مشورت نظامی: تفاوت میان نسخهها
←نتیجه مشورت
بدون خلاصۀ ویرایش |
|||
| خط ۸۰: | خط ۸۰: | ||
[[رفتار پیامبر]]{{صل}} در مشورتکردن و تصمیمگیری بر مبنای آن، حقیقتاً آموزنده است. او از منبع بیکران [[وحی]] بهرهمند بود و در صفات بشری چون هوشمندی، [[اندیشهورزی]] و [[درستی]] رأی و دیدگاه بیبدیل بود اما باوجود این امتیازها، باز هم بهتنهایی تصمیم نمیگرفت. او نهتنها مشورت کرد، بلکه تصمیمی را برگزید که با نظر شخصیاش تفاوت داشت. حضرت دیدگاه ابوبکر را پذیرفت و آن را بر نظر خود ترجیح داد تا به ما بیاموزد که در عرصههای گوناگون نظامی، [[سیاسی]]، [[علمی]]، [[اقتصادی]] و...، این شیوه را سرلوحه کارمان قرار دهیم. | [[رفتار پیامبر]]{{صل}} در مشورتکردن و تصمیمگیری بر مبنای آن، حقیقتاً آموزنده است. او از منبع بیکران [[وحی]] بهرهمند بود و در صفات بشری چون هوشمندی، [[اندیشهورزی]] و [[درستی]] رأی و دیدگاه بیبدیل بود اما باوجود این امتیازها، باز هم بهتنهایی تصمیم نمیگرفت. او نهتنها مشورت کرد، بلکه تصمیمی را برگزید که با نظر شخصیاش تفاوت داشت. حضرت دیدگاه ابوبکر را پذیرفت و آن را بر نظر خود ترجیح داد تا به ما بیاموزد که در عرصههای گوناگون نظامی، [[سیاسی]]، [[علمی]]، [[اقتصادی]] و...، این شیوه را سرلوحه کارمان قرار دهیم. | ||
فرمانده نظامی، باید سربازان خود را بر مبنای پذیرفتن به این اصل بپروراند. [[حاکم عادل]] و [[صالح]] نیز باید [[جامعه]] خویش را براساس [[آزادی اندیشه]] و مشورت [[تربیت]] کند تا افراد با این شیوه به شخصیتی مستقل و تکاملیافته دست یابند. شخصیتی که نهتنها در وجود یکایک افراد، بلکه در تعیین سرنوشت جامعه، در شرایط دشوار و بغرنج، نقشآفرینی کند. | |||
[[نظام حکومتی]] تکفردی و [[استبدادی]]، نظامی جنایتکار است که مرتکب بزرگترین [[جنایت]] میشود. این جنایت، نابودکردن [[شخصیت]] جامعه است. چنین جامعهای، نه توان [[دفاع]] از چیزی را دارد و نه میتواند تصمیمهای سرنوشتساز برای خود بگیرد. [[حکومتی]] که مرتکب این جنایت میشود، ظرفیتهای سازنده جامعه را میمیراند و [[کرامت]]، [[عزت]] و | [[نظام حکومتی]] تکفردی و [[استبدادی]]، نظامی جنایتکار است که مرتکب بزرگترین [[جنایت]] میشود. این جنایت، نابودکردن [[شخصیت]] جامعه است. چنین جامعهای، نه توان [[دفاع]] از چیزی را دارد و نه میتواند تصمیمهای سرنوشتساز برای خود بگیرد. [[حکومتی]] که مرتکب این جنایت میشود، ظرفیتهای سازنده جامعه را میمیراند و [[کرامت]]، [[عزت]] و رمز [[حیات]] را از آن سلب میکند و سبب میشود جامعه به [[ذلت]] کشیده شود، به [[ستمپذیری]] خو کند و طعمهای سهل و ساده برای [[دشمنان]] باشد<ref>نک: غزوة الحدیبیة، ص۸۸.</ref>. | ||
کتابهای [[سیره]] درباره [[غزوه احزاب]] آوردهاند: در جریان این [[نبرد]]، [[احزاب]]، پیرامون [[مدینه]] گِردآمده و آن را محاصره کرده بودند. [[یهودیان]] [[بنیقریظه]] نیز [[پیمان]] خود با [[پیامبر]]{{صل}} را زیر پا نهاده و [[پیماننامه]] را پاره کرده بودند. در چنین شرایطی، حضرت کوشید که شکافی در [[لشکر]] احزاب پدید آورد و انسجام آن را سلب کند. حضرت، با این [[هدف]]، [[عیینة بن حصن]] و [[حارث بن عوف]]، بزرگان [[قبیله غطفان]] را که در جبهه احزاب بودند، نزد خود فراخواند و به آنان پیشنهاد کرد که با پرداخت یکسوم محصول خرمای مدینه به آنان، خود و افراد قبیلهشان را از [[جنگ]] با [[مسلمانان]] کنار بکشند. پیماننامه مقدماتی [[صلح]] نیز نگاشته شد اما چون کار همچنان در مرحله گفتوگو بود، مسلمانان هنوز تعهدی در قبال آنان نداشتند. | کتابهای [[سیره]] درباره [[غزوه احزاب]] آوردهاند: در جریان این [[نبرد]]، [[احزاب]]، پیرامون [[مدینه]] گِردآمده و آن را محاصره کرده بودند. [[یهودیان]] [[بنیقریظه]] نیز [[پیمان]] خود با [[پیامبر]]{{صل}} را زیر پا نهاده و [[پیماننامه]] را پاره کرده بودند. در چنین شرایطی، حضرت کوشید که شکافی در [[لشکر]] احزاب پدید آورد و انسجام آن را سلب کند. حضرت، با این [[هدف]]، [[عیینة بن حصن]] و [[حارث بن عوف]]، بزرگان [[قبیله غطفان]] را که در جبهه احزاب بودند، نزد خود فراخواند و به آنان پیشنهاد کرد که با پرداخت یکسوم محصول خرمای مدینه به آنان، خود و افراد قبیلهشان را از [[جنگ]] با [[مسلمانان]] کنار بکشند. پیماننامه مقدماتی [[صلح]] نیز نگاشته شد اما چون کار همچنان در مرحله گفتوگو بود، مسلمانان هنوز تعهدی در قبال آنان نداشتند. | ||