تحکیم همسرداری: تفاوت میان نسخه‌ها

۱۱۲٬۵۶۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲۷ اکتبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۴۱: خط ۴۱:
# [[خرسند]] کردن مادر در حضور فرزند: [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «از [[حقوق فرزند]] بر پدر این است که مادرش را خرسند و سرزنده و گرامی بدارد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۹، ح۶ ({{متن حدیث|حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى وَالِدِهِ إِذَا كَانَ ذَكَراً أَنْ يَسْتَفْرِهَ أُمَّهُ... وَ إِذَا كَانَتْ أُنْثَى أَنْ يَسْتَفْرِهَ أُمَّهَا}}).</ref>. [[امام کاظم]]{{ع}} [[ام‌احمد]] را نزد پسرش احمد سرزنده و گرامی می‌داشت. و این نتیجه را در پی داشت که پس از [[شهادت]] پدر، [[مردم مدینه]] نخست با احمد به عنوان [[امام]] [[بیعت]] کرده بودند، او [[بیعت‌کنندگان]] را به در [[خانه امام رضا]]{{ع}} برد و همگی با [[امام رضا]]{{ع}} به عنوان امام و [[جانشین]] پدر بیعت کردند<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۰۸ ({{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ! كَمَا أَنَّكُمْ جَمِيعًا فِي بَيْعَتِي، فَإِنِّي فِي بَيْعَةِ أَخِي}}).</ref>.
# [[خرسند]] کردن مادر در حضور فرزند: [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «از [[حقوق فرزند]] بر پدر این است که مادرش را خرسند و سرزنده و گرامی بدارد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۹، ح۶ ({{متن حدیث|حَقُّ الْوَلَدِ عَلَى وَالِدِهِ إِذَا كَانَ ذَكَراً أَنْ يَسْتَفْرِهَ أُمَّهُ... وَ إِذَا كَانَتْ أُنْثَى أَنْ يَسْتَفْرِهَ أُمَّهَا}}).</ref>. [[امام کاظم]]{{ع}} [[ام‌احمد]] را نزد پسرش احمد سرزنده و گرامی می‌داشت. و این نتیجه را در پی داشت که پس از [[شهادت]] پدر، [[مردم مدینه]] نخست با احمد به عنوان [[امام]] [[بیعت]] کرده بودند، او [[بیعت‌کنندگان]] را به در [[خانه امام رضا]]{{ع}} برد و همگی با [[امام رضا]]{{ع}} به عنوان امام و [[جانشین]] پدر بیعت کردند<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۸، ص۳۰۸ ({{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ! كَمَا أَنَّكُمْ جَمِيعًا فِي بَيْعَتِي، فَإِنِّي فِي بَيْعَةِ أَخِي}}).</ref>.
#مسئولیت‌سپاری در امور [[حقوقی]]: [[امام صادق]]{{ع}} به [[همسر]] و دخترش [[نمایندگی]] دادند تا با بررسی مسائل حقوقی [[مردم]] به ویژه [[بانوان]] به آنان [[سرکشی]] کرده، [[حقوق]] مرتبط و مورد نظر را ادا کنند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۱۷، ح۵ ({{متن حدیث|... كَانَ أَبِي{{ع}} يَبْعَثُ أُمِّي وَ أُمَّ فَرْوَةَ تَقْضِيَانِ حُقُوقَ أَهْلِ الْمَدِينَةِ}}).</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۶۵.</ref>.
#مسئولیت‌سپاری در امور [[حقوقی]]: [[امام صادق]]{{ع}} به [[همسر]] و دخترش [[نمایندگی]] دادند تا با بررسی مسائل حقوقی [[مردم]] به ویژه [[بانوان]] به آنان [[سرکشی]] کرده، [[حقوق]] مرتبط و مورد نظر را ادا کنند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۳، ص۲۱۷، ح۵ ({{متن حدیث|... كَانَ أَبِي{{ع}} يَبْعَثُ أُمِّي وَ أُمَّ فَرْوَةَ تَقْضِيَانِ حُقُوقَ أَهْلِ الْمَدِينَةِ}}).</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۶۵.</ref>.
==تأمین نیازهای عاطفی==
نیاز عاطفی از جمله [[نیازهای انسان]] است و برآورده شدن آن نقشی محوری در [[آرامش]] [[آدمی]] دارد. به دیگر سخن [[زن]] و مرد به گونه‌ای [[آفریده]] شده‌اند که به یکدیگر نیازهایی دارند و این نیاز در [[سایه]] [[همزیستی]] آمیخته به آرامش دوجانبه آنان تأمین می‌شود. این نیاز محدود به نیاز جنسی نیست، بلکه [[نیازهای انسانی]] از جمله نیاز عاطفی را نیز دربرمی‌گیرد که محور اساسی [[پایداری]] و [[شادابی]] [[خانواده]] است و به تعبیر [[قرآن]] بر دو اصل [[مودت]] و [[رحمت]] {{متن قرآن|وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً}}<ref>«و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد» سوره روم، آیه ۲۱.</ref> [[استوار]] است؛ یعنی از نگاه قرآن [[روابط همسری]] بدون [[محبت]] [[ثبات]] ندارد. واژه «مودت» به معنای محبت [[پایدار]] است که اثرش در [[رفتار]] ظاهر می‌شود. مودت و رحمت مانند ملاطی هستند که میان آجرها و قطعه‌سنگ‌های [[نهاد خانواده]] پیوندی محکم پدید می‌آورند و بدون آن [[زندگی]] مشترک فرومی‌ریزد و دوامی نخواهد داشت؛ از این‌رو [[خدا]] این دو اصل مهم و حیاتی را بین زن و شوهر قرار داد تا مودت و [[دوستی]] آن دو پایدار گردد و [[انعطاف]] و رحمت آنان گذشت از [[لغزش‌ها]] را در پی داشته باشد و پیوند آنها ناگسستنی شود<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۵، ص۶۷۵.</ref>.
این نیاز عاطفی و [[محبت به همسر]] در [[روایت]] معتبری در ردیف [[خلق و خوی]] [[پیامبران]] شمرده شده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۲۰، ح۱ ({{متن حدیث|... مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِيَاءِ{{عم}} حُبُّ النِّسَاءِ}}).</ref>. اگر [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «[[مؤمن]] حتی در خوراکش به اشتها و اندازه و چگونگی [[خوراک]] همسرش توجه می‌کند و پا به پای او غذا می‌خورد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۱۲، ح۶ ({{متن حدیث|... الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ [عِيَالِهِ]...}}).</ref>، این برای تأمین نیازهای عاطفی اوست. این نیاز عاطفی ابعادی دارد که یکی از آنها [[شادی]] است و شادی را می‌توان احساسی مرکب از [[حس]] [[آزادی]]، [[رفاه]] نسبی، [[شایستگی]]، [[احساسات]] و عواطفی از این دست دانست که می‌توان گفت از راه‌های زیر دست‌یافتنی است:
===[[ابراز محبت]]===
همه روش‌هایی که در [[اسلام]] برای تعامل با یکدیگر در محیط [[خانه]] آمده، از قبیل [[سلام کردن]]، به پیشواز و بدرقه رفتن، [[خداحافظی]] کردن، [[پاکیزگی]]، [[زینت]] و [[آرایش]]، [[قدردانی]]، [[عیب‌پوشی]]، [[خوش‌رویی]]، خوش‌زبانی، پخت و پز خوب و مناسب و خرده نگرفتن از کارهای یکدیگر<ref>برای نمونه، ر.ک: حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۹۶.</ref>، برای ایجاد [[محبت]] و [[تحکیم]] [[روابط خانوادگی]] و نوعی [[ابراز محبت]] است که این اظهار در ایجاد [[آرامش]] و دوام آن نقشی اساسی دارد؛ زیرا [[دوست داشتن]] به [[تنهایی]] سبب ارتباط [[پایدار]] نیست؛ از این‌رو [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «شیرینی این سخن مرد به همسرش "که دوستت دارم" هیچ‌گاه از یاد [[زن]] نمی‌رود و همواره در دلش جای دارد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۹، ح۵۹ ({{متن حدیث|قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً}}).</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرمود: «تلاش در افزایش [[محبت به همسر]] در [[حقیقت]] [[کوشش]] برای افزایش [[مراتب ایمان]] است»<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۴، ح۴۳۵۰ ({{متن حدیث|... الْعَبْدُ كُلَّمَا ازْدَادَ لِلنِّسَاءِ حُبّاً ازْدَادَ فِي الْإِيمَانِ فَضْلًا}}).</ref>؛ چراکه نتیجه محبت [[صادقانه]] [[هماهنگی]] و [[همراهی]] است<ref>ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۹۴: {{عربی|لَوْ كَانَ حُبُّكَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ *** إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ أَحَبَّ مُطِيعٌ}}.</ref> و هرجا هماهنگی و همراهی باشد، [[امنیت]] که هم‌خانواده [[ایمان]] است، نیز هست. پس ایمان امنیت‌آفرین و آرامش‌زاست که [[قرآن]] در وصف [[مؤمنان]] فرمود: {{متن قرآن|أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ}}<ref>«آنان امن (و آرامش) دارند و رهیافته‌اند» سوره انعام، آیه ۸۲.</ref>. اگر پیامبر{{صل}} فرمود «از دنیای شما [[بوی خوش]] و [[همسر]] را [[دوست]] می‌دارم و [[نماز]] [[نور چشم]] من است»<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۴، ح۱۷۵۵ ({{متن حدیث|... حُبِّبَ إِلَيَّ مِنْ دُنْيَاكُمُ النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ}}).</ref> و همسردوستی را از یک سو در ردیف بوی خوش و از سوی دیگر در ردیف نماز قرار داد، به دلیل تأثیر ژرف و ریشه‌ای این سه در ایجاد پیوند عمیق و [[آرامش‌بخش]] میان [[انسان]] با [[خدا]]، [[خانواده]] و دیگران است؛ پیوندهایی که برای دوام [[زندگی]] و [[خوشبختی]] [[آدمی]] رکن اساسی شمرده می‌شوند؛ چراکه [[نماز]] پیوند آرامش‌بخش انسان با خداست. [[بوی خوش]] [[معاشرت]] انسان با افر[[اد]] [[جامعه]] را گوارا می‌کند و همسردوستی پیوند انسان با خانواده را دلنواز می‌سازد.
بنابراین شیرین‌ترین لحظات زندگی فرصت‌هایی است که آدمی به محبوب خود چشم می‌دوزد و به او می‌نگرد و سخنی محبت‌آمیز به او می‌گوید و نهایت [[احساس]] و [[عاطفه]] خود را در [[کلام]] و نگاهش نشان می‌دهد و با این [[ابراز محبت]] [[سبک زندگی]] او را می‌سازد. [[سیره رفتاری]] [[امامان]]{{عم}} در محیط [[خانه]] نیز با این لحظات [[عاطفی]] و شیرین آمیخته بود؛ چنان‌که از [[پیامبر]]{{صل}} نقل شده: اهل‎بیت{{عم}} ویژگی‌هایی دارند که احدی پیش و پس از ایشان از آن بهره‌مند نبوده و نیست. یکی از آنها [[محبت]] به [[زن]] است<ref>فضل‌الله بن علی راوندی، النوادر، ص١۵ ({{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:... وَ الْمَحَبَّةَ لِلنِّسَاءِ}}).</ref> که نمونه‌هایی از آن در [[سیره]] آنان [[مشاهده]] می‌شود؛ برای مثال:
۱. درباره تعامل [[امیرمؤمنان]]{{ع}} با همسرانش چنین نقل شده است که به [[خوله]] مادر [[محمد حنفیه]] ابراز محبت می‌کرده و او را «جان‌الصفا» می‌نامیده و علت این نامگذاری را حسن و [[نیکی]] او می‌دانسته است<ref>محمد بن جریر طبری امامی، المسترشد فی امامة علی بن ابی‌طالب{{ع}}، ص۴۱۴؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۴۴ ({{متن حدیث|... إِنَّمَا سُمِّيَتْ جَانَّ الصَّفَا لِحُسْنِهَا}}).</ref>؛ چنان‌که در تعبیری علاقه شدید خود به [[همسر]] دیگرش اُمامه را این‌گونه اظهار کرده است: «[[تحمل]] دوری چهار چیز را ندارم و یکی از آنها اُمامه است»<ref>محمد بن حسن فتال، روضةالواعظین، ج۱، ص۳۴۸ ({{متن حدیث|... أَرْبَعَةٌ لَيْسَ إِلَى فِرَاقِهِنَّ سَبِيلٌ: بِنْتُ أُمَامَةَ أَوْصَتْنِي بِهَا فَاطِمَةُ...}}).</ref>. این ابراز محبت علاقه شدید اُمامه به [[امام]] را در پی داشت؛ چنان‌که [[تکریم امام]] به همسر دیگرش [[لیلا دختر مسعود]] همین بازخورد را داشت و این دو به [[وقت]] ضربت خوردن امام [[گریه]] و [[بی‌تابی]] می‌کردند؛ به اندازه‌ای که به [[ابن‌ملجم]] گفتند: «تو با این کار خود هیچ ضرری به [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نمی‌زنی»<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۹۵-۴۹۶ ({{عربی|... وَ قُلْنَ: يَا عَدُوَّ اللَّهِ لَا بَأْسَ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ}}).</ref>. [[ام‌هیثم]] [[نخعی]] نیز در [[شعر]] خود علاقه شدید اُمامه به [[امام]] را چنین بازگو کرده است: «اُمامه موی مرا سپید و [[اندوه]] مرا بسیار می‌کند. با از [[دست دادن]] شوهر در پی جستن او می‌چرخد و با [[ناامید]] شدن شیون می‌کند»<ref>ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۸، ص۲۵.</ref>.
۲. درباره تعامل [[امام حسین]]{{ع}} و همسرش [[رباب]] نقل‌هایی در دست است که از آنها برمی‌آید تعامل آنان بسیار صمیمی بوده است؛ به گونه‌ای که امام [[صمیمیت]] این روابط را با سرودن شعری درباره او چنین اظهار می‌کرد: «به [[جان]] تو [[سوگند]]، من خانه‌ای را دوست دارم که [[سکینه]] و رباب در آن باشند. آنان را دوست دارم و تمامی مالم را برای ایشان [[فدا]] می‌کنم و [[سرزنش]] احدی در این باره پذیرفته نیست»<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص۹۴؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۳؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۱. {{متن حدیث|إِنَّنِي لَأُحِبُّ دَارًا *** تَحِلُّ بِهَا سَكِينَةُ وَ الرَّبَابُ
أُحِبُّهُمَا وَ أَبْذُلُ جُلَّ مَالِي *** وَ لَيْسَ لِعَاذِلٍ عِنْدِي عِتَابُ‌}}</ref>. آنچه از منابع برمی‌آید، این است که اشعار یاد شده سروده خود [[سیدالشهدا]] است، نه زبان حال آن حضرت و نشانه‌ای هم بر زبان حال بودن در دست نیست.
البته رباب نیز [[شخصیت]] با [[کرامت]] و [[بزرگواری]] داشت؛ چنان‌که [[هشام کلبی]] [[تاریخ‌نگار]] نامدار به این نکته اشاره کرده و درباره او گفته است: {{عربی|مِنْ خِيَارِ النِّسَاءِ وَ أَفْضَلُهُنَّ}}<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۹۱.</ref>. این تعبیر از [[هوش]] و [[ادراک]] و [[معرفت]] بالا و شخصیت والای ایشان حکایت می‌کند و [[رفتار]] و سروده وی درباره امام حسین{{ع}} بر این مطلب [[گواهی]] می‌دهد. او در [[سفر]] [[کربلا]] همراه امام{{ع}} بود و پس از [[شهادت]] آن حضرت{{ع}} نیز وفاداری‌اش را به [[زبان شعر]] و عمل نشان داد. مرثیه سروده رباب درباره [[سیدالشهداء]]{{ع}} که با داشتن معانی بلند و [[زیبا]] از معرفت، [[خلوص]] و ارادت وی به آن حضرت{{ع}} حکایت می‌کند چنین است:
آن نوری که دیگران از درخشش آن بهره می‌بردند در [[کربلا]] کشته شده و غیر مدفون رها شده است. ای [[فرزند پیامبر]]، [[خدا]] از سوی ما به تو [[پاداش]] [[نیکو]] دهد و در [[محاسبه]] [[الهی]] تو را از هر زبانی بازدارد. تو آن‌چنان [[کوه]] [[استواری]] بودی که من به آن پناه می‌بردم؛ آن شخصیتی که از سر [[رحمت]] و [[دینداری]] با ما [[همنشین]] بودی. پس از تو چه کسی برای [[یتیمان]] و [[نیازمندان]] مانده و کیست که [[مسکینان]] به او پناه برند و او بی‌نیازشان سازد؟ به خدا [[سوگند]] پس از تو سایه‌ای بر سرم نخواهم پذیرفت تا در خاک پنهان شوم<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۱۴۲؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹.
{{عربی|إِنَّ الَّذِي كَانَ نُوراً يُسْتَضَاءُ بِهِ *** بِكَرْبَلاءَ قَتِيلٌ غَيْرُ مَدْفُونِ
سِبْطَ النَّبِيِّ جَزاكَ اللَّهُ صَالِحَةً *** عَنّا، وَ جُنِّبْتَ خُسْرَانَ الْمَوَازِينِ
قَدْ كُنْتَ لِي جَبَلاً صَعْباً أَلُوذُ بِهِ *** وَ كُنْتَ تَصْحَبُنا بِالرُّحْمِ وَ الدِّينِ
مَنْ لِلْيَتامى وَ مَنْ لِلسَّائِلِينَ وَ مَنْ *** يُغني وَ يَأوِي إلَيْهِ كُلُّ مِسْكِينِ
وَ اللَّهِ لَا أبْتَغِي صِهْراً بِصِهْرِكُمْ *** حَتَّى اغَيَّبَ بَيْنَ الرَّملِ وَ الطِّينِ}}</ref>.
[[رباب]] در [[بیت]] سوم [[رفتار]] [[عاطفی]] خویش را از یک سو و از سوی دیگر پیوند عمیق خود با آن حضرت را بازگو کرده و [[امام]] را چون کوهی [[استوار]] [[پناهگاه]] آرام‌بخش خود دانسته است و تعامل آن حضرت با خود را مهربانانه و دیندارانه وصف کرده است؛ چنان‌که در بیت آخر [[عزم راسخ]] خود در [[آینده]] [[زندگی]] بر [[ترک ازدواج]] با دیگری را بازگفته است.
به لحاظ [[روان‌شناختی]] نیز می‌گویند فرد داغدیده فشارهای بسیاری را [[تحمل]] می‌کند و واکنش‌هایی مانند [[گریستن]]، [[اضطراب]]، [[بی‌قراری]]، بی‌خوابی و بی‌اشتهایی را نشان می‌دهد. به دیگر سخن آثار داغدیدگی در سه بعد فیزیکی، روان‌شناختی و [[جامعه‌شناختی]] خود را در فرد داغدیده نشان می‌دهد. در بعد فیزیکی، نشانه‌هایی مانند [[بیماری‌های جسمانی]]، تشدید علایم بیماری‌های قبلی و ایجاد [[شکایات]] جدید در او پدید می‌آید. آثار [[روانشناختی]] به متغیرهای بسیاری ارتباط دارد؛ از قبیل سن، جنس، [[سلامت جسمانی]]، سازگاری قبلی، متغیرهای شخصیتی فرد، عوامل چندگانه [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] و [[سیاسی]]، نوع رابطه داغدیده با متوفی، چگونگی درگذشت و سابقه متوفی و داغدار. با این حال افراد کم و بیش گرفتار ناباوری، سردرگمی، [[غم]]، [[اضطراب]]، دل‌مشغولی و مانند آن می‌شوند. آثار اجتماعی داغدیدگی به ویژه در میان [[زنان]] [[بیوه]] نیز بسیار است و نمونه‌هایی مانند [[تغییر]] رفت و آمدها، عوض شدن نگاه‌ها و تعارضات [[خانوادگی]] ایفای نقش می‌کنند<ref>ر.ک: محمد کاویانی، «نگاهی روان‌شناختی - دینی به مراسم عزاداری حسینی»، ص۱۹۷-۱۹۹.</ref>. آنچه می‌توان گفت در این محورها بیشترین نقش را دارد، عاطفه‌مندی و [[محبت]] بین داغدیده و متوفی است که این نکته در روابط [[رباب]] با [[امام حسین]]{{ع}} [[مشاهده]] می‌شود.
[[ابن‌جوزی]] درباره علاقه خردمندانه رباب به امام حسین{{ع}} این مطلب را نقل کرده که وی در مدینه به مدت یکسال به [[ماتم]] و [[عزا]] پرداخت، بی‌آنکه زیر سقفی برود<ref>ابن‌جوزی، المنتظم، ج۶، ص۹، ش ۴۱۶ ({{عربی|فَعَاشَتْ بَعْدَ الْحُسَيْنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ سَنَةً لَمْ يُظِلَّهَا سَقْفٌ، فَبَلِيَتْ وَ مَاتَتْ كَمَداً}}).</ref>، هرچند برخی [[مورخان]] گفته‌اند: رباب پس از [[شهادت]] همسرش به مدت یک سال روی قبرش ماند و سپس به [[مدینه]] کوچ کرد. آنان شعری را مبنی بر بیان همین مطلب نیز به او منتسب کرده‌اند<ref>ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۶۹، ص۱۱۹-۱۲۰؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۲. {{عربی|إِلَى الْحَوْلِ ثُمَّ اسْمُ السَّلاَمِ عَلَيْكُمَا *** وَ مَنْ يَبْكِ حَوْلاً كَامِلاً فَقَدِ اعْتَذَرْ}}</ref>؛ ولی این سخن درست نیست؛ چراکه به اتفاق مورخان همه [[خاندان]] [[سیدالشهدا]]{{ع}} از جمله رباب را [[روز]] پس از شهادت همسرش به [[اسارت]] بردند<ref>باقر شریف قرشی، حیاة الامام الحسین: دراسه و تحلیل، ج۳، ص۴۴۰.</ref>. وانگهی این مطلب در نقلی دیگر به [[فاطمه بنت الحسین]] منسوب است که پس از [[وفات]] همسرش [[حسن مثنی]] چنین کرد؛ چراکه زنان [[محترم]] و علاقه‌مند در آن دوره چنین می‌کردند<ref>شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲.</ref>. در همان حال نقل شده که این [[شعر]] سروده [[لبید]]<ref>لُبید عموی پدر ام‌البنین مادر حضرت عباس بود که هنگام مرگش این اشعار را سرود و به دخترانش توصیه کرد پس از مرگ وی با قرانت آن به مدت یک سال بر قبرش عزاداری کنند و آنان نیز چنین کردند (شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲).</ref> بوده که [[فاطمه بنت الحسین]] آن را زمزمه کرده است<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب{{ع}}، ج۴، ص۳۰ ({{متن حدیث|أَنَّهَا أَنْشَدَتْ بَيْتَ لَبِيدٍ}}).</ref> و به نظر می‌رسد فاطمه بنت الحسین تنها به زمزمه [[شعر]] [[لبید]] بسنده کرده باشد، نه آن‌که یک سال بر [[قبر]] همسرش مانده باشد.
۳. [[امام باقر]]{{ع}} نیز [[محبت]] خود به همسرش را نزد [[مالک بن اعین جهنی]]<ref>او از یاران دو امام باقر و صادق{{عم}} بود که در دوره امام صادق درگذشت (محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۸، ش ۶۲۰۰).</ref> ابراز کرده است. مالک روزی نزد [[امام]] رفت؛ درحالی‌که آن حضرت در [[خانه]] همسرش بود و [[لباس]] سرخ رنگی بر تن داشت. مالک شگفت‌زده شد و تبسمی کرد؛ گویی چنین پوششی را از امام [[انتظار]] نداشت. امام فرمود: «من این لباس را به درخواست همسرم که او را [[دوست]] می‌دارم، پوشیدم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷ ({{متن حدیث|... إِنَّ الثَّقَفِيَّةَ أَكْرَهَتْنِي عَلَيْهِ وَ أَنَا أُحِبُّهَا فَأَكْرَهَتْنِي عَلَى لُبْسِهَا...}}).</ref>. نقل دیگری نیز به صورت مرسل محبت آن حضرت به همسرش را نقل کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۵، ح۱ ({{متن حدیث|... عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} أَنَّهُ كَانَتْ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ تُعْجِبُهُ وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً...}}).</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۷۲.</ref>.
===آزادی در استفاده از ابزار معیشتی===
[[آزاد]] گذاشتن [[همسران]] در [[محیط منزل]] در استفاده دلخواه از لوازم معیشتی مربوط به خود و [[آماده‌سازی]] عرصه برای بهره‌گیری آنان از [[اموال شخصی]] خود در آن محیط از موارد تأمین نیازهای [[عاطفی]] در [[مقام عمل]] است؛ از این‌رو [[امامان]]{{عم}} همسران خود را در این عرصه آزاد می‌گذاشتند و آنان هم گاهی برای [[مسکن]] خود ابزار معیشتی مناسب و غیر تجملاتی که مناسب [[شأن]] و [[جایگاه امام]] باشد، تهیه می‌کردند و در اتاق‌های مخصوص به خود به تناسب استفاده می‌کردند و امامان{{عم}} نیز در فرصتی که به [[اتاق]] آنان می‌رفتند از آنها بهره می‌گرفتند؛ مانند استفاده [[سیدالشهدا]]{{ع}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۶.</ref> و امام باقر{{ع}}<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۶۲۱، ح۶۱؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۱ و ۷؛ ص۴۴۸-۴۴۹، ح۱۳.</ref> از فرش مناسب، پشتی، ملافه رنگی و تصویردار تهیه شده از سوی [[همسران]] آنان که تفصیل آن در عنوان «لوازم [[معیشتی]]» خواهد آمد.
در موردی نیز درباره امام باقر{{ع}} آمده است که [[حکم بن عتیبه]] (۵۰-۱۱۵ق)<ref>حکم بن عتیبه از فقیهان تابعی و اصحاب حدیث و صاحب مذهب بود که پیروانی داشت و شیعه زیدی مذهب بود و با امام باقر{{ع}} و شاگردانش نیز رفت و آمد داشت (حسین عزیزی، پرویز رستگار و یوسف بیات، راویان مشترک فریقین، ج۱، ص۲۵۱-۲۵۴).</ref> نزد آن حضرت رفت و [[امام]] را در [[خانه]] همسرش در حال استفاده از [[لباس]] رنگی و فرش تصویرداری که [[مال]] همسرش بود، [[مشاهده]] کرد و گفت این وضعیت نزد ما برای [[جوانان]] است. امام در پاسخ ضمن بیان جایز بودن بهره‌گیری از [[حلال]] [[الهی]] در توضیح [[سیره]] خود، [[احترام]] به خواست نوعروس و برآوردن انتظارات او را مطرح کرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۱ و ۳ ({{متن حدیث|... فَأَمَّا هَذَا الْبَيْتُ الَّذِي تَرَى فَهُوَ بَيْتُ الْمَرْأَةِ وَ أَنَا قَرِيبُ الْعَهْدِ بِالْعُرْسِ وَ بَيْتِي الْبَيْتُ الَّذِي تَعْرِفُ}}). محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷ ({{متن حدیث|... رَأَيْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} ثَوْباً مُعَصْفَراً فَقَالَ: إِنِّي تَزَوَّجْتُ امْرَأَةً مِنْ قُرَيْشٍ}}) (سند این روایت معتبر است).</ref>.
البته می‌توان در کنار احترام به خواست همسران و [[آزاد]] گذاشتن آنان در بهره‌گیری از نوع [[پوشاک]] و فرش تصویردار، [[مبارزه]] با سنت‌های غلط و [[خرافه‌پرستی]] را از عوامل تأثیرگذار در این بهره‌گیری [[امامان]] دانست؛ برای نمونه در روایاتی که برخی از آنها [[سند معتبر]] دارند، آمده که [[امام سجاد]]{{ع}} و امام باقر{{ع}} بر فرش تصویرداری که [[بیگانگان]] تصویرش را [[تعظیم]] می‌کردند، می‌نشستند تا از تأثیر [[فرهنگ بیگانه]] در محیط [[اسلامی]] [[پیشگیری]] کنند<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۰۸، ح۶۶۲۵ ({{متن حدیث|... الْأَعَاجِمُ تُعَظِّمُهُ وَ إِنَّا لَنَمْتَهِنُهُ}}). محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۱۰، ح۶۶۲۸ و ۶۶۳۲ ({{متن حدیث|... أَرَدْتُ أَنْ أُهِينَهُ}}).</ref>.
نمونه دیگر در استفاده از ابزار تزئینی در [[محیط منزل]] بهره‌گیری از ابزار [[زیبایی]] از قبیل انگشترهای متنوع، دستبندها، گردنبندها و خلخال‌های طلا، [[نقره]] و مانند آن در جهت [[آراستگی]]، [[نشاط]] و [[شادابی]] است و در ایجاد شادابی و [[آرامش روحی]] [[زنان]] تأثیر فراوان دارد که در [[سیره]] [[همسرداری]] [[امامان]]{{عم}} نیز [[مشاهده]] می‌شود. به نقل صحیح<ref>محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۳۶۳.</ref> [[کلینی]]، [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: «پدرم][[امام باقر]]] و جدم [[امام سجاد]]{{ع}} برای زنان و [[دختران]] زیورهایی از طلا و نقره تهیه می‌کردند»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۵، ح۱ و ۲؛ ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۱۶۳، ح۵۸۴ ({{متن حدیث|... يُحَلِّي وُلْدَهُ وَ نِسَاءَهُ بِالذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ}}).</ref> تا در محیط [[خانه]] از آن بهره بگیرند، نه در برابر دیدگان [[نامحرم]]؛ زیرا ممنوعیت بهره‌گیری از آن نزد نامحرم امری روشن است که در [[قرآن]]<ref>{{متن قرآن|وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا}} «و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست» سوره نور، آیه ۳۱.</ref> و روایات<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۲۱، ح۳ ({{متن حدیث|... فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: {{متن قرآن|إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا}} قَالَ: الزِّينَةُ الظَّاهِرَةُ الْكُحْلُ وَ الْخَاتَمُ}}).</ref> بیان شده است؛ چنان‌که امام صادق{{ع}} افزودند: «بر زن روا نیست نزد نامحرم لباسش بر اندامش چسبیده و حجم بدنش نمایان باشد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۹، ح۳ ({{متن حدیث|... لَا يَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُجَمِّرَ ثَوْبَهَا إِذَا خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا}}).</ref>. [[امام]] به منطوق این سخن با تأکید بر [[رعایت]] [[عفاف]] بهره‌گیری زنان از هرگونه [[زینت]] نزد نامحرمان را ممنوع دانسته و به مفهوم آن این بهره‌گیری را به دور از چشم نامحرم روا دانسته است.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۷۸.</ref>.
===[[هدیه دادن]]===
از نمونه‌های تأمین نیازهای [[عاطفی]] که در ردیف شاخص‌های درون‌خانگی [[تحکیم]] [[روابط همسری]] جای دارد، هدیه دادن به [[همسر]] است. نقش مثبت «[[هدیه]]» در تحکیم روابط به قدری است که [[پیامبر]]{{صل}} آن را عامل [[گره‌گشایی]] در بسیاری از [[مشکلات]]<ref>محمد کوفی، الجعفریات، ص۱۵۳ ({{متن حدیث|... يَا أَهْلَ الْقَرَابَةِ... تَهَادَوْا، فَإِنَّ الْهَدِيَّةَ تَسُلُّ السَّخَائِمَ وَ تُجْلِي ضَغَائِنَ الْعَدَاوَةِ وَ الْأَحْقَادِ}}).</ref>، کلید برآورده شدن نیازها<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۹۰ ({{متن حدیث|... إِنَّ الْهَدِيَّةَ مِفْتَاحُ الْحَوَائِجِ}}).</ref>، مایه پیوند [[دل‌ها]]<ref>شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج۴، ص۱۸۳ ({{متن حدیث|عَنِ النَّبِيِّ{{صل}}، قَالَ:... تَهَادَوْا بَيْنَكُمْ فَإِنَّهُ... يُنْبِتُ الْمَوَدَّةَ فِي الْقَلْبِ}}).</ref>، سبب پیدایش [[دوستی‌ها]]، باعث زیبندگی پیوندها و زدودن [[کینه‌ها]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۴۴ ({{متن حدیث|تَهَادَوْا تَحَابُّوا، تَهَادَوْا فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالضَّغَائِنِ}}).</ref> دانسته است و درباره همسر افزوده است: «هرکه به [[بازار]] رود و تحفه‌ای بخرد و آن را برای [[خانواده]] خود ببرد، همانند کسی است که کالایی را برای [[نیازمندان]] حمل می‌کند»<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۱۴، ح۲۷۷۲۸ ({{متن حدیث|... مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرَى تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِيَالِهِ كَانَ كَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِيجَ}}).</ref>؛ حتی ایشان آن را مایه افزایش [[عفت]] همسر شمرده است<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۱ ({{متن حدیث|هِبَةُ الرَّجُلِ لِزَوْجَتِهِ تَزِيدُ فِي عِفَّتِهَا}}).</ref>؛ چراکه هدیه از [[محبت]] ریشه می‌گیرد و همسر وقتی محبت همسرش را از این راه [[احساس]] کند، [[دلبستگی]] مضاعفی به او پیدا می‌کند و در نتیجه هیچ‌گاه چشم [[طمع]] به دیگری نمی‌دوزد. شاید [[راز]] اصلی رواج این کار در [[سیره معصومان]]{{عم}} علاوه بر جنبه [[اقتصادی]] همین نکته باشد که [[روایات]] فراوانی که در میان آنها [[روایت]] معتبر هم هست، بر آن تأکید می‌کنند<ref>محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۲۰؛ ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، باب الهدیه، ص۱۴۳.</ref>؛ برای نمونه [[امام باقر]] و [[امام سجاد]] به [[زنان]] و [[دختران]] خود زیورهایی از طلا و [[نقره]] [[هدیه]] می‌دادند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۵، ح۱ و ۲ ({{متن حدیث|... يُحَلِّي وُلْدَهُ وَ نِسَاءَهُ بِالذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ}}).</ref>. [[امام عسکری]]{{ع}} که در [[سامرا]] می‌زیست، در [[سیره]] کریمانه و دادن عطا و هدیه به [[خاندان]] خود از جمله به همسرش زبانزد همگان حتی نزد کینه‌مندان از او بود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۰۳، ح۱ ({{متن حدیث|... مَا رَأَيْتُ وَ لَا عَرَفْتُ بِسُرَّ مَنْ رَأَى رَجُلًا مِنَ الْعَلَوِيَّةِ مِثْلَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الرِّضَا فِي هَدْيِهِ وَ سُكُونِهِ وَ عَفَافِهِ وَ نُبْلِهِ وَ كَرَمِهِ عِنْدَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ بَنِي هَاشِمٍ}}).</ref>؛ چنان‌که هدیه‌ای را که شامل ده دینار و سه دانه مروارید به [[ارزش]] ده دینار بود، به یکی از کنیزانش داد<ref>سعید بن عبدالله راوندی، الخرائج و الجرائح، ص۶۹۹-۷۰۱؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵۱، ص۲۹۵، ح۱۱.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۸۰.</ref>.
===گفتگو با همسر===
موضوع گفتگو و ارتباط [[کلامی]] با همسر و [[فرصت]] گذاشتن برای او از شاخص‌های [[تحکیم]] روابط [[همسرداری]] است که به لحاظ [[عاطفی]] نقشی [[راهبردی]] دارد و می‌تواند در ردیف [[اصول همسرداری]] مطرح باشد؛ ولی به جهت تأثیر آن در تحکیم روابط همسرداری در ردیف شاخص‌های همسرداری جای گرفته است. البته اصل گفتگو از یک سو و شیوه آن از سوی دیگر درخور توجه است. اصل گفتگو اقتضای [[زندگی]] مشترک و ناگزیر از آن است درباره شیوه گفتگو دو شیوه محوری را می‌توان در نظر گرفت: ۱. [[شیوه]] نرم و مهربانانه؛ ۲. شیوه تند و نقادانه. آنچه می‌تواند در تحکیم روابط همسرداری تأثیرگذار باشد شیوه نرم و مهربانانه است؛ زیرا [[سرزنش]] و تندی افراد را گریزان می‌کند؛ چنان‌که [[عبدالله بن جعفر]] همسر [[حضرت زینب]]{{ع}} در [[نصیحت]] به دخترش گفت: «سرزنش زیاد در [[معاشرت]] با همسر سبب [[کینه‌توزی]] می‌شود»<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل انساب الاشراف، ج۲، ص۳۰۶ ({{عربی|إِيَّاكَ وَ كَثْرَةَ الْمُعَاتَبَةِ فَإِنَّهَا تُورِثُ الضَّغِينَةَ}}).</ref>. تعابیری مانند «تو چنین کردی»، «تو باعث شدی چنین شد» و «اگر این [[رفتار]] تو نبود، چنین می‌شد» روان طرف مقابل را آزرده می‌کند و می‌توان به جای آن تعبیرهای نرم‌تری به کار برد؛ از «قبیل به نظر من چنین است»، «اگر با هم باشیم، چنین می‌شود» و «اگر این‌گونه رفتار شود، چنین می‌شود». یعنی اگر همان محتوا با واژگان لطیف‌تری جایگزین شود، تأثیرگذارتر است؛ چراکه به تعبیر [[روان‌شناختی]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، «هر ظاهری [[باطنی]] همانند خود دارد. هر که ظاهر رفتار و گفتارش [[پاکیزه]] باشد، درون او پاکیزه و باصفا گردد و آن‌که ظاهر رفتار و گفتارش [[آلوده]] باشد، درون او تیره گردد»<ref>عبدالرحمن بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش ۷۳۱۳ ({{متن حدیث|لِكُلِّ ظَاهِرٍ بَاطِنٌ عَلَى مِثَالِهِ؛ فَمَنْ طَابَ ظَاهِرُهُ طَابَ بَاطِنُهُ وَ مَنْ خَبُثَ ظَاهِرُهُ خَبُثَ بَاطِنُهُ}}).</ref>.
این [[قانون]] کلی گفتگوهای دوجانبه از جمله گفتگوی دو [[همسر]] را نیز دربرمی‌گیرد که [[قرآن]] از آن با تعبیر {{متن قرآن|عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ}}<ref>«و با آنان شایسته رفتار کنید» سوره نساء، آیه ۱۹.</ref> نام برده است و تعبیر «[[معاشرت]] شایسته» عمومیتی دارد که ارتباط شایسته [[کلامی]] و وقت‌گذاری برای آن را نیز دربرمی‌گیرد؛ چراکه گفت و شنود نرم و مهربانانه و اختصاص فرصتی به آن [[نرمش]] باطنی دو همسر را نشان می‌دهد که در پی آن [[آسان‌گیری]]<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۵۹ ({{متن حدیث|وَ مِنْ زِيِّ الرِّفْقِ اللِّينُ وَ مِنْ زِيِّ اللِّينِ السُّهُولَةُ}}).</ref> در امور [[زندگی]] و پدید آمدن رابطه پر از [[صدق]] و صفای دوجانبه آنان و راه نیافتن تیرگی به این زندگی است. شاید به همین جهت است که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «[[وقت]] گذاشتن و نشستن با [[خانواده]] و [[گفتگو]] با آنها نزد [[خدا]] از [[اعتکاف]] در [[مسجد]] [[برتر]] است»<ref>ورام بن ابی‌فراس، تنبیه الخواطر، ج۲، ص۱۲۱ ({{متن حدیث|جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيَالِهِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِكَافٍ فِي مَسْجِدِي هَذَا}}).</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرمود: «هرگاه همسر به چهره همسر بنگرد، خدا به آنان [[مهرآمیز]] نگاه می‌کند. پس هرگاه دست یکدیگر را بگیرند، [[گناهان]] آن دو از لای انگشتانشان فرو ریزد»<ref>محمد محمدی ری‌شهری، تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، صص ۱۹۲ و ۳۸۱ ({{متن حدیث|إِذَا نَظَرَ الْعَبْدُ إِلَى وَجْهِ زَوجِهِ وَ نَظَرَتْ إِلَيْهِ، نَظَرَ اللهُ إِلَيْهِمَا نَظرَ رَحْمَةٍ، فَإِذَا أَخَذَ بِكَفِّهَا وَ أَخَذَتْ بِكَفِّهِ، تَسَاقَطَتْ ذُنُوبُهُمَا مِنْ خِلَالِ أَصَابِعِهِمَا}}).</ref>. بر این پایه [[امامان معصوم]] با وقت‌گذاری برای [[همسران]] خود با آنان گفتگوی مهربانانه در محورهای مختلف داشتند؛ از قبیل چگونگی دست‌پخت، [[وضعیت زندگی]]، تعریف از همسر و [[خویشاوندان]]، [[هدایت]] [[فکری]] و یادآوری خاطرات گذشته. در ادامه به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود:
# [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در یکی از شب‌های [[ماه رمضان]] که نوبت همسرش اُمامه بود، نزد او رفت و با وی به گفتگوی مهربانانه نشست. در پی آن [[امامه]] غذایی که آماده کرده بود نزد ایشان آورد و آن حضرت میل کرد. امامه از این [[رفتار امام]] به گونه‌ای [[خرسند]] شد که همواره آن را تعریف می‌کرد و می‌گفت: «ایشان این غذا را [[دوست]] می‌داشت»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۷۰، ح۱ ({{متن حدیث|... عَنْ أُمَامَةَ... قَالَتْ: أَتَانِي أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ{{ع}} فِي شَهْرِ رَمَضَانَ، فَأُتِيَ بِعَشَاءٍ وَ تَمْرٍ وَ كَمْأَةٍ فَأَكَلَ{{ع}} وَ كَانَ يُحِبُّ الْكَمْأَةَ}}).</ref>.
#در یکی از روزها میان امیرمؤمنان{{ع}} و [[اسماء]] گفتگویی رخ داد که نشانه وقت‌گذاری [[امام]] برای همسر و رابطه مهربانانه او با همسرانش است. اسماء که قبلاً همسر [[جعفر طیار]] و [[ابوبکر]] بود، وقتی به [[خانه]] امیرمؤمنان{{ع}} آمد، فرزندانش نیز با او به [[خانه امام]] آمدند و تحت [[تربیت امام]] قرار گرفتند. عبدالله و محمد پسران جعفر و ابوبکر بر یکدیگر می‌بالیدند؛ چنان‌که هر یک به دیگری می‌گفت: «پدرم از پدر تو بهتر بود. پس من از تو بهترم». در چنین وضعیتی که شیوه بزرگترها [[تدبیر]] مهربانانه میان [[فرزندان]] است، امیرمؤمنان{{ع}} به اسماء فرمود: «میان این دو [[داوری]] کن». اسماء گفت: «از میان [[مردم عرب]]، [[جوانمردی]] بهتر از جعفر و [[میانسالی]] بهتر از ابوبکر ندیده‌ام». امیرمؤمنان{{ع}} به [[مزاح]] فرمود: «برای من چیزی باقی نگذاشتی». اسماء به امیرمؤمنان{{ع}} پاسخی هوشمندانه داد که به دو صورت نقل شده است. [[ابن‌سعد]] پاسخ اسماء را این‌گونه نقل کرده است: {{عربی|إِنَّ ثَلَاثَةً - أَنْتَ أَخَسُّهُمْ - لَخِيَارٌ}}<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۲۲.</ref>: «آن سه نفری که شما کمترین ایشان هستی، برگزیدگان‌اند». ولی [[ابن شهرآشوب]] پاسخ اسماء را این‌گونه نقل کرده است: {{عربی|إِنَّ ثَلَاثَةً - أَنْتَ آخِرُهُمْ - لَخِيَارٌ}}: «آن سه تنی که تو آخرین آنان هستی، بهترین‌ها هستند». امام نیز با [[نرمش]] و لطافت رو به فرزندان او کرد و گفت: «مادرتان مرا مانند آخرین اسب مسابقه قرار داد»<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب{{ع}}، ج۳، ص۲۶۹.</ref>. به نظر می‌رسد با لحاظ [[ادب]] و [[هوشمندی]] اسماء و با [[شناختی]] که از امام داشت نقل ابن شهرآشوب صحیح است و گزارش ابن‌سعد خطای نسخه‌بردار.
# [[امام حسین]]{{ع}} شعری درباره [[رباب]] سروده و در آن علاقه خود را به رباب و [[خویشان]] او ابراز کرده بود و نزد او می‌خواند که نوعی وقت‌گذاری برای [[همسر]] و [[گفتگو]] با وی شمرده می‌شود<ref>محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس، ج۲، ص۱۰؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹. ابوالفرج اصفهانی از قول ابن‌عبده آورده است که رباب از خاندان حارثه فرزند اوس بن حارثة بن لام الطایی بوده است (مقاتل الطالبیین، ص۹۴). ظاهراً مقصود از «آل لام» همین خانواده است. {{عربی|أُحِبُّ لِحُبِّهَا زَيْداً جَمِيعاً *** وَ نَتْلَةَ كُلَّهَا وَ بَنِي الرَّبَابِ وَ أَخْوَالاً لَهَا مِنْ آلِ لأْمٍ *** أُحِبُّهُمُ وَ طُرَّ بَنِي جَنَابِ}}</ref>.
# [[امام باقر]]{{ع}} با همسرش ام‌علی ([[ثقفی]]) که بعدها او را به دلیل [[پایبندی]] به [[عقاید خوارج]] [[طلاق]] داد، فراوان گفتگو کرد و برای او [[وقت]] گذاشت؛ حتی برای [[هدایت]] او شبی تا صبح با او سخن گفت؛ ولی این گفتگوی [[عاطفی]] برای هدایت او به نتیجه نرسید<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۷، ح۶.</ref>.
# [[هشام بن سالم]] وقت‌گذاری و گفتگویی را از [[امام صادق]]{{ع}} برای [[ام‌اسماعیل]] یکی از [[همسران]] ایشان نقل می‌کند، مبنی بر اینکه این [[زن]] در [[سفر حج]] همراه امام بود و آن حضرت در [[میقات]] پیش از [[احرام]] از کنیزش کام گرفته بود که ام اسماعیل - درحالی‌که [[محرم]] شده بود - متوجه شد و بر [[کنیز]] خرده گرفت. [[امام]] در [[فرصت]] مناسب درباره آن با همسرش به گفتگو نشست و با تدبیری لطیف و مهربانانه بی‌آنکه [[احساسات]] همسرش تحریک شود، [[حکم شرعی]] رفتارش را بیان کرد<ref>محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۱، ص۱۳۴، ح۶۱-۶۲ ({{متن حدیث|... فَقَالَ: ادْنُهْ هَذِهِ أُمُّ إِسْمَاعِيلَ جَاءَتْ وَ أَنَا أَزْعُمُ أَنَّ هَذَا الْمَكَانَ الَّذِي أَحْبَطَ اللَّهُ فِيهِ حَجَّهَا عَامَ أَوَّلَ...}}).</ref>. از شیوه نقل هشام بن سالم درباره این [[گفتگو]] برمی‌آید که وقتی [[همسر]] [[امام]] به مکان مورد نظر رسید، شاید خواست با امام مزاحی کرده باشد. امام نیز با استفاده از فن [[شوخی]] - که موقعیت ناگوار را گوارا و وضعیت تحمل‌ناپذیر را تحمل‌پذیر می‌کند - اصل حادثه را برای همسرش یادآور شد و برای هشام بن سالم نیز با صراحت آن را نقل کرد.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۸۲.</ref>.
===تحمل و گذشت===
ساختار [[زندگی اجتماعی]] به گونه‌ای است که نمی‌توان بازتاب رفتارهای دیگران را لحاظ نکرد و تنها به خواست خود توجه کرد. ویژگی [[زیست‌محیطی]] به صورتی است که همه از [[منافع]] تولیدی دیگران [[سود]] می‌برند؛ همان‌گونه که پیامد [[رفتار]] [[زشت]] دیگران تنها دامنگیر خودشان نیست؛ از این‌رو افراد می‌توانند برای دیگران سودمند یا زیان‌آور باشند. در چنین شرایطی آنچه برای بهره‌گیری از سود و ایمن بودن از [[زیان]] تأثیر بیشتری دارد، [[مدارا]] و گذشت است. [[قرآن]] اساس [[زندگی]] [[انسان]] را در [[رنج]] می‌داند و در این باره می‌فرماید: «ما انسان را در رنج آفریدیم»<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ}} «که بی‌گمان انسان را در رنج آفریده‌ایم،» سوره بلد، آیه ۴.</ref>. پس رنج فراگیر سراسر زندگی [[آدمی]] است و بهترین راه برای عبور از آن تحمل و مداراست. شاید به همین جهت است که فرمود: «[[صابران]] [[پاداش]] خود را بی‌حساب دریافت می‌کنند»<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ}} «جز این نیست که پاداش شکیبایان را بی‌شمار، تمام دهند» سوره زمر، آیه ۱۰.</ref>.
با توجه به این [[آیات]] می‌توان گفت اساساً [[پیشرفت]] بیش از نود درصد امور زندگی با تحمل و مدارا همراه است؛ از قبیل تحمل آفت‌های رفتار بد خود، تحمل [[تندخویی]] افراد [[خانواده]]، [[همسایه]]، افراد کوچه و خیابان، [[محیط کار]]، محیط [[آموزشی]] و محیط [[مدیریتی]]. اگر آدمی در این موارد تحمل نکند و از آفت‌ها نگذرد، آسیب می‌‌بیند؛ از این‌رو [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در این باره فرمود: «آن‌که از مدارا فاصله بگیرد، [[ناخوشی‌ها]] به او نزدیک می‌شود»<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۳۴۱ ({{متن حدیث|مَنْ هَجَرَ الْمُدَارَاةَ قَارَبَهُ الْمَكْرُوهُ}}).</ref>. در سخنانی دیگر فرمود: «[[مدارا با مردم]] پس از [[ایمان به خدا]] اساس<ref>محمد بن حسن [[حر عاملی]]، [[وسائل الشیعه]]، ج۱۲، ص۲۰۲، ح۱۶۰۸۸ ({{متن حدیث|... رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الْإِيمَانِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مُدَارَاةُ النَّاسِ}}).</ref> و ثمره<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص۴۴۵، واژه «مدح المداراة»، ش ۴۱۶ ({{متن حدیث|ثَمَرَةُ الْعَقْلِ مُدَارَاةُ النَّاسِ}}).</ref> [[خرد]]، پایه [[حکمت]]<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش۱۰۱۶۸ ({{متن حدیث|رَأْسُ الْحِكْمَةِ مُدَارَاةُ النَّاسِ}}).</ref>، تابلو [[عقل]]<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش۱۰۱۶۹ ({{متن حدیث|عُنْوَانُ الْعَقْلِ مُدَارَاةُ النَّاسِ}}).</ref> و موجب [[سلامت]] [[دین]] و دنیاست»<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش۱۰۱۷۸ ({{متن حدیث|سَلَامَةُ الدِّينِ وَ الدُّنْيَا فِي مُدَارَاةِ النَّاسِ}}).</ref>. چنان‌که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «مدارا با مردم [[صدقه]] است و هر که [[زندگی]] مدارامحور داشته باشد و از [[دنیا]] برود، [[شهید]] از دنیا رفته است»<ref>محمد بن حسن فتال، روضة الواعظین، ج۲، ص۳۸۰ ({{متن حدیث|قَالَ النَّبِيُّ{{صل}}: مَنْ عَاشَ مُدَارِياً مَاتَ شَهِيداً، وَ قَالَ: مُدَارَاةُ النَّاسِ صَدَقَةٌ}}).</ref>. پس انواع [[آرامش]] و سازگاری در زندگی از راه مدارا به دست می‌آید.
بنابراین تحمل و مدارا در [[محیط خانواده]] به ویژه در برابر [[تندخویی]] [[همسر]] از موارد گذشت درون‌خانگی است و مایه [[نیرومندی]] [[زن]] و شوهر می‌شود. اساساً همسر [[قوی]] و شایسته [[اهل]] گذشت است و کمتر [[اسیر]] [[خشم]] و [[عصبانیت]] می‌شود و این گذشت می‌تواند ابعاد [[حقوقی]] و [[اخلاقی]] داشته باشد. گذشت حقوقی مانند گذشت از [[حق]] قَسم، حق مضاجع۵ه، حق [[نفقه]]، حق [[پوشاک]] و [[حق مسکن]]. گذشت اخلاقی نیز مانند گذشت از [[بی‌مهری]] و تندخویی، [[چشم‌پوشی]] و [[سکوت]] شوهر. همه این گذشت‌ها برای [[حفظ]] ساختار [[خانوادگی]] است که اهمیتی اساسی دارد<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، خانواده متعادل، ص۲۴۰.</ref> و در [[آموزه‌های دینی]] به آن توصیه شده است.
پیامبر{{صل}} فرمود: «گذشت مرد از خطای زن از [[حقوق زن]] بر شوهرش است»<ref>عزیزالله عطاردی قوچانی، مسند الامام الصادق{{ع}}، ج۱۶، ص۱۸۸، ح۱۲ ({{متن حدیث|... وَ إِنْ أَذْنَبَتْ غَفَرَ لَهَا}}).</ref> و «مردی که [[بدخلقی]] زنش را با لحاظ [[پاداش]] [[[الهی]]] [[تحمل]] کند، [[خدا]] در برابر هر بار [[صبر]] او پاداشی همانند آنچه به ایوب [[نبی]] در برابر تحمل [[گرفتاری‌ها]] عطا کرده [[عنایت]] کند»<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۶۳، ح۲۵۳۱۵ ({{متن حدیث|مَنْ صَبَرَ عَلَى سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ وَ احْتَسَبَهُ أَعْطَاهُ اللَّهُ (بِكُلِّ مَرَّةٍ) يَصْبِرُ عَلَيْهَا مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا أَعْطَى أَيُّوبَ عَلَى بَلَائِهِ}}).</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} در این باره فرمود: «[[رحمت خدا]] بر بنده‌ای باشد که با همسرش به [[نیکی]] [[رفتار]] کند»<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۴۳، ح۴۵۳۷ ({{متن حدیث|قَالَ الصَّادِقُ{{ع}}: رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْسَنَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ زَوْجَتِهِ...}}).</ref>. همچنین افزود: «پدرم همسری داشت که آزارش می‌داد؛ ولی پدر او را می‌بخشید»<ref>عزیزالله عطاردی قوچانی، مسند الامام الصادق{{ع}}، ج۱۶، ص۱۸۸، ح۱۱؛ ص۱۹۳، ح۳۴ ({{متن حدیث|... قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: كَانَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ أَبِي{{ع}} تُؤْذِيهِ فَيَغْفِرُ لَهَا}}).</ref>. همان گرامی درباره تحمل زن نیز فرمود: «[[بهترین زن]] آن است. اگر از شوهرش به [[خشم]] آید،]با تحمل او] به وی گوید دستم در دست توست و تا از من [[خشنود]] نگردی، از تو چشم نبندم و نخوابم»<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۹، ح۴۳۶۶ ({{متن حدیث|... خَيْرُ نِسَائِكُمُ الَّتِي إِنْ غَضِبَتْ أَوْ أَغْضَبَتْ قَالَتْ لِزَوْجِهَا: يَدِي فِي يَدِكَ لَا أَكْتَحِلُ بِغُمْضٍ حَتَّى تَرْضَى عَنِّي}}).</ref>.
[[کنیز]] [[امام حسین]] دسته گلی برای ایشان آورد و [[امام]] او را [[آزاد]] کرد. [[انس بن مالک]] که در جلسه حضور داشت، پرسید: چرا در برابر دسته گل کم‌ارزش کنیز را آزاد کردی؟ امام فرمود: [[خدا]] ما را این‌گونه [[تربیت]] کرده است و در [[قرآن]] فرمود: «هر گاه به شما [[تحیت]] گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید. پاسخ بهتر به این کنیز [[آزادی]] اوست»<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب{{ع}}، ج۴ ص۱۸؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۱ ({{متن حدیث|... فَدَخَلَتْ عَلَيْهِ جَارِيَةٌ فَحَيَّتْهُ بِطَاقَةِ رَيْحَانٍ فَقَالَ لَهَا: أَنْتِ حُرَّةٌ لِوَجْهِ اللَّهِ...}}).</ref>. وقتی امام در برابر [[هدیه]] کنیز این‌گونه [[احسان]] می‌کند، آیا می‌توان گفت در مقابل بدخویی کنیز یا دیگر همسرانش چنین نبود؟<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۸۶.</ref>.
===دلجویی از همسران در وضعیت زایمان و فرزندداری===
دلجویی از [[همسر]] در شرایط دشوار زایمان مایه [[آرامش]]، ایجاد [[روحیه]] برای او و عرصه ساز [[تحمل]] [[ناملایمات]] و افزایش [[عشق]] به فرزندداری و فرزندآوری و ی است؛ چراکه از [[نیازهای انسان]] [[خودشکوفایی]] است و فرزندآوری یکی از راه‌های برآورده کننده این نیاز است و [[حمایت]] و دلجویی از [[زن]] در حال فرزنددار شدن کمک به خودشکوفایی او و زمینه‌ساز تربیت درست و [[عاطفی]] [[کودک]] است. این دلجویی شیوه‌های گوناگونی دارد که در شرایط کنونی گل بردن و [[هدیه دادن]] و مانند آن رایج است. آیا در آن دوره نیز مشابه این شیوه‌ها وجود داشت؟ این پرسشی است که واکاوی منابع می‌تواند پاسخ مناسبی در این باره ارائه کند و از برخی اقدام‌های [[امامان]] در این محور پرده بردارد؛ از جمله می‌توان از [[روایت]] [[ابوبصیر]] و منهال درباره تولد [[امام کاظم]]{{ع}} نام برد که این دو نفر در روزهای تولد امام کاظم{{ع}} در [[ابواء]] حضور داشتند و خبر تولد آن حضرت را شنیدند. ابوبصیر می‌گوید به محضر [[امام صادق]]{{ع}} [[تشرف]] یافتم و بر سفره نهار امام نشسته بودم که رخداد تولد امام کاظم{{ع}} پیش آمد و امام صادق{{ع}} نخستین فردی بود که نزد همسرش رفت و به [[یاری]] او شتافت و با دلجویی به او گفت: «[[بشارت]]، بشارت که [[امامت]] در [[خانه]] تو ورود یافت»<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۳۷، ص۱۶ ({{متن حدیث|فَقَالَ لَهَا: يَا حَمِيدَةُ بَخْ بَخْ حَلَّ الْمُلْكُ فِي بَيْتِكِ}}).</ref>. سپس نزد مهمانانش بازگشت و با [[خوشحالی]] به همسرش [[دعا]] کرد<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۳۰-۳۱، ح۳۲؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۸۵، ح۱ ({{متن حدیث|... قَالَ: سَلَّمَهَا اللَّهُ وَ قَدْ وَهَبَ لِي غُلَاماً...}}).</ref>.
در دو روایت، بشارت و سه [[روز]] [[اطعام]] امام صادق{{ع}} به شکرانه تولد پسرش به [[مردم مدینه]] گزارش شده است<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۱۹۲، ح۱۸۷ ({{متن حدیث|... وَ دَخَلَ بَعْدِي بِيَوْمٍ فَأَطْعَمَ النَّاسَ ثَلَاثاً...}}).</ref>. اقدام پیشتازانه [[امام]] در یاری به همسرش و سپس در جمع [[دوستان]] به او [[دعاکردن]] و از او به [[نیکی]] یادکردن یکی از اصول [[راهبردی]] در [[تحکیم]] [[روابط همسری]] است و از هر نوع هدیه‌ای برای [[همسر]] به [[وقت]] زایمان خوشحال کننده‌تر است و مایه [[آرامش]] اوست؛ چراکه [[زن]] در چنین شرایطی به [[پشتیبانی]] شدید نیاز دارد و آرامش‌بخش‌ترین [[پشتیبان]] در چنین شرایطی همسر اوست.
نام بردن از همسر به [[پاکیزگی]] و نیکویی که در [[حقیقت]] [[تکریم]] و بلندآوازه کردن اوست، مورد دیگری است که [[امام کاظم]]{{ع}} پس از تولد پسرش [[امام رضا]]{{ع}} با چنین شیوه‌ای از همسرش [[دل]]جویی کرد و فرمود: «وی [[پاکیزه]] است». او پس از آن به [[طاهره]] ملقب شد<ref>محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۱۹۶ ({{متن حدیث|... فَلَمَّا وَلَدَتْ لَهُ الرِّضَا{{ع}} سَمَّاهَا الطَّاهِرَةَ وَ كَانَتْ لَهَا أَسْمَاءٌ...}}).</ref>. نیز امام رضا{{ع}} به وقت تولد [[امام جواد]]{{ع}} درباره مادرش فرمود: «[[پاک]] و [[مقدس]] آن [[مادری]] است که او]امام جواد{{ع}}] را زاییده و به [[راستی]] این مادر طاهره و [[مطهره]] [[آفریده]] شده است»<ref>علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیة، ص۲۱۶؛ حسین بن عبدالوهاب، عیون المعجزات، ص۱۱۹ ({{متن حدیث|... قُدِّسَتْ أُمٌّ وَلَدَتْهُ قَدْ خُلِقَتْ طَاهِرَةً مُطَهَّرَةً...}}).</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۸۹.</ref>.
==تقسیم کار منزل==
در این بررسی لازم است به چند نکته اشاره شود:
یکم، از امور مهم در [[رضامندی]] دو همسر از یکدیگر و تحکیم روابط همسری، تنظیم درست نقش‌ها و [[مسئولیت‌ها]] در [[زندگی]] مشترک است. با تنظیم مسئولیت‌ها و تعیین [[جایگاه زن]] و مرد در چارچوب [[نظام]] یکپارچه [[خانواده]] هر یک از [[همسران]] به نقش سازنده و لازم خویش دست می‌یابند و به دیگری در [[احساس آرامش]] و [[قدرتمندی]] خانواده [[یاری]] می‌رسانند و در نتیجه زندگی بسامان می‌شود.
این نکته‌ای است بسیار مهم که دو آسیب بزرگ آن را [[تهدید]] می‌کند: الف) [[فزون‌طلبی]] تجاوزکارانه و [[امتیازخواهی]] نابجا از یکدیگر که به [[نزاع]] آنان می‌انجامد. ب) [[احساس]] هیچ‌کاره‌بودن در خانواده که علامتی هشداردهنده است و به تدریج آنان را به سوی تجاوزی نافرجام به [[حقوق]] یکدیگر [[سوق]] می‌دهد.
دوم، [[مسئولیت]] اداره زندگی، تأمین [[هزینه]] غذا و [[مسکن]] و [[لباس]] و [[درمان]] [[بیماری]]، تأمین مخارج [[وظایف اجتماعی]] مانند [[جهاد]] و نیازهای [[جنگ]] و [[مجاهدان]] و دیگر نیازمندی‌ها با مرد است و زن هیچ‌گونه مسئولیتی در موارد یاد شده ندارد. وی حتی در برابر خدمات [[خانه]] مانند شیردادن نیز می‌تواند [[اجرت]] بگیرد<ref>مقداد بن عبدالله سیوری حلی، کنزالعرفان فی فقه القرآن، ج۲، ص۲۳۳.</ref>.
[[قیومیت]] را که به معنای داشتن [[قدرت]]، [[هوش]] و [[تفکر]] برای اقدام به کارهای مهم و سخت است و مسئولیتی اجرایی است، [[خدا]] با تعبیر {{متن قرآن|الرِّجَالُ قَوَّامُونَ عَلَى النِّسَاءِ}}<ref>«مردان سرپرست زنانند» سوره نساء، آیه ۳۴.</ref> برای مرد در نظر گرفته تا مایه [[پایداری]] همسرش باشد؛ زیرا زن و [[ناموس]] او امانتی [[الهی]] است که خدا [[حفظ]] و [[دفاع]] از وی را [[وظیفه]] مرد دانسته است؛ همان‌گونه که تأمین هزینه و نفقه‌اش را بر عهده او نهاده است. پس امور خانه به دو جهت بر عهده شوهر نهاده شد: الف) [[توانایی]]، [[صلابت]] و [[مدیریت]]؛ ب) عهده‌داری تمامی هزینه‌های اختصاصی زن و تأمین نیازهای [[منزل]]. بنابراین اگر مردی این دو صفت را نداشت یا از دست داد یا به وظیفه‌اش عمل نکرد، مدیریت او بر خانواده رخت برمی‌بندد و چنین مردی دیگر [[قیم]] منزل نخواهد بود. اگر وضعیت خانواده‌ای به عکس باشد، یعنی هوش و [[ادراک]] و قدرت [[تدبیر]] زنی بیش از شوهرش باشد و امور خانه با [[ثروت]] یا درآمد زن اداره شود دلیلی ندارد که مرد فرمانروای [[خانواده]] باشد<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۱، ص۲۶۳-۲۶۵؛ همو، زن در آینه جلال و جمال، ص۳۹۱.</ref>.
سوم، امور لطیف و نرم و عاطفه‌مندی در خانواده که برای [[تربیت کودک]] و ایجاد [[آرامش]] و [[آماده‌سازی]] فضای [[خانه]] برای اعضای آن به ویژه شوهر لازم است بر عهده [[زن]] نهاده شده است. [[پیامبر]]{{صل}} در پاسخ زنی که به [[نمایندگی]] از [[زنان]] دیگر درباره [[وظایف]] و [[فضیلت]] آنان پرسیده بود فرمودند: «[[نیکو]] [[شوهرداری]] و [[همراهی]] با شوهر معادل [[جهاد]] است»<ref>جلال‌الدین سیوطی، الدرالمنثور، ج۲، ص۵۱۶.</ref>. همچنین فرمودند: «بهترین [[همسران]] همسری است که هر گاه شوهر به او بنگرد شادش کند و چون درخواستی از او داشته باشد، آن را برآورد و در غیاب شوهر [[امانتداری]] را در مورد او و [[مال]] او [[رعایت]] کند»<ref>جلال‌الدین سیوطی، الدرالمنثور، ج۲، ص۵۱۶.</ref>.
آنچه در آموزه‌های یاد شده [[قرآنی]] و [[روایی]] به آن توجه شده، تقسیم امور زن و مرد به تناسب [[آفرینش]] آن دو است و هیچ‌یک از دو نوع برنامه نه معیار فضیلت آنان است، نه مایه [[نقص]] آنها<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۱۸، صص ۵۵۳-۵۵۰ و ۵۵۶-۵۷۴؛ ج۱۷، ص۵۵۴؛ همو، زن در آینه جلال و جمال، ص۳۹۱.</ref>. نمونه آن را می‌توان در [[سیره]] و [[سنت]] [[امامان]] به تناسب [[زمان]] و مکان دید؛ برای مثال [[زندگی]] [[امی]] [[مؤمنان]]{{ع}} با همسرانش از جمله [[حضرت فاطمه]] از این [[قانون]] جدا نبود. در [[روایت]] معتبری درباره آنان آمده است که در گذران زندگی کارها را به دو بخش بیرون و درون خانه که همان تقسیم جنسیتی کار است، تقسیم کرده بودند و امور بیرون خانه و برخی امور خانه مثل جارو کردن را [[امیرمؤمنان]]{{ع}} انجام می‌داد؛ ولی [[مدیریت]] داخلی و آماده‌سازی فضای خانه از قبیل پخت و پز، آماده‌سازی مواد آن، کودک‌داری و حتی بافندگی<ref>شیخ صدوق، الامالی، ص۲۵۶-۲۶۱، ح۱۱؛ حاکم حسکانی، شواهد التنزیل، ج۲، ص۴۰۳، ح۱۰۵۴؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۱، ص۳۰۲ (صدوق این روایت را با دو طریق که یکی به ابن‌عباس و دیگری به امام صادق{{ع}} می‌انجامد، نقل کرده است).</ref> با حضرت فاطمه بود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۸۶ ({{متن حدیث|وَ كَانَتْ فَاطِمَةُ{{س}} تَطْحَنُ وَ تَعْجِنُ وَ تَخْبِزُ}}) (باسند معتبر).</ref>. در همان حال [[حضرت امیر]]{{ع}} در امور [[منزل]]، حتی در [[آماده‌سازی]] مواد غذایی مانند [[تمیز کردن]] عدس کمک می‌کرد<ref>حسین بن محمد تقی نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۴۸، ح۱۴۷۰۶-۲ ({{متن حدیث|... وَ أَنَا أُنَقِّي الْعَدَسَ...}}).</ref>.
در عنوان «[[نفقه]]» بیان خواهد شد که امامان علاوه بر انجام دادن کارهای مربوط به خود از قبیل کارهای زراعی در هوای گرم (از جمله [[امام سجاد]]{{ع}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، باب «کفایة العیال»، ص۱۲، ح۱۱.</ref>، [[امام باقر]]{{ع}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۳، ح۱ ({{متن حدیث|... لَوْ جَاءَنِي الْمَوْتُ وَ أَنَا عَلَى هَذِهِ الْحَالِ جَاءَنِي وَ أَنَا فِي طَاعَةٍ مِنْ طَاعَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَكُفُّ بِهَا نَفْسِي وَ عِيَالِي...}}).</ref> و امام صادق{{ع}}<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۱۶۳، ح۷۶ ({{متن حدیث|قَالَ{{ع}}:... فَإِنِّي أَشْتَهِي أَنْ يَرَانِيَ اللَّهُ عَزَّ وَ جَلَّ أَعْمَلُ بِيَدِي وَ أَطْلُبُ الْحَلَالَ فِي أَذَى نَفْسِي}}).</ref> برای تأمین [[روزی حلال]] و [[هزینه زندگی]]) با انجام دادن کارهای رایج [[منزل]]<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۱۰۱، ص۱۳۲، ح۱؛ حسین بن محمد تقی نوری، مستدرک الوسائل، ج۱۳، ص۴۸، ح۱۴۷۰۶.</ref> به [[همسران]] خود کمک می‌کردند.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۹۱.</ref>.
==معقول‌سازی سطح انتظارها==
[[زن]] و شوهر در [[ارتباطات]] یکدیگر به ویژه در پایان کار روزانه وقتی به هم می‌رسند، [[انتظار]] دارند توانسته باشند محیط را شاد، خستگی‌زدا و قابل زیست کرده باشند. این انتظار بجایی است. چنانچه در عمل بتوانند چنین کاری بکنند، [[زندگی]] شیرینی خواهند داشت. این کار زمانی عملی است که سطح انتظارهای دو طرف از یکدیگر معقول و قابل [[درک]] و [[اجرا]] باشد.
این معقول‌سازی سطح انتظارها راه‌هایی دارد؛ از قبیل [[آگاهی]] از [[وضعیت زندگی]]، اطلاع از [[توانمندی]] یکدیگر و درک جایگاه و شرایط یکدیگر. در همه اینها [[مشورت]] با یکدیگر تأثیری محوری دارد؛ چراکه مشورت «[[اندیشه]] جمعی» است و بسیاری از گره‌های کوری را که [[عقل]] فردی [[قادر]] به گشودن آنها نیست، به [[راحتی]] می‌گشاید و نقاط تاریک را روشن می‌کند. با مشورت [[نقص عقل]] فردی تا حدی جبران می‌شود و مجموعه‌هایی از اطلاعات تجربیات گرانبها به آسانی در دسترس قرار می‌گیرد؛ چنان‌که [[امیرمؤمنان]]{{ع}} مشورت را عین [[راهنمایی]] و راهبری همدیگر<ref>نهج‌البلاغه، حکمت ۲۱۱ ({{متن حدیث|وَ الِاسْتِشَارَةُ عَيْنُ الْهِدَايَةِ}}).</ref> و [[برترین]] [[پشتیبان]] آنان دانسته است<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ص۴۳۵، ح(۲۵۰۹) ۱۵؛ نهج‌البلاغه، حکمت ۱۱۳ ({{متن حدیث|لَا مُظَاهَرَةَ أَوْثَقُ مِنَ الْمُشَاوَرَةِ}}).</ref>.
البته در مشورت این ویژگی‌ها از منظر [[امام صادق]]{{ع}} باید مورد توجه باشد: عقل‌مداری و [[تدبیر]]، [[آزادگی]]، [[خیرخواهی]] و [[دلسوزی]]، آگاهی و [[تجربه]]، [[رازداری]]، [[دوراندیشی]]<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۳۸، ح(۲۵۲۲) ۲۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۹۱، ص۲۳۵، ح۴.</ref>، [[دین‌شناسی]] و [[خداترسی]]<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۴۳۶، ح(۲۵۱۱) ۱۷ ({{متن حدیث|اسْتَشِيرُوا فِي أَمْرِكُمُ الَّذِينَ يَخْشَوْنَ رَبَّهُمْ}}).</ref>.
معقول‌سازی سطح انتظارها [[همراهی]]، [[همدلی]] و [[تحمل]] [[همسران]] در برابر [[مشکلات]] را بالا می‌برد؛ چنان‌که روزی [[امیرمؤمنان]]{{ع}} از [[حضرت فاطمه]] غذایی‌طلبید. [[حضرت زهرا]] پاسخ داد: دو [[روز]] است در [[منزل]] غذای کافی نداریم؛ آنچه بود، در [[اختیار]] شما و فرزندانم نهادم و خود از غذای اندک بهره نگرفتم. امیرمؤمنان{{ع}} پرسید: چرا خبر نکردی؟ حضرت زهرا نگاهی نجیبانه به [[زمین]] انداخت و گفت: «از خدایم [[شرم]] دارم که از شما چیزی بطلبم که در توانتان نیست»<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب، ج۲، ص۷۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳۷، ص۱۰۳ ({{متن حدیث|... أَ لَا كُنْتِ أَعْلَمْتِينِي فَأَبْغِيَكُمْ شَيْئاً؟ فَقَالَتْ: يَا أَبَا الْحَسَنِ! إِنِّي لَأَسْتَحْيِي مِنْ إِلَهِي أَنْ أُكَلِّفَ نَفْسَكَ مَا لَا تَقْدِرُ عَلَيْهِ...}}).</ref>.
این اقدام حضرت فاطمه نهایت معقول بودن سطح [[انتظار]] او از همسرش را نشان می‌دهد که در [[تنگدستی]] شوهر از وی چیزی نطلبد؛ چنان‌که درباره معقول بودن سطح انتظار شوهر از [[همسر]] نیز [[پیامبر]]{{صل}}؛ حتی مرد را از [[استبداد]] در غذا و نوع آن [[نهی]] کرده و او را به همراهی و همدلی با همسر [[دعوت]] کرده و فرموده است: «[[مؤمن]] به میل همسر و خانواده‌اش غذا می‌خورد»<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۴۲، ح۲۷۸۱۴ ({{متن حدیث|... الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ بِشَهْوَةِ عِيَالِهِ}}).</ref>؛ چراکه این‌گونه اقدام‌ها سطح انتظارها را معقول می‌سازد و [[تکبر]] و [[فزون‌طلبی]] را می‌زداید و همدلی ایجاد می‌کند<ref>حسین بن محمدتقی نوری، مستدرک الوسائل، ج۳، ص۲۵۵، ح۳۵۱۸-۳ ({{متن حدیث|... أَ لَا أُنَبِّئُكُمْ بِخَمْسٍ مَنْ كُنَّ فِيهِ فَلَيْسَ بِمُتَكَبِّرٍ... وَ أَنْ يَأْكُلَ الرَّجُلُ مَعَ عِيَالِهِ}}).</ref>. اگر کسی چنین نکند به همسر آسیب زده و مورد [[نفرین پیامبر]]{{صل}} است<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۴۲، ح۲۷۸۱۶ ({{متن حدیث|... مَلْعُونٌ مَلْعُونٌ مَنْ ضَيَّعَ مَنْ يَعُولُ}}).</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۹۴.</ref>.
==آموزش آموزه‌های دینی==
از اقدامات اساسی و [[راهبردی]] [[معصومان]] در عرصه‌های [[زندگی]] از جمله [[خانواده]] [[آموزش دادن]] معیارهای مرتبط به آن عرصه بود تا [[آگاهی]] افراد در آن عرصه گسترش یابد. این آموزش از شاخص‌هایی است که در سامان‌یابی زندگی و [[رشد]] [[ایمانی]] نقشی مبنایی دارد؛ چراکه رشد و [[پایداری]] رابطه [[زن]] و شوهر به برنامه‌ای نیاز دارد که آنان بتوانند در این برنامه [[منطق]] و مهارتی را دریافت کنند تا به آنها کمک کند که از یک سو ارتباط [[رضایت‌بخش]] و همدلانه‌ای با یکدیگر برقرار کنند و از سوی دیگر بتوانند [[احساسات]] همدیگر را بشناسند و بپذیرند. از این برنامه می‌توان به «غنی‌سازی ارتباط» تعبیر کرد. این برنامه همان آموزش آموزه‌های دینی است که همه‌سویه و جامع است؛ زیرا با ارتباطی که به [[جهان‌بینی]] و پایه‌های بینشی [[همسران]] دارد، ابعاد [[فکری]] و عملی آنان را [[پوشش]] می‌دهد. در نتیجه کارا و تأثیرگذار است و از جمله تأثیرهای آن به تعبیر [[امیرمؤمنان]]{{ع}} ایجاد [[امنیت]] و [[امانتداری]] در [[محیط زندگی]] است<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش۴۵۹۴ ({{متن حدیث|... ثَمَرَةُ الدِّينِ الْأَمَانَةُ}}).</ref> و امانتداری نیز [[اعتماد]]، [[هماهنگی]]، [[رضایت‌مندی]] و همدلی را در پی دارد. [[خدای بزرگ]] با لحاظ تأثیر این برنامه در شکوفایی خانواده و [[پیشگیری]] از آسیب‌های آن بر اجرای آن در گستره [[زندگی]] تأکید کرد و آن را همیشگی دانست و به [[سرپرست]] [[خانواده]] در همه نسل‌ها و عصرها به صورت مطلق فرمود: «خودتان و کسانتان را از [[آتش]] [[حفظ]] کنید»<ref>{{متن قرآن|قُوا أَنْفُسَكُمْ وَأَهْلِيكُمْ نَارًا}} «خود و خانواده خویش را از آتش بازدارید» سوره تحریم، آیه ۶.</ref>. همچنین افزودند: «به کسانتان درباره اساسی‌ترین عامل [[سعادت]] یعنی [[نماز]] [[فرمان]] بده و خود بر آن [[شکیبا]] باش»<ref>{{متن قرآن|وَأْمُرْ أَهْلَكَ بِالصَّلَاةِ وَاصْطَبِرْ عَلَيْهَا}} «و خانواده‌ات را به نماز فرمان ده و بر آن شکیب کن» سوره طه، آیه ۱۳۲.</ref>. اگر [[آدمی]] بخواهد کاری کند و در پی آن شکیبا باشد، می‌طلبد که آن کار را تا [[زمان]] تأثیرگذاری آن پیاپی انجام دهد.
[[امام مجتبی]]{{ع}} نیز در پاسخ به کسی که درباره [[همسر]] دخترش با او [[مشورت]] کرده بود، او را بر [[پایبندی]] همسر به [[آموزه‌های دینی]] متوجه کرد و این [[آموزه‌ها]] را مایه پایداری زندگی دانست و فرمود: «دخترت را به [[ازدواج]] همسری باتقوا درآر که اگر دوستش بدارد، وی را گرامی می‌دارد و اگر دوستش نداشته باشد، به اوستم نکند»<ref>حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۹۶ ({{متن حدیث|... زَوِّجْهَا مِنْ رَجُلٍ تَقِيٍّ فَإِنَّهُ إِنْ أَحَبَّهَا أَكْرَمَهَا وَ إِنْ أَبْغَضَهَا لَمْ يَظْلِمْهَا}}).</ref>. نتیجه هر دو صورت این است که زندگی در [[سایه]] آموزه‌های دینی [[پایدار]] است. [[امام صادق]]{{ع}} هم فرمود: «[[مؤمن]] همواره خانواده خود را از [[دانش]] و [[ادب]] بهره‌مند می‌سازد تا مایه سعادت و [[بهشتی]] شدن آنان شود»<ref>ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام، ج۱، ص۸۲ ({{متن حدیث|... لَا يَزَالُ الْعَبْدُ الْمُؤْمِنُ يُورِثُ أَهْلَ بَيْتِهِ الْعِلْمَ وَ الْأَدَبَ الصَّالِحَ...}}).</ref>.
البته [[آموزش]] به دو صورت گفتاری و [[رفتاری]] است که این هر دو در [[سیره امامان]] [[مشاهده]] می‌شود؛ برای نمونه [[امام باقر]]{{ع}} به گونه‌ای همسرش را با آموزه‌های دینی آشنا کرده بود که ایشان از [[امام]] [[نقل روایت]] می‌کرد و نام او در ردیف [[راویان]] از آن حضرت ثبت شده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷۲، ح۱ ({{متن حدیث|... وَ قَالَتْ أُمِّي: قَالَ أَبِي: يَا أُمَّ فَرْوَةَ إِنِّي لَأَدْعُو اللَّهَ لِمُذْنِبِي شِيعَتِنَا...}}).</ref>. امام صادق{{ع}} نیز این آموزش را به حدی رسانیده بود که همسرش را به [[نمایندگی]] از خود نزد [[زنان]] [[مدینه]] برای ادای [[حقوق اجتماعی]] و [[تبیین آموزه‌های دینی]] می‌فرستاد<ref>شیخ [[صدوق]]، کتاب [[من لا یحضره الفقیه]]، ج۱، ص۱۷۸، ح۵۲۹ ({{متن حدیث|... كَانَ أَبِي{{ع}} يَبْعَثُ أُمِّي وَ أُمَّ فَرْوَةَ تَقْضِيَانِ حُقُوقَ أَهْلِ الْمَدِينَةِ...}}).</ref>.
به لحاظ رفتاری نیز [[امام سجاد]]{{ع}} آموزه‌های مختلف [[دینی]] را به [[خانواده]] آموزش می‌داد؛ حتی آنان را از به‌کارگیری ابزار [[بوی خوش]] در [[سفر حج]]<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۲، ص۳۵۰، ح۲۶۶۰ ({{متن حدیث|... قَالَ لِأَهْلِهِ: إِيَّاكُمْ أَنْ تَجْعَلُوا فِي زَادِنَا شَيْئاً مِنَ الطِّيبِ وَ لَا الزَّعْفَرَانِ...}}).</ref> و استفاده از [[مال]] پیداشده منع می‌کرد<ref>محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۳۸۹، ح۳ ({{متن حدیث|... اللُّقَطَةِ... وَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ{{ع}} يَقُولُ لِأَهْلِهِ: لَا تَمَسُّوهَا}}) (سند روایت معتبر است).</ref> و به پرداختن [[صدقه]] به [[نیازمندان]] به ویژه در [[روز جمعه]] تأکید می‌ورزید<ref>شیخ صدوق، علل الشرائع، ج۱، ۴۵، ص۴۱ ({{متن حدیث|... فَقَالَ لَهَا: لَا يَعْبُرْ عَلَى بَابِي سَائِلٌ إِلَّا أَطْعَمْتُمُوهُ فَإِنَّ الْيَوْمَ يَوْمُ الْجُمُعَةِ}}).</ref>. همچنین درباره امام سجاد و [[امام باقر]]{{ع}} نقل شده است [[صرفه‌جویی]] و [[مصرف]] به اندازه را به اعضای خانواده از جمله [[همسران]] آموزش می‌دادند و با زیر نظر داشتن مصرف جاری خانواده مواد مصرفی [[منزل]] را در استفاده درست و مسرفانه نبودن کنترل می‌کردند و هرگاه می‌دیدند چیزی از خوراکی‌های قابل استفاده دور ریخته شده، به همان اندازه [[هزینه]] جاری خانواده را کم می‌کردند<ref>ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی دعائم الإسلام، ج۲، ص۱۱۴، ح۳۷۹ ({{متن حدیث|وَ عَنْ جَعْفَرِ بْنِ مُحَمَّدٍ{{ع}} أَنَّهُ قَالَ: كَانَ أَبِي{{ع}} إِذَا رَأَى شَيْئاً مِنَ الطَّعَامِ فِي مَنْزِلِهِ قَدْ رُمِيَ بِهِ نَقَصَ مِنْ قُوتِ أَهْلِهِ مِثْلَهُ... عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ{{ع}} إِذَا رَأَى شَيْئاً مِنَ الْخُبْزِ مَطْرُوحاً وَ لَوْ قَدْرَ مَا تَجُرُّهُ النَّمْلَةُ نَقَصَ مِنْ قُوتِ أَهْلِهِ بِقَدْرِ ذَلِكَ}}).</ref>. این [[آموزش]] عملی در [[سبک زندگی]] نقشی اساسی دارد؛ چراکه «مصرف به اندازه» به لحاظ اثر، یکی از شاخص‌های [[اقتصادی]] است که در عرف رایج عقلا به نقش ویژه آن در [[مصرف بهینه]] توجه شده است و در [[آموزه‌های دینی]] نیز به تأثیر مبنایی و محوری آن در [[معیشت]] سالم و [[آسایش]] جسمی و [[آرامش روانی]] [[آدمی]] توجهی ویژه شده است؛ نیز در برخی [[روایت‌ها]] عامل بقای نعمت<ref>ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۴۰۳، ح۲۳۳ (امام کاظم{{ع}}: {{متن حدیث|مَنِ اقْتَصَدَ وَ قَنِعَ بَقِيَتْ عَلَيْهِ النِّعْمَةُ...}}).</ref>، در بعضی دیگر مایه [[توانگری]] و [[گنج]] [[بی‌نیازی]]<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۴، ح۵۸۳۴ ({{متن حدیث|لَا كَنْزَ أَغْنَى مِنَ الْقُنُوعِ}}). ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ج۱، ص۶ (پیامبر{{صل}} فرمود: {{متن حدیث|مَنْ قَنِعَ بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ فَهُوَ مِنْ أَغْنَى النَّاسِ}}). حسن بن علی دیلمی، ارشاد القلوب، ج۱، ص۱۱۹، ح۲۴۴ ({{متن حدیث|... الْغِنَى فِي الْقَنَاعَةِ}}).</ref>، در دسته سوم عامل گوارایی و آسایش و [[راحتی]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۱۸، ح۴ ({{متن حدیث|... مَنِ اقْتَصَرَ عَلَى بُلْغَةِ الْكَفَافِ فَقَدِ انْتَظَمَ الرَّاحَةَ}}). عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص۳۹۳، ش۱۹ ({{متن حدیث|أَنْعَمُ النَّاسِ عَيْشاً مَنْ مَنَحَهُ اللَّهُ سُبْحَانَهُ الْقَنَاعَةَ}}).</ref>، در پاره‌ای بزرگ‌ترین [[ثروت]] و بی‌نیازی<ref>ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۳۱۵ ({{متن حدیث|مَنْ رُزِقَ ثَلَاثاً نَالَ ثَلَاثاً وَ هُوَ الْغِنَى الْأَكْبَرُ: الْقَنَاعَةُ بِمَا أُعْطِيَ...}}).</ref> و در دسته‌ای دیگر یکی از [[نشانه‌های ایمان]] به [[خدا]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۷، ح۱ ({{متن حدیث|... أَنْ يَكُونَ فِيهِ ثَمَانِي خِصَالٍ... قَانِعاً بِمَا رَزَقَهُ اللَّهُ...}}) (با سند معتبر).</ref> شمرده شده است. این‌گونه تعبیرها از یک سو نشان دهنده نقش مبنایی مصرف به اندازه ([[قناعت]]) در سامان‌یابی [[زندگی]] و از سوی دیگر نشانه [[ثبات]] زندگی و [[رشد]] [[ایمانی]] و از جانب سوم مایه [[تحکیم]] [[روابط خانوادگی]] است.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۹۶.</ref>.
==[[تربیت اخلاقی]]==
مقصود از تربیت اخلاقی رشد و شکوفایی آموزه‌های [[ارزشمندی]] است که [[دانش اخلاق]] بدان فرامی‌خواند و [[انسان]] با ایجاد عینی آن در [[جان]] خود [[افعال]] و صفات و احوال خود را [[ارزشمند]] می‌سازد و [[آدمی]] خوب و فرشته‌گون می‌شود<ref>ر.ک: محمد عالم‌زاده نوری، راهبرد تربیت اخلاقی در قرآن کریم، ص۳۲-۴۱.</ref>. این تربیت اخلاقی مبتنی بر دو اصل [[ایدئولوژیکی]] و [[اخلاق‌مندی]] است. بدین سبب [[امام سجاد]]{{ع}} یکی از عوامل کمال [[ایمان]] شخص را [[خوش‌خلقی]] او با خانواده‌اش دانسته<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۱، ص۸ ({{متن حدیث|... وَ يَحْسُنُ خُلُقُهُ مَعَ أَهْلِهِ}}).</ref> نیز این خوش‌خلقی تربیت اخلاقی آنان را در پی دارد؛ چراکه [[زن]] و شوهر در فرایند زندگی بیش از هر کس دیگر از [[اخلاق]] یکدیگر تأثیر می‌پذیرند و [[زشتی]] و [[زیبایی]] [[اخلاقی]] آنان به مرور [[زمان]] در یکدیگر اثر می‌گذارد؛ از این‌رو فرد آلوده‌دامنی که به زن یا [[مرد]] [[نامحرم]] [[چشم]] دارد با [[آلودگی]] جنسی و [[بی‌عفتی]] خویش ناخودآگاه زمینه‌های [[فساد]] [[همسر]] و [[خانواده]] خود را فراهم می‌کند و آنان را به آن‌سو می‌کشاند؛ ولی انسان [[پاکدامن]] با [[حفظ]] خود از [[گناهان]] و کارهای [[نامشروع]] جنسی زمینه مصونیت همسر خود را در برابر ناپاکان فراهم می‌کند. [[امام صادق]]{{ع}} در این باره فرمود: {{متن حدیث|عِفُّوا عَنْ نِسَاءِ النَّاسِ تَعِفَّ نِسَاؤُكُمْ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۵۴، ح۵؛ شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۲۱، ح۴۹۸۵.</ref>: «از [[زنان]] [[مردم]] چشم بپوشید تا زنان خانواده شما پاکدامن بمانند». بر اساس این نگرش، تربیت اخلاقی انسان هدفمند به گونه‌ای است که همه رفتارهایش روشن و هدفمند است و از اصل [[ایدئولوژیک]]؛ یعنی [[معارف قرآن]] ریشه و برنامه می‌گیرد و رفتارهایی مانند رابطه بی‌مرز زن و مرد، ارتباط دوستانه پنهانی، شکسته شدن [[حریم]] خانواده، برترنمایی زن [[زیبا]] و پولدار، [[اجبار]] به زندگی مشقت‌بار، فرزنددار نشدن بدون [[مصلحت]] و شانه خالی کردن از [[تربیت فرزند]] را برخلاف [[سنت]] [[آفرینش الهی]] و تربیت اخلاقی می‌داند؛ چنان‌که [[پیامبر]]{{صل}} از [[آرایش]] زنان برای غیر شوهر به شدت [[نهی]] کرد و فرمود: «هر زنی با آرایش کردن خود برای غیر همسرش از [[خانه]] برون رود، مورد [[نفرین]] و [[خشم الهی]] است تا وقتی به خانه برگردد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۸، ح۲ ({{متن حدیث|أَيُّ امْرَأَةٍ تَطَيَّبَتْ ثُمَّ خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا فَهِيَ تُلْعَنُ حَتَّى تَرْجِعَ‏ إِلَى بَيْتِهَا مَتَى مَا رَجَعَتْ}}).</ref>؛ چراکه این [[رفتار]] پیامدهایی مانند رابطه بی‌مرز [[زن]] و مرد، ارتباط دوستانه، پنهانی شکسته شدن حریم [[خانواده]] و شانه خالی کردن از تربیت فرزند را در پی دارد.
برابر با [[حدیثی]]، [[تربیت اخلاقی]] زن و شوهر رابطه آنان و [[خدا]] را [[اصلاح]] می‌کند و آنکه با خدا ارتباط [[پسندیده]] داشته باشد، [[خدای بزرگ]] نیز رابطه او با دیگران از جمله [[همسر]] را اصلاح و پسندیده می‌کند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۸، ص۳۰۷، ح۴۷۷ ({{متن حدیث|... مَنْ أَصْلَحَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ أَصْلَحَ اللَّهُ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ النَّاسِ}}).</ref>. پسندیده بودن رابطه زن و شوهر مایه [[خوشبختی]] و شیرینی [[زندگی]] است. بر پایه این [[حدیث شریف]] اگر برخی افراد، بدحجابی و [[ارتباط نامشروع]] با پسر یا دختر [[جوان]] را به عنوان یک [[ارزش]] پذیرفته‌اند، به جهت کمرنگی تربیت اخلاقی و اصلاح نشدن [[ارتباط با خدا]] در خانواده‌هاست که به [[مرز]] ارتباط با [[نامحرم]] به [[خیال]] [[آزادی‌خواهی]] آسیب می‌زند؛ درحالی‌که [[رعایت]] نکردن مرز ارتباط با نامحرم نوعی [[آلودگی]] و شکسته شدن [[حرمت]] و [[عزت]] زن است.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۹۹.</ref>.
==هم‌پوشانی و رازداری==
هم‌پوشانی و رازداری زن و شوهر نسبت به یکدیگر از شاخص‌های دیگر [[تحکیم]] [[روابط همسری]] است که در [[قرآن]] از آن با تعبیر «[[لباس]]» یاد شده است: {{متن قرآن|هُنَّ لِبَاسٌ لَكُمْ وَأَنْتُمْ لِبَاسٌ لَهُنَّ}}<ref>«آنها جامه شما و شما جامه آنهایید» سوره بقره، آیه ۱۸۷.</ref>؛ چراکه زن و شوهر با همدیگر همانند لباس رابطه هم‌پوشانی و رازداری دارند و با این رابطه خانواده‌ای [[استوار]] و پویا پدید خواهد آمد؛ یعنی زن و شوهر همچون لباس پوشاننده [[عیوب]]، [[حافظ]] [[آبرو]]، مایه دلگرمی و [[زیبایی]] و [[آرامش]] و [[نگهبان]] یکدیگرند. پس با رازداری و داشتن رابطه‌ای تنگاتنگ باید مانع رهیابی [[بیگانه]] [[فتنه‌گر]] به درون [[زندگی]] خویش شوند و تماس و تأمین [[غریزه جنسی]] را به یکدیگر محدود سازند<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۹، صص ۴۴۶ و ۴۵۹.</ref> و این مایه تحکیم روابط همسری است.
به دیگر سخن [[آدمی]] برخی [[خصلت‌های پسندیده]] را باید از برخی حیوان‌ها بیاموزد؛ چراکه آنها بر پایه [[آفرینش الهی]] از آن برخوردارند؛ برای مثال گفته می‌شود چالاکی را از گربه، [[وقار]] را از گاو و [[وفا]] را از سگ نگهبان باید آموخت. در موضوع رابطه هم‌پوشانی [[زن]] و مرد در [[حدیثی]] معتبر<ref>محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۰، ص۳۳۱ (سند روایت موثق است).</ref> آمده که آن از کلاغ اعصم<ref>کلاغ اعصم یکی از دو پایش سفید است و با نجابتی که دارد، به سرعت دست‌یافتنی نیست (محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۵، ح۴ {{متن حدیث|... قِيلَ: وَ مَا الْغُرَابُ الْأَعْصَمُ الَّذِي لَا يَكَادُ يُقْدَرُ عَلَيْهِ؟ قَالَ: الْأَبْيَضُ إِحْدَى رِجْلَيْهِ}}).</ref> آموختنی است؛ یعنی [[پیامبر]]{{صل}} زن [[صالح]] را به کلاغ اعصم [[تشبیه]] کرده است؛ به این معنا که همان‌گونه که کلاغ اعصم دست‌یافتنی نیست، زن شایسته و پاکدامن نیز شخصیتی دارد که بیگانه توان راهیابی به حریمش را ندارد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۵ ({{متن حدیث|... إِنَّمَا مَثَلُ الْمَرْأَةِ الصَّالِحَةِ مَثَلُ الْغُرَابِ الْأَعْصَمِ الَّذِي لَا يَكَادُ يُقْدَرُ عَلَيْهِ}}).</ref> و هم‌پوشانی او تنها به [[همسر]] اوست؛ حتی زیبایی و [[زیور]] و [[آرایش]] خود را از چشم بیگانه می‌پوشد<ref>{{متن قرآن|وَقُلْ لِلْمُؤْمِنَاتِ يَغْضُضْنَ مِنْ أَبْصَارِهِنَّ وَيَحْفَظْنَ فُرُوجَهُنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا وَلْيَضْرِبْنَ بِخُمُرِهِنَّ عَلَى جُيُوبِهِنَّ وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا لِبُعُولَتِهِنَّ أَوْ آبَائِهِنَّ أَوْ آبَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ أَبْنَائِهِنَّ أَوْ أَبْنَاءِ بُعُولَتِهِنَّ أَوْ إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي إِخْوَانِهِنَّ أَوْ بَنِي أَخَوَاتِهِنَّ أَوْ نِسَائِهِنَّ أَوْ مَا مَلَكَتْ أَيْمَانُهُنَّ أَوِ التَّابِعِينَ غَيْرِ أُولِي الْإِرْبَةِ مِنَ الرِّجَالِ أَوِ الطِّفْلِ الَّذِينَ لَمْ يَظْهَرُوا عَلَى عَوْرَاتِ النِّسَاءِ وَلَا يَضْرِبْنَ بِأَرْجُلِهِنَّ لِيُعْلَمَ مَا يُخْفِينَ مِنْ زِينَتِهِنَّ وَتُوبُوا إِلَى اللَّهِ جَمِيعًا أَيُّهَ الْمُؤْمِنُونَ لَعَلَّكُمْ تُفْلِحُونَ}} «و به زنان مؤمن بگو دیدگان (از نگاه حرام) فرو دارند و پاکدامنی ورزند و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست و باید روسری‌هایشان را بر گریبان خویش افکنند و زیور خود را آشکار نگردانند جز بر شوهرانشان یا پدرانشان یا پدران شوهرانشان یا پسرانشان یا پسران شوهرانشان یا برادرانشان یا پسران برادرانشان یا پسران خواهرانشان یا زنان (هم آیین) شان یا کنیزهاشان یا مردان وابسته‌ای که نیاز (به زن) ندارند یا کودکانی که از شرمگاه‌های زنان آگاهی ندارند و چنان پا نکوبند که آنچه از زیورشان پوشیده می‌دارند آشکار گردد و همگان ای مؤمنان! به درگاه خداوند توبه کنید، باشد که رستگار گردید» سوره نور، آیه ۳۱.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۳۰۱.</ref>.
==پوشش آمیزشی==
پوشش و [[ستر]] آمیزشی از اموری است که با [[خوی]] [[انسانی]] و [[فطرت الهی]] هماهنگ است و نقش تأثیرگذاری در [[حفظ]] [[حیا]]، [[هویت]] و [[حریم]] انسانی دارد. این نکته‌ای است که در [[آموزه‌های دینی]] بر آن تأکید شده است؛ حتی در این مورد [[آدمی]] را به وجود آن در برخی [[حیوانات]] و [[آموزش]] از آنها توجه داده‌اند. در بیان [[امام صادق]]{{ع}} آمده است [[خصلت]] ستر و پوشش در مسائل جنسی را از کلاغ بیاموزید<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۱، ص۴۸۲، ح۱۳۹۴ (تَعَلَّمُوا مِنَ الْغُرَابِ ثَلَاثَ خِصَالٍ اسْتِتَارَهُ بِالسَّفَادِ وَ بُکُورَهُ فِی طَلَبِ الرِّزْقِ وَ حَذَرَهُ).</ref> که جفت‌گیری کلاغ نر و ماده پنهانی و به دور از چشم دیگران است. تأثیر این موضوع در [[تربیت اخلاقی]] نزد [[خردمندان]] و دین‌مداران به توضیح نیاز ندارد. از لوازم پوشش آمیزشی، [[انتخاب]] محیطی [[خلوت]] و به دور از منظر دیگران حتی [[کودکان]] در امر آمیزش است. این اقدام افزون بر [[پیشگیری]] از آسیب‌های روانی و [[اخلاقی]] و حیثیتی<ref>ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۰۰، ح۲ ({{متن حدیث|... قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: وَ الَّذِي نَفْسِي بِيَدِهِ لَوْ أَنَّ رَجُلًا غَشِيَ امْرَأَتَهُ وَ فِي الْبَيْتِ صَبِيٌّ مُسْتَيْقِظٌ يَرَاهُمَا وَ يَسْمَعُ كَلَامَهُمَا وَ نَفَسَهُمَا مَا أَفْلَحَ أَبَداً؛ إِذَا كَانَ غُلَاماً، كَانَ زَانِياً أَوْ جَارِيَةً، كَانَتْ زَانِيَةً...}}).</ref> مایه ارضای نیاز جنسی همراه با [[آرامش]] و سازگار با [[زندگی]] است. این نکته در گزارشهای سیره‌ای [[امامان]] در این باره هرچند کم است، گزارش [[سیره]] یکی از آنان در این مورد از فراگیری آن در میان همه ایشان حکایت می‌کند؛ چنان‌که امام صادق{{ع}} پس از سال‌ها از [[شهادت امام سجاد]]{{ع}} این نکته سیره‌ای وی را چنین نقل کرده است: «او برای آمیزش درهای [[اتاق]] را می‌بست، پرده‌ها را می‌آویخت و همگان، حتی خدمتکاران را از اتاق بیرون می‌کرد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۰۰، ح۲ ({{متن حدیث|... وَ كَانَ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ{{ع}} إِذَا أَرَادَ أَنْ يَغْشَى أَهْلَهُ أَغْلَقَ الْبَابَ وَ أَرْخَى السُّتُورَ وَ أَخْرَجَ الْخَدَمَ}}).</ref>. امام صادق{{ع}} نیز کام‌گیری از [[کنیز]] را پنهانی انجام می‌داد<ref>محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۱، ص۱۳۴، ح۶۱-۶۲؛ همو، الاستبصار، ج۱، ص۱۲۵، ح۵.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۳۰۲.</ref>.
==فرهنگ‌سازی و تقویت تعاملات اخلاقی==
عمل به [[آداب]] [[فرهنگ‌ساز]] در [[تعاملات اجتماعی]] آثاری دارد که از جمله آن تقویت تعاملات اخلاقی به ویژه در [[خانواده]] است و در [[آموزه‌های اسلام]] نیز بر آن تأکید شده است و نمونه‌های فراوانی دارد؛ مانند [[فروتنی]]، [[سلام کردن]]، پاسخ خوب دادن، خوش‌سخنی، استقبال، [[خداحافظی]] و بدرقه برای مثال اگر [[پیامبر]]{{صل}} فرمود «[[سلام]] کرد ن را [[توسعه]] دهید»<ref>محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۸۸ ({{متن حدیث|أَفْشُوا السَّلَامَ تَسْلَمُوا}}).</ref>، «با سلام کردن [[صله‌رحم]] کنید»<ref>محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۸۸ ({{متن حدیث|صِلُوا أَرْحَامَكُمْ وَ لَوْ بِالسَّلَامِ}}).</ref>، «پس از نشست با یکدیگر و هنگام جدایی از یکدیگر خداحافظی کنید»<ref>محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۸۸ ({{متن حدیث|إِذَا قَامَ أَحَدُكُمْ مِنْ مَجْلِسِهِ فَلْيُوَدِّعْهُمْ بِالسَّلَامِ}}).</ref> و [[امام حسین]]{{ع}} فرمود: {{متن حدیث|السَّلَامُ قَبْلَ الْكَلَامِ}}<ref>ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۴۶.</ref> و امام صادق{{ع}} فرمود: «سلام کردن و خوب [[سخن گفتن]] مایه [[آمرزش]] است»<ref>محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۸۸ ({{متن حدیث|إِنَّ مِنْ مُوجِبَاتِ الْمَغْفِرَةِ بَذْلَ السَّلَامِ}}).</ref> و «هنگام ورود به [[منزل]] به [[خانواده]] خود سلام کنید»<ref>محمد بن محمد شعیری، جامع الاخبار، ص۸۹ ({{متن حدیث|إِذَا دَخَلْتَ مَنْزِلَكَ فَقُلْ بِسْمِ اللَّهِ وَ بِاللَّهِ وَ سَلِّمْ عَلَى أَهْلِكَ}}).</ref>. همه اینها برای تقویت تعامل [[اخلاقی]] در [[تعاملات اجتماعی]] به ویژه در خانواده و با [[همسر]] است؛ چراکه از منظر [[روان‌شناسی]] [[تربیت]]، اگر فردی بخواهد بر دیگری تأثیر بگذارد، باید نخست به او [[احترام]] بگذارد و سپس خواسته‌اش را مطرح کند و سلام کردن در آغاز دیدار [[احترام کردن]] است؛ چنان‌که پیامبر{{صل}} در ابتدای دیدار با کسی نخست به او سلام می‌کرد؛ حتی به [[کودکان]]<ref>محمد تقی مجلسی، روضة المتقین، ج۱۲، ص۲۵۰ ({{متن حدیث|... كَانَ يُسَلِّمُ عَلَى كُلِّ أَحَدٍ حَتَّى الصِّبْيَانِ وَ النِّسْوَانِ}}).</ref>. این نمونه‌ها در [[سیره امامان]] در همه موارد به ویژه در [[تعامل با همسر]] عملی بود. هرچند مستندات چندانی در این باره در دست نیست، به [[حکم]] سخن [[امام صادق]]{{ع}} (به شما جز آنچه خود برآنیم، [[فرمان]] ندهیم)<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۷۸-۷۹، ح۸ ({{متن حدیث|... إِنِّي وَ اللَّهِ مَا آمُرُكُمْ إِلَّا بِمَا نَأْمُرُ بِهِ أَنْفُسَنَا...}}).</ref> و بر پایه [[حدیثی]] از [[امیرمؤمنان]]{{ع}} (مبنی بر اینکه ایشان به [[زنان]] سلام می‌کرد، هرچند سلام کردن به [[زن]] [[جوان]] را به جهت نکات [[تربیتی]] خوش نداشت)<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۶۹.</ref> نمی‌توان گفت آنان در تعامل با همسر چنین نبودند.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۳۰۳.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۱۵۳

ویرایش