محبت به همسر: تفاوت میان نسخه‌ها

۴٬۶۶۱ بایت اضافه‌شده ،  ‏۱۶ دسامبر ۲۰۲۵
بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحه‌ای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = همسر | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} ==تأمین نیازهای عاطفی== نیاز عاطفی از جمله نیازهای انسان است و برآورده شدن آن نقشی محوری در آرامش آدمی دارد. به دیگر سخن زن و مرد به گونه‌ای آفریده شده‌اند...» ایجاد کرد)
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
 
بدون خلاصۀ ویرایش
 
(۱۳ نسخهٔ میانی ویرایش شده توسط ۳ کاربر نشان داده نشد)
خط ۱: خط ۱:
{{مدخل مرتبط  
{{مدخل مرتبط  
| موضوع مرتبط = همسر
| موضوع مرتبط = تأمین نیازهای عاطفی همسر
| عنوان مدخل  =  
| عنوان مدخل  =  
| مداخل مرتبط =  
| مداخل مرتبط = [[محبت به همسر در معارف و سیره معصوم]]
| پرسش مرتبط  =  
| پرسش مرتبط  =  
}}
}}


==تأمین نیازهای عاطفی==
== مقدمه ==
نیاز عاطفی از جمله [[نیازهای انسان]] است و برآورده شدن آن نقشی محوری در [[آرامش]] [[آدمی]] دارد. به دیگر سخن [[زن]] و مرد به گونه‌ای [[آفریده]] شده‌اند که به یکدیگر نیازهایی دارند و این نیاز در [[سایه]] [[همزیستی]] آمیخته به آرامش دوجانبه آنان تأمین می‌شود. این نیاز محدود به نیاز جنسی نیست، بلکه [[نیازهای انسانی]] از جمله نیاز عاطفی را نیز دربرمی‌گیرد که محور اساسی [[پایداری]] و [[شادابی]] [[خانواده]] است و به تعبیر [[قرآن]] بر دو اصل [[مودت]] و [[رحمت]] {{متن قرآن|وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً}}<ref>«و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد» سوره روم، آیه ۲۱.</ref> [[استوار]] است؛ یعنی از نگاه قرآن [[روابط همسری]] بدون [[محبت]] [[ثبات]] ندارد. واژه «مودت» به معنای محبت [[پایدار]] است که اثرش در [[رفتار]] ظاهر می‌شود. مودت و رحمت مانند ملاطی هستند که میان آجرها و قطعه‌سنگ‌های [[نهاد خانواده]] پیوندی محکم پدید می‌آورند و بدون آن [[زندگی]] مشترک فرومی‌ریزد و دوامی نخواهد داشت؛ از این‌رو [[خدا]] این دو اصل مهم و حیاتی را بین زن و شوهر قرار داد تا مودت و [[دوستی]] آن دو پایدار گردد و [[انعطاف]] و رحمت آنان گذشت از [[لغزش‌ها]] را در پی داشته باشد و پیوند آنها ناگسستنی شود<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، تفسیر تسنیم، ج۵، ص۶۷۵.</ref>.
همه روش‌هایی که در [[اسلام]] برای تعامل با یکدیگر در محیط [[خانه]] آمده، از قبیل [[سلام کردن]]، به پیشواز و بدرقه رفتن، خداحافظی کردن، [[پاکیزگی]]، [[زینت]] و [[آرایش]]، [[قدردانی]]، [[عیب‌پوشی]]، [[خوش‌رویی]]، خوش‌زبانی، پخت و پز خوب و مناسب و خرده نگرفتن از کارهای یکدیگر<ref>برای نمونه، ر.ک: حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۹۶.</ref>، برای ایجاد [[محبت]] و تحکیم روابط خانوادگی و نوعی ابراز محبت است که این اظهار در ایجاد [[آرامش]] و دوام آن نقشی اساسی دارد؛ زیرا [[دوست داشتن]] به تنهایی سبب ارتباط [[پایدار]] نیست؛ از این‌رو [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «شیرینی این سخن مرد به همسرش «که دوستت دارم» هیچ‌گاه از یاد [[زن]] نمی‌رود و همواره در دلش جای دارد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۹، ح۵۹ ({{متن حدیث|قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً}}).</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرمود: «تلاش در افزایش محبت به همسر در [[حقیقت]] کوشش برای افزایش [[مراتب ایمان]] است»<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۴، ح۴۳۵۰ ({{متن حدیث|... الْعَبْدُ كُلَّمَا ازْدَادَ لِلنِّسَاءِ حُبّاً ازْدَادَ فِي الْإِيمَانِ فَضْلًا}}).</ref>؛ چراکه نتیجه محبت [[صادقانه]] هماهنگی و [[همراهی]] است<ref>ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۹۴: {{عربی|لَوْ كَانَ حُبُّكَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ *** إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ أَحَبَّ مُطِيعٌ}}.</ref> و هرجا هماهنگی و همراهی باشد، [[امنیت]] که هم‌خانواده [[ایمان]] است، نیز هست. پس ایمان امنیت‌آفرین و آرامش‌زاست که [[قرآن]] در وصف [[مؤمنان]] فرمود: {{متن قرآن|أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ}}<ref>«آنان امن (و آرامش) دارند و رهیافته‌اند» سوره انعام، آیه ۸۲.</ref>. اگر پیامبر{{صل}} فرمود «از دنیای شما بوی خوش و [[همسر]] را [[دوست]] می‌دارم و [[نماز]] نور چشم من است»<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۴، ح۱۷۵۵ ({{متن حدیث|... حُبِّبَ إِلَيَّ مِنْ دُنْيَاكُمُ النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ}}).</ref> و همسردوستی را از یک سو در ردیف بوی خوش و از سوی دیگر در ردیف نماز قرار داد، به دلیل تأثیر ژرف و ریشه‌ای این سه در ایجاد پیوند عمیق و [[آرامش‌بخش]] میان [[انسان]] با [[خدا]]، [[خانواده]] و دیگران است؛ پیوندهایی که برای دوام [[زندگی]] و [[خوشبختی]] [[آدمی]] رکن اساسی شمرده می‌شوند؛ چراکه [[نماز]] پیوند آرامش‌بخش انسان با خداست. بوی خوش [[معاشرت]] انسان با افراد [[جامعه]] را گوارا می‌کند و همسردوستی پیوند انسان با خانواده را دلنواز می‌سازد.


این نیاز عاطفی و [[محبت به همسر]] در [[روایت]] معتبری در ردیف [[خلق و خوی]] [[پیامبران]] شمرده شده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۳۲۰، ح۱ ({{متن حدیث|... مِنْ أَخْلَاقِ الْأَنْبِيَاءِ{{عم}} حُبُّ النِّسَاءِ}}).</ref>. اگر [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «[[مؤمن]] حتی در خوراکش به اشتها و اندازه و چگونگی [[خوراک]] همسرش توجه می‌کند و پا به پای او غذا می‌خورد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۱۲، ح۶ ({{متن حدیث|... الْمُؤْمِنُ يَأْكُلُ بِشَهْوَةِ أَهْلِهِ [عِيَالِهِ]...}}).</ref>، این برای تأمین نیازهای عاطفی اوست. این نیاز عاطفی ابعادی دارد که یکی از آنها [[شادی]] است و شادی را می‌توان احساسی مرکب از [[حس]] [[آزادی]]، [[رفاه]] نسبی، [[شایستگی]]، [[احساسات]] و عواطفی از این دست دانست که می‌توان گفت از راه‌های زیر دست‌یافتنی است:
بنابراین شیرین‌ترین لحظات زندگی فرصت‌هایی است که آدمی به محبوب خود چشم می‌دوزد و به او می‌نگرد و سخنی محبت‌آمیز به او می‌گوید و نهایت [[احساس]] و [[عاطفه]] خود را در [[کلام]] و نگاهش نشان می‌دهد و با این ابراز محبت [[سبک زندگی]] او را می‌سازد. سیره رفتاری [[امامان]]{{عم}} در محیط [[خانه]] نیز با این لحظات [[عاطفی]] و شیرین آمیخته بود؛ چنان‌که از [[پیامبر]]{{صل}} نقل شده: اهل‎بیت{{عم}} ویژگی‌هایی دارند که احدی پیش و پس از ایشان از آن بهره‌مند نبوده و نیست. یکی از آنها [[محبت]] به [[زن]] است<ref>فضل‌الله بن علی راوندی، النوادر، ص١۵ ({{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:... وَ الْمَحَبَّةَ لِلنِّسَاءِ}}).</ref> که نمونه‌هایی از آن در [[سیره]] آنان مشاهده می‌شود؛ برای مثال:


===[[ابراز محبت]]===
۱. درباره تعامل [[امیرمؤمنان]]{{ع}} با همسرانش چنین نقل شده است که به خوله مادر [[محمد حنفیه]] ابراز محبت می‌کرده و او را «جان‌الصفا» می‌نامیده و علت این نامگذاری را حسن و [[نیکی]] او می‌دانسته است<ref>محمد بن جریر طبری امامی، المسترشد فی امامة علی بن ابی‌طالب{{ع}}، ص۴۱۴؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۴۴ ({{متن حدیث|... إِنَّمَا سُمِّيَتْ جَانَّ الصَّفَا لِحُسْنِهَا}}).</ref>؛ چنان‌که در تعبیری علاقه شدید خود به [[همسر]] دیگرش اُمامه را این‌گونه اظهار کرده است: «تحمل دوری چهار چیز را ندارم و یکی از آنها اُمامه است»<ref>محمد بن حسن فتال، روضةالواعظین، ج۱، ص۳۴۸ ({{متن حدیث|... أَرْبَعَةٌ لَيْسَ إِلَى فِرَاقِهِنَّ سَبِيلٌ: بِنْتُ أُمَامَةَ أَوْصَتْنِي بِهَا فَاطِمَةُ...}}).</ref>. این ابراز محبت علاقه شدید اُمامه به [[امام]] را در پی داشت؛ چنان‌که تکریم امام به همسر دیگرش [[لیلا دختر مسعود]] همین بازخورد را داشت و این دو به وقت ضربت خوردن امام [[گریه]] و [[بی‌تابی]] می‌کردند؛ به اندازه‌ای که به [[ابن‌ملجم]] گفتند: «تو با این کار خود هیچ ضرری به [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نمی‌زنی»<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۹۵-۴۹۶ ({{عربی|... وَ قُلْنَ: يَا عَدُوَّ اللَّهِ لَا بَأْسَ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ}}).</ref>. ام‌هیثم [[نخعی]] نیز در [[شعر]] خود علاقه شدید اُمامه به [[امام]] را چنین بازگو کرده است: «اُمامه موی مرا سپید و [[اندوه]] مرا بسیار می‌کند. با از [[دست دادن]] شوهر در پی جستن او می‌چرخد و با [[ناامید]] شدن شیون می‌کند»<ref>ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۸، ص۲۵.</ref>.
همه روش‌هایی که در [[اسلام]] برای تعامل با یکدیگر در محیط [[خانه]] آمده، از قبیل [[سلام کردن]]، به پیشواز و بدرقه رفتن، [[خداحافظی]] کردن، [[پاکیزگی]]، [[زینت]] و [[آرایش]]، [[قدردانی]]، [[عیب‌پوشی]]، [[خوش‌رویی]]، خوش‌زبانی، پخت و پز خوب و مناسب و خرده نگرفتن از کارهای یکدیگر<ref>برای نمونه، ر.ک: حسن بن فضل طبرسی، مکارم الاخلاق، ص۱۹۶.</ref>، برای ایجاد [[محبت]] و [[تحکیم]] [[روابط خانوادگی]] و نوعی [[ابراز محبت]] است که این اظهار در ایجاد [[آرامش]] و دوام آن نقشی اساسی دارد؛ زیرا [[دوست داشتن]] به [[تنهایی]] سبب ارتباط [[پایدار]] نیست؛ از این‌رو [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «شیرینی این سخن مرد به همسرش "که دوستت دارم" هیچ‌گاه از یاد [[زن]] نمی‌رود و همواره در دلش جای دارد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۶۹، ح۵۹ ({{متن حدیث|قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً}}).</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرمود: «تلاش در افزایش [[محبت به همسر]] در [[حقیقت]] [[کوشش]] برای افزایش [[مراتب ایمان]] است»<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۴، ح۴۳۵۰ ({{متن حدیث|... الْعَبْدُ كُلَّمَا ازْدَادَ لِلنِّسَاءِ حُبّاً ازْدَادَ فِي الْإِيمَانِ فَضْلًا}}).</ref>؛ چراکه نتیجه محبت [[صادقانه]] [[هماهنگی]] و [[همراهی]] است<ref>ابن‌شعبه حرانی، تحف العقول، ص۲۹۴: {{عربی|لَوْ كَانَ حُبُّكَ صَادِقاً لَأَطَعْتَهُ *** إِنَّ الْمُحِبَّ لِمَنْ أَحَبَّ مُطِيعٌ}}.</ref> و هرجا هماهنگی و همراهی باشد، [[امنیت]] که هم‌خانواده [[ایمان]] است، نیز هست. پس ایمان امنیت‌آفرین و آرامش‌زاست که [[قرآن]] در وصف [[مؤمنان]] فرمود: {{متن قرآن|أُولَئِكَ لَهُمُ الْأَمْنُ وَهُمْ مُهْتَدُونَ}}<ref>«آنان امن (و آرامش) دارند و رهیافته‌اند» سوره انعام، آیه ۸۲.</ref>. اگر پیامبر{{صل}} فرمود «از دنیای شما [[بوی خوش]] و [[همسر]] را [[دوست]] می‌دارم و [[نماز]] [[نور چشم]] من است»<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲، ص۱۴۴، ح۱۷۵۵ ({{متن حدیث|... حُبِّبَ إِلَيَّ مِنْ دُنْيَاكُمُ النِّسَاءُ وَ الطِّيبُ وَ جُعِلَ قُرَّةُ عَيْنِي فِي الصَّلَاةِ}}).</ref> و همسردوستی را از یک سو در ردیف بوی خوش و از سوی دیگر در ردیف نماز قرار داد، به دلیل تأثیر ژرف و ریشه‌ای این سه در ایجاد پیوند عمیق و [[آرامش‌بخش]] میان [[انسان]] با [[خدا]]، [[خانواده]] و دیگران است؛ پیوندهایی که برای دوام [[زندگی]] و [[خوشبختی]] [[آدمی]] رکن اساسی شمرده می‌شوند؛ چراکه [[نماز]] پیوند آرامش‌بخش انسان با خداست. [[بوی خوش]] [[معاشرت]] انسان با افر[[اد]] [[جامعه]] را گوارا می‌کند و همسردوستی پیوند انسان با خانواده را دلنواز می‌سازد.


بنابراین شیرین‌ترین لحظات زندگی فرصت‌هایی است که آدمی به محبوب خود چشم می‌دوزد و به او می‌نگرد و سخنی محبت‌آمیز به او می‌گوید و نهایت [[احساس]] و [[عاطفه]] خود را در [[کلام]] و نگاهش نشان می‌دهد و با این [[ابراز محبت]] [[سبک زندگی]] او را می‌سازد. [[سیره رفتاری]] [[امامان]]{{عم}} در محیط [[خانه]] نیز با این لحظات [[عاطفی]] و شیرین آمیخته بود؛ چنان‌که از [[پیامبر]]{{صل}} نقل شده: اهل‎بیت{{عم}} ویژگی‌هایی دارند که احدی پیش و پس از ایشان از آن بهره‌مند نبوده و نیست. یکی از آنها [[محبت]] به [[زن]] است<ref>فضل‌الله بن علی راوندی، النوادر، ص١۵ ({{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}:... وَ الْمَحَبَّةَ لِلنِّسَاءِ}}).</ref> که نمونه‌هایی از آن در [[سیره]] آنان [[مشاهده]] می‌شود؛ برای مثال:
۲. درباره تعامل [[امام حسین]]{{ع}} و همسرش [[رباب]] نقل‌هایی در دست است که از آنها برمی‌آید تعامل آنان بسیار صمیمی بوده است؛ به گونه‌ای که امام صمیمیت این روابط را با سرودن شعری درباره او چنین اظهار می‌کرد: «به [[جان]] تو [[سوگند]]، من خانه‌ای را دوست دارم که [[سکینه]] و رباب در آن باشند. آنان را دوست دارم و تمامی مالم را برای ایشان [[فدا]] می‌کنم و [[سرزنش]] احدی در این باره پذیرفته نیست»<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص۹۴؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۳؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۱. {{متن حدیث|إِنَّنِي لَأُحِبُّ دَارًا *** تَحِلُّ بِهَا سَكِينَةُ وَ الرَّبَابُ
 
۱. درباره تعامل [[امیرمؤمنان]]{{ع}} با همسرانش چنین نقل شده است که به [[خوله]] مادر [[محمد حنفیه]] ابراز محبت می‌کرده و او را «جان‌الصفا» می‌نامیده و علت این نامگذاری را حسن و [[نیکی]] او می‌دانسته است<ref>محمد بن جریر طبری امامی، المسترشد فی امامة علی بن ابی‌طالب{{ع}}، ص۴۱۴؛ ابن ابی‌الحدید، شرح نهج‌البلاغه، ج۱، ص۲۴۴ ({{متن حدیث|... إِنَّمَا سُمِّيَتْ جَانَّ الصَّفَا لِحُسْنِهَا}}).</ref>؛ چنان‌که در تعبیری علاقه شدید خود به [[همسر]] دیگرش اُمامه را این‌گونه اظهار کرده است: «[[تحمل]] دوری چهار چیز را ندارم و یکی از آنها اُمامه است»<ref>محمد بن حسن فتال، روضةالواعظین، ج۱، ص۳۴۸ ({{متن حدیث|... أَرْبَعَةٌ لَيْسَ إِلَى فِرَاقِهِنَّ سَبِيلٌ: بِنْتُ أُمَامَةَ أَوْصَتْنِي بِهَا فَاطِمَةُ...}}).</ref>. این ابراز محبت علاقه شدید اُمامه به [[امام]] را در پی داشت؛ چنان‌که [[تکریم امام]] به همسر دیگرش [[لیلا دختر مسعود]] همین بازخورد را داشت و این دو به [[وقت]] ضربت خوردن امام [[گریه]] و [[بی‌تابی]] می‌کردند؛ به اندازه‌ای که به [[ابن‌ملجم]] گفتند: «تو با این کار خود هیچ ضرری به [[امیرمؤمنان]]{{ع}} نمی‌زنی»<ref>احمد بن یحیی بلاذری، انساب الاشراف، ج۲، ص۴۹۵-۴۹۶ ({{عربی|... وَ قُلْنَ: يَا عَدُوَّ اللَّهِ لَا بَأْسَ عَلَى أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ}}).</ref>. [[ام‌هیثم]] [[نخعی]] نیز در [[شعر]] خود علاقه شدید اُمامه به [[امام]] را چنین بازگو کرده است: «اُمامه موی مرا سپید و [[اندوه]] مرا بسیار می‌کند. با از [[دست دادن]] شوهر در پی جستن او می‌چرخد و با [[ناامید]] شدن شیون می‌کند»<ref>ابن‌حجر عسقلانی، الاصابه، ج۸، ص۲۵.</ref>.
 
۲. درباره تعامل [[امام حسین]]{{ع}} و همسرش [[رباب]] نقل‌هایی در دست است که از آنها برمی‌آید تعامل آنان بسیار صمیمی بوده است؛ به گونه‌ای که امام [[صمیمیت]] این روابط را با سرودن شعری درباره او چنین اظهار می‌کرد: «به [[جان]] تو [[سوگند]]، من خانه‌ای را دوست دارم که [[سکینه]] و رباب در آن باشند. آنان را دوست دارم و تمامی مالم را برای ایشان [[فدا]] می‌کنم و [[سرزنش]] احدی در این باره پذیرفته نیست»<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبین، ص۹۴؛ ابن‌قتیبه، المعارف، ص۲۱۳؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۱. {{متن حدیث|إِنَّنِي لَأُحِبُّ دَارًا *** تَحِلُّ بِهَا سَكِينَةُ وَ الرَّبَابُ
أُحِبُّهُمَا وَ أَبْذُلُ جُلَّ مَالِي *** وَ لَيْسَ لِعَاذِلٍ عِنْدِي عِتَابُ‌}}</ref>. آنچه از منابع برمی‌آید، این است که اشعار یاد شده سروده خود [[سیدالشهدا]] است، نه زبان حال آن حضرت و نشانه‌ای هم بر زبان حال بودن در دست نیست.
أُحِبُّهُمَا وَ أَبْذُلُ جُلَّ مَالِي *** وَ لَيْسَ لِعَاذِلٍ عِنْدِي عِتَابُ‌}}</ref>. آنچه از منابع برمی‌آید، این است که اشعار یاد شده سروده خود [[سیدالشهدا]] است، نه زبان حال آن حضرت و نشانه‌ای هم بر زبان حال بودن در دست نیست.


البته رباب نیز [[شخصیت]] با [[کرامت]] و [[بزرگواری]] داشت؛ چنان‌که [[هشام کلبی]] [[تاریخ‌نگار]] نامدار به این نکته اشاره کرده و درباره او گفته است: {{عربی|مِنْ خِيَارِ النِّسَاءِ وَ أَفْضَلُهُنَّ}}<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۹۱.</ref>. این تعبیر از [[هوش]] و [[ادراک]] و [[معرفت]] بالا و شخصیت والای ایشان حکایت می‌کند و [[رفتار]] و سروده وی درباره امام حسین{{ع}} بر این مطلب [[گواهی]] می‌دهد. او در [[سفر]] [[کربلا]] همراه امام{{ع}} بود و پس از [[شهادت]] آن حضرت{{ع}} نیز وفاداری‌اش را به [[زبان شعر]] و عمل نشان داد. مرثیه سروده رباب درباره [[سیدالشهداء]]{{ع}} که با داشتن معانی بلند و [[زیبا]] از معرفت، [[خلوص]] و ارادت وی به آن حضرت{{ع}} حکایت می‌کند چنین است:
البته رباب نیز [[شخصیت]] با [[کرامت]] و [[بزرگواری]] داشت؛ چنان‌که [[هشام کلبی]] تاریخ‌نگار نامدار به این نکته اشاره کرده و درباره او گفته است: {{عربی|مِنْ خِيَارِ النِّسَاءِ وَ أَفْضَلُهُنَّ}}<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۹۱.</ref>. این تعبیر از هوش و [[ادراک]] و [[معرفت]] بالا و شخصیت والای ایشان حکایت می‌کند و [[رفتار]] و سروده وی درباره امام حسین{{ع}} بر این مطلب [[گواهی]] می‌دهد. او در [[سفر]] [[کربلا]] همراه امام{{ع}} بود و پس از [[شهادت]] آن حضرت{{ع}} نیز وفاداری‌اش را به زبان شعر و عمل نشان داد. مرثیه سروده رباب درباره [[سیدالشهداء]]{{ع}} که با داشتن معانی بلند و [[زیبا]] از معرفت، [[خلوص]] و ارادت وی به آن حضرت{{ع}} حکایت می‌کند چنین است: آن نوری که دیگران از درخشش آن بهره می‌بردند در [[کربلا]] کشته شده و غیر مدفون رها شده است. ای [[فرزند پیامبر]]، [[خدا]] از سوی ما به تو [[پاداش]] [[نیکو]] دهد و در [[محاسبه]] [[الهی]] تو را از هر زبانی بازدارد. تو آن‌چنان [[کوه]] [[استواری]] بودی که من به آن پناه می‌بردم؛ آن شخصیتی که از سر [[رحمت]] و [[دینداری]] با ما همنشین بودی. پس از تو چه کسی برای [[یتیمان]] و [[نیازمندان]] مانده و کیست که [[مسکینان]] به او پناه برند و او بی‌نیازشان سازد؟ به خدا [[سوگند]] پس از تو سایه‌ای بر سرم نخواهم پذیرفت تا در خاک پنهان شوم<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۱۴۲؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹.
آن نوری که دیگران از درخشش آن بهره می‌بردند در [[کربلا]] کشته شده و غیر مدفون رها شده است. ای [[فرزند پیامبر]]، [[خدا]] از سوی ما به تو [[پاداش]] [[نیکو]] دهد و در [[محاسبه]] [[الهی]] تو را از هر زبانی بازدارد. تو آن‌چنان [[کوه]] [[استواری]] بودی که من به آن پناه می‌بردم؛ آن شخصیتی که از سر [[رحمت]] و [[دینداری]] با ما [[همنشین]] بودی. پس از تو چه کسی برای [[یتیمان]] و [[نیازمندان]] مانده و کیست که [[مسکینان]] به او پناه برند و او بی‌نیازشان سازد؟ به خدا [[سوگند]] پس از تو سایه‌ای بر سرم نخواهم پذیرفت تا در خاک پنهان شوم<ref>علی بن حسین ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۱۴۲؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹.
{{عربی|إِنَّ الَّذِي كَانَ نُوراً يُسْتَضَاءُ بِهِ *** بِكَرْبَلاءَ قَتِيلٌ غَيْرُ مَدْفُونِ
{{عربی|إِنَّ الَّذِي كَانَ نُوراً يُسْتَضَاءُ بِهِ *** بِكَرْبَلاءَ قَتِيلٌ غَيْرُ مَدْفُونِ
سِبْطَ النَّبِيِّ جَزاكَ اللَّهُ صَالِحَةً *** عَنّا، وَ جُنِّبْتَ خُسْرَانَ الْمَوَازِينِ
سِبْطَ النَّبِيِّ جَزاكَ اللَّهُ صَالِحَةً *** عَنّا، وَ جُنِّبْتَ خُسْرَانَ الْمَوَازِينِ
خط ۲۹: خط ۲۳:
وَ اللَّهِ لَا أبْتَغِي صِهْراً بِصِهْرِكُمْ *** حَتَّى اغَيَّبَ بَيْنَ الرَّملِ وَ الطِّينِ}}</ref>.
وَ اللَّهِ لَا أبْتَغِي صِهْراً بِصِهْرِكُمْ *** حَتَّى اغَيَّبَ بَيْنَ الرَّملِ وَ الطِّينِ}}</ref>.


[[رباب]] در [[بیت]] سوم [[رفتار]] [[عاطفی]] خویش را از یک سو و از سوی دیگر پیوند عمیق خود با آن حضرت را بازگو کرده و [[امام]] را چون کوهی [[استوار]] [[پناهگاه]] آرام‌بخش خود دانسته است و تعامل آن حضرت با خود را مهربانانه و دیندارانه وصف کرده است؛ چنان‌که در بیت آخر [[عزم راسخ]] خود در [[آینده]] [[زندگی]] بر [[ترک ازدواج]] با دیگری را بازگفته است.
[[رباب]] در [[بیت]] سوم [[رفتار]] [[عاطفی]] خویش را از یک سو و از سوی دیگر پیوند عمیق خود با آن حضرت را بازگو کرده و [[امام]] را چون کوهی [[استوار]] [[پناهگاه]] آرام‌بخش خود دانسته است و تعامل آن حضرت با خود را مهربانانه و دیندارانه وصف کرده است؛ چنان‌که در بیت آخر عزم راسخ خود در [[آینده]] [[زندگی]] بر ترک ازدواج با دیگری را بازگفته است.
به لحاظ [[روان‌شناختی]] نیز می‌گویند فرد داغدیده فشارهای بسیاری را [[تحمل]] می‌کند و واکنش‌هایی مانند [[گریستن]]، [[اضطراب]]، [[بی‌قراری]]، بی‌خوابی و بی‌اشتهایی را نشان می‌دهد. به دیگر سخن آثار داغدیدگی در سه بعد فیزیکی، روان‌شناختی و [[جامعه‌شناختی]] خود را در فرد داغدیده نشان می‌دهد. در بعد فیزیکی، نشانه‌هایی مانند [[بیماری‌های جسمانی]]، تشدید علایم بیماری‌های قبلی و ایجاد [[شکایات]] جدید در او پدید می‌آید. آثار [[روانشناختی]] به متغیرهای بسیاری ارتباط دارد؛ از قبیل سن، جنس، [[سلامت جسمانی]]، سازگاری قبلی، متغیرهای شخصیتی فرد، عوامل چندگانه [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] و [[سیاسی]]، نوع رابطه داغدیده با متوفی، چگونگی درگذشت و سابقه متوفی و داغدار. با این حال افراد کم و بیش گرفتار ناباوری، سردرگمی، [[غم]]، [[اضطراب]]، دل‌مشغولی و مانند آن می‌شوند. آثار اجتماعی داغدیدگی به ویژه در میان [[زنان]] [[بیوه]] نیز بسیار است و نمونه‌هایی مانند [[تغییر]] رفت و آمدها، عوض شدن نگاه‌ها و تعارضات [[خانوادگی]] ایفای نقش می‌کنند<ref>ر.ک: محمد کاویانی، «نگاهی روان‌شناختی - دینی به مراسم عزاداری حسینی»، ص۱۹۷-۱۹۹.</ref>. آنچه می‌توان گفت در این محورها بیشترین نقش را دارد، عاطفه‌مندی و [[محبت]] بین داغدیده و متوفی است که این نکته در روابط [[رباب]] با [[امام حسین]]{{ع}} [[مشاهده]] می‌شود.
 
به لحاظ روان‌شناختی نیز می‌گویند فرد داغدیده فشارهای بسیاری را تحمل می‌کند و واکنش‌هایی مانند [[گریستن]]، [[اضطراب]]، بی‌قراری، بی‌خوابی و بی‌اشتهایی را نشان می‌دهد. به دیگر سخن آثار داغدیدگی در سه بعد فیزیکی، روان‌شناختی و [[جامعه‌شناختی]] خود را در فرد داغدیده نشان می‌دهد. در بعد فیزیکی، نشانه‌هایی مانند بیماری‌های جسمانی، تشدید علایم بیماری‌های قبلی و ایجاد [[شکایات]] جدید در او پدید می‌آید. آثار روانشناختی به متغیرهای بسیاری ارتباط دارد؛ از قبیل سن، جنس، سلامت جسمانی، سازگاری قبلی، متغیرهای شخصیتی فرد، عوامل چندگانه [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] و [[اقتصادی]] و [[سیاسی]]، نوع رابطه داغدیده با متوفی، چگونگی درگذشت و سابقه متوفی و داغدار. با این حال افراد کم و بیش گرفتار ناباوری، سردرگمی، [[غم]]، [[اضطراب]]، دل‌مشغولی و مانند آن می‌شوند. آثار اجتماعی داغدیدگی به ویژه در میان [[زنان]] بیوه نیز بسیار است و نمونه‌هایی مانند [[تغییر]] رفت و آمدها، عوض شدن نگاه‌ها و تعارضات [[خانوادگی]] ایفای نقش می‌کنند<ref>ر.ک: محمد کاویانی، «نگاهی روان‌شناختی - دینی به مراسم عزاداری حسینی»، ص۱۹۷-۱۹۹.</ref>. آنچه می‌توان گفت در این محورها بیشترین نقش را دارد، عاطفه‌مندی و [[محبت]] بین داغدیده و متوفی است که این نکته در روابط [[رباب]] با [[امام حسین]]{{ع}} مشاهده می‌شود.
 
[[ابن‌جوزی]] درباره علاقه خردمندانه رباب به امام حسین{{ع}} این مطلب را نقل کرده که وی در مدینه به مدت یکسال به [[ماتم]] و [[عزا]] پرداخت، بی‌آنکه زیر سقفی برود<ref>ابن‌جوزی، المنتظم، ج۶، ص۹، ش ۴۱۶ ({{عربی|فَعَاشَتْ بَعْدَ الْحُسَيْنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ سَنَةً لَمْ يُظِلَّهَا سَقْفٌ، فَبَلِيَتْ وَ مَاتَتْ كَمَداً}}).</ref>، هرچند برخی مورخان گفته‌اند: رباب پس از [[شهادت]] همسرش به مدت یک سال روی قبرش ماند و سپس به [[مدینه]] کوچ کرد. آنان شعری را مبنی بر بیان همین مطلب نیز به او منتسب کرده‌اند<ref>ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۶۹، ص۱۱۹-۱۲۰؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۲. {{عربی|إِلَى الْحَوْلِ ثُمَّ اسْمُ السَّلاَمِ عَلَيْكُمَا *** وَ مَنْ يَبْكِ حَوْلاً كَامِلاً فَقَدِ اعْتَذَرْ}}</ref>؛ ولی این سخن درست نیست؛ چراکه به اتفاق مورخان همه [[خاندان]] [[سیدالشهدا]]{{ع}} از جمله رباب را [[روز]] پس از شهادت همسرش به [[اسارت]] بردند<ref>باقر شریف قرشی، حیاة الامام الحسین: دراسه و تحلیل، ج۳، ص۴۴۰.</ref>. وانگهی این مطلب در نقلی دیگر به [[فاطمه بنت الحسین]] منسوب است که پس از [[وفات]] همسرش [[حسن مثنی]] چنین کرد؛ چراکه زنان [[محترم]] و علاقه‌مند در آن دوره چنین می‌کردند<ref>شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲.</ref>. در همان حال نقل شده که این [[شعر]] سروده لبید<ref>لُبید عموی پدر ام‌البنین مادر حضرت عباس بود که هنگام مرگش این اشعار را سرود و به دخترانش توصیه کرد پس از مرگ وی با قرانت آن به مدت یک سال بر قبرش عزاداری کنند و آنان نیز چنین کردند (شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲).</ref> بوده که [[فاطمه بنت الحسین]] آن را زمزمه کرده است<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب{{ع}}، ج۴، ص۳۰ ({{متن حدیث|أَنَّهَا أَنْشَدَتْ بَيْتَ لَبِيدٍ}}).</ref> و به نظر می‌رسد فاطمه بنت الحسین تنها به زمزمه [[شعر]] لبید بسنده کرده باشد، نه آن‌که یک سال بر [[قبر]] همسرش مانده باشد.
 
۳. [[امام باقر]]{{ع}} نیز [[محبت]] خود به همسرش را نزد [[مالک بن اعین جهنی]]<ref>او از یاران دو امام باقر و صادق{{عم}} بود که در دوره امام صادق درگذشت (محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۸، ش ۶۲۰۰).</ref> ابراز کرده است. مالک روزی نزد [[امام]] رفت؛ درحالی‌که آن حضرت در [[خانه]] همسرش بود و [[لباس]] سرخ رنگی بر تن داشت. مالک شگفت‌زده شد و تبسمی کرد؛ گویی چنین پوششی را از امام [[انتظار]] نداشت. امام فرمود: «من این لباس را به درخواست همسرم که او را [[دوست]] می‌دارم، پوشیدم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷ ({{متن حدیث|... إِنَّ الثَّقَفِيَّةَ أَكْرَهَتْنِي عَلَيْهِ وَ أَنَا أُحِبُّهَا فَأَكْرَهَتْنِي عَلَى لُبْسِهَا...}}).</ref>. نقل دیگری نیز به صورت مرسل محبت آن حضرت به همسرش را نقل کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۵، ح۱ ({{متن حدیث|... عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} أَنَّهُ كَانَتْ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ تُعْجِبُهُ وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً...}}).</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۷۲.</ref>
 
== آثار محبت به همسر ==
{{اصلی|آثار محبت به همسر}}
[[مهرورزی]]، محبت و [[عشق]] زن و شوهر به هم، زمینه را برای [[آرامش]] در فضای [[خانه]] و میان اعضای [[خانواده]] فراهم خواهد کرد. چنین فضایی نتایج بسیار مثبتی را در پی خواهد داشت. افزون بر این، عاملی مؤثر برای پیشگیری از انواع ناراحتی‌ها، کدورت‌ها، [[اختلاف‌ها]] و کشمکش‌های خانوادگی و نیز دارویی [[شفابخش]] برای این معضلات خواهد بود. چنین فضای دلپذیری میدان را چندان برای بروز [[خشم]] و [[کینه‌ورزی]] تنگ می‌کند که فرد میلی به بروز چنین رفتارهای نادرستی در خود [[احساس]] نمی‌کند. کسانی که یکدیگر را [[دوست]] دارند و به هم عشق می‌ورزند، بسیاری از امور ناپسند موجود در طرف مقابل را نادیده می‌گیرند. حتی برخی امور ناپسند در دیده آنان پسندیده جلوه می‌کند؛ چراکه به فرموده [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، [[دوستی]] و [[محبت]] موجب می‌شود بدی‌های محبوب دیده نشود<ref>{{متن حدیث|رَوَى أَبُو الدَّرْدَاءِ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: حُبُّكَ لِلشَّيْ‏ءِ يُعْمِي وَ يُصِمُّ}} (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٧۴، ص١۶۶؛ ابن ابی جمهور احسائی، عوالی اللئالی، ج۱، ص١٢۴).</ref>.
 
[[عشق]]، علاقه، [[دلدادگی]] و [[محبت به همسر]]، به ویژه بیان و ابراز آن به شیوه‌های گوناگون، [[برکات]] بسیاری برای آنان و همه اعضای خانواده دارد. اشاره به نمونه‌ای از آنها در این مجال مناسب است:
# '''جلب توجه همسر''': ابراز محبت و عشق و علاقه موجب خواهد شد [[زن]] یا مرد همه توجه همسرش را به خویش جلب کند؛ [[چشم]] و [[دل]] او را از خود لبریز سازد و جایی برای چیز یا کسی دیگر باقی نگذارد. شاید کم نباشند همسرانی که به سبب بی‌توجهی به این مسئله مهم و در نتیجه، [[احساس]] بی‌اعتمادی و بی‌توجهی به یکدیگر، [[حس]] نیاز به [[محبت]] در آنان ارضا نشده باشد.
# '''ایجاد [[صفا]] و صمیمیت بیشتر میان آنان''': ارتباط [[زناشویی]] و [[خانوادگی]] اگر با صفا و صمیمیت همراه باشد، موجب گرمابخشی و شور و [[نشاط]] بین اعضای خانواده به ویژه [[همسران]] می‌شود. صفا و رونق یک خانواده مدیون ابراز عشق و علاقه بین دو رکن اساسی خانواده، یعنی زن و شوهر است. بقیه ظواهر [[زندگی]]، اعم از [[خانه]] و آنچه در آن است پوسته بی‌روحی بیش نیست.
# '''[[سکونت]] و [[آرامش]]''': [[فلسفه]] اصلی تحقق [[ازدواج]] و پیوند زناشویی، همین سکونت و آرامش است. این سکونت و آرامش خود حاصل محبت و عشق و علاقه‌ای است که هر یک از زن و شوهر به یکدیگر ابراز می‌کنند حتی اگر زن و شوهر به هم علاقه داشته باشند ولی به هر دلیل آن را به یکدیگر نشان ندهند و اظهار نکنند، باز هم آرامشی که باید گرمابخش فضای خانواده و ارتباط اعضای خانواده با هم باشد، وجود نخواهد داشت و ارتباطی خشک و بی‌روح و فضایی سرد بر آن حاکم خواهد شد.
# '''اعتماد''': ارتباط‌های [[انسانی]] و [[اجتماعی]] به شدت به اعتماد متقابل نیازمند است. نبود این اعتماد دوام و استمرار ارتباط و اصل موجودیت آن را در معرض خطر نابودی قرار خواهد داد؛ چراکه بی‌اعتمادی بدترین و خطرناک‌ترین آفت ارتباط‌های انسانی است.
# '''جلوگیری از درگیری‌ها و کشمکش‌ها یا جدایی''': اغلب درگیری‌ها و کشمکش‌های خانوادگی و زناشویی در اثر کاهش محبت و علاقه و در نتیجه از دست رفتن حس اعتماد به یکدیگر رخ می‌دهد. متأسفانه، [[درک]] نکردن این مسئله مهم و در نتیجه درمان نشدن به هنگام و کافی آن موجب درگیری‌های حاد و حتی فیزیکی و زد و خورد بین همسران می‌شود و در پایان به جدایی و ویرانی بنیان [[خانواده]] می‌انجامد.
# '''استحکام بنیان خانواده''': اظهار و ابراز عشق و علاقه و در یک [[کلام]] ارتباط عاشقانه بین [[زن]] و شوهر، آنان را به یکدیگر علاقه‌مندتر می‌کند. آنان [[دل]] هم را [[تسخیر]] می‌کنند و ارتباط زناشویی‌شان عمیق‌تر می‌شود. سرانجام به [[زندگی]] دل‌گرم‌تر می‌شوند و رفته‌رفته به پیمان‌های میان خویش وفادارتر می‌شوند<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۴۲-۲۵۱.</ref>.
 
== شیوه‌های ابراز محبت به همسر ==
{{اصلی|شیوه‌های محبت به همسر}}
با گذشت [[زمان]] بر یافته‌های [[علمی]] و تجارب [[بشر]] افزوده شد و [[انسان]] برای حل مسائل خویش از جمله [[مشکلات]] و معضلات [[خانوادگی]]، از آنها بهره برد. اینکه با دیگران چه [[رفتاری]] داشته باشیم به [[تجربه]] و آگاهی‌هایی نیاز دارد که همه افراد از آن بهره‌مند نیستند. ارتباط [[زناشویی]] نیز چنین است این مسئله به ویژه درباره زوج‌های [[جوان]] که هنوز در سنین آغازین جوانی‌اند و پس از [[ازدواج]] با فضایی جدید و نیازموده روبه‌رو می‌شوند بیشتر خودنمایی می‌کند. آنان از ارتباط زناشویی چندان آگاهی‌ای ندارند و هنوز هیچ تجربه‌ای را نیندوخته‌اند. چه بسیار [[زنان]] و مردانی که به همسرانشان [[عشق]] می‌ورزند و [[دوست]] دارند این علاقه را به گونه‌ای ابراز کنند، اما راه و روش آن را نمی‌دانند.
 
[[ضرورت]] [[آموختن]] این مسئله زمانی بیشتر [[احساس]] می‌شود که بدانیم برخی [[همسران]] شخصیتی [[عاطفی]] و زودرنج دارند و بیشتر به ابراز علاقه و [[محبت]]، احساس نیاز می‌کنند. در چنین مواردی اگر [[همسر]] نتواند علاقه و محبت خود را به خوبی و در جای مناسب بروز دهد ارتباط زناشویی آنان به تزلزل و [[سستی]] دچار می‌شود و پیامدهای خطرناکی را در پی خواهد داشت. مسئله دیگر تشخیص راه درست ابراز محبت با توجه به تفاوت آشکار و [[نهان]] در [[شخصیت]] افراد است؛ چراکه هر یک از زنان و مردان شخصیت روحیه و ویژگی‌هایی یگانه دارند طبیعی است که با این ویژگی‌های گوناگون نمی‌توان و نباید برای همه نسخه‌ای یکسان ارائه داد؛ ممکن است برای فردی [[هدیه]] مناسب باشد و بهترین شیوه ابراز محبت به او شمرده شود، ولی برای دیگری [[احترام]] و تعریف و [[تمجید]] کارسازتر باشد؛ یکی خرید تهیه اسباب و اثاثیه [[منزل]] را می‌پسندد، مانند بسیاری از خانم‌ها؛ دیگری کتاب یا [[لباس]] شیک و مد [[روز]] را. در نظر گرفتن اموری چون رعایت مسائل و ارزش‌های مذهبی و [[فرهنگی]]، [[شئون]] خانوادگی، رسوم ملی و محلی، مسائل عرضی و حیثیتی، [[مسائل مالی]]، [[پرهیز از افراط و تفریط]] و... نیز در ابراز محبت اهمیت دارد.
 
با استفاده از سخنان [[حکیمانه]] و [[سیره]] [[مبارک]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} و نظرهای کارشناسان، شاید بتوان فهرستی از شیوه‌های پسندیده و کاربردی از راه‌های اظهار [[عشق]] و علاقه [[همسران]] را به یکدیگر ارائه داد. این شیوه‌ها به اجمال عبارت‌اند از:
 
=== درباره خلق‌وخوی پسندیده همسرمان سخن بگوییم ===
[[انسان]] خویشتن را بسیار [[دوست]] دارد و به [[محبت]] دیگران نیز نیازمند است. اگر به این نیاز او به [[درستی]] پاسخ داده نشود از جنبه‌های گوناگون به ویژه بُعد [[عاطفی]] به مشکل دچار خواهد شد. او همیشه در پی افرادی است که محبوب آنان باشد. در برابر با کسانی که وی را نمی‌پسندند و دوستش ندارند سخت [[دشمن]] است.
 
[[زن]] و شوهر مانند دیگر [[انسان‌ها]] خود را دوست دارند و از دیگران [[انتظار]] محبت دارند. وقتی مردی از ویژگی‌های خوب و پسندیده همسرش نزد وی سخن می‌گوید و به منزله نکته‌های مثبت [[شخصیت]] او از آنها یاد می‌کند، موجی از [[رضامندی]] و [[شوق]] درونی فضای شخصیتی او را فرامی‌گیرد. این همان واقعیتی است که در [[کلام]] حکیمانه [[پیامبر اعظم]] [[اسلام]]{{صل}} به آن اشاره شده است. ایشان فرموده‌اند: «وقتی مرد به همسرش می‌گوید: "تو را دوست دارم"، این سخن او هیچ‌گاه از [[قلب]] زن بیرون نمی‌رود»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: قَوْلُ الرَّجُلِ لِلْمَرْأَةِ إِنِّي أُحِبُّكِ لَا يَذْهَبُ مِنْ قَلْبِهَا أَبَداً}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۶٩؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۲۳).</ref>.
 
همچنین اگر [[زن]] خوبی‌ها و زیبایی‌های [[شخصیت]] شوهرش را نزد وی بر زبان آورد، به او خواهد فهماند که من تو را دوست دارم بدین ترتیب، [[دل]] او را [[تسخیر]] می‌کند و او دیگر دل در گرو دیگران نخواهد سپرد. این عمل زن و شوهر در واقع پرده‌ای حفاظتی برای هر دو شخصیت و غذایی مقوی برای [[روح]] و روان اوست و عاملی مهم برای [[ثبات]] و ماندگاری بیشتر بنیان [[خانواده]] است<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۵۲.</ref>.
 
=== از همسرمان تعریف و تمجید کنیم ===
یکی دیگر از شیوه‌های اظهار علاقه به [[همسر]] و در ادامه همان شیوه پیشین، تعریف و تمجید از همسر است. بی‌شک هر یک از ما در [[زندگی]] و [[روابط اجتماعی]] کم و بیش [[ضعف‌ها]] و قوت‌هایی داریم بیان این قوت‌ها و برخی ویژگی‌های برجسته و خوب با زبان تعریف و تمجید از همسر، خود نوعی ابراز علاقه است. به ویژه اگر این تعریف‌ها در حضور دیگران و برای نشان دادن برجستگی‌های [[اخلاقی]] و [[رفتاری]] باشد. تأثیر مثبت این اقدام چندان زیاد است که حتی اگر از بستگان [[نزدیکان]] و [[دوستان]] همسر نیز تعریف شود او این اقدام را نوعی ابراز علاقه و [[محبت]] به خود می‌شمارد.
 
[[سیره]] [[مبارک]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} نیز چنین بوده است. در منابع تاریخی و [[روایی]] این رخداد درس‌آموز از [[حضرت علی]]{{ع}}، نقل شده است: در روزهای نخست زندگی باسعادت و [[پربرکت]] حضرت علی و [[فاطمه زهرا]]{{عم}}، [[رسول خدا]]{{صل}} و به دیدن ایشان رفتند و از احوال ایشان پرس‌وجو فرمودند. ایشان از دخترشان فاطمه [[زهرا]] پرسیدند: «دخترم، چگونه‌ای و همسرت را چگونه یافتی؟» فاطمه زهرا{{س}} چنین پاسخ دادند: «پدرجان، او بهترین همسر است»<ref>{{متن حدیث|قَالَ{{صل}}: كَيْفَ أَنْتِ يَا بُنَيَّةِ! وَ كَيْفَ رَأَيْتِ زَوْجَكِ؟ قَالَتْ لَهُ: يَا أَبَتِ خَيْرَ زَوْجٍ}} (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص١٣۴).</ref>.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۵۷.</ref>
 
=== با او هم‌نشین باشیم ===
یکی دیگر از شیوه‌های ابراز محبت [[همسران]]، هم‌نشینی آنان با یکدیگر است؛ به ویژه اگر مرد یا [[زن]] متوجه شود که همسرش وی را بر دیگران ترجیح داده و ساعتی را برای [[همنشینی]] با وی اختصاص داده است. عمق تأثیر مثبت این اقدام آمیخته با [[محبت]] بر [[شخصیت]] و روحیه [[همسر]] را زمانی درمی‌یابیم که به این سخن [[حکیمانه]] [[پیامبر بزرگوار اسلام]]{{صل}} توجه کنیم. آن [[بزرگوار]] در این باره چنین فرموده‌اند: «در پیشگاه [[خداوند]] نشستن مرد در کنار همسرش از [[اعتکاف]] در [[مسجد]] من، دوست‌داشتنی‌تر است»<ref>{{متن حدیث|عَنِ النَّبِيِّ{{صل}} قَالَ: جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيَالِهِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِكَافٍ فِي مَسْجِدِي هَذَا}} (ابوالحسین مسعود بن عیسی ورام بن ابی فراس نیشابوری، تنبیه الخواطر (مجموعة ورام)، ج۲، ص۱۲۱).</ref>.
 
حتی گفته‌اند سالی که [[جنگ بدر]] رخ داد، حضرت{{صل}} به سبب حضور در [[جنگ با مشرکان]]، به انجام [[اعتکاف]] موفق نشدند به همین سبب برای جبران آن سال بعد دو دهه از [[ماه مبارک رمضان]] را معتکف بودند<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: كَانَتْ بَدْرٌ فِي شَهْرِ رَمَضَانَ فَلَمْ يَعْتَكِفْ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} فَلَمَّا أَنْ كَانَ مِنْ قَابِلٍ اعْتَكَفَ عَشْرَيْنِ عَشْراً لِعَامِهِ وَ عَشْراً قَضَاءً لِمَا فَاتَهُ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۴، ص١٧۵).</ref>. همه این رخدادها از [[ارزش]] والای این [[عبادت]] حکایت دارد و نشان می‌دهد که اعتکاف آن هم در [[مسجدالنبی]]{{صل}} عملی بسیار باارزش و دارای [[ثواب]] فراوان است. [[رسول خدا]]{{صل}} ابراز [[عشق]] و علاقه مرد به همسرش را چندان بااهمیت و ارزشمند دانسته‌اند که آن را با چنین عبادتی مقایسه فرموده و آن را از چنین عبادتی با ارزش‌تر و نزد [[خداوند]] محبوب‌تر دانسته‌اند. این برخورد دقیق و ظریف حضرت از توجه ایشان به نیازهای عاطفی [[زن]] و مرد، به ویژه [[زنان]] نشان دارد؛ نیازی که باید به گونه‌ای درست و کامل ارضا شود. شکی نیست که اگر مرد یا زن بخشی از اوقات شبانه [[روز]] خویش را به این کار اختصاص دهد و در کنار همسرش بنشیند؛ با او هم‌صحبت شود؛ به سخنانش گوش فرادهد؛ از وی دلجویی کند؛ و از [[همنشینی]] با او [[لذت]] ببرد، به خوبی به این نیاز طبیعی و فطری‌اش پاسخ می‌دهد و او را نیز [[عاشق]] و دلداده خویش می‌کند<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۵۹.</ref>.
 
=== هم‌صحبت خوبی برای همسرمان باشیم ===
عشق، محبت و علاقه آغازین یک زوج به ویژه زوج‌های [[جوان]] که خداوند پس از [[ازدواج]] در [[دل]] ایشان می‌نهد<ref>{{متن قرآن|وَمِنْ آيَاتِهِ أَنْ خَلَقَ لَكُمْ مِنْ أَنْفُسِكُمْ أَزْوَاجًا لِتَسْكُنُوا إِلَيْهَا وَجَعَلَ بَيْنَكُمْ مَوَدَّةً وَرَحْمَةً إِنَّ فِي ذَلِكَ لَآيَاتٍ لِقَوْمٍ يَتَفَكَّرُونَ}} «و از نشانه‌های او این است که از خودتان همسرانی برایتان آفرید تا کنار آنان آرامش یابید و میان شما دلبستگی پایدار و مهر پدید آورد؛ بی‌گمان در این، نشانه‌هایی است برای گروهی که می‌اندیشند» سوره روم، آیه ۲۱.</ref>، با دیدن خوبی‌ها و زیبایی‌های ظاهری و [[باطنی]] در ایشان تقویت می‌شود. هم‌صحبتی، به ویژه خوب صحبت کردن با [[همسر]]، یکی از بهترین راه‌های ابراز عشق و علاقه به همسر و تقویت محبت دوسویه در آنهاست.
 
همسر [[دوست]] دارد [[شریک]] زندگی‌اش با او هم‌صحبت باشد. وقتی لب می‌گشاید، از دهانش درّ سخن ببارد. افراد خوش‌صحبت و خوش‌سخن کسانی‌اند که دیگران آرزوی شنیدن سخنان ایشان را دارند آنان برای [[سخن گفتن]] واژه‌هایی [[زیبا]] برمی‌گزینند؛ به مقتضای حال سخن می‌گویند؛ معانی و مفاهیمی درست و سنجیده را در نظر می‌گیرند؛ و با [[خوش‌رویی]] عباراتی را به زبان جاری می‌کنند. چنین اشخاصی [[سلاطین]] سخن‌اند؛ مخاطب را در قبضه خود دارند و به فرموده [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، همیشه آنان را [[تشنه]] سخنان خود دارند و با این شیوه سخنوری، سیرابشان می‌کنند<ref>{{متن حدیث|قَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}: كَانَ لِي فِيمَا مَضَى أَخٌ فِي اللَّهِ... وَ كَانَ أَكْثَرَ دَهْرِهِ صَامِتاً فَإِنْ قَالَ بَذَّ الْقَائِلِينَ وَ نَقَعَ غَلِيلَ السَّائِلِينَ...}} (سید رضی، نهج‌البلاغه، حکمت ۲۸۹).</ref>.
 
چه خوب است [[همسران]] با هم خوش‌صحبت باشند؛ به ویژه هنگامی که در برابر هم سخن می‌گویند، واژه‌هایی بسیار دقیق و زیبا برگزینند و به خوبی و خوش‌رویی بر زبان جاری سازند. این شیوه سخن گفتن با همسر، به ویژه درباره زنان نه‌تنها محبت و عشق درونی به همسر را به گونه‌ای زیبا بروز می‌دهد و همسر را از آن [[آگاه]] می‌سازد، بلکه تأثیری فوق‌العاده نیز بر تقویت [[محبت]] و علاقه همسر خواهد داشت. سخن [[حکیمانه]] و زیبای [[رسول خدا]]{{صل}} در همین زمینه<ref>«وقتی مرد به همسرش می‌گوید: "من تو را دوست دارم" این سخن او هیچ‌گاه از قلب زن بیرون نمی‌رود» (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۵۶٩؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج۲۰، ص۲۳).</ref>، از تأثیر فوق‌العاده هم‌صحبتی و خوش‌صحبتی [[همسران]] در افزایش مهر و [[محبت]] میان آنها نشان دارد<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۶۲.</ref>.
 
=== گاه با همسرمان درد و دل کنیم ===
[[انسان]] همواره در حال تحول و [[دگرگونی]] است. عوامل بیرونی و درونی بسیاری بر انسان تأثیر می‌گذارند یا از وی تأثیر می‌پذیرند. به همین دلیل، انسان همیشه در وضعیت مساوی و یکسانی به سر نخواهد برد. گاه خوشحال است و گاه [[غمگین]].
 
گاه [[دنیا]] را چون بهشتی برین باصفا و دل‌انگیز می‌بیند اما گاه دچار چنان [[مشکلات]] و معضلاتی پیچیده می‌شود که چون به هر سوی نظر می‌افکند، جز [[جهنمی]] سوزان و [[زندانی]] کشنده نمی‌بیند. در چنین اوضاع فوق‌العاده‌ای، به شدت نیازمند همدل و [[همراهی]] است تا وی را [[یاری]] دهد.
 
از سوی دیگر، [[زن]] و شوهر با تشکیل [[زندگی]] مشترک، آرام‌آرام به هم عادت می‌کنند و انس و الفتی بین آنان برقرار می‌شود. طبیعی است، وقتی مشکلات و [[نگرانی‌ها]] به انسان روی می‌آورد [[همسران]] بیش از دیگران می‌توانند همراه و همدل یکدیگر باشند و با درددل کردن با هم در چنین وضعیتی دیگری را یاری دهند. آنان می‌توانند سنگ صبور هم باشند و برای یکدیگر عقده‌گشایی کنند تا به بیانی [[عرفی]]، سبک شوند و از [[غم]] و [[اندوه]] و [[بحران]] [[روحی]] و روانی تا اندازه‌ای [[رهایی]] یابند.
 
هر یک از زن یا شوهر در کنار برخی مشکلات مشترک، مشکلاتی ویژه نیز دارند؛ برای مثال اغلب مردان بیرون از [[خانه]] و در محل کار و ارتباط‌های [[اجتماعی]] به [[گرفتاری‌ها]] و مشکلاتی دچار می‌شوند در چنین وضعیتی مرد به همراهی و همدلی [[همسر]] در خانه نیاز دارد تا قدری از مشکلاتش کاسته شود و آرامشی نسبی برای [[تدبیر]] بیشتر درباره مشکلاتش بیابد. این خود نوعی [[وابستگی]] به همسر است، و این‌گونه وابستگی به همسر در اغلب [[زنان]] و مردان دیده می‌شود. اما این [[وابستگی‌ها]] در زنان شدیدتر است. تنهایی در خانه، دوری از [[خانواده]]، برخی کاستی‌ها در خانواده، برخی بی‌مهری‌ها، برخی بیماری‌ها و حالات ویژه و... می‌تواند برای زنان مشکل ساز شود. در چنین حالاتی، شوهر باید با درایت کافی او را دریابد و با شنیدن سخنان و درددل‌های وی از مشکلاتش بکاهد<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۶۵.</ref>.
 
=== از همسرمان دلجویی کنیم ===
[[زندگی]] [[انسان]] در [[دنیا]] با بسیاری از [[بلایا]] و [[مشکلات]] آمیخته است. [[بیماری]]، شکست‌های [[مالی]]، شغلی و حیثیتی، دوری زن و شوهر از هم به دلیل [[مسافرت]]، [[شغل]]، [[زندان]]، از [[دست دادن]] عزیزان و...، نمونه‌ای از این مشکلات است. هر یک از این مشکلات، خود موجب نگرانی و [[رنج]] [[روحی]] و روانی انسان می‌شود. زندگی و روابط زناشویی نیز مشمول این [[قانون]] است. زن و مرد در چنین وضعیتی، به انواع ناراحتی‌ها گرفتار می‌شوند و نیاز به دلجویی و ابراز محبت و علاقه را بیشتر در خود [[احساس]] می‌کنند. به این دلیل لازم است زن و مرد برای رفع این نگرانی‌ها و ناراحتی‌های روحی و روانی از هم دلجویی کنند و از این راه [[عشق]] و [[محبت]] درونیشان را نیز به یکدیگر ابراز نمایند.
 
این مسئله به ویژه برای زوج‌هایی که دارای روحیاتی عاطفی‌تر و احساسی‌ترند و عشق و علاقه بیشتری میانشان وجود دارد، لازم‌تر است. در چنین وضعیتی، بهترین [[شیوه]] ابراز محبت، دلجویی است. بیان نمونه‌ای از این‌گونه ابراز علاقه‌ها در [[سیره]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} بسیار مناسب است<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۶۷.</ref>.
 
=== خود را برای همسر بیاراییم ===
[[وظیفه]] هر یک از [[همسران]] [[آراستن]] خود برای دیگری است. خودآرایی و [[زیبا]] جلوه دادن [[زن]] برای شوهر و شوهر برای زن، شیوه‌ای مطلوب برای ابراز [[عشق]] و علاقه به یکدیگر است. اگر مردی ببیند که همسرش خود را تنها برای او [[آرایش]] می‌کند و همیشه آراسته و [[پاکیزه]] است این اقدام او در اعماق [[جان]] همسرش تأثیری بسیار مثبت خواهد داشت. او چون می‌بیند که این اقدام همسرش تنها به سبب علاقه به اوست، [[محبت]] و علاقه‌اش به وی دو چندان می‌شود. اگر مرد نیز چنین کند، نه‌تنها همان تأثیر را داراست، بلکه به جهت احساسی و عاطفی‌تر بودن زن، تأثیر مثبت آن چندبرابر خواهد بود.
 
البته این اقدام به ظاهر کم‌اهمیت، آثار مثبت و [[برکات]] بسیاری برای زن و شوهر و [[زندگی]] [[زناشویی]] دارد. اشاره به گوشه‌ای از جنبه‌های اهمیت این مسئله در [[حفظ]] بنیاد [[خانواده]] و استمرار آن و نیز اشاره به جایگاه این مسئله در دیدگاه [[اهل‌بیت]]{{عم}} مناسب است. برخی از این موارد عبارت است از: [[نجات]] از [[انحراف‌ها]] و [[تحکیم خانواده]]؛ پاسخ به نیاز [[فطری]] [[همسر]]؛ نشان‌دهنده ایمان؛ ادای حق همسر؛ افزایش [[عفت]] و [[پاکدامنی]]؛ افزایش انس و [[الفت]]<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۷۳.</ref>.
 
=== در مواقع لازم از همسرمان دفاع کنیم ===
وقتی به [[انسان]] [[ستم]] شود یا از او بدگویی و [[عیب‌جویی]] گردد، از نظر روانی او به [[یاوری]] شفیق نیاز دارد تا از وی دفاع کند. هر یک از [[زن]] و شوهر خود را [[یاور]] دیگری می‌داند به همین دلیل اگر به هر کدام ستم شود از [[همسر]] خویش [[انتظار]] [[یاری]] دارد. اینجاست که اگر مرد یا زن بتواند به این درخواست درونی دیگری به خوبی پاسخ دهد موجب [[رضامندی]] وی می‌شود و از این راه، [[محبت]] و علاقه خود را به وی ابراز داشته است نشان دادن چنین رفتارهایی [[همسران]] را به هم علاقه‌مندتر می‌کند و از این راه [[زندگی]] استحکام بیشتری می‌یابد. اما اگر خدای ناکرده مرد یا زن در [[پاسخگویی]] به این نیاز دیگری به هر دلیل، بی‌توجهی کند، زندگی به شکل جدی در خطر می‌افتد. اگر در پی کنکاش بیشتر باشیم که این پاسخگویی چه [[زمان]] بهتر و بیشتر خود را نشان می‌دهد در پاسخ باید گفت که هر اندازه محبت درونی در همسر انسان بیشتر شکوفا شده باشد، پاسخگویی بارزتر و رساتر خواهد بود<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۸۱.</ref>.


[[ابن‌جوزی]] درباره علاقه خردمندانه رباب به امام حسین{{ع}} این مطلب را نقل کرده که وی در مدینه به مدت یکسال به [[ماتم]] و [[عزا]] پرداخت، بی‌آنکه زیر سقفی برود<ref>ابن‌جوزی، المنتظم، ج۶، ص۹، ش ۴۱۶ ({{عربی|فَعَاشَتْ بَعْدَ الْحُسَيْنِ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ سَنَةً لَمْ يُظِلَّهَا سَقْفٌ، فَبَلِيَتْ وَ مَاتَتْ كَمَداً}}).</ref>، هرچند برخی [[مورخان]] گفته‌اند: رباب پس از [[شهادت]] همسرش به مدت یک سال روی قبرش ماند و سپس به [[مدینه]] کوچ کرد. آنان شعری را مبنی بر بیان همین مطلب نیز به او منتسب کرده‌اند<ref>ابن‌عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۶۹، ص۱۱۹-۱۲۰؛ ابن‌کثیر، البدایة والنهایه، ج۸، ص۲۱۲. {{عربی|إِلَى الْحَوْلِ ثُمَّ اسْمُ السَّلاَمِ عَلَيْكُمَا *** وَ مَنْ يَبْكِ حَوْلاً كَامِلاً فَقَدِ اعْتَذَرْ}}</ref>؛ ولی این سخن درست نیست؛ چراکه به اتفاق مورخان همه [[خاندان]] [[سیدالشهدا]]{{ع}} از جمله رباب را [[روز]] پس از شهادت همسرش به [[اسارت]] بردند<ref>باقر شریف قرشی، حیاة الامام الحسین: دراسه و تحلیل، ج۳، ص۴۴۰.</ref>. وانگهی این مطلب در نقلی دیگر به [[فاطمه بنت الحسین]] منسوب است که پس از [[وفات]] همسرش [[حسن مثنی]] چنین کرد؛ چراکه زنان [[محترم]] و علاقه‌مند در آن دوره چنین می‌کردند<ref>شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲.</ref>. در همان حال نقل شده که این [[شعر]] سروده [[لبید]]<ref>لُبید عموی پدر ام‌البنین مادر حضرت عباس بود که هنگام مرگش این اشعار را سرود و به دخترانش توصیه کرد پس از مرگ وی با قرانت آن به مدت یک سال بر قبرش عزاداری کنند و آنان نیز چنین کردند (شیخ عباس قمی، سفینةالبحار، ج۲، ص۱۹۱-۱۹۲).</ref> بوده که [[فاطمه بنت الحسین]] آن را زمزمه کرده است<ref>ابن‌شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب{{ع}}، ج۴، ص۳۰ ({{متن حدیث|أَنَّهَا أَنْشَدَتْ بَيْتَ لَبِيدٍ}}).</ref> و به نظر می‌رسد فاطمه بنت الحسین تنها به زمزمه [[شعر]] [[لبید]] بسنده کرده باشد، نه آن‌که یک سال بر [[قبر]] همسرش مانده باشد.
=== رفاه و آسایش همسر را تأمین کنیم ===
[[انسان]] در [[زندگی]] به وسایل ابزار و اثاثیه‌ای نیازمند است تا با کمک آنها به مقصود خویش برسد. وقتی با استفاده و بهره‌گیری از این وسایل و ابزار در [[منزل]]، محیط کار یا هر موقعیت دیگری به هدفش رسید و مشکلی از وی مرتفع شد، به آسایش و راحتی دست یافته و این خود موجب آرامش روحی و روانی وی می‌شود.


۳. [[امام باقر]]{{ع}} نیز [[محبت]] خود به همسرش را نزد [[مالک بن اعین جهنی]]<ref>او از یاران دو امام باقر و صادق{{عم}} بود که در دوره امام صادق درگذشت (محمدتقی تستری، قاموس الرجال، ج۸، ش ۶۲۰۰).</ref> ابراز کرده است. مالک روزی نزد [[امام]] رفت؛ درحالی‌که آن حضرت در [[خانه]] همسرش بود و [[لباس]] سرخ رنگی بر تن داشت. مالک شگفت‌زده شد و تبسمی کرد؛ گویی چنین پوششی را از امام [[انتظار]] نداشت. امام فرمود: «من این لباس را به درخواست همسرم که او را [[دوست]] می‌دارم، پوشیدم»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۷ ({{متن حدیث|... إِنَّ الثَّقَفِيَّةَ أَكْرَهَتْنِي عَلَيْهِ وَ أَنَا أُحِبُّهَا فَأَكْرَهَتْنِي عَلَى لُبْسِهَا...}}).</ref>. نقل دیگری نیز به صورت مرسل محبت آن حضرت به همسرش را نقل کرده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۵۵، ح۱ ({{متن حدیث|... عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} أَنَّهُ كَانَتْ عِنْدَهُ امْرَأَةٌ تُعْجِبُهُ وَ كَانَ لَهَا مُحِبّاً...}}).</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۷۲.</ref>.
این مسئله در زندگی [[زناشویی]] و امور [[خانواده]] بیشتر خودنمایی می‌کند. [[زن]] و مرد نیز مانند دیگر [[انسان‌ها]] به رفاه آسایش و [[آرامش]] با تهیه و [[تدارک]] برخی وسایل و ابزار زندگی نیازمندند البته خانم‌ها بیش از مردان در این امور حساسیت نشان می‌دهد و این مسئله برای آنان حیاتی‌تر می‌نماید. اسباب و اثاثیه منزل و آشپزخانه، [[لباس]] و اجناس ویژه [[زنان]]، از جمله وسایلی‌اند که تهیه و تدارک آنها برای زنان اهمیت دارد و موجب آسایش جسمی و آرامش روحی و روانی آنان می‌شود. به همین دلیل تهیه و تدارک این وسایل به دست مرد برای زن بسیار اهمیت دارد؛ چراکه نشان [[عشق]] و علاقه او به همسرش خواهد بود. در نتیجه، آسایش و آرامش وی را نیز در پی خواهد داشت<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۸۶.</ref>.


===آزادی در استفاده از ابزار معیشتی===
=== نیازهای همسر را به خوبی برآوریم ===
[[آزاد]] گذاشتن [[همسران]] در [[محیط منزل]] در استفاده دلخواه از لوازم معیشتی مربوط به خود و [[آماده‌سازی]] عرصه برای بهره‌گیری آنان از [[اموال شخصی]] خود در آن محیط از موارد تأمین نیازهای [[عاطفی]] در [[مقام عمل]] است؛ از این‌رو [[امامان]]{{عم}} همسران خود را در این عرصه آزاد می‌گذاشتند و آنان هم گاهی برای [[مسکن]] خود ابزار معیشتی مناسب و غیر تجملاتی که مناسب [[شأن]] و [[جایگاه امام]] باشد، تهیه می‌کردند و در اتاق‌های مخصوص به خود به تناسب استفاده می‌کردند و امامان{{عم}} نیز در فرصتی که به [[اتاق]] آنان می‌رفتند از آنها بهره می‌گرفتند؛ مانند استفاده [[سیدالشهدا]]{{ع}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۶.</ref> و امام باقر{{ع}}<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۶۲۱، ح۶۱؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۱ و ۷؛ ص۴۴۸-۴۴۹، ح۱۳.</ref> از فرش مناسب، پشتی، ملافه رنگی و تصویردار تهیه شده از سوی [[همسران]] آنان که تفصیل آن در عنوان «لوازم [[معیشتی]]» خواهد آمد.
[[خداوند]] انسان را همراه با برخی نیازمندی‌ها [[آفریده]] است. البته راه‌های درست پاسخگویی به این نیازها را نیز به شکل‌های گوناگون به انسان [[ابلاغ]] کرده و نشان داده است. ارضای درست و کامل این نیازها موجب شکوفایی استعدادها، ایجاد [[توانمندی]] و قدرت‌های جدید و به کمال رسیدن انسان در ابعاد گوناگون می‌شود و شاید به همین دلیل نیز خوشایند انسان است.
در موردی نیز درباره امام باقر{{ع}} آمده است که [[حکم بن عتیبه]] (۵۰-۱۱۵ق)<ref>حکم بن عتیبه از فقیهان تابعی و اصحاب حدیث و صاحب مذهب بود که پیروانی داشت و شیعه زیدی مذهب بود و با امام باقر{{ع}} و شاگردانش نیز رفت و آمد داشت (حسین عزیزی، پرویز رستگار و یوسف بیات، راویان مشترک فریقین، ج۱، ص۲۵۱-۲۵۴).</ref> نزد آن حضرت رفت و [[امام]] را در [[خانه]] همسرش در حال استفاده از [[لباس]] رنگی و فرش تصویرداری که [[مال]] همسرش بود، [[مشاهده]] کرد و گفت این وضعیت نزد ما برای [[جوانان]] است. امام در پاسخ ضمن بیان جایز بودن بهره‌گیری از [[حلال]] [[الهی]] در توضیح [[سیره]] خود، [[احترام]] به خواست نوعروس و برآوردن انتظارات او را مطرح کرد<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷، ح۱ و ۳ ({{متن حدیث|... فَأَمَّا هَذَا الْبَيْتُ الَّذِي تَرَى فَهُوَ بَيْتُ الْمَرْأَةِ وَ أَنَا قَرِيبُ الْعَهْدِ بِالْعُرْسِ وَ بَيْتِي الْبَيْتُ الَّذِي تَعْرِفُ}}). محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۴۷ ({{متن حدیث|... رَأَيْتُ عَلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} ثَوْباً مُعَصْفَراً فَقَالَ: إِنِّي تَزَوَّجْتُ امْرَأَةً مِنْ قُرَيْشٍ}}) (سند این روایت معتبر است).</ref>.


البته می‌توان در کنار احترام به خواست همسران و [[آزاد]] گذاشتن آنان در بهره‌گیری از نوع [[پوشاک]] و فرش تصویردار، [[مبارزه]] با سنت‌های غلط و [[خرافه‌پرستی]] را از عوامل تأثیرگذار در این بهره‌گیری [[امامان]] دانست؛ برای نمونه در روایاتی که برخی از آنها [[سند معتبر]] دارند، آمده که [[امام سجاد]]{{ع}} و امام باقر{{ع}} بر فرش تصویرداری که [[بیگانگان]] تصویرش را [[تعظیم]] می‌کردند، می‌نشستند تا از تأثیر [[فرهنگ بیگانه]] در محیط [[اسلامی]] [[پیشگیری]] کنند<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۰۸، ح۶۶۲۵ ({{متن حدیث|... الْأَعَاجِمُ تُعَظِّمُهُ وَ إِنَّا لَنَمْتَهِنُهُ}}). محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۵، ص۳۱۰، ح۶۶۲۸ و ۶۶۳۲ ({{متن حدیث|... أَرَدْتُ أَنْ أُهِينَهُ}}).</ref>.
ازدواج و زندگی [[زناشویی]] یکی از راه‌های درست ارضای برخی از این نیازهاست. مرد یا [[زن]] وقتی با کمک همسرش به ارضای غریزه یا نیازی موفق می‌شود، حالتی از [[رضامندی]] درونی در وی پیدا می‌شود به همین سبب، [[احساس]] خوشایندی به همسرش که او را در این اقدام کمک کرده است پیدا می‌کند. بنابراین هرگاه زن یا مرد به همسرش در ارضای این نیازها کمک به گونه‌ای علاقه و [[محبت]] خود را به وی ابراز کرده است<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۸۸.</ref>.
نمونه دیگر در استفاده از ابزار تزئینی در [[محیط منزل]] بهره‌گیری از ابزار [[زیبایی]] از قبیل انگشترهای متنوع، دستبندها، گردنبندها و خلخال‌های طلا، [[نقره]] و مانند آن در جهت [[آراستگی]]، [[نشاط]] و [[شادابی]] است و در ایجاد شادابی و [[آرامش روحی]] [[زنان]] تأثیر فراوان دارد که در [[سیره]] [[همسرداری]] [[امامان]]{{عم}} نیز [[مشاهده]] می‌شود. به نقل صحیح<ref>محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲۲، ص۳۶۳.</ref> [[کلینی]]، [[امام صادق]]{{ع}} فرمود: «پدرم][[امام باقر]]] و جدم [[امام سجاد]]{{ع}} برای زنان و [[دختران]] زیورهایی از طلا و نقره تهیه می‌کردند»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۵، ح۱ و ۲؛ ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی، دعائم الإسلام، ج۲، ص۱۶۳، ح۵۸۴ ({{متن حدیث|... يُحَلِّي وُلْدَهُ وَ نِسَاءَهُ بِالذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ}}).</ref> تا در محیط [[خانه]] از آن بهره بگیرند، نه در برابر دیدگان [[نامحرم]]؛ زیرا ممنوعیت بهره‌گیری از آن نزد نامحرم امری روشن است که در [[قرآن]]<ref>{{متن قرآن|وَلَا يُبْدِينَ زِينَتَهُنَّ إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا}} «و زیور خود را آشکار نگردانند مگر آنچه از آن، که خود پیداست» سوره نور، آیه ۳۱.</ref> و روایات<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۲۱، ح۳ ({{متن حدیث|... فِي قَوْلِ اللَّهِ تَبَارَكَ وَ تَعَالَى: {{متن قرآن|إِلَّا مَا ظَهَرَ مِنْهَا}} قَالَ: الزِّينَةُ الظَّاهِرَةُ الْكُحْلُ وَ الْخَاتَمُ}}).</ref> بیان شده است؛ چنان‌که امام صادق{{ع}} افزودند: «بر زن روا نیست نزد نامحرم لباسش بر اندامش چسبیده و حجم بدنش نمایان باشد»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۵۱۹، ح۳ ({{متن حدیث|... لَا يَنْبَغِي لِلْمَرْأَةِ أَنْ تُجَمِّرَ ثَوْبَهَا إِذَا خَرَجَتْ مِنْ بَيْتِهَا}}).</ref>. [[امام]] به منطوق این سخن با تأکید بر [[رعایت]] [[عفاف]] بهره‌گیری زنان از هرگونه [[زینت]] نزد نامحرمان را ممنوع دانسته و به مفهوم آن این بهره‌گیری را به دور از چشم نامحرم روا دانسته است.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۷۸.</ref>.


===[[هدیه دادن]]===
=== صداقتمان را به همسر نشان دهیم ===
از نمونه‌های تأمین نیازهای [[عاطفی]] که در ردیف شاخص‌های درون‌خانگی [[تحکیم]] [[روابط همسری]] جای دارد، هدیه دادن به [[همسر]] است. نقش مثبت «[[هدیه]]» در تحکیم روابط به قدری است که [[پیامبر]]{{صل}} آن را عامل [[گره‌گشایی]] در بسیاری از [[مشکلات]]<ref>محمد کوفی، الجعفریات، ص۱۵۳ ({{متن حدیث|... يَا أَهْلَ الْقَرَابَةِ... تَهَادَوْا، فَإِنَّ الْهَدِيَّةَ تَسُلُّ السَّخَائِمَ وَ تُجْلِي ضَغَائِنَ الْعَدَاوَةِ وَ الْأَحْقَادِ}}).</ref>، کلید برآورده شدن نیازها<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۲۹۰ ({{متن حدیث|... إِنَّ الْهَدِيَّةَ مِفْتَاحُ الْحَوَائِجِ}}).</ref>، مایه پیوند [[دل‌ها]]<ref>شیخ عباس قمی، سفینة البحار، ج۴، ص۱۸۳ ({{متن حدیث|عَنِ النَّبِيِّ{{صل}}، قَالَ:... تَهَادَوْا بَيْنَكُمْ فَإِنَّهُ... يُنْبِتُ الْمَوَدَّةَ فِي الْقَلْبِ}}).</ref>، سبب پیدایش [[دوستی‌ها]]، باعث زیبندگی پیوندها و زدودن [[کینه‌ها]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، ص۱۴۴ ({{متن حدیث|تَهَادَوْا تَحَابُّوا، تَهَادَوْا فَإِنَّهَا تَذْهَبُ بِالضَّغَائِنِ}}).</ref> دانسته است و درباره همسر افزوده است: «هرکه به [[بازار]] رود و تحفه‌ای بخرد و آن را برای [[خانواده]] خود ببرد، همانند کسی است که کالایی را برای [[نیازمندان]] حمل می‌کند»<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۱۴، ح۲۷۷۲۸ ({{متن حدیث|... مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرَى تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِيَالِهِ كَانَ كَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِيجَ}}).</ref>؛ حتی ایشان آن را مایه افزایش [[عفت]] همسر شمرده است<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۴، ص۳۸۱ ({{متن حدیث|هِبَةُ الرَّجُلِ لِزَوْجَتِهِ تَزِيدُ فِي عِفَّتِهَا}}).</ref>؛ چراکه هدیه از [[محبت]] ریشه می‌گیرد و همسر وقتی محبت همسرش را از این راه [[احساس]] کند، [[دلبستگی]] مضاعفی به او پیدا می‌کند و در نتیجه هیچ‌گاه چشم [[طمع]] به دیگری نمی‌دوزد. شاید [[راز]] اصلی رواج این کار در [[سیره معصومان]]{{عم}} علاوه بر جنبه [[اقتصادی]] همین نکته باشد که [[روایات]] فراوانی که در میان آنها [[روایت]] معتبر هم هست، بر آن تأکید می‌کنند<ref>محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۱۹، ص۱۲۰؛ ر.ک: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۵، باب الهدیه، ص۱۴۳.</ref>؛ برای نمونه [[امام باقر]] و [[امام سجاد]] به [[زنان]] و [[دختران]] خود زیورهایی از طلا و [[نقره]] [[هدیه]] می‌دادند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۵، ح۱ و ۲ ({{متن حدیث|... يُحَلِّي وُلْدَهُ وَ نِسَاءَهُ بِالذَّهَبِ وَ الْفِضَّةِ}}).</ref>. [[امام عسکری]]{{ع}} که در [[سامرا]] می‌زیست، در [[سیره]] کریمانه و دادن عطا و هدیه به [[خاندان]] خود از جمله به همسرش زبانزد همگان حتی نزد کینه‌مندان از او بود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۵۰۳، ح۱ ({{متن حدیث|... مَا رَأَيْتُ وَ لَا عَرَفْتُ بِسُرَّ مَنْ رَأَى رَجُلًا مِنَ الْعَلَوِيَّةِ مِثْلَ الْحَسَنِ بْنِ عَلِيِّ بْنِ مُحَمَّدِ بْنِ الرِّضَا فِي هَدْيِهِ وَ سُكُونِهِ وَ عَفَافِهِ وَ نُبْلِهِ وَ كَرَمِهِ عِنْدَ أَهْلِ بَيْتِهِ وَ بَنِي هَاشِمٍ}}).</ref>؛ چنان‌که هدیه‌ای را که شامل ده دینار و سه دانه مروارید به [[ارزش]] ده دینار بود، به یکی از کنیزانش داد<ref>سعید بن عبدالله راوندی، الخرائج و الجرائح، ص۶۹۹-۷۰۱؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۵۱، ص۲۹۵، ح۱۱.</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۸۰.</ref>.
[[صداقت]] و راستی از ویژگی‌های برجسته [[اخلاقی]] است و نشان دادن این [[حسن خلق]] در [[رفتار]]، از [[کمالات انسانی]] است. در متون دینی از رسول خدا{{صل}} و [[امامان معصوم]]{{عم}} امتیازهای برجسته‌ای درباره این ویژگی پسندیده و کسانی که وجود خود را به این ویژگی خوب آراسته‌اند، بیان شده است.


===گفتگو با همسر===
در بیانی [[زیبا]] مولای سخن و امیر بیان{{ع}}، صداقت و [[راستی]] را [[حقیقت ایمان]] معرفی کرده‌اند<ref>{{متن حدیث|قَالَ عَلِيٌّ{{ع}}: إِنَّ مِنْ حَقِيقَةِ الْإِيمَانِ أَنْ يُؤْثِرَ الْعَبْدُ الصِّدْقَ حَيْثُ يَضُرُّ عَلَى الْكَذِبِ حَيْثُ يَنْفَعُ وَ لَا يَعْدُو الْمَرْءُ بِمَقَالِهِ عَمَلَهُ}} (احمد بن علی الطبرسی، مشکاة الأنوار، ص۱۸۲؛ میرزاحسین النوری الطبرسی، مستدرک الوسائل، ج٨ ص۴۵۶).</ref>. در روایتی دیگر [[صدق]] را نشان کمال [[ایمان]] دانسته‌اند<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ اللَّهِ بْنِ‏ سِنَانٍ عَنْ رَجُلٍ مِنْ بَنِي هَاشِمٍ قَالَ: أَرْبَعٌ مَنْ كُنَّ فِيهِ كَمَلَ إِسْلَامُهُ وَ لَوْ كَانَ مِنْ قَرْنِهِ إِلَى قَدَمِهِ خَطَايَا لَمْ تَنْقُصْهُ الصِّدْقُ وَ الْحَيَاءُ وَ حُسْنُ الْخُلُقِ وَ الشُّكْرُ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۵۶).</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} صداقت را در کنار ویژگی‌های نیکوی دیگر چون [[برّ]]، [[یقین]]، [[رضا]]، [[وفا]]، [[علم]] و [[حلم]] سهمی از سهام هفت‌گانه [[ایمان]] برشمرده‌اند<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ وَضَعَ الْإِيمَانَ عَلَى سَبْعَةِ أَسْهُمٍ، عَلَى الْبِرِّ وَ الصِّدْقِ وَ الْيَقِينِ وَ الرِّضَا وَ الْوَفَاءِ وَ الْعِلْمِ وَ الْحِلْمِ ثُمَّ قَسَمَ ذَلِكَ بَيْنَ النَّاسِ...}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۴٢).</ref>.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۸۹.</ref>
موضوع گفتگو و ارتباط [[کلامی]] با همسر و [[فرصت]] گذاشتن برای او از شاخص‌های [[تحکیم]] روابط [[همسرداری]] است که به لحاظ [[عاطفی]] نقشی [[راهبردی]] دارد و می‌تواند در ردیف [[اصول همسرداری]] مطرح باشد؛ ولی به جهت تأثیر آن در تحکیم روابط همسرداری در ردیف شاخص‌های همسرداری جای گرفته است. البته اصل گفتگو از یک سو و شیوه آن از سوی دیگر درخور توجه است. اصل گفتگو اقتضای [[زندگی]] مشترک و ناگزیر از آن است درباره شیوه گفتگو دو شیوه محوری را می‌توان در نظر گرفت: ۱. [[شیوه]] نرم و مهربانانه؛ ۲. شیوه تند و نقادانه. آنچه می‌تواند در تحکیم روابط همسرداری تأثیرگذار باشد شیوه نرم و مهربانانه است؛ زیرا [[سرزنش]] و تندی افراد را گریزان می‌کند؛ چنان‌که [[عبدالله بن جعفر]] همسر [[حضرت زینب]]{{ع}} در [[نصیحت]] به دخترش گفت: «سرزنش زیاد در [[معاشرت]] با همسر سبب [[کینه‌توزی]] می‌شود»<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل انساب الاشراف، ج۲، ص۳۰۶ ({{عربی|إِيَّاكَ وَ كَثْرَةَ الْمُعَاتَبَةِ فَإِنَّهَا تُورِثُ الضَّغِينَةَ}}).</ref>. تعابیری مانند «تو چنین کردی»، «تو باعث شدی چنین شد» و «اگر این [[رفتار]] تو نبود، چنین می‌شد» روان طرف مقابل را آزرده می‌کند و می‌توان به جای آن تعبیرهای نرم‌تری به کار برد؛ از «قبیل به نظر من چنین است»، «اگر با هم باشیم، چنین می‌شود» و «اگر این‌گونه رفتار شود، چنین می‌شود». یعنی اگر همان محتوا با واژگان لطیف‌تری جایگزین شود، تأثیرگذارتر است؛ چراکه به تعبیر [[روان‌شناختی]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}}، «هر ظاهری [[باطنی]] همانند خود دارد. هر که ظاهر رفتار و گفتارش [[پاکیزه]] باشد، درون او پاکیزه و باصفا گردد و آن‌که ظاهر رفتار و گفتارش [[آلوده]] باشد، درون او تیره گردد»<ref>عبدالرحمن بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش ۷۳۱۳ ({{متن حدیث|لِكُلِّ ظَاهِرٍ بَاطِنٌ عَلَى مِثَالِهِ؛ فَمَنْ طَابَ ظَاهِرُهُ طَابَ بَاطِنُهُ وَ مَنْ خَبُثَ ظَاهِرُهُ خَبُثَ بَاطِنُهُ}}).</ref>.


این [[قانون]] کلی گفتگوهای دوجانبه از جمله گفتگوی دو [[همسر]] را نیز دربرمی‌گیرد که [[قرآن]] از آن با تعبیر {{متن قرآن|عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ}}<ref>«و با آنان شایسته رفتار کنید» سوره نساء، آیه ۱۹.</ref> نام برده است و تعبیر «[[معاشرت]] شایسته» عمومیتی دارد که ارتباط شایسته [[کلامی]] و وقت‌گذاری برای آن را نیز دربرمی‌گیرد؛ چراکه گفت و شنود نرم و مهربانانه و اختصاص فرصتی به آن [[نرمش]] باطنی دو همسر را نشان می‌دهد که در پی آن [[آسان‌گیری]]<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۱۲، ص۱۵۹ ({{متن حدیث|وَ مِنْ زِيِّ الرِّفْقِ اللِّينُ وَ مِنْ زِيِّ اللِّينِ السُّهُولَةُ}}).</ref> در امور [[زندگی]] و پدید آمدن رابطه پر از [[صدق]] و صفای دوجانبه آنان و راه نیافتن تیرگی به این زندگی است. شاید به همین جهت است که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «[[وقت]] گذاشتن و نشستن با [[خانواده]] و [[گفتگو]] با آنها نزد [[خدا]] از [[اعتکاف]] در [[مسجد]] [[برتر]] است»<ref>ورام بن ابی‌فراس، تنبیه الخواطر، ج۲، ص۱۲۱ ({{متن حدیث|جُلُوسُ الْمَرْءِ عِنْدَ عِيَالِهِ أَحَبُّ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى مِنِ اعْتِكَافٍ فِي مَسْجِدِي هَذَا}}).</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} نیز فرمود: «هرگاه همسر به چهره همسر بنگرد، خدا به آنان [[مهرآمیز]] نگاه می‌کند. پس هرگاه دست یکدیگر را بگیرند، [[گناهان]] آن دو از لای انگشتانشان فرو ریزد»<ref>محمد محمدی ری‌شهری، تحکیم خانواده از نگاه قرآن و حدیث، صص ۱۹۲ و ۳۸۱ ({{متن حدیث|إِذَا نَظَرَ الْعَبْدُ إِلَى وَجْهِ زَوجِهِ وَ نَظَرَتْ إِلَيْهِ، نَظَرَ اللهُ إِلَيْهِمَا نَظرَ رَحْمَةٍ، فَإِذَا أَخَذَ بِكَفِّهَا وَ أَخَذَتْ بِكَفِّهِ، تَسَاقَطَتْ ذُنُوبُهُمَا مِنْ خِلَالِ أَصَابِعِهِمَا}}).</ref>. بر این پایه [[امامان معصوم]] با وقت‌گذاری برای [[همسران]] خود با آنان گفتگوی مهربانانه در محورهای مختلف داشتند؛ از قبیل چگونگی دست‌پخت، [[وضعیت زندگی]]، تعریف از همسر و [[خویشاوندان]]، [[هدایت]] [[فکری]] و یادآوری خاطرات گذشته. در ادامه به نمونه‌هایی از آن اشاره می‌شود:
=== امین و حافظ اسرار همسرمان باشیم ===
# [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در یکی از شب‌های [[ماه رمضان]] که نوبت همسرش اُمامه بود، نزد او رفت و با وی به گفتگوی مهربانانه نشست. در پی آن [[امامه]] غذایی که آماده کرده بود نزد ایشان آورد و آن حضرت میل کرد. امامه از این [[رفتار امام]] به گونه‌ای [[خرسند]] شد که همواره آن را تعریف می‌کرد و می‌گفت: «ایشان این غذا را [[دوست]] می‌داشت»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۳۷۰، ح۱ ({{متن حدیث|... عَنْ أُمَامَةَ... قَالَتْ: أَتَانِي أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ عَلِيٌّ{{ع}} فِي شَهْرِ رَمَضَانَ، فَأُتِيَ بِعَشَاءٍ وَ تَمْرٍ وَ كَمْأَةٍ فَأَكَلَ{{ع}} وَ كَانَ يُحِبُّ الْكَمْأَةَ}}).</ref>.
{{اصلی|رازداری در خانواده}}
#در یکی از روزها میان امیرمؤمنان{{ع}} و [[اسماء]] گفتگویی رخ داد که نشانه وقت‌گذاری [[امام]] برای همسر و رابطه مهربانانه او با همسرانش است. اسماء که قبلاً همسر [[جعفر طیار]] و [[ابوبکر]] بود، وقتی به [[خانه]] امیرمؤمنان{{ع}} آمد، فرزندانش نیز با او به [[خانه امام]] آمدند و تحت [[تربیت امام]] قرار گرفتند. عبدالله و محمد پسران جعفر و ابوبکر بر یکدیگر می‌بالیدند؛ چنان‌که هر یک به دیگری می‌گفت: «پدرم از پدر تو بهتر بود. پس من از تو بهترم». در چنین وضعیتی که شیوه بزرگترها [[تدبیر]] مهربانانه میان [[فرزندان]] است، امیرمؤمنان{{ع}} به اسماء فرمود: «میان این دو [[داوری]] کن». اسماء گفت: «از میان [[مردم عرب]]، [[جوانمردی]] بهتر از جعفر و [[میانسالی]] بهتر از ابوبکر ندیده‌ام». امیرمؤمنان{{ع}} به [[مزاح]] فرمود: «برای من چیزی باقی نگذاشتی». اسماء به امیرمؤمنان{{ع}} پاسخی هوشمندانه داد که به دو صورت نقل شده است. [[ابن‌سعد]] پاسخ اسماء را این‌گونه نقل کرده است: {{عربی|إِنَّ ثَلَاثَةً - أَنْتَ أَخَسُّهُمْ - لَخِيَارٌ}}<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۸، ص۲۲۲.</ref>: «آن سه نفری که شما کمترین ایشان هستی، برگزیدگان‌اند». ولی [[ابن شهرآشوب]] پاسخ اسماء را این‌گونه نقل کرده است: {{عربی|إِنَّ ثَلَاثَةً - أَنْتَ آخِرُهُمْ - لَخِيَارٌ}}: «آن سه تنی که تو آخرین آنان هستی، بهترین‌ها هستند». امام نیز با [[نرمش]] و لطافت رو به فرزندان او کرد و گفت: «مادرتان مرا مانند آخرین اسب مسابقه قرار داد»<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب{{ع}}، ج۳، ص۲۶۹.</ref>. به نظر می‌رسد با لحاظ [[ادب]] و [[هوشمندی]] اسماء و با [[شناختی]] که از امام داشت نقل ابن شهرآشوب صحیح است و گزارش ابن‌سعد خطای نسخه‌بردار.
زندگی [[انسان]] زوایای آشکار و پنهان بسیاری دارد، هر شخص می‌کوشد نقاط مثبت و افتخارآفرین زندگی‌اش برای دیگران آشکار شود. اما بخشی از رخدادهای زندگی خود را که قابل افشا و بازگویی برای دیگران نیست از اسرار زندگی شخصی خود می‌داند و به هر دلیل از نگاه دیگران پوشیده نگه می‌دارد. البته ممکن است تنها به افراد یا گروهی خاص [[اجازه]] دهد از آن [[آگاه]] شوند و به [[امانت]] نگاهش دارند بنابراین [[حفظ اسرار]] زندگی افراد که نتیجه [[امانتداری]] است برای آنان بسیار بااهمیت است. هر شخص که در حفظ اسرار انسان به وی کمک کند و حافظ اسرارش باشد، از دیدگاه او فردی امین است که برای وی [[ارزش]] قایل شده و وی را [[اکرام]] کرده است این اقدام‌ها خود نشان علاقه و محبت بین طرفین است در برابر به کسی که به هر دلیل و بهانه‌ای به وی [[خیانت]] کند و اسرار وی را آشکار سازد، بدگمان است و رفتار او را بی‌احترامی و بی‌محبتی به خود خواهد پنداشت.
# [[امام حسین]]{{ع}} شعری درباره [[رباب]] سروده و در آن علاقه خود را به رباب و [[خویشان]] او ابراز کرده بود و نزد او می‌خواند که نوعی وقت‌گذاری برای [[همسر]] و [[گفتگو]] با وی شمرده می‌شود<ref>محمد مرتضی زبیدی، تاج العروس، ج۲، ص۱۰؛ سید محسن امین عاملی، اعیان الشیعه، ج۶، ص۴۴۹. ابوالفرج اصفهانی از قول ابن‌عبده آورده است که رباب از خاندان حارثه فرزند اوس بن حارثة بن لام الطایی بوده است (مقاتل الطالبیین، ص۹۴). ظاهراً مقصود از «آل لام» همین خانواده است. {{عربی|أُحِبُّ لِحُبِّهَا زَيْداً جَمِيعاً *** وَ نَتْلَةَ كُلَّهَا وَ بَنِي الرَّبَابِ وَ أَخْوَالاً لَهَا مِنْ آلِ لأْمٍ *** أُحِبُّهُمُ وَ طُرَّ بَنِي جَنَابِ}}</ref>.
# [[امام باقر]]{{ع}} با همسرش ام‌علی ([[ثقفی]]) که بعدها او را به دلیل [[پایبندی]] به [[عقاید خوارج]] [[طلاق]] داد، فراوان گفتگو کرد و برای او [[وقت]] گذاشت؛ حتی برای [[هدایت]] او شبی تا صبح با او سخن گفت؛ ولی این گفتگوی [[عاطفی]] برای هدایت او به نتیجه نرسید<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۶، ص۴۷۷، ح۶.</ref>.
# [[هشام بن سالم]] وقت‌گذاری و گفتگویی را از [[امام صادق]]{{ع}} برای [[ام‌اسماعیل]] یکی از [[همسران]] ایشان نقل می‌کند، مبنی بر اینکه این [[زن]] در [[سفر حج]] همراه امام بود و آن حضرت در [[میقات]] پیش از [[احرام]] از کنیزش کام گرفته بود که ام اسماعیل - درحالی‌که [[محرم]] شده بود - متوجه شد و بر [[کنیز]] خرده گرفت. [[امام]] در [[فرصت]] مناسب درباره آن با همسرش به گفتگو نشست و با تدبیری لطیف و مهربانانه بی‌آنکه [[احساسات]] همسرش تحریک شود، [[حکم شرعی]] رفتارش را بیان کرد<ref>محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۱، ص۱۳۴، ح۶۱-۶۲ ({{متن حدیث|... فَقَالَ: ادْنُهْ هَذِهِ أُمُّ إِسْمَاعِيلَ جَاءَتْ وَ أَنَا أَزْعُمُ أَنَّ هَذَا الْمَكَانَ الَّذِي أَحْبَطَ اللَّهُ فِيهِ حَجَّهَا عَامَ أَوَّلَ...}}).</ref>. از شیوه نقل هشام بن سالم درباره این [[گفتگو]] برمی‌آید که وقتی [[همسر]] [[امام]] به مکان مورد نظر رسید، شاید خواست با امام مزاحی کرده باشد. امام نیز با استفاده از فن [[شوخی]] - که موقعیت ناگوار را گوارا و وضعیت تحمل‌ناپذیر را تحمل‌پذیر می‌کند - اصل حادثه را برای همسرش یادآور شد و برای هشام بن سالم نیز با صراحت آن را نقل کرد.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۸۲.</ref>.


===تحمل و گذشت===
مسئله امانتداری و حفظ اسرار میان اعضای [[خانواده]] به ویژه [[زن]] و شوهر نیز مطرح است و البته حساسیت بیشتری دارد. هر یک از زن و یا شوهر که به [[زندگی]] و همسرش علاقه‌مند باشد، خواهد کوشید [[اسرار]] [[خانوادگی]] خود و همسرش را [[حفظ]] کند. زمانی که زن یا شوهر ببیند همسرش در حفظ اسرارش می‌کوشد این برایش خوشایند است و نشان علاقه و محبتش به وی خواهد بود، به همین دلیل امانتداری و حفظ اسرار از بهترین ویژگی‌های [[زنان]] و مردان و از شاخص‌های معتبر برای [[انتخاب همسر]] است<ref>امام باقر{{ع}} فرمودند: {{متن حدیث|عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ الْوَاسِطِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} أَسْأَلُهُ عَنِ النِّكَاحِ، فَكَتَبَ إِلَيَّ مَنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴٧).</ref>.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۹۱.</ref>
ساختار [[زندگی اجتماعی]] به گونه‌ای است که نمی‌توان بازتاب رفتارهای دیگران را لحاظ نکرد و تنها به خواست خود توجه کرد. ویژگی [[زیست‌محیطی]] به صورتی است که همه از [[منافع]] تولیدی دیگران [[سود]] می‌برند؛ همان‌گونه که پیامد [[رفتار]] [[زشت]] دیگران تنها دامنگیر خودشان نیست؛ از این‌رو افراد می‌توانند برای دیگران سودمند یا زیان‌آور باشند. در چنین شرایطی آنچه برای بهره‌گیری از سود و ایمن بودن از [[زیان]] تأثیر بیشتری دارد، [[مدارا]] و گذشت است. [[قرآن]] اساس [[زندگی]] [[انسان]] را در [[رنج]] می‌داند و در این باره می‌فرماید: «ما انسان را در رنج آفریدیم»<ref>{{متن قرآن|لَقَدْ خَلَقْنَا الْإِنْسَانَ فِي كَبَدٍ}} «که بی‌گمان انسان را در رنج آفریده‌ایم،» سوره بلد، آیه ۴.</ref>. پس رنج فراگیر سراسر زندگی [[آدمی]] است و بهترین راه برای عبور از آن تحمل و مداراست. شاید به همین جهت است که فرمود: «[[صابران]] [[پاداش]] خود را بی‌حساب دریافت می‌کنند»<ref>{{متن قرآن|إِنَّمَا يُوَفَّى الصَّابِرُونَ أَجْرَهُمْ بِغَيْرِ حِسَابٍ}} «جز این نیست که پاداش شکیبایان را بی‌شمار، تمام دهند» سوره زمر، آیه ۱۰.</ref>.


با توجه به این [[آیات]] می‌توان گفت اساساً [[پیشرفت]] بیش از نود درصد امور زندگی با تحمل و مدارا همراه است؛ از قبیل تحمل آفت‌های رفتار بد خود، تحمل [[تندخویی]] افراد [[خانواده]]، [[همسایه]]، افراد کوچه و خیابان، [[محیط کار]]، محیط [[آموزشی]] و محیط [[مدیریتی]]. اگر آدمی در این موارد تحمل نکند و از آفت‌ها نگذرد، آسیب می‌‌بیند؛ از این‌رو [[امیرمؤمنان]]{{ع}} در این باره فرمود: «آن‌که از مدارا فاصله بگیرد، [[ناخوشی‌ها]] به او نزدیک می‌شود»<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۶۸، ص۳۴۱ ({{متن حدیث|مَنْ هَجَرَ الْمُدَارَاةَ قَارَبَهُ الْمَكْرُوهُ}}).</ref>. در سخنانی دیگر فرمود: «[[مدارا با مردم]] پس از [[ایمان به خدا]] اساس<ref>محمد بن حسن [[حر عاملی]]، [[وسائل الشیعه]]، ج۱۲، ص۲۰۲، ح۱۶۰۸۸ ({{متن حدیث|... رَأْسُ الْعَقْلِ بَعْدَ الْإِيمَانِ بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ مُدَارَاةُ النَّاسِ}}).</ref> و ثمره<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ص۴۴۵، واژه «مدح المداراة»، ش ۴۱۶ ({{متن حدیث|ثَمَرَةُ الْعَقْلِ مُدَارَاةُ النَّاسِ}}).</ref> [[خرد]]، پایه [[حکمت]]<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش۱۰۱۶۸ ({{متن حدیث|رَأْسُ الْحِكْمَةِ مُدَارَاةُ النَّاسِ}}).</ref>، تابلو [[عقل]]<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش۱۰۱۶۹ ({{متن حدیث|عُنْوَانُ الْعَقْلِ مُدَارَاةُ النَّاسِ}}).</ref> و موجب [[سلامت]] [[دین]] و دنیاست»<ref>عبدالواحد بن محمد تمیمی آمدی، غررالحکم و دررالکلم، ش۱۰۱۷۸ ({{متن حدیث|سَلَامَةُ الدِّينِ وَ الدُّنْيَا فِي مُدَارَاةِ النَّاسِ}}).</ref>. چنان‌که [[پیامبر]]{{صل}} فرمود: «مدارا با مردم [[صدقه]] است و هر که [[زندگی]] مدارامحور داشته باشد و از [[دنیا]] برود، [[شهید]] از دنیا رفته است»<ref>محمد بن حسن فتال، روضة الواعظین، ج۲، ص۳۸۰ ({{متن حدیث|قَالَ النَّبِيُّ{{صل}}: مَنْ عَاشَ مُدَارِياً مَاتَ شَهِيداً، وَ قَالَ: مُدَارَاةُ النَّاسِ صَدَقَةٌ}}).</ref>. پس انواع [[آرامش]] و سازگاری در زندگی از راه مدارا به دست می‌آید.
=== خاطرات و مناسبت‌های خوشایند همسرمان را به یاد آوریم ===
برخی خاطرات و مناسبت‌ها خوشایند [[انسان]] است و یادآوری آن نیز موجب [[خوشحالی]] و [[سرور]] [[قلبی]] اوست. بی‌شک روزی یافتن [[بندگان]] [[خداوند]] از نعمت‌های الهی برای آنان شادی‌آور و فرح‌بخش است و یادآوری [[نعمت]] و هر آنچه از [[زمان]] مکان و امور دیگر که به آن مربوط است نیز برایشان خوشایند خواهد بود.


بنابراین تحمل و مدارا در [[محیط خانواده]] به ویژه در برابر [[تندخویی]] [[همسر]] از موارد گذشت درون‌خانگی است و مایه [[نیرومندی]] [[زن]] و شوهر می‌شود. اساساً همسر [[قوی]] و شایسته [[اهل]] گذشت است و کمتر [[اسیر]] [[خشم]] و [[عصبانیت]] می‌شود و این گذشت می‌تواند ابعاد [[حقوقی]] و [[اخلاقی]] داشته باشد. گذشت حقوقی مانند گذشت از [[حق]] قَسم، حق مضاجع۵ه، حق [[نفقه]]، حق [[پوشاک]] و [[حق مسکن]]. گذشت اخلاقی نیز مانند گذشت از [[بی‌مهری]] و تندخویی، [[چشم‌پوشی]] و [[سکوت]] شوهر. همه این گذشت‌ها برای [[حفظ]] ساختار [[خانوادگی]] است که اهمیتی اساسی دارد<ref>ر.ک: عبدالله جوادی آملی، خانواده متعادل، ص۲۴۰.</ref> و در [[آموزه‌های دینی]] به آن توصیه شده است.
[[زن]] و مرد نیز پس از گذران سال‌های عمر، هر یک خاطراتی خوش و گاه تلخ در [[زندگی]] خویش خواهند داشت. یادآوری خاطرات شیرین و خوش زندگی برایشان خوشایند و فرح‌بخش خواهد بود. از شیوه‌های مطلوب برای اظهار [[عشق]] و علاقه به [[همسر]]، یادآوری این مناسبت‌هاست؛ برای نمونه یادآوری سالروز تولد همسر، سالروز [[ازدواج]]، سالروز تولد [[فرزندان]]، یادآوری موفقیت‌ها، برخی [[اعیاد]]، و... با خرید [[هدایا]]، شیرینی و.... شیوه‌ای خوب و پسندیده است. [[همسران]] خوش‌سلیقه با استفاده از چنین راهکارهای [[زیبا]] و پسندیده‌ای عشق و علاقه خود را به همسرشان ابراز می‌کنند<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۹۵.</ref>.
پیامبر{{صل}} فرمود: «گذشت مرد از خطای زن از [[حقوق زن]] بر شوهرش است»<ref>عزیزالله عطاردی قوچانی، مسند الامام الصادق{{ع}}، ج۱۶، ص۱۸۸، ح۱۲ ({{متن حدیث|... وَ إِنْ أَذْنَبَتْ غَفَرَ لَهَا}}).</ref> و «مردی که [[بدخلقی]] زنش را با لحاظ [[پاداش]] [[[الهی]]] [[تحمل]] کند، [[خدا]] در برابر هر بار [[صبر]] او پاداشی همانند آنچه به ایوب [[نبی]] در برابر تحمل [[گرفتاری‌ها]] عطا کرده [[عنایت]] کند»<ref>محمد بن حسن حر عاملی، وسائل الشیعه، ج۲۰، ص۱۶۳، ح۲۵۳۱۵ ({{متن حدیث|مَنْ صَبَرَ عَلَى سُوءِ خُلُقِ امْرَأَتِهِ وَ احْتَسَبَهُ أَعْطَاهُ اللَّهُ (بِكُلِّ مَرَّةٍ) يَصْبِرُ عَلَيْهَا مِنَ الثَّوَابِ مِثْلَ مَا أَعْطَى أَيُّوبَ عَلَى بَلَائِهِ}}).</ref>. [[امام صادق]]{{ع}} در این باره فرمود: «[[رحمت خدا]] بر بنده‌ای باشد که با همسرش به [[نیکی]] [[رفتار]] کند»<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۴۴۳، ح۴۵۳۷ ({{متن حدیث|قَالَ الصَّادِقُ{{ع}}: رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً أَحْسَنَ فِيمَا بَيْنَهُ وَ بَيْنَ زَوْجَتِهِ...}}).</ref>. همچنین افزود: «پدرم همسری داشت که آزارش می‌داد؛ ولی پدر او را می‌بخشید»<ref>عزیزالله عطاردی قوچانی، مسند الامام الصادق{{ع}}، ج۱۶، ص۱۸۸، ح۱۱؛ ص۱۹۳، ح۳۴ ({{متن حدیث|... قَالَ أَبُو عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: كَانَتِ امْرَأَةٌ عِنْدَ أَبِي{{ع}} تُؤْذِيهِ فَيَغْفِرُ لَهَا}}).</ref>. همان گرامی درباره تحمل زن نیز فرمود: «[[بهترین زن]] آن است. اگر از شوهرش به [[خشم]] آید،]با تحمل او] به وی گوید دستم در دست توست و تا از من [[خشنود]] نگردی، از تو چشم نبندم و نخوابم»<ref>شیخ صدوق، کتاب من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۸۹، ح۴۳۶۶ ({{متن حدیث|... خَيْرُ نِسَائِكُمُ الَّتِي إِنْ غَضِبَتْ أَوْ أَغْضَبَتْ قَالَتْ لِزَوْجِهَا: يَدِي فِي يَدِكَ لَا أَكْتَحِلُ بِغُمْضٍ حَتَّى تَرْضَى عَنِّي}}).</ref>.


[[کنیز]] [[امام حسین]] دسته گلی برای ایشان آورد و [[امام]] او را [[آزاد]] کرد. [[انس بن مالک]] که در جلسه حضور داشت، پرسید: چرا در برابر دسته گل کم‌ارزش کنیز را آزاد کردی؟ امام فرمود: [[خدا]] ما را این‌گونه [[تربیت]] کرده است و در [[قرآن]] فرمود: «هر گاه به شما [[تحیت]] گویند، پاسخ آن را بهتر از آن بدهید. پاسخ بهتر به این کنیز [[آزادی]] اوست»<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابی‌طالب{{ع}}، ج۴ ص۱۸؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۳۱ ({{متن حدیث|... فَدَخَلَتْ عَلَيْهِ جَارِيَةٌ فَحَيَّتْهُ بِطَاقَةِ رَيْحَانٍ فَقَالَ لَهَا: أَنْتِ حُرَّةٌ لِوَجْهِ اللَّهِ...}}).</ref>. وقتی امام در برابر [[هدیه]] کنیز این‌گونه [[احسان]] می‌کند، آیا می‌توان گفت در مقابل بدخویی کنیز یا دیگر همسرانش چنین نبود؟<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۸۶.</ref>.
=== به بهانه‌های گوناگون به همسرمان هدیه بدهیم ===
{{اصلی|هدیه به همسر}}
از جمله کارهایی که مصداق بارز ابراز عشق و علاقه به همسر است اهدای هدیه به اوست. هدیه، پیک [[خوشبختی]]، [[خوش‌بینی]] و استحکام روابط بین انسان‌هاست. هدیه بهترین ابزار جلب و جذب [[محبت]] دیگران است. [[امام صادق]]{{ع}}، شیعیانی را که در پی جلب محبت دیگران به سوی خود با [[هدف]] احیای امر [[اهل‌بیت]]{{عم}} باشند، [[دعا]] فرموده و مشمول رحمت واسعه الهی دانسته‌اند حضرت درباره بیان [[وظایف]] شیعیانشان فرموده‌اند: «خدای [[رحمت]] کند بنده‌ای را که [[دوستی]] و محبت [[مردم]] را به سوی خویش جلب کند»<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَبْدِ الْأَعْلَى قَالَ سَمِعْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} يَقُولُ: إِنَّهُ لَيْسَ مِنِ احْتِمَالِ أَمْرِنَا التَّصْدِيقُ لَهُ وَ الْقَبُولُ فَقَطْ مِنِ احْتِمَالِ‏ أَمْرِنَا سَتْرُهُ وَ صِيَانَتُهُ مِنْ غَيْرِ أَهْلِهِ. فَأَقْرِئْهُمُ السَّلَامَ وَ قُلْ لَهُمْ: رَحِمَ اللَّهُ عَبْداً اجْتَرَّ مَوَدَّةَ النَّاسِ إِلَى نَفْسِهِ. حَدِّثُوهُمْ بِمَا يَعْرِفُونَ وَ اسْتُرُوا عَنْهُمْ مَا يُنْكِرُونَ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۲، ص۲۲۲). این مضمون روایی به گونه‌های دیگر در منابع روایی نیز نقل شده است؛ ر.ک: محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج١۶، ص۲۲۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲، ص۶۵؛ ج۴٧؛ ج۷۲؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوقالأمالی، ص۶٩؛ همو، الخصال، ج۱، ص۲۵؛ نعمان بن محمد تمیمی، مغربی دعائم الإسلام، ج۱، ص۶١؛ و....</ref>.


===دلجویی از همسران در وضعیت زایمان و فرزندداری===
[[هدیه دادن]] به افراد و [[خویشان]] و آثار و [[برکات]] آن چندان اهمیت دارد که در [[روایت‌ها]] و [[سیره]] [[اهل‌بیت]]{{عم}} درباره آن به‌طور ویژه سفارش شده است. اهمیت اهدای هدیه در [[خانواده]] بیش از موارد دیگر است؛ چراکه [[هدیه دادن]] خود گونه‌ای ابراز [[عشق]] و علاقه اعضای خانواده به یکدیگر است و بر شدت آن می‌افزاید. از این راه، روابط بین آنها بیشتر می‌شود و در نتیجه پایه‌ها و بنیاد خانواده مستحکم‌تر می‌شود. به همین سبب سفارش شده است تا به بهانه‌های گوناگون، از جمله هنگام ورود به [[خانه]] از کار و تلاش روزانه یا پس از بازگشت از [[مسافرت]]، حتما سوغاتی را تهیه کنید و به [[اهل]] خانه به ویژه [[همسر]] بدهید اگر چیز مناسبی نیافتید باز هم مطلوب نیست دست خالی به [[منزل]] بروید. حتی اگر شده سنگی را با خود بردارید و به خانه ببرید.
دلجویی از [[همسر]] در شرایط دشوار زایمان مایه [[آرامش]]، ایجاد [[روحیه]] برای او و عرصه ساز [[تحمل]] [[ناملایمات]] و افزایش [[عشق]] به فرزندداری و فرزندآوری و ی است؛ چراکه از [[نیازهای انسان]] [[خودشکوفایی]] است و فرزندآوری یکی از راه‌های برآورده کننده این نیاز است و [[حمایت]] و دلجویی از [[زن]] در حال فرزنددار شدن کمک به خودشکوفایی او و زمینه‌ساز تربیت درست و [[عاطفی]] [[کودک]] است. این دلجویی شیوه‌های گوناگونی دارد که در شرایط کنونی گل بردن و [[هدیه دادن]] و مانند آن رایج است. آیا در آن دوره نیز مشابه این شیوه‌ها وجود داشت؟ این پرسشی است که واکاوی منابع می‌تواند پاسخ مناسبی در این باره ارائه کند و از برخی اقدام‌های [[امامان]] در این محور پرده بردارد؛ از جمله می‌توان از [[روایت]] [[ابوبصیر]] و منهال درباره تولد [[امام کاظم]]{{ع}} نام برد که این دو نفر در روزهای تولد امام کاظم{{ع}} در [[ابواء]] حضور داشتند و خبر تولد آن حضرت را شنیدند. ابوبصیر می‌گوید به محضر [[امام صادق]]{{ع}} [[تشرف]] یافتم و بر سفره نهار امام نشسته بودم که رخداد تولد امام کاظم{{ع}} پیش آمد و امام صادق{{ع}} نخستین فردی بود که نزد همسرش رفت و به [[یاری]] او شتافت و با دلجویی به او گفت: «[[بشارت]]، بشارت که [[امامت]] در [[خانه]] تو ورود یافت»<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۳۷، ص۱۶ ({{متن حدیث|فَقَالَ لَهَا: يَا حَمِيدَةُ بَخْ بَخْ حَلَّ الْمُلْكُ فِي بَيْتِكِ}}).</ref>. سپس نزد مهمانانش بازگشت و با [[خوشحالی]] به همسرش [[دعا]] کرد<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۳۰-۳۱، ح۳۲؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۸۵، ح۱ ({{متن حدیث|... قَالَ: سَلَّمَهَا اللَّهُ وَ قَدْ وَهَبَ لِي غُلَاماً...}}).</ref>.


در دو روایت، بشارت و سه [[روز]] [[اطعام]] امام صادق{{ع}} به شکرانه تولد پسرش به [[مردم مدینه]] گزارش شده است<ref>احمد بن محمد بن خالد برقی، المحاسن، ج۲، ص۱۹۲، ح۱۸۷ ({{متن حدیث|... وَ دَخَلَ بَعْدِي بِيَوْمٍ فَأَطْعَمَ النَّاسَ ثَلَاثاً...}}).</ref>. اقدام پیشتازانه [[امام]] در یاری به همسرش و سپس در جمع [[دوستان]] به او [[دعاکردن]] و از او به [[نیکی]] یادکردن یکی از اصول [[راهبردی]] در [[تحکیم]] [[روابط همسری]] است و از هر نوع هدیه‌ای برای [[همسر]] به [[وقت]] زایمان خوشحال کننده‌تر است و مایه [[آرامش]] اوست؛ چراکه [[زن]] در چنین شرایطی به [[پشتیبانی]] شدید نیاز دارد و آرامش‌بخش‌ترین [[پشتیبان]] در چنین شرایطی همسر اوست.
[[رسول خدا]]{{صل}} نیز بر خرید [[هدیه]] هنگام بازگشت به [[خانه]] بسیار سفارش و تأکید کرده‌اند. [[ابن عباس]] در این زمینه چنین گزارش کرده است: «رسول خدا{{صل}} فرمودند: هر کس به [[بازار]] برود و هدیه‌ای بخرد و برای [[اهل]] خانه‌اش ببرد، مانند کسی است که صدقه‌ای را برای [[مستمندان]] و [[نیازمندان]] برده است»<ref>{{متن حدیث|عَنِ ابْنِ عَبَّاسٍ قَالَ: قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: مَنْ دَخَلَ السُّوقَ فَاشْتَرَى تُحْفَةً فَحَمَلَهَا إِلَى عِيَالِهِ كَانَ كَحَامِلِ صَدَقَةٍ إِلَى قَوْمٍ مَحَاوِيجَ وَ لْيَبْدَأْ بِالْإِنَاثِ قَبْلَ الذُّكُورِ فَإِنَّ مَنْ فَرَّحَ ابْنَتَهُ فَكَأَنَّمَا أَعْتَقَ رَقَبَةً مِنْ وُلْدِ إِسْمَاعِيلَ وَ مَنْ أَقَرَّ بِعَيْنِ ابْنٍ فَكَأَنَّمَا بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ وَ مَنْ بَكَى مِنْ خَشْيَةِ اللَّهِ أَدْخَلَهُ اللَّهُ جَنَّاتِ النَّعِيمِ}} (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الأمالی، ص۵۵۴؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۶١، ص۵٩؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعه، ج۲۱، ص۵۴). همچنین سفارش شده است که از مسلمانان و مؤمنانی که با ما قرابتی ندارند نیز هدیه بپذیریم؛ چراکه همان قرابت دینی و ایمانی بسنده است: {{متن حدیث|عَنْ إِبْرَاهِيمَ الْكَرْخِيِّ قَالَ: سَأَلْتُ أَبَا عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} عَنِ الرَّجُلِ تَكُونُ لَهُ الضَّيْعَةُ الْكَبِيرَةُ. فَإِذَا كَانَ يَوْمُ الْمِهْرَجَانِ أَوِ النَّيْرُوزِ أَهْدَوْا إِلَيْهِ الشَّيْ‏ءَ لَيْسَ هُوَ عَلَيْهِمْ يَتَقَرَّبُونَ بِذَلِكَ إِلَيْهِ. فَقَالَ: أَ لَيْسَ هُمْ مُصَلِّينَ؟ قُلْتُ: بَلَى. قَالَ: فَلْيَقْبَلْ هَدِيَّتَهُمْ وَ لْيُكَافِهِمْ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} قَالَ: لَوْ أُهْدِيَ إِلَيَّ كُرَاعٌ لَقَبِلْتُ وَ كَانَ ذَلِكَ مِنَ الدِّينِ وَ لَوْ أَنَّ كَافِراً أَوْ مُنَافِقاً أَهْدَى إِلَيَّ وَسْقاً مَا قَبِلْتُ وَ كَانَ ذَلِكَ مِنَ الدِّينِ أَبَى اللَّهُ لِي زَبْدَ الْمُشْرِكِينَ وَ الْمُنَافِقِينَ وَ طَعَامَهُمْ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص١۴٣).</ref>.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۲۹۷.</ref>
نام بردن از همسر به [[پاکیزگی]] و نیکویی که در [[حقیقت]] [[تکریم]] و بلندآوازه کردن اوست، مورد دیگری است که [[امام کاظم]]{{ع}} پس از تولد پسرش [[امام رضا]]{{ع}} با چنین شیوه‌ای از همسرش [[دل]]جویی کرد و فرمود: «وی [[پاکیزه]] است». او پس از آن به [[طاهره]] ملقب شد<ref>محمد بن محمد مفید، الاختصاص، ص۱۹۶ ({{متن حدیث|... فَلَمَّا وَلَدَتْ لَهُ الرِّضَا{{ع}} سَمَّاهَا الطَّاهِرَةَ وَ كَانَتْ لَهَا أَسْمَاءٌ...}}).</ref>. نیز امام رضا{{ع}} به وقت تولد [[امام جواد]]{{ع}} درباره مادرش فرمود: «[[پاک]] و [[مقدس]] آن [[مادری]] است که او]امام جواد{{ع}}] را زاییده و به [[راستی]] این مادر طاهره و [[مطهره]] [[آفریده]] شده است»<ref>علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیة، ص۲۱۶؛ حسین بن عبدالوهاب، عیون المعجزات، ص۱۱۹ ({{متن حدیث|... قُدِّسَتْ أُمٌّ وَلَدَتْهُ قَدْ خُلِقَتْ طَاهِرَةً مُطَهَّرَةً...}}).</ref>.<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص ۲۸۹.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
{{منابع}}
{{منابع}}
# [[پرونده:IM010877.jpg|22px]] [[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|'''سیره همسرداری امامان معصوم''']]
# [[پرونده:IM010877.jpg|22px]] [[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|'''سیره همسرداری امامان معصوم''']]
# [[پرونده:IM010885.jpg|22px]] [[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|'''همسران شایسته''']]
{{پایان منابع}}
{{پایان منابع}}


۱۳۰٬۳۱۴

ویرایش