آیه ولایت در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←سوم: دلالت بر امامت و ولایت امام علی
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۴۳: | خط ۱۴۳: | ||
[[آیه ولایت]] یکی از روشنترین [[دلایل امامت بلافصل علی]] {{ع}} است: زیرا واژۀ "ولی" اگر چه در لغت معانی یا کاربردهای گوناگونی دارد اما چنانچه در معنای لغوی این واژه گذشت، حاصل معنای ولایت در همه موارد استعمال آن، گونهای از قرابت است که منشأ نوعی تصرف و [[مالک]] بودن [[تدبیر]] است<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۱۲.</ref>؛ به عبارت دیگر، ولایت، نوعی اقتراب و نزدیکی نسبت به چیزی است به گونهای که موانع و حجابها از میان برداشته میشود. هرگاه این قرابت از نظر [[حفظ]] و نصرت باشد، ولیّ یاریدهندهای است که چیزی او را از [[یاری دادن]] آن کس که نسبت به او قرابت و ولایت دارد منع نمیکند، و اگر قرابت از جهت محبت باشد که نوعی جذب و انجذاب [[روحی]] است، [[ولیّ]] آن محبوبی است که [[انسان]] به او [[عشق]] میورزد و [[اراده]] خود را تابع اراده او قرار میدهد و اگر اقتراب و نزدیکی به لحاظ [[خویشاوندی]] باشد، ولیّ کسی است که فیالمثل از او [[ارث]] میبرد و در این جهت، چیزی مانع وی نمیشود و اگر [[قرابت]] و [[ولایت]] به لحاظ [[اطاعت]] باشد، ولیّ کسی است که درباره او آنگونه که [[مصلحت]] بداند، [[حکم]] میکند<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۳۶۸.</ref>. | [[آیه ولایت]] یکی از روشنترین [[دلایل امامت بلافصل علی]] {{ع}} است: زیرا واژۀ "ولی" اگر چه در لغت معانی یا کاربردهای گوناگونی دارد اما چنانچه در معنای لغوی این واژه گذشت، حاصل معنای ولایت در همه موارد استعمال آن، گونهای از قرابت است که منشأ نوعی تصرف و [[مالک]] بودن [[تدبیر]] است<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۹، ص۱۲.</ref>؛ به عبارت دیگر، ولایت، نوعی اقتراب و نزدیکی نسبت به چیزی است به گونهای که موانع و حجابها از میان برداشته میشود. هرگاه این قرابت از نظر [[حفظ]] و نصرت باشد، ولیّ یاریدهندهای است که چیزی او را از [[یاری دادن]] آن کس که نسبت به او قرابت و ولایت دارد منع نمیکند، و اگر قرابت از جهت محبت باشد که نوعی جذب و انجذاب [[روحی]] است، [[ولیّ]] آن محبوبی است که [[انسان]] به او [[عشق]] میورزد و [[اراده]] خود را تابع اراده او قرار میدهد و اگر اقتراب و نزدیکی به لحاظ [[خویشاوندی]] باشد، ولیّ کسی است که فیالمثل از او [[ارث]] میبرد و در این جهت، چیزی مانع وی نمیشود و اگر [[قرابت]] و [[ولایت]] به لحاظ [[اطاعت]] باشد، ولیّ کسی است که درباره او آنگونه که [[مصلحت]] بداند، [[حکم]] میکند<ref>المیزان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۳۶۸.</ref>. | ||
==== [[علی بن ابی طالب]] {{ع}}، مصداق مؤمنین ==== | |||
پس از مشخص شدن معنای ولی، حال نوبت به مصداق مومنین در آیه میرسد. بر اساس شواهد و قرائن فراوان از جمله شان نزول آیه، مراد از {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا...}} در آیه، فقط امیرالمؤمنین علی {{ع}} است به سه دلیل: | پس از مشخص شدن معنای ولی، حال نوبت به مصداق مومنین در آیه میرسد. بر اساس شواهد و قرائن فراوان از جمله شان نزول آیه، مراد از {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا...}} در آیه، فقط امیرالمؤمنین علی {{ع}} است به سه دلیل: | ||
| خط ۱۷۳: | خط ۱۷۳: | ||
نتیجه آنکه: صاحبان ولایت بر سایرین، منحصر در امامان معصوم {{عم}} است<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۴ ص ۶۰.</ref>. | نتیجه آنکه: صاحبان ولایت بر سایرین، منحصر در امامان معصوم {{عم}} است<ref>[[محمد تقی فیاضبخش|فیاضبخش]] و [[فرید محسنی|محسنی]]، [[ولایت و امامت از منظر عقل و نقل ج۴ (کتاب)|ولایت و امامت از منظر عقل و نقل]]، ج۴ ص ۶۰.</ref>. | ||
==== تقریر متکلمان امامیه در دلالت آیه بر امامت بلافصل امام علی {{ع}} ==== | |||
===== [[علامه حلی]] ===== | |||
علامه حلی استدلال به این آیه را متوقف بر [[اثبات]] سه مقدمه میداند: | علامه حلی استدلال به این آیه را متوقف بر [[اثبات]] سه مقدمه میداند: | ||
| خط ۱۹۷: | خط ۱۹۷: | ||
با توجه به این مقدمات، مبنی بر اینکه کلمه به کار رفته در اول [[آیه]]، مفید حصر است و مقصود از ولی نیز «[[ولایت تصرف]]» است، [[حاکمیت]] بر [[مسلمانان]]، اختصاص پیدا میکند به [[خدا]] و رسولش و افراد خاصی که در این آیه مقصود امیرمؤمنان علی {{ع}} است<ref>[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص ۱۲۳.</ref>. | با توجه به این مقدمات، مبنی بر اینکه کلمه به کار رفته در اول [[آیه]]، مفید حصر است و مقصود از ولی نیز «[[ولایت تصرف]]» است، [[حاکمیت]] بر [[مسلمانان]]، اختصاص پیدا میکند به [[خدا]] و رسولش و افراد خاصی که در این آیه مقصود امیرمؤمنان علی {{ع}} است<ref>[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص ۱۲۳.</ref>. | ||
===== [[سید مرتضی]] ===== | |||
سید مرتضی در کتاب [[شافی فی الإمامة (کتاب)|شافی فی الإمامة]]<ref>این کتاب شریف، ردّی بر کتاب المغنی فی الإمامة، تألیف قاضی عبد الجبار معتزلی استرآبادی است. کتاب الشافی فی الإمامة توسط مرحوم شیخ طوسی خلاصه شده و نام تلخیص الشافی بر آن نهاده شده است.</ref>، با استناد به این آیه ولایت، آن را در زمره [[نصوص]] بر [[امامت امیر مؤمنان]]{{ع}} شمرده، مینویسد: | |||
{{عربی|قد دللنا على ثبوت النص على أمير المؤمنين{{ع}} بأخبار مجمع على صحتها متفق عليها، وإن كان الإختلاف واقعاً في تأويلها، و بينا أنها تفيد النص عليه{{ع}} بغير إحتمال ولا إشكال كقوله{{صل}}: {{متن حدیث|أنت مني بمنزلة هارون من موسى، ومن كنت مولاه فعلي مولاه}}، إلى غير ذلك مما دللنا على أن القرآن يشهد به كقوله تعالى: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ وَالَّذِينَ آمَنُوا الَّذِينَ يُقِيمُونَ الصَّلَاةَ وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}}}<ref>الشافی فی الإمامة، ج٣، ص٩٩.</ref>؛ | |||
[[پیامبر خدا]] بر ثبوت [[نص]] بر امامت امیر مؤمنان{{ع}} به وسیله اخباری که همه بر [[صحت]] آن [[اجماع]] دارند و درباره آن متفقند ما را [[راهنمایی]] نمود. اگر چه در [[تأویل]] این [[روایات]] [[اختلاف]] شده است، اما از این [[اخبار]] میتوان بدون احتمال خلاف و اشکال، [[نصّ بر امامت]] ایشان استفاده نمود، مانند فرمایش [[رسول خدا]]{{صل}} که فرمود: «جایگاه تو نزد من همانند جایگاه [[هارون]] نزد [[موسی]] است» و «هر که من [[صاحب اختیار]] اویم پس علی صاحب اختیار اوست» و روایات دیگری که ما را دلالت میکند بر [[شهادت]] [[قرآن]] به نص امیر مؤمنان{{ع}}، مانند قول [[خدای تعالی]] که میفرماید: «همانا صاحب اختیار شما [[خدا]] و رسولش و مؤمنانی هستند که.»... | |||
«سید مرتضی» استدلال به این آیه را به شیوه زیر بیان میکند: | |||
# مقصود از «ولی» در آیه کسی است که [[تدبیر امور]] مؤمنان با اوست و [[اطاعت]] کردن از او [[واجب]] است. دلیل بر این سخن که واژه «ولی» مفید این معنا است مراجعه به لغت و [[اندیشه]] در کاربرد آن است؛ زیرا اهل لغت تصریح کردهاند که {{عربی|هذا ولي المرأة}}؛ یعنی [[تدبیر]] [[عقد]] و [[ازدواج]] او در [[اختیار]] آن شخص میباشد و نیز اولیای دم را درباره کسانی به کار میبرند که مطالبه [[قصاص]] یا [[عفو]] در [[اختیار]] آنان باشد و یا اینکه از [[سلطان]] تعبیر میکنند به {{عربی|ولي امر الرعية}} و از کسی که به عنوان [[جانشین]] سلطان مطرح است به «ولی [[عهد]] المسلمین» تعبیر میکنند؛ بنابراین، در این که واژه «ولی» معنای [[تدبیر امور]] را میرساند شبههای نیست، به طوری که «مبرد» در کتابش گفته است که «ولی» یعنی «اولی» و «احق» و مثل آن است «[[مولی]]». | # مقصود از «ولی» در آیه کسی است که [[تدبیر امور]] مؤمنان با اوست و [[اطاعت]] کردن از او [[واجب]] است. دلیل بر این سخن که واژه «ولی» مفید این معنا است مراجعه به لغت و [[اندیشه]] در کاربرد آن است؛ زیرا اهل لغت تصریح کردهاند که {{عربی|هذا ولي المرأة}}؛ یعنی [[تدبیر]] [[عقد]] و [[ازدواج]] او در [[اختیار]] آن شخص میباشد و نیز اولیای دم را درباره کسانی به کار میبرند که مطالبه [[قصاص]] یا [[عفو]] در [[اختیار]] آنان باشد و یا اینکه از [[سلطان]] تعبیر میکنند به {{عربی|ولي امر الرعية}} و از کسی که به عنوان [[جانشین]] سلطان مطرح است به «ولی [[عهد]] المسلمین» تعبیر میکنند؛ بنابراین، در این که واژه «ولی» معنای [[تدبیر امور]] را میرساند شبههای نیست، به طوری که «مبرد» در کتابش گفته است که «ولی» یعنی «اولی» و «احق» و مثل آن است «[[مولی]]». | ||
# گرچه لفظ «ولی» به معنای [[سرپرستی]] و [[حاکمیت]] میآید؛ ولی برای [[اثبات]] اینکه در [[آیه]] یادشده نیز مقصود همین است نیاز به دلیل داریم که با مشخص شدن مخاطب در {{متن قرآن|وَلِيُّكُمُ}} روشن خواهد شد که مقصود از «ولی» در این آیه متولی امور است؛ زیرا مخاطب در {{متن قرآن|وَلِيُّكُمُ}} از چهار فرض خارج نیست. | # گرچه لفظ «ولی» به معنای [[سرپرستی]] و [[حاکمیت]] میآید؛ ولی برای [[اثبات]] اینکه در [[آیه]] یادشده نیز مقصود همین است نیاز به دلیل داریم که با مشخص شدن مخاطب در {{متن قرآن|وَلِيُّكُمُ}} روشن خواهد شد که مقصود از «ولی» در این آیه متولی امور است؛ زیرا مخاطب در {{متن قرآن|وَلِيُّكُمُ}} از چهار فرض خارج نیست. | ||
| خط ۲۰۸: | خط ۲۱۱: | ||
اگر این معنا روشن شد، مشخص میگردد که [[خداوند]] «ولی» را برای ما به گونهای اثبات کرده است که شامل بعضی از افراد شود نه همه. این مقتضای کاربرد واژه {{متن قرآن|إِنَّمَا}} است که در لغت [[عرب]] تخصیص را میرساند، در حالی که اگر مقصود تمام مؤمنان باشد کاربرد {{متن قرآن|إِنَّمَا}} [[لغو]] خواهد بود. بدینسان نمیتوان ولایت در آیه را به معنای ولایت در [[دین]] یا [[محبت]] معنا کرد؛ زیرا با این معنا تمام مؤمنان در ولایت [[شریک]] هستند و اختصاص به بعضی از آنان ندارد، چنانکه [[خداوند]] فرمود: {{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ...}}<ref>«و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند» سوره توبه، آیه ۷۱.</ref>. | اگر این معنا روشن شد، مشخص میگردد که [[خداوند]] «ولی» را برای ما به گونهای اثبات کرده است که شامل بعضی از افراد شود نه همه. این مقتضای کاربرد واژه {{متن قرآن|إِنَّمَا}} است که در لغت [[عرب]] تخصیص را میرساند، در حالی که اگر مقصود تمام مؤمنان باشد کاربرد {{متن قرآن|إِنَّمَا}} [[لغو]] خواهد بود. بدینسان نمیتوان ولایت در آیه را به معنای ولایت در [[دین]] یا [[محبت]] معنا کرد؛ زیرا با این معنا تمام مؤمنان در ولایت [[شریک]] هستند و اختصاص به بعضی از آنان ندارد، چنانکه [[خداوند]] فرمود: {{متن قرآن|وَالْمُؤْمِنُونَ وَالْمُؤْمِنَاتُ بَعْضُهُمْ أَوْلِيَاءُ بَعْضٍ يَأْمُرُونَ بِالْمَعْرُوفِ وَيَنْهَوْنَ عَنِ الْمُنْكَرِ...}}<ref>«و مردان و زنان مؤمن، دوستان یکدیگرند که به کار شایسته فرمان میدهند و از کار ناشایست باز میدارند» سوره توبه، آیه ۷۱.</ref>. | ||
بنابراین اگر بر این معنا قابل حمل نبود به ناچار باید بر معنای [[تدبیر امور]] حمل گردد. مقصود از آن بعض نیز، [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} است. تمام کسانی که [[ولایت]] در [[آیه]] را به همین معنا گرفتهاند بر این باورند که تنها مصداق آیه، امیرمؤمنان علی {{ع}} است؛ زیرا تنها او در حال [[رکوع]] انگشتری را به [[فقیر]] داده است<ref>علی بن الحسین الشریف المرتضی، (علم الهدی)، الذخیرة، ص۴۳۸-۴۴۰.</ref>.<ref>[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص ۱۲۴.</ref> | بنابراین اگر بر این معنا قابل حمل نبود به ناچار باید بر معنای [[تدبیر امور]] حمل گردد. مقصود از آن بعض نیز، [[امیرمؤمنان علی]] {{ع}} است. تمام کسانی که [[ولایت]] در [[آیه]] را به همین معنا گرفتهاند بر این باورند که تنها مصداق آیه، امیرمؤمنان علی {{ع}} است؛ زیرا تنها او در حال [[رکوع]] انگشتری را به [[فقیر]] داده است<ref>علی بن الحسین الشریف المرتضی، (علم الهدی)، الذخیرة، ص۴۳۸-۴۴۰.</ref>.<ref>[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص ۱۲۴.</ref>. | ||
در هر حال با توجه به دلالت {{متن قرآن|إِنَّمَا}} بر [[حصر]] و بر اساس بیان [[سید مرتضی]]، معنای آیه چنین خواهد بود: «تنها و منحصراً [[خدا]]، [[رسول خدا]] و [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} کسانیاند که اطاعتشان بر شما واجب و آنان متولی امور شمایند». بنابراین [[آیه ولایت]]، نص بر امامت امیر مؤمنان{{ع}} است. | |||
===== تقریر [[شیخ مفید]] ===== | |||
شیخ مفید در تقریر [[استدلال]] به این آیه مینویسد: خداوند در این [[آیه ولایت]] را برای عدهای {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا}} [[اثبات]] کرده و نشانه این عده را دادن [[زکات]] در حال رکوع قرار داده است: {{متن قرآن|وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}. وقتی ثابت شد که در این آیه، ولایت برای کسی که در حال رکوع زکات داده [[واجب]] شده است، از طرفی هیچ کس از [[مسلمانان]] ادعا نکرده است که به جز [[امیر مؤمنان]] کسی در حال رکوع زکات داده باشد، روشن میشود که مقصود از {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا}} علی {{ع}} است و هرگاه [[ولایتی]] که در آیه برای [[خدا]] و [[رسول خدا]] {{صل}} ثابت است برای علی {{ع}} نیز به همانگونه ثابت شد [[امامت]] آن حضرت واجب خواهد بود؛ زیرا [[ولایت خدا]] و رسول خدا {{صل}} بر [[خلق]] به معنای [[اطاعت]] کردن از آنان است؛ از اینرو ولایت برای حضرت نیز همین گونه خواهد بود<ref>محمد بن نعمان العکبری شیخ مفید، المسائل العکبریه (سلسله مؤلفات شیخ مفید)، ج۶، ص۵۰.</ref>.<ref>[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص ۱۲۶.</ref> | شیخ مفید در تقریر [[استدلال]] به این آیه مینویسد: خداوند در این [[آیه ولایت]] را برای عدهای {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا}} [[اثبات]] کرده و نشانه این عده را دادن [[زکات]] در حال رکوع قرار داده است: {{متن قرآن|وَيُؤْتُونَ الزَّكَاةَ وَهُمْ رَاكِعُونَ}}. وقتی ثابت شد که در این آیه، ولایت برای کسی که در حال رکوع زکات داده [[واجب]] شده است، از طرفی هیچ کس از [[مسلمانان]] ادعا نکرده است که به جز [[امیر مؤمنان]] کسی در حال رکوع زکات داده باشد، روشن میشود که مقصود از {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا}} علی {{ع}} است و هرگاه [[ولایتی]] که در آیه برای [[خدا]] و [[رسول خدا]] {{صل}} ثابت است برای علی {{ع}} نیز به همانگونه ثابت شد [[امامت]] آن حضرت واجب خواهد بود؛ زیرا [[ولایت خدا]] و رسول خدا {{صل}} بر [[خلق]] به معنای [[اطاعت]] کردن از آنان است؛ از اینرو ولایت برای حضرت نیز همین گونه خواهد بود<ref>محمد بن نعمان العکبری شیخ مفید، المسائل العکبریه (سلسله مؤلفات شیخ مفید)، ج۶، ص۵۰.</ref>.<ref>[[محمد ساعدی|ساعدی، محمد]]، [[آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار (کتاب)|آیات امامت و ولایت در تفسیر المنار]]، ص ۱۲۶.</ref> | ||
===== شیخ طوسی ===== | |||
[[شیخ طوسی]] در تلخیص [[الشافی]] به قویترین [[نص قرآنی]] بر امامت امیر مؤمنان{{ع}} اشاره کرده و میفرماید: قویترین دلیل بر امامت امیر مؤمنان آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ...}} است. وجه دلالت آیه این است که ثابت شود مراد از لفظ «ولیکم» در آیه کسی است که برای [[تدبیر]] نمودن امور شما و [[قیام]] به انجام آن امور تعیین شده و اطاعتش بر شما [[واجب]] است. همچنین ثابت شود که مراد از «الذین آمنوا» [[امیر مؤمنان]]{{ع}} است و اگر این دو ثابت شود، دلیلی خواهد بود بر [[امام]] بودن امیر مؤمنان{{ع}} برای ما<ref>{{عربی|من فأقوى ما يدل عليها قوله تعالى: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ...}} و وجه الدلالة الآية هو: إنه ثبت أن المراد بلفظة {{متن قرآن|وَلِيُّكُمُ}} المذكورة في الآية: من كان متحققاً بتدبيركم، والقيام بأموركم، و تجب طاعته عليكم، و ثبت أن المعنى به {{متن قرآن|الَّذِينَ آمَنُوا}} أمير المؤمنين{{ع}} و في ثبوت هذين الوصفين، [[دلالة]] على كونه{{ع}} إماماً لنا}}؛ تلخیص الشافی: ج۲، ص۱۰.</ref>.<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۲، ص ۲۹۰.</ref>. | |||
===== خواجه طوسی ===== | |||
[[خواجه نصیرالدین]] [[طوس]] در [[تجرید الاعتقاد]]، وجه دلالت [[آیه]] را به [[اجمال]] و اختصار بیان کرده مینویسد: | |||
{{عربی|و لقوله تعالى: {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ...}} الآية. و إنما اجتمعت الأوصاف في علي{{ع}}}}؛ | |||
(بر [[امامت امیر مؤمنان]]{{ع}} [[نص]] وجود دارد از جمله) آیه {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ...}} و تمام اوصاف (مذکور در آیه) در علی{{ع}} جمع است. | |||
اوصافی را که خواجه در این عبارت کوتاه بیان کرده و آن را در [[امیر مؤمنان علی]]{{ع}} جمع شده میداند عبارتند از: [[ولایت]]، [[ایمان]] و [[صدقه دادن]] در [[حال]] [[رکوع]].<ref>[[سید علی حسینی میلانی|حسینی میلانی، سید علی]]، [[جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام ج۲ (کتاب)|جواهر الکلام فی معرفة الامامة و الامام]]، ج۲، ص ۲۹۰.</ref>. | |||
== شبهات آیه ولایت == | == شبهات آیه ولایت == | ||