←مقدمه
(←منابع) |
(←مقدمه) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۹: | خط ۹: | ||
== مقدمه == | == مقدمه == | ||
طبق نظر مشهور، یکی از | طبق نظر مشهور، یکی از [[همسران امام حسین]]{{ع}} شهربانو [[مادر امام سجاد]]{{ع}} است که گزارشها درباره نام و نژاد ایشان متفاوت است. نام او را با [[اختلاف]]، [[حرار]]<ref>احمد بن ابییعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۲۴۷؛ ابنفندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.</ref>، [[غزاله]]<ref>احمد بن ابییعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص٢۴٧؛ ابنقتیبه، المعارف، ص۲۱۴؛ محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۱۱، ص۶۲۹؛ ابنفندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص٣۴٧. این نام را امام حسین{{ع}} بر او نهاده بود (ابنتغری، النجوم الظاهره، ج۱، ص۲۲۹).</ref>، [[سلامه]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۶؛ ابنفندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷؛ ابنعساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۴۱، ص۳۶۱؛ ابنتغری، النجوم الظاهره، ج۱، ص۲۲۹.</ref>، [[سُلافه]]<ref>احمد بن یحیی بلاذری، جمل انساب الأشراف، ج۳، ص۱۴۶؛ ابنقتیبه، المعارف، ص۲۱۴ (با تعبیر «و یقال»)؛ سبط ابنجوزی، تذکرة الخواص، ص۲۹۱؛ ابنفندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۱۸۹؛ ابنخلکان، وفیات الاعیان، ج٣، ص۲۶۷.</ref>، [[خوله]]<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۱۸۹.</ref>، [[شاهزنان]]<ref>محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۵-۱۳۷؛ همو، المقنعه، ص۴۷۲؛ محمد بن حسن طوسی، تهذیب الاحکام، ج۶، ص۷۷؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۱۸۹؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۸۲؛ شهید اول، الدروس الشرعیة فی فقه الامامیه، ج۲، ص۱۲.</ref>، [[جهانشاه]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۶-۴۶۷.</ref>، شهربانو<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۴۱.</ref>، [[شهربانویه]]<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۶-۴۶٧؛ شیخ صدوق، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۷؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۷؛ ابنفندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷؛ ابن شهرآشوب، مناقب فی آل ابیطالب، ج۴، ص۱۷۵.</ref>، [[جهانبانویه]]<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب{{ع}}، ج۴، ص۱۸۹.</ref>، جدا<ref>ابنفندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.</ref>، [[حُلوه]]<ref>ابنفندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.</ref>، [[شاهآفرید]]<ref>ابنفندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.</ref>، [[امولد]] سِندیه<ref>ابنقتیبه، المعارف، ص۲۱۴ (با تعبیر و «یقال»)؛ [[ابنفندق]] [[بیهقی]]، [[لباب الأنساب]]، ج۱، ص۳۴۷؛ ابنتغری، ال[[نجوم]] الظاهره، ج۱، ص۲۲۹.</ref> و [[کیهانبانویه]]<ref>ابنفندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.</ref> ذکر کردهاند که این آخرین نام به معنای «بزرگ [[زنان]] [[دنیا]] و [[آخرت]]» است و چون این تعبیر برای [[حضرت فاطمه دختر پیامبر]]{{صل}} به کار میرفت اسم [[مادر امام سجاد]] را «[[سیدة البلد]]» گفتهاند که به [[فارسی]] به معنای شهربانو است<ref>ابنفندق بیهقی، لباب الأنساب، ج۱، ص۳۴۷.</ref>. | ||
در اینجا به سه نوع گزارش که وی را دختر یزدگرد سوم دانسته به صورت کوتاه اشاره میشود؛ چنان که [[شیخ صدوق]] هم آن را نقل کرده است<ref>شیخ صدوق، عیون الأخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۴۰، ح۱؛ همو، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۵-۳۰۷ ({{متن حدیث|أُمُّهُ شَهْرَبَانُويَهْ بِنْتُ يَزْدَجَرْدَ بْنِ شَاهَنْشَاهَ}}).</ref>. [[ابن شهرآشوب]] نیز با ثبت دو گزارش درباره این [[زن]] که یکی او را دختر یزدگرد دانسته و دیگری وی را «برّه دختر نوشجان» معرفی کرده، نقل دوم را صحیح ندانسته است و در [[تأیید]] سخنش گزارشی را از [[زمخشری]] در ربیع الابرار به نقل از [[امام سجاد]]{{ع}} آورده، مبنی بر اینکه آن حضرت بیآنکه از مادرش نام ببرد او را دختر یزدجرد پادشاه ایران دانسته است<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، صص ۱۸۱ و ۱۸۹ ({{متن حدیث|كَانَ يَقُولُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ: أَنَا ابْنُ الْخِيَرَتَيْنِ، لِأَنَّ جَدَّهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ أُمَّهُ بِنْتُ يَزْدَجَرْدَ الْمَلِكِ}}). ابن خلکان نیز این حدیث را از زمخشری نقل کرده است (وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۷).</ref>. اکنون سه نوع گزارش: | در اینجا به سه نوع گزارش که وی را دختر [[یزدگرد سوم]] دانسته به صورت کوتاه اشاره میشود؛ چنان که [[شیخ صدوق]] هم آن را نقل کرده است<ref>شیخ صدوق، عیون الأخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۴۰، ح۱؛ همو، کمال الدین و تمام النعمه، ج۱، ص۳۰۵-۳۰۷ ({{متن حدیث|أُمُّهُ شَهْرَبَانُويَهْ بِنْتُ يَزْدَجَرْدَ بْنِ شَاهَنْشَاهَ}}).</ref>. [[ابن شهرآشوب]] نیز با ثبت دو گزارش درباره این [[زن]] که یکی او را دختر [[یزدگرد]] دانسته و دیگری وی را «برّه دختر نوشجان» معرفی کرده، نقل دوم را صحیح ندانسته است و در [[تأیید]] سخنش گزارشی را از [[زمخشری]] در ربیع الابرار به نقل از [[امام سجاد]]{{ع}} آورده، مبنی بر اینکه آن حضرت بیآنکه از مادرش نام ببرد او را دختر [[یزدجرد]] [[پادشاه ایران]] دانسته است<ref>ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، صص ۱۸۱ و ۱۸۹ ({{متن حدیث|كَانَ يَقُولُ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ: أَنَا ابْنُ الْخِيَرَتَيْنِ، لِأَنَّ جَدَّهُ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} وَ أُمَّهُ بِنْتُ يَزْدَجَرْدَ الْمَلِكِ}}). ابن خلکان نیز این حدیث را از زمخشری نقل کرده است (وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۷).</ref>. اکنون سه نوع گزارش: | ||
یکم، ایشان دختر یزدگرد سوم بوده و [[اسارت]] وی در فتوحات [[نخستین مسلمانان]] در [[ایران]] و [[تیسفون]] ([[مدائن]]) در زمان [[خلافت عمر]] و فرار یزدگرد سوم از تیسفون به داخل ایران بوده است. این گزارش مشهور است و در منابع فراوانی<ref>برای نمونه: محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، ج۱، ص۳۳۵؛ احمد بن ابییعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۰۳؛ ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۲۵؛ ابن ابی الثلج، تاریخ اهلالبیت، ص۱۲۲؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۷، ح۱؛ علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیه، ص۱۷۰؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۵۵؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۸۲؛ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۷-۲۶۸.</ref> هم آمده است؛ ولی با نشانههای [[تاریخی]] - که بیان خواهد شد - هماهنگ نیست<ref>مانند اینکه در آغاز درگیری | یکم، ایشان دختر یزدگرد سوم بوده و [[اسارت]] وی در [[فتوحات]] [[نخستین مسلمانان]] در [[ایران]] و [[تیسفون]] ([[مدائن]]) در [[زمان]] [[خلافت عمر]] و [[فرار]] یزدگرد سوم از تیسفون به داخل ایران بوده است. این گزارش مشهور است و در منابع فراوانی<ref>برای نمونه: محمد بن حسن صفار، بصائرالدرجات، ج۱، ص۳۳۵؛ احمد بن ابییعقوب یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۳۰۳؛ ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۲۵؛ ابن ابی الثلج، تاریخ اهلالبیت، ص۱۲۲؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۷، ح۱؛ علی بن حسین مسعودی، اثبات الوصیه، ص۱۷۰؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب، ج۴، ص۵۵؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۸۲؛ ابن خلکان، وفیات الاعیان، ج۳، ص۲۶۷-۲۶۸.</ref> هم آمده است؛ ولی با نشانههای [[تاریخی]] - که بیان خواهد شد - هماهنگ نیست<ref>مانند اینکه در آغاز درگیری [[قادسیه]]، [[یزدگرد]] در [[مدائن]] بود و سپس به [[حلوان]] و از آنجا به [[اصفهان]] و [[اصطخر]] و کرمان و [[مرو]] گریخت. در این عقبنشینیهای تدریجی، وی [[زنان]] و [[خویشاوندان]] و [[خزانه]] خود را به همراه میبرد؛ حتی آشپزان و تیمارگران را نیز به همراه داشت ([[ابناثیر]]، [[الکامل]]، ج۲، حوادث سال ۱۷؛ ج۳، ص۱۱۹-۱۲۳، حوادث سال ۳۱)؛ بنابراین [[دختران]] یزدگرد در مرحله نخست درگیری [[اسیر]] [[مسلمانان]] نشدند.</ref>. | ||
دوم، او دختر یزدگرد سوم بود و [[اسارت]] او در دوره عثمان رخ داد؛ به این صورت که یزدگرد توانسته بود با جمع کردن سربازان پراکنده ساسانی آنان را برای آخرین بار به منظور درگیری با مسلمانانی که در تعقیب او بودند، [[مدیریت]] کند و در نتیجه در اطراف [[خراسان]] بزرگ با یکدیگر درگیر شدند که به [[شکست]] و [[قتل]] یزدگرد سوم انجامید<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، حوادث سال ۳۱؛ ابناثیر، الکامل، ج۳، ص۱۱۹-۱۲۳، حوادث سال ۳۱؛ ابن عبدالبر (۴۶۳ق)، الاستیعاب، ج۳، ص۹۳۳ ({{عربی|وَ قُتِلَ كِسْرَى فِي وَلَايَتِهِ}}، که به دست آسیابانی کشته شد).</ref> و برخی همراهیان او از جمله دو دختر او به دست عربهای [[مسلمان]] | دوم، او دختر [[یزدگرد سوم]] بود و [[اسارت]] او در دوره عثمان رخ داد؛ به این صورت که یزدگرد توانسته بود با جمع کردن [[سربازان]] پراکنده [[ساسانی]] آنان را برای آخرین بار به منظور درگیری با مسلمانانی که در تعقیب او بودند، [[مدیریت]] کند و در نتیجه در اطراف [[خراسان]] بزرگ با یکدیگر درگیر شدند که به [[شکست]] و [[قتل]] یزدگرد سوم انجامید<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، حوادث سال ۳۱؛ ابناثیر، الکامل، ج۳، ص۱۱۹-۱۲۳، حوادث سال ۳۱؛ ابن عبدالبر (۴۶۳ق)، الاستیعاب، ج۳، ص۹۳۳ ({{عربی|وَ قُتِلَ كِسْرَى فِي وَلَايَتِهِ}}، که به دست آسیابانی کشته شد).</ref> و برخی همراهیان او از جمله دو دختر او به دست عربهای [[مسلمان]] اسیر و به [[مدینه]] نزد عثمان فرستاده شدند و او نیز یکی را به [[نکاح]] [[حسین بن علی]]{{ع}} درآورد. [[شیخ صدوق]] این نقل را با سند قابل اعتبار<ref>راویان این نقل به ترتیب [[حسین بن احمد]] [[بیهقی]] مکنّا به [[ابوعلی]] [[حاکم]]، [[محمد بن یحیی صولی]]، [[عون]] بن محمد کندی و سهل بن قاسم نوشجانی از [[امام رضا]]{{ع}} است. از حسین بن احمد بیهقی، شیوخ ثلاثه؛ یعنی [[صدوق]]، مفید و [[طوسی]] [[روایت]] کردهاند و در [[منابع رجالی]] نیز از او [[مذمت]] نشده است ([[علی نمازی شاهرودی]]، مستدرکات [[علم رجال الحدیث]]، ج۳، ص۸۵) [[و]] به گفته [[فقیه]] رجالی [[آیتالله]] شیخ [[جواد تبریزی]] راویای که شناخته شده باشد و [[رجالیان]] او را [[مذمت]] نکنند، نقل وی معتبر است؛ چراکه اگر [[زندگی]] او نقطه ضعفی داشت بازگو میشد (درس [[فقه]] که نگارنده در آن حضور داشت). [[محمد بن یحیی صولی]] نیز نزد [[رجالیان]] [[مذمت]] نشده، بلکه برخی روایاتش بر حسن و کمال او دلالت میکند (مستدرکات [[علم رجال الحدیث]]، ج۷، ص۳۶۹) از [[عون]] بن محمد کندی هم در [[منابع رجالی]] مذمت نشده (مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۶، ص۱۴۵) و سهل بن قاسم نوشجانی که از [[یاران امام رضا]]{{ع}} است روایاتی از او نقل کرده که از حسن [[اعتقاد]] او حکایت میکند (مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۴، ص۱۸۲). پس سند این [[روایت]] اعتبار دارد.</ref> گزارش کرده است<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۳؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۸، ح۱۹.</ref>. | ||
سوم، ایشان در دوره [[خلافت ظاهری]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به این صورت به دست آمده که آن حضرت [[حکومت]] قسمتی از [[مشرق]] را به [[حریث بن جابر حنفی]]<ref>شیخ طوسی (رجال، ص۳۹، ش ۲۶) نام حریث بن جابر حنفی را در ردیف یاران امیرمؤمنان{{ع}} ثبت کرده و مدح یا ذمی از وی نکرده است و بسیاری از رجالیان نیز به همان سخن شیخ بسنده کردهاند (ر.ک: عبدالله مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج۱۸، ص۱۹۰-۱۹۱، پانوشت). مامقانی درباره او گفت: غیر از سخن شیخ در رجال تعبیری که از مدح او حکایت کند، نیافتم (تنقیح المقال، ص۱۹۰)؛ اما گفتنی است اولاً در اعتبار راوی، مدح وی تنها راه اعتبار او نیست، بلکه اگر معروف باشد و مذمت نشده باشد این هم در اعتبار او کافی است؛ زیرا مذمت نشدن راویِ معروف نشانه مذموم نبودن اوست؛ چراکه اگر نقصی داشت، ذکر میشد (درس فقه آیتالله تبریزی که این نگارنده در آن حضور داشت)؛ ثانیاً در مواردی از کتاب صفین (نصر بن مزاحم، وقعة الصفین، صص ۲۰۵، ۲۹۹، ۴۸۵ و ۴۸۷) و شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید (ج۴، ص۲۷؛ ج۵، صص ۲۳۴، ۲۳۶، ۲۴۰-۲۴۱؛ ج۱۶، ص۱۹۷) تعبیرهایی درباره حریث بن جابر آمده که از مدح او حکایت میکند. او در جنگ صفین از حقبهجانبی امیرمؤمنان{{ع}} نیز دفاع گفتاری و رفتاری کرده است (نصر بن مزاحم، وقعة الصفین، ص۴۸۵ {{عربی|... إِنَّ عَلِيّاً{{ع}} لَوْ كَانَ خَلَفاً مِنْ هَذَا الْأَمْرِ لَكَانَ الْمَفْزَعُ إِلَيْهِ...}}). افزون بر آنکه نامش در ردیف منصوبان امیرمؤمنان{{ع}} در مسئولیتهای حکومتی ثبت شده است (ر.ک: عبدالله مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج۱۸، ص۱۹۰، پانوشت).</ref> سپرد و حُریث با دستیابی به [[دختران]] یزدجرد آنان را برای آن حضرت فرستاد و ایشان شهربانو را به [[امام حسین]]{{ع}} بخشید که [[مادر امام سجاد]]{{ع}} شد<ref>ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی، شرح الاخبار، ج۳، ص۲۶۶؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۷؛ محمد بن حسن فتال، روضة الواعظین، ج۱، ص۲۰۱؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۴۸۰-۴۸۱؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب{{ع}}، ج۴، ص۵۶؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۸۲؛ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۶، ص۳، ح۱.</ref>. | سوم، ایشان در دوره [[خلافت ظاهری]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به این صورت به دست آمده که آن حضرت [[حکومت]] قسمتی از [[مشرق]] را به [[حریث بن جابر حنفی]]<ref>شیخ طوسی (رجال، ص۳۹، ش ۲۶) نام حریث بن جابر حنفی را در ردیف یاران امیرمؤمنان{{ع}} ثبت کرده و مدح یا ذمی از وی نکرده است و بسیاری از رجالیان نیز به همان سخن شیخ بسنده کردهاند (ر.ک: عبدالله مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج۱۸، ص۱۹۰-۱۹۱، پانوشت). مامقانی درباره او گفت: غیر از سخن شیخ در رجال تعبیری که از مدح او حکایت کند، نیافتم (تنقیح المقال، ص۱۹۰)؛ اما گفتنی است اولاً در اعتبار راوی، مدح وی تنها راه اعتبار او نیست، بلکه اگر معروف باشد و مذمت نشده باشد این هم در اعتبار او کافی است؛ زیرا مذمت نشدن راویِ معروف نشانه مذموم نبودن اوست؛ چراکه اگر نقصی داشت، ذکر میشد (درس فقه آیتالله تبریزی که این نگارنده در آن حضور داشت)؛ ثانیاً در مواردی از کتاب صفین (نصر بن مزاحم، وقعة الصفین، صص ۲۰۵، ۲۹۹، ۴۸۵ و ۴۸۷) و شرح نهجالبلاغه ابن ابیالحدید (ج۴، ص۲۷؛ ج۵، صص ۲۳۴، ۲۳۶، ۲۴۰-۲۴۱؛ ج۱۶، ص۱۹۷) تعبیرهایی درباره حریث بن جابر آمده که از مدح او حکایت میکند. او در جنگ صفین از حقبهجانبی امیرمؤمنان{{ع}} نیز دفاع گفتاری و رفتاری کرده است (نصر بن مزاحم، وقعة الصفین، ص۴۸۵ {{عربی|... إِنَّ عَلِيّاً{{ع}} لَوْ كَانَ خَلَفاً مِنْ هَذَا الْأَمْرِ لَكَانَ الْمَفْزَعُ إِلَيْهِ...}}). افزون بر آنکه نامش در ردیف منصوبان امیرمؤمنان{{ع}} در مسئولیتهای حکومتی ثبت شده است (ر.ک: عبدالله مامقانی، تنقیح المقال فی علم الرجال، ج۱۸، ص۱۹۰، پانوشت).</ref> سپرد و حُریث با دستیابی به [[دختران]] [[یزدجرد]] آنان را برای آن حضرت فرستاد و ایشان شهربانو را به [[امام حسین]]{{ع}} بخشید که [[مادر امام سجاد]]{{ع}} شد<ref>ابوحنیفه نعمان بن محمد مغربی، شرح الاخبار، ج۳، ص۲۶۶؛ محمد بن محمد مفید، الارشاد، ج۲، ص۱۳۷؛ محمد بن حسن فتال، روضة الواعظین، ج۱، ص۲۰۱؛ فضل بن حسن طبرسی، إعلام الوری بأعلام الهدی، ج۱، ص۴۸۰-۴۸۱؛ ابن شهرآشوب، مناقب آل ابیطالب{{ع}}، ج۴، ص۵۶؛ علی بن عیسی اربلی، کشف الغمه، ج۲، ص۸۲؛ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۶، ص۳، ح۱.</ref>. | ||
این نقل یا نقل دوم را میتوان با برخی نشانههای [[تاریخی]] هماهنگ دانست؛ چراکه از یک سو [[تولد امام سجاد]]{{ع}} در سال ۳۸ [[هجرت]] در دوره [[خلافت ظاهری]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} رخ داده است<ref>یدالله مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان، ص۳۲۵.</ref>. از سوی دیگر فتح خراسان در [[حاکمیت]] عثمان تا حدود سال ۳۵ هجرت ادامه داشت<ref>ابناثیر، الکامل، ج۳، ص۱۱۹-۱۲۳، حوادث سال ۳۱.</ref>. از جانب سوم [[فرزندان]] یزدگرد پس از قتلش اگر به [[اسارت]] درآمدند در همین شرایط بوده؛ چراکه در دوره عمر که یزدگرد از [[مدائن]] گریخته بود به فارس رفت پس از چهار سال سکونت در آنجا به کرمان رفت و پس از دو یا سه سال توقف در آنجا به سیستان رفت و پس از حدود پنج سال زندگانی در آنجا به [[خراسان]] و مرو گریخت و در تمام این مراحل خانوادهاش همراه او بودند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، حوادث سال ۳۱؛ ابناثیر، الکامل، ج۲، حوادث سال ۱۷.</ref>، هرچند [[قتل]] یزدگرد را به سال ۲۹<ref>ابنالفقیه، البلدان، ص۵۷۰.</ref> یا ۳۱<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، حوادث سال ۳۱؛ ابناثیر، الکامل، ج۳، ص۱۱۹-۱۲۳، حوادث سال ۳۱.</ref> هجری گزارش کردهاند؛ بنابراین اسارت فرزندان یزدگرد اگر برابر یکی از این دو نقل باشد، پس از سال ۳۱ قمری است و در این صورت فاصله تولد امام سجاد{{ع}} با [[ازدواج]] مادرش بین دو تا شش سال خواهد بود که فاصلهای متعارف و پذیرفتنی است<ref>برخی محققان بر آناند تنها میتوان پذیرفت که مادر امام سجاد{{ع}} زنی وابسته به یکی از خاندان مهمی است که میتوانسته از خاندان ساسانی باشد؛ چون آنان نوعاً در تمامی مراکز استانها قدرت را در دست داشتهاند؛ اما اثبات اینکه دختر خود کسرای ایران بوده دشوار است (ر.ک: رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی ائمه، ص۲۵۹).</ref>. به هر روی از این نقلها برمیآید که پدر این [[زن]] یزدگرد یا یکی از سرشناسان آن [[خاندان]] بوده که در آن مناطق حاکمیت داشت. | این نقل یا نقل دوم را میتوان با برخی نشانههای [[تاریخی]] هماهنگ دانست؛ چراکه از یک سو [[تولد امام سجاد]]{{ع}} در سال ۳۸ [[هجرت]] در دوره [[خلافت ظاهری]] [[امیرمؤمنان]]{{ع}} رخ داده است<ref>یدالله مقدسی، بازپژوهی تاریخ ولادت و شهادت معصومان، ص۳۲۵.</ref>. از سوی دیگر [[فتح خراسان]] در [[حاکمیت]] عثمان تا حدود سال ۳۵ هجرت ادامه داشت<ref>ابناثیر، الکامل، ج۳، ص۱۱۹-۱۲۳، حوادث سال ۳۱.</ref>. از جانب سوم [[فرزندان]] [[یزدگرد]] پس از قتلش اگر به [[اسارت]] درآمدند در همین شرایط بوده؛ چراکه در دوره عمر که یزدگرد از [[مدائن]] گریخته بود به فارس رفت پس از چهار سال سکونت در آنجا به کرمان رفت و پس از دو یا سه سال توقف در آنجا به سیستان رفت و پس از حدود پنج سال زندگانی در آنجا به [[خراسان]] و [[مرو]] گریخت و در تمام این مراحل خانوادهاش همراه او بودند<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، حوادث سال ۳۱؛ ابناثیر، الکامل، ج۲، حوادث سال ۱۷.</ref>، هرچند [[قتل]] یزدگرد را به سال ۲۹<ref>ابنالفقیه، البلدان، ص۵۷۰.</ref> یا ۳۱<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۳، حوادث سال ۳۱؛ ابناثیر، الکامل، ج۳، ص۱۱۹-۱۲۳، حوادث سال ۳۱.</ref> [[هجری]] گزارش کردهاند؛ بنابراین اسارت فرزندان یزدگرد اگر برابر یکی از این دو نقل باشد، پس از سال ۳۱ [[قمری]] است و در این صورت فاصله تولد امام سجاد{{ع}} با [[ازدواج]] مادرش بین دو تا شش سال خواهد بود که فاصلهای متعارف و پذیرفتنی است<ref>برخی محققان بر آناند تنها میتوان پذیرفت که مادر امام سجاد{{ع}} زنی وابسته به یکی از خاندان مهمی است که میتوانسته از خاندان ساسانی باشد؛ چون آنان نوعاً در تمامی مراکز استانها قدرت را در دست داشتهاند؛ اما اثبات اینکه دختر خود کسرای ایران بوده دشوار است (ر.ک: رسول جعفریان، حیات فکری و سیاسی ائمه، ص۲۵۹).</ref>. به هر روی از این نقلها برمیآید که پدر این [[زن]] [[یزدگرد]] یا یکی از سرشناسان آن [[خاندان]] بوده که در آن مناطق [[حاکمیت]] داشت. | ||
از مجموع روایاتی که درباره چگونگی ازدواج این زن با [[امام حسین]]{{ع}} آمده ـ مبنی بر اینکه [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به هنگام ازدواج وی بر پایه حدیث نبوی {{متن حدیث|أَكْرِمُوا كَرِيمَ كُلِّ قَوْمٍ}}<ref>ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۲۵-۸۲۶؛ علی بن یوسف حلی، العدد القویه، ص۵۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳۱، ص۱۳۳.</ref> پیشنهاد دادند که ایشان در [[انتخاب همسر]] [[آزاد]] گذاشته شود یا آزاد شود<ref>ابراهیم بن محمد | از مجموع روایاتی که درباره چگونگی [[ازدواج]] این زن با [[امام حسین]]{{ع}} آمده ـ مبنی بر اینکه [[امیرمؤمنان]]{{ع}} به هنگام ازدواج وی بر پایه [[حدیث نبوی]] {{متن حدیث|أَكْرِمُوا كَرِيمَ كُلِّ قَوْمٍ}}<ref>ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۲۵-۸۲۶؛ علی بن یوسف حلی، العدد القویه، ص۵۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۳۱، ص۱۳۳.</ref> پیشنهاد دادند که ایشان در [[انتخاب همسر]] [[آزاد]] گذاشته شود یا آزاد شود<ref>ابراهیم بن محمد [[ثقفی]]، [[الغارات]]، ج۲، ص۸۲۵-۸۲۶؛ [[محمدباقر مجلسی]]، [[بحارالانوار]]، ج۳۱، ص۱۳۴-۱۳۵ ({{متن حدیث|فَقَالَ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}: هَؤُلَاءِ لَا يُكْرَهْنَ عَلَى ذَلِكَ وَ لَكِنْ يُخَيَّرْنَ... فَأَوْمَأَتْ بِيَدِهَا وَ اخْتَارَتِ الْحُسَيْنَ بْنَ عَلِيٍّ{{ع}}...}}).</ref> ـ برمیآید که این ازدواج با [[آزادی]] و [[انتخاب]] وی بوده است. در [[روایات فقهی]] نیز به بخشی از مضمون آن برای [[نفوذ]] [[سکوت]] دختر در جواز ازدواج [[استدلال]] شده<ref>سید حسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۲۵، ص۳۴۸، ح۴۹۰-۳۶۸۸۹ ({{عربی|... هَلْ أَنْتِ مِمَّنْ يُرِيدُ بَعْلًا؟ فَسَكَتَتْ}}).</ref> که این حاکی از اعتبار محتوای [[روایت]] است. | ||
شاید بتوان گفت رویکرد امیرمؤمنان{{ع}} در اینکه پیشنهاد دادند این زن در انتخاب همسر آزاد باشد روانشناسانه بوده است؛ به این بیان که افراد در تلاطم [[زندگی]] که از عوامل و شرایط متفاوت ریشه میگیرد، در پی فرصتی هستند تا بتوانند به آن پناه ببرند. اگر این افراد یک زوج باشند، در این تلاطم به یکدیگر پناه میبرند و [[آرامش]] و [[آسایش]] مییابند. این [[احساس]] همانگونه که مرد را در کشاکش زندگی مردانه به سمت همسری میبرد که به او [[عشق]] میورزد و در کنار اوست و با او احساس یگانگی میکند، در زن نیز به لحاظ [[عاطفی]] بودنش بیشتر و ویژه است و او در پی یافتن شوهری است که بتواند در بخشهای گوناگون زندگی به او [[اطمینان]] داشته باشد و بر او تکیه کند؛ چنانکه این زن برابر با گزارشهایی در اینباره<ref>برای نمونه، ر.ک: ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۲۵-۸۲۶؛ سیدحسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۲۵، ص۳۴۸، ح۴۹۰-۳۶۸۸۹.</ref> با نگاه به [[امام حسین]]{{ع}} این ویژگی را در او بهتر یافت و وی را انتخاب کرد تا لحظههای آسایش و آرامش مورد [[انتظار]] زندگی را دریابد. این نکته نشان دهنده سبک [[امامان]]{{عم}} در [[گزینش]] [[همسر]] و آزاد گذاشتن آنان حتی در شرایط ویژه است. | شاید بتوان گفت رویکرد امیرمؤمنان{{ع}} در اینکه پیشنهاد دادند این زن در انتخاب همسر آزاد باشد روانشناسانه بوده است؛ به این بیان که افراد در تلاطم [[زندگی]] که از عوامل و شرایط متفاوت ریشه میگیرد، در پی فرصتی هستند تا بتوانند به آن پناه ببرند. اگر این افراد یک زوج باشند، در این تلاطم به یکدیگر پناه میبرند و [[آرامش]] [[و]] [[آسایش]] مییابند. این [[احساس]] همانگونه که مرد را در کشاکش زندگی مردانه به سمت همسری میبرد که به او [[عشق]] میورزد و در کنار اوست و با او احساس [[یگانگی]] میکند، در زن نیز به لحاظ [[عاطفی]] بودنش بیشتر و ویژه است و او در پی یافتن شوهری است که بتواند در بخشهای گوناگون [[زندگی]] به او [[اطمینان]] داشته باشد و بر او تکیه کند؛ چنانکه این [[زن]] برابر با گزارشهایی در اینباره<ref>برای نمونه، ر.ک: ابراهیم بن محمد ثقفی، الغارات، ج۲، ص۸۲۵-۸۲۶؛ سیدحسین بروجردی، جامع احادیث الشیعه، ج۲۵، ص۳۴۸، ح۴۹۰-۳۶۸۸۹.</ref> با نگاه به [[امام حسین]]{{ع}} این ویژگی را در او بهتر یافت و وی را [[انتخاب]] کرد تا لحظههای [[آسایش]] و [[آرامش]] مورد [[انتظار]] [[زندگی]] را دریابد. این نکته نشان دهنده سبک [[امامان]]{{عم}} در [[گزینش]] [[همسر]] و [[آزاد]] گذاشتن آنان حتی در شرایط ویژه است. | ||
البته این خانم برابر با برخی گزارشها در [[زمان]] زایمان یا نزدیک به آن پس از [[تولد امام سجاد]]{{ع}} درگذشت<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۲۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۸، ح۱۹ ({{متن حدیث|فَمَاتَتَا عِنْدَهُمَا نَفْسَاوَيْنِ}}).</ref>. | البته این خانم برابر با برخی گزارشها در [[زمان]] زایمان یا نزدیک به آن پس از [[تولد امام سجاد]]{{ع}} درگذشت<ref>شیخ صدوق، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۲۸؛ محمدباقر مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۸، ح۱۹ ({{متن حدیث|فَمَاتَتَا عِنْدَهُمَا نَفْسَاوَيْنِ}}).</ref>. | ||
گفتنی است تولد امام سجاد{{ع}} از مادری از شاهزادگان | گفتنی است تولد امام سجاد{{ع}} از [[مادری]] از شاهزادگان [[ساسانی]]، در دورههای اخیر با این رویکرد مورد نقد است که ممکن است [[مخالفان تشیع]] با استناد به این [[ازدواج امام حسین]]{{ع}} گسترش [[تشیع]] در [[ایران]] را به سبب انتساب امامان به [[ساسانیان]] بدانند؛ از اینرو تلاش کردند ازدواج امام حسین{{ع}} با [[شاهزاده ایرانی]] را نپذیرند؛ ولی به فرض [[صحت]] این انتساب انتشار تشیع در ایران نمیتواند بر این عوامل و احتمالها مبتنی باشد بلکه عوامل آن در جای خود مشخص و درخور بررسی است<ref>[[یدالله مقدسی|مقدسی، یدالله]]، [[سیره همسرداری امامان معصوم (کتاب)|سیره همسرداری امامان معصوم]]، ص۱۵۴-۱۶۱.</ref>. | ||
[[ابنشهرآشوب]]، وی را | [[ابنشهرآشوب]]، وی را [[مادر علی اصغر]] نیز معرفی میکند. همچنین گفته شده است که وی مادر [[زینب]] و [[ام کلثوم]]، بوده که در [[کودکی]] از [[دنیا]] رفتهاند<ref>[[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص۶۳.</ref>. | ||
مرحوم [[کلینی]] در معرفی | مرحوم [[کلینی]] در معرفی [[مادر امام سجاد]]{{ع}} مینویسد: «مادرش [[سلامه]] دختر [[یزدگرد]] فرزند شهریار فرزند [[شیرویه]] [[خسروپرویز]] بود و یزدگرد آخرین [[پادشاه]] [[ایرانیان]] (ساسانیان) بود»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۶.</ref> و از [[امام باقر]]{{ع}} نقل کرده فرمود: "وقتی دختر یزدگرد را به [[مسجد مدینه]] آوردند، سخنی گفت که عمر تصور کرد به او [[فحش]] میدهد و تصمیم [[مجازات]] او را داشت. [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} فرمود: تو چنین حقی نداری؛ او را در [[انتخاب]] یکی از [[مسلمانان]] [[آزاد]] بگذار. عمر پذیرفت و او [[امام حسین]]{{ع}} را انتخاب کرد. امیرالمؤمنین پرسید: نامت چیست؟ گفت: «[[جهان]] [[شاه]]»، فرمود: شهربانو هستی. آنگاه به حسین فرمود: ای [[اباعبدالله]]، از این، بهترین شخصِ روی [[زمین]] برای تو متولد میشود. از او [[علی بن الحسین]]{{ع}} متولد شد«<ref>{{متن حدیث|لَمَّا أُقْدِمَتْ بِنْتُ يَزْدَجِرْدَ عَلَى عُمَرَ أَشْرَفَ لَهَا عَذَارَى الْمَدِينَةِ وَ أَشْرَقَ الْمَسْجِدُ بِضَوْئِهَا لَمَّا دَخَلَتْهُ فَلَمَّا نَظَرَ إِلَيْهَا عُمَرُ غَطَّتْ وَجْهَهَا وَ قَالَتْ أُفٍّ بِيرُوجْ بَادَا هُرْمُزْ فَقَالَ عُمَرُ أَ تَشْتِمُنِي هَذِهِ وَ هَمَّ بِهَا فَقَالَ لَهُ أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}}: لَيْسَ ذَلِكَ لَكَ خَيِّرْهَا رَجُلًا مِنَ الْمُسْلِمِينَ وَ احْسُبْهَا بِفَيْئِهِ فَخَيَّرَهَا فَجَاءَتْ حَتَّى وَضَعَتْ يَدَهَا عَلَى رَأْسِ الْحُسَيْنِ{{ع}} فَقَالَ لَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ مَا اسْمُكِ فَقَالَتْ جَهَانْ شَاهُ فَقَالَ لَهَا أَمِيرُ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} بَلْ شَهْرَبَانُوَيْهِ ثُمَّ قَالَ لِلْحُسَيْنِ يَا أَبَا عَبْدِ اللَّهِ لَتَلِدَنَّ لَكَ مِنْهَا خَيْرُ أَهْلِ الْأَرْضِ فَوَلَدَتْ عَلِيَّ بْنَ الْحُسَيْنِ{{ع}}}}؛ [[الکافی]]، ج۱، ص۴۶۷، ح۱.</ref>. [[کلینی]] پس از [[نقل روایت]] میافزاید: »به [[امام سجاد]]{{ع}} {{متن حدیث|ابْنُ الْخِيَرَتَيْنِ}}: «پسر دو برگزیده» میگفتند؛ [[برگزیده خدا]] از [[عرب]]، هاشم و از [[عجم]]، فارس. [[روایت]] است که [[ابو اسود دؤلی]] دراین باره شعری دارد<ref>{{عربی|وَ كَانَ يُقَالُ لِعَلِيِّ بْنِ الْحُسَيْنِ ع- ابْنُ الْخِيَرَتَيْنِ فَخِيَرَةُ اللَّهِ مِنَ الْعَرَبِ هَاشِمٌ وَ مِنَ الْعَجَمِ فَارِسُ. وَ رُوِيَ أَنَّ أَبَا الْأَسْوَدِ الدُّؤَلِيَّ قَالَ فِيهِ: وَ إِنَّ غُلَاماً بَيْنَ كِسْرَى وَ هَاشِمٍ *** لَأَكْرَمُ مَنْ نِيطَتْ عَلَيْهِ التَّمَائِمُ}}</ref> که میگوید «پسری که از یک سو به هاشم و از سوی دیگر به کسری میرسد، گرامیترین [[فرزندی]] است که به او بازوبند بستهاند»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۴۶۶؛ سیدجواد مصطفوی، ترجمه اصول کافی، ج۲، ص۳۶۹ (با اندکی تلخیص).</ref>. | ||
در کتاب [[ | در کتاب [[عیون أخبار الرضا]]{{ع}} به نقل از [[جابر بن عبدالله]] آمده است: بر مولایم [[فاطمه دختر پیامبر خدا]]{{صل}} در آمدم تا تولد حسین{{ع}} را به او [[تبریک]] بگویم. دیدم که صفحه سفیدی از سنگِ دُر، در دست دارد. به او گفتم: ای سَرور [[زنان]]! این صفحهای که در دستت میبینیم، چیست؟ فرمود: «نامهای [[امامان]]{{عم}}از فرزندانم در آن است». به ایشان گفتم: آن را به من بده تا در آن بنگرم... و... [در آن، این هم نوشته بود:] «[[ابو محمد]]، [[علی بن الحسین]] [[عادل]]، که مادرش شهربانو، دختر [[یزدگرد]] است»<ref>{{متن حدیث|دَخَلْتُ عَلَى مَوْلَاتِي فَاطِمَةَ بِنْتِ رَسُولِ اللَّهِ{{صل}} لِأُهَنِّئَهَا بِمَوْلُودِ الْحُسَيْنِ{{ع}} فَإِذَا بِيَدَيْهَا صَحِيفَةٌ بَيْضَاءُ مِنْ دُرَّةٍ فَقُلْتُ لَهَا يَا سَيِّدَةَ النِّسَاءِ مَا هَذِهِ الصَّحِيفَةُ الَّتِي أَرَاهَا مَعَكِ قَالَتْ فِيهَا أَسْمَاءُ الْأَئِمَّةِ مِنْ وُلْدِي قُلْتُ لَهَا نَاوِلِينِي لِأَنْظُرَ فِيهَا... فَإِذَا... أَبُو مُحَمَّدٍ عَلِيُّ بْنُ الْحُسَيْنِ الْعَدْلُ أُمُّهُ شَهْرَبَانُو بِنْتُ يَزْدَجَرْدَ}} (عیون أخبار الرضا{{ع}}، ج۱، ص۴۰، ح۱).</ref> | ||
[[اثبات الوصیه]] هم | [[اثبات الوصیه]] هم [[مادر امام سجاد]]{{ع}} را فرزند یزدگرد بن شهریار معرفی کرده است<ref>علی بن حسین [[مسعودی]]، إثبات الوصیه، ص۱۷۰.</ref>. با اینکه آنچه [[شیخ طوسی]] نقل کرده، از مقنعه [[شیخ مفید]] است، مفید در [[ارشاد]] [[ابوالحسن]] را نیز به عنوان [[کنیه]] حضرت آورده است. او مادرش را [[شاه زنان]]، دختر یزدگرد بن شهریار دانسته است<ref>شیخ مفید، الإرشاد، ج۲، ص۱۳۷.</ref>.<ref>[[علی اکبر ذاکری|اکبر ذاکری، علی]]، [[درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه (کتاب)|درآمدی بر سیره معصومان در کتابهای چهارگانه شیعه]]، ص۲۵۴ ـ ۲۵۷؛ [[فضلالله خالقیان|خالقیان، فضلالله]]، [[دانشنامه صحیفه سجادیه (کتاب)|مقاله «امام سجاد»، دانشنامه صحیفه سجادیه]]، ص۷۸؛ [[محمد محمدی ریشهری|محمدی ریشهری، محمد]]، [[گزیده دانشنامه امام حسین (کتاب)|گزیده دانشنامه امام حسین]] ص۸۴.</ref> | ||
== زمان اسارت == | == زمان اسارت == | ||