آیه سأل سائل: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
(←مقدمه) |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
بر پایه [[روایات]]، [[شأن نزول]] این آیه، [[جریان غدیر]] و اعلام ولایت امیر مؤمنان {{ع}} است که بسیاری از محدّثان و [[مفسّران]] مشهور [[اهل سنت]] در کتابهای خودشان [[نقل]] کردهاند. افرادی همچون: [[سفیان بن سعید ثوری]]، [[ابو اسحاق ثعلبی]]، [[حاکم حسکانی]]، [[سبط ابن جوزی]]، [[شیخ الاسلام حموئی]]، [[نورالدین ابن صبّاغ مالکی]]، [[احمد بن کثیر مکی]] و شیخ [[محمّد عبده]] از جمله آنهاست<ref>ر.ک: جواهر العقدین، ج۱ ص۹۸؛ فیض القدیر فی شرح الجامع الصغیر، ج۶، ص۲۱۸؛ الفصول المهمّة فی معرفة الأئمّة، ص۴۳؛ فرائد السمطین، ج۱، ص۸۲؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۸۱–۳۸۵؛ تفسیر ابن ابیحاتم، ج۲، ص۱۱۷۲، ح۶۶۹.</ref>.<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص۱۲۵-۱۲۷.</ref> | بر پایه [[روایات]]، [[شأن نزول]] این آیه، [[جریان غدیر]] و اعلام ولایت امیر مؤمنان {{ع}} است که بسیاری از محدّثان و [[مفسّران]] مشهور [[اهل سنت]] در کتابهای خودشان [[نقل]] کردهاند. افرادی همچون: [[سفیان بن سعید ثوری]]، [[ابو اسحاق ثعلبی]]، [[حاکم حسکانی]]، [[سبط ابن جوزی]]، [[شیخ الاسلام حموئی]]، [[نورالدین ابن صبّاغ مالکی]]، [[احمد بن کثیر مکی]] و شیخ [[محمّد عبده]] از جمله آنهاست<ref>ر.ک: جواهر العقدین، ج۱ ص۹۸؛ فیض القدیر فی شرح الجامع الصغیر، ج۶، ص۲۱۸؛ الفصول المهمّة فی معرفة الأئمّة، ص۴۳؛ فرائد السمطین، ج۱، ص۸۲؛ شواهد التنزیل، ج۲، ص۳۸۱–۳۸۵؛ تفسیر ابن ابیحاتم، ج۲، ص۱۱۷۲، ح۶۶۹.</ref>.<ref>[[مهدی مقامی|مقامی، مهدی]]، [[درسنامه امامشناسی (کتاب)|درسنامه امامشناسی]]، ص۱۲۵-۱۲۷.</ref> | ||
==شأن نزول آیه== | |||
به نظر تعدادی از [[مفسران شیعه]]، [[آیه]] نخست [[سوره معارج]] درباره نُعمان بن حارِث فِهْری یا فرد دیگری <ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۵، ص۸؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۲۰، ص۱۱.</ref>. است که به اعلام [[جانشینی امام علی]]{{ع}} در [[واقعه غدیر]] [[اعتراض]] کرد.<ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۵، ص۶.</ref>. او وقتی خبر [[جانشینی حضرت علی]]{{ع}} را از [[پیامبر]]{{صل}} شنید، [[خطاب]] به پیامبر{{صل}} گفت: از ما خواستی به [[یگانگی خدا]] و نبوتت [[شهادت]] دهیم، ما هم شهادت دادیم. سپس ما را به [[جهاد]]،[[ حج]]، [[روزه]]، [[نماز]] و [[زکات]][[ امر]] کردی، ماهم پذیرفتیم؛ اما به اینها راضى نشدى تا اینکه این [[جوان]] علی{{ع}} را به جانشینى خود [[منصوب]] کردى. <ref>آلوسی، روحالمعانی، ۱۴۱۵ق، ج۱۵، ص۶۲؛ مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۵، ص۶؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۲۰، ص۱۱؛ شريف لاهيجى، تفسير شريف لاهيجى، ۱۳۷۳ش، ج۴، ص۵۷۴؛ کاشانی، منهجالصادقین، ۱۳۳۰ش، ج۱۰، ص۴؛ طبرسی، مجمعالبیان، ۱۳۷۲ش، ج۱۰، ص۵۲۹.</ref> آیا این تصمیم خودت است یا [[خدا]]؟ پیامبر [[سوگند]] یاد کرد که این سخن از جانب [[خداوند]] است. نعمان گفت: «خداوندا، اگر این سخن [[حق]] است و از ناحیه توست، سنگى از [[آسمان]] بر ما بباران». [[سوره انفال]]، آیه ۳۲.</ref> براساس [[روایات]]، پس از درخواست وی، سنگی از آسمان بر سرش فرود آمد و کشته شد. سپس این آیه نازل شد. <ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۵، ص۷؛ طباطبایی، المیزان، ۱۴۱۷ق، ج۲۰، ص۱۱.</ref>. | |||
برخی از [[مفسران]]، [[شأن نزول]] این آیه را مربوط به [[نضر بن حارث]] دانستهاند. <ref>آلوسی، روحالمعانی، ۱۴۱۵ق، ج۱۵، ص۶۳.</ref>. او در [[مسجدالحرام]] با حالتی تمسخرآمیز خطاب به پیامبر{{صل}} گفت: «خدایا اگر محمّد بر حق است و آنچه میگوید از توست، سنگى بر ما ببار یا ما را به [[عذاب]] الیم گرفتار کن». <ref>سوره انفال، آیه۳۲.</ref>. پس از سخن او، این آیه بر پیامبر{{صل}} نازل شد. <ref>ابن کثیر، تفسیر القرآن العظیم، ۱۴۱۹ق، ج۸، ص۲۳۵؛ قمی کاشانی، منهج الصادقین، ۱۳۳۰ش، ج۱۰، ص۳؛ قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۹، ص۲۷۸.</ref>. البته این گروه از [[مفسران]] در ذیل [[آیه]] به ماجرای نعمان بن حارث نیز اشاره کردهاند، هرچند قول دیگر را ترجیح دادهاند. <ref>قرطبی، الجامع لاحکام القرآن، ۱۳۶۴ش، ج۱۹، ص۲۷۸؛ آلوسی، روحالمعانی، ۱۴۱۵ق، ج۱۵، ص۶۲.</ref>. | |||
همچنین گفته شده این [[آیه]] درباره [[ابوجهل]] نازل شده و آیه {{متن قرآن|فَأَسْقِطْ عَلَيْنا كِسَفاً مِنَ السَّماءِ إِنْ كُنْتَ مِنَ الصَّادِقِينَ}} <ref>سوره شعراء، آیه۱۸۷.</ref>. نقل قول از زبان او است. <ref>آلوسی، روحالمعانی، ۱۴۱۵ق، ج۱۵، ص۶۲.</ref>. به گفته [[ناصر مکارم شیرازی]] درباره نام اين شخص میان نعمان بن حارث فهرى، [[حارث بن نعمان]] یا جابر بن [[نذر]] [[اختلاف]] وجود دارد، ولی اين مطلب تاثيرى در اصل ماجرای [[شان نزول]] ندارد. <ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۲۵، ص۸.</ref>. برخی نویسندگان مانند مکارم شیرازی نعمان را فردی [[منافق]] <ref>مکارم شیرازی، تفسیر نمونه، ۱۳۷۴ش، ج۷، ص۱۵۳.</ref>. و برخی وی را [[یهودی]] <ref>محمدی ریشهری، دانشنامه اميرالمؤمنين{{ع}} بر پايه قرآن، حديث و تاريخ، دارالحدیث، ج۲، ص۳۱۱.</ref> معرفی کردهاند. | |||
== شرح ماجرا == | == شرح ماجرا == | ||