حلیمه سعدیه در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←حلیمه و بازگشت از مکه
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۲۷: | خط ۲۷: | ||
از حلیمه [[روایت]] شده که میگفت: چون محمد را به دایگی پذیرفتم، به [[سرزمین]] خویش بازگشتیم. آنجا سرزمینی بود که خشکتر از آن سراغ نداشتم و گوسفندهای ما از صحرا در حالی که [[سیر]] شده و خوب چریده بودند و پستانهای پر شیر داشتند، بر میگشتند و آنها را میدوشیدیم، در حالی که گوسفندان همسایههای ما از صحرا گرسنه بر میگشتند و قطرهای شیر نداشتند<ref>تاریخ تحقیقی اسلام، یوسفی غروی (ترجمه عربی)، ج۱، ص۲۲۳.</ref>. [[مردم]] به چوپانهای خود میگفتند: شما نیز گوسفندها را همان جا ببرید که گوسفندان حلیمه را میبرند و همین کار را هم میکردند، ولی فایدهای نداشت<ref>دلائل النبوه، بیهقی، ج۱، ص۱۳۴.</ref>. | از حلیمه [[روایت]] شده که میگفت: چون محمد را به دایگی پذیرفتم، به [[سرزمین]] خویش بازگشتیم. آنجا سرزمینی بود که خشکتر از آن سراغ نداشتم و گوسفندهای ما از صحرا در حالی که [[سیر]] شده و خوب چریده بودند و پستانهای پر شیر داشتند، بر میگشتند و آنها را میدوشیدیم، در حالی که گوسفندان همسایههای ما از صحرا گرسنه بر میگشتند و قطرهای شیر نداشتند<ref>تاریخ تحقیقی اسلام، یوسفی غروی (ترجمه عربی)، ج۱، ص۲۲۳.</ref>. [[مردم]] به چوپانهای خود میگفتند: شما نیز گوسفندها را همان جا ببرید که گوسفندان حلیمه را میبرند و همین کار را هم میکردند، ولی فایدهای نداشت<ref>دلائل النبوه، بیهقی، ج۱، ص۱۳۴.</ref>. | ||
از دیگر [[کرامات]] [[رسول]] بزرگ [[اسلام]] این بود که حلیمه گوید: چون محمد را از شیر باز میگرفتم، سخنی عجیب از وی میشنیدم و آن این بود که میگفت: {{متن حدیث| الله اكبر و الحمد لله كثيرا}}<ref>شرف النبی، خرگوشی، ص۱۹۵.</ref>.<ref>[[راحله ضائفی|ضائفی، راحله]]، | از دیگر [[کرامات]] [[رسول]] بزرگ [[اسلام]] این بود که حلیمه گوید: چون محمد را از شیر باز میگرفتم، سخنی عجیب از وی میشنیدم و آن این بود که میگفت: {{متن حدیث| الله اكبر و الحمد لله كثيرا}}<ref>شرف النبی، خرگوشی، ص۱۹۵.</ref>.<ref>[[راحله ضائفی|ضائفی، راحله]]، [[حلیمه سعدیه (مقاله)|مقاله «حلیمه سعدیه»]]، [[دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴ (کتاب)|دایرة المعارف صحابه پیامبر اعظم ج۴]]، ص۴۳۲-۴۳۳.</ref> | ||
== حلیمه و نقل کراماتی از [[رسول خدا]] == | == حلیمه و نقل کراماتی از [[رسول خدا]] == | ||