پرش به محتوا

انتخاب همسر در معارف و سیره نبوی: تفاوت میان نسخه‌ها

برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۱۳: خط ۱۱۳:
شخصی به محضر [[مبارک]] [[امام حسن]]{{ع}} رسید و درباره ازدواج دخترش با ایشان [[مشورت]] کرد. حضرت در پاسخ فرمودند: «دخترت را به [[انسانی]] [[پرهیزکار]] شوهر ده؛ چراکه شوهر پرهیزکار اگر او را [[دوست]] داشته باشد اکرامش می‌کند و اگر دوستش نداشته باشد به او [[ستم]] روا نمی‌دارد»<ref>{{متن حدیث|جَاءَ رَجُلٌ إِلَى الْحَسَنِ{{ع}} يَسْتَشِيرُهُ فِي تَزْوِيجِ ابْنَتِهِ، فَقَالَ{{ع}}: زَوِّجْهَا مِنْ رَجُلٍ تَقِيٍّ، فَإِنَّهُ إِنْ أَحَبَّهَا أَكْرَمَهَا وَ إِنْ أَبْغَضَهَا لَمْ يَظْلِمْهَا}} (رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص٢٠۴).</ref>.
شخصی به محضر [[مبارک]] [[امام حسن]]{{ع}} رسید و درباره ازدواج دخترش با ایشان [[مشورت]] کرد. حضرت در پاسخ فرمودند: «دخترت را به [[انسانی]] [[پرهیزکار]] شوهر ده؛ چراکه شوهر پرهیزکار اگر او را [[دوست]] داشته باشد اکرامش می‌کند و اگر دوستش نداشته باشد به او [[ستم]] روا نمی‌دارد»<ref>{{متن حدیث|جَاءَ رَجُلٌ إِلَى الْحَسَنِ{{ع}} يَسْتَشِيرُهُ فِي تَزْوِيجِ ابْنَتِهِ، فَقَالَ{{ع}}: زَوِّجْهَا مِنْ رَجُلٍ تَقِيٍّ، فَإِنَّهُ إِنْ أَحَبَّهَا أَكْرَمَهَا وَ إِنْ أَبْغَضَهَا لَمْ يَظْلِمْهَا}} (رضی الدین حسن بن فضل طبرسی، مکارم الأخلاق، ص٢٠۴).</ref>.
حاصل این [[فرهنگ]] متعالی انسانی و [[الهی]] در [[اسلام]]، دل‌بستگی‌ها و پیوندهای [[عاطفی]] و در نتیجه ازدواج و تشکیل کانون گرم و مستحکم [[خانواده]] میان انسان‌های [[مؤمن]] و پرهیزکار از ملیت‌های گوناگون و نیز طبقات مختلف [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] بوده است؛ مسئله‌ای که از همان روزهای نخست [[صدر اسلام]] میان اصحاب تازه‌مسلمان حضرت{{ع}} به وضوح خودنمایی می‌کرد.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۸۷.</ref>.
حاصل این [[فرهنگ]] متعالی انسانی و [[الهی]] در [[اسلام]]، دل‌بستگی‌ها و پیوندهای [[عاطفی]] و در نتیجه ازدواج و تشکیل کانون گرم و مستحکم [[خانواده]] میان انسان‌های [[مؤمن]] و پرهیزکار از ملیت‌های گوناگون و نیز طبقات مختلف [[اجتماعی]] و [[فرهنگی]] بوده است؛ مسئله‌ای که از همان روزهای نخست [[صدر اسلام]] میان اصحاب تازه‌مسلمان حضرت{{ع}} به وضوح خودنمایی می‌کرد.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۸۷.</ref>.
===سیره اهل‌بیت{{عم}}===
اهمیت توجه به معیار [[ایمان]] و [[پرهیزکاری]] در [[ازدواج]] و [[انتخاب همسر]]، نه‌تنها در سخنان اهل‌بیت{{عم}} که در سیره آن بزرگواران نیز بسیار کانون توجه بوده است. آنان ایمان و پرهیزکاری را حصنی حصین می‌دانستند که [[انسان]] را از هرگونه [[آلودگی]] به [[ظلم]] و [[ستم به خویش]] یا دیگران مصون می‌دارد و موجب می‌شود انسان [[حریم]] خویش، [[خداوند]] و دیگران را [[محترم]] شمارد. مناسب است به مواردی از سیره آن بزرگواران اشاره کنیم.
====ازدواج رسول خدا با خدیجه کبری{{س}}====
نومسلمانان، نخستین بار [[شاهد]] رخداد مهم و [[مبارک]] در [[زندگی]] پرافتخار [[رسول گرامی اسلام]] و [[دودمان]] بافضیلت ایشان{{عم}} بوده‌اند و آن ازدواج رسول گرامی اسلام{{صل}} و خدیجه کبری{{س}} بوده است. این ازدواج درسی مهم و فراموش نشدنی برای [[مسلمانان]] بوده است ازدواج [[جوانی]] برومند، باشخصیت، خوش‌نام و بی‌بدیل چون رسول خدا{{صل}} در سنین جوانی با بانویی میانسال که به ظاهر با او بسیار ناهمگن است. بعدها همان [[شاهدان]] آشکارا دیدند که این زوج [[خوشبخت]] و موفق همدیگر را به [[درستی]] برگزیده‌اند. آنان دیدند نخستین زنی که به فرستاده خدایش ایمان آورده هموست. [[عاشق]] و شیدای شویش است و در این راه از [[بذل مال]] تا فدای [[جان]] عزیزش دریغ نداشته است. ایمان [[خدیجه]] را همگان ستوده‌اند. حضرت{{صل}} ایشان را شخصیتی باعظمت یافته بود که نزدیک به پانزده سال [[پیش از بعثت]] و دوران [[غربت]] و [[تنهایی]] رسول خدا فدایی او شد و همه امکانات مادی و معنوی‌اش را در [[اختیار]] او قرار داد<ref>خدیجه کبری در همان روزهای نخستین ازدواج با رسول خدا{{صل}} به عمویش ورقة بن نوفل فرمود میان مردم برود و به‌طور رسمی اعلان کند که خدیجه خود و همه دارایی‌اش را در اختیار شویش قرار داده است. او نیز به مرکز شهر مکه کنار خانه خدا بین مقام ابراهیم و چاه زمزم ایستاد و با صدای بلند چنین گفت: {{متن حدیث|يَا مَعَاشِرَ الْعَرَبِ! إِنَّ خَدِيجَةَ تَشْهَدُكُمْ عَلَى أَنَّهَا قَدْ وَهَبَتْ نَفْسَهَا وَ مَالَهَا وَ عَبِيدَهَا وَ خَدَمِهَا وَ جَمِيعَ مَا مَلَكَتْ يَمِينُهَا وَ الْمَوَاشِيَ وَ الصَّدَاقَ وَ الْهَدَايَا لِمُحَمَّدٍ{{صل}} وَ جَمِيعَ مَا بَذَلَ لَهَا مَقْبُولٌ مِنْهُ وَ هُوَ هَدِيَّةٌ مِنْهَا إِلَيْهِ إِجْلَالاً لَهُ وَ إِعْظَاماً وَ رَغْبَةً فِيهِ فَكُونُوا عَلَيْهَا مِنَ الشَّاهِدِينَ}} (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۶، ص٧١).</ref>. این نشان [[استقامت]] ایشان در [[ایمان]] و [[دین‌داری]] است. به همین دلیل، [[محبت حضرت]] به [[خدیجه کبری]]{{س}}، علاقه معمول یک مرد به همسرش نبود، بلکه [[رسول خدا]] توجهی ویژه به [[همسر]] بزرگوارشان داشتند و [[احترام]] حضرت به ایشان بیش از دیگر [[همسران]] بوده است. از سخنان حضرت در تعریف، [[تمجید]]، [[تجلیل]] و [[تکریم]] [[حضرت خدیجه]]، حتی پس از [[مرگ]] وی چنین برمی‌آید که همه احترام‌ها و توجه‌های ویژه حضرت{{صل}} تنها به سبب ایمان و دین‌داری ایشان و قدرشناسی از فداکاری‌های ایشان در راه [[پیشرفت]] [[اسلام]] بوده است<ref>{{متن حدیث|عَنْ عَائِشَةَ قَالَتْ: كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} إِذَا ذَكَرَ خَدِيجَةَ لَمْ يَسْأَمْ مِنْ ثَنَاءٍ عَلَيْهَا وَ اسْتِغْفَارٍ لَهَا. فَذَكَرَهَا ذَاتَ يَوْمَ فَحَمَلَتْنِي الْغَيْرَةُ، فَقُلْتُ: لَقَدْ عَوَّضَكَ اللَّهُ مِنْ كَبِيرَةِ السِّنِّ. قَالَتْ: فَرَأَيْتُ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} غَضِبَ غَضَباً شَدِيداً فَسَقَطْتُ فِي يَدِي، فَقُلْتُ: اللَّهُمَّ إِنَّكَ إِنْ أَذْهَبْتَ بِغَضَبِ رَسُولِكَ{{صل}} لَمْ أَعُدْ لِذِكْرِهَا بِسُوءٍ مَا بَقِيتُ. قَالَتْ: فَلَمَّا رَأَى رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} مَا لَقِيتُ، قَالَ: كَيْفَ قُلْتِ وَ اللَّهِ لَقَدْ آمَنَتْ بِي إِذْ كَفَرَ النَّاسُ وَ آوَتْنِي إِذْ رَفَضَنِي النَّاسُ وَ صَدَّقَتْنِي إِذْ كَذَّبَنِي النَّاسُ...}} (علی بن عیسی الإربلی، کشف الغمة، ج۱، ص۵۱۲؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٢٠).</ref>. [[امام علی]]{{ع}} درباره ایمان حضرت خدیجه و پیشی جستن ایشان در [[ایمان آوردن]] به رسول خدا{{صل}} چنین می‌فرمایند:
«... [[خانواده]] [[مسلمانی]] در اسلام نبود، جز خانواده‌ای که از رسول خدا و خدیجه کبری{{س}} تشکیل یافته بود و من سومین تن از اعضای با [[عظمت]] آن خانواده پرافتخار بودم»...<ref>{{متن حدیث|وَ لَمْ يَجْمَعْ بَيْتٌ وَاحِدٌ يَوْمَئِذٍ فِي الْإِسْلَامِ غَيْرَ رَسُولِ اللَّهِ وَ خَدِيجَةَ وَ أَنَا ثَالِثُهُمَا أَرَى نُورَ الْوَحْيِ وَ الرِّسَالَةِ وَ أَشَمُّ رِيحَ النُّبُوَّةِ}} (محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج١۴، ص۴٧٩؛ نهج البلاغه، خطبه ۱۹۲، معروف به خطبه قاصعه).</ref>.
سراسر [[زندگی]] پرافتخار [[خدیجه کبری]] از ویژگی‌های زرین و درخشانی سرشار است که نشان [[شناخت]] عمیق وی از [[حق]] و [[حقیقت]] و در مرحله بعد [[دین‌داری]] و [[پرهیزکاری]] بالای وی در [[حفظ]] [[حریم]] [[الهی]] و [[استقامت]] در این راه است. کاری که تنها و تنها از [[مؤمنان]] با استقامت و [[پارسایان]] [[خداترس]] ساخته است.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۹۲.</ref>.
====ازدواج حضرت امیرالمؤمنین با فاطمه زهرا{{س}}====
چشم [[بیدار]] [[تاریخ]]، [[شاهد]] رخداد عجیب دیگری نیز بوده است؛ چنان‌که [[خداوند]] خود [[عقد]] پیوند [[مبارک]] ازدواج دو [[انسان]] متعالی و متفاوت با دیگر [[انسان‌ها]] را در [[آسمان‌ها]] بست. آن دو به مرتبه‌ای از [[خلوص]] [[ایمان]] و دین‌داری رسیده بودند که به این [[شرافت]] و [[کرامت]] مفتخر شدند به همین سبب [[رسول]] گرامی‌اش فرمود: «آی [[مردم]]، من چون شما بشرم. همانند شما با [[زنان]] شما ازدواج می‌کنم و شما را به [[تزویج]] هم درمی‌آورم. اما [[حساب]] [[فاطمه]] از دیگران جداست. دستور ازدواج او به دست خداوند بوده و از آنجا نازل شده است»<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: إِنَّمَا أَنَا بَشَرٌ مِثْلُكُمْ أَتَزَوَّجُ فِيكُمْ وَ أُزَوِّجُكُمْ إِلَّا فَاطِمَةَ فَإِنَّ تَزْوِيجَهَا نَزَلَ مِنَ السَّمَاءِ}} (محمد بن علی بن بابوید (الصدوق)، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۳).</ref>. و فرمود: «[[آگاه]] باشید اگر [[خدای تعالی]] علی را نمی‌آفرید و فاطمه را به وی تزویج نمی‌کرد هرگز [[کفو]] و همتایی برای فاطمه از [[آغاز آفرینش]] [[آدم]] تا [[قیام قیامت]] پیدا نمی‌شد»<ref>{{متن حدیث|قَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: لَوْ لَا أَنَّ اللَّهَ تَعَالَى خَلَقَ فَاطِمَةَ لِعَلِيٍّ مَا كَانَ لَهَا عَلَى وَجْهِ الْأَرْضِ كُفْوٌ آدَمُ فَمَنْ دُونَهُ}} (محمد بن علی بن بابوید (الصدوق)، الأمالی، ص۵٩٢؛ همو، من لا یحضره الفقیه، ج۳، ص۳۹۳).</ref>.
[[رسول خدا]] در تعریف و [[تمجید]] از [[امیرمؤمنان]] نخستین ویژگی‌ای که از ایشان برای دخترشان فاطمه{{س}} بازمی‌گویند ایمان و [[مسلمانی]] اوست:
«... فاطمه [[جان]]، آیا نمی‌دانی که [[خداوند تعالی]] به تو [[اکرام]] کرده و به [[عقد ازدواج]] کسی درآورده است که [[نخستین مسلمان]]... است». فاطمه{{س}} از این پیوند شادمان شدند و آنچه را که پدر بزرگوارشان [[رسول خدا]]{{صل}} فرموده بودند، بشارتی برای خود یافتند<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي أَيُّوبَ الْأَنْصَارِيِّ قَالَ: إِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} مَرِضَ مَرْضَةً فَأَتَتْهُ فَاطِمَةُ{{س}} تَعُودُهُ وَ هُوَ نَاقِهٌ مِنْ مَرَضِهِ فَلَمَّا رَأَتْ مَا بِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} مِنَ الْجَهْدِ وَ الضَّعْفِ خَنَقَتْهَا الْعَبْرَةُ حَتَّى جَرَتْ دَمْعَتُهَا عَلَى خَدِّهَا فَقَالَ النَّبِيُّ{{صل}} لَهَا: يَا فَاطِمَةُ إِنَّ اللَّهَ جَلَّ ذِكْرُهُ اطَّلَعَ عَلَى الْأَرْضِ اطِّلَاعَةً فَاخْتَارَ مِنْهَا... بَعْلَكِ فَأَوْحَى إِلَيَّ فَأَنْكَحْتُكِهِ أَ مَا عَلِمْتِ يَا فَاطِمَةُ أَنَّ لِكَرَامَةِ اللَّهِ إِيَّاكِ زَوَّجَكِ أَقْدَمَهُمْ سِلْماً وَ أَعْظَمَهُمْ حِلْماً وَ أَكْثَرَهُمْ عِلْماً قَالَ فَسُرَّتْ بِذَلِكَ فَاطِمَةُ وَ اسْتَبْشَرَتْ بِمَا قَالَ لَهَا رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}}} (محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، الخصال، ج۲، ص۴١٢؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۴٣، ص٩٨).</ref>.
برای رسول خدا{{صل}} این نکته اهمیت داشته که دخترشان [[فاطمه زهرا]]{{س}} به [[ازدواج]] با شخصیتی [[راضی]] شده‌اند که نخستین [[مؤمن]] و پیشوای [[پارسایان]] است؛ چراکه [[پیامبر]] خود به امتشان توصیه کرده‌اند که در ازدواج جز [[دین]] و [[ایمان]] افراد در نظرتان نباشد تا رضای خدای را به دست آورید<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ حَدَّثَنِي جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ النَّبِيَّ{{صل}} قَالَ: مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً لِمَالِهَا وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِجَمَالِهَا رَأَى فِيهَا مَا يَكْرَهُ وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا جَمَعَ اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ}} (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۳۹۹؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢٠، ص۵٧).</ref>.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۹۳.</ref>.
====ازدواج اصحاب و یاران رسول خدا{{صل}}====
توجه حضرت به ایمان و [[دین‌داری]] افراد در ازدواج نه‌تنها برای خود و فرزندانشان، بلکه برای دیگر [[یاران]] و اصحاب نیز مهم بوده است. ایشان با ملاک قرار دادن ایمان دو طرف آنان را حتی با وجود تفاوت‌های بسیار از جنبه‌های گوناگون، به هم [[تزویج]] می‌فرمودند؛ برای نمونه به چند مورد اشاره می‌کنیم:
۱. تزویج زلفا به جویبر: [[داستان]] عبرت‌انگیز [[ازدواج]] جویبر، [[غلام سیاه]] و از [[اصحاب]] [[فقیر]] صفه، با دختر یکی از [[اشراف مدینه]] از اقدام‌های فوق‌العاده [[رسول خدا]]{{صل}} در [[صدر اسلام]] بوده است ایشان برای تخطئه [[افکار]] باقیمانده از [[دوران جاهلیت]] و [[قانع]] کردن جویبر به ازدواج با دختر [[زیاد بن لبید انصاری]]، به او یادآور شدند:
ای جویبر، به [[یقین]] [[خداوند تعالی]] به [[برکت]] [[اسلام]] همه آنچه را در [[جاهلیت]] [[شریف]] و عزتمند بود [[پست]] و بی‌مقدار و [[ذلیل]] کرد و همه آنچه را در آن عصر ذلیل و بی‌مقدار می‌نمود باعزت و شریف و [[ارزشمند]] ساخت. [[خداوند]] به برکت اسلام همه خودبرتربینی‌ها و افتخارات به [[قوم]] و [[قبیله]] و گذشتگان را در [[عصر جاهلیت]] از میان برداشت. اکنون (در [[سایه]] [[دین مقدس اسلام]])، همه [[انسان‌ها]]، سفید و سیاه، [[عرب]] و [[عجم]]، قرشی و غیر آن، همه از [[نسل]] آدم‌اند و [[پروردگار]]، [[آدم]] را از خاک [[آفریده]] است. به یقین، محبوب‌ترین [[انسان]] نزد خداوند در [[روز قیامت]] [[پرهیزکارترین]] و مطیع‌ترین آنان از [[دستورهای الهی]] است. ای جویبر، امروز هیچ [[مسلمانی]] را [[برتر]] و بالاتر از تو نمی‌شناسم جز کسی که از تو پرهیزکارتر و مطیع‌تر در برابر [[خداوند متعال]] باشد<ref>{{متن حدیث|يَا جُوَيْبِرُ! إِنَّ اللَّهَ قَدْ وَضَعَ بِالْإِسْلَامِ مَنْ كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ شَرِيفاً وَ شَرَّفَ بِالْإِسْلَامِ مَنْ كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ وَضِيعاً وَ أَعَزَّ بِالْإِسْلَامِ مَنْ كَانَ فِي الْجَاهِلِيَّةِ ذَلِيلًا وَ أَذْهَبَ بِالْإِسْلَامِ مَا كَانَ مِنْ نَخْوَةِ الْجَاهِلِيَّةِ وَ تَفَاخُرِهَا بِعَشَائِرِهَا وَ بَاسِقِ أَنْسَابِهَا فَالنَّاسُ الْيَوْمَ كُلُّهُمْ أَبْيَضُهُمْ وَ أَسْوَدُهُمْ وَ قُرَشِيُّهُمْ وَ عَرَبِيُّهُمْ وَ عَجَمِيُّهُمْ مِنْ آدَمَ وَ إِنَّ آدَمَ خَلَقَهُ اللَّهُ مِنْ طِينٍ وَ إِنَّ أَحَبَّ النَّاسِ إِلَى اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ- يَوْمَ الْقِيَامَةِ أَطْوَعُهُمْ لَهُ وَ أَتْقَاهُمْ وَ مَا أَعْلَمُ يَا جُوَيْبِرُ! لِأَحَدٍ مِنَ الْمُسْلِمِينَ عَلَيْكَ الْيَوْمَ فَضْلًا إِلَّا لِمَنْ كَانَ أَتْقَى لِلَّهِ مِنْكَ وَ أَطْوَعَ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴١).</ref>.
در آن رویداد حضرت{{صل}} وقتی با خودداری [[زیاد بن لبید]] از این وصلت روبه‌رو شدند، [[خطاب]] به او فرمودند:
«ای زیاد، جویبر [[مؤمن]] است و هر مرد مؤمنی [[کفو]] و همتای [[زن]] مؤمن است و هر [[مرد]] [[مسلمانی]] کفو و همتای زن [[مسلمان]] است»<ref>{{متن حدیث|يَا زِيَادُ! جُوَيْبِرٌ مُؤْمِنٌ وَ الْمُؤْمِنُ كُفْوٌ لِلْمُؤْمِنَةِ وَ الْمُسْلِمُ كُفْوٌ لِلْمُسْلِمَةِ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴١).</ref>.
چنان‌که خواندید، حضرت از تفاوت‌های بسیاری که بین این دو تن بوده و [[مقام]] و جایگاه زیاد بن لبید بین [[قوم]] و [[قبیله]] خود و اوضاع نه‌چندان [[رضایت‌بخش]] جویبر [[آگاه]] بوده‌اند. با وجود این، تنها [[ایمان]] و [[دین‌داری]] آن دو [[جوان]] را معیار و شاخص [[ازدواج]] ایشان معرفی کرده‌اند.
۲. [[ضباعه دختر زبیر بن عبدالمطلب]]: ضباعه از [[بانوان]] مشهور و معروف و از بزرگ‌زادگان [[قریش]] و [[بنی‌هاشم]] بود و [[مقداد]]، [[جوانی]] سیاه‌پوست، غیر معروف و از طبقات پایین‌دست [[جامعه]] آن [[روز]] [[مدینه]] بود که دیگران کمتر به وی توجه داشتند. [[رسول خدا]]{{صل}} در اقدامی عجیب و برای شکستن [[سنت]] باقی‌مانده از [[عصر جاهلیت]]، ضباعه عموزاده خود و دختر زبیر بن عبدالمطلب را به [[عقد]] [[مقداد بن اسود کندی]] درآورد. [[امام صادق]]{{ع}} این اقدام [[مبارک]] را چنین گزارش فرمودند:
رسول خدا{{صل}} ضباعه دختر زبیر بن عبدالمطلب را به ازدواج [[مقداد بن اسود]] درآوردند. سپس فرمودند تنها با این [[هدف]] ضباعه را به عقد مقداد درآوردند تا امر ازدواج برای [[جوانان]] آسان شود و] [[مسلمانان]] در ازدواج فرزندانشان] از [[سنت رسول خدا]] [[پیروی]] کنند و بدانند که «البته گرامی‌ترین [[انسان‌ها]] نزد [[خداوند]] [[پرهیزگارترین]] آنهاست»؛ درحالی‌که [[زبیر]] [پدر ضباعه] با عبدالله [پدر رسول خدا] و [[ابو طالب]] پدر [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} [[برادر]] و دارای یک [[پدر و مادر]] بوده‌اند<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}}: أَنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} زَوَّجَ الْمِقْدَادَ بْنَ أَسْوَدَ ضُبَاعَةَ بِنْتَ الزُّبَيْرِ بْنِ عَبْدِ الْمُطَّلِبِ ثُمَّ قَالَ: إِنَّمَا زَوَّجَهَا الْمِقْدَادَ لِتَتَّضِعَ الْمَنَاكِحُ وَ لِيَتَأَسَّوْا بِرَسُولِ اللَّهِ{{صل}} وَ لِتَعْلَمُوا أَنَّ أَكْرَمَكُمْ عِنْدَ اللَّهِ أَتْقاكُمْ وَ كَانَ الزُّبَيْرُ أَخَا عَبْدِ اللَّهِ وَ أَبِي طَالِبٍ لِأَبِيهِمَا وَ أُمِّهِمَا}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴۴).</ref>.
از سخن [[امام صادق]]{{ع}} استفاده می‌شود که تنها معیار [[رسول خدا]] در [[تزویج]] ضباعه به [[مقداد]] [[کفویت]] و همتایی این زوج [[جوان]] در [[ایمان]]، [[دین‌داری]] و [[پرهیزکاری]] بوده است؛ به بیان دیگر، بزرگ‌زاده، معروف و مشهور بودن ضباعه که تنها ارزش‌های قومی و قبیله‌ای به شمار می‌آیند و نیز گمنام و از طبقات پایین بودن مقداد از این تصمیم حضرت جلوگیری نکرده است؛ چراکه مقداد سرآمد [[مؤمنان راستین]] آن عصر پس از [[ائمه معصوم]]{{عم}} بوده است؛ تا جایی که به فرموده [[امام باقر]]{{ع}} مقداد تنها کسی بوده است که پس از [[رحلت رسول خدا]]{{صل}} که غالب [[مسلمانان]] دچار [[شک و تردید]] شده بودند هیچ [[شک]] و تردیدی در ایمان وی پدید نیامد<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي بَكْرٍ الْحَضْرَمِيِّ قَالَ: قَالَ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}} ارْتَدَّ النَّاسُ إِلَّا ثَلَاثَةُ نَفَرٍ سَلْمَانُ وَ أَبُو ذَرٍّ وَ الْمِقْدَادُ قَالَ: قُلْتُ: فَعَمَّارٌ، قَالَ: قَدْ كَانَ جَاضَ جَيْضَةً ثُمَّ رَجَعَ ثُمَّ قَالَ: إِنْ أَرَدْتَ الَّذِي لَمْ يَشُكَّ وَ لَمْ يَدْخُلْهُ شَيْ‏ءٌ فَالْمِقْدَادُ فَأَمَّا سَلْمَانُ فَإِنَّهُ عَرَضَ فِي قَلْبِهِ أَنَّ عِنْدَ أَمِيرِ الْمُؤْمِنِينَ{{ع}} اسْمَ اللَّهِ الْأَعْظَمَ لَوْ تَكَلَّمَ بِهِ لَأَخَذَتْهُمُ الْأَرْضُ...}} (محمد بن محمد بن نعمان عکبری بغدادی (شیخ مفید)، الإختصاص، ص۱۰؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۲۸، ص۲۳۹).</ref>.
۳. [[زینب بنت جحش]]: زینب بنت جحش، دختر عمه [[رسول گرامی اسلام]]، از [[نوادگان]] [[عبدالمطلب]] و از [[خاندان]] [[بنی‌هاشم]] و چون ضباعه، دارای [[مقام]] و [[منزلت اجتماعی]] ممتاز بود. مهم‌تر از همه، از [[زنان]] [[دین‌دار]] و [[مؤمن]] به رسول خدا نیز بود. از سوی دیگر، [[زید بن حارثه]] برده‌ای [[اسیر]] در دست [[قریش]] بود که رسول خدا{{صل}} وی را [[آزاد کرده]] بود. اما در [[جامعه]] نوپای [[اسلامی]] آن [[روز]] [[مدینه]]، هنوز داغ [[بردگی]] بر پیشانی زید سنگینی می‌کرد<ref>محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج٢٢ ص٢۶٢. البته زید در اثر انس با رسول خدا{{صل}} به بالاترین مقامات معنوی رسیده و از مجاهدان اولیه و فرماندهان رسول خدا{{صل}} در جنگ‌ها بود. او سرانجام در جنگ موته به همراه جعفر بن ابی‌طالب به شهادت رسید.</ref>. بنابراین [[زینب]] و زید از دو [[طبقه اجتماعی]] کاملا متفاوت بوده‌اند. طبیعی است که پیوند این دو [[جوان]] در جامعه آن روز مدینه، مسئله‌ای سنگین و تحمل‌ناپذیر بود. [[تعجب]] [[زینب بنت جحش]] و خانواده‌اش، به ویژه [[عبدالله بن جحش]] و بسیاری دیگر از [[مردم مدینه]] این مسئله را [[تأیید]] می‌کند. اما [[رسول خدا]]{{صل}} آن دو جوان [[مؤمن]] و [[دین‌دار]] را به [[عقد ازدواج]] هم درآورد تا پاسخی به پندارهای نادرست [[جاهلی]] دهد و [[ازدواج]] بر دیگران نیز آسان شود<ref>پیش از این در جلد نخست اشاره کردیم که بعدها این زوج جوان، بنا به عللی از هم جدا شدند و رسول خدا{{صل}} برای مبارزه با افکار نادرست جاهلی که ازدواج با بیوه پسرخوانده را ازدواج با محارم می‌شمردند و آن را نادرست می‌پنداشتند، به دستور خداوند با زینب، همسر مطلقه زید ازدواج کرد: {{متن قرآن|... فَلَمَّا قَضَى زَيْدٌ مِنْهَا وَطَرًا زَوَّجْنَاكَهَا لِكَيْ لَا يَكُونَ عَلَى الْمُؤْمِنِينَ حَرَجٌ فِي أَزْوَاجِ أَدْعِيَائِهِمْ إِذَا قَضَوْا مِنْهُنَّ وَطَرًا وَكَانَ أَمْرُ اللَّهِ مَفْعُولًا}} «... و چون زید نیازی از او برآورد او را به همسری تو درآوردیم تا مؤمنان را در ازدواج با همسران (طلاق داده) پسرخواندگانشان چون نیازی را از آنان برآورده باشند تنگنایی نباشد و فرمان خداوند انجام‌یافتنی است» سوره احزاب، آیه ۳۷.</ref>.
[[تشویق]] و تحریص رسول خدا و [[اهل‌بیت]]{{عم}} به ازدواج با افراد مؤمن و [[پرهیزکار]]، به ازدواج خود ایشان یا [[فرزندان]] و خویشانشان منحصر نبوده است. بلکه دیگر [[اصحاب]] و [[یاران]] خویش را نیز به این ملاک‌های [[ارزشمند]] فرامی‌خواندند. به بیان [[امام صادق]]، رسول خدا{{صل}} [[مردم]] را به [[تزویج]] زودهنگام فرزندانشان تشویق می‌فرمودند. یکی از اصحاب از ایشان پرسید: «فرزندان خویش را به ازدواج چه کسانی در آوریم؟» حضرت فرمودند:
{{متن حدیث|الْأَكْفَاءِ}}؛ «به همتایان آنها».
دوباره پرسید: «[[کفو]] و همتای آنان چه کسانی‌اند؟ حضرت فرمودند:
{{متن حدیث|الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ}}؛ «مردان و [[زنان]] [[مؤمن]] کفو و همتای یکدیگرند. مردان و زنان مؤمن کفو و همتای یکدیگرند»<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: إِنَّ اللَّهَ عَزَّ وَ جَلَّ لَمْ يَتْرُكْ شَيْئاً مِمَّا يُحْتَاجُ إِلَيْهِ إِلَّا عَلَّمَهُ نَبِيَّهُ{{صل}} فَكَانَ مِنْ تَعْلِيمِهِ إِيَّاهُ أَنَّهُ صَعِدَ الْمِنْبَرَ ذَاتَ يَوْمٍ فَحَمِدَ اللَّهَ وَ أَثْنَى عَلَيْهِ ثُمَّ قَالَ: أَيُّهَا النَّاسُ! إِنَّ جَبْرَئِيلَ أَتَانِي عَنِ اللَّطِيفِ الْخَبِيرِ فَقَالَ: إِنَّ الْأَبْكَارَ بِمَنْزِلَةِ الثَّمَرِ عَلَى الشَّجَرِ إِذَا أَدْرَكَ ثَمَرُهُ فَلَمْ يُجْتَنَى أَفْسَدَتْهُ الشَّمْسُ وَ نَثَرَتْهُ الرِّيَاحُ وَ كَذَلِكَ الْأَبْكَارُ إِذَا أَدْرَكْنَ مَا يُدْرِكُ النِّسَاءُ فَلَيْسَ لَهُنَّ دَوَاءٌ إِلَّا الْبُعُولَةُ وَ إِلَّا لَمْ يُؤْمَنْ عَلَيْهِنَّ الْفَسَادُ لِأَنَّهُنَّ بَشَرٌ قَالَ: فَقَامَ إِلَيْهِ رَجُلٌ فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! فَمَنْ نُزَوِّجُ؟ فَقَالَ: الْأَكْفَاءَ. فَقَالَ: يَا رَسُولَ اللَّهِ! وَ مَنِ الْأَكْفَاءُ؟ فَقَالَ: الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ الْمُؤْمِنُونَ بَعْضُهُمْ أَكْفَاءُ بَعْضٍ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص۳۳۷؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۳۷۱).</ref>.
در این بیان [[حکیمانه]]، [[تکرار]] مسئلهٔ [[کفویت]] [[مؤمنان]] برای ازدواج با مؤمنان، از اهمیت آن در پیشگاه باعظمت [[پیامبر مکرم اسلام]]{{صل}} نشان دارد. اهمیت مسئله زمانی بیشتر می‌شود که بدانیم حضرت{{صل}} در پی بیان معنای کفویت در ازدواج برای پرسش‌کننده‌اند.
در موارد متعددی نیز [[رسول خدا]] و [[اهل‌بیت]]{{عم}} [[یاران]] خود را توصیه و [[تشویق]] می‌فرمودند تا تنها [[ایمان]] و [[دین‌داری]] را اساس [[انتخاب همسر]] برای خود و فرزندانشان قرار دهند<ref>{{متن حدیث|عَنْ أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} قَالَ حَدَّثَنِي جَابِرُ بْنُ عَبْدِ اللَّهِ أَنَّ النَّبِيَّ{{صل}} قَالَ: مَنْ تَزَوَّجَ امْرَأَةً لِمَالِهَا وَكَلَهُ اللَّهُ إِلَيْهِ وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِجَمَالِهَا رَأَى فِيهَا مَا يَكْرَهُ وَ مَنْ تَزَوَّجَهَا لِدِينِهَا جَمَعَ اللَّهُ لَهُ ذَلِكَ}} (ابوجعفر محمد بن حسن طوسی، تهذیب الأحکام، ج۷، ص۳۹۹؛ محمد بن الحسن الحر العاملی، وسائل الشیعة، ج٢٠، ص۵٧).</ref>. همچنین توصیه می‌فرمودند که اگر [[خواستگاران]] فرزندانشان [[مؤمن]] و دین‌دارند، به آنان پاسخ مثبت دهند. همچنین به آنان هشدار می‌دادند که به چنین افرادی پاسخ رد ندهند تا خود [[جامعه]] و [[زمین]] را گرفتار [[فساد]] و فتنه‌ای بزرگ نکنند<ref>روایات در این زمینه بسیار است. از جمله: {{متن حدیث|عَنْ عَلِيِّ بْنِ مَهْزِيَارَ قَالَ كَتَبَ عَلِيُّ بْنُ أَسْبَاطٍ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} فِي أَمْرِ بَنَاتِهِ وَ أَنَّهُ لَا يَجِدُ أَحَداً مِثْلَهُ. فَكَتَبَ إِلَيْهِ أَبُو جَعْفَرٍ{{ع}}: فَهِمْتُ مَا ذَكَرْتَ مِنْ أَمْرِ بَنَاتِكَ وَ أَنَّكَ لَا تَجِدُ أَحَداً مِثْلَكَ فَلَا تَنْظُرْ فِي ذَلِكَ رَحِمَكَ اللَّهُ فَإِنَّ رَسُولَ اللَّهِ{{صل}} قَالَ: إِذَا جَاءَكُمْ مَنْ تَرْضَوْنَ خُلُقَهُ وَ دِينَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴٧؛ محمدباقر مجلسی، بحارالأنوار، ج۱۰۰، ص۳۷۳)؛ {{متن حدیث|عَنِ الْحُسَيْنِ بْنِ بَشَّارٍ الْوَاسِطِيِّ قَالَ: كَتَبْتُ إِلَى أَبِي جَعْفَرٍ{{ع}} أَسْأَلُهُ عَنِ النِّكَاحِ فَكَتَبَ إِلَيَّ: مَنْ خَطَبَ إِلَيْكُمْ فَرَضِيتُمْ دِينَهُ وَ أَمَانَتَهُ فَزَوِّجُوهُ إِلَّا تَفْعَلُوهُ‏ تَكُنْ فِتْنَةٌ فِي الْأَرْضِ وَ فَسادٌ كَبِيرٌ}} (محمد بن یعقوب الکلینی الرازی، الکافی، ج۵، ص٣۴٧؛ محمد بن علی بن بابویه (الصدوق)، مکارم الأخلاق، ص٢٠۴).</ref>.<ref>[[اسدالله طوسی|طوسی، اسدالله]]، [[همسران شایسته (کتاب)|همسران شایسته]]، ص ۹۵.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۸۱٬۸۹۵

ویرایش