اطلاعات نظامی: تفاوت میان نسخهها
←مقدمه
(←مقدمه) |
(←مقدمه) |
||
| خط ۲۹: | خط ۲۹: | ||
«من در حالی از کعب بن لؤی و عامر بن لؤی جدا شدم که کنار برکههای [[حدیبیه]] فرود آمده بودند و شتران ماده بچهدار را با خود همراه آورده بودند. آنان برای جنگ با تو و بازداشتنت از بیتالله آمادهاند»<ref>صحیح البخاری (متن فتح الباری، ج۶، صص٢۶٢-٢۶٣)؛ نک: المغازی النبویة، ص۵٢؛ سیره نبوی ابن هشام، ج۲، ص۳۱۱.</ref>. | «من در حالی از کعب بن لؤی و عامر بن لؤی جدا شدم که کنار برکههای [[حدیبیه]] فرود آمده بودند و شتران ماده بچهدار را با خود همراه آورده بودند. آنان برای جنگ با تو و بازداشتنت از بیتالله آمادهاند»<ref>صحیح البخاری (متن فتح الباری، ج۶، صص٢۶٢-٢۶٣)؛ نک: المغازی النبویة، ص۵٢؛ سیره نبوی ابن هشام، ج۲، ص۳۱۱.</ref>. | ||
حضرت پس از آگاه شدن از این مسئله، پیامی شفاهی برای قریشیان به بُدیل سپرد و از او خواست حتماً آن را به سران و فرماندهانشان برساند. [[پیام پیامبر]] چنین بود: | حضرت پس از آگاه شدن از این مسئله، پیامی شفاهی برای قریشیان به بُدیل سپرد و از او خواست حتماً آن را به سران و فرماندهانشان برساند. [[پیام پیامبر]] چنین بود: | ||
«ما برای [[جنگ]] با هیچکس نیامدهایم، بلکه آمدهایم تا عُمره بگزاریم. جنگ، [[قریش]] را [[ناتوان]] ساخته و به آن [[زیان]] رسانده است؛ لذا اگر بخواهند، به آنان مهلتی میدهم تا مرا با [[مردم]] تنها بگذارند. چنانچه موفق شدم [و مردم را به [[اسلام]] [[هدایت]] نمودم] آنگاه اگر | «ما برای [[جنگ]] با هیچکس نیامدهایم، بلکه آمدهایم تا عُمره بگزاریم. جنگ، [[قریش]] را [[ناتوان]] ساخته و به آن [[زیان]] رسانده است؛ لذا اگر بخواهند، به آنان مهلتی میدهم تا مرا با [[مردم]] تنها بگذارند. چنانچه موفق شدم [و مردم را به [[اسلام]] [[هدایت]] نمودم] آنگاه اگر [[قریشیان]] خواستند، میتوانند همان کاری را کنند که مردم کردهاند [و [[اسلام]] بیاورند] و چنانچه نخواستند، چنین نمیکنند. اما اگر این پیشنهاد را نپذیرند، به [[خدا]] [[سوگند]] در راه هدفم با آنان خواهم جنگید، تا [بر آنان غالب آیم] و یکّهتاز میدان شوم و [[خداوند]] [[اراده]] خود را محقق سازد»<ref>صحیح البخاری (متن فتح الباری، ج۶، صص٢۶٢-٢۶٣).</ref>. | ||
گزارشهای [[بشر بن سفیان]] از [[مکه]]، با گزارش [[بُدیل بن ورقاء]] همخوانی داشت. او پس از ورود به مکه و شنیدن دیدگاههای بزرگان و صاحبنظران [[قریش]]، در منطقه «[[غدیر]] اشطاط» و پس از «[[عسفان]]»<ref>عسفان، از برکههای میان مکه و جُحفه است. برخی نیز آن را میان دو مسجد دانستهاند. از مکه تا عسفان، دو منزل راه است (نک: معجم البلدان، ج۴، صص۱۲۱-۱۲۲).</ref> با [[پیامبر]]{{صل}} دیدار کرد و به او خبر داد که قریشیان از [[حرکت]] حضرت بهسوی مکه [[آگاهی]] یافتهاند و از این رو با شتران ماده بچهدار، از مکه خارج شدهاند، لباسهایی از پوست پلنگ بر تن کردهاند و در «ذی طُوی»<ref>ذی طُوی، مکانی در یک فرسخی مکه است (معجم البلدان، ج۴، ص۴۵).</ref> فرود آمده و سوگند خوردهاند [[اجازه]] ندهند که تو هرگز به مکه وارد شوی. دیگر آنکه، قریشیان، گروهی از سواران خود را نیز به [[فرماندهی]] [[خالد بن ولید]]، پیش فرستاده و در منطقه «[[کراع الغمیم]]»<ref>کراع الغمیم، سرزمینی در حجاز، میان مکه و مدینه است. این دشت دوازده کیلومتر پیش از عسفان واقع است (معجم البلدان، ج۴، ص۴۴٣).</ref> مستقر ساختهاند<ref>نک: فتح الباری، ج۶، ص٢۵٨؛ المغازی النبویة، صص۵٠-۵١.</ref>. | گزارشهای [[بشر بن سفیان]] از [[مکه]]، با گزارش [[بُدیل بن ورقاء]] همخوانی داشت. او پس از ورود به مکه و شنیدن دیدگاههای بزرگان و صاحبنظران [[قریش]]، در منطقه «[[غدیر]] اشطاط» و پس از «[[عسفان]]»<ref>عسفان، از برکههای میان مکه و جُحفه است. برخی نیز آن را میان دو مسجد دانستهاند. از مکه تا عسفان، دو منزل راه است (نک: معجم البلدان، ج۴، صص۱۲۱-۱۲۲).</ref> با [[پیامبر]]{{صل}} دیدار کرد و به او خبر داد که قریشیان از [[حرکت]] حضرت بهسوی مکه [[آگاهی]] یافتهاند و از این رو با شتران ماده بچهدار، از مکه خارج شدهاند، لباسهایی از پوست پلنگ بر تن کردهاند و در «ذی طُوی»<ref>ذی طُوی، مکانی در یک فرسخی مکه است (معجم البلدان، ج۴، ص۴۵).</ref> فرود آمده و سوگند خوردهاند [[اجازه]] ندهند که تو هرگز به مکه وارد شوی. دیگر آنکه، قریشیان، گروهی از سواران خود را نیز به [[فرماندهی]] [[خالد بن ولید]]، پیش فرستاده و در منطقه «[[کراع الغمیم]]»<ref>کراع الغمیم، سرزمینی در حجاز، میان مکه و مدینه است. این دشت دوازده کیلومتر پیش از عسفان واقع است (معجم البلدان، ج۴، ص۴۴٣).</ref> مستقر ساختهاند<ref>نک: فتح الباری، ج۶، ص٢۵٨؛ المغازی النبویة، صص۵٠-۵١.</ref>. | ||