بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۵: | خط ۱۵: | ||
==مفهومشناسی== | ==مفهومشناسی== | ||
[[فهم]] دقیق اصطلاح | [[فهم]] دقیق اصطلاح «پیشگیری از جرم» به تبیین مفهومی دو واژه «[[پیشگیری]]» و «[[جرم]]» منوط است. امروزه در [[علوم اجتماعی]]، این نکته که برای بسیاری از واژگانِ به کار رفته در این [[علوم]] نمیتوان تعریف و تبیین معنایی مورد [[وفاق]] ارائه کرد، اصلی مسلم است و صاحبنظران در بیشتر واژگان، این نکته را گوشزد میکنند. ماهیت متفاوت [[علوم اجتماعی]] (به لحاظ دو عنصر اساسی [[انسان]] و [[اجتماع]] با ملحقات ویژه آنها نظیر [[فرهنگ]]، [[آداب و رسوم]] و...) از [[علوم طبیعی]] [= [[تجربی]]] و ریاضی، چنین اقتضایی را سبب شده است. در جرمشناسی و [[حقوق جزا]] نیز وضع اینگونه است. درست است که در یک متن مشتمل بر [[قوانین]] جزایی، ممکن است، [بلکه باید] از «[[جرم]]» تعریف خاصی ارائه شده باشد، اما در [[سیر]] مطالعات جزایی و هنگام طرح مباحث [[حقوقی]] و جرمشناختی، هیچگاه به این تعریف بسنده نمیشود؛ بلکه از دیدگاه [[جامعهشناسی]]، [[روانشناسی]] و... نیز به جرم توجه میشود<ref>در این زمینه ر.ک: دانش، تاجزمان، جرم چیست؟ مجرم کیست؟، فصل پنجم.</ref>. | ||
===جرم=== | ===جرم=== | ||
معانی ارائه شده از جرم را میتوان در دو دسته مضیق و موسع طبقهبندی کرد. جرم در مفهوم ضیق، همان تعریف [[قضایی]] و قانونی خود را دارد؛ یعنی هر فعل یا ترک فعلی که در [[قانون]] برای آن [[مجازات]] یا اقدامهای تأمینی در نظر گرفته شده است. شاخصه مفهوم جرم در معنای مضیق آن، [[دخالت]] [[دولت]] ([[قوه قضایی]]) آن هم بیشتر به شکل سرکوبگرانه است که از آن به «مجازات» تعبیر میشود. تصریح [[قانونگذار]] به جرم بودن یک عمل نیز شرط دیگری است که [[رفتار]] را مجرمانه میکند؛ از اینرو، اگر عملی به شدت هنجارهای [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]] را نقض کند، اما قانونگذار آن را «جرم» نشناخته باشد، جرم نیست<ref>ر.ک: استفانی، گاستون و لواسور، ژرژ، حقوق جزای عمومی، ج۱، ترجمه حسن دادبان، ص۱-۵.</ref>. | معانی ارائه شده از جرم را میتوان در دو دسته مضیق و موسع طبقهبندی کرد. جرم در مفهوم ضیق، همان تعریف [[قضایی]] و قانونی خود را دارد؛ یعنی هر فعل یا ترک فعلی که در [[قانون]] برای آن [[مجازات]] یا اقدامهای تأمینی در نظر گرفته شده است. شاخصه مفهوم جرم در معنای مضیق آن، [[دخالت]] [[دولت]] ([[قوه قضایی]]) آن هم بیشتر به شکل سرکوبگرانه است که از آن به «مجازات» تعبیر میشود. تصریح [[قانونگذار]] به جرم بودن یک عمل نیز شرط دیگری است که [[رفتار]] را مجرمانه میکند؛ از اینرو، اگر عملی به شدت هنجارهای [[اخلاقی]] و [[اجتماعی]] را نقض کند، اما قانونگذار آن را «جرم» نشناخته باشد، جرم نیست<ref>ر.ک: استفانی، گاستون و لواسور، ژرژ، حقوق جزای عمومی، ج۱، ترجمه حسن دادبان، ص۱-۵.</ref>. | ||
آنچه در مباحث جرمشناسی و | آنچه در مباحث جرمشناسی و پیشگیری از جرم، از این واژه [[اراده]] میشود، معنای موسع آن است که هر نوع رفتار مخالف با [[هنجارها]] و معیارهای مورد پذیرش [[جامعه]] را در بر میگیرد؛ اعم از آنکه مجازاتی برای آن در قانون لحاظ شده یا نشده باشد: | ||
جرم به معنای بسیار وسیع کلمه، عبارت است از فعل یا ترک فعل آن، به وسیله یک نفر که به جهت آسیبی که به [[نظم اجتماعی]] وارد میکند، از طرف [[جامعه]] [[مجازات]] میشود<ref>استفانی، گاستون و لواسور، ژرژ، حقوق جزای عمومی، ج۱، ترجمه حسن دادبان، ص۱.</ref>. | جرم به معنای بسیار وسیع کلمه، عبارت است از فعل یا ترک فعل آن، به وسیله یک نفر که به جهت آسیبی که به [[نظم اجتماعی]] وارد میکند، از طرف [[جامعه]] [[مجازات]] میشود<ref>استفانی، گاستون و لواسور، ژرژ، حقوق جزای عمومی، ج۱، ترجمه حسن دادبان، ص۱.</ref>. | ||
برخی مانند دورکیم، حتی هرگونه عمل مخالف [[وجدان اخلاقی]] [[اجتماع]] را نیز [[جرم]] میدانند؛ یعنی «[[مجازات اجتماعی]]» را به [[ضرورت]] در مفهوم جرم اخذ نمیکنند. به هر حال، جرم به مفهوم گسترده خود، شامل [[انحراف]] و کژروی نیز میشود که گاهی صرفاً نوعی [[مخالفت]] با [[هنجارها]] و ارزشهای مورد پذیرش اجتماع است؛ گرچه پاسخی آشکار از [[جامعه]] به آن داده نشود.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۲۸۳.</ref> | برخی مانند دورکیم، حتی هرگونه عمل مخالف [[وجدان اخلاقی]] [[اجتماع]] را نیز [[جرم]] میدانند؛ یعنی «[[مجازات اجتماعی]]» را به [[ضرورت]] در مفهوم جرم اخذ نمیکنند. به هر حال، جرم به مفهوم گسترده خود، شامل [[انحراف]] و کژروی نیز میشود که گاهی صرفاً نوعی [[مخالفت]] با [[هنجارها]] و ارزشهای مورد پذیرش اجتماع است؛ گرچه پاسخی آشکار از [[جامعه]] به آن داده نشود.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۲۸۳.</ref> | ||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
آنچه در ابتدا از این واژه برداشت میشده، پیشگیری کیفری به معنای مجموعه اقدامها و تدابیری بوده است که امروزه از آن به [[مجازاتها]] و اقدامهای تأمینی تعبیر میشود و مانع ارتکاب مجدد [[مجرمان]] به اقدامهای مجرمانه است. مطالعهها و یافتههای موجود در قلمرو [[حقوق کیفری]]، حکایت از آن دارد که [[جوامع بشری]] برای مقابله با جرایم، به طور عمده از مجازاتها، آن هم از انواع شدید آن، استفاده میکردهاند<ref>نجفی ابرندآبادی، علیحسین، «بزهکاری و پلیس محلی»، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ۲۵-۲۶، ص۱۲۹.</ref>. طبیعی است که این نوع پیشگیری، چندان هم پیشدستی به شمار نمیرود؛ البته نفس وضع مجازاتها میتواند عاملی رعبآور و از اینرو مانعی در اجرای جرایم به [[حساب]] آید و مانعی بر سر راه فعلیت یافتن [[اندیشه]] مجرمانه باشد؛ اما امروزه کمتر کسی بر این کارکرد [[مجازات]] [[اصرار]] میورزد و آن را [[تصدیق]] میکند؛ به عکس، امروزه از [[شکست]] [[رژیم]] مجازاتها و زرادخانههای کیفری سخن میرود. | آنچه در ابتدا از این واژه برداشت میشده، پیشگیری کیفری به معنای مجموعه اقدامها و تدابیری بوده است که امروزه از آن به [[مجازاتها]] و اقدامهای تأمینی تعبیر میشود و مانع ارتکاب مجدد [[مجرمان]] به اقدامهای مجرمانه است. مطالعهها و یافتههای موجود در قلمرو [[حقوق کیفری]]، حکایت از آن دارد که [[جوامع بشری]] برای مقابله با جرایم، به طور عمده از مجازاتها، آن هم از انواع شدید آن، استفاده میکردهاند<ref>نجفی ابرندآبادی، علیحسین، «بزهکاری و پلیس محلی»، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ۲۵-۲۶، ص۱۲۹.</ref>. طبیعی است که این نوع پیشگیری، چندان هم پیشدستی به شمار نمیرود؛ البته نفس وضع مجازاتها میتواند عاملی رعبآور و از اینرو مانعی در اجرای جرایم به [[حساب]] آید و مانعی بر سر راه فعلیت یافتن [[اندیشه]] مجرمانه باشد؛ اما امروزه کمتر کسی بر این کارکرد [[مجازات]] [[اصرار]] میورزد و آن را [[تصدیق]] میکند؛ به عکس، امروزه از [[شکست]] [[رژیم]] مجازاتها و زرادخانههای کیفری سخن میرود. | ||
امروزه، وقتی درباره | امروزه، وقتی درباره پیشگیری از جرم سخن گفته میشود، معنای دیگری از آن مد نظر است. در معنای جدید، مقصود از پیشگیری، مجموعه فعالیتها و تدابیری است که از اساس، مانع وقوع [[جرم]] و فعلیت یافتن [[اندیشه]] جنایی میشود و با ریشهها و علل پیدایی جرم [[مبارزه]] میکند. در معنای جدید، [[مجازات]] چیزی جز [[مبارزه]] با معلول، یعنی [[جرم]] نیست؛ مجازات، سلاحی ناکافی و ناکارآمد است که نمیتواند ریشهها و علل این پدیده شوم را از میان بردارد؛ پس باید به اقدامهایی روی آورد که پیشاپیش از روی آوردن افراد به جرم، بلکه هرگونه [[انحراف]] و [[رفتار]] کژروانه مانع شود. رمون گسن، محقق و جرمشناس فرانسوی، تعریفی درباره پیشگیری از جرم ارائه کرده است که در این مقاله، مبنای کار قرار خواهد گرفت: | ||
از نقطه نظر [[علمی]] میتوان گفت که مراد از [[پیشگیری]]، هر فعالیت [[سیاست]] جنایی است که غرض انحصاری یا غیر کلی آن، تحدید حدود امکان پیشامد مجموعه [[اعمال]] جنایی از راه غیر ممکنالوقوع ساختن یا سخت دشوار نمودن یا احتمال وقوع آنها را پایین آوردن است؛ بدون اینکه به [[تهدید]] [[کیفر]] یا اجرای آن [[متوسل]] شد<ref>گسن، رمون، جرمشناسی کاربردی، ترجمه مهدی کینیا، ص۱۳۳.</ref>. وی برای مفهوم پیشگیری از جرم، با توجه به معنای موسع جرم، معیارهای چهارگانه ذیل را در نظر میگیرد<ref>ر.ک: نجفی ابرندآبادی، علیحسین، «بزهکاری و پلیس محلی»، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ۲۵ و ۲۶، ص۱۳۶.</ref>: | از نقطه نظر [[علمی]] میتوان گفت که مراد از [[پیشگیری]]، هر فعالیت [[سیاست]] جنایی است که غرض انحصاری یا غیر کلی آن، تحدید حدود امکان پیشامد مجموعه [[اعمال]] جنایی از راه غیر ممکنالوقوع ساختن یا سخت دشوار نمودن یا احتمال وقوع آنها را پایین آوردن است؛ بدون اینکه به [[تهدید]] [[کیفر]] یا اجرای آن [[متوسل]] شد<ref>گسن، رمون، جرمشناسی کاربردی، ترجمه مهدی کینیا، ص۱۳۳.</ref>. وی برای مفهوم پیشگیری از جرم، با توجه به معنای موسع جرم، معیارهای چهارگانه ذیل را در نظر میگیرد<ref>ر.ک: نجفی ابرندآبادی، علیحسین، «بزهکاری و پلیس محلی»، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ۲۵ و ۲۶، ص۱۳۶.</ref>: | ||
#اقدامی پیشگیرنده تلقی میشود که [[هدف]] اصلی آن، تضمین پیشگیری از [[بزهکاری]] یا انحرافهای جرمگونه باشد؛ یعنی اقدام مؤثر بر ضد عوامل یا فرآیندهایی که در بروز بزهکاری و انحراف، نقش تعیینکننده و [[قاطع]] ایفا میکند. | #اقدامی پیشگیرنده تلقی میشود که [[هدف]] اصلی آن، تضمین پیشگیری از [[بزهکاری]] یا انحرافهای جرمگونه باشد؛ یعنی اقدام مؤثر بر ضد عوامل یا فرآیندهایی که در بروز بزهکاری و انحراف، نقش تعیینکننده و [[قاطع]] ایفا میکند. | ||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
===واژهشناسی پیشگیری از جرم=== | ===واژهشناسی پیشگیری از جرم=== | ||
با توجه به توضیحاتی که در تبیین مفهوم دو واژه جرم و پیشگیری گذشت، میتوان از واژگان فراوانی در [[سخنان امام علی]]{{ع}} جهت استخراج مباحث مرتبط با این موضوع، و آموزههایی که این واژگان را در بر دارند، استفاده جست. برخی از واژگان مرتبط با مفهوم [[جرم]]<ref>در زمینه واژگان معادل جرم در متون دینی و عربی، ر.ک: طاهر، عباس، سیکولوجیة الذنب، ص۱۳-۱۴.</ref>، عبارتند از: [[اثم]]، [[سیئه]]، [[جرم]]، [[حرام]]، [[خطیئه]]، [[فسق]]، [[فساد]]، [[جور]]، منکر، فاحشه، [[شر]]، [[لمم]]، [[وزر]]، [[ذنب]]، هلکه، [[مهلکه]] و...؛ البته نمیتوان تفاوت مفهومی این واژگان با یکدیگر و گاهی با جرم به مفهوم موسع آن را نادیده گرفت؛ ولی از آنجا که به لحاظ مصادیق و موارد، نوعی همپوشی با مصادیق جرم به مفهوم موسع آن دارند، میتوان از آنها استفاده کرد. از واژگان ناظر به مفهوم [[پیشگیری]] نیز میتوان به تعبیرهایی چون وقایه، [[نجات]]، دفع، تحصین و... اشاره کرد. | با توجه به توضیحاتی که در تبیین مفهوم دو واژه جرم و پیشگیری گذشت، میتوان از واژگان فراوانی در [[سخنان امام علی]]{{ع}} جهت استخراج مباحث مرتبط با این موضوع، و آموزههایی که این واژگان را در بر دارند، استفاده جست. برخی از واژگان مرتبط با مفهوم [[جرم]]<ref>در زمینه واژگان معادل جرم در متون دینی و عربی، ر.ک: طاهر، عباس، سیکولوجیة الذنب، ص۱۳-۱۴.</ref>، عبارتند از: [[اثم]]، [[سیئه]]، [[جرم]]، [[حرام]]، [[خطیئه]]، [[فسق]]، [[فساد]]، [[جور]]، منکر، فاحشه، [[شر]]، [[لمم]]، [[وزر]]، [[ذنب]]، هلکه، [[مهلکه]] و...؛ البته نمیتوان تفاوت مفهومی این واژگان با یکدیگر و گاهی با جرم به مفهوم موسع آن را نادیده گرفت؛ ولی از آنجا که به لحاظ مصادیق و موارد، نوعی همپوشی با مصادیق جرم به مفهوم موسع آن دارند، میتوان از آنها استفاده کرد. از واژگان ناظر به مفهوم [[پیشگیری]] نیز میتوان به تعبیرهایی چون وقایه، [[نجات]]، دفع، تحصین و... اشاره کرد. | ||
بیان کلیدواژگان یادشده، هرگز به مفهوم اکتفا به لفظ و [[جمود]] بر آن در استخراج آموزههای | بیان کلیدواژگان یادشده، هرگز به مفهوم اکتفا به لفظ و [[جمود]] بر آن در استخراج آموزههای پیشگیری از جرم نیست؛ بلکه مطلب مورد نظر، در وهله نخست، مفهوم و معنای کلی مستفاد از [[گفتار امام علی]]{{ع}} است؛ گرچه در مواردی که این واژگان یافت شوند، [[تأیید]] و تصریحی بر آموزه تلقی میشوند.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۲۸۶.</ref> | ||
==انواع پیشگیری از جرم== | ==انواع پیشگیری از جرم== | ||
| خط ۶۲: | خط ۶۲: | ||
==رویکردهای [[حاکم]] بر [[پیشگیری]]== | ==رویکردهای [[حاکم]] بر [[پیشگیری]]== | ||
از انواع گوناگون پیشگیری و نظریههای ارائه شده در زمینه | از انواع گوناگون پیشگیری و نظریههای ارائه شده در زمینه پیشگیری از جرم، میتوان رویکردهای مختلفی را درباره آن<ref>در تدوین این بخش از مقاله از منبع زیر استفاده شده است: | ||
Mclaughlin، Eugene and Muncie John، Controlling Crime، Sage publications، ۱۹۹۶، p.p. ۲۹۳ – ۳۳۳.</ref> [[استنباط]] کرد که به طور خلاصه عبارتند از: | Mclaughlin، Eugene and Muncie John، Controlling Crime، Sage publications، ۱۹۹۶، p.p. ۲۹۳ – ۳۳۳.</ref> [[استنباط]] کرد که به طور خلاصه عبارتند از: | ||
| خط ۷۵: | خط ۷۵: | ||
===رویکردهای محیطمحور<ref>Environment - Centred approuches.</ref>=== | ===رویکردهای محیطمحور<ref>Environment - Centred approuches.</ref>=== | ||
با توجه به نقشی که محیط (اعم از محیط انتخابی، [[اجتماعی]]، اتفاقی و...) در بروز و [[تکوین]] [[بزه]] دارد، در | با توجه به نقشی که محیط (اعم از محیط انتخابی، [[اجتماعی]]، اتفاقی و...) در بروز و [[تکوین]] [[بزه]] دارد، در پیشگیری از جرم به این مسئله توجه شده است که میتوان با [[تغییر]] یا دستکاری در وضعیت محیطی، از بروز جرم جلوگیری [[کرد]]: | ||
پیشگیری محیطی<ref>Environmental prevention.</ref>... مبتنی بر [[تصدیق]] و [[شناخت]] این [[واقعیت]] میباشد که [[پیشگیری از وقوع جرم]] از طریق تجدید [[آرایش]] ساختار اصولی صحنه فیزیکیای که [[جرم]] در آن به وقوع میپیوندد، به منظور جلوگیری، جابهجایی و یا غیرضروری یا غیرممکن نمودن وقوع آن، آسانتر از آن است که [[رفتار]] تکتک مرتکبین را ابتدائاً تحت قاعده و [[نظم]] درآوریم.... برخی از جرمشناسان، روشی را مورد توجه قرار دادهاند که در آن، طرح [[معماری]] میتواند بر نرخ [[ارتکاب جرم]] تأثیر گذارد. [[استدلال]] آنان این است که فقدان «فضای قابل [[دفاع]]» در معماری میتواند موجب رواج [[بزهکاری]] و خرابکاری گردد. فضاهایی از ساختمانها و محوطه آنها که هم موجب افزایش [[حس]] [[مالکیت]] شده و هم به آسانی توسط ساکنان آن قابل کنترل و [[مراقبت]] است، موجب تقلیل نرخ بزهکاری است<ref>نجفی ابرندآبادی، علیحسین و حمید هاشمبیگی، دانشنامه جرمشناسی، ص۱۵۵-۱۵۶.</ref>. | پیشگیری محیطی<ref>Environmental prevention.</ref>... مبتنی بر [[تصدیق]] و [[شناخت]] این [[واقعیت]] میباشد که [[پیشگیری از وقوع جرم]] از طریق تجدید [[آرایش]] ساختار اصولی صحنه فیزیکیای که [[جرم]] در آن به وقوع میپیوندد، به منظور جلوگیری، جابهجایی و یا غیرضروری یا غیرممکن نمودن وقوع آن، آسانتر از آن است که [[رفتار]] تکتک مرتکبین را ابتدائاً تحت قاعده و [[نظم]] درآوریم.... برخی از جرمشناسان، روشی را مورد توجه قرار دادهاند که در آن، طرح [[معماری]] میتواند بر نرخ [[ارتکاب جرم]] تأثیر گذارد. [[استدلال]] آنان این است که فقدان «فضای قابل [[دفاع]]» در معماری میتواند موجب رواج [[بزهکاری]] و خرابکاری گردد. فضاهایی از ساختمانها و محوطه آنها که هم موجب افزایش [[حس]] [[مالکیت]] شده و هم به آسانی توسط ساکنان آن قابل کنترل و [[مراقبت]] است، موجب تقلیل نرخ بزهکاری است<ref>نجفی ابرندآبادی، علیحسین و حمید هاشمبیگی، دانشنامه جرمشناسی، ص۱۵۵-۱۵۶.</ref>. | ||
راهبردهای محیطمحور در | راهبردهای محیطمحور در پیشگیری از جرم، افزون بر [[پرهیز]] از آماجها (محیطهای خاص)، شامل برخی از اقدامهای رایج در [[پیشگیری]] وضعی و رویکردهای عمومیتر طراحی خروج از جرم<ref>Designing out crime.</ref> نیز میشود<ref>Controlling Crime، P. ۳۰۳.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۲۹۱.</ref> | ||
===رویکردهای اجتماعمحور<ref>Community - Centred approaches.</ref>=== | ===رویکردهای اجتماعمحور<ref>Community - Centred approaches.</ref>=== | ||
برخی از [[دانشمندان]]، مانند لاکاسانی، جرم را به مثابه میکروب و [[جامعه]] را محل کشت آن میدانند<ref>دانش، تاجزمان، مجرم کیست، جرمشناسی چیست؟، ص۲۳۲.</ref>. اگر جامعهای پذیرای جرم و [[مجرمان]] باشد و در مقابل [[رفتارهای ناشایست]]، از خود واکنش چشمگیر و بایسته بروز ندهد، [[فساد]] و [[انحراف]]، رفتهرفته سراسر آن جامعه را فرامیگیرد؛ به عکس، اگر اعضای جامعه در مقابل [[نابهنجاریها]] و رفتارهای کژروانه واکنش درخور توجهی نشان دهند و بر [[حفظ]] و [[پایبندی]] به معیارها و [[ارزشها]] مُصر باشند، زمینه [[رشد]] و گسترش [[انحرافها]] و جرایم کاهش مییابد. تفاوت [[میزان]] و نوع جرایم در میان گروهها و نواحی گوناگون و مطالعه رفتارهای اعضای این گروهها و [[جوامع]]، این [[اندیشه]] را قوت بخشیده است که با استفاده از [[مشارکت مردم]] میتوان به مقابله با بزهکاری برخاست. این امر، گذشته از آنکه [[هزینههای دولت]] را کاهش میدهد، به سبب [[بسیج عمومی]] در مؤثرتر است. | برخی از [[دانشمندان]]، مانند لاکاسانی، جرم را به مثابه میکروب و [[جامعه]] را محل کشت آن میدانند<ref>دانش، تاجزمان، مجرم کیست، جرمشناسی چیست؟، ص۲۳۲.</ref>. اگر جامعهای پذیرای جرم و [[مجرمان]] باشد و در مقابل [[رفتارهای ناشایست]]، از خود واکنش چشمگیر و بایسته بروز ندهد، [[فساد]] و [[انحراف]]، رفتهرفته سراسر آن جامعه را فرامیگیرد؛ به عکس، اگر اعضای جامعه در مقابل [[نابهنجاریها]] و رفتارهای کژروانه واکنش درخور توجهی نشان دهند و بر [[حفظ]] و [[پایبندی]] به معیارها و [[ارزشها]] مُصر باشند، زمینه [[رشد]] و گسترش [[انحرافها]] و جرایم کاهش مییابد. تفاوت [[میزان]] و نوع جرایم در میان گروهها و نواحی گوناگون و مطالعه رفتارهای اعضای این گروهها و [[جوامع]]، این [[اندیشه]] را قوت بخشیده است که با استفاده از [[مشارکت مردم]] میتوان به مقابله با بزهکاری برخاست. این امر، گذشته از آنکه [[هزینههای دولت]] را کاهش میدهد، به سبب [[بسیج عمومی]] در مؤثرتر است. | ||
«[[نظارت]] و مراقبت [[همسایگی]]» از جمله روشهای پیشگیری از جرم با توجه به همین رویکرد است. طبیعی است که به لحاظ [[ضرورت]] [[حفظ]] [[نظم اجتماعی]]، استفاده از مشارکت [[اجتماع]] در | «[[نظارت]] و مراقبت [[همسایگی]]» از جمله روشهای پیشگیری از جرم با توجه به همین رویکرد است. طبیعی است که به لحاظ [[ضرورت]] [[حفظ]] [[نظم اجتماعی]]، استفاده از مشارکت [[اجتماع]] در پیشگیری از جرم باید با تقویت، [[حمایت]] و مساعدت [[دولت]] انجام گیرد. به بیان دیگر، اگر از [[تقابل]] رویکرد اجتماعمحوری در مقابل دولتمحوری سخن گفته میشود، فقط به لحاظ ضمیمه کردن مشارکت [[جامعه مدنی]] به نقش دولت در فرآیند پیشگیری از جرم است. وقتی از مشارکت جامعه مدنی و طبقات و نهادهای گوناگون [[اجتماعی]] سخن میرود، [[انتظارها]] و [[توزیع]] [[وظایف]] و مشارکتها یکسان نیست و با تواناییها، کارکردها، قابلیتها، و ظرفیتهای نهادها و طبقات اجتماع تناسب دارد. | ||
گذشته از رویکردهای مهم یادشده، رویکردهای دیگری را نیز میتوان از تحلیل نظریههای پیشگیری از جرم [[استنباط]] کرد که در این مجال، [[فرصت]] شرح و تبیین آنها نیست.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۲۹۲.</ref> | گذشته از رویکردهای مهم یادشده، رویکردهای دیگری را نیز میتوان از تحلیل نظریههای پیشگیری از جرم [[استنباط]] کرد که در این مجال، [[فرصت]] شرح و تبیین آنها نیست.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۲۹۲.</ref> | ||
| خط ۹۸: | خط ۹۸: | ||
==محدودیتهای تحقیق== | ==محدودیتهای تحقیق== | ||
بحث | بحث پیشگیری از جرم، به صورت مستقل و جدا از مباحث جرمشناختی، چندان مورد توجه نبوده و مبحثی تازه است. در میان منابع با رویکرد [[دینی]] نیز تحقیق یا تألیفی که این مسئله را به صورت مستقل با توجه به دیدگاه [[امام علی]]{{ع}} کاویده باشد، یافت نمیشود؛ گرچه در منابع انگشتشمار موجود، آموزههایی از امام علی{{ع}} در مباحث گوناگون پیشگیری از جرم، آن هم بیشتر به صورت تطبیقی [[و]] نه تحلیلی، نقل شده است. | ||
محدودیت دیگر، به موضوع بحث (پیشگیری از جرم) بازمیگردد. اگر بپذیریم که [[جرم]] به مفهوم گسترده آن از [[ضعف]] و اختلال در [[شخصیت]] افراد و نیز ساختار و عملکرد ناصواب [[نهادهای حکومتی]] و [[اجتماعی]] متأثر است، هر گاه درباره کارکرد بهینه [[نهادهای اجتماعی]] و نیز [[شخصیت انسان]] سالم و متعارف (تا چه رسد به کامل) سخن به میان میآید، به شکلی در مباحث [[پیشگیری]] گام نهادهایم و این مباحث میتواند به پیشگیری ناظر باشد؛ بنابراین، باید از تمام آنچه [[امام]] در خصوص [[خانواده]]، [[اقتصاد]]، [[آموزش و پرورش]]، عملکرد قاضیان و [[والیان]] و... بیان کرده است، استفاده جست؛ چیزی که حجم فراوان سخنان و [[سیره امام]] را در بر میگیرد؛ البته در این تحقیق، بیشتر از گزارههایی استفاده خواهد شد که صراحت و دلالت آشکارتری دارند. | محدودیت دیگر، به موضوع بحث (پیشگیری از جرم) بازمیگردد. اگر بپذیریم که [[جرم]] به مفهوم گسترده آن از [[ضعف]] و اختلال در [[شخصیت]] افراد و نیز ساختار و عملکرد ناصواب [[نهادهای حکومتی]] و [[اجتماعی]] متأثر است، هر گاه درباره کارکرد بهینه [[نهادهای اجتماعی]] و نیز [[شخصیت انسان]] سالم و متعارف (تا چه رسد به کامل) سخن به میان میآید، به شکلی در مباحث [[پیشگیری]] گام نهادهایم و این مباحث میتواند به پیشگیری ناظر باشد؛ بنابراین، باید از تمام آنچه [[امام]] در خصوص [[خانواده]]، [[اقتصاد]]، [[آموزش و پرورش]]، عملکرد قاضیان و [[والیان]] و... بیان کرده است، استفاده جست؛ چیزی که حجم فراوان سخنان و [[سیره امام]] را در بر میگیرد؛ البته در این تحقیق، بیشتر از گزارههایی استفاده خواهد شد که صراحت و دلالت آشکارتری دارند. | ||
محدودیت دیگری که باید از آن یاد کنیم، این است که حتی با فرض تتبع کامل در سخنان و [[سیره عملی]] حضرت، نمیتوان ادعا کرد که به همه [[آموزهها]] و در نتیجه الگوی مورد نظر وی دست یافتهایم؛ چراکه بسیاری از [[سخنان امام]] در گذشت [[زمان]] و به سبب حوادث گوناگون از ما گرفته شده است و از آن [[محروم]] گشتهایم. به هر حال، به سبب [[پرهیز]] از محدودیتهای یادشده، این تحقیق فقط درآمدی بر آموزههای | محدودیت دیگری که باید از آن یاد کنیم، این است که حتی با فرض تتبع کامل در سخنان و [[سیره عملی]] حضرت، نمیتوان ادعا کرد که به همه [[آموزهها]] و در نتیجه الگوی مورد نظر وی دست یافتهایم؛ چراکه بسیاری از [[سخنان امام]] در گذشت [[زمان]] و به سبب حوادث گوناگون از ما گرفته شده است و از آن [[محروم]] گشتهایم. به هر حال، به سبب [[پرهیز]] از محدودیتهای یادشده، این تحقیق فقط درآمدی بر آموزههای پیشگیری از جرم در [[سخن امام علی]]{{ع}} است که میکوشد گامهای نخستین این مسیر را بردارد.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۲۹۴.</ref> | ||
==اصول پیشگیری از جرم== | ==اصول پیشگیری از جرم== | ||
| خط ۱۱۱: | خط ۱۱۱: | ||
[[امام]] در خطبههای متعددی، اوضاع و احوال وحشتآور و نفرتانگیز [[زمان جاهلیت]] را که نمونه عالی [[جامعه]] فراپوشیده از [[انحراف]] است به یاد میآورد و [[رسالت پیامبر]] را در [[هدایت]] این [[مردم]] خاطرنشان میکند<ref>ر.ک: نهج البلاغه، خطبههای ۱ و ۴۲ و ۹۵ و ۱۰۴.</ref>. امام در مورد [[شأن]] [[حاکم اسلامی]] نیز با بیان این نکته که [[حکومت]] کردن [[هدف]] نیست؛ بلکه وسیلهای در جهت تحقق اهداف عالیتر است، از جمله این اهداف را «[[اصلاح]]» و ایجاد [[امنیت]] برای [[ستمدیدگان]] بیان میکند: | [[امام]] در خطبههای متعددی، اوضاع و احوال وحشتآور و نفرتانگیز [[زمان جاهلیت]] را که نمونه عالی [[جامعه]] فراپوشیده از [[انحراف]] است به یاد میآورد و [[رسالت پیامبر]] را در [[هدایت]] این [[مردم]] خاطرنشان میکند<ref>ر.ک: نهج البلاغه، خطبههای ۱ و ۴۲ و ۹۵ و ۱۰۴.</ref>. امام در مورد [[شأن]] [[حاکم اسلامی]] نیز با بیان این نکته که [[حکومت]] کردن [[هدف]] نیست؛ بلکه وسیلهای در جهت تحقق اهداف عالیتر است، از جمله این اهداف را «[[اصلاح]]» و ایجاد [[امنیت]] برای [[ستمدیدگان]] بیان میکند: | ||
خدایا! تو میدانی که [[جنگ]] و درگیری ما برای به دست آوردن [[قدرت]] و حکومت [[دنیا]] و [[ثروت]] نبود؛ بلکه میخواستیم [[نشانههای حق]] و [[دین]] تو را به جایگاه خویش بازگردانیم و در سرزمینهای تو اصلاح را ظاهر کنیم تا [[بندگان]] ستمدیدهات در [[امن]] و [[امان]] [[زندگی]] کنند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱.</ref>. | خدایا! تو میدانی که [[جنگ]] و درگیری ما برای به دست آوردن [[قدرت]] و حکومت [[دنیا]] و [[ثروت]] نبود؛ بلکه میخواستیم [[نشانههای حق]] و [[دین]] تو را به جایگاه خویش بازگردانیم و در سرزمینهای تو اصلاح را ظاهر کنیم تا [[بندگان]] ستمدیدهات در [[امن]] و [[امان]] [[زندگی]] کنند<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱.</ref>. | ||
از اینرو، امام از جمله [[حقوق]] [[شهروندان]] بر [[حاکم]] را [[حرکت]] او در جهت صلاح و [[سعادت]] آنها میداند. | از اینرو، امام از جمله [[حقوق]] [[شهروندان]] بر [[حاکم]] را [[حرکت]] او در جهت صلاح و [[سعادت]] آنها میداند. پیشگیری از جرم اقدامی در همین جهت است و چون امام [[کوشش]] در جهت اصلاح مردم را بسیار مهم میداند، اهمیت پیشگیری از جرم نیز فهمیده میشود. او در خصوص کوشش در جهت اصلاح مردم میفرماید: {{متن حدیث|مِنْ كَمَالِ السَّعَادَةِ السَّعْيُ فِي إِصْلَاحِ الْجُمْهُورِ}}<ref>آمدی، عبدالواحد، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۶، ص۳۰، ح۹۳۶۱.</ref>؛ «کوشش در جهت اصلاح مردم از [[برترین]] [[سعادتها]] است». | ||
از سوی دیگر، اهمیت پیشگیری از جرم به سبب هدفی است که از اجرای آن دنبال میشود؛ یعنی جدا از این که نفسِ این عمل، نوعی عمل به معروف است و از این جهت خیر است (چون مقدمه رسیدن به اهداف عالیتری است)، بسیار اهمیت دارد؛ زیرا زمینههای [[رشد]] و تعالی [[آدمی]] در پرتو | از سوی دیگر، اهمیت پیشگیری از جرم به سبب هدفی است که از اجرای آن دنبال میشود؛ یعنی جدا از این که نفسِ این عمل، نوعی عمل به معروف است و از این جهت خیر است (چون مقدمه رسیدن به اهداف عالیتری است)، بسیار اهمیت دارد؛ زیرا زمینههای [[رشد]] و تعالی [[آدمی]] در پرتو پیشگیری از جرم [[فرصت]] ظهور و نمود مییابد. به بیان دیگر، از بین بردن زمینههای [[بزهکاری]] و [[انحراف]]، خود، مقدمه و مدخلی برای فعلیتیافتن و تحقق زمینهها و فرصتهای [[هدایت]] و کمال [[آدمی]] و دسترسی او به [[عبودیت]] و [[سعادت حقیقی]] است؛ از اینرو، پیشگیری از جرم در جهت این [[هدف غایی]]، [[ارزش]] و اهمیت والایی دارد. | ||
سرانجام، چنانکه پیش از این نیز گفته شد، مقصود از [[پیشگیری]]، اقدامهای غیر [[کیفری]] است که در مقایسه با اقدامهای کیفری اهمیت بیشتری دارند. کیفرها نیز نقش پیشگیرنده دارند؛ ولی به لحاظ صفت سزادهندگی و آزاردهندگیشان، نوعی [[شر]] تلقی میشوند<ref>در اینجا مفهوم عرفی شر مراد است، وگرنه کیفر فی نفسه نیز خیر است.</ref>؛ اما اقدامهای پیشگیرنده، فاقد صفت سزادهندگیاند و در نظر عرف، «خیر» و «خوب» به شمار میآیند. بدیهی است که [[پاسخ گفتن]] به [[شرور]] با [[خیرات]]، ارزش و اهمیت بیشتری دارد. [[امام علی]]{{ع}} در این زمینه میفرماید: {{متن حدیث|ضَادُّوا الشَّرَّ بِالْخَيْرِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۱، ص۴۲۰.</ref>؛ «با شر و [[بدی]]، از طریق [[نیکی]] و خوبی مقابله کنید».<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۲۹۵.</ref> | سرانجام، چنانکه پیش از این نیز گفته شد، مقصود از [[پیشگیری]]، اقدامهای غیر [[کیفری]] است که در مقایسه با اقدامهای کیفری اهمیت بیشتری دارند. کیفرها نیز نقش پیشگیرنده دارند؛ ولی به لحاظ صفت سزادهندگی و آزاردهندگیشان، نوعی [[شر]] تلقی میشوند<ref>در اینجا مفهوم عرفی شر مراد است، وگرنه کیفر فی نفسه نیز خیر است.</ref>؛ اما اقدامهای پیشگیرنده، فاقد صفت سزادهندگیاند و در نظر عرف، «خیر» و «خوب» به شمار میآیند. بدیهی است که [[پاسخ گفتن]] به [[شرور]] با [[خیرات]]، ارزش و اهمیت بیشتری دارد. [[امام علی]]{{ع}} در این زمینه میفرماید: {{متن حدیث|ضَادُّوا الشَّرَّ بِالْخَيْرِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۱، ص۴۲۰.</ref>؛ «با شر و [[بدی]]، از طریق [[نیکی]] و خوبی مقابله کنید».<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۲۹۵.</ref> | ||
| خط ۱۲۳: | خط ۱۲۳: | ||
{{متن حدیث|لَا يَتْرُكُ النَّاسُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ دِينِهِمْ لِاسْتِصْلَاحِ دُنْيَاهُمْ إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُوَ أَضَرُّ مِنْهُ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۰۶.</ref>؛ «مردم برای [[اصلاح]] دنیا چیزی از دین را ترک نمیگویند، جز آنکه [[خدا]] آنان را به چیزی زیانبارتر دچار خواهد ساخت». | {{متن حدیث|لَا يَتْرُكُ النَّاسُ شَيْئاً مِنْ أَمْرِ دِينِهِمْ لِاسْتِصْلَاحِ دُنْيَاهُمْ إِلَّا فَتَحَ اللَّهُ عَلَيْهِمْ مَا هُوَ أَضَرُّ مِنْهُ}}<ref>نهج البلاغه، حکمت ۱۰۶.</ref>؛ «مردم برای [[اصلاح]] دنیا چیزی از دین را ترک نمیگویند، جز آنکه [[خدا]] آنان را به چیزی زیانبارتر دچار خواهد ساخت». | ||
توجه به قسمت اخیر [[سخن امام]]، این نکته را به خوبی آشکار میسازد که رویکردها و برنامهها و روشهای | توجه به قسمت اخیر [[سخن امام]]، این نکته را به خوبی آشکار میسازد که رویکردها و برنامهها و روشهای پیشگیری از جرم که با [[هدف]] [[اصلاح امور]] دنیایی مردم انجام میشود، اگر با [[قواعد]] دینی مغایر باشد، خود، سبب تیرهروزی و [[بدبختی]] بیشتر آنها خواهد شد؛ به همین جهت، هیچگاه نمیتوان روشهای اصلاح [[نسل]] را پذیرفت؛ از جمله: عقیمسازی بزهکاران و [[بیماران]] روانی که در سال ۱۹۳۰ در ایالات متحده [[آمریکا]] رواج داشت، یا آنچه را در [[آلمان]] نازی به صورت سترونسازی افراد [[مبتلا]] به نابهنجاریهای جسمی یا روانی مطرح بود<ref>نجفی ابرندآبادی، علیحسین و حمید هاشمبیگی، دانشنامه جرمشناسی، ص۹۰.</ref>. | ||
بر اثر [[رعایت]] همین قاعده است که [[امام علی]]{{ع}} از مصلحتگزینیهای [[نامشروع]] و [[غلبه]] بر وضعیتهای نابسامان موجود چشم میپوشد و [[عدالت]] را فدای [[مصلحت]] نمیکند و با صراحت فریاد برمیآورد: {{متن حدیث|أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ؟}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۲۶.</ref> این سخن گهربار، در موقعیت و واقعه خاصی از [[امام]] صادر شده است<ref>ماجرای نصیحت برخی اصحاب خیرخواه که حضرت را به نوعی تبعیض و انعطاف در برنامههای اقتصادی و مسکوتگذاشتن عدالت اقتصادی سفارش میکردند تا از این طریق حکومت از هجوم دشمن بیرونی مصون بماند.</ref>؛ ولی به عنوان یک قاعده، قابلیت تسری به دیگر موقعیتها را نیز دارد؛ از اینرو هیچگاه نمیتوان برای جلوگیری از [[بزهکاری]]، به اتخاذ [[تدابیر]] و [[قوانین]] غیر عادلانه، هر چند موقتی، روی آورد و از روشهای نامشروع استفاده جست.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۲۹۷.</ref> | بر اثر [[رعایت]] همین قاعده است که [[امام علی]]{{ع}} از مصلحتگزینیهای [[نامشروع]] و [[غلبه]] بر وضعیتهای نابسامان موجود چشم میپوشد و [[عدالت]] را فدای [[مصلحت]] نمیکند و با صراحت فریاد برمیآورد: {{متن حدیث|أَ تَأْمُرُونِّي أَنْ أَطْلُبَ النَّصْرَ بِالْجَوْرِ؟}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۲۶.</ref> این سخن گهربار، در موقعیت و واقعه خاصی از [[امام]] صادر شده است<ref>ماجرای نصیحت برخی اصحاب خیرخواه که حضرت را به نوعی تبعیض و انعطاف در برنامههای اقتصادی و مسکوتگذاشتن عدالت اقتصادی سفارش میکردند تا از این طریق حکومت از هجوم دشمن بیرونی مصون بماند.</ref>؛ ولی به عنوان یک قاعده، قابلیت تسری به دیگر موقعیتها را نیز دارد؛ از اینرو هیچگاه نمیتوان برای جلوگیری از [[بزهکاری]]، به اتخاذ [[تدابیر]] و [[قوانین]] غیر عادلانه، هر چند موقتی، روی آورد و از روشهای نامشروع استفاده جست.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۲۹۷.</ref> | ||
===[[لزوم]] توجه به [[نقش دین]] در | ===[[لزوم]] توجه به [[نقش دین]] در پیشگیری از جرم=== | ||
[[مبالغه]] نکردهایم اگر یکی از مهمترین علل [[ناکارآمدی]] نظریههای پیشگیری از جرم را بیتوجهی به [[دین]] [[و]] نادیدهانگاشتن [[آموزههای دینی]] بدانیم؛ هر چند جرمشناسان و جامعهشناسانی بودهاند و هستند که این ارتباط را بررسی کرده<ref>در این زمینه، ر.ک: خلف، محمد، مبادی علم الاجرام، ص۳۳۴-۳۳۹؛ تی. دیوید ایوانر و دیگران، «بررسی مجدد رابطه دین و جرم»، ترجمه علی سلیمی، فصلنامه حوزه و دانشگاه، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، سال ششم، ۱۳۷۹، ص۱۴۲- ۱۷۹.</ref> و بر جایگاه و نقش [[دینداری]] در [[پیشگیری]] از بزهکاری تأکید ورزیدهاند. دورکیم، جامعهشناس معروف فرانسوی، [[معتقد]] است که علت بسیاری از نابسامانیهای [[جوامع]] نوپدید، [[ضعف]] یا عدم [[اعتقاد به خدا]] در [[جامعه]] است. وی [[اعتقاد]] دارد کسانی که [[تعهد]] و [[التزام]] به [[نظام اعتقادی]] مشترک را از دست دادهاند، در پی [[منافع مادی]] خویش رفته، همنوعان را نادیده میانگارند. | [[مبالغه]] نکردهایم اگر یکی از مهمترین علل [[ناکارآمدی]] نظریههای پیشگیری از جرم را بیتوجهی به [[دین]] [[و]] نادیدهانگاشتن [[آموزههای دینی]] بدانیم؛ هر چند جرمشناسان و جامعهشناسانی بودهاند و هستند که این ارتباط را بررسی کرده<ref>در این زمینه، ر.ک: خلف، محمد، مبادی علم الاجرام، ص۳۳۴-۳۳۹؛ تی. دیوید ایوانر و دیگران، «بررسی مجدد رابطه دین و جرم»، ترجمه علی سلیمی، فصلنامه حوزه و دانشگاه، پژوهشکده حوزه و دانشگاه، سال ششم، ۱۳۷۹، ص۱۴۲- ۱۷۹.</ref> و بر جایگاه و نقش [[دینداری]] در [[پیشگیری]] از بزهکاری تأکید ورزیدهاند. دورکیم، جامعهشناس معروف فرانسوی، [[معتقد]] است که علت بسیاری از نابسامانیهای [[جوامع]] نوپدید، [[ضعف]] یا عدم [[اعتقاد به خدا]] در [[جامعه]] است. وی [[اعتقاد]] دارد کسانی که [[تعهد]] و [[التزام]] به [[نظام اعتقادی]] مشترک را از دست دادهاند، در پی [[منافع مادی]] خویش رفته، همنوعان را نادیده میانگارند. | ||
ژرژ پیکا، جرمشناس فرانسوی، نیز با اشاره به اینکه در جوامع روستایی بزهکاری بسیار کم است، آن را نتیجه همگونی فراوانی میداند که در این جوامع بر اثر [[مذهب]] پدید آمده است، وی [[جامعه اسلامی]] را بازماندهای از این [[الگو]] میداند<ref>پیکا، ژرژ، جرمشناسی، ترجمه علیحسین نجفی ابرندآبادی، ص۱۱۷.</ref>. سرّ این مطلب نیز روشن است؛ چراکه بیشتر [[ادیان آسمانی]] یا غیر آسمانی، از یک سو [[انسانها]] را به [[اخلاق پسندیده]] و [[رفتار]] و [[سلوک]] [[نیکو]] فرامیخوانند، و از سوی دیگر، آنها را به دوریجستن از [[گناه]] و [[جرم]] و رفتارهای [[ناپسند]] [[دعوت]] میکنند. [[دین]] با آموزههای [[ارزشمند]] و سفارشهای [[اخلاقی]]، [[اجتماعی]]، فردی، [[تربیتی]]، [[خانوادگی]] و... خود، [[پناهگاه]] و [[دژ]] محکمی را برای فرد پدید میآورد که به ورطه [[خطاها]] و [[انحرافها]] نیفتد. | ژرژ پیکا، جرمشناس فرانسوی، نیز با اشاره به اینکه در جوامع روستایی بزهکاری بسیار کم است، آن را نتیجه همگونی فراوانی میداند که در این جوامع بر اثر [[مذهب]] پدید آمده است، وی [[جامعه اسلامی]] را بازماندهای از این [[الگو]] میداند<ref>پیکا، ژرژ، جرمشناسی، ترجمه علیحسین نجفی ابرندآبادی، ص۱۱۷.</ref>. سرّ این مطلب نیز روشن است؛ چراکه بیشتر [[ادیان آسمانی]] یا غیر آسمانی، از یک سو [[انسانها]] را به [[اخلاق پسندیده]] و [[رفتار]] و [[سلوک]] [[نیکو]] فرامیخوانند، و از سوی دیگر، آنها را به دوریجستن از [[گناه]] و [[جرم]] و رفتارهای [[ناپسند]] [[دعوت]] میکنند. [[دین]] با آموزههای [[ارزشمند]] و سفارشهای [[اخلاقی]]، [[اجتماعی]]، فردی، [[تربیتی]]، [[خانوادگی]] و... خود، [[پناهگاه]] و [[دژ]] محکمی را برای فرد پدید میآورد که به ورطه [[خطاها]] و [[انحرافها]] نیفتد. | ||
| خط ۱۳۶: | خط ۱۳۶: | ||
از تأکیدی که بر [[نقش دین]] شد، نباید اینگونه استفاده شود که از دیدگاه [[دین]] و متفکران دینی و به طور کلی نظریهها و الگوهای دینی، جایی برای تجربهها و یافتههای علمی وجود ندارد؛ بلکه [[متون دینی]] بیشتر از هر شخص و متن دیگر، [[بشر]] را پیوسته به ضرورت [[کنجکاوی]] و [[تأمل]] و [[ژرفنگری]] درباره مسائل هستی و استفاده از تجربههای دیگران سفارش کردهاند. به بیان دیگر، گشودن باب دین و [[تمسک]] به [[آموزههای دینی]]، هرگز به معنای انسداد باب [[علم]] و تجارب بشری نیست؛ بلکه میتوان ادعا کرد که از شاخصههای مهم [[دینداری]]، [[تعقل]] و [[تفکر]] و اهمیت قائل شدن برای تجربههای دیگران است. در [[اندیشه]] [[امام علی]]{{ع}} نیز [[عقل]] و [[تجربه]]، از مهمترین وسایل [[چیرگی]] بر [[مشکلات]] [[روزگار]]، اصلاحکننده امور و نیرومندترین شالوده برای بشر است<ref>در این زمینه، ر.ک: حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج۱.</ref> و کسی که خود را از این دو [[محروم]] سازد، [[بدبخت]] و تیرهروز است: | از تأکیدی که بر [[نقش دین]] شد، نباید اینگونه استفاده شود که از دیدگاه [[دین]] و متفکران دینی و به طور کلی نظریهها و الگوهای دینی، جایی برای تجربهها و یافتههای علمی وجود ندارد؛ بلکه [[متون دینی]] بیشتر از هر شخص و متن دیگر، [[بشر]] را پیوسته به ضرورت [[کنجکاوی]] و [[تأمل]] و [[ژرفنگری]] درباره مسائل هستی و استفاده از تجربههای دیگران سفارش کردهاند. به بیان دیگر، گشودن باب دین و [[تمسک]] به [[آموزههای دینی]]، هرگز به معنای انسداد باب [[علم]] و تجارب بشری نیست؛ بلکه میتوان ادعا کرد که از شاخصههای مهم [[دینداری]]، [[تعقل]] و [[تفکر]] و اهمیت قائل شدن برای تجربههای دیگران است. در [[اندیشه]] [[امام علی]]{{ع}} نیز [[عقل]] و [[تجربه]]، از مهمترین وسایل [[چیرگی]] بر [[مشکلات]] [[روزگار]]، اصلاحکننده امور و نیرومندترین شالوده برای بشر است<ref>در این زمینه، ر.ک: حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ترجمه احمد آرام، ج۱.</ref> و کسی که خود را از این دو [[محروم]] سازد، [[بدبخت]] و تیرهروز است: | ||
{{متن حدیث|فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ نَفْعَ مَا أُوتِيَ مِنَ الْعَقْلِ وَ التَّجْرِبَةِ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۷۸.</ref>؛ «همانا بدبخت کسی است که از [[سود]] [[خرد]] و تجربهای که به او دادهاند، محروم ماند». | {{متن حدیث|فَإِنَّ الشَّقِيَّ مَنْ حُرِمَ نَفْعَ مَا أُوتِيَ مِنَ الْعَقْلِ وَ التَّجْرِبَةِ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۷۸.</ref>؛ «همانا بدبخت کسی است که از [[سود]] [[خرد]] و تجربهای که به او دادهاند، محروم ماند». | ||
به همین دلیل، در الگوی استنباطی | به همین دلیل، در الگوی استنباطی پیشگیری از جرم از دیدگاه امام علی{{ع}}، جای استفاده از تجربههای دیگران باز است؛ البته با [[رعایت]] اصول و ضوابط دیگر، به پذیرش آنها اقدام میشود؛ هر چند به این نکته نیز باید [[اذعان]] کنیم، اینگونه نیست که در متون دینی نتوان به صراحت یا به طور ضمنی آموزههای روشنی را در پیشگیری از جرم به دست آورد؛ به عکس، با تأمل ژرف در متون دینی، آموزههای بسیار گرانسنگ و راهگشایی به دست میآید که گره بسیاری از [[مشکلات]] [[بشر]] را میگشاید؛ اما بدبختانه هنوز کار جدی و قابل تأملی در این خصوص صورت نگرفته است.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۰۱.</ref> | ||
===[[لزوم]] [[رعایت]] [[آزادیهای مشروع]]=== | ===[[لزوم]] [[رعایت]] [[آزادیهای مشروع]]=== | ||
| خط ۱۴۶: | خط ۱۴۶: | ||
{{متن حدیث|وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ يَفْرُطُ مِنْهُمُ الزَّلَلُ وَ تَعْرِضُ لَهُمُ الْعِلَلُ وَ يُؤْتَى عَلَى أَيْدِيهِمْ فِي الْعَمْدِ وَ الْخَطَإِ فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِكَ وَ صَفْحِكَ مِثْلِ الَّذِي تُحِبُّ وَ تَرْضَى أَنْ يُعْطِيَكَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ «[[مهربانی]] با [[مردم]] را [[پوشش]] [[دل]] خویش قرار ده و با همه [[دوست]] و [[مهربان]] باش. مبادا هرگز چونان [[حیوان]] درندهای باشی که خوردن آنان را [[غنیمت]] دانی؛ زیرا مردم دو دستهاند: دستهای [[برادر دینی]] تو و دسته دیگر همانند تو در [[آفرینش]]. اگر گناهی از آنان سر میزند یا کاستیهایی بر آنان عارض میشود، یا خواسته و ناخواسته، اشتباهی را مرتکب میگردند، آنان را ببخشای و بر آنان آسان گیر؛ آنگونه که تو دوست داری [[خدا]] تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد».<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۰۲.</ref> | {{متن حدیث|وَ أَشْعِرْ قَلْبَكَ الرَّحْمَةَ لِلرَّعِيَّةِ وَ الْمَحَبَّةَ لَهُمْ وَ اللُّطْفَ بِهِمْ وَ لَا تَكُونَنَّ عَلَيْهِمْ سَبُعاً ضَارِياً تَغْتَنِمُ أَكْلَهُمْ فَإِنَّهُمْ صِنْفَانِ إِمَّا أَخٌ لَكَ فِي الدِّينِ وَ إِمَّا نَظِيرٌ لَكَ فِي الْخَلْقِ يَفْرُطُ مِنْهُمُ الزَّلَلُ وَ تَعْرِضُ لَهُمُ الْعِلَلُ وَ يُؤْتَى عَلَى أَيْدِيهِمْ فِي الْعَمْدِ وَ الْخَطَإِ فَأَعْطِهِمْ مِنْ عَفْوِكَ وَ صَفْحِكَ مِثْلِ الَّذِي تُحِبُّ وَ تَرْضَى أَنْ يُعْطِيَكَ اللَّهُ مِنْ عَفْوِهِ وَ صَفْحِهِ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ «[[مهربانی]] با [[مردم]] را [[پوشش]] [[دل]] خویش قرار ده و با همه [[دوست]] و [[مهربان]] باش. مبادا هرگز چونان [[حیوان]] درندهای باشی که خوردن آنان را [[غنیمت]] دانی؛ زیرا مردم دو دستهاند: دستهای [[برادر دینی]] تو و دسته دیگر همانند تو در [[آفرینش]]. اگر گناهی از آنان سر میزند یا کاستیهایی بر آنان عارض میشود، یا خواسته و ناخواسته، اشتباهی را مرتکب میگردند، آنان را ببخشای و بر آنان آسان گیر؛ آنگونه که تو دوست داری [[خدا]] تو را ببخشاید و بر تو آسان گیرد».<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۰۲.</ref> | ||
=== | ===پیشگیری از جرم، وظیفهای همگانی=== | ||
تا مدتها پیش از این، پیشگیری از جرم فقط [[وظیفه]] [[دولت]] به شمار میرفت. دولت که [[نماینده]] رسمی [[اجتماع]] است، به اتخاذ تدابیری برای صیانت از کیان اجتماع در برابر [[تبهکاری]] و [[نابهنجاری]] موظف بود. رفتهرفته اندیشهای قوت گرفت که این مهم بدون مشارکت و [[همکاری]] اجتماع تحقق نمییابد و بهتر است به جای تکیه بر توان دولت و [[حکومت]] که در عمل [[ناکارآمدی]] خود را نشان داده بود، از بدنه اجتماع در [[سیاست]] جنایی استفاده شود؛ به همین جهت، امروزه در واکنش به پدیده مجرمانه از مشارکت [[جامعه مدنی]] سخن میرود؛ البته این مشارکت همچنان باید تحت نظر دولت انجام گیرد تا به [[حقوق فردی]] و خصوصی و نیز [[کرامت]] و [[شأن]] [[انسانها]] کمترین خدشهای وارد نیاید. مردمیکردن پیشگیری از جرم، گذشته از صرفهجوییهایی که در هزینهها به همراه دارد، به سبب درگیرشدن نهادهای مردمی و مواجهه آنها با [[مشکلات]]، از سویی موجب پایین آمدن سطح انتظارهای عمومی از [[حکومت]]، و از سوی دیگر، کاهش [[نگرانی]] آنها از [[جرم]] نیز خواهد شد؛ زیرا [[بزهکاری]] و [[تبهکاری]] از عمدهترین دلمشغولیها و نگرانیهای [[مردم]] است؛ به همین جهت، امروزه برنامهها و روشهایی چون «[[نظارت]] [[همسایگی]]» و «پلیس محلی» در [[پیشگیری]] مطرح میشود. | تا مدتها پیش از این، پیشگیری از جرم فقط [[وظیفه]] [[دولت]] به شمار میرفت. دولت که [[نماینده]] رسمی [[اجتماع]] است، به اتخاذ تدابیری برای صیانت از کیان اجتماع در برابر [[تبهکاری]] و [[نابهنجاری]] موظف بود. رفتهرفته اندیشهای قوت گرفت که این مهم بدون مشارکت و [[همکاری]] اجتماع تحقق نمییابد و بهتر است به جای تکیه بر توان دولت و [[حکومت]] که در عمل [[ناکارآمدی]] خود را نشان داده بود، از بدنه اجتماع در [[سیاست]] جنایی استفاده شود؛ به همین جهت، امروزه در واکنش به پدیده مجرمانه از مشارکت [[جامعه مدنی]] سخن میرود؛ البته این مشارکت همچنان باید تحت نظر دولت انجام گیرد تا به [[حقوق فردی]] و خصوصی و نیز [[کرامت]] و [[شأن]] [[انسانها]] کمترین خدشهای وارد نیاید. مردمیکردن پیشگیری از جرم، گذشته از صرفهجوییهایی که در هزینهها به همراه دارد، به سبب درگیرشدن نهادهای مردمی و مواجهه آنها با [[مشکلات]]، از سویی موجب پایین آمدن سطح انتظارهای عمومی از [[حکومت]]، و از سوی دیگر، کاهش [[نگرانی]] آنها از [[جرم]] نیز خواهد شد؛ زیرا [[بزهکاری]] و [[تبهکاری]] از عمدهترین دلمشغولیها و نگرانیهای [[مردم]] است؛ به همین جهت، امروزه برنامهها و روشهایی چون «[[نظارت]] [[همسایگی]]» و «پلیس محلی» در [[پیشگیری]] مطرح میشود. | ||
مروری بر سخنان گرانقدر [[امام علی]]{{ع}}، این نکته را به خوبی روشن میسازد که آن حضرت | مروری بر سخنان گرانقدر [[امام علی]]{{ع}}، این نکته را به خوبی روشن میسازد که آن حضرت پیشگیری از جرم را وظیفهای همگانی میداند که نه تنها [[دولت]]، بلکه یکایک افراد [[اجتماع]] و حتی [[مجرمان]] (بالقوه) و نیز افرادی که احتمال بزهدیدهشدن آنها وجود دارد، [[مسئول]] پیشگیری هستند. | ||
====[[لزوم]] اقدامهای [[حکومتی]]==== | ====[[لزوم]] اقدامهای [[حکومتی]]==== | ||
| خط ۱۵۶: | خط ۱۵۶: | ||
{{متن حدیث|إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ يَعْمَلُ فِي إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ يَسْتَمْتِعُ فِيهَا الْكَافِرُ وَ يُبَلِّغُ اللَّهُ فِيهَا الْأَجَلَ وَ يُجْمَعُ بِهِ الْفَيْءُ وَ يُقَاتَلُ بِهِ الْعَدُوُّ وَ تَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ وَ يُؤْخَذُ بِهِ لِلضَّعِيفِ مِنَ الْقَوِيِّ حَتَّى يَسْتَرِيحَ بَرٌّ وَ يُسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِرٍ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۴۰.</ref>؛ «مردم به [[زمامداری]] [[نیک]] یا بد نیازمندند تا [[مؤمنان]] در [[سایه]] [[حکومت]] به کار خود مشغول باشند و [[کافران]] هم بهرهمند شوند، و [[مردم]] در استقرار حکومت [[زندگی]] کنند. به وسیله حکومت [[بیتالمال]] جمعآوری میشود و به کمک آن با [[دشمنان]] میتوان [[مبارزه]] کرد. جادهها [[امن]] و [[امان]] و [[حق]] [[ضعیفان]] از نیرومندان گرفته میشود. [[نیکوکاران]] در [[رفاه]] و از دست [[بدکاران]] در امان خواهند بود». | {{متن حدیث|إِنَّهُ لَا بُدَّ لِلنَّاسِ مِنْ أَمِيرٍ بَرٍّ أَوْ فَاجِرٍ يَعْمَلُ فِي إِمْرَتِهِ الْمُؤْمِنُ وَ يَسْتَمْتِعُ فِيهَا الْكَافِرُ وَ يُبَلِّغُ اللَّهُ فِيهَا الْأَجَلَ وَ يُجْمَعُ بِهِ الْفَيْءُ وَ يُقَاتَلُ بِهِ الْعَدُوُّ وَ تَأْمَنُ بِهِ السُّبُلُ وَ يُؤْخَذُ بِهِ لِلضَّعِيفِ مِنَ الْقَوِيِّ حَتَّى يَسْتَرِيحَ بَرٌّ وَ يُسْتَرَاحَ مِنْ فَاجِرٍ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۴۰.</ref>؛ «مردم به [[زمامداری]] [[نیک]] یا بد نیازمندند تا [[مؤمنان]] در [[سایه]] [[حکومت]] به کار خود مشغول باشند و [[کافران]] هم بهرهمند شوند، و [[مردم]] در استقرار حکومت [[زندگی]] کنند. به وسیله حکومت [[بیتالمال]] جمعآوری میشود و به کمک آن با [[دشمنان]] میتوان [[مبارزه]] کرد. جادهها [[امن]] و [[امان]] و [[حق]] [[ضعیفان]] از نیرومندان گرفته میشود. [[نیکوکاران]] در [[رفاه]] و از دست [[بدکاران]] در امان خواهند بود». | ||
با دقت در این سخنان، ضمن آنکه [[فلسفه]] وجود حکومت از دیدگاه [[امام]] فهمیده میشود، [[لزوم]] [[تدابیر]] [[حکومتی]] برای | با دقت در این سخنان، ضمن آنکه [[فلسفه]] وجود حکومت از دیدگاه [[امام]] فهمیده میشود، [[لزوم]] [[تدابیر]] [[حکومتی]] برای پیشگیری از جرم نیز روشن میگردد و بدیهی است که در حکومت [[حکیمان]] و [[پارسایان]] و انسانهای شایسته، این امور بهتر و بیشتر تحقق مییابد. این چنین حاکمانی در [[حقیقت]] امینان [[خداوند]] در روی [[زمین]] و عامل بازدارنده مردم از [[زشتیها]] و پلیدیهایند: | ||
{{متن حدیث|إِنَّ السُّلْطَانَ لَأَمِينُ اللَّهِ فِي الْأَرْضِ وَ مُقِيمُ الْعَدْلِ فِي الْبِلَادِ وَ الْعِبَادِ وَ وَزَعَتُهُ فِي الْأَرْضِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۶۰۴.</ref>؛ «همانا [[زمامدار]]، [[امین خدا]] در روی زمین و برپا دارنده [[عدالت]] در [[جامعه]] و عامل [[جلوگیری از فساد]] و [[گناه]] در میان مردم است». | {{متن حدیث|إِنَّ السُّلْطَانَ لَأَمِينُ اللَّهِ فِي الْأَرْضِ وَ مُقِيمُ الْعَدْلِ فِي الْبِلَادِ وَ الْعِبَادِ وَ وَزَعَتُهُ فِي الْأَرْضِ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۶۰۴.</ref>؛ «همانا [[زمامدار]]، [[امین خدا]] در روی زمین و برپا دارنده [[عدالت]] در [[جامعه]] و عامل [[جلوگیری از فساد]] و [[گناه]] در میان مردم است». | ||
[[ارزشمندی]] حکومت از دیدگاه [[امیر مؤمنان]]{{ع}} به توجه و اقدام حکومت به همین امور است؛ وگرنه [[ارزش]] یک لنگه [[کفش]] از آن بیشتر است<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا}}. (نهج البلاغه، خطبه ۳۳)</ref>. [[امام علی]]{{ع}} پس از به دست گرفتن حکومت، با بیان اینکه در صدد [[کسب قدرت]] و بهرهوری از امور [[دنیایی]] [[پست]] و بیارزش نبوده است، [[هدف]] خود را چنین تشریح میکند: | [[ارزشمندی]] حکومت از دیدگاه [[امیر مؤمنان]]{{ع}} به توجه و اقدام حکومت به همین امور است؛ وگرنه [[ارزش]] یک لنگه [[کفش]] از آن بیشتر است<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ لَهِيَ أَحَبُّ إِلَيَّ مِنْ إِمْرَتِكُمْ إِلَّا أَنْ أُقِيمَ حَقّاً أَوْ أَدْفَعَ بَاطِلًا}}. (نهج البلاغه، خطبه ۳۳)</ref>. [[امام علی]]{{ع}} پس از به دست گرفتن حکومت، با بیان اینکه در صدد [[کسب قدرت]] و بهرهوری از امور [[دنیایی]] [[پست]] و بیارزش نبوده است، [[هدف]] خود را چنین تشریح میکند: | ||
{{متن حدیث|... وَ لَكِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱.</ref>؛ «بلکه مقصود ما آن است که نشانههای [[دین]] تو را به جامعه بازگردانیم و [[اصلاح]] را در شهرهای تو آشکار سازیم تا [[بندگان]] ستمدیدهات را [[امنیت]] فراهم آید و حدود اجرانشدهات به [[اجرا]] درآید». | {{متن حدیث|... وَ لَكِنْ لِنَرِدَ الْمَعَالِمَ مِنْ دِينِكَ وَ نُظْهِرَ الْإِصْلَاحَ فِي بِلَادِكَ فَيَأْمَنَ الْمَظْلُومُونَ مِنْ عِبَادِكَ وَ تُقَامَ الْمُعَطَّلَةُ مِنْ حُدُودِكَ}}<ref>نهج البلاغه، خطبه ۱۳۱.</ref>؛ «بلکه مقصود ما آن است که نشانههای [[دین]] تو را به جامعه بازگردانیم و [[اصلاح]] را در شهرهای تو آشکار سازیم تا [[بندگان]] ستمدیدهات را [[امنیت]] فراهم آید و حدود اجرانشدهات به [[اجرا]] درآید». | ||
برخی [[دستورها]] و سفارشهایی که [[امام]] به [[نمایندگان]] و [[والیان]] [[سرزمینهای اسلامی]] داده، در جهت [[وظیفه]] [[حکومت]] در | برخی [[دستورها]] و سفارشهایی که [[امام]] به [[نمایندگان]] و [[والیان]] [[سرزمینهای اسلامی]] داده، در جهت [[وظیفه]] [[حکومت]] در پیشگیری از جرم است.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۰۴.</ref> | ||
====وظیفه [[اجتماع]]==== | ====وظیفه [[اجتماع]]==== | ||
| خط ۱۷۰: | خط ۱۷۰: | ||
====[[وظیفه]] و [[مسئولیت]] [[مجرم]] و بزهدیده==== | ====[[وظیفه]] و [[مسئولیت]] [[مجرم]] و بزهدیده==== | ||
سومین رکن در برنامههای | سومین رکن در برنامههای پیشگیری از جرم، «فردی» است که یا در معرض بزهدیدگی قرار گرفته یا خطر فعلیتیافتن [[اندیشه]] مجرمانه در او شدت یافته است و هر لحظه ممکن است مرتکب [[خطا]] و [[جرم]] شود. [[امام علی]]{{ع}} به هر دو گروه از این افراد توجه کرده و در سخنان و سفارشهای خود، [[وظایف]] آنان را مشخص فرموده است. در آموزههای بر جای مانده از حضرت میتوان این نکته را به روشنی دریافت که برای [[پیشگیری]] از [[بزهکاری]] و نیز در [[مقام هدایت]] و صلاح، خود فرد، نقش اساسی را ایفا میکند. از نظر [[اسلام]]، [[انسان]] عنصری صرفاً تأثیرپذیر و مجبور نیست؛ بلکه عنصری تأثیرگذار است که [[سرنوشت]] خود و جامعهاش را رقم میزند. او میتواند با [[اراده]] و [[عقل]] و [[تدبیر]] [[خدادادی]] خویش، بر نفسانیات و زمینههای وسوسهانگیز و تحریککننده [[شهوت]]، چیره شود و خود را از معرض حوادث، [[فتنهها]] و جرایم دور سازد و به لحاظ همین وضعیت و [[شخصیت]] است که [[ثواب و عقاب]] [[الهی]] ([[دنیایی]] یا [[آخرتی]]) معنا مییابد. | ||
امروزه دورانی نیست که نقش چندانی برای فرد در [[ارتکاب جرم]] قائل نباشند و همه را به طبیعت یا [[اجتماع]] و [[حکومت]] و عوامل دیگر بیرونی نسبت دهند. اکنون فقط به مؤلفههای سرشتی تغییرناپذیر و غیر قابل نظارتی چون سن، نژاد، جنس و ترکیب ژنتیکی بسنده نمیشود؛ بلکه به اراده و مبادی فردی بیشتر توجه میکنند. این فرد است که اگر کار ناصواب خویش را صواب ببیند یا بزرگی [[جرم]] در نظرش [[خرد]] و ناچیز آید، به سوی جرم میرود<ref>{{متن حدیث|أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ}}. (نهج البلاغه، حکمت ۳۴۸)</ref>؛ پس باید کوشید تا مبادی [[رفتار]] او از طریق آموزشهای درست، شکل صحیحی بیابد. | امروزه دورانی نیست که نقش چندانی برای فرد در [[ارتکاب جرم]] قائل نباشند و همه را به طبیعت یا [[اجتماع]] و [[حکومت]] و عوامل دیگر بیرونی نسبت دهند. اکنون فقط به مؤلفههای سرشتی تغییرناپذیر و غیر قابل نظارتی چون سن، نژاد، جنس و ترکیب ژنتیکی بسنده نمیشود؛ بلکه به اراده و مبادی فردی بیشتر توجه میکنند. این فرد است که اگر کار ناصواب خویش را صواب ببیند یا بزرگی [[جرم]] در نظرش [[خرد]] و ناچیز آید، به سوی جرم میرود<ref>{{متن حدیث|أَشَدُّ الذُّنُوبِ مَا اسْتَهَانَ بِهِ صَاحِبُهُ}}. (نهج البلاغه، حکمت ۳۴۸)</ref>؛ پس باید کوشید تا مبادی [[رفتار]] او از طریق آموزشهای درست، شکل صحیحی بیابد. | ||
| خط ۱۷۶: | خط ۱۷۶: | ||
==[[لزوم]] [[اندیشیدن]] [[تدابیر]] گوناگون== | ==[[لزوم]] [[اندیشیدن]] [[تدابیر]] گوناگون== | ||
اصل دیگری که در نگاه کلان به گفتههای [[امام علی]]{{ع}} [[استنباط]] میشود، اتخاذ تدابیر همهجانبه و گوناگون برای | اصل دیگری که در نگاه کلان به گفتههای [[امام علی]]{{ع}} [[استنباط]] میشود، اتخاذ تدابیر همهجانبه و گوناگون برای پیشگیری از جرم است. آنچه در روند شکلگیری مباحث و نظریههای پیشگیری از جرم دیده میشود، جزئینگری است که البته به [[پیروی]] از روش [[علوم تجربی]]، در این مباحث نیز پی گرفته شده است. جزئینگری در [[مقام]] [[پژوهش]] به سبب آنکه زوایای بسیاری از موضوعات خاص و جزئی را با عمق و دقت بیشتری میکاود، امری مطلوب است؛ اما به دلیل جزئی بودن نمیتواند کارگشایی فراوانی داشته باشد. در [[مقام عمل]] و مواجهه با پدیده [[شومی]] چون [[بزهکاری]] که علل و عوامل گوناگونی در شکلگیری و [[رشد]] آن [[دخالت]] دارد، نمیتوان از یک دیدگاه و به صورت جزئی اقدام کرد. شاید ریشه [[شکست]] و عدم [[کارایی]] نظریهها و الگوهای پیشگیری از جرم، همین باشد. به هر حال، اگر [[جرم]] و [[انحراف]]، پدیدهای است که ریشه در علل و عوامل گوناگونی چون [[فقر]]، [[جهل]] (کمبود یا نبود آگاهیهای لازم) [[محیط اجتماعی]]، وضعیت [[سیاسی]] و [[فرهنگی]] دارد، نمیتوان با نظر به یک یا چند عامل - و نه همه عوامل- با آن [[مبارزه]] کرد. | ||
تتبع در [[سخنان امام علی]]{{ع}}، آموزههای گوناگونی را در زمینه پیشگیری از جرم، فراروی [[انسان]] قرار میدهد. با نگرشی کلان به این [[آموزهها]] میتوان دریافت که [[امام]] مبارزه و به تعبیر بهتر، واکنشی همهجانبه را در این راه، ضرور میبیند؛ البته میتوان با تحلیل دقیق این آموزهها، اولویتهای اساسی را در پیشگیری از جرم استخراج کرد؛ به طور مثال، امام علی{{ع}} [[نادانی]] را پایه هرگونه [[شر]] و [[بدی]] و [[دانش]] را سرمنشأ هرگونه خیر و صلاح میداند. از دیدگاه او [[تقوای الهی]] و [[کوشش]] در جهت [[متقی]] کردن یکایک افراد [[جامعه]]، کلید و منشأ [[رستگاری]] جامعه و [[رهایی]] آن از هر [[بدبختی]] است. اینگونه آموزهها که امام در آن از اساس و سبب هر بدبختی و انحراف سخن میگوید، در مقایسه با دیگر آموزههایی که از معاشرتکردن با [[فاسقان]] و [[فاجران]] و نیز حضور در مکانهای خاصی [[پرهیز]] میدهد، میتواند این معنا را برساند که از نظر وی کدام یک [[اولویت]] دارد. [[تکرار]] یک آموزه در سخنان [[حضرت امیر]] نیز به سبب در دسترس نبودن همه سخنانش نمیتواند دلیل کافی برای اهمیت و [[اولویت]] آن آموزه باشد، ولی با نظر به آنچه فعلاً موجود است، میتواند نوعی اولویت برای آن آموزه را بیان کند. | تتبع در [[سخنان امام علی]]{{ع}}، آموزههای گوناگونی را در زمینه پیشگیری از جرم، فراروی [[انسان]] قرار میدهد. با نگرشی کلان به این [[آموزهها]] میتوان دریافت که [[امام]] مبارزه و به تعبیر بهتر، واکنشی همهجانبه را در این راه، ضرور میبیند؛ البته میتوان با تحلیل دقیق این آموزهها، اولویتهای اساسی را در پیشگیری از جرم استخراج کرد؛ به طور مثال، امام علی{{ع}} [[نادانی]] را پایه هرگونه [[شر]] و [[بدی]] و [[دانش]] را سرمنشأ هرگونه خیر و صلاح میداند. از دیدگاه او [[تقوای الهی]] و [[کوشش]] در جهت [[متقی]] کردن یکایک افراد [[جامعه]]، کلید و منشأ [[رستگاری]] جامعه و [[رهایی]] آن از هر [[بدبختی]] است. اینگونه آموزهها که امام در آن از اساس و سبب هر بدبختی و انحراف سخن میگوید، در مقایسه با دیگر آموزههایی که از معاشرتکردن با [[فاسقان]] و [[فاجران]] و نیز حضور در مکانهای خاصی [[پرهیز]] میدهد، میتواند این معنا را برساند که از نظر وی کدام یک [[اولویت]] دارد. [[تکرار]] یک آموزه در سخنان [[حضرت امیر]] نیز به سبب در دسترس نبودن همه سخنانش نمیتواند دلیل کافی برای اهمیت و [[اولویت]] آن آموزه باشد، ولی با نظر به آنچه فعلاً موجود است، میتواند نوعی اولویت برای آن آموزه را بیان کند. | ||
دنباله این جستار، ضمن ارائه آموزههای [[پیشگیری]] از دیدگاه [[امام علی]]{{ع}} که بیانگر روشها و برنامههای پیشگیری است، به نوعی اولویتها را نیز خاطرنشان میسازد.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۰۸.</ref> | دنباله این جستار، ضمن ارائه آموزههای [[پیشگیری]] از دیدگاه [[امام علی]]{{ع}} که بیانگر روشها و برنامههای پیشگیری است، به نوعی اولویتها را نیز خاطرنشان میسازد.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۰۸.</ref> | ||
==اولویتها و روشهای | ==اولویتها و روشهای پیشگیری از جرم== | ||
===[[اجرای عدالت]]=== | ===[[اجرای عدالت]]=== | ||
نگاهی به گفتارهای امام علی{{ع}}، این مطلب را به [[ذهن]] خواننده متبادر میسازد که «[[عدالت]]»، بنیاد و قوام [[جامعه سالم]] است که بسیاری از زمینههای [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] [[انحرافها]] و جرایم را از میان میبرد؛ افزون بر آن، هنگام بروز [[کجی]] و [[انحراف]] در [[جامعه]]، میکوشد تا با بهترین [[شیوه]] ممکن، حالت [[اعتدال]] را به جامعه بازگرداند؛ به گونهای که [[حقوق]] [[مشروع]] افراد و کیان [[اجتماع]] لطمهای نخورد. نقش کارساز و زیربنایی عدالت، [[انسانها]] را همواره شیفته خود ساخته است و هیچ [[انسانی]]، هر چند [[ستمکار]]، از [[شعار]] [[عدالتخواهی]] و [[عدالتطلبی]] نمیگریزد. به عبارت دیگر، «عدالت» همواره در [[اندیشه]] و گفتار [[بشر]]، [[تقدس]] و [[ارزش]] داشته است، تا آنجا که [[ظلم]] بالسویه را نیز [[عدل]] خواندهاند<ref>ر.ک: کاتوزیان، ناصر، «حقوق و عدالت»، مجله نقد و نظر، سال سوم، شماره ۲-۳.</ref> و [[حاکمان]] و سردمداران، ستمگریهای خود را به نام [[رفع ظلم]] و [[برقراری عدالت]] [[اجرا]] کردهاند<ref>محسنی، مرتضی، دوره حقوق جزای عمومی، ص۴، به نقل از: محمدعلی معتمد، حقوق جزای عمومی، ص۷۳.</ref>؛ با وجود این، در میان [[عالمان]]، «عدالت» مفهوم و معنای مورد اتفاقی نمییابد و درباره عناصر سازنده مفهوم عدالت [[اختلاف]] وجود دارد. | نگاهی به گفتارهای امام علی{{ع}}، این مطلب را به [[ذهن]] خواننده متبادر میسازد که «[[عدالت]]»، بنیاد و قوام [[جامعه سالم]] است که بسیاری از زمینههای [[اجتماعی]]، [[اقتصادی]] و [[سیاسی]] [[انحرافها]] و جرایم را از میان میبرد؛ افزون بر آن، هنگام بروز [[کجی]] و [[انحراف]] در [[جامعه]]، میکوشد تا با بهترین [[شیوه]] ممکن، حالت [[اعتدال]] را به جامعه بازگرداند؛ به گونهای که [[حقوق]] [[مشروع]] افراد و کیان [[اجتماع]] لطمهای نخورد. نقش کارساز و زیربنایی عدالت، [[انسانها]] را همواره شیفته خود ساخته است و هیچ [[انسانی]]، هر چند [[ستمکار]]، از [[شعار]] [[عدالتخواهی]] و [[عدالتطلبی]] نمیگریزد. به عبارت دیگر، «عدالت» همواره در [[اندیشه]] و گفتار [[بشر]]، [[تقدس]] و [[ارزش]] داشته است، تا آنجا که [[ظلم]] بالسویه را نیز [[عدل]] خواندهاند<ref>ر.ک: کاتوزیان، ناصر، «حقوق و عدالت»، مجله نقد و نظر، سال سوم، شماره ۲-۳.</ref> و [[حاکمان]] و سردمداران، ستمگریهای خود را به نام [[رفع ظلم]] و [[برقراری عدالت]] [[اجرا]] کردهاند<ref>محسنی، مرتضی، دوره حقوق جزای عمومی، ص۴، به نقل از: محمدعلی معتمد، حقوق جزای عمومی، ص۷۳.</ref>؛ با وجود این، در میان [[عالمان]]، «عدالت» مفهوم و معنای مورد اتفاقی نمییابد و درباره عناصر سازنده مفهوم عدالت [[اختلاف]] وجود دارد. | ||
| خط ۱۹۱: | خط ۱۹۱: | ||
[[اجرای عدالت]] است که میتواند جلوی [[مطامع]] [[روحی]] را [[سد]] کند، جلوی حرصها و آزها و طمعها را بگیرد؛ البته عدالت فقط میتواند رادع و مانع باشد، نه اینکه آنها را از بیخ و بن برکند؛ اما اگر عدالت نباشد و میدان، میدان [[زور]] و [[غارت]] و [[چپاول]] باشد، آنها که تحت فشار عوامل روحی همچون [[حرص]]، [[آز]]، [[طمع]]، [[حسد]]، [[حقد]] و [[کینه]] هستند، مطامعشان بیشتر تحریک میشود و بیشتر تحت فشار [[قوی]] این عاملها قرار میگیرند. امکان اینکه به سوی [[ظلم و جور]] و ستمکردن و اجحاف [[حقوق دیگران]] کشیده شوند، بیشتر است. این هم از بعد فردی است و هم از بعد [[اجتماعی]]<ref>مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۱۴.</ref>. | [[اجرای عدالت]] است که میتواند جلوی [[مطامع]] [[روحی]] را [[سد]] کند، جلوی حرصها و آزها و طمعها را بگیرد؛ البته عدالت فقط میتواند رادع و مانع باشد، نه اینکه آنها را از بیخ و بن برکند؛ اما اگر عدالت نباشد و میدان، میدان [[زور]] و [[غارت]] و [[چپاول]] باشد، آنها که تحت فشار عوامل روحی همچون [[حرص]]، [[آز]]، [[طمع]]، [[حسد]]، [[حقد]] و [[کینه]] هستند، مطامعشان بیشتر تحریک میشود و بیشتر تحت فشار [[قوی]] این عاملها قرار میگیرند. امکان اینکه به سوی [[ظلم و جور]] و ستمکردن و اجحاف [[حقوق دیگران]] کشیده شوند، بیشتر است. این هم از بعد فردی است و هم از بعد [[اجتماعی]]<ref>مطهری، مرتضی، بیست گفتار، ص۱۴.</ref>. | ||
[[تاریخ]] [[زندگی]] [[بشر]] از آن حکایت دارد که اجرای عدالت، با کاهش [[جرم]]، و عدم اجرای عدالت، با افزایش جرایم همراه بوده است. در جوامعی که [[ثروت]] به صورت نابرابر [[توزیع]] شده و دسترسی به [[آموزش و پرورش]]، [[اشتغال]] و [[مراقبت]] [[بهداشتی]] برای همگان به صورت مساوی امکانپذیر نمیباشد، نرخ جرایم بالاتر است<ref>معظمی، شهلا، «جرم شهری: سیاستهایی برای پیشگیری»، مجله امنیت، شماره ۹-۱۰، سال ۱۳۷۹، ص۵۰.</ref>. بدین لحاظ، از جمله اهدافی که [[سازمان]] [[ملل]] در زمینه [[عدالت کیفری]] و | [[تاریخ]] [[زندگی]] [[بشر]] از آن حکایت دارد که اجرای عدالت، با کاهش [[جرم]]، و عدم اجرای عدالت، با افزایش جرایم همراه بوده است. در جوامعی که [[ثروت]] به صورت نابرابر [[توزیع]] شده و دسترسی به [[آموزش و پرورش]]، [[اشتغال]] و [[مراقبت]] [[بهداشتی]] برای همگان به صورت مساوی امکانپذیر نمیباشد، نرخ جرایم بالاتر است<ref>معظمی، شهلا، «جرم شهری: سیاستهایی برای پیشگیری»، مجله امنیت، شماره ۹-۱۰، سال ۱۳۷۹، ص۵۰.</ref>. بدین لحاظ، از جمله اهدافی که [[سازمان]] [[ملل]] در زمینه [[عدالت کیفری]] و پیشگیری از جرم ارائه کرده، اجرای عدالت به شیوهای کارآمدتر و مؤثرتر است؛ البته با [[رعایت]] [[احترام به حقوق]] همه افراد زیاندیده از جرم (قربانیان جرم) و همه کسانی که در [[نظام]] [[کیفری]] دستاندرکارند<ref>معظمی، شهلا، «جرم شهری: سیاستهایی برای پیشگیری»، مجله امنیت، شماره ۹-۱۰، سال ۱۳۷۹، ص۴۷.</ref>. ۲ | ||
در [[اندیشه]] [[امام علی]]{{ع}}، به سامان رسیدن کار [[حکومت]] و بقای آن، در گرو اجرای عدالت است: {{متن حدیث|مَا حُصِّنَ الدُّوَلُ بِمِثْلِ الْعَدْلِ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۳۳۰.</ref>؛ «هیچ دژی به اندازه اجرای عدالت، از [[حاکمیت]] [[پاسداری]] نمیکند [از [[سقوط]] و [[تهاجم]] محفوظ نمیدارد]»؛ در غیر این صورت، [[فساد]] و [[تباهی]] [[حاکمان]]، فقط به سطح خودشان محدود نمیشود و از آنجا که الگوهای جامعهاند، [[مردم]] نیز به فساد کشیده میشوند و [[خشونت]]، [[بدبختی]]، [[فقر]]، [[گمراهی]] و... از آثار چنین جامعهای خواهد بود. در این [[جامعه]]، دیگر از [[سازندگی]] مادی خبری نیست: {{متن حدیث|لَا يَكُونُ الْعُمْرَانُ حَيْثُ يَجُورُ السُّلْطَانُ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۳۵۴.</ref>؛ در جایی که [[حکومت ستم]] کند، [[آبادانی]] وجود نخواهد داشت». در این جامعه سازندگی [[معنوی]] [[انسانها]] نیز به [[فراموشی]] سپرده میشود؛ چراکه [[اصلاح]] تودهها و اجرای برنامههایی که سازندگی [[شخصیت]] آنها را در پی دارد، در گرو [[اجرای عدالت]] است: {{متن حدیث|الرَّعِيَّةُ لَا يُصْلِحُهَا إِلَّا الْعَدْلُ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۴۰۰.</ref>؛ «[[توده]] را جز اجرای عدالت، چیز دیگری اصلاح نمیکند». | در [[اندیشه]] [[امام علی]]{{ع}}، به سامان رسیدن کار [[حکومت]] و بقای آن، در گرو اجرای عدالت است: {{متن حدیث|مَا حُصِّنَ الدُّوَلُ بِمِثْلِ الْعَدْلِ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۳۳۰.</ref>؛ «هیچ دژی به اندازه اجرای عدالت، از [[حاکمیت]] [[پاسداری]] نمیکند [از [[سقوط]] و [[تهاجم]] محفوظ نمیدارد]»؛ در غیر این صورت، [[فساد]] و [[تباهی]] [[حاکمان]]، فقط به سطح خودشان محدود نمیشود و از آنجا که الگوهای جامعهاند، [[مردم]] نیز به فساد کشیده میشوند و [[خشونت]]، [[بدبختی]]، [[فقر]]، [[گمراهی]] و... از آثار چنین جامعهای خواهد بود. در این [[جامعه]]، دیگر از [[سازندگی]] مادی خبری نیست: {{متن حدیث|لَا يَكُونُ الْعُمْرَانُ حَيْثُ يَجُورُ السُّلْطَانُ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۳۵۴.</ref>؛ در جایی که [[حکومت ستم]] کند، [[آبادانی]] وجود نخواهد داشت». در این جامعه سازندگی [[معنوی]] [[انسانها]] نیز به [[فراموشی]] سپرده میشود؛ چراکه [[اصلاح]] تودهها و اجرای برنامههایی که سازندگی [[شخصیت]] آنها را در پی دارد، در گرو [[اجرای عدالت]] است: {{متن حدیث|الرَّعِيَّةُ لَا يُصْلِحُهَا إِلَّا الْعَدْلُ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد حکیمی و علی حکیمی، الحیاة، ج۶، ص۴۰۰.</ref>؛ «[[توده]] را جز اجرای عدالت، چیز دیگری اصلاح نمیکند». | ||
| خط ۲۰۲: | خط ۲۰۲: | ||
از سوی دیگر، امام متفکران را به [[نشر]] دانش خویش و [[کوشش]] در جهت [[هدایت]] و تعلیم مردم مؤظف میسازد و سرانجام، یکایک مردم [[اجتماع]] را به [[دانشاندوزی]] و [[کسب اطلاعات]] لازم سفارش میکند و آن را فریضهای بزرگ میشمارد و [[حیا]] و [[شرمساری]] (به علت بالابودن سن یا...) را در [[یادگیری]] رد میکند: {{متن حدیث|اغْدُ عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً وَ لَا تَكُنِ الثَّالِثَ فَتَعْطَبَ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد و علی، الحیاة، ج۱، ص۷۱، ح۴.</ref>؛ «یا [[دانا]] باش یا جوینده [[دانایی]]، و جز این دو مباش که نابود خواهی شد». | از سوی دیگر، امام متفکران را به [[نشر]] دانش خویش و [[کوشش]] در جهت [[هدایت]] و تعلیم مردم مؤظف میسازد و سرانجام، یکایک مردم [[اجتماع]] را به [[دانشاندوزی]] و [[کسب اطلاعات]] لازم سفارش میکند و آن را فریضهای بزرگ میشمارد و [[حیا]] و [[شرمساری]] (به علت بالابودن سن یا...) را در [[یادگیری]] رد میکند: {{متن حدیث|اغْدُ عَالِماً أَوْ مُتَعَلِّماً وَ لَا تَكُنِ الثَّالِثَ فَتَعْطَبَ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد و علی، الحیاة، ج۱، ص۷۱، ح۴.</ref>؛ «یا [[دانا]] باش یا جوینده [[دانایی]]، و جز این دو مباش که نابود خواهی شد». | ||
نوع ارتباطی که [[امام]] بین [[وظیفه]] عالم و [[متعلم]] تصویر میکند، بیانگر یکی از مهمترین [[فنون]] | نوع ارتباطی که [[امام]] بین [[وظیفه]] عالم و [[متعلم]] تصویر میکند، بیانگر یکی از مهمترین [[فنون]] پیشگیری از جرم است که از آن به فراهمآوردن مقدمات لازم برای تحقق [[راهبردها]] تعبیر میکنیم. [[امیر مؤمنان]]{{ع}} میفرماید: «[[خدا]] از [[مردم]] [[نادان]] [[عهد]] نگرفت بیاموزند، مگر وقتی که از دانایان عهد گرفت [[آموزش]] دهند»<ref>نهج البلاغه، حکمت ۴۷۸.</ref>. مسئله ارائه اطلاعات لازم و افزایش آگاهیهای عمومی که امروزه از آن در قالب [[تدابیر]] و برنامههای [[مبارزه]] با [[بیسوادی]]، آموزش رایگان و اجباری، تشکیل کلاسها و جلسات [[آموزشی]] تعبیر میشود و در ردیف مهمترین [[وظایف حکومت]] و [[رسانههای عمومی]] به شمار میآید، همگی در جهت تحقق این مهم است. بیجهت نیست که ویکتور هوگو میگفت: «دَرِ یک [[مدرسه]] را باز کنید تا دَرِ یک [[زندان]] بسته شود»<ref>دانش، تاجزمان، مجرم کیست؟ جرمشناسی چیست؟، ص۲۶۲.</ref>. | ||
باید توجه داشت که با هر دانشی، به [[ضرورت]]، [[جرم]] و [[انحراف]] فرونمینشیند؛از اینرو، توجه به نوع دانشی که فرا گرفته میشود، بسیار ضرورت دارد. برخی [[علوم]] برای فرد و [[جامعه]] نفعی اندک دارد یا برای هر دو زیانآور است که این دو، از دایره مفهومی [[علم]] مورد نظر امام خارج است. او فراگیری دانشی را الزامی میداند که سبب صلاح و [[رشد]] مثبت [[آدمی]] شود<ref>{{متن حدیث|أَلْزَمُ الْعِلْمِ بِكَ مَا دَلَّكَ عَلَى صَلَاحِ دِينِكَ وَ أَبَانَ عَنْ فَسَادِهِ}}. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۴۷۱، ح۳۳۳۷)</ref>. همین علم است که امام آموزش آن را برای [[پیشگیری]] از انحرافهای [[عقیدتی]] [[کودکان]] و [[نوجوانان]]، [[واجب]] دانسته و [[پدران]] و [[مادران]] را به آن [[تکلیف]] کرده است: | باید توجه داشت که با هر دانشی، به [[ضرورت]]، [[جرم]] و [[انحراف]] فرونمینشیند؛از اینرو، توجه به نوع دانشی که فرا گرفته میشود، بسیار ضرورت دارد. برخی [[علوم]] برای فرد و [[جامعه]] نفعی اندک دارد یا برای هر دو زیانآور است که این دو، از دایره مفهومی [[علم]] مورد نظر امام خارج است. او فراگیری دانشی را الزامی میداند که سبب صلاح و [[رشد]] مثبت [[آدمی]] شود<ref>{{متن حدیث|أَلْزَمُ الْعِلْمِ بِكَ مَا دَلَّكَ عَلَى صَلَاحِ دِينِكَ وَ أَبَانَ عَنْ فَسَادِهِ}}. (آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۲، ص۴۷۱، ح۳۳۳۷)</ref>. همین علم است که امام آموزش آن را برای [[پیشگیری]] از انحرافهای [[عقیدتی]] [[کودکان]] و [[نوجوانان]]، [[واجب]] دانسته و [[پدران]] و [[مادران]] را به آن [[تکلیف]] کرده است: | ||
{{متن حدیث|عَلِّمُوا صِبْيَانَكُمْ مَا يَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبْ عَلَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد و علی، الحیاة، ج۱، ص۱۱۱، به نقل از: مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲، ص۱۷.</ref>؛ «به کودکانتان چیزی را بیاموزید که [[خداوند]] آن را سودمند قرار داده است تا صاحبان [[افکار]] [[باطل]] آنان را [[گمراه]] نسازند». | {{متن حدیث|عَلِّمُوا صِبْيَانَكُمْ مَا يَنْفَعُهُمُ اللَّهُ بِهِ لَا تَغْلِبْ عَلَيْهِمُ الْمُرْجِئَةُ}}<ref>حکیمی، محمدرضا و محمد و علی، الحیاة، ج۱، ص۱۱۱، به نقل از: مجلسی، محمدباقر، بحار الانوار، ج۲، ص۱۷.</ref>؛ «به کودکانتان چیزی را بیاموزید که [[خداوند]] آن را سودمند قرار داده است تا صاحبان [[افکار]] [[باطل]] آنان را [[گمراه]] نسازند». | ||
به همین سبب، [[پیشوایان دینی]] از [[علمی]] که برای فرد نفعی ندارد، به خداوند پناه میبردهاند؛ زیرا این [[علم]] و این [[مدرسه]]، نه تنها موجب [[هدایت]] و [[پیشگیری]] فرد از [[انحراف]] نیست، که موجب [[گمراهی]] او نیز میشود. بدبختانه گاه آنچه به صورت رسمی و غیر رسمی در [[مدارس]] و آموزشگاهها یا [[رسانهها]] و مطبوعات، [[آموزش]] داده میشود، از این نوع است و مصداق همان سخن هلوسیوس در [[قرن]] هیجدهم است که میگفت: «[[آدمیان]] [[نادان]] به [[دنیا]] میآیند، نه ابله. آنان به واسطه [[تعلیم و تربیت]] به [[بلاهت]] کشانده میشوند»<ref>باتومور، تی، بی، جامعهشناسی، ترجمه سید حسن منصور و سید حسن حسینی، ص۲۴۷.</ref>. | به همین سبب، [[پیشوایان دینی]] از [[علمی]] که برای فرد نفعی ندارد، به خداوند پناه میبردهاند؛ زیرا این [[علم]] و این [[مدرسه]]، نه تنها موجب [[هدایت]] و [[پیشگیری]] فرد از [[انحراف]] نیست، که موجب [[گمراهی]] او نیز میشود. بدبختانه گاه آنچه به صورت رسمی و غیر رسمی در [[مدارس]] و آموزشگاهها یا [[رسانهها]] و مطبوعات، [[آموزش]] داده میشود، از این نوع است و مصداق همان سخن هلوسیوس در [[قرن]] هیجدهم است که میگفت: «[[آدمیان]] [[نادان]] به [[دنیا]] میآیند، نه ابله. آنان به واسطه [[تعلیم و تربیت]] به [[بلاهت]] کشانده میشوند»<ref>باتومور، تی، بی، جامعهشناسی، ترجمه سید حسن منصور و سید حسن حسینی، ص۲۴۷.</ref>. | ||
از آنچه گفته شد، میتوان نتیجه گرفت که بین [[نادانی]] و [[جرم]] رابطهای مستقیم وجود دارد<ref>در زمینه رابطه علم و جهل با جرم، ر.ک: محمودی، عباسعلی، پیشگیری و ریشهیابی جرم در اسلام.</ref>؛ به همین علت، جهالتزدایی از مهمترین اولویتها در | از آنچه گفته شد، میتوان نتیجه گرفت که بین [[نادانی]] و [[جرم]] رابطهای مستقیم وجود دارد<ref>در زمینه رابطه علم و جهل با جرم، ر.ک: محمودی، عباسعلی، پیشگیری و ریشهیابی جرم در اسلام.</ref>؛ به همین علت، جهالتزدایی از مهمترین اولویتها در پیشگیری از جرم است؛ اما باید به این نکته توجه داشت که بین علم و پیشگیری از جرم رابطه مستقیمی وجود ندارد؛ چنانکه رابطه بین علم (به صورت مطلق) و انحراف نیز چنین است. آری، [[آگاهی]] درست و لازم میتواند نقش بسیاری در پیشگیری از جرم داشته باشد. | ||
نتیجهبخش بودن آگاهی، به [[شخصیت]] فراگیر نیز بستگی دارد. در سخنان پیشوایان دینی، از جمله [[امام علی]]{{ع}}، با صراحت آمده است که اگر فراگیران از [[تهذیب]] و [[پرورش اخلاقی]] درست بهرهمند نباشند، [[علوم]] مفید نیز نمیتواند برای اینان کارگشا و [[راهنما]] باشد، و اینجا است که سومین [[اولویت]] در برنامههای پیشگیرانه رخ مینماید و آن تهذیب [[اخلاقی]] افراد و نهادینهسازی [[اخلاق]] درست است.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۱۳.</ref> | نتیجهبخش بودن آگاهی، به [[شخصیت]] فراگیر نیز بستگی دارد. در سخنان پیشوایان دینی، از جمله [[امام علی]]{{ع}}، با صراحت آمده است که اگر فراگیران از [[تهذیب]] و [[پرورش اخلاقی]] درست بهرهمند نباشند، [[علوم]] مفید نیز نمیتواند برای اینان کارگشا و [[راهنما]] باشد، و اینجا است که سومین [[اولویت]] در برنامههای پیشگیرانه رخ مینماید و آن تهذیب [[اخلاقی]] افراد و نهادینهسازی [[اخلاق]] درست است.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۱۳.</ref> | ||
| خط ۲۶۲: | خط ۲۶۲: | ||
===گسترش فضای [[دینی]] و پرورش [[روحیه]] [[دینداری]]=== | ===گسترش فضای [[دینی]] و پرورش [[روحیه]] [[دینداری]]=== | ||
از دیگر اولویتهای اساسی | از دیگر اولویتهای اساسی پیشگیری از جرم که از [[گفتار امام علی]]{{ع}} استفاده میشود و به جرئت میتوان آن را اساسیترین اقدام در پیشگیری از جرم دانست، [[کوشش]] در جهت افزایش و تثبیت [[باورهای دینی]] [[مردم]] است. تأملی در آموزههای گرانسنگ [[مولای متقیان]]{{ع}} این مطلب را روشن میکند که دینداری، عاملی در خشکاندن چشمههای [[فساد]] و [[تباهی]] است و در مقابل سرنخ همه جرایم و [[گناهان]] را باید در نبود یا [[ضعف]] [[دینداری]] [[حقیقی]] و درست افراد جست. بسیاری از کارشناسان مسائل [[اجتماعی]] و جرمشناسان نیز [[اذعان]] دارند که کنارگذاشتن [[باورها]] و اعتقادهای دینی و گرایشهای مذهبی، و عدم [[التزام به احکام دینی]]، عامل بسیاری از [[نابهنجاریها]] و کژرویهای [[آدمی]] است<ref>برای مثال، ژان برژه در تشریح علل گسترش اعتیاد مینویسد: «باید این واقعیت آشکار را بپذیریم که مصرف «تریاک» (یا مخدرهای دیگر) دقیقاً از زمانی اوج گرفت که نگرشهای مذهبی از اذهان، یا دستکم از بخش آگاهانه آن پاک شد». (ر.ک: اعتیاد و شخصیت، ترجمه توفان گرگانی، ص۷۸) درباره رابطه معکوس بین جرم و دینداری، ر.ک: ایوانز. تی. دیوید و دیگران، «بررسی مجدد رابطه دین و جرم»، ترجمه علی سلیمی، فصلنامه حوزه و دانشگاه، سال ششم، شماره ۲۳، ص۱۴۲ – ۱۷۸.</ref>؛ به همین جهت، از جمله سفارشهای مجامع بینالمللی و کنگرههای پیشگیری از جرم، تقویت بنیانهای مذهبی است؛ به طور مثال، [[کنگره]] نهم پیشگیری از جرم و [[اصلاح]] [[سازمان ملل متحد]]، [[مذهب]] را یکی از عوامل مؤثر در سالمسازی [[جامعه]] و [[پیشگیری]] از رفتارهای مجرمانه و منحرفانه دانسته است<ref>ر.ک: نجفی ابرندآبادی، علیحسین، «سیاست جنایی سازمان ملل متحد»، مجله تحقیقات حقوقی، شماره ویژه، ص۴۴۷.</ref>. | ||
حال [[پرسش]] اصلی این است که [[دینداری]] چگونه میتواند چنین نقش پیشگیرانهای را ایفا کند. گرچه پاسخ گسترده به این پرسش، در گنجایش این مقال نیست و شایسته است مراکز [[علمی]] به انجام تحقیقات میدانی و نظری در این زمینه توجه کنند، به اختصار به تشریح برخی از جنبههای این مسئله میپردازیم. | حال [[پرسش]] اصلی این است که [[دینداری]] چگونه میتواند چنین نقش پیشگیرانهای را ایفا کند. گرچه پاسخ گسترده به این پرسش، در گنجایش این مقال نیست و شایسته است مراکز [[علمی]] به انجام تحقیقات میدانی و نظری در این زمینه توجه کنند، به اختصار به تشریح برخی از جنبههای این مسئله میپردازیم. | ||
| خط ۲۹۴: | خط ۲۹۴: | ||
در [[سیره عملی امام علی]]{{ع}} نیز توجه دادن به مرگباوری برای پیشگیری از [[انحراف]] دیده میشود؛ نمونه بارز آن ماجرایی است که خود امام درباره برادرش [[عقیل]] نقل میکند که چگونه از امام تقاضای دستدرازی به [[بیتالمال]] و [[تجاوز به حقوق]] عمومی را داشت و امام با نزدیک کردن آهنی گداخته به دستش، او را متوجه [[عذاب]] [[آخرتی]] [[خداوند]] کرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۷.</ref> | در [[سیره عملی امام علی]]{{ع}} نیز توجه دادن به مرگباوری برای پیشگیری از [[انحراف]] دیده میشود؛ نمونه بارز آن ماجرایی است که خود امام درباره برادرش [[عقیل]] نقل میکند که چگونه از امام تقاضای دستدرازی به [[بیتالمال]] و [[تجاوز به حقوق]] عمومی را داشت و امام با نزدیک کردن آهنی گداخته به دستش، او را متوجه [[عذاب]] [[آخرتی]] [[خداوند]] کرد<ref>نهج البلاغه، خطبه ۲۲۴.</ref>.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۲۷.</ref> | ||
====[[التزام]] به [[رفتارها]] و [[احکام دینی]] و | ====[[التزام]] به [[رفتارها]] و [[احکام دینی]] و پیشگیری از جرم==== | ||
[[دین اسلام]] مجموعه احکامی را در قالب عناوین [[واجب]]، [[حرام]]، [[مستحب]] و [[مکروه]] به [[پیروان]] خود عرضه میکند. رفتارهایی که هیچیک از این عناوین بر آنها [[صدق]] نکند، در زمره [[مباحات]] قرار میگیرند. این [[احکام]]، بیملاک و مبنا وضع نشده و همگی در جهت [[سعادت]] دنیایی و آخرتی انسانند؛ به طور مثال، [[خداوند متعال]] در بیان تأثیر [[نماز]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ}}<ref>«نماز از کار زشت و کار ناپسند باز میدارد» سوره عنکبوت، آیه ۴۵.</ref>. از جمله فلسفههایی که [[پیشوایان دینی]] ما در تبیین علل وضع این احکام بیان کردهاند، [[پیشگیری]] از انحراف و [[فساد]] [[انسان]] و [[سوق]] دادن او به [[کمالات]] است. [[امام علی]]{{ع}} نیز [[پایبندی به احکام]] [[الهی]] را عامل مهمی در پیشگیری از جرم، و ترک [[طاعات]] الهی را سبب افزایش جرایم میداند: {{متن حدیث|إِذَا قَلَّتِ الطَّاعَاتُ كَثُرَتِ السَّيِّئَاتُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۳، ص۱۲۷، ح۴۰۲۹.</ref>؛ «هنگامی که [[اطاعت]] از فرمانهای خداوندی کم شود، [[گناهان]] افزایش مییابد». | [[دین اسلام]] مجموعه احکامی را در قالب عناوین [[واجب]]، [[حرام]]، [[مستحب]] و [[مکروه]] به [[پیروان]] خود عرضه میکند. رفتارهایی که هیچیک از این عناوین بر آنها [[صدق]] نکند، در زمره [[مباحات]] قرار میگیرند. این [[احکام]]، بیملاک و مبنا وضع نشده و همگی در جهت [[سعادت]] دنیایی و آخرتی انسانند؛ به طور مثال، [[خداوند متعال]] در بیان تأثیر [[نماز]] میفرماید: {{متن قرآن|إِنَّ الصَّلَاةَ تَنْهَى عَنِ الْفَحْشَاءِ وَالْمُنْكَرِ}}<ref>«نماز از کار زشت و کار ناپسند باز میدارد» سوره عنکبوت، آیه ۴۵.</ref>. از جمله فلسفههایی که [[پیشوایان دینی]] ما در تبیین علل وضع این احکام بیان کردهاند، [[پیشگیری]] از انحراف و [[فساد]] [[انسان]] و [[سوق]] دادن او به [[کمالات]] است. [[امام علی]]{{ع}} نیز [[پایبندی به احکام]] [[الهی]] را عامل مهمی در پیشگیری از جرم، و ترک [[طاعات]] الهی را سبب افزایش جرایم میداند: {{متن حدیث|إِذَا قَلَّتِ الطَّاعَاتُ كَثُرَتِ السَّيِّئَاتُ}}<ref>آمدی، غرر الحکم، شرح خوانساری، ج۳، ص۱۲۷، ح۴۰۲۹.</ref>؛ «هنگامی که [[اطاعت]] از فرمانهای خداوندی کم شود، [[گناهان]] افزایش مییابد». | ||
| خط ۳۰۵: | خط ۳۰۵: | ||
===[[اصلاح]] [[ارتباطات]] اجتماعی=== | ===[[اصلاح]] [[ارتباطات]] اجتماعی=== | ||
از دیگر اولویتها و برنامهها در سخنان و [[سیره امام علی]]{{ع}} برای | از دیگر اولویتها و برنامهها در سخنان و [[سیره امام علی]]{{ع}} برای پیشگیری از جرم، تصحیح ارتباطات اجتماعی و [[کوشش]] در جهت بهینهسازی فرآیند اجتماعیشدن و [[جامعهپذیری]] است. در مباحث مهم مطرح در نظریههای [[جامعهشناختی]] و نیز [[روانشناختی]] اجتماعی، بر نقش شبکههای [[روابط اجتماعی]]، [[خانواده]]، گروهها، معاشران و همسالان و نیز سران و الگوهای اجتماعی در [[رشد]] پدیده شوم [[بزهکاری]] تأکید شده است، تا آنجا که برخی چون لاکاسانی اینگونه وضعیتهای محیطی را به مثابه محیط کشت میدانند که بزهکاری (به مثابه میکرب) در آن رشد میکند. در [[گفتار امام علی]]{{ع}} آموزههای [[ارزشمندی]] را میتوان یافت که از اهتمام حضرت به خشکاندن زمینههای اجتماعی رشد و پرورش بزه حکایت دارد و اشاره به برخی از این [[آموزهها]] سودمند و لازم است: | ||
====سفارش به [[پرهیز]] از [[پیروی]] الگوهای [[منحرف]]==== | ====سفارش به [[پرهیز]] از [[پیروی]] الگوهای [[منحرف]]==== | ||
| خط ۳۳۹: | خط ۳۳۹: | ||
[[امام علی]]{{ع}} بیان میکند که [[پیامبر]] ما را به اتخاذ چنین روشی سفارش میکرده است: «پیامبر به ما دستور داد که با [[گناهکاران]] با چهرههای در هم کشیده روبهرو شویم»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۱۲.</ref>. [[امام]] این عمل را کمترین [[انکار]] و [[اعتراض]] به رفتارهای ناصواب و در عین حال بهترین برخورد با اینگونه [[رفتارها]] میداند: «کمترین انکار [و [[ناپسند]] و نادرست شمردن رفتارهای ناصواب] این است که با گناهکاران با چهرههای در هم کشیده روبهرو شوی»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۱۲.</ref>. «بهترین عمل آن است که با گناهکاران با چهرههای در هم کشیده [و اخم کرده] روبهرو شوی»<ref>محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۰۵.</ref>. | [[امام علی]]{{ع}} بیان میکند که [[پیامبر]] ما را به اتخاذ چنین روشی سفارش میکرده است: «پیامبر به ما دستور داد که با [[گناهکاران]] با چهرههای در هم کشیده روبهرو شویم»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۱۲.</ref>. [[امام]] این عمل را کمترین [[انکار]] و [[اعتراض]] به رفتارهای ناصواب و در عین حال بهترین برخورد با اینگونه [[رفتارها]] میداند: «کمترین انکار [و [[ناپسند]] و نادرست شمردن رفتارهای ناصواب] این است که با گناهکاران با چهرههای در هم کشیده روبهرو شوی»<ref>حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۱، ص۴۱۲.</ref>. «بهترین عمل آن است که با گناهکاران با چهرههای در هم کشیده [و اخم کرده] روبهرو شوی»<ref>محمدی ریشهری، محمد، میزان الحکمه، ح۱۲۵۰۵.</ref>. | ||
این عمل، مصداق یکی از مهمترین و کارسازترین برنامههای | این عمل، مصداق یکی از مهمترین و کارسازترین برنامههای پیشگیری از جرم است که در گستره اقدامهایی تحت عنوان [[امر به معروف و نهی از منکر]] قرار دارد.<ref>[[محمد علی حاجی دهآبادی|حاجی دهآبادی، محمد علی]]، [[پیشگیری از جرم (مقاله)|مقاله «پیشگیری از جرم»]]، [[دانشنامه امام علی ج۵ (کتاب)|دانشنامه امام علی ج۵]] ص ۳۳۴.</ref> | ||
====امر به معروف و نهی از منکر==== | ====امر به معروف و نهی از منکر==== | ||
| خط ۳۵۳: | خط ۳۵۳: | ||
===[[نظارت]] بر عملکرد مجریان=== | ===[[نظارت]] بر عملکرد مجریان=== | ||
نظارت و [[بازرسی]] دقیق از جمله برنامهها و و اولویتهای اساسی در الگوی | نظارت و [[بازرسی]] دقیق از جمله برنامهها و و اولویتهای اساسی در الگوی پیشگیری از جرم است که خود در دو سطح مردمی و دولتی قابل [[اجرا]] است. در سطح مردمیِ آنکه مصداقی از امر به معروف و نهی از منکر به شمار میرود، [[مردم]] به گزارش رفتارهای خلاف و نادرست مجریان به [[حاکم]] و دستگاه نظارتی موظفند که معمولاً امروزه [[سازمان]] یا شعبهای جهت دریافت گزارشهای مردم و نیز نظارت بر کار مجریان به این مهم اختصاص مییابد؛ اما نوع مهمتر آن در سطح [[حکومت و دولت]] است که به دو شکل آشکار و پنهان اجرا میشود. در سطح آشکار آن، سازمان یا وزارتخانه یا گروهی به طور رسمی و آشکارا به نظارت بر کار مجریان حکومت موظفند. در سطح پنهان، افراد مورد [[اعتماد]] و [[موثق]] و امینی باید پنهانی و بدون آنکه شناخته شوند، اطلاعات و گزارشهای لازم را از راههای گوناگون گردآورند و بر کار مجریان نظارت داشته باشند. | ||
اهمیت بازرسی در این است که اگر وجود نداشته باشد، زمینههای [[انحراف]] و [[لغزش]] مجریان فراهم میش[[ود]] و [[سوء استفاده از قدرت]] و [[منصب]] به [[راحتی]] امکان مییابد و این خود، زمینههای [[ستم]] و [[تجاوز]] به مردم و [[خیانت]] و [[بیعدالتی]] را رواج میدهد و اندکاندک بنیان [[جامعه سالم]] از هم فرومیپاشد. [[امام علی]]{{ع}} [[بازرس]] را چشم تیزبین حکومت میداند. طبیعی است «[[حکومتی]] که [[نظام]] بازرسی صحیح و مطمئن نداشته باشد، همانند [[کوری]] است که معایب را نمیبیند و در منجلاب [[عیوب]] و [[مفاسد]] غوطهور میشود»<ref>فاضل لنکرانی، محمد، آیین کشورداری از دیدگاه امام علی{{ع}}، ص۱۵۹-۱۶۰.</ref>. [[امام]] در [[نامه]] خود به [[مالک اشتر]] که سند [[ارزشمند]] [[مملکتداری]] و حکومت است، میفرماید: {{متن حدیث|وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَيْهِمْ فَإِنَّ تَعَاهُدَكَ فِي السِّرِّ لِأُمُورِهِمْ حَدْوَةٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِعْمَالِ الْأَمَانَةِ وَ الرِّفْقِ بِالرَّعِيَّةِ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ «سپس [[رفتار]] [[کارگزاران]] را بررسی کن و جاسوسانی راستگو و وفاپیشه بر آنان بگمار که [[مراقبت]] و بازرسی پنهانی تو از کار آنان، سبب [[امانتداری]] و [[مهربانی]] با [[رعیت]] خواهد بود». | اهمیت بازرسی در این است که اگر وجود نداشته باشد، زمینههای [[انحراف]] و [[لغزش]] مجریان فراهم میش[[ود]] و [[سوء استفاده از قدرت]] و [[منصب]] به [[راحتی]] امکان مییابد و این خود، زمینههای [[ستم]] و [[تجاوز]] به مردم و [[خیانت]] و [[بیعدالتی]] را رواج میدهد و اندکاندک بنیان [[جامعه سالم]] از هم فرومیپاشد. [[امام علی]]{{ع}} [[بازرس]] را چشم تیزبین حکومت میداند. طبیعی است «[[حکومتی]] که [[نظام]] بازرسی صحیح و مطمئن نداشته باشد، همانند [[کوری]] است که معایب را نمیبیند و در منجلاب [[عیوب]] و [[مفاسد]] غوطهور میشود»<ref>فاضل لنکرانی، محمد، آیین کشورداری از دیدگاه امام علی{{ع}}، ص۱۵۹-۱۶۰.</ref>. [[امام]] در [[نامه]] خود به [[مالک اشتر]] که سند [[ارزشمند]] [[مملکتداری]] و حکومت است، میفرماید: {{متن حدیث|وَ ابْعَثِ الْعُيُونَ مِنْ أَهْلِ الصِّدْقِ وَ الْوَفَاءِ عَلَيْهِمْ فَإِنَّ تَعَاهُدَكَ فِي السِّرِّ لِأُمُورِهِمْ حَدْوَةٌ لَهُمْ عَلَى اسْتِعْمَالِ الْأَمَانَةِ وَ الرِّفْقِ بِالرَّعِيَّةِ}}<ref>نهج البلاغه، نامه ۵۳.</ref>؛ «سپس [[رفتار]] [[کارگزاران]] را بررسی کن و جاسوسانی راستگو و وفاپیشه بر آنان بگمار که [[مراقبت]] و بازرسی پنهانی تو از کار آنان، سبب [[امانتداری]] و [[مهربانی]] با [[رعیت]] خواهد بود». | ||