←آشنایی اجمالی
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
== آشنایی اجمالی == | == آشنایی اجمالی == | ||
وی [[تمیمی]]<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۴، ص۱۶۷.</ref> و جدش [[خالد بن عمرو]]<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۴۶۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۷۸.</ref> است. [[ابن عساکر]]<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۴۹.</ref> گوید: [[ربعی]] زمان [[رسول خدا]]{{صل}} را [[درک]] کرده، [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۷۸.</ref> بدون ارائه هیچ مدرکی نامش را در بخش اول [[الاصابه]] ([[صحابه]]) آورده است. وی از اشراف<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۷۸.</ref> و دهات (باهوشان) [[عرب]] بود<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۴۵؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۵۱۸.</ref>. | وی [[تمیمی]]<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۴، ص۱۶۷.</ref> (از [[قبیله بنیتمیم]]) و جدش [[خالد بن عمرو]]<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۴۶۴؛ ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۷۸.</ref> است. [[ابن عساکر]]<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۸، ص۴۹.</ref> گوید: [[ربعی]] زمان [[رسول خدا]]{{صل}} را [[درک]] کرده، [[ابن حجر]]<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۷۸.</ref> بدون ارائه هیچ مدرکی نامش را در بخش اول [[الاصابه]] ([[صحابه]]) آورده است. وی از اشراف<ref>ابن حجر، الاصابه، ج۲، ص۳۷۸.</ref> و دهات (باهوشان) [[عرب]] بود<ref>یعقوبی، تاریخ الیعقوبی، ج۲، ص۱۴۵؛ طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۵۱۸.</ref>. | ||
ربعی همراه [[بنیعمرو (ابهامزدایی)|بنیعمرو]] (تیرهای از [[بنیتمیم]]) نزد [[عمر بن خطاب]] رفت و عمر او را فرمانده آنان کرد<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۴۶۴.</ref>. در سال سیزدهم در [[یوم]] البویب<ref>نهری در عراق و از شاخههای فرات.</ref>، ربعی به [[مثنی بن حارثه]] گفت: دیدم [[جنگ]] تداوم یافت و بالا گرفت، به نیروهایم گفتم: سپرها را برگیرید و بر [[دشمن]] [[حمله]] کنید و در برابر دو حمله آنان [[پایمردی]] کنید که در حمله سوم، من ضمانت میکنم که شما [[پیروز]] شوید. آنان چنین کردند، [[سوگند]] به [[خدا]]، [[خداوند]] [[تعهد]] مرا انجام داد<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۴۶۸.</ref>. ربعی میگوید: با پدرم در «یوم البویب»، یا «یوم الاعشار»، به سبب آنکه صد مرد عرب هر کدامشان ده نفر از [[عجمها]] را کشتند، یا [[یوم مهران]] چون فرمانده سپاه [[ایران]] مهران نام داشت؛ شرکت داشتم<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۴۶۸.</ref>. البته به نظر میرسد چنین داستانهای اغراقآمیز از ساختههای [[سیف بن عمر تمیمی]] باشد. | ربعی همراه [[بنیعمرو (ابهامزدایی)|بنیعمرو]] (تیرهای از [[بنیتمیم]]) نزد [[عمر بن خطاب]] رفت و عمر او را فرمانده آنان کرد<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۴۶۴.</ref>. در سال سیزدهم در [[یوم]] البویب<ref>نهری در عراق و از شاخههای فرات.</ref>، ربعی به [[مثنی بن حارثه]] گفت: دیدم [[جنگ]] تداوم یافت و بالا گرفت، به نیروهایم گفتم: سپرها را برگیرید و بر [[دشمن]] [[حمله]] کنید و در برابر دو حمله آنان [[پایمردی]] کنید که در حمله سوم، من ضمانت میکنم که شما [[پیروز]] شوید. آنان چنین کردند، [[سوگند]] به [[خدا]]، [[خداوند]] [[تعهد]] مرا انجام داد<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۴۶۸.</ref>. ربعی میگوید: با پدرم در «یوم البویب»، یا «یوم الاعشار»، به سبب آنکه صد مرد عرب هر کدامشان ده نفر از [[عجمها]] را کشتند، یا [[یوم مهران]] چون فرمانده سپاه [[ایران]] مهران نام داشت؛ شرکت داشتم<ref>طبری، تاریخ الطبری، ج۳، ص۴۶۸.</ref>. البته به نظر میرسد چنین داستانهای اغراقآمیز از ساختههای [[سیف بن عمر تمیمی]] باشد. | ||