جز
جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع'
(←مقدمه) |
جز (جایگزینی متن - 'فروعات' به 'فروع') |
||
| خط ۱۳: | خط ۱۳: | ||
از دیگر [[اخبار]] دوران [[اسلامی]] این [[قوم]] میتوان از نقشآفرینی آنها در جریان موسوم به [[ارتداد قبایل]] یاد کرد. گفته شده که [[جوانی]] یکی از شتران مورد علاقه خود را به عنوان «[[زکات]]» تحویل [[زیاد بن لبید]] - عامل زکات [[ابوبکر]] - و همراهانش داد، اما چندی بعد پشیمان شده، با [[توسّل]] به یکی از بزرگان کنده، به نام [[حارثة بن سراقه]]، از زیاد خواست که آن را پس دهد و شتر دیگری را برگیرد<ref>واقدی، کتاب الردّه، ص۱۶۹-۱۷۰.</ref>. [[حارثه]]، تقاضای [[جوان]] را به زیاد رساند، اما زیاد با ردّ درخواست وی، او را متّهم به [[کفر]] نمود. حارثه وقتی [[سرسختی]] زیاد را دید، خود شتر را گرفت و به جوان برگرداند<ref>واقدی، کتاب الردّه، ص۱۷۰-۱۷۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۳۲-۳۳۳؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱۴، ص۲۵۴.</ref>. عملکرد نابخردانه [[زیاد بن لبید]] در عدم تعویض شتر [[زکات]]، [[خشم]] [[کندیها]] از جمله بنی سکونیها و [[طوایف]] آن - از جمله بنی سوم - را برانگیخت و آنان را در جمع [[مخالفین]] و مانعین [[پرداخت زکات]] به [[ابوبکر]] قرار داد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۳۲-۳۳۳؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱۴، ص۲۵۴.</ref>. اما [[مخالفت]] سکونیها با [[دولت مدینه]] چندان به طول نکشید؛ چراکه آنان پس از دریافت خبر [[حمله]] زیاد بن لبید به شاخه [[بنی عمرو بن معاویه]] و کشتن [[پادشاهان]] چهارگانه آنان - مخوس، مشرح، جمد و أبضعه - بر خود بیمناک شدند و همراه با شاخه سکاسک، شبانه نزد زیاد آمدند و از وی [[امان]] خواستند و مصمّم به [[همکاری]] با وی شدند<ref>واقدی، کتاب الرده، ص۱۸۴-۱۸۵؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۱، ص۵۲.</ref>. آنها همچنین پس از حمله [[اشعث بن قیس]] به زیاد بن لبید، به کمک زیاد رفتند و به مقابله با اشعث برخاستند. زیاد با نیروهای خود و پانصد نفر از [[رزمندگان]] سکاسک و سکون، در نزدیکی [[شهر]] «[[تریم]]» با اشعث به مقابله برخاست؛ اما [[شکست]] خورد و سیصد و اندی از سپاهیانش کشته شدند. زیاد به تریم گریخت و با یارانش در آنجا به محاصره اشعث در آمد<ref>واقدی، کتاب الردّه، ص۱۸۹؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۱، ص۵۲.</ref>. | از دیگر [[اخبار]] دوران [[اسلامی]] این [[قوم]] میتوان از نقشآفرینی آنها در جریان موسوم به [[ارتداد قبایل]] یاد کرد. گفته شده که [[جوانی]] یکی از شتران مورد علاقه خود را به عنوان «[[زکات]]» تحویل [[زیاد بن لبید]] - عامل زکات [[ابوبکر]] - و همراهانش داد، اما چندی بعد پشیمان شده، با [[توسّل]] به یکی از بزرگان کنده، به نام [[حارثة بن سراقه]]، از زیاد خواست که آن را پس دهد و شتر دیگری را برگیرد<ref>واقدی، کتاب الردّه، ص۱۶۹-۱۷۰.</ref>. [[حارثه]]، تقاضای [[جوان]] را به زیاد رساند، اما زیاد با ردّ درخواست وی، او را متّهم به [[کفر]] نمود. حارثه وقتی [[سرسختی]] زیاد را دید، خود شتر را گرفت و به جوان برگرداند<ref>واقدی، کتاب الردّه، ص۱۷۰-۱۷۱؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۳۲-۳۳۳؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱۴، ص۲۵۴.</ref>. عملکرد نابخردانه [[زیاد بن لبید]] در عدم تعویض شتر [[زکات]]، [[خشم]] [[کندیها]] از جمله بنی سکونیها و [[طوایف]] آن - از جمله بنی سوم - را برانگیخت و آنان را در جمع [[مخالفین]] و مانعین [[پرداخت زکات]] به [[ابوبکر]] قرار داد<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، ص۳۳۲-۳۳۳؛ مقریزی، امتاع الاسماع، ج۱۴، ص۲۵۴.</ref>. اما [[مخالفت]] سکونیها با [[دولت مدینه]] چندان به طول نکشید؛ چراکه آنان پس از دریافت خبر [[حمله]] زیاد بن لبید به شاخه [[بنی عمرو بن معاویه]] و کشتن [[پادشاهان]] چهارگانه آنان - مخوس، مشرح، جمد و أبضعه - بر خود بیمناک شدند و همراه با شاخه سکاسک، شبانه نزد زیاد آمدند و از وی [[امان]] خواستند و مصمّم به [[همکاری]] با وی شدند<ref>واقدی، کتاب الرده، ص۱۸۴-۱۸۵؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۱، ص۵۲.</ref>. آنها همچنین پس از حمله [[اشعث بن قیس]] به زیاد بن لبید، به کمک زیاد رفتند و به مقابله با اشعث برخاستند. زیاد با نیروهای خود و پانصد نفر از [[رزمندگان]] سکاسک و سکون، در نزدیکی [[شهر]] «[[تریم]]» با اشعث به مقابله برخاست؛ اما [[شکست]] خورد و سیصد و اندی از سپاهیانش کشته شدند. زیاد به تریم گریخت و با یارانش در آنجا به محاصره اشعث در آمد<ref>واقدی، کتاب الردّه، ص۱۸۹؛ ابن اعثم کوفی، الفتوح، ج۱، ص۵۲.</ref>. | ||
حضور در [[صفین]] و مقابله با [[سپاه امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز از دیگر [[اخبار]] ثبت شده از این [[قوم]] در جریان حوادث و وقایع سده نخست [[اسلامی]] است. گفته شده که شمار بسیاری از شاخههای سکون، سکاسک و صدف - از | حضور در [[صفین]] و مقابله با [[سپاه امیرالمؤمنین]]{{ع}} نیز از دیگر [[اخبار]] ثبت شده از این [[قوم]] در جریان حوادث و وقایع سده نخست [[اسلامی]] است. گفته شده که شمار بسیاری از شاخههای سکون، سکاسک و صدف - از فروع [[قبیله]] کنده -<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۲۷.</ref>. در [[سپاه شام]] حضور داشتند و در کنار [[قبایل یمنی]] [[عک]]، [[حمیر]]، [[لخم]]، [[اشعر]] و سکاسک، در [[جبهه]] معاویه بیشترین [[یاران]] و مدافعان وی را تشکیل میدادند<ref>منتظرالقائم، اصغر، نقش قبایل یمنی در حمایت از اهل بیت، ص۳۳۰.</ref> معاویه در این [[پیکار]]، شاخههای بنی سکون را رو در روی کندیهای [[عراق]] به [[فرماندهی]] [[اشعث بن قیس]] قرار داده بود<ref>نصر بن مزاحم منقری، وقعة صفین، ص۲۲۷.</ref>. | ||
از اعلام و [[رجال]] معروف این [[قوم]] – علاوه بر نام مشاهیر و بزرگانی که در متن به نام آنها پرداخته شد - میتوان از شعرایی چون ربیعة بن عبداللّه (سلمة) بن ربیعة بن سلمة بن حارث بن سوم معروف به «ابن [[غزاله]]» [[شاعر]] [[جاهلی]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱؛ عوتبی صحاری، الأنساب، ج۱، ص. ۴۵۸ نیز ر.ک: ابن درید، الاشتقاق، ص۳۶۹. ضمن این که ابن حجر هم از او با نسبت ربیعة بن سلمة (عبدالله) بن حارث بن سوم بن عدی یاد کرده است. (ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۴۲۶) او را بواسطه مادرش غزاله بنت قنان از قبیله بنی ایاد، «ابن غزاله» خواندند. (عوتبی صحاری، الأنساب، ج۱، ص۴۵۸)</ref>، [[شریک]] بن ابی الأعقل<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۲؛ ابن یونس، تاریخ ابن یونس المصری، ص۲۳۴.</ref>، قیسبه و [[حارثه]] [[فرزندان]] کلثوم بن حباشة بن عمرو بن هدم بن عامر بن خولی بن وائل بن سوم<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۲.</ref> و [[یزید بن درج]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱. آمدی از او با نام و نسب «یزید بن ذرح سکونی» یاد کرده است. (آمدی، المؤتلف و المختلف فی اسماء الشعراء، ص۱۵۲)</ref> نام برد. از دیگر معاریف و مشاهیر بنی سوم میتوان از رجالی چون ضحاک بن قیس بن نعمان بن حوثرة بن عبد عمرو بن ابی الفیض بن قیس بن حارث - [[فرمانده]] پادگان سند و از کشته شدگان در سند همراه با [[حکم]] بن عوانه کلبی -<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱</ref> [[عائشة بن مالک بن ذی الوشاح]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۲.</ref>، [[محمد بن عبدالرحمن بن بسطام]] - هر دو از اشراف این [[قوم]] -<ref>ابن یونس، تاریخ ابن یونس المصری، ص۴۵۵.</ref> یاد کرد. از [[موالیان]] شهیر این قوم هم که نامی از ایشان در جریده [[تاریخ]] باقی مانده است میتوان به نام [[ابوعبدالله احمد بن یحیی بن وزیر بن سلیمان بن مهاجر]]<ref>دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۴، ص۱۹۷۷-۱۹۷۸؛ مقریزی، المقفی الکبیر، ج۱، ص۴۵۳؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱، ص۵۱۹.</ref> مولی قیسیة (قیسبة) بن کلثوم سومی<ref>یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۲، ص۵۵۴؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱، ص۵۱۹. برخی منابع او را مولی بشر بن کلثوم گفتهاند. (سمعانی، الانساب، ج۷، ص۳۰۳؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۵۶.)</ref> و از موالیان آل الأدرد بن رفاعة بن کثیف تجیبی<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۷۸؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۴، ص۱۹۷۷-۱۹۷۸؛ مقریزی، المقفی الکبیر، ج۱، ص۴۵۳.</ref>، از [[محدثان]] و عالم به [[شعر]] و [[ادب]] و [[اخبار]] و [[انساب]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۷، ص۳۰۳؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۵۶؛ یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۲، ص۵۵۴.</ref>، ابوالمیثا ایوب بن قسطنطین<ref>ابن یونس، تاریخ ابن یونس المصری، ص۵۵.</ref>، [[ابوزرعه بلال تجیبی برنیلی]]<ref>ابن یونس، تاریخ ابن یونس المصری، ص۷۳؛ سمعانی، الانساب، ج۲، ص۱۸۷.</ref> هر دو از محدثان و [[راویان]] [[احادیث اهل سنت]] اشاره کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | از اعلام و [[رجال]] معروف این [[قوم]] – علاوه بر نام مشاهیر و بزرگانی که در متن به نام آنها پرداخته شد - میتوان از شعرایی چون ربیعة بن عبداللّه (سلمة) بن ربیعة بن سلمة بن حارث بن سوم معروف به «ابن [[غزاله]]» [[شاعر]] [[جاهلی]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱؛ عوتبی صحاری، الأنساب، ج۱، ص. ۴۵۸ نیز ر.ک: ابن درید، الاشتقاق، ص۳۶۹. ضمن این که ابن حجر هم از او با نسبت ربیعة بن سلمة (عبدالله) بن حارث بن سوم بن عدی یاد کرده است. (ابن حجر عسقلانی، الاصابه فی تمییز الصحابه، ج۲، ص۴۲۶) او را بواسطه مادرش غزاله بنت قنان از قبیله بنی ایاد، «ابن غزاله» خواندند. (عوتبی صحاری، الأنساب، ج۱، ص۴۵۸)</ref>، [[شریک]] بن ابی الأعقل<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۲؛ ابن یونس، تاریخ ابن یونس المصری، ص۲۳۴.</ref>، قیسبه و [[حارثه]] [[فرزندان]] کلثوم بن حباشة بن عمرو بن هدم بن عامر بن خولی بن وائل بن سوم<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۲.</ref> و [[یزید بن درج]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱. آمدی از او با نام و نسب «یزید بن ذرح سکونی» یاد کرده است. (آمدی، المؤتلف و المختلف فی اسماء الشعراء، ص۱۵۲)</ref> نام برد. از دیگر معاریف و مشاهیر بنی سوم میتوان از رجالی چون ضحاک بن قیس بن نعمان بن حوثرة بن عبد عمرو بن ابی الفیض بن قیس بن حارث - [[فرمانده]] پادگان سند و از کشته شدگان در سند همراه با [[حکم]] بن عوانه کلبی -<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۱</ref> [[عائشة بن مالک بن ذی الوشاح]]<ref>هشام بن محمد کلبی، نسب معد و الیمن الکبیر، ج۱، ص۱۸۲.</ref>، [[محمد بن عبدالرحمن بن بسطام]] - هر دو از اشراف این [[قوم]] -<ref>ابن یونس، تاریخ ابن یونس المصری، ص۴۵۵.</ref> یاد کرد. از [[موالیان]] شهیر این قوم هم که نامی از ایشان در جریده [[تاریخ]] باقی مانده است میتوان به نام [[ابوعبدالله احمد بن یحیی بن وزیر بن سلیمان بن مهاجر]]<ref>دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۴، ص۱۹۷۷-۱۹۷۸؛ مقریزی، المقفی الکبیر، ج۱، ص۴۵۳؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱، ص۵۱۹.</ref> مولی قیسیة (قیسبة) بن کلثوم سومی<ref>یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۲، ص۵۵۴؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱، ص۵۱۹. برخی منابع او را مولی بشر بن کلثوم گفتهاند. (سمعانی، الانساب، ج۷، ص۳۰۳؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۵۶.)</ref> و از موالیان آل الأدرد بن رفاعة بن کثیف تجیبی<ref>ابن ماکولا، اکمال الکمال، ج۷، ص۱۷۸؛ دار قطنی، المؤتلف و المختلف، ج۴، ص۱۹۷۷-۱۹۷۸؛ مقریزی، المقفی الکبیر، ج۱، ص۴۵۳.</ref>، از [[محدثان]] و عالم به [[شعر]] و [[ادب]] و [[اخبار]] و [[انساب]]<ref>سمعانی، الانساب، ج۷، ص۳۰۳؛ ابن اثیر، اللباب فی تهذیب الأنساب، ج۲، ص۱۵۶؛ یاقوت حموی، معجم الادباء، ج۲، ص۵۵۴.</ref>، ابوالمیثا ایوب بن قسطنطین<ref>ابن یونس، تاریخ ابن یونس المصری، ص۵۵.</ref>، [[ابوزرعه بلال تجیبی برنیلی]]<ref>ابن یونس، تاریخ ابن یونس المصری، ص۷۳؛ سمعانی، الانساب، ج۲، ص۱۸۷.</ref> هر دو از محدثان و [[راویان]] [[احادیث اهل سنت]] اشاره کرد.<ref>[[سید علی اکبر حسینی ایمنی|حسینی ایمنی، سید علی اکبر]]، مکاتبه اختصاصی با [[دانشنامه مجازی امامت و ولایت]]</ref> | ||