ارتداد: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۹ بایت حذف‌شده ،  ‏۲۵ سپتامبر ۲۰۲۵
 
(۳ نسخهٔ میانیِ ایجادشده توسط همین کاربر نشان داده نشد)
خط ۱۰: خط ۱۰:
== معناشناسی ==
== معناشناسی ==
{{اصلی|ارتداد در لغت}}
{{اصلی|ارتداد در لغت}}
[[ارتداد]] به معنای [[رجعت]] و بازگشت از چیزی است<ref>جوهری، الصحاح، ۲/۴۷۳؛ فیومی، المصباح المنیر، ۲۲۴.</ref> و در اصطلاح [[فقهی]] به خارج‌شدن از [[آیین اسلام]] گفته می‌شود، و فرد مرتکب آن را «[[مرتد]]» می‌گویند<ref>حلبی، الکافی فی الفقه، ۳۱۱؛ امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۳۴۹؛ سبزواری، مهذّب الاحکام، ۲۸/۱۳۴.</ref>.<ref>[[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۶۱۶ ـ ۶۲۲؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۶۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]].</ref>
ارتداد به معنای [[رجعت]] و بازگشت از چیزی است<ref>جوهری، الصحاح، ۲/۴۷۳؛ فیومی، المصباح المنیر، ۲۲۴.</ref> و در اصطلاح [[فقهی]] به خارج‌شدن از [[آیین اسلام]] گفته می‌شود، و فرد مرتکب آن را «[[مرتد]]» می‌گویند<ref>حلبی، الکافی فی الفقه، ۳۱۱؛ امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۳۴۹؛ سبزواری، مهذّب الاحکام، ۲۸/۱۳۴.</ref>.<ref>[[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۶۱۶ ـ ۶۲۲؛ [[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص۶۹؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ‌نامه دینی (کتاب)|فرهنگ‌نامه دینی]].</ref>


== پیشینه ==
== پیشینه ==
خط ۱۷: خط ۱۷:
[[قرآن]] نیز از ارتداد [[بنی‌اسرائیل]] و گوساله‌پرست شدن آنان در [[غیبت]] [[حضرت موسی]]{{ع}} و مجازات آنان سخن گفته است<ref>سوره بقره، آیه ۵۴.</ref>؛ چنان‌که در چند [[آیه]] از ارتداد برخی از [[مسلمانان]] در زمان حیات پیامبر{{صل}} و پس از [[وفات]] ایشان خبر داده است<ref>سوره مائده، آیه ۵۴؛ سوره محمد، آیه ۲۵.</ref>.<ref>زمخشری، الکشاف، ۱/۶۴۴-۶۴۶ و ۴/۳۲۶؛ طبرسی، ۳/۳۲۱ و ۹/۱۵۸.</ref>
[[قرآن]] نیز از ارتداد [[بنی‌اسرائیل]] و گوساله‌پرست شدن آنان در [[غیبت]] [[حضرت موسی]]{{ع}} و مجازات آنان سخن گفته است<ref>سوره بقره، آیه ۵۴.</ref>؛ چنان‌که در چند [[آیه]] از ارتداد برخی از [[مسلمانان]] در زمان حیات پیامبر{{صل}} و پس از [[وفات]] ایشان خبر داده است<ref>سوره مائده، آیه ۵۴؛ سوره محمد، آیه ۲۵.</ref>.<ref>زمخشری، الکشاف، ۱/۶۴۴-۶۴۶ و ۴/۳۲۶؛ طبرسی، ۳/۳۲۱ و ۹/۱۵۸.</ref>


بحث ارتداد در منابع فقهی [[شیعه]] پیشینه‌ای طولانی دارد. [[شیخ صدوق]] از نخستین فقهای [[شیعی]] است که [[احکام]] [[ارتداد]] را به صورت اجمالی در انتهای باب [[عتق]] و [[تدبیر]] [[کتاب المقنع]] بیان کرده است. پس از وی [[شیخ مفید]] از فقهای قرن چهارم و پنجم در بحث [[ارث]]<ref>مفید، المقنعه، ۷۰۲.</ref> و صید و ذباحه<ref>مفید، المقنعه، ۵۷۹.</ref> پاره‌ای از احکام [[مرتد]] را بیان کرده است؛ اما [[شیخ طوسی]] نخستین [[فقیه]] شیعی است که بحث ارتداد را به صورت بابی مستقل و به‌تفصیل مطرح کرده و فروع فراوانی درباره آن آورده است<ref>شیخ طوسی، المبسوط، ۷/۲۸۱-۲۸۶.</ref>. پس از او [[فقها]] در قرون متمادی در ابواب مختلف [[فقهی]] به‌ویژه در کتاب حدود به احکام مرتد پرداخته‌اند. برخی از معاصران نیز آثار مستقلی در این خصوص تالیف کرده‌اند<ref>تفضلی، ارتداد از دیدگاه فقها؛ صرامی، احکام مرتد.</ref>.<ref>[[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۶۱۶ - ۶۲۲.</ref>
بحث ارتداد در منابع فقهی [[شیعه]] پیشینه‌ای طولانی دارد. [[شیخ صدوق]] از نخستین فقهای [[شیعی]] است که [[احکام]] ارتداد را به صورت اجمالی در انتهای باب [[عتق]] و [[تدبیر]] [[کتاب المقنع]] بیان کرده است. پس از وی [[شیخ مفید]] از فقهای قرن چهارم و پنجم در بحث [[ارث]]<ref>مفید، المقنعه، ۷۰۲.</ref> و صید و ذباحه<ref>مفید، المقنعه، ۵۷۹.</ref> پاره‌ای از احکام [[مرتد]] را بیان کرده است؛ اما [[شیخ طوسی]] نخستین [[فقیه]] شیعی است که بحث ارتداد را به صورت بابی مستقل و به‌تفصیل مطرح کرده و فروع فراوانی درباره آن آورده است<ref>شیخ طوسی، المبسوط، ۷/۲۸۱-۲۸۶.</ref>. پس از او [[فقها]] در قرون متمادی در ابواب مختلف [[فقهی]] به‌ویژه در کتاب حدود به احکام مرتد پرداخته‌اند. برخی از معاصران نیز آثار مستقلی در این خصوص تالیف کرده‌اند<ref>تفضلی، ارتداد از دیدگاه فقها؛ صرامی، احکام مرتد.</ref>.<ref>[[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۶۱۶ - ۶۲۲.</ref>


== ارتداد در قرآن و روایات ==
== ارتداد در قرآن و روایات ==
خط ۴۵: خط ۴۵:
فقها بر این نکته [[اتفاق نظر]] دارند که [[کفر]] ـ یعنی [[انکار]] [[خدا]] یا وحدانیّت یا [[نبوت]]<ref>یزدی طباطبایی، العروة الوثقی، ۱/۱۳۸-۱۳۹؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱/۳۷۸.</ref>، یا حکمی از [[احکام]] [[ضروری دین]] که مستلزم انکار خدا، [[توحید]] یا نبوت باشد ـ موجب ارتداد است<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۶/۴۶؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱/۳۷۸؛ امام‌ خمینی، الطهاره، ۱/۲۱۶.</ref>. به [[باور]] برخی، ضروری دین آن دسته از مسایل غیر نظری‌اند که در ضروری‌ بودن آنها تردیدی نیست. اگر [[مکلف]] این دسته از مسائل را یا حتی مسایل نظری‌ای را که [[یقین]] به ضروری‌ بودن آنها دارد انکار کند، موجب ارتدادش خواهد شد<ref>اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۳/۳۱۴؛ نجفی، جواهر الکلام، ۶/۴۶-۴۷.</ref>.
فقها بر این نکته [[اتفاق نظر]] دارند که [[کفر]] ـ یعنی [[انکار]] [[خدا]] یا وحدانیّت یا [[نبوت]]<ref>یزدی طباطبایی، العروة الوثقی، ۱/۱۳۸-۱۳۹؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱/۳۷۸.</ref>، یا حکمی از [[احکام]] [[ضروری دین]] که مستلزم انکار خدا، [[توحید]] یا نبوت باشد ـ موجب ارتداد است<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۶/۴۶؛ حکیم، مستمسک العروة الوثقی، ۱/۳۷۸؛ امام‌ خمینی، الطهاره، ۱/۲۱۶.</ref>. به [[باور]] برخی، ضروری دین آن دسته از مسایل غیر نظری‌اند که در ضروری‌ بودن آنها تردیدی نیست. اگر [[مکلف]] این دسته از مسائل را یا حتی مسایل نظری‌ای را که [[یقین]] به ضروری‌ بودن آنها دارد انکار کند، موجب ارتدادش خواهد شد<ref>اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۳/۳۱۴؛ نجفی، جواهر الکلام، ۶/۴۶-۴۷.</ref>.


ظاهر عبارات بیشتر فقها<ref>عاملی، سیدمحمدجواد، مفتاح الکرامة، ۲/۳۷-۳۸.</ref> و تصریح بعضی دیگر<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۶/۴۸.</ref> بر این است که [[انکار ضروری دین]] به‌تنهایی موجب [[حکم]] به [[ارتداد]] منکر است و فرقی ندارد که این [[انکار]] مستلزم [[تکذیب]] [[نبی]]{{صل}} یا انکار نبوت باشد یا نباشد و دلیل این نظریه اطلاق بعضی از [[روایات]] است<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعه، ۱/۳۳.</ref>.
ظاهر عبارات بیشتر فقها<ref>عاملی، سیدمحمدجواد، مفتاح الکرامة، ۲/۳۷-۳۸.</ref> و تصریح بعضی دیگر<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۶/۴۸.</ref> بر این است که [[انکار ضروری دین]] به‌تنهایی موجب [[حکم]] به ارتداد منکر است و فرقی ندارد که این [[انکار]] مستلزم [[تکذیب]] [[نبی]]{{صل}} یا انکار نبوت باشد یا نباشد و دلیل این نظریه اطلاق بعضی از [[روایات]] است<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعه، ۱/۳۳.</ref>.


از نظر برخی فقها [[سبّ]] (دشنام‌دادن) و [[توهین]] به [[خداوند]] یا [[پیامبر]]{{صل}} یا یکی از [[ائمه]]{{ع}}<ref>مفید، المقنعه، ۷۴۳؛ حلی، علامه، تذکرة الفقهاء، ۹/۴۳۳.</ref> یا حضرت [[فاطمه]]{{س}} از اسباب ارتداد است<ref> نجفی، جواهر الکلام، ۴۱/۴۳۷-۴۳۸؛ خویی، موسوعه، ۴۱/۳۲۱.</ref>. از نظر بعضی از فقها سخنی که بر خروج از [[اسلام]] و [[اهانت]] و [[استهزا]] به [[شرع]] و [[شارع]] دلالت کند، یکی دیگر از اسباب ارتداد است، چه از روی [[دشمنی]] و [[اعتقاد]] باشد یا از روی [[تمسخر]] (هزل و [[مزاح]])<ref>اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۳/۳۱۴.</ref>؛ اما از نظر بعضی دیگر در صورتی که استهزا قابل حمل بر مزاح و هزل باشد، موجب ارتداد نمی‌شود.<ref>شهید ثانی، الروضة البهیه، ۹/۳۳۴.</ref> برخی مسخره و استهزا را تنها در صورتی که به حد [[انکار ضروری دین]] برسد، موجب ارتداد دانسته‌اند<ref>گلپایگانی، مجمع المسائل، ۲/۲۱۴.</ref>.
از نظر برخی فقها [[سبّ]] (دشنام‌دادن) و [[توهین]] به [[خداوند]] یا [[پیامبر]]{{صل}} یا یکی از [[ائمه]]{{ع}}<ref>مفید، المقنعه، ۷۴۳؛ حلی، علامه، تذکرة الفقهاء، ۹/۴۳۳.</ref> یا حضرت [[فاطمه]]{{س}} از اسباب ارتداد است<ref> نجفی، جواهر الکلام، ۴۱/۴۳۷-۴۳۸؛ خویی، موسوعه، ۴۱/۳۲۱.</ref>. از نظر بعضی از فقها سخنی که بر خروج از [[اسلام]] و [[اهانت]] و [[استهزا]] به [[شرع]] و [[شارع]] دلالت کند، یکی دیگر از اسباب ارتداد است، چه از روی [[دشمنی]] و [[اعتقاد]] باشد یا از روی [[تمسخر]] (هزل و [[مزاح]])<ref>اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۳/۳۱۴.</ref>؛ اما از نظر بعضی دیگر در صورتی که استهزا قابل حمل بر مزاح و هزل باشد، موجب ارتداد نمی‌شود.<ref>شهید ثانی، الروضة البهیه، ۹/۳۳۴.</ref> برخی مسخره و استهزا را تنها در صورتی که به حد [[انکار ضروری دین]] برسد، موجب ارتداد دانسته‌اند<ref>گلپایگانی، مجمع المسائل، ۲/۲۱۴.</ref>.
خط ۵۵: خط ۵۵:
# '''مجازات بدنی:''' فقهای [[امامیه]] اگر [[مرتد]]، مرد باشد، میان ارتداد فطری و ملی فرق نهاده‌اند. مردی که [[مرتد]] فطری است، به [[مرگ]] محکوم می‌شود. اگر [[مرتد]] ملی باشد، نخست او را به [[توبه]] وا می‌دارند و اگر [[توبه]] نکرد، محکوم به [[مرگ]] است<ref>ر. ک: وسائل الشیعه‌، ۱۸/ ۵۴۵.</ref>.
# '''مجازات بدنی:''' فقهای [[امامیه]] اگر [[مرتد]]، مرد باشد، میان ارتداد فطری و ملی فرق نهاده‌اند. مردی که [[مرتد]] فطری است، به [[مرگ]] محکوم می‌شود. اگر [[مرتد]] ملی باشد، نخست او را به [[توبه]] وا می‌دارند و اگر [[توبه]] نکرد، محکوم به [[مرگ]] است<ref>ر. ک: وسائل الشیعه‌، ۱۸/ ۵۴۵.</ref>.
# '''مجازات [[مالی]]:''' در [[فقه]] [[امامیه]] آمده است که [[حق]] مالکیت مرد و [[زن]] در ارتداد ملی محفوظ و تصرفات آنان صحیح است؛ اما در ارتداد فطری چنین نیست و مرد چون [[مرتد]] می‌شود، بی‌درنگ مالکیت او از میان می‌رود و اموالش میان [[وارثان]] تقسیم می‌گردد. [[دلیل]] مجازات [[مالی]] [[مرتد]] فطری، موثقه [[عمار ساباطی]] است که از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] کرده است: "هر مسلمانی که از [[اسلام]] برگردد و [[پیامبری]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} را منکر شود... باید اموالش را میان [[وارثان]] تقسیم کرد"<ref>وسائل الشیعة، ۱۸/ ۵۴۵.</ref>.
# '''مجازات [[مالی]]:''' در [[فقه]] [[امامیه]] آمده است که [[حق]] مالکیت مرد و [[زن]] در ارتداد ملی محفوظ و تصرفات آنان صحیح است؛ اما در ارتداد فطری چنین نیست و مرد چون [[مرتد]] می‌شود، بی‌درنگ مالکیت او از میان می‌رود و اموالش میان [[وارثان]] تقسیم می‌گردد. [[دلیل]] مجازات [[مالی]] [[مرتد]] فطری، موثقه [[عمار ساباطی]] است که از [[امام صادق]] {{ع}} [[نقل]] کرده است: "هر مسلمانی که از [[اسلام]] برگردد و [[پیامبری]] [[پیامبر اسلام]] {{صل}} را منکر شود... باید اموالش را میان [[وارثان]] تقسیم کرد"<ref>وسائل الشیعة، ۱۸/ ۵۴۵.</ref>.
# '''مجازات [[اجتماعی]]:''' به محض آنکه مردی [[مرتد]] شود، همسرش از او جدا می‌گردد. فقهای [[امامیه]] بر آن‌اند که [[زن]] باید برای ارتداد فطری شوهر، عده [[وفات]] و برای ارتداد ملی عده [[طلاق]] نگاه دارد. اگر [[مرتد]] ملی [[توبه]] کند، می‌تواند به [[همسر]] خویش [[رجوع]] نماید؛ زیرا نکاح به‌صحت خود باقی است. از دیگر [[احکام]] ارتداد این است که [[ذبح]] حیوان به دست شخص [[مرتد]]، شرعی نیست<ref>ر.ک: وسائل الشیعة، ۱۸/ ۵۴۸.</ref><ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۱-۷۲؛ [[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۶۱۶ - ۶۲۲.</ref>.
# '''مجازات [[اجتماعی]]:''' به محض آنکه مردی [[مرتد]] شود، همسرش از او جدا می‌گردد. فقهای [[امامیه]] بر آن‌اند که [[زن]] باید برای ارتداد فطری شوهر، عده [[وفات]] و برای ارتداد ملی عده [[طلاق]] نگاه دارد. اگر [[مرتد]] ملی [[توبه]] کند، می‌تواند به [[همسر]] خویش رجوع نماید؛ زیرا نکاح به‌صحت خود باقی است. از دیگر [[احکام]] ارتداد این است که [[ذبح]] حیوان به دست شخص [[مرتد]]، شرعی نیست<ref>ر.ک: وسائل الشیعة، ۱۸/ ۵۴۸.</ref>.<ref>[[فرهنگ شیعه (کتاب)|فرهنگ شیعه]]، ص ۷۱-۷۲؛ [[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۶۱۶ - ۶۲۲.</ref>
 
== [[مجازات]] مرتد ==
== [[مجازات]] مرتد ==
‌اندیشمندان بر این باورند که [[فتنه‌انگیزی]] و آلوده‌ کردن فضای [[فکری]] [[جامعه]] و تشویش اذهان عمومی در [[تشخیص حق]] از [[باطل]]، [[خیانت]] به [[بشر]] و از جرایم بزرگ است و [[مجازات]] [[مرتد]]، سدی مستحکم در مقابل این [[فتنه‌انگیزی]] است<ref> ابن‌عاشور، التحریر و التنویر، ۲/۳۱۹.</ref>. فقها<ref>حلی، محقق، شرائع الاسلام، ۴/۱۸۳-۱۸۴؛ اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۳/۳۳۶؛ نجفی، جواهر الکلام، ۴۱/۶۱۱-۶۱۲.</ref> معتقدند اگر مردی مرتد شود و [[ارتداد]] او [[فطری]] باشد، محکوم به [[مرگ]] می‌شود؛ اما اگر ملی باشد، [[توبه]] داده می‌شود؛ چنانچه [[توبه]] نکرد، کشته می‌شود. نیز مرتد اگر [[زن]] باشد، خواه فطری و خواه ملی، وادار به توبه می‌شود و چنانچه توبه نکند، [[زندانی]] می‌شود و بر او سختگیری می‌کنند تا بر اثر [[سختی]] و [[مشکلات]] توبه کند<ref>امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۴۶۹-۴۷۰.</ref>. مستند این [[حکم]] برخی [[احادیث]] است<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعه، ۲۸/۳۳۰-۳۳۲.</ref>؛ اما کسی که [[پیامبر]]{{صل}} یا [[امام]]{{ع}} را [[سب]] کرده، هرچند توبه کرده باشد، کشته می‌شود<ref>شهید ثانی، الروضة البهیه، ۹/۱۹۶.</ref>. اگر در ارتداد ملی مردی پس از توبه دوباره مرتد شود، از نظر برخی محکوم به مرگ است<ref>حلبی، الکافی فی الفقه، ۳۱۱؛ ابن‌زهره، ۳۸۰.</ref>. بعضی نیز قائل‌اند پس از سه مرتبه ارتداد، فرد محکوم به مرگ می‌شود<ref>شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۵/۳۱؛ کاشف‌الغطاء، ۴/۴۲۲.</ref>.
‌اندیشمندان بر این باورند که [[فتنه‌انگیزی]] و آلوده‌ کردن فضای [[فکری]] [[جامعه]] و تشویش اذهان عمومی در [[تشخیص حق]] از [[باطل]]، [[خیانت]] به [[بشر]] و از جرایم بزرگ است و [[مجازات]] [[مرتد]]، سدی مستحکم در مقابل این [[فتنه‌انگیزی]] است<ref> ابن‌عاشور، التحریر و التنویر، ۲/۳۱۹.</ref>. فقها<ref>حلی، محقق، شرائع الاسلام، ۴/۱۸۳-۱۸۴؛ اردبیلی، مجمع الفائدة، ۱۳/۳۳۶؛ نجفی، جواهر الکلام، ۴۱/۶۱۱-۶۱۲.</ref> معتقدند اگر مردی مرتد شود و ارتداد او [[فطری]] باشد، محکوم به [[مرگ]] می‌شود؛ اما اگر ملی باشد، [[توبه]] داده می‌شود؛ چنانچه [[توبه]] نکرد، کشته می‌شود. نیز مرتد اگر [[زن]] باشد، خواه فطری و خواه ملی، وادار به توبه می‌شود و چنانچه توبه نکند، [[زندانی]] می‌شود و بر او سختگیری می‌کنند تا بر اثر [[سختی]] و [[مشکلات]] توبه کند<ref>امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۴۶۹-۴۷۰.</ref>. مستند این [[حکم]] برخی [[احادیث]] است<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعه، ۲۸/۳۳۰-۳۳۲.</ref>؛ اما کسی که [[پیامبر]]{{صل}} یا [[امام]]{{ع}} را [[سب]] کرده، هرچند توبه کرده باشد، کشته می‌شود<ref>شهید ثانی، الروضة البهیه، ۹/۱۹۶.</ref>. اگر در ارتداد ملی مردی پس از توبه دوباره مرتد شود، از نظر برخی محکوم به مرگ است<ref>حلبی، الکافی فی الفقه، ۳۱۱؛ ابن‌زهره، ۳۸۰.</ref>. بعضی نیز قائل‌اند پس از سه مرتبه ارتداد، فرد محکوم به مرگ می‌شود<ref>شهید ثانی، مسالک الافهام، ۱۵/۳۱؛ کاشف‌الغطاء، ۴/۴۲۲.</ref>.


از جمله مجازات‌های [[مرد]] [[مرتد فطری]]، جواز تقسیم اموال او در میان وار‌ث‌ها پیش از کشته‌ شدن وی است. این [[حکم]] مورد اتفاق فقهاست<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۴۱/۶۰۵.</ref> و [[احادیث]] بر آن دلالت دارند<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعه، ۲۸/۳۲۳-۳۲۴.</ref>.
از جمله مجازات‌های [[مرد]] [[مرتد فطری]]، جواز تقسیم اموال او در میان وار‌ث‌ها پیش از کشته‌ شدن وی است. این [[حکم]] مورد اتفاق فقهاست<ref>نجفی، جواهر الکلام، ۴۱/۶۰۵.</ref> و [[احادیث]] بر آن دلالت دارند<ref>حر عاملی، تفصیل وسائل الشیعه، ۲۸/۳۲۳-۳۲۴.</ref>.


از جمله احکام ارتداد که به نوعی مجازات مرتد نیز شمرده می‌شود، انقطاع رابطه زوجیت مرتد با همسرش است. در همه مواردِ ارتداد رابطه زوجیت از میان می‌رود<ref>امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۳۴۹.</ref> و تنها در فرضی که مرد مرتد ملی شود یا [[زن]] مرتد ملی یا [[فطری]] گردد و [[ارتداد]] پس از دخول باشد، انقطاع زوجیت متوقف بر سپری‌شدن عده [[طلاق]] است. در صورتی که [[مرتد]] پیش از پایان عده [[توبه]] کند، زوجیت بر حال خود باقی خواهد بود و اگر توبه نکند، معلوم می‌شود از اول ارتداد، زوجیت از میان رفته است<ref>امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۳۴۹.</ref>. این [[احکام]] نظر اکثر فقهاست<ref>شهید ثانی، الروضة البهیه، ۵/۲۳۰؛ [[فاضل هندی]]، [[کشف]] اللثام، ۱۰/۶۷۱؛ نجفی، [[جواهر الکلام]]، ۳۰/۴۷، ۴۹؛ خویی، [[منهاج]] الصالحین، ۲/۲۷۰.</ref>.<ref>[[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۶۱۶ - ۶۲۲.</ref>
از جمله احکام ارتداد که به نوعی مجازات مرتد نیز شمرده می‌شود، انقطاع رابطه زوجیت مرتد با همسرش است. در همه مواردِ ارتداد رابطه زوجیت از میان می‌رود<ref>امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۳۴۹.</ref> و تنها در فرضی که مرد مرتد ملی شود یا [[زن]] مرتد ملی یا [[فطری]] گردد و ارتداد پس از دخول باشد، انقطاع زوجیت متوقف بر سپری‌شدن عده [[طلاق]] است. در صورتی که [[مرتد]] پیش از پایان عده [[توبه]] کند، زوجیت بر حال خود باقی خواهد بود و اگر توبه نکند، معلوم می‌شود از اول ارتداد، زوجیت از میان رفته است<ref>امام‌ خمینی، تحریر الوسیله، ۲/۳۴۹.</ref>. این [[احکام]] نظر اکثر فقهاست<ref>شهید ثانی، الروضة البهیه، ۵/۲۳۰؛ فاضل هندی، کشف اللثام، ۱۰/۶۷۱؛ نجفی، جواهر الکلام، ۳۰/۴۷، ۴۹؛ خویی، منهاج الصالحین، ۲/۲۷۰.</ref>.<ref>[[سید جعفر حسینی|حسینی، سید جعفر]]، [[ارتداد - حسینی (مقاله)|مقاله «ارتداد»]]، [[دانشنامه امام خمینی ج۱ (کتاب)|دانشنامه امام خمینی ج۱]]، ص۶۱۶ - ۶۲۲.</ref>


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۲۹٬۵۶۲

ویرایش