین اگر در [[ذهن]] افرادی فقط صورت‌های خوب و [[پسندیده]] پیدا شود و به آن میل پیدا کند، بعد از تعلق اراده به آنها همیشه از آنها کارهای [[پسندیده]] بروز خواهد کرد و اگر به عکس، در [[ذهن]] افرادی پیوسته صورت‌های [[زشت]] و مربوط به [[گناه]] به وجود آمده، به آن میل کنند، پیوسته از آنها [[کارهای زشت]] صادر خواهد شد. بنابراین، اینها [[اهل]] [[شقاوت]] و دسته اول [[اهل سعادت]] خواهند بود.
۱۳٬۷۷۸

ویرایش