←آشنایی اجمالی
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== آشنایی اجمالی == | == آشنایی اجمالی == | ||
او فرزند [[حصن بن حذیفة بن بدر]] از [[بنوفزاره]]<ref>ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۲۵۶.</ref> از [[قبیله غطفان]]<ref>ابن ماکولا، الاکمال، ج۵، ص۳۹.</ref> از [[مضر]]<ref>ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۰۳؛ مزی، تهذیب الکمال، ج۲، ص۱۶۷.</ref> است. نام پدرش را بیشتر | او فرزند [[حصن بن حذیفة بن بدر]] از [[بنوفزاره]]<ref>ابن حزم، جمهرة أنساب العرب، ص۲۵۶.</ref> از [[قبیله غطفان]]<ref>ابن ماکولا، الاکمال، ج۵، ص۳۹.</ref> از [[مضر]]<ref>ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۰۳؛ مزی، تهذیب الکمال، ج۲، ص۱۶۷.</ref> است. نام پدرش را بیشتر «حصن» گفتهاند<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۸۹؛ ابن أثیر، أسد الغابة، ج۲، ص۱۰۷.</ref>، اما در بعضی منابع<ref>ابن عبدالبر، الاستیعاب، ج۲، ص۵ و بنگرید: ابن حجر، الاصابه، ج۶، ص۵۶۳.</ref> به «حُصَین» [[تصحیف]] شده است. در بعضی از منابع<ref>سمعانی، الانساب، ج۴، ص۳۸۰؛ مزی، تهذیب الکمال، ج۲۷، ص۴۰۳.</ref> نیز [[عیینة بن حصن]]، [[برادر]] خارجه<ref>ذهبی، سیر أعلام النبلاء، ج۸، ص۵۳۹؛ شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۶، ص۳۹۷.</ref> به [[اشتباه]] پدر او شناسانده شده است. | ||
موطن بنوفزاره میان نجد<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۰۳.</ref> و جناب در شرق [[خیبر]] و وادیالقری<ref>ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۶۴.</ref> بود. خارجه از بزرگان [[قبیله]] خود بود و در [[جاهلیت]] در برخی [[جنگها]] از جمله [[جنگ]] | موطن بنوفزاره میان نجد<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۸۰۳.</ref> و جناب در شرق [[خیبر]] و وادیالقری<ref>ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۲، ص۱۶۴.</ref> بود. خارجه از بزرگان [[قبیله]] خود بود و در [[جاهلیت]] در برخی [[جنگها]] از جمله [[جنگ بنوفزاره]] با [[بنو تمیم]] در [[یوم کفافه]] به عنوان [[فرمانده]]<ref>ابو الفرج اصفهانی، الأغانی، ج۳، ص۲۷۲.</ref> و [[نبرد]] [[جزع]] ظلال، با تیرههای [[تیم]]، عدی و ثور أطحل از قبیله بنو عبدمناة<ref>و نه از تیرههای قریش، بنگرید: ابن عبدربه، العقد الفرید، ج۳، ص۳۱۶؛ ابوعبیده، ص۵۹۶.</ref> شرکت داشت. [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۱۹۰.</ref> به نقل از [[مرزبانی]] (م۳۸۴) گوید: او در نبرد عوارض - میان [[فزاره]] و طی - حاضر بود و اشعاری در [[برتری]] قبیلهاش بر [[قبیله طی]] خواند و از طرف مقابل [[زیدالخیل طائی]] با اشعاری او را پاسخ داد. با توجه به شرکت دسته جمعی بنوفزاره در [[نبرد احزاب]]<ref>واقدی، المغازی، ج۲، ص۴۴۳؛ ابن هشام، السیرة النبویة، ج۳، ص۲۲۶.</ref>، دور از [[ذهن]] نیست که خارجه نیز در صفوف [[مشرکان]] بوده باشد. | ||
مستند [[اسلام]] او [[حدیثی]] است که [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۶.</ref> و [[بیهقی]]<ref>بیهقی، دلائل النبوه، ج۶، ص۱۴۳.</ref> از [[ابو وجزه سعدی]]<ref>یزید بن عبید متوفای سال ۱۳۰، ابن حبان، کتاب الثقات، ج۵، ص۵۳۵.</ref> درباره [[وفد]] فزاره [[روایت]] کردهاند که بنوفزاره در [[سال نهم هجرت]]، پس از [[جنگ تبوک]] نمایندگانی نزد [[پیامبر]]{{صل}} فرستادند و میان آنان، [[خارجة بن حصن]] نیز حضور داشته است. آنان پس از [[اسلام آوردن]] از قحطی و خشکسالی سرزمینشان به محضر پیامبر{{صل}} [[شکایت]] کرده، از حضرت درخواست [[دعا]] کردند. پیامبر{{صل}} درخواستشان را قبول و برای [[بارش باران]] [[دعا]] کرد؛ پس از دعای حضرت، [[آسمان]] شروع به بارش کرد و تا شش [[روز]] از شدت بارش، آسمان دیده نشد! پس از آن، حضرت دعا کرد که به جای [[مدینه]] [[باران]] به اطراف آن ببارد. [[روایت]] بیهقی این قسمت را اضافه دارد: یکی از آنان پس از درخواست دعا گفت: «{{عربی|یشفع ربک الیک}}؛ [[خداوند]] به خاطر تو ما را مورد [[شفاعت]] قرار میدهد». پیامبر{{صل}} [[جواب]] داد: «{{عربی|ویلک، أنا شفعت فمن ذا الذی یَشْفَع ربنا الیه}}؛ وای بر تو، اگر من شفاعت کنم، پس چه کسی را خداوند [[شفاعت]] میکند!»<ref>بیهقی، دلائل النبوه، ج۶، ص۱۴۳.</ref> و از او<ref>شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۶، ص۳۹۴.</ref> این روایت افزون بر اینکه [[مقام]] [[تواضع]] پیامبر را نشان میدهد، [[اثبات]] کننده شفاعت نیز هست؛ لذا [[سیوطی]]<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۳۲۴.</ref> آن را در [[تفسیر]] [[آیه]] {{متن قرآن|مَن ذَا ٱلَّذِى يَشْفَعُ عِندَهُۥٓ إِلَّا بِإِذْنِهِۦ}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست که او را چرت و خواب فرا نمیگیرد، همه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست، کیست که جز به اذن وی نزد او شفاعت آورد؛ به آشکار و پنهان آنان داناست و آنان بر چیزی از دانش وی جز آنچه او بخواهد چیرگی ندارند؛ اریکه او گستره آسمانها و زمین است و نگاهداشت آنها بر وی دشوار نیست و او فرازمند سترگ است» سوره بقره، آیه 255.</ref> آورده است. | مستند [[اسلام]] او [[حدیثی]] است که [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۱، ص۲۲۶.</ref> و [[بیهقی]]<ref>بیهقی، دلائل النبوه، ج۶، ص۱۴۳.</ref> از [[ابو وجزه سعدی]]<ref>یزید بن عبید متوفای سال ۱۳۰، ابن حبان، کتاب الثقات، ج۵، ص۵۳۵.</ref> درباره [[وفد]] فزاره [[روایت]] کردهاند که بنوفزاره در [[سال نهم هجرت]]، پس از [[جنگ تبوک]] نمایندگانی نزد [[پیامبر]]{{صل}} فرستادند و میان آنان، [[خارجة بن حصن]] نیز حضور داشته است. آنان پس از [[اسلام آوردن]] از قحطی و خشکسالی سرزمینشان به محضر پیامبر{{صل}} [[شکایت]] کرده، از حضرت درخواست [[دعا]] کردند. پیامبر{{صل}} درخواستشان را قبول و برای [[بارش باران]] [[دعا]] کرد؛ پس از دعای حضرت، [[آسمان]] شروع به بارش کرد و تا شش [[روز]] از شدت بارش، آسمان دیده نشد! پس از آن، حضرت دعا کرد که به جای [[مدینه]] [[باران]] به اطراف آن ببارد. [[روایت]] بیهقی این قسمت را اضافه دارد: یکی از آنان پس از درخواست دعا گفت: «{{عربی|یشفع ربک الیک}}؛ [[خداوند]] به خاطر تو ما را مورد [[شفاعت]] قرار میدهد». پیامبر{{صل}} [[جواب]] داد: «{{عربی|ویلک، أنا شفعت فمن ذا الذی یَشْفَع ربنا الیه}}؛ وای بر تو، اگر من شفاعت کنم، پس چه کسی را خداوند [[شفاعت]] میکند!»<ref>بیهقی، دلائل النبوه، ج۶، ص۱۴۳.</ref> و از او<ref>شامی، سبل الهدی والرشاد، ج۶، ص۳۹۴.</ref> این روایت افزون بر اینکه [[مقام]] [[تواضع]] پیامبر را نشان میدهد، [[اثبات]] کننده شفاعت نیز هست؛ لذا [[سیوطی]]<ref>سیوطی، الدر المنثور، ج۱، ص۳۲۴.</ref> آن را در [[تفسیر]] [[آیه]] {{متن قرآن|مَن ذَا ٱلَّذِى يَشْفَعُ عِندَهُۥٓ إِلَّا بِإِذْنِهِۦ}}<ref>«خداوند است که هیچ خدایی جز آن زنده پایدار نیست که او را چرت و خواب فرا نمیگیرد، همه آنچه در آسمانها و زمین است از آن اوست، کیست که جز به اذن وی نزد او شفاعت آورد؛ به آشکار و پنهان آنان داناست و آنان بر چیزی از دانش وی جز آنچه او بخواهد چیرگی ندارند؛ اریکه او گستره آسمانها و زمین است و نگاهداشت آنها بر وی دشوار نیست و او فرازمند سترگ است» سوره بقره، آیه 255.</ref> آورده است. | ||