←منابع
بدون خلاصۀ ویرایش |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۳۶: | خط ۳۶: | ||
# تخصیص بودجههای نظامی: همه ابعاد آمادگی نظامی، [[نیازمند]] [[پشتیبانی]] [[مالی]] است<ref>سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>. پس از دستور آمادهباش نظامی به [[انفاق در راه خدا]] پرداخته است. در بسیاری از [[آیات قرآن]]، [[سخن]] از [[انفاق]] آمده؛ امّا به طور مسلّم یکی از موارد اساسی انفاق، اختصاص بودجههای نظامی است<ref>نمونه، ج ۷، ص ۲۲۹.</ref>. تأمین بودجه نظامی، از [[وظایف]] [[حکومت اسلامی]] است؛ امّا هنگام نیاز، بر دوش یکایک [[مسلمانان]] نیز نهاده شده است<ref>مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۱۲۴.</ref>. | # تخصیص بودجههای نظامی: همه ابعاد آمادگی نظامی، [[نیازمند]] [[پشتیبانی]] [[مالی]] است<ref>سوره انفال، آیه ۶۰.</ref>. پس از دستور آمادهباش نظامی به [[انفاق در راه خدا]] پرداخته است. در بسیاری از [[آیات قرآن]]، [[سخن]] از [[انفاق]] آمده؛ امّا به طور مسلّم یکی از موارد اساسی انفاق، اختصاص بودجههای نظامی است<ref>نمونه، ج ۷، ص ۲۲۹.</ref>. تأمین بودجه نظامی، از [[وظایف]] [[حکومت اسلامی]] است؛ امّا هنگام نیاز، بر دوش یکایک [[مسلمانان]] نیز نهاده شده است<ref>مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۱۲۴.</ref>. | ||
# مرزبانی: از برجستهترین نشانههای آمادگی نظامی، [[هوشیاری]] در حراست از مرزهاست. گروهی درباره جایگاه مرزبانی معتقدند که [[هدف]] نهایی از آمادگی نظامی، جز با "مرزبانی" کامل نخواهد شد<ref>مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۴ و ۲۵.</ref> و مرزبانی را از نشانههای [[تقوا]] شمردهاند<ref>راهنما، ج ۳، ص ۲۶۸.</ref>. [[روایات]] [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} نیز بر این مسأله تأکید دارد. مهمترین فایده مرزبانی، رسیدن سریع [[اخبار]] و اطلاعات از تحرّکات [[دشمن]] به مرکز حکومت اسلامی است<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>. | # مرزبانی: از برجستهترین نشانههای آمادگی نظامی، [[هوشیاری]] در حراست از مرزهاست. گروهی درباره جایگاه مرزبانی معتقدند که [[هدف]] نهایی از آمادگی نظامی، جز با "مرزبانی" کامل نخواهد شد<ref>مراغی، مج ۴، ج ۱۰، ص ۲۴ و ۲۵.</ref> و مرزبانی را از نشانههای [[تقوا]] شمردهاند<ref>راهنما، ج ۳، ص ۲۶۸.</ref>. [[روایات]] [[پیشوایان معصوم]] {{عم}} نیز بر این مسأله تأکید دارد. مهمترین فایده مرزبانی، رسیدن سریع [[اخبار]] و اطلاعات از تحرّکات [[دشمن]] به مرکز حکومت اسلامی است<ref>[[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرةالمعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|دائرةالمعارف قرآن کریم]]، ج۱.</ref>. | ||
==ارتقا و افزایش توان نظامی== | |||
[[پیامبر]]{{صل}}، سپاهی نیرومند تشکیل داد که تمام دستاوردهای نظامی دوران خود را در عرصههای [[طرحریزی]]، [[آموزش]] و [[تجهیز]] تسلیحاتی در آن لحاظ فرموده بود. [[سیره نبوی]] چنین مینمایاند این [[سپاه]]، [[نیروی نظامی]] [[توانمندی]] بود که [[نظام سیاسی اسلام]] را [[استوار]] ساخت؛ پایههایش آن را نیرومند گرداند و در برابر تجاوزهای روزافزون [[دشمنان]] که نیروهای نظامیشان پیوسته در شمار، تجهیزات و قابلیتهای نظامی در حال نیرومندتر شدن بود، از این [[نظام سیاسی]] نوپا [[دفاع]] کرد. | |||
پیامبر{{صل}}، با [[یاری]] [[پروردگار]]، تمام تواناییها و امکاناتی را که در [[اختیار]] داشت برای [[ترویج اسلام]] و نیز از میان برداشتن [[نظامهای سیاسی]] که در برابر [[دعوت]] او مانعتراشی میکردند، به کار بسته بود. [[صحابیان]] حضرت نیز با ارشادهای او در تحقق این [[هدف]] میکوشیدند. آنان در این راه، عمر، [[دارایی]] و قابلیتهای [[فکری]]، [[سیاسی]] و [[تربیتی]] خود را به کار گرفتند. | |||
این نکته را نیز [[سیره پیامبر]]{{صل}}، نشان میدهد که نیروی نظامی [[مسلمانان]]، از آغاز دعوت [[اسلام]]، [[هجرت پیامبر]]{{صل}} به [[مدینه]] تا [[رحلت]] حضرت، با [[سرعت]] تمام از نظر توان، گستردگی حوزه عمل و ابعاد [[غلبه]] بر دشمنان در مسیر [[پیشرفت]] روزافزون بود. وضعیت تسلیحاتی و شمار نیروهای آن نیز چنین بود. | |||
درباره پیشرفت شمارگانی نیروی اسلام باید گفت که پیامبر{{صل}}، در [[مکه]] فقط با یک نفر دعوت خود را آشکار ساخت و ثمرهاش، ایمانآوردن صدها تن بود که غالب آنان [[فقیران]] و [[بردگان]] بودند. حضرت سپس بر اساس پیمانی با [[انصار]]، به مدینه [[هجرت]] کرد. | |||
پس از استقرار در مدینه، پیامبر{{صل}}، سریههایی را برای تعقیب [[قریشیان]] یعنی [[دشمن]] سرسخت اسلام و [[پیروان]] آن، اعزام میکرد. این [[سریهها]] به مسلمانان [[مستضعف]] در [[رویارویی با دشمنان]] [[مستکبر]] خود، [[شهامت]] و [[شجاعت]] داد و آنان را از قابلیتهای [[جبهه]] [[مستضعفان]]، [[آگاه]] ساخت. در ادامه، آنان همین [[بیداری]] و [[آگاهی]] را در دیگران نیز پدید آوردند. این سریهها پیش از [[غزوه بدر]]، با نیروهای اندکشمار و سلاحهایی کمتر صورت میپذیرفت. در آن [[زمان]]، شمار نیروهای بزرگترین [[سریهها]] از چند ده تن فراتر نمیرفت. پس از این برهه، [[غزوه بدر]] روی داد که شمار [[رزمندگان]] [[مسلمان]] در آن ۳۱۵ تن بود. سپس به ترتیب: غزوههای [[ذو امر]] با ۴۵٠ [[رزمنده]]، [[بدر]] دوم با هزار رزمنده، دومةالجندل با هزار رزمنده، [[احزاب]] و در پی آن [[بنیقریظه]] با ۳ هزار رزمنده، [[فتح مکه]] با ۱۰ هزار رزمنده، حنین با ۱۲ هزار رزمنده، و در نهایت [[غزوه تبوک]] با حضور ۳۰ هزار رزمنده صورت گرفت. البته رزمندگان حاضر در [[تبوک]] فقط گروهی از [[مسلمانان]] بودند که وسیلهای برای رفتن به تبوک در [[اختیار]] داشتند. | |||
در [[حجةالوداع]] در واپسین سال [[حیات پیامبر]]{{صل}}، نیز ۱۰۰ هزار مسلمان از سراسر [[جزیرةالعرب]] با حضرت به [[حج]] مشرف شدند. | |||
درباره وضعیت تسلیحاتی مسلمانان نیز باید اشاره کرد که با وجود اهمیت فراوان سلاحهای متداول آن دوران، چون [[شمشیر]]، نیزه و تیر، [[پیامبر]]{{صل}}، تنها به استفاده از این سلاحهای معمول بسنده نفرمود، بلکه طرحهایی را [[اجرا]] کرد تا نهتنها [[ضعف]] تسلیحاتی مسلمانان در [[قیاس]] با [[دشمنان]] را جبران کند بلکه [[برتری]] تسلیحاتی [[سپاه اسلام]] را سبب شود. به همین منظور، پیامبر{{صل}}، شماری از رزمندگان مسلمان را به [[سرزمین]] «[[جرش]]» در [[یمن]] فرستاد تا منجیق، دبابه<ref>دبابه: ابزاری جنگی بود که سربازان در داخل آن قرار میگرفتند و آن را به پایه دژ دشمن میکوبیدند و در پناه آن دیوار قلعه را میشکافتند؛ المنجد.</ref>؛ ضبورسازی<ref>ضبور: نوعی حفاظ چوبی با پوشش چرم که سربازان، زیر آن قرار گرفته به دژها هجوم میبردند؛ المنجد.</ref> و... را فراگیرند. آنان پس از آموزشدیدن مهارتهای لازم بازگشتند و این ابزارها را برای سپاه اسلام ساختند و پارهای از آنها را در ماجرای محاصره [[طایف]] استفاده کردند<ref>مؤلف محترم، مدرکی برای گفتهاش ارائه نکرده است، گویا برداشت اشتباهی از کتابهای تاریخی کرده؛ زیرا دو تن که برای آموزش سلاح به جرش رفته بودند، از طرف پیامبر{{صل}} نبودند بلکه از سوی اهل طایف بر ضد مسلمانان بودند.</ref>. | |||
اشاره به این نکته بهجاست که یمن در آن دوران، تحت [[حکومت]] [[ایرانیان]] بود و در ساختن ابزارهای [[جنگی]] پیشرو بودند. [[ایران]] برای تعیین ابرقدرت [[برتر]] [[جهان]] آن [[روزگار]]، پیوسته با [[رومیان]] [[جنگ]] داشت؛ و از همینرو صنایع سلاحسازیاش نیرومند و پیشرو بود. | |||
نکته دیگر آنکه: [[پیامبر]]{{صل}} بههیچوجه نمیپذیرفت [[مسلمانان]] [[تسلیحات]] موردنیاز خود را، با خریدن یا انعقاد پیمانهایی، از دیگران تأمین کنند؛ زیرا خرید [[اسلحه]] از [[دشمنان]] یا غیر آنان، نهتنها مشکل تأمین تسلیحات را به شکل مطمئن و دائم برطرف نمیکند، بلکه بر پیچیدگیهای آن میافزاید؛ چون [[وابستگی]] به دیگران در تأمین تسلیحات، این [[تهدید]] را در خود نهفته دارد که با بروز کوچکترین اختلافی، طرفی که [[متعهد]] به تحویل تسلیحات است، از این کار امتناع ورزد، یا [[منافع]] بیشتر، او را جذب دیگران کند. همچنین شاید وقتی فروش اسلحه به کسی را بر خلاف [[مصالح]] خود ببیند، حتی در قبال دریافت [[پول]] آن، حاضر به فروش نشود. حالآنکه شاید طرفی که خواهان خرید اسلحه است، بهشدت محتاج تسلیحات باشد. بنابراین، [[رهبر]] و [[فرماندهی]] که اندکی [[خرد]] داشته باشد، [[ملت]] خود و [[کرامت]] آن را به قدرتهای دمدمیمزاج و منافع متغیر آنان وابسته نمیسازد. | |||
تأکید و توجه ویژه پیامبر{{صل}}، بر [[ضرورت]] [[خودکفایی]] مسلمانان در تأمین تسلیحات موردنیازشان و قطع [[وابستگیها]] و محدودیتها در این زمینه، افزون بر آنکه [[دوراندیشی]] وی را مینمایاند، بیانگر پافشاری و [[کوشش]] او برای تأمین [[استقلال]]، [[آزادی]] و [[برتری]] [[امت]] خویش است. حضرت میخواست این [[آرمانها]] را در وجود [[مؤمنان]] هر چه بیشتر [[استوار]] سازد و آنان را بهگونهای [[تربیت]] کند که در ملتهای دیگر هضم و خُرد نشوند، از آنان تأثیر نپذیرند و دنبالهرو [[خواستهها]] و انحرافهای آنها نباشند. | |||
بُعد دیگر ارتقای توان نظامی مسلمانان، [[سوارهنظام]] آنان بود. سوارهنظام مسلمانان در آغاز بسیار کمشمار و [[ضعیف]] بود؛ اما چنانکه در [[کتابهای سیره]] هم بیان شده است، این شرایط نامطلوب، با [[شتاب]] هرچه تمامتر بهبود یافت و پیشرفتهای شگفتآوری در این زمینه رقم زد. چنان که شمار نیروهای سوارهنظام مسلمانان در [[غزوه بدر کبری]]، فقط ۲ تن بود که در [[غزوه اُحُد]] به ۵۰<ref>در تاریخ طبری، ج۲، ص۱۹۰ و سیره حلبی، ج۲، ص۲۲۱ تعداد اسب مسلمانها در اُحُد را دو رأس نوشتهاند.</ref> و در [[غزوه تبوک]] به ۱۰،۰۰۰<ref>صفوة الصحیح من سیرة النبی{{صل}}، علی رفیعی، ص٣۵١.</ref> تن رسید. | |||
[[پیامبر]]{{صل}} در شیوههای متداول [[نبرد]] در میان [[عربها]] نیز [[دگرگونی]] و نوآوریهایی پدید آورد. روش شناخته شده نبرد عربها در آن [[روزگار]]، [[جنگ]] تنبهتن بر مبنای [[حمله]] و [[گریز]] بود که در آن، نیروهای مختلف اعم از شمشیرزنان، نیزهداران و [[تیراندازان]]، با [[جنگجویان]] هیچ [[همکاری]] و تعاونی نداشتند. اما پیامبر{{صل}}، نبرد در قالب صفهای بههمپیوسته را در عرصه [[فنون]] [[جنگی]] وارد ساخت. و صفهایی برای تیراندازان، نیزهداران و نیز برای شمشیرزنان تشکیل داد. هنگام نبرد، تیراندازان از دور، نیروهای [[دشمن]] را [[هدف]] میگرفتند. زمانی که [[سربازان]] دشمن نزدیکتر میشدند، نیزهداران با نیزههای خود به آنان [[هجوم]] میبردند و [[وقت]] ی نیروهای دو [[لشکر]] با هم در میآمیختند، شمشیرزنان وارد نبرد میشدند. بدینترتیب، میان قوای مختلف [[سپاه اسلام]]، [[هماهنگی]] کاملی شکل میگرفت. پیامبر{{صل}}، تیراندازان را پشت [[سپاه]] خود مستقر میفرمود و به آنان [[مأموریت]] میداد [[سوارهنظام]] دشمن را هدف گرفته و سپاه اسلام را [[محافظت]] کنند تا [[دشمنان]] نتوانند با دور زدن [[مسلمانان]]، از پشت سر بر آنان هجومآورند. | |||
شیوه دیگر حضرت در جنگهای خود، محاصره کردن دشمن بود. با این [[تدبیر]]، سپاه اسلام، با کمترین [[هزینه]] جانی، دشمنان را به تسلیمشدن وامیداشت. | |||
شیوههایی که پیامبر{{صل}}، در نبردهای مهم خود با دشمنان، برای [[مدیریت]] جنگ بهکار میگرفت، در گذر [[زمان]] و بر اساس [[شرایط حاکم]] بر سپاه اسلام، تهاجمیتر میشد. در آغاز، [[شیوه]] [[مبارزه]] سپاه اسلام، نبرد [[دفاعی]] بود. در این مرحله، مسلمانان در برابر هجوم دشمنان [[ایستادگی]] میکردند و حملههای آنان را ناکام میساختند. این، شیوهای بود که پیامبر{{صل}}، در غزوههای پیش از [[غزوه احزاب]]، یعنی [[بدر کبری]]، [[اُحُد]]، [[بدر]] دوم و [[حمراءالاسد]] به کار گرفت. غزوه احزاب را نیز باید آخرین عرصه بهرهوری سپاه اسلام از این شیوه جنگی دانست. برهه زمانی استفاده از شیوه مزبور تا پایان [[سال پنجم هجری]] بود. | |||
اما پس از آن، وقتی شمار [[پیروان اسلام]] و نیروهای سپاه آن رو به فزونی نهاد و [[اسلام]] در خارج از [[مدینه]]، میان بسیاری [[قبایل]] رواج یافت، [[پیامبر]]{{صل}} [[شیوه]] [[مبارزه]] سپاهش را از [[جنگ دفاعی]] به [[جنگ تهاجمی]] [[تغییر]] داد. در این روش، پیامبر{{صل}} سپاه خود را آماده و برای [[جنگ با دشمنان]]، راهی [[سرزمین]] آنان میساخت و در [[خانه]] [[دشمنان]] بر آنان [[هجوم]] میبرد. پس ویژگی جنگهای این مقطع برای [[سپاه اسلام]]، کشاندن [[جنگ]] به سرزمین [[دشمن]] بود. | |||
پیشاپیش دشمنانی که سپاه اسلام به آنان در سرزمین خود هجوم میبرد، [[مشرکان مکه]] بودند. | |||
[[پیامبر اکرم]]{{صل}} در [[غزوه احزاب]] به یارانش [[بشارت]] داد که این جنگ، آخرین مرحله از جنگ دفاعی [[مسلمانان]] است و از این پس، سپاه اسلام وارد مرحله جنگ تهاجمی خواهد شد. [[محمد بن اسماعیل بخاری]] با سند خود از [[سلیمان بن صرد]] [[روایت]] کرده است: حضرت پس از شکستخوردن [[احزاب]] فرمود: | |||
«از این پس ما به آنان [[حمله]] میکنیم نه آنان به ما؛ [از این پس] ما برای جنگ بهسوی آنان میرویم»<ref>صحیح بخاری (متن فتح الباری، ج۲، ص۴٠٩).</ref>. | |||
بررسی [[غزوههای پیامبر]]{{صل}}، با [[مشرکان]] و [[یهودیان]]، پس از غزوه احزاب، این تغییر روند را آشکارا نشان میدهد. با پایانیافتن غزوه احزاب، حضرت، یارانش را برای حمله به [[بنیقریظه]] [[حرکت]] داد. در پایان این [[غزوه]]، [[حکم خدا]] درباره آنان که بر زبان [[سعد بن معاذ]] جاری شده بود، [[اجرا]] شد و جنگجویانشان کشته شدند؛ [[زنان]] و فرزندانشان به [[اسارت]] درآمدند و اموالشان که به [[غنیمت]] گرفته شده بود، میان مسلمانان تقسیم شد. | |||
حضرت، پس از [[غزوه بنیقریظه]]، بهطرف [[مکه]] حرکت کرد و [[غزوه حدیبیه]] را که با [[جنگ با مشرکان]] و [[اسیر]] کردن شماری از آنان همراه بود و به [[انعقاد پیمان]] [[صلح]] میان دو طرف انجامید، [[فرماندهی]] کرد. بر اساس این [[پیمان]]، دو طرف [[متعهد]] میشدند تا ده سال جنگ را متوقف سازند. | |||
پیامبر{{صل}} در گام بعدی، در [[سال هفتم هجری]] بهسوی یهودیان [[خیبر]]، [[لشکر]] کشید و با ویرانسازی [[دژها]] و کشتن سران و جنگجویانشان، شکستی سخت را بر آنان [[تحمیل]] کرد که اثری از آنان باقی نگذاشت. | |||
حضرت در اقدام بعد، به مشرکان [[پیمانشکن]] مکه و شماری از همپیمانهای او از [[قبیله خزاعه]] را کشته بودند هجوم آورد. با این [[غزوه]]، مکه فتح شد؛ [[کعبه]] از [[بتها]] [[پاک]] گردید و [[پرچم]] [[توحید]] در بیتاللهالحرام و جایجای مکه برافراشته شد. سران [[مشرکان مکه]] نیز که [[پیمانشکنی]] کرده بودند، ازآنرو که یارای [[نبرد]] با [[پیامبر اسلام]]{{صل}}، را در خود نمییافتند، متواری شدند اما حضرت، بسیاری از آنان را [[عفو]] کرد و در نتیجه برگشتند و [[تسلیم]] شدند. | |||
[[پیامبر]]{{صل}}، سپس به [[جنگ هوازن]] رفت و با شکستدادن آنان، اموالشان را [[غنیمت]] گرفت و [[زنان]] و فرزندانشان را [[اسیر]] کرد. سپس با تعقیب آنها توانست آنان را در [[دژ]] [[طایف]] به محاصره درآورد. اهالی طایف نیز پس از اندک زمانی [[اسلام]] آوردند و به این شکل، اسلام تمام [[جزیرةالعرب]] را فراگرفت. | |||
البته این پیروزیها سبب نشد که حضرت از [[مسیحیان]] [[رومی]] و [[عرب]] که [[دشمنان]] نیرومند و [[کینهتوزی]] بودند، [[غافل]] شود. او ابتدا [[سریه موته]] را به [[جنگ]] آنان فرستاد، سپس خود با [[سپاه اسلام]] در قالب [[غزوه تبوک]] به سویشان [[لشکر]] کشید.<ref>[[محمد عبدالقادر ابوفارس|ابوفارس، محمد عبدالقادر]]، [[مکتب نظامی پیامبر اعظم (کتاب)|مکتب نظامی پیامبر اعظم]]، ص ۲۴۱-۲۴۶.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۴۱: | خط ۷۳: | ||
# [[پرونده:000052.jpg|22px]] [[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱''']] | # [[پرونده:000052.jpg|22px]] [[تقی صادقی|صادقی]] و [[رضا خراسانینژاد|خراسانینژاد]]، [[آمادگی نظامی (مقاله)|مقاله «آمادگی نظامی»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱ (کتاب)|'''دائرة المعارف قرآن کریم ج۱''']] | ||
# [[پرونده: 1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۱''']] | # [[پرونده: 1100699.jpg|22px]] [[عباس علی عمید زنجانی|عمید زنجانی، عباس علی]]، [[دانشنامه فقه سیاسی ج۱ (کتاب)|'''دانشنامه فقه سیاسی ج۱''']] | ||
# [[پرونده:IM010889.jpg|22px]] [[محمد عبدالقادر ابوفارس|ابوفارس، محمد عبدالقادر]]، [[مکتب نظامی پیامبر اعظم (کتاب)|'''مکتب نظامی پیامبر اعظم''']] | |||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||