بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== | == معناشناسی == | ||
[[پلورالیسم]] [[سیاسی]] به معنای در | واژه [[پلورالیسم]] در لغت به معنای تکثر و چندگانگی است این واژه در آغاز در عرصه سنتی کلیسا مطرح شد و شخص دارای مناصب گوناگون در کلیسا را پلورالیست مینامیدند<ref>باطنی، محمدرضا، فرهنگ معاصر انگلیسی به فارسی.</ref>. بعدها این واژه که در خود، مفهوم پذیرش و اصالتدهی به تعدد و کثرت را دارد، در عرصههای [[اجتماعی]]، [[سیاسی]]، [[فرهنگی]]، [[اخلاقی]] [[معرفتی]] و [[دینی]] معانی متفاوتی یافت<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۸.</ref>. | ||
=== تعاریف اصطلاحی === | |||
پلورالیسم اجتماعی سیاسی به معنای پذیرش کثرت و تنوع در حوزه [[نهادهای مدنی]]، [[احزاب]]، جمعیتها و [[عقاید]] ناظر به [[مصالح اجتماعی]] است. | |||
گاهی مقصود از [[نظام سیاسی]] پلورالیستی نظامی است که چند مرکز [[قدرت]] قانونی دارد و در آن همه امور [[مردم]] در دست [[دولت]] نیست<ref>رابرتسون، دیوید، فرهنگ سیاسی معاصر، ترجمه عزیزکیاوند، ص۲۴۲.</ref>. برخی دیگر [[حکومت]] پلورالیستی را چنین تعریف کردهاند: [[حکومتی]] که در [[امور سیاسی]] [[جامعه]] مشارکت همه ارگانهای موجود در یک [[کشور]] را ممکن کند. در چنین نظامی، [[قوانین اساسی]] باید به شکلی تنظیم شود که [[حق سیاسی]] برای همه گروهها، احزاب، انجمنها، [[تابعان]] کلیسا، و... محفوظ بماند<ref>فرهیخته، شمس الدین، فرهنگ فرهیخته (سیاسی-حقوقی)، ص۲۴۰.</ref>. | |||
گاهی پلورالیسم سیاسی به معنای اعتنای دولت به کثرت و [[استقلال]] [[گروههای سیاسی]]، فرهنگی، اجتماعی دانسته شده است که در آن بر همزیستی مسالمتآمیز نهادها و تقدیم [[حقوق]] بعضی گروهها بر دیگران تأکید میشود. بر این اساس، قدرت دولت نباید انحصاری باشد و همه نهادها باید در کنار [[نظارت]] کلی دولت، استقلال قدرت خود را [[حفظ]] کنند<ref>آشوری، داریوش، فرهنگ سیاسی، ص۵۹.</ref>. | |||
هر چند نمیتوان تعریف جامعی را که همه طرفداران [[کثرتگرایی]] سیاسی را [[خرسند]] کند، بیان کرد، میتوان گفت، گوهر پلورالیسم سیاسی تأکید بر تعدد مراکز قدرت اجتماعی و [[نفی]] قدرت واحد در جامعه است<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۹.</ref>. | |||
== عوامل تاریخی == | |||
عوامل مختلفی در پیریزی پلورالیسم اجتماعی سیاسی مؤثر بوده است. عواملی چون، زیانهای ناشی از [[وحدتگرایی]] و تمرکز در [[قدرت]] [[دینی]] و [[استبداد]] دینی و دولتی به ویژه در قرون وسطی، به ستوهآمدن [[جوامع]] غربی از [[جنگ]] و [[منازعات]] بیپایان درباره [[عقاید]] متفاوت، [[رشد]] ابزار و شبکههای ارتباطی و...؛ چنین عواملی سبب شد که جوامع [[گرایش]] زیادی به [[پلورالیسم]] و تکثر، توزیع قدرت، تحزب و [[تشکل]] جمعیتها و اتحادیهها پیدا کنند. موجی که در عصر روشنگری با پذیرش فردگرایی و [[حقوق]] طبیعی پدید آمد و نیز روبهرو شدن [[انسانها]] با تکثر از طریق [[رسانههای جمعی]] موجب بالندگی [[تفکر]] [[پلورالیسم سیاسی]] [[اجتماعی]] شد. | |||
با این تفکر، جوامع به تکثر و چندگانگی در قالب تشکیل [[احزاب]] و گروههای مدنی و مبازره [[دموکراتیک]] [[تشویق]] میشوند و مرام اجتماعی [[سیاسی]] [[حق]] شمرده میشود. از شرایط لازم برای چنین تفکری، [[تساهل و تسامح]] و تحمل رفتارهای اجتماعی سیاسی دیگران و رعایت حقوق نهادهای جامعه مدنی در برابر [[دولت]] است<ref>آشوری، داریوش، فرهنگ سیاسی، ص۱۴۳.</ref>. امروزه در بسیاری از فلسفههای سیاسی، تنوع و تکثر و پلورالیسم سیاسی، [[ارزش]] محسوب میشود<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۴۹.</ref>. | |||
== ارتباط با فرهنگ سیاسی اسلام == | |||
{{همچنین|فرهنگ سیاسی اسلام}} | |||
پیش از اشاره به نسبت میان پلورالیسم سیاسی و فرهنگ سیاسی اسلام باید به چند اصل از اصول [[سیاسی]] [[اسلام]] اشاره کنیم. | |||
'''مشارکت سیاسی [[مردم]]''': مشارکت مردم در تصمیمهای سیاسی از [[اصول نظام سیاسی اسلام]] است. [[امام علی]]{{ع}} نیز به [[مالک اشتر]] چنین توصیه میکند: «بدون [[مشورت]] با دیگران عاملان خود را به کاری نگمار»<ref>سید رضی، نهج البلاغه، ترجمه سید جعفر شهیدی، نامه ۵۳.</ref>. | |||
'''ابعاد مشارکت سیاسی مردم''': مشارکت سیاسی مردم ابعاد مختلفی دارد: | |||
# حضور مردم در تعیین حاکم و [[مقبولیت مردمی]] [[نظام]]: اصلیترین [[رسالت]] [[حاکم اسلامی]] در فرهنگ شیعی، علاوه بر [[صلح]] و [[امنیت]]، تحقق [[قوانین]] و [[مقررات اسلامی]] است؛ بنابراین، [[مشروعیت حاکم]] و [[حکومت]] با [[نص الهی]] است<ref>خسروپناه، عبدالحسین، پلورالیسم دینی و سیاسی، ص۳۹.</ref>؛ ولی با وجود مشروعیت حاکم [[الهی]] و [[امامت]] با [[اجازه]] [[خداوند]] و [[رسول الله]]{{صل}} مردم [[حق]] دارند در عرصه [[مقبولیت]] [[حاکم]] مشارکت کنند. دلبستگی مردم به حاکم در بنای حکومت و استمرار آن بسیار مؤثر است و نمونه این مسأله در بیعت مردم با حضرت علی{{ع}} به چشم میخورد که علاوه بر [[مهاجران]] و [[انصار]]، گروهی از مردم عراق و [[مصر]] نیز در [[بیعت]] با آن حضرت مشارکت داشتند. امام علی{{ع}} این صحنه را چنین توصیف میکند: همچون ماده شتر که به طفل خود روی آورد، به من روی آوردید و فریاد بیعت، بیعت آوردید. دست خود را بازپس بردم، آن را کشیدید، از دستتان کشیدم به خود برگرداندید<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۷.</ref>. ناگهان دیدم مردم از هر سوی روی بر من نهادهاند و چون یال کفتار پس و پشت هم ایستادهاند؛ چندان که حسن و حسین فشرده گشته و دو پهلویم آزرده شد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۳۰.</ref>. [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} پس از [[رحلت پیامبر اکرم]]{{صل}} برای [[حکومت]] بر [[مردم]] [[مشروعیت الهی]] داشتند، ولی به دلیل اقبال نکردن مردم تا پایان [[خلافت عثمان]]، حکومت ظاهری در دست ایشان نبود. | |||
# آزادیهای مشروع [[سیاسی]]: [[خداوند]] [[انسان]] را [[آزاد]] [[آفریده]]؛ از اینرو [[آزادی]] امتیازی [[الهی]] است و نه امتیازی که [[صاحبان قدرت]] در [[اختیار]] مردم نهاده باشند<ref>خسروپناه، عبدالحسین، پلورالیسم دینی و سیاسی، ص۴۰.</ref>. [[امام علی]]{{ع}} گذشته از تصریح بر آزادیهای مشروع سیاسی در [[رفتار]] خویش نیز آن را میپذیرفت و در رویارویی با [[مخالفت]] تند اطرافیانش با سیاستهای [[علوی]]، با پاسخ منطقی آنان را قانع میکرد. کسی که از روی [[اطاعت]] با من [[بیعت]] کرد، پذیرفتم و کسی که از بیعت با من امتناع کرد، او را به بیعت وادار نکرده، رهایش ساختم<ref>خسروپناه، عبدالحسین، پلورالیسم دینی و سیاسی، ص۴۱.</ref>. | |||
'''اقتدارگرایی''': [[نظام سیاسی اسلام]] با وجود تأکید بر [[مشارکت سیاسی]] مردم و نقش [[مقبولیت مردمی]] در استمرار حکومت، از اقتدارگرایی [[حاکم]] [[دفاع]] میکند. [[قاطعیت]] در رویارویی با [[منحرفان]] سیاسی و [[اقتصادی]] از یک سو و مدارای با مردم [[پاک]] از سوی دیگر، به [[زیبایی]] در نظام سیاسی اسلام، جمع و به خصوص در [[سیره امام علی]]{{ع}} متجلی شده است. آن [[امام]] [[بزرگوار]] ضمن توصیه به [[ملایمت]] با مردم عادی با مخالفانی که در صدد برچیدن [[نظام اسلامی]] بودند، به شدت مقابله میکرد: این گروه ([[پیمانشکنان]]) به خاطر نارضایتی از حکومت من به یکدیگر پیوستهاند و من تا هنگامی که بر [[اجتماع]] و [[وحدت]] شما [[احساس]] خطر نکنم، خوفناک نگردم، [[صبر]] خواهم نمود؛ چه اینکه آنان اگر بر این [[افکار]] [[سست]] و [[فاسد]] باقی بمانند و بخواهند اهداف خود را عملی کنند، [[جامعه اسلامی]] از هم گسیخته خواهد شد. آنها از روی [[حسد]] بر کسی که خداوند حکومت را بر او بخشیده، به [[طلب دنیا]] برخاستهاند و تصمیم گرفتهاند چرخ [[زمان]] را به عقب برگردانند و [[سنن]] [[جاهلی]] را زنده کنند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۶۹.</ref>.<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۵۰.</ref> | |||
== ارتباط با نظام سیاسی اسلام == | |||
{{همچنین|نظام سیاسی اسلام}} | |||
با معرفی برخی اصول [[نظام سیاسی اسلامی]] میتوانیم نسبت آن را با پلورالیسم سیاسی اجمالاً بررسی کنیم. در این مقایسه چند نکته مشترک و امتیاز [[اسلام]] روشن میشود: | |||
# [[نظام سیاسی اسلام]]؛ مشارکت سیاسی [[مردم]] در عرصه [[بیعت]] و [[مقبولیت]] [[حاکم اسلامی]]، [[آزادیهای سیاسی]]، تصمیمهای [[سیاسی]]، تضارب آرای سیاسی را میپذیرد؛ حتی اگر رهاورد این آزادیهای سیاسی نقد حاکم اسلامی باشد. | |||
# پذیرش مشارکت سیاسی در نظام سیاسی اسلامی در طول [[حفظ]] [[اقتدار]] و [[امنیت سیاسی]] حکومت مرکزی است و بنابراین تعدد مراکز [[قدرت]] [[اجتماعی]] و سیاسی که به [[نفی]] اقتدار ملی و حکومت مرکزی انجامیده، [[جامعه]] را به سمت نوعی [[آنارشیسم]] و [[هرج و مرج]] سیاسی سوق میدهد، پذیرفتنی نیست. | |||
بنابراین، صرفنظر از تغذیه پلورالیسم سیاسی از آبشخور شکاکیت و نسبیت [[معرفتی]] نتایج آن نیز اشکالات جدی دارد؛ زیرا گوهر پلورالیسم سیاسی بر تعدد مراکز قدرت و نفی وجود قدرت واحد است، در حالی که در نظام سیاسی اسلام حفظ اقتدار حکومت مرکزی امری ضروری است. علاوه بر آن، میتوان گفت، [[کثرتگرایی]] سیاسی سبب تضعیف اقتدار [[حاکمیت]] مرکزی، هرج و مرج است و این امر با [[فلسفه]] تشکیل حکومت سازگار نیست. | |||
[[تسامح]] و [[تساهل]] نیز از دیگر نتایج پلورالیسم سیاسی است که در جای خود [[باطل]] شده است. این امر با اصل [[عقلی]] و [[شرعی]] ([[ضرورت]] حفظ اقتدار حکومت مرکزی) مخالف است. | |||
بنابراین، دغدغه مشارکت سیاسی مردم و [[آزادیها]] و تضارب آرای سیاسی ایشان در نظام سیاسی اسلام به بهترین شکل برآورده شده است؛ پس، استفاده از نسخه غیربومی و غیردینی پلورالیسم سیاسی که چنین تبعاتی در پی دارد، ضرورتی ندارد<ref>[[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|فرهنگنامه کلام جدید]]، ص ۳۵۱.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
# [[پرونده: | # [[پرونده:IM010879.jpg|22px]] [[عبدالله محمدی|محمدی، عبدالله]]، [[پلورالیسم سیاسی (مقاله)|مقاله «پلورالیسم سیاسی»]]، [[فرهنگنامه کلام جدید (کتاب)|'''فرهنگنامه کلام جدید''']] | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||