بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۳۱: | خط ۳۱: | ||
این [[روایات]]، افزون بر اینکه مرسلاند، تنها بیانگر تطبیق این آیه بر خبیباند، زیرا [[سیاق آیات]] با این حادثه و [[تاریخ]] [[زندگی]] ابومیسره که تا آن [[زمان]] سابقه [[اسلام]] و [[نفاق]] نداشته است، ناسازگار است و [[شأن]] نزولهای مشهور و [[سیاق]] این آیه درباره [[منافقان]] است نه ابومیسره <ref>جامع البیان، ج ۲، ص ۱۸۶؛ تفسیرابنابیحاتم، ج ۲، ص ۳۷۰؛ التبیان، ج ۲، ص ۱۷۸.</ref> که در آن هنگام از [[کافران]] شمرده میشد. پس از [[شهادت]] خبیب، مکّیان اجازه ندادند خبیب [[دفن]] شود و او را بر دار باقی گذاشتند.<ref>السیرة النبویه، ج ۴، ص ۶۳۴.</ref> | این [[روایات]]، افزون بر اینکه مرسلاند، تنها بیانگر تطبیق این آیه بر خبیباند، زیرا [[سیاق آیات]] با این حادثه و [[تاریخ]] [[زندگی]] ابومیسره که تا آن [[زمان]] سابقه [[اسلام]] و [[نفاق]] نداشته است، ناسازگار است و [[شأن]] نزولهای مشهور و [[سیاق]] این آیه درباره [[منافقان]] است نه ابومیسره <ref>جامع البیان، ج ۲، ص ۱۸۶؛ تفسیرابنابیحاتم، ج ۲، ص ۳۷۰؛ التبیان، ج ۲، ص ۱۷۸.</ref> که در آن هنگام از [[کافران]] شمرده میشد. پس از [[شهادت]] خبیب، مکّیان اجازه ندادند خبیب [[دفن]] شود و او را بر دار باقی گذاشتند.<ref>السیرة النبویه، ج ۴، ص ۶۳۴.</ref> | ||
درباره دفن جنازه خبیب، دو گزارش از [[عمرو بن امیه ضمری]] و یک گزارش از [[زبیر]] هست: در گزارش نخست | درباره دفن جنازه خبیب، دو گزارش از [[عمرو بن امیه ضمری]] و یک گزارش از [[زبیر]] هست: در گزارش نخست عمرو آمده است که در پاسخ به [[توطئه]] [[ابوسفیان]] برای [[ترور]] [[پیامبر]] {{صل}} [[رسول خدا]] {{صل}} عمرو بن امیه ضمری را به همراه [[سلمة بن اسلم انصاری]] به [[مکه]] فرستاد تا ابوسفیان را بکشند؛ ولی پس از آنکه مأموریتشان ناکام ماند، در [[راه]] بازگشت، عمرو به پیشنهاد [[سلمه]]، شبانه هنگام [[خواب]] بودن پاسبانان [[جسد]] خبیب را با خود برد؛ ولی پس از تعقیب نگهبانان، آن را در مسیل یأجج دفن کرد.<ref>السیرة النبویه، ج ۴، ص ۶۳۳ ـ ۶۳۴؛ تاریخ طبری، ج ۲، ص ۲۱۶ ـ ۲۱۷؛ السنن الکبری، ج ۹، ص ۲۱۳.</ref> برپایه [[روایت]] دوم از عمرو، پیامبر {{صل}} او را برای آوردن جسد خبیب به مکه فرستاد و او هم شبانه برای آوردن جسد وی کوشید؛ ولی [[بدن]] او بر [[زمین]] افتاد و ناپدید شد.<ref>دلائل النبوة، ج ۳، ص ۳۳۲؛ السنن الکبری، ج ۹، ص ۲۱۳؛ عیون الاثر، ج ۲، ص ۱۴.</ref> براساس روایت [[زبیر بن عوام]]، به [[دستور پیامبر]] {{صل}} او و [[مقداد بن اسود]] که برای برگرداندن جسد خبیب به مکه رفته بودند، با خبردار شدن مکّیان و تعقیب آنها، جسد خبیب را بر زمین انداختند و گریختند و زمین آن را در کام خود گرفت. بر همین اساس، خبیب، {{عربی|"بليع الارض"}} (بلعیده شده زمین) نامیده و در [[شأن]] زبیر و [[مقداد]]، [[آیه]] {{متن قرآن|وَمِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغَاءَ مَرْضَاتِ اللَّهِ وَاللَّهُ رَءُوفٌ بِالْعِبَادِ}}<ref>«و از مردم کسی است که در به دست آوردن خشنودی خداوند از جان میگذرد و خداوند به بندگان مهربان است» سوره بقره، آیه ۲۰۷.</ref> نازل گشت.<ref>البحر المحیط، ج ۲، ص ۳۳۴؛ روحالمعانی، ج ۱، ص ۴۹۲.</ref> این [[روایات]] درخور [[اعتماد]] نیستند. درباره [[انگیزه]] اعزام عمرو بن امیه، نام همراه [[عمرو]]، چگونگی [[رفتار]] با [[جسد]] خبیب و نیآمدن آن، گزارشها متفاوتاند.<ref> الصحیح من سیرة النبی، ج ۷، ص ۲۱۷.</ref> امور نامتعارف و ناهماهنگی با [[شأن]] نزولهای مشهور <ref>جامعالبیان، ج ۲، ص ۱۸۷؛ مجمع البیان، ج ۲، ص ۵۳۵؛ تفسیر قرطبی، ج ۳، ص ۲۰.</ref> و [[سیاق آیات]] و اینکه [[راوی]] آن در حال [[نقل]] یک [[فضیلت]] برای خویش است، از عوامل [[ضعف روایت]] [[زبیر]] و عمرو هستند.<ref>[[محمد سعید نجاتی|نجاتی، محمد سعید]]، [[خُبَیب انصاری (مقاله)|مقاله «خُبَیب انصاری»]]، [[دائرة المعارف قرآن کریم ج۱۲ (کتاب)|دائرة المعارف قرآن کریم]]، ج۱۲.</ref>. | ||
== منابع == | == منابع == | ||