←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۷۰: | خط ۷۰: | ||
از اخبار بنی ظفر در دوران [[خلافت عثمان]] هم خبری جز امارت موقت [[ثابت بن قیس بن خطیم انصاری]] بر [[کوفه]] و سپس [[اخراج]] او از این [[منصب]] توسط معترضان [[کوفی]] خبری بهدست نیامد. نقل است که هنگامی که عثمان، [[سعید بن عاص]] -[[والی]] خود- را در پی [[شکایت]] [[مردم کوفه]] از آن [[شهر]] فراخواند، سعید بن عاص، [[ثابت بن قیس]] را به سمت [[جانشینی]] خود در کوفه گماشت. لیکن معترضان به سردمداری [[کمیل بن زیاد]]، به دستور [[مالک اشتر]] وی را از کوفه اخراج کردند و پس از آن، [[ابوموسی اشعری]] را به امارت این شهر برگزیدند<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۳۹۸؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۳۶۸. نیز ر.ک: ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۵۰۹-۵۱۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | از اخبار بنی ظفر در دوران [[خلافت عثمان]] هم خبری جز امارت موقت [[ثابت بن قیس بن خطیم انصاری]] بر [[کوفه]] و سپس [[اخراج]] او از این [[منصب]] توسط معترضان [[کوفی]] خبری بهدست نیامد. نقل است که هنگامی که عثمان، [[سعید بن عاص]] -[[والی]] خود- را در پی [[شکایت]] [[مردم کوفه]] از آن [[شهر]] فراخواند، سعید بن عاص، [[ثابت بن قیس]] را به سمت [[جانشینی]] خود در کوفه گماشت. لیکن معترضان به سردمداری [[کمیل بن زیاد]]، به دستور [[مالک اشتر]] وی را از کوفه اخراج کردند و پس از آن، [[ابوموسی اشعری]] را به امارت این شهر برگزیدند<ref>ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۲، ص۳۹۸؛ ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۲، ص۳۶۸. نیز ر.ک: ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۵۰۹-۵۱۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | ||
==بنی ظفر و [[حکومت امام علی]]{{ع}}== | |||
از معدود اخبار بهدست آمده از بنی ظفر در این دوره میتوان به نقشآفرینی [[ثابت بن قیس بن خطیم]] اشاره کرد. ثابت از [[اصحاب]] بزرگ [[رسول خدا]]{{صل}} بود و در [[جنگ احد]] و جنگهای پس از آن با رسول خدا{{صل}} حضور داشت<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۸۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۱، ص۱۳۶ و۱۳۷؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۵۱۰.</ref>. گفته میشود که او در [[روز]] [[احد]] [[دوازده]] زخم برداشته بود. او از [[یاران]] [[قوی]] و سرسخت [[امام علی]]{{ع}} بود و خدمات ارزندهای به [[حکومت]] ایشان انجام داد<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۸۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۱، ص۱۳۷.</ref>. ثابت بن قیس را از همراهان [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} در جنگهای [[صفین]]، [[جمل]] و [[نهروان]] گفتهاند<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۰۶؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۷۴-۲۷۵؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۰، ص۴۵۹.</ref>. [[امام]]{{ع}} او را بر [[مدائن]] گماشت و او تا پس از [[صلح امام حسن]]{{ع}} و آمدن [[مغیره بن شعبه]] -[[فرماندار]] معاویه- به کوفه، در این سمت باقی ماند<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۸۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۱، ص۱۳۶ و ۱۳۷؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۵۱۰.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | |||
==بنی ظفر و تعامل با [[دولت]] [[بنی امیه]]== | |||
به نظر میرسد که پیرو روابط نه چندان گرم [[انصار]] با [[امویان]] -که آن هم، ریشه در [[مخاصمات]] انصار با بنی امیه در [[دوران نبوی]]{{صل}} داشت- بنی ظفر نیز، روابط و تعاملات تیرهای با دولت بنی امیه داشتند. بنی ظفر و در رأس آنان [[ثابت بن قیس انصاری]] در دوران [[حکومت امیرالمؤمنین]]{{ع}} ضمن [[بیعت]] با ایشان، در [[یاری امام علی]]{{ع}} در جنگهای آن حضرت با معاویه سخت تلاش کرده بودند. [[ثابت بن قیس بن خطیم انصاری]] نمونه بارز [[یاران امیرالمؤمنین]]{{ع}} در بین [[مردم]] بنی ظفر در دوران [[حکومت امام علی]]{{ع}} بود که در جنگهای سهگانه آن حضرت از جمله صفین با امویان رو در رو گردید<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۱، ص۲۰۶؛ ابن اثیر، اسد الغابه فی معرفة الصحابه، ج۱، ص۲۷۴-۲۷۵؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۰، ص۴۵۹.</ref>. همراهیهای او با علی{{ع}} در این [[جنگها]]، معاویه را سخت از او رنجانده بود<ref>ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۵۱۰.</ref> چندان که وی سخت از ثابت و جایگاهی که داشت، [[پرهیز]] میکرد<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۸۷.</ref>. | |||
پس از [[صلح امام حسن]]{{ع}} و [[سیطره]] بنی امیه بر تمامی [[بلاد اسلامی]]، [[مغیرة بن شعبه]] -[[کارگزار معاویه]] در [[کوفه]]- پس از ورود به این [[شهر]]، ثابت را از مقامش -یعنی [[فرمانداری مدائن]]- [[عزل]] کرد<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۸۷؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۱، ص۱۳۶ و ۱۳۷؛ ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۱، ص۵۱۰.</ref>. پس از این واقعه، ثابت به کوفه بازگشت. نقل است که او روزی در [[راه رفتن]] به [[منزل]]، متوجه شد که انصار در [[مسجد]] بنی ظفر جمع شده میخواهند در [[اعتراض]] به قطع مستمریشان به مدت دو یا سه سالهشان از سوی معاویه، در مسجد بنی ظفر [[اجتماع]] کردهاند تا نامهای دستهجمعی به وی بنویسند. ثابت از آنان خواست یک تن به این کار اقدام کند تا در صورت پیشامد ناگوار، اسامی آنان نزد معاویه نباشد و در پاسخ، مطلبی ناخوشایند انصار ننویسد. انصار گفتند: چه کسی است که [[جان]] خود را برای ما [[فدا]] میکند؟ گفت: من، گفتند: انجام ده! او نامهای به معاویه نوشت و در آن ضمن مقدم داشتن نام خود بر نام معاویه، مطالبی از جمله [[یاری رسول خدا]]{{صل}} را به وی گوشزد کرد و گفت: «[[حقوق]] ما را قطع کردهای و بر ما [[ستم]] روا داشتهای، در حالی که ما گناهی جز یاری رسول خدا{{صل}} نداشتهایم». معاویه، [[نامه]] وی را به یزید داد تا بخواند و از وی [[مشورت]] خواست. یزید پیشنهاد داد ثابت را رو به روی منزلش به دار آویزند، ولی نظر بزرگان [[شام]]، احضار وی به شام و به دار آویختن وی در برابر [[پیروان]] معاویه و اشراف شام بود. معاویه در نامهای به وی، سه [[روز]] مهلت خواست و پاسخ ثابت را برخاسته از [[اضطراب]] و [[بیقراری]] او از خلافتش دانست و یادآور شد وی در فتنهای قرار گرفته که خود را شهره و افشا کرده است. ثابت پاسخ وی را برای [[انصار]] خواند و روز چهارم، انصار از عطای معاویه برخوردار شدند<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۸۷-۱۸۸؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۱، ص۱۳۷.</ref>. براساس [[روایت]] عمر بن [[قتاده]]، ثابت به دیدار معاویه در [[دمشق]] رفت. او دو ماه در آنجا بود، و در این مدت، معاویه کوچکترین اعتنایی به وی نداشت. پس از این مدت، [[ثابت بن قیس]] از معاویه برای بازگشت [[اجازه]] خواست. معاویه، صد هزار درهم برای وی فرستاد، اما ثابت آنها را در [[منزل]] معاویه گذاشت و خارج شد<ref>خطیب بغدادی، تاریخ بغداد، ج۱، ص۱۸۸؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۱، ص۱۳۸.</ref>. | |||
[[واقعه حره]] نیز برگی دیگر از [[تاریخ]] است که صحنه [[رویارویی]] [[قوم]] بنی ظفر با [[بنی امیه]] را به تصویر کشیده است. در این واقعه تلخ که در [[سال ۶۴ هجری]] اتفاق افتاد، دژخیمان [[یزید بن معاویه]] به [[فرماندهی]] [[مسلم بن عقبه]]، [[مردم مدینه]] را که از [[فرمانبرداری]] یزید سر بر تافته بودند، به شدت [[سرکوب]]، و ضمن [[خلق]] فجایع بیسابقه در [[اسلام]]، جمع زیادی از [[مردم]] این [[شهر]] را به [[قتل]] رساندند. در میان کشتههای این واقعه، نام تنی چند از مردم [[طایفه]] بنی ظفر نیز به چشم میخورد که عمرو، محمد و یزید [[فرزندان]] [[ثابت بن قیس بن خطیم]]<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۹۹؛ خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۴۲. ابن سعد از این سه تن با نام عمرو و محمد و زید یاد کرده، ایشان را از تابعین طبقه دوم و از راویان حدیث برشمرده است. (ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۱۹۹)</ref> از آن جملهاند. از عبدالله<ref>ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۶۶؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۳۵۶.</ref> و محمد<ref>خلیفة بن خیاط، تاریخ، ص۱۵۳؛ ابن عبد البر، الاستیعاب فی معرفة الاصحاب، ج۴، ص۱۷۶۶؛ ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۳۵۶.</ref> فرزندان [[ابونمله عمار بن معاذ بن زراره ظفری]] هم از دیگر مقتولین این واقعه نام برده شده است. | |||
[[عاصم بن عمر بن قتادة بن نعمان]] هم از دیگر ظفریهایی است که در این دوره ذکری از او به میان آمده است. عاصم از [[راویان]] و از [[عالمان]] به [[سیره]] و [[مغازی]] [[پیامبر]]{{صل}} بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۳۶-۳۳۷.</ref>. او به روزگار [[خلافت]] [[عمر بن عبدالعزیز]] به سبب قرضی که بر ذمهاش بود نزد [[خلیفه]] آمد. عمر بن عبدالعزیز وام وی را پرداخت و [[فرمان]] داد از آن پس کمکهزینهای برای او در نظر گرفته شود. سپس علیرغم میل [[امویان]]، دستور داد در [[مسجد جامع دمشق]] بنشیند و برای [[مردم]] درباره جنگهای حضرت و [[مناقب]] یارانش سخن بگوید. عاصم مدتی چنین کرد و سپس به [[مدینه]] بازگشت<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۳۳۷.</ref>.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]].</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||