بدون خلاصۀ ویرایش
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش |
||
| خط ۱: | خط ۱: | ||
{{مدخل مرتبط | {{مدخل مرتبط | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = مدینه | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = | ||
| خط ۶: | خط ۶: | ||
}} | }} | ||
==مقدمه== | == مقدمه == | ||
«ربذه» قریهای است از روستاهای [[مدینه]] که از طرف [[حجاز]]، سه [[روز]] راه تا [[ذات عرق]] فاصله دارد | «ربذه» قریهای است از روستاهای [[مدینه]] که از طرف [[حجاز]]، سه [[روز]] راه تا [[ذات عرق]] فاصله دارد<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۴.</ref>. نام ربذه را برخی برگرفته از کلمه «ربذات» به معنای «پشم روییده شده بر گردن شتر» گفتهاند<ref>فیروزآبادی، القاموس المحیط، ج۱، ص۳۵۳. نیز ر.ک: ابن منظور، لسان العرب، ج۳، ص۴۹۱؛ یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۴.</ref>. این در حالی است که [[ابنکلبی]] در بیان علت نامیده شدن این [[دیار]] به این نام، انتساب این [[سرزمین]] به ربذه از [[دختران]] [[یثرب بن قانیة بن مهلیل]] از [[فرزندان]] [[سام بن نوح نبی]]{{ع}} را مطرح کرده است<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۴.</ref>. | ||
ربذه در آثار بعضی از صاحبنظران، صحرایی در حومه حجاز معرفی شده که به نجد میچسبد. برخی نیز آن را در زمره «[[شرف نجد]]» شمردهاند. در ایام [[خلافت عمر بن خطاب]]، این منطقه به محل نگهداری شتران [[زکات]] تبدیل شد<ref>بکری، معجم ما استعجم، ج۲، ص۶۳۳.</ref>. تا اینکه منزلگاهی در آن برپا شد و سپس، مدتی بعد، تبدیل به شهری کوچک بر سر راه [[حجاج]] [[بصره]] شد. از ربذه همچنین به عنوان یکی از منازل حجاج [[بیت الله الحرام]] بین سَلیله و عمق یاد شده است<ref>ر.ک: یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۴-۲۵. اما مؤلف محترم کتاب «معجم المعالم الجغرافیه فی السیرة النبویه» با رد این نظر، ربذه را سرزمینی بین سلیله و ماوان در شمال عمق - که در مسیر زائران خانه خدا قرار داشته و معروف به درب زبیده بوده - معرفی کرده است. (عاتق بن غیث البلادی، معجم المعالم الجغرافیه فی السیرة النبویه، ص۱۳۶.)</ref>. تا اینکه وقوع سلسله جنگهای بین ساکنان ربذه و اهالی ضَریَّه<ref>«ضریه» هنوز هم در شرف نجد، نامی شناخته شده است.</ref> در سال ۳۱۹ هجری قمری و در پی آن، استمداد [[اهل]] ضریه از [[قرامطه]] علیه [[مردم]] ربذه، موجب کوچ مردم ربذه از این [[دیار]] ـ که یکی از بهترین منازل در مسیر [[مکه]] بود ـ شد و بدین ترتیب، این [[سرزمین]] به ویرانه بدل گشت<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۳، ص۲۴.</ref>. اما این قول یاقوت که «ربذه در سال ۳۱۹ هجری ویران شد»، به معنای ناپدید شدن کامل آن از این [[تاریخ]] نیست؛ چراکه بر اساس گزارشات، ربذه تا اواسط [[قرن]] گذشته هم، باقی مانده بوده و محلی آباد در مسیر [[زائران]] [[عراق]] به شمار میرفته است. مع الوصف، امروزه ربذه، نامی شناخته شده برای مردم منطقه نیست. برخی منابع از وجود ربذه دیگری در [[ثغور]] [[روم]] خبر دادهاند<ref>بکری، معجم ما استعجم، ج۲، ص۶۳۷.</ref>.<ref>[[عاتق بن غيث بلادی|بلادی، عاتق بن غيث]]، [[معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة (کتاب)|معجم المعالم الجغرافیة فی السیرة النبویة]] ص ۱۳۵-۱۳۶.</ref> | |||
وی زراندوزیها و بیعدالتیهای موجود در دوران [[خلیفه سوم]] را سخت مورد [[انتقاد]] قرار داده و در این راه متحمل صدمات فراوانی شد. او را به [[شام]] تبعید کردند ولی [[معاویه]]، | == رَبَذه مدفن ابوذر غفاری == | ||
در سمت چپ جاده یا راه «مدینه ینبوع»، آرامگاه «[[ابوذر غفاری]]»<ref>«جندب بن جناده بن کعیب بن صعید بن الوقعه بن حزام بن سفیان» معروف به ابوذر از قبیله غفار بود.</ref> آن یار باوفای [[رسول خدا]]{{صل}} از بهترین و پاکترین [[صحابه]] و ارکان اولیه [[شیعه]] است که هیچگاه از حمایت [[امام]] و مقتدای خود، علی{{ع}} دست برنداشت. او همواره در دوران پس از [[پیامبر]]{{صل}}، با [[شمشیر]] برنده زبان، از [[جانشینی]] و [[ولایت علی]]{{ع}} [[دفاع]] و حمایت میکرد. رسول خدا{{صل}} سخنان بسیاری درباره [[صداقت]] و [[راستگویی]] و [[ایمان]] [[ابوذر]] فرمودهاند؛ از جمله این که: «[[آسمان]] بر کسی [[سایه]] نیفکنده و [[زمین]] کسی را به خود ندیده که راستگوتر از ابوذر باشد». «ای ابوذر تو [[اهل]] بهشتی، تو را به خاطر [[دوستی اهل بیت]] من [[تبعید]] کرده و تنها خواهی مُرد». آن حضرت در جای دیگری فرمودهاند: «ابوذر تنها [[زندگی]] میکند و تنها میرود و تنها میمیرد»<ref>طبقات الکبری، ابن سعد، ج۲، ص۳۵۴.</ref>. | |||
وی زراندوزیها و بیعدالتیهای موجود در دوران [[خلیفه سوم]] را سخت مورد [[انتقاد]] قرار داده و در این راه متحمل صدمات فراوانی شد. او را به [[شام]] تبعید کردند ولی [[معاویه]]، حاکم شام، از [[خلیفه]] خواست قبل از این که ابوذر برای [[حکومت]] او نیز مشکلاتی فراهم کند او را به مدینه برگرداند. [[عثمان]] نیز دستور داد وی را بر شتری بدون جهاز و پالان سوار کرده و توسط ساربانی تندخو، یکسره برانند. ابوذر پس از یک شبانه [[روز]] حرکت بدون توقف، در حالی وارد مدینه شد که گوشت رانهایش میریخت. آنگاه عثمان بلافاصله او را به بیابان ربذه تبعید کرد و دستور داد کسی [[حق]] [[همراهی]] و بدرقه او را ندارد؛ اما با این وجود علی{{ع}} همراه دو فرزند خود و «[[عمار بن یاسر]]» به بدرقه او رفتند. «[[مروان بن حکم]]» عامل و [[مشاور]] [[خلیفه]]، علی{{ع}} را مورد [[اعتراض]] قرار داد که چرا دستور را [[اطاعت]] نکرده است؛ علی{{ع}} نیز به او پرخاش کرد و با تازیانه به مرکب او زد و او فراری داد؛ سپس دست بر شانه [[ابوذر]] نهاد، ایمانش را ستود و او را به [[صبر]] و [[پایداری]] و [[استقامت]] در [[راه خدا]] سفارش کرد. [[همسر]] و دو فرزند ابوذر نیز همراه او به [[ربذه]] [[تبعید]] شدند. در بیابان ربذه، ابتدا همسر و پسر او از [[دنیا]] رفتند، اندک زمانی بعد نیز ابوذر [[وفات]] یافت و این دختر خردسال در بیابان یکه و تنها ماند، او به جنازه پدر مینگریست و میگریست تا این که چند نفر از شیعیان علی{{ع}} از جمله «[[مالک اشتر]]» و «[[عبدالله بن مسعود]]» در ربذه توقف کرده و جنازه ابوذر را به خاک سپردند<ref>مروج الذهب، مسعودی، ج۲، ص۳۴۴؛ شرح نهج البلاغه، ابن ابی الحدید، ج۱، ص۲۴۱.</ref>. امروزه نه تنها به آرامگاه این [[صحابی]] [[بزرگوار]] کمترین اعتنایی نشده، بلکه [[بیم]] آن میرود که آن را همانند سایر مقابر [[صحابه]] بزرگوار [[رسول خدا]]{{صل}} محو و نابود سازند. در ربذه «ابوجعفر عبدالله بن حسن بن حسن بن امام حسن{{ع}}» نیز مدفون است<ref>[[مجتبی تونهای|تونهای، مجتبی]]، [[محمدنامه (کتاب)|محمدنامه]]، ص ۵۰۷.</ref>. | |||
== منابع == | == منابع == | ||
| خط ۲۴: | خط ۲۴: | ||
== پانویس == | == پانویس == | ||
{{پانویس}} | {{پانویس}} | ||
[[رده:مدینه]] | |||