خالد بن عرفطه: تفاوت میان نسخهها
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱۰: | خط ۱۰: | ||
به گفته [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۶۳؛ ج۶، ص۹۸.</ref>، خالد قبل از [[فتح مکه]] [[مسلمان]] شد و در شمار صحابهای است که بعدها به [[کوفه]] رفته و در آنجا خانهای بنا کرده است، قرار میگیرد. از این رو به او نسبت [[کوفی]] نیز دادهاند<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۱۳۸.</ref>. خالد [[راوی]] چند [[حدیث از رسول خدا]]{{صل}} است. از جمله [[عبدالله بن یسار]] گوید: با [[سلیمان بن صرد خزاعی]] و خالد بن عرفطه نشسته بودیم که خبر آوردند مردی بر اثر [[درد]] شکم فوت کرده است، در این حال، یکی از آن دو به دیگری گفت: آیا نشنیدی که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: کسی که از درد شکم بمیرد (همچون [[شهید]]) [[عذاب قبر]] ندارد؟ دیگری گفت: بله شنیدم<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۴، ص۲۶۲؛ نسائی، السنن، ج۴، ص۹۸.</ref>. خالد [[روایت]] دیگری درباره پدید آمدن [[فتنهها]] پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} و سفارش آن حضرت به کناره گرفتن از آنها نقل کرده است<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۵، ص۲۹۲؛ ابن ابیعاصم، الآحاد والمثانی، ج۱، ص۴۶۶؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۲۸۰.</ref> که محل [[تأمل]] است؛ زیرا [[ابوموسی اشعری]] نیز در ماجرای [[جنگ جمل]] شبیه چنین روایتی را نقل کرد و [[مردم]] را به دوری از [[جنگ]] [[تشویق]] کرد که با [[اعتراض]] [[عمار بن یاسر]] ([[صحابی]] برگزیده [[پیامبر]]) مواجه شد<ref>ثقفی، الغارات، ج۲، ص۹۱۹؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۴۶۰.</ref> و نیز در [[روایت]] دیگری، [[رسول خدا]]{{صل}} مردم را به [[اطاعت]] از [[حضرت علی]]{{ع}} در هنگام بروز [[فتنهها]] سفارش کرده است<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۴۵۰؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، ج۲، ص۲۸۷.</ref>. افزون برآنکه<ref>چنان که در ادامه مدخل خواهد آمد.</ref> خود او در [[درگیریها]] و حوادث بعدی حضوری چشمگیر دارد. وی راوی روایتهای دیگری مانند [[دعای پیامبر]]{{صل}} برای [[سپاه]] «[[احمس]]»<ref>طایفهای از بجیله در یمن است، طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۹۲.</ref> و نیز در باب مسح از روی [[کفش]]<ref>زیعلی، نصب الرایه، ج۱، ص۲۴۸.</ref> است. البته برخی [[دانشمندان رجالی]] [[شیعه]]<ref>تستری، ج۱۱، ص۱۱۹.</ref>، [[ناقلان حدیث]] مسح را [[مذمت]] کردهاند، چون مسح بر روی کفش خلاف صریح [[قرآن]]:{{متن قرآن|وَٱمْسَحُوا۟ بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى ٱلْكَعْبَيْنِ}}<ref>«ای مؤمنان! چون برای نماز برخاستید چهره و دستهایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان را مسح کنید و نیز پاهای خود را تا برآمدگی روی پا و اگر جنب بودید غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا از جای قضای حاجت آمدید یا با زنان آمیزش کردید و آبی نیافتید به خاکی پاک تیمّم کنید، با آن بخشی از چهره و دستهای خود را مسح نمایید، خداوند نمیخواهد شما را در تنگنا افکند ولی میخواهد شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه 6.</ref> و در [[فقه شیعه]] پذیرفته نیست<ref>ابن بابویه، فقه الرضا، ص۶۸.</ref>. | به گفته [[ابن سعد]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۴، ص۲۶۳؛ ج۶، ص۹۸.</ref>، خالد قبل از [[فتح مکه]] [[مسلمان]] شد و در شمار صحابهای است که بعدها به [[کوفه]] رفته و در آنجا خانهای بنا کرده است، قرار میگیرد. از این رو به او نسبت [[کوفی]] نیز دادهاند<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۱۳۸.</ref>. خالد [[راوی]] چند [[حدیث از رسول خدا]]{{صل}} است. از جمله [[عبدالله بن یسار]] گوید: با [[سلیمان بن صرد خزاعی]] و خالد بن عرفطه نشسته بودیم که خبر آوردند مردی بر اثر [[درد]] شکم فوت کرده است، در این حال، یکی از آن دو به دیگری گفت: آیا نشنیدی که [[رسول خدا]]{{صل}} فرمود: کسی که از درد شکم بمیرد (همچون [[شهید]]) [[عذاب قبر]] ندارد؟ دیگری گفت: بله شنیدم<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۴، ص۲۶۲؛ نسائی، السنن، ج۴، ص۹۸.</ref>. خالد [[روایت]] دیگری درباره پدید آمدن [[فتنهها]] پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} و سفارش آن حضرت به کناره گرفتن از آنها نقل کرده است<ref>احمد بن حنبل، المسند، ج۵، ص۲۹۲؛ ابن ابیعاصم، الآحاد والمثانی، ج۱، ص۴۶۶؛ حاکم نیشابوری، المستدرک، ج۳، ص۲۸۰.</ref> که محل [[تأمل]] است؛ زیرا [[ابوموسی اشعری]] نیز در ماجرای [[جنگ جمل]] شبیه چنین روایتی را نقل کرد و [[مردم]] را به دوری از [[جنگ]] [[تشویق]] کرد که با [[اعتراض]] [[عمار بن یاسر]] ([[صحابی]] برگزیده [[پیامبر]]) مواجه شد<ref>ثقفی، الغارات، ج۲، ص۹۱۹؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۴۶۰.</ref> و نیز در [[روایت]] دیگری، [[رسول خدا]]{{صل}} مردم را به [[اطاعت]] از [[حضرت علی]]{{ع}} در هنگام بروز [[فتنهها]] سفارش کرده است<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۲، ص۴۵۰؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل أبی طالب، ج۲، ص۲۸۷.</ref>. افزون برآنکه<ref>چنان که در ادامه مدخل خواهد آمد.</ref> خود او در [[درگیریها]] و حوادث بعدی حضوری چشمگیر دارد. وی راوی روایتهای دیگری مانند [[دعای پیامبر]]{{صل}} برای [[سپاه]] «[[احمس]]»<ref>طایفهای از بجیله در یمن است، طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۹۲.</ref> و نیز در باب مسح از روی [[کفش]]<ref>زیعلی، نصب الرایه، ج۱، ص۲۴۸.</ref> است. البته برخی [[دانشمندان رجالی]] [[شیعه]]<ref>تستری، ج۱۱، ص۱۱۹.</ref>، [[ناقلان حدیث]] مسح را [[مذمت]] کردهاند، چون مسح بر روی کفش خلاف صریح [[قرآن]]:{{متن قرآن|وَٱمْسَحُوا۟ بِرُءُوسِكُمْ وَأَرْجُلَكُمْ إِلَى ٱلْكَعْبَيْنِ}}<ref>«ای مؤمنان! چون برای نماز برخاستید چهره و دستهایتان را تا آرنج بشویید و بخشی از سرتان را مسح کنید و نیز پاهای خود را تا برآمدگی روی پا و اگر جنب بودید غسل کنید و اگر بیمار یا در سفر بودید و یا از جای قضای حاجت آمدید یا با زنان آمیزش کردید و آبی نیافتید به خاکی پاک تیمّم کنید، با آن بخشی از چهره و دستهای خود را مسح نمایید، خداوند نمیخواهد شما را در تنگنا افکند ولی میخواهد شما را پاکیزه گرداند و نعمت خود را بر شما تمام کند باشد که سپاس گزارید» سوره مائده، آیه 6.</ref> و در [[فقه شیعه]] پذیرفته نیست<ref>ابن بابویه، فقه الرضا، ص۶۸.</ref>. | ||
خالد در [[فتوحات عراق]] شرکت کرد و در [[جنگ قادسیه]] (سال ۱۴)، [[جانشین]] [[سعد بن ابیوقاص]] شد<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۲۱.</ref>. او در [[فتح مدائن]] از [[فرماندهان سپاه]] بود و [[ساباط]] را [[تصرف]] کرد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۲۳.</ref>. خالد [[گرایش اموی]] داشت تا جایی که [[طبری]]<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۵۷۸.</ref> او را [[همپیمان]] [[بنیامیه]] معرفی میکند و [[عثمان بن عفان]]، زمینی در [[عراق]] نزد [[حمام اعین]] به او داد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۳۶.</ref>. وی [[سال ۴۱ هجری]] در [[دفاع]] از معاویه، با [[عبدالله بن ابیالحوثاء]] که ضد معاویه خروج کرده بودند، جنگید و او را از پای درآورد<ref>خلیفة بن خیاط، التاریخ، ص۱۵۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۴، ص۷.</ref>. [[زیاد بن عبید]]<ref>زیاد بن ابیه حاکم عراقین.</ref> نیز او را بر [[کوفه]] گمارد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۸۸.</ref>. شاید به همین سبب باشد که وقتی مختار ثقفی را دید او را [[کذاب]] دانست و [[حدیثی]] درباره [[دروغ بستن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} از آن حضرت نقل کرد<ref>ابن ابیشیبه، المصنف، ج۶، ص۲۰۳؛ ابن ابیعاصم، الآحاد والمثانی، ج۱، ص۴۶۷.</ref>. در ماجرای [[شهادت]] مظلومانه [[حجر بن عدی]]، خالد از اشراف چهارگانه کوفه بود که شهادتنامه [[ظالمانه]] علیه [[حجر]] را [[امضا]] کرد<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۴۲؛ ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۱۰.</ref>. | خالد در [[فتوحات عراق]] شرکت کرد و در [[جنگ قادسیه]] (سال ۱۴)، [[جانشین]] [[سعد بن ابیوقاص]] شد<ref>دینوری، الاخبار الطوال، ص۱۲۱.</ref>. او در [[فتح مدائن]] از [[فرماندهان سپاه]] بود و [[ساباط]] را [[تصرف]] کرد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۲۳.</ref>. خالد [[گرایش اموی]] داشت تا جایی که [[طبری]]<ref>طبری، تاریخ، ج۳، ص۵۷۸.</ref> او را [[همپیمان]] [[بنیامیه]] معرفی میکند و [[عثمان بن عفان]]، زمینی در [[عراق]] نزد «[[حمام اعین]]» به او داد<ref>بلاذری، فتوح البلدان، ج۲، ص۳۳۶.</ref>. وی [[سال ۴۱ هجری]] در [[دفاع]] از معاویه، با [[عبدالله بن ابیالحوثاء]] که ضد معاویه خروج کرده بودند، جنگید و او را از پای درآورد<ref>خلیفة بن خیاط، التاریخ، ص۱۵۳؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۴، ص۷.</ref>. [[زیاد بن عبید]]<ref>زیاد بن ابیه حاکم عراقین.</ref> نیز او را بر [[کوفه]] گمارد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۸۸.</ref>. شاید به همین سبب باشد که وقتی مختار ثقفی را دید او را [[کذاب]] دانست و [[حدیثی]] درباره [[دروغ بستن]] بر [[پیامبر]]{{صل}} از آن حضرت نقل کرد<ref>ابن ابیشیبه، المصنف، ج۶، ص۲۰۳؛ ابن ابیعاصم، الآحاد والمثانی، ج۱، ص۴۶۷.</ref>. در ماجرای [[شهادت]] مظلومانه [[حجر بن عدی]]، خالد از اشراف چهارگانه کوفه بود که شهادتنامه [[ظالمانه]] علیه [[حجر]] را [[امضا]] کرد<ref>ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۶، ص۲۴۲؛ ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۱۰.</ref>. | ||
از نکات قابل توجه در [[زندگی]] خالد، [[پیشگویی حضرت علی]]{{ع}} درباره [[گمراهی]] و [[بدفرجامی]] اوست. [[سوید بن غفله]] گوید: نزد [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} بودم که مردی وارد شد و گفت: [[خالد بن عرفطه]] مُرد. حضرت فرمود: او نمرده و نمیمیرد تا [[ریاست]] [[لشکر]] [[ضلالت]] را بر دوش کشد و آن لشکر را بیاورد و [[پرچمدار]] آن هم [[حبیب بن حمار]] است.در این هنگام مردی از پای [[منبر]] برخاست و گفت: من [[دوستدار]] شما و حبیب بن حمار هستم، حضرت فرمود: مبادا این کار را انجام دهی! و البته این کار را خواهی کرد و آن [[پرچم]] را از این در وارد [[مسجد]] میکنی<ref>حضرت در مسجد کوفه با دست اشاره به بابالفیل مسجد کرد.</ref>. [[زمان]] گذشت تا اینکه ابنزیاد، [[عمر بن سعد]] را به [[جنگ با امام حسین]]{{ع}} فرستاد و خالد بن عرفطه در مقدمه لشکر بود و حبیب بن حمار نیز پرچمدار آن و از [[بابالفیل]] وارد [[مسجد کوفه]] شدند<ref>فضل بن شاذان، الإیضاح، ص۶۹؛ مفید، الارشاد، ج۱، ص۳۲۹؛ ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۴۶.</ref>. در همین راستا یکی از [[نوادگان]] خالد گوید: در [[روز]] [[شهادت امام حسین]]{{ع}} نزد خالد بودیم، به ما گفت: از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که فرمود: بعد از من درباره اهلبیتم گرفتار [[ابتلا]] و [[امتحان]] خواهید شد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۹۲؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۹۴.</ref>. شگفت اینکه خود او چنین روایتی از [[پیامبر]]{{صل}} میشنود، اما [[رئیس]] [[لشکر]] [[ضلالت]] میشود. افزون بر آنکه خالد در [[روایت]] پیش گفته، [[اقرار]] میکند که رسول خدا{{صل}} او را از فتنههای [[آینده]] برحذر داشته است! خالد، راوی و مورد توجه [[عمر بن خطاب]] بود<ref>طبری، تاریخ، ج۴، ص۵۳؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۲.</ref>. عثمان نهدی، عبدالله بن یسار و مولایش مسلم از او روایت نقل کردهاند<ref>ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۳۳۷.</ref>. از [[نسل]] او فرزندانش [[ابوبکر]]<ref>ذهبی، الکاشف، ج۲، ص۴۱۰.</ref>، عمر<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۶، ص۳۲۷.</ref> و نوادگانش [[طالوت بن ابوبکر]]<ref>ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۴، ص۴۹۵.</ref>، [[عمارة بن یحیی]]<ref>ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۲.</ref> و [[قاسم عرفطی]]<ref>عجلی، معرفة الثقات، ج۲، ص۲۱۳.</ref> جزء [[راویان حدیث]] هستند. | از نکات قابل توجه در [[زندگی]] خالد، [[پیشگویی حضرت علی]]{{ع}} درباره [[گمراهی]] و [[بدفرجامی]] اوست. [[سوید بن غفله]] گوید: نزد [[امیرالمؤمنین علی]]{{ع}} بودم که مردی وارد شد و گفت: [[خالد بن عرفطه]] مُرد. حضرت فرمود: او نمرده و نمیمیرد تا [[ریاست]] [[لشکر]] [[ضلالت]] را بر دوش کشد و آن لشکر را بیاورد و [[پرچمدار]] آن هم [[حبیب بن حمار]] است.در این هنگام مردی از پای [[منبر]] برخاست و گفت: من [[دوستدار]] شما و حبیب بن حمار هستم، حضرت فرمود: مبادا این کار را انجام دهی! و البته این کار را خواهی کرد و آن [[پرچم]] را از این در وارد [[مسجد]] میکنی<ref>حضرت در مسجد کوفه با دست اشاره به بابالفیل مسجد کرد.</ref>. [[زمان]] گذشت تا اینکه ابنزیاد، [[عمر بن سعد]] را به [[جنگ با امام حسین]]{{ع}} فرستاد و خالد بن عرفطه در مقدمه لشکر بود و حبیب بن حمار نیز پرچمدار آن و از [[بابالفیل]] وارد [[مسجد کوفه]] شدند<ref>فضل بن شاذان، الإیضاح، ص۶۹؛ مفید، الارشاد، ج۱، ص۳۲۹؛ ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۴۶.</ref>. در همین راستا یکی از [[نوادگان]] خالد گوید: در [[روز]] [[شهادت امام حسین]]{{ع}} نزد خالد بودیم، به ما گفت: از [[رسول خدا]]{{صل}} شنیدم که فرمود: بعد از من درباره اهلبیتم گرفتار [[ابتلا]] و [[امتحان]] خواهید شد<ref>طبرانی، المعجم الکبیر، ج۴، ص۱۹۲؛ هیثمی، مجمع الزوائد، ج۹، ص۱۹۴.</ref>. شگفت اینکه خود او چنین روایتی از [[پیامبر]]{{صل}} میشنود، اما [[رئیس]] [[لشکر]] [[ضلالت]] میشود. افزون بر آنکه خالد در [[روایت]] پیش گفته، [[اقرار]] میکند که رسول خدا{{صل}} او را از فتنههای [[آینده]] برحذر داشته است! خالد، راوی و مورد توجه [[عمر بن خطاب]] بود<ref>طبری، تاریخ، ج۴، ص۵۳؛ ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۲.</ref>. عثمان نهدی، عبدالله بن یسار و مولایش مسلم از او روایت نقل کردهاند<ref>ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۳، ص۳۳۷.</ref>. از [[نسل]] او فرزندانش [[ابوبکر]]<ref>ذهبی، الکاشف، ج۲، ص۴۱۰.</ref>، عمر<ref>بخاری، التاریخ الکبیر، ج۶، ص۳۲۷.</ref> و نوادگانش [[طالوت بن ابوبکر]]<ref>ابن ابیحاتم، الجرح والتعدیل، ج۴، ص۴۹۵.</ref>، [[عمارة بن یحیی]]<ref>ابن حجر، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۹۲.</ref> و [[قاسم عرفطی]]<ref>عجلی، معرفة الثقات، ج۲، ص۲۱۳.</ref> جزء [[راویان حدیث]] هستند. | ||