پرش به محتوا

آیه ولایت در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
بدون خلاصۀ ویرایش
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۳۷۳: خط ۳۷۳:
# [[آلوسی]] می‌گوید: «از نظر اکثر اخباریین و [[محدثین]]، [[آیه]] درباره [[امام علی]]{{ع}} نازل شده است»<ref>روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۶، صص ۱۶۷ و ۹۳. {{عربی|و غالب الأخباريين على أنها نزلت في علي كرم الله تعالى وجهه}}. و در جای دیگر می‌گوید {{عربی|و الآية عند معظم المحدثين نزلت في علي كرم الله تعالى وجهه}}.</ref>.
# [[آلوسی]] می‌گوید: «از نظر اکثر اخباریین و [[محدثین]]، [[آیه]] درباره [[امام علی]]{{ع}} نازل شده است»<ref>روح المعانی فی تفسیر القرآن العظیم و السبع المثانی، ج۶، صص ۱۶۷ و ۹۳. {{عربی|و غالب الأخباريين على أنها نزلت في علي كرم الله تعالى وجهه}}. و در جای دیگر می‌گوید {{عربی|و الآية عند معظم المحدثين نزلت في علي كرم الله تعالى وجهه}}.</ref>.
همین تصریحات به [[تنهایی]] برای [[اثبات]] دعوی، بس است؛ با این حال [[روایات]] منقول در این‌باره نیز در منابع اهل سنت نقل شده است. به عنوان نمونه [[سیوطی]] نیز از چند طریق [[آیه]] را درباره [[امام علی]]{{ع}} نقل می‌کند و در پایان می‌نویسد: «این [[روایت]] شواهد فراوانی دارد که برخی از آنها دیگری را تقویت می‌کند»؛ {{عربی|... فهذه شواهد يقوي بعضها بعضا}}<ref>لباب النقول، عبد الرحمان بن أبی‌بکر جلال الدین السیوطی، ج۱، ص۹۳. {{عربی|قوله تعالى {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ}} الآية أخرج الطبراني في الأوسط بسند فيه مجاهيل عن عمار بن ياسر قال وقف على علي بن أبي طالب سائل و هو راكع في تطوع فنزع خاتمه فأعطاه السائل فنزلت {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ}} الآية و له شاهد قال عبد الرازق حدثنا عبد الوهاب بن مجاهد عن أبيه عن ابن عباس {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ}} الآية.... نزلت في علي{{ع}} و روي ابن مردويه عن وجه آخر عن ابن عباس مثله و أخرج أيضاً عن علي مثله و أخرج ابن جرير عن مجاهد و ابن أبي حاتم عن سلمة ابن كهيل مثله...}}.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۰۶.</ref>
همین تصریحات به [[تنهایی]] برای [[اثبات]] دعوی، بس است؛ با این حال [[روایات]] منقول در این‌باره نیز در منابع اهل سنت نقل شده است. به عنوان نمونه [[سیوطی]] نیز از چند طریق [[آیه]] را درباره [[امام علی]]{{ع}} نقل می‌کند و در پایان می‌نویسد: «این [[روایت]] شواهد فراوانی دارد که برخی از آنها دیگری را تقویت می‌کند»؛ {{عربی|... فهذه شواهد يقوي بعضها بعضا}}<ref>لباب النقول، عبد الرحمان بن أبی‌بکر جلال الدین السیوطی، ج۱، ص۹۳. {{عربی|قوله تعالى {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ}} الآية أخرج الطبراني في الأوسط بسند فيه مجاهيل عن عمار بن ياسر قال وقف على علي بن أبي طالب سائل و هو راكع في تطوع فنزع خاتمه فأعطاه السائل فنزلت {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ}} الآية و له شاهد قال عبد الرازق حدثنا عبد الوهاب بن مجاهد عن أبيه عن ابن عباس {{متن قرآن|إِنَّمَا وَلِيُّكُمُ اللَّهُ وَرَسُولُهُ}} الآية.... نزلت في علي{{ع}} و روي ابن مردويه عن وجه آخر عن ابن عباس مثله و أخرج أيضاً عن علي مثله و أخرج ابن جرير عن مجاهد و ابن أبي حاتم عن سلمة ابن كهيل مثله...}}.</ref>.<ref>[[سلیمان امیری|امیری، سلیمان]]، [[امامت و دلایل انتصابی بودن آن (کتاب)|امامت و دلایل انتصابی بودن آن]] ص ۲۰۶.</ref>
===پرسش‌هائی پیرامون آیه===
'''سؤال اول'':
اگر [[آیه]] [[گواه]] بر [[امامت]] [[امام]] باشد، معلوم می‌شود که یکی از [[شرائط امامت]] این است که امام در حال [[رکوع]] [[صدقه]] بدهد، آیا درباره [[پیشوایان]] دیگر نیز این جریان اتفاق افتاده است؟
'''پاسخ:'''
این سؤال، آنچنان ناموزون است که ما خود را از هر نوع پاسخگوئی به آن [[بی‌نیاز]] می‌دانیم؛ زیرا شما این آیه را به دست افراد آشنا به [[قرآن]] بدهید، می‌گویند: این جمله معرف [[مقام امامت]] علی{{ع}} است نه اینکه بیان کننده شرط نیل به امامت<ref>ریشه اشتباه مستشکل این است که تصور کرده که دادن صدقه در حال رکوع در مسأله رهبری دخالت دارد ولی از آن غافل است که این نوع عناوین جنبه طریقی داشته و به اصطلاح علمی، جنبه عنوان مشیری دارد. مقصود معرفی و شناساندن است نه این که صدقه دادن در حال رکوع در زعامت و رهبری دخالت دارد.</ref>.
هرگاه از پدری سؤال شود که کدام یک از [[فرزندان]] خود را [[دوست]] داری؟ می‌گوید: آنکه کت سرمه‌ای بر تن کرده است. معنی این جمله چیست؟ آیا جز این است که معرف [[فرزندی]] است که بیش از دیگران علاقه پدر را به خود جلب کرده است؟
هرگاه از پدری سؤال کنند که [[سرپرست]] فرزندان شما کیست؟ او نگاهی به اطراف می‌کند و می‌گوید: آن کس که بیل به دست دارد و باغچه بیل می‌زند. این جمله جز این نیست که می‌خواهد از این طریق او را معرفی کند و اگر در همان حالت، علامت مشخص‌تری در [[اختیار]] داشت، مانند کمربند بر کمر، شال برگردن، کتاب در دست، قطعاً او را به وسیله آنها معرفی می‌کرد.
به علاوه، مرحوم [[فیض کاشانی]] در کتاب الأصفی در صفحه ۱۵۱، طبع [[تهران]] می‌نویسد: [[فرزندان امام]] همگی به این [[نعمت]] مفتخر شده و هر کدام در موقع [[امامت]] خویش، در حال [[رکوع]] صدقه‌ای داده‌اند.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[پیشوائی از نظر اسلام (کتاب)|پیشوائی از نظر اسلام]] ص ۱۷۰-۱۹۰.</ref>.
'''سؤال دوم''':
ممکن است گفته شود که مقصود از جمله و هم راکعون [[تواضع]] و تذلل آنهاست، یعنی نماز می‌گزارند و [[زکات]] می‌دهند، در حالی که نسبت به [[اوامر]] [[پروردگار]] خود [[خاضع]] و فروتنند.
'''پاسخ:'''
یک چنین [[تفسیر]]، جز [[تفسیر به رأی]] چیزی نیست؛ زیرا [[رکوع]] در لغت [[عرب]] به معنی انحناء و خمیده شدن است، نه [[خضوع]]. اگر هم در موردی در معنی خضوع به کار برود، به طور مجاز در لازم معنی بکار رفته است؛ زیرا لازم انحناء و خم شدن، همان خضوع است.
بزرگ لغت‌شناس عرب می‌گوید:
{{عربی|ركع أصل واحد يدل على انحناء الانسان و غيره يقال: ركع الرجل اذا انحنى و كل منحن راكع.
و في الحديث لولا مشايخ ركع و صبية رضع و بهائم رتع، يصب عليكم العذاب صبّاً}}<ref>معجم مقاییس اللغة، نگارش احمد بن فارس بن زکریا متوفای سال ۳۹۵، ج۲، ماده رکع.</ref>.
رکوع، دارای اصل واحدی است، و دلالت می‌کند بر خم شدن [[انسان]] و غیر او می‌گویند: رکع الرجل هنگامی که خم شد و هر شیء خمیده‌ای راکع است. در [[حدیث]] آمده: اگر [[پیران]] خمیده و [[کودکان]] شیرخوار و چهارپایان چرنده نبود، [[عذاب]] بر شما فرو می‌ریخت.
این که می‌گویند: اصل واحد یعنی یک معنی بیش ندارد و آن، خم شدن است. سپس با آیاتی بر مقصود خود [[استدلال]] می‌کند.
راغب در مفردات می‌گوید:
{{عربی|الرُّكُوع الانْحِنَاءُ، فتارةً يُسْتَعْمَلُ في الهَيْئةِ المَخْصوصَةِ في الصّلاةِ كما هي، و تارةً في التَّواضُعِ و التَّذَلُّلِ}}<ref>مفردات، راغب، ص۳۰۲ ماده رکع.</ref>.
این جمله می‌رساند که معنی اصلی آن همان انحناء است، و اگر در موردی در [[تواضع]] و تذلل بکار برود، استعمال در لازم معنی است.
ما [[حق]] نداریم لفظی را بی‌جهت از معنی [[واقعی]] آن خارج کنیم، خصوصاً موقعی که [[روایات متواتر]]، [[گواهی]] می‌دهند که لفظ در همان معنی [[حقیقی]] بکار رفته است.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[پیشوائی از نظر اسلام (کتاب)|پیشوائی از نظر اسلام]] ص ۱۷۰-۱۹۰.</ref>.
'''سؤال سوم''':
می‌گویند: علی{{ع}} به خاطر اینکه [[انگشتر]] خود را به [[فقیر]] داد، این [[آیه]] درباره او نازل گردید، ولی این [[شأن نزول]]، با [[ظاهر آیه]] تطبیق نمی‌کند؛ زیرا آیه می‌گوید: و یؤتون الزکاة ([[زکات]] می‌دهند) و در لسان [[شرع]]، به [[بخشش]] انگشتری زکات نمی‌گویند، بلکه این لفظ را در مقامی بکار می‌برند که از نظر [[اسلام]] زکات [[واجب]] بر آن تعلق گیرد، مانند طلا و [[نقره]] مسکوک، [[غلات]] و.... 
'''پاسخ:'''
[[تفسیر]] زکات به معنی دوم، از اصطلاحات [[فقهی]] است که بعدها در میان [[مسلمانان]] رائج شده است، در صورتی که در لغت و اصطلاحات [[قرآن]]، معنی وسیع‌تر و گسترده تری دارد.
# زکات در لغت [[عرب]]، به معنی نموّ و [[تطهیر]] و [[پاکی]] است، و قرآن به هر انفاقی که به خاطر [[خدا]] انجام گیرد، زکات می‌گوید و غالباً موقعی که این لفظ همراه [[نماز]] ذکر گردد، مقصود انفاقی است که [[انگیزه الهی]] در آن باشد، اعم از واجب و یا [[مستحب]]، چنانکه در آیه‌های زیر به این معنی آمده است: {{متن قرآن|وَأَوْحَيْنَا إِلَيْهِمْ فِعْلَ الْخَيْرَاتِ وَإِقَامَ الصَّلَاةِ وَإِيتَاءَ الزَّكَاةِ وَكَانُوا لَنَا عَابِدِينَ}}<ref>«و آنان را پیشوایانی کردیم که به فرمان ما راهبری می‌کردند و به آنها انجام کارهای نیک و برپا داشتن نماز و دادن زکات را وحی کردیم و آنان پرستندگان ما بودند» سوره انبیاء، آیه ۷۳.</ref>. به طور مسلم، این [[نظام مالی]] که به عنوان زکات در اسلام است، هرگز در میان [[ملل]] پیشین نبوده است. مع الوصف، کلمه زکات در آنها بکار رفته است.
# [[حضرت عیسی]]، در گهواره خود را چنین معرفی کرد: {{متن قرآن|وَأَوْصَانِي بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ مَا دُمْتُ حَيًّا}}<ref>«و هر جا باشم مرا خجسته گردانیده و تا زنده‌ام به نماز و زکاتم سفارش فرموده است» سوره مریم، آیه ۳۱.</ref>.
# [[خداوند]]، [[حضرت اسماعیل]] را چنین تعریف می‌کند که: {{متن قرآن|وَكَانَ يَأْمُرُ أَهْلَهُ بِالصَّلَاةِ وَالزَّكَاةِ}}<ref>«و خانواده خود را به نماز و زکات فرمان می‌داد و نزد پروردگار خویش پسندیده بود» سوره مریم، آیه ۵۵.</ref>.
ناگفته پیداست که هرگز در [[شرایع]] پیشین، یک چنین [[نظام مالی]] که در [[اسلام]] به عنوان [[زکات]] است، وجود نداشته است و زکات آنان همان نوع [[انفاق در راه خدا]] بوده است.
روشن‌تر از همه، آیاتی است که در [[مکه]] پیش از ایجاب زکات در اسلام وارد شده است. مانند [[آیه]] ۴ [[سوره مؤمنون]]:
{{متن قرآن|وَالَّذِينَ هُمْ لِلزَّكَاةِ فَاعِلُونَ}}<ref>«و آنان که دهنده زکاتند» سوره مؤمنون، آیه ۴.</ref>.
مقصود از زکات، در این آیه و آیه‌های دیگری که در [[آغاز بعثت]] (پیش از [[تشریع]] زکات اصطلاحی) نازل شده است، همان [[انفاق]] در راه خداست.  
اصولاً آیه‌ای که در آن زکات اصطلاحی تشریع شده است، زکات را از اقسام [[صدقه]] دانسته و می‌فرماید:
{{متن قرآن|خُذْ مِنْ أَمْوَالِهِمْ صَدَقَةً تُطَهِّرُهُمْ وَتُزَكِّيهِمْ بِهَا}}<ref>«از دارایی‌های آنان زکاتی بردار که با آن آنها را پاک می‌داری و پاکیزه می‌گردانی» سوره توبه، آیه ۱۰۳.</ref>.
بنابراین، به زکات اصطلاحی، از آن نظر زکات می‌گویند که صدقه و انفاق در راه خدا است، در این صورت هرگاه به صدقه‌های مستحبی زکات گفته شود، استعمال صحیحی خواهد بود (دقت کنید).<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[پیشوائی از نظر اسلام (کتاب)|پیشوائی از نظر اسلام]] ص ۱۷۰-۱۹۰.</ref>.
'''سؤال چهارم''':
[[شایسته]] [[مقام امام]] علی{{ع}} این است که در [[مقام عبودیت]] و [[نیایش]] به غیر [[خدا]] توجه پیدا نکند، در حالی که توجه به [[فقیر]] و دادن انگشتری به وی با [[خضوع]] و خشوعی که مناسب مقام امام است، منافات دارد.
'''پاسخ:'''
رفع نیازمندی‌های [[مستمندان]]، از بزرگترین [[فرائض اسلامی]] است که مایة [[تقرب]] به [[مقام ربوبی]] می‌گردد. شنیدن ناله مستمند و [[اجابت]] در خواست او در حال [[نماز]]، عبادتی است در ضمن [[عبادت]]، و باید گوش مردان خدا در تمام احوال، آماده شنیدن چنین درخواست‌ها و ناله‌ها باشد، و شنیدن چنین ناله‌ای با خضوع و [[خشوع]] در حال عبادت، منافاتی ندارد.
[[تجربه]] نشان داده است که بسیاری از مادرانی که به هیچ صدائی از [[خواب]] بیدار نمی‌شوند. اما ناله [[ضعیف]] [[کودک شیرخوار]]، آنان را از خواب بیدار می‌کند؛ زیرا آنان هنگام [[خواب]]، تصمیم می‌گیرند که دستگاه [[شنوایی]] آنها در برابر هر حادثه‌ای تعطیل گردد و با هیچ صدائی جز صدای [[کودک]] خود، بیدار نشوند.
مردان بزرگ [[خدا]]، در [[مقام]] [[عبادت]] و [[پرستش خدا]]، از هر موضوعی جز خدا بی‌خبر می‌شوند و در عز [[ربوبی]] و جلال [[الهی]] مستغرق می‌گردند، و دستگاه بینائی و شنوائی آنها چیزی را نمی‌بیند و نمی‌شنود، جز آنچه که [[رضای الهی]] در آن باشد. بنابراین هرگاه علی{{ع}} در حال [[نماز]] صدای مستمندی را می‌شنود، به خاطر این است که رضای الهی در شنیدن آن بوده است، و علی هیچ‌گاه از شنیدن این صداها [[غافل]] نبوده است<ref>ممکن است، توجه امام به سؤال سائل، به وسیله الهام الهی بوده باشد؛ زیرا چه مانعی دارد که خداوند ولی خود را در ضمن اطاعت خود، به اطاعت دیگر که با آن منافاتی ندارد، راهنمایی کند.</ref>.<ref>[[جعفر سبحانی|سبحانی، جعفر]]، [[پیشوائی از نظر اسلام (کتاب)|پیشوائی از نظر اسلام]] ص ۱۷۰-۱۹۰.</ref>.


== جستارهای وابسته ==
== جستارهای وابسته ==
۱۵٬۲۹۲

ویرایش