بدون خلاصۀ ویرایش
(صفحهای تازه حاوی «{{مدخل مرتبط | موضوع مرتبط = | عنوان مدخل = | مداخل مرتبط = | پرسش مرتبط = }} == زید بن حسن در برابر امام باقر{{ع}} == شگرد خلفا همیشه این بوده که برای مقابله با امامت شیعه از راهی آسان بهره بگیرند و برای برخورد با جریانات فکر شیعی، راهها...» ایجاد کرد) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
بدون خلاصۀ ویرایش برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۲: | خط ۲: | ||
| موضوع مرتبط = | | موضوع مرتبط = | ||
| عنوان مدخل = | | عنوان مدخل = | ||
| مداخل مرتبط = | | مداخل مرتبط = [[زید بن حسن بن علی در تاریخ اسلامی]] | ||
| پرسش مرتبط = | | پرسش مرتبط = | ||
}} | }} | ||
[[ابوالحسن]]<ref>شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص۱۱۳؛ ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب ابی طالب، ص۶۹؛ قهبانی، مجمع الرجال، ص۷۸.</ref> و به نقلی [[ابوالحسین]]<ref>ابن طقطقی، الاصیلی فی انساب الطالبیین، ص۱۳۴؛ ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب ابی طالب، ص۶۹؛ نمازی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۳، ص۴۶۷.</ref> [[زید بن حسن]]{{ع}}، از [[سادات]] [[بنی هاشم]]<ref>ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۵۰.</ref> و از [[فرزندان]] [[حسن بن علی بن ابی طالب]]{{ع}} است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۴؛ شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۲، ص۲۰.</ref>. نام مادرش را ام [[بشیر]] (ام [[بشر]]) [[فاطمه]] دختر [[ابومسعود عقبة بن عمرو]] بن [[ثعلبه]] [[خزرجی]] گفتهاند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۴؛ بلاذری، أنساب الأشراف، ج۳، ص۷۳؛ یعقوبی، تاریخ یعقوبی، ج۲، ص۲۲۸.</ref> و آوردهاند که او علاوه بر زید، دو دختر به اسامی ام الحسن و ام الحسین برای [[امام حسن]]{{ع}} به [[دنیا]] آورده است<ref>ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۲۴۵-۲۴۶؛ شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۲، ص۲۰؛ ابن شهر آشوب، مناقب آل ابی طالب، ج۳، ص۱۹۲. ابن عساکر نام دو خواهر زید را «ام الحسن» و «ام الخیر» عنوان کرده است. (ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۹، ص۳۷۸)</ref>. از [[تاریخ]] تولد دقیق زید بن حسن{{ع}} اطلاعی در دست نیست؛ اما با توجه به این که منابع، [[وفات]] وی را به [[سال ۱۲۰ هجری]]<ref>ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۵۰؛ امین، اعیان الشیعه، ج۷، ص۹۵.</ref>، در سن ۹۰ یا ۹۵ و به نقلی ۱۰۰ سالگی گفتهاند<ref>ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب ابی طالب، ص۶۹؛ نمازی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۳، ص۴۶۷.</ref>، میتوان تولد وی را بین سالهای ۲۰ تا ۳۰ [[هجری]] تخمین زد. زید به سن و سال از همه [[فرزندان امام حسن]]{{ع}} بزرگتر بود<ref>مجهول، اخبار الدولة العباسيه و فیه اخبار العباس و ولده، ص۱۷۴-۱۷۵؛ شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۲، ص۲۱؛ ابن طقطقی، الاصیلی فی انساب الطالبیین، ص۱۳۴.</ref>، با این وجود، خبر قابل اعتمادی که دالّ بر حضور وی در [[واقعه عاشورا]] باشد، منتشر نشده است. سبب این عدم حضور از سوی برخی از [[علما]]، «[[تخلف]] از عمویش [[اباعبدالله الحسین]]{{ع}}» توصیف شده است<ref>ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب ابی طالب، ص۶۹؛ سمرقندی، تحفة الطالب بمعرفة من ینتسب إلی عبدالله و أبی طالب، ص۳۷.</ref>. گزارشی هم از برخی منابع، از حضور [[زید بن حسن]]{{ع}} در جمع [[اسرای اهل بیت]]{{عم}} در [[کربلا]] در دست است<ref>ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۱۱۹؛ سید بن طاوس، اللهوف فی قتلی الطفوف، ص۸۶.</ref>. اما [[ناسازگاری]] و عدم مطابقت مطالب درج شده در آن با اوصاف و ویژگیهای شخصیتی زید بن حسن{{ع}} مورد نظر ما، قوام و اعتبار آن را قدری با مشکل مواجه کرده است؛ چراکه از فحوای [[کلام]] این منابع، چنین بر میآید که [[زید بن حسنی]] که مد نظر آنها بوده، طفلی خردسال بوده نه مردی به هیبت و سن و سال سی تا چهل ساله. مضاف بر این، در گزارشات هیچ یک از منابع معتبر و غیر معتبر [[تاریخی]] و [[روایی]]، اشارهای به حضور مردی با این هیبت و جایگاه در میان اسرای اهل بیت{{عم}} نشده است. | |||
[[ | زید بن حسن{{ع}} پس از [[شهادت امام حسین]]{{ع}}، با شوهر [[خواهر]] خود [[عبدالله بن زبیر]] [[بیعت]] کرد. او با [[ابن زبیر]] همچنان همراه بود تا این که وی در [[سال ۷۳ هجری]] در [[نبرد]] با نیروهای [[متخاصم]] شامی [[شکست]] خورد و کشته شد. بعد از [[قتل]] عبدالله بن زبیر، زید همراه با خواهرش به [[مدینه]] بازگشت<ref>ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب ابی طالب، ص۶۹؛ نمازی، مستدرکات علم رجال الحدیث، ج۳، ص۴۶۷.</ref>. زید بن حسن{{ع}} را متولی [[صدقات]] [[رسول خدا]]{{صل}} گفتهاند<ref>شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۲، ص۲۰؛ اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمه، ج۱، ص۵۳۹؛ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۳ص ۳۵۰. کتاب اخبار الدولة العباسیه، به جای تولیت صدقات رسول خدا{{صل}}، زید را متولی صدقات امام علی{{ع}} ذکر کرده است. (مجهول، اخبار الدولة العباسیه، ص۱۷۴)</ref>. نقل است که او برای بهدست گرفتن تولیت این صدقات، درگیریهایی با برخی سران [[سادات]] از جمله [[ابوهاشم عبدالله بن محمد بن حنفیه]] داشته است. بر اساس این گزارشات، در پی بروز [[اختلاف]] او با [[ابوهاشم]]، وی در حدود [[سال ۹۰ هجری]] و همزمان با دوران [[خلافت]] [[ولید بن عبدالملک]] (حک. ۸۶-۹۶ [[هجری]]) [[شکایت]] به [[قضات]] [[مدینه]] برد. لکن چون از طرح دعوایش در مدینه طرفی نبست، روانه [[دمشق]] شد و به [[خلیفه اموی]] [[شکوه]] نمود. ولید هم، [[حکم]] به نفع [[زید بن حسن]]{{ع}} کرد<ref>مجهول، اخبار الدولة العباسيه و فیه اخبار العباس و ولده، ص۱۷۴-۱۷۵؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۹، ص۳۷۶؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۵، ص۱۹. به نظر میرسد این واقعه، آغاز تصدی زید بن حسن{{ع}} بر امور صدقات رسول خدا{{صل}} باشد.</ref>. این دعوا، تا [[سال ۹۱ هجری]] که ولید جهت انجام [[حج]] راهی [[مکه]] شد، همچنان ادامه یافت. در این [[سفر]]، زید بن حسن{{ع}} ضمن دیدار با [[خلیفه]]، به [[بدگویی]] از [[ابوهاشم]] پرداخت و او را از حمایتهای [[شیعیان عراق]] از ابوهاشم و [[امام]] قرار دادن او با خبر ساخت. این امر موجب شد تا ولید ضمن نزدیک کردن زید به خود و [[ازدواج]] با دختر او [[نفیسه]]، ابوهاشم را به [[زندان]] افکند که بعدها با وساطت [[امام سجاد]]{{ع}} از زندان [[رهایی]] پیدا کرد<ref>مجهول، اخبار الدولة العباسيه و فیه اخبار العباس و ولده، ص۱۷۵-۱۷۶. نیز ر.ک: صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۵، ص۱۹.</ref>. زید در دوران [[خلافت]] ولید، از جایگاه رفیعی نزد او برخوردار گردید؛ چندان که ولید در دیدارهایی که با زید داشت، وی را با عطایای بسیار مینواخت؛ آنسان که نقل است تنها در یکی از دیدارهای خود با او ۳۰۰۰ دینار به وی اعطاء نمود<ref>ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب ابی طالب، ص۷۰.</ref>. زید بن حسن{{ع}} تا [[زمان]] به خلافت رسیدن [[سلیمان بن عبدالملک]] (حک. ۹۶-۹۹ [[هجری]]) همچنان بر [[مسند]] این [[مسئولیت]] تکیه زده بود تا این که سلیمان در بدو خلافت خود، ضمن ارسال [[نامه]] به عامل خود در [[مدینه]]، زید را از [[منصب]] تولیت صدقات [[عزل]] و شخص دیگری را که از [[نزدیکان]] او بود، بدان [[مقام]] [[منصوب]] نمود. زید پس از [[مرگ]] [[سلیمان بن عبدالملک]] و به خلافت رسیدن عمر بن عبدالعزیز (حک. ۹۹-۱۰۱ هجری)، بار دیگر به تولیت صدقات [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} دست یافت. خلیفه جدید به [[کارگزار]] خود در مدینه نامه نوشت و با این تعبیر که «زید، فردی [[بزرگوار]] و پیر و بزرگ [[بنیهاشم]] است»، از او خواست که پس از دریافت [[نامه]]، تولیت [[صدقات]] را بار دیگر به [[زید بن حسن]]{{ع}} واگذارد و او را در این امر [[یاری]] نماید<ref>شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۲، ص۲۱؛ ابن طقطقی، الاصیلی فی انساب الطالبیین، ص۱۳۴؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱۰، ص۵۳-۵۴.</ref>. | ||
زید [[شکایت]] به [[قاضی]] | بنا بر روایتی که [[قطب الدین راوندی]] در کتاب خود «[[الخرائج و الجرائح]]» به نقل از از [[ابوبصیر]] از [[امام]] [[جعفر صادق]]{{ع}} نقل کرده، [[زید بن حسن]]{{ع}} با [[امام محمد باقر]]{{ع}} نیز در مورد [[میراث پیامبر]]{{صل}} دچار [[اختلاف]] شد. او با این سخن که: «من از [[فرزندان امام]] حسنم و بواسطه این که از [[نسل]] پسر بزرگترم، از شما به میراث پیامبر سزاوارترم» از [[امام باقر]]{{ع}} تقاضای تقسیم میراث پیامبر{{صل}} و دریافت سهم خود شد که با مخا[[لفت]] آن [[امام همام]]{{ع}} روبرو گردید. زید، [[شکایت]] به [[قاضی]] [[اموی]] [[مدینه]] برد. در [[راه رفتن]] نزد قاضی، امام{{ع}} از زید خواست تا چنانچه چاقوی همراه زید، سنگ زیر پا و [[درخت]] در مسیر راه به نفع حضرت [[شهادت]] دهند، از شکایت خود صرفنظر میکند. زید پذیرفت؛ اما پس از مواجهه با شهادت این سه، به [[شام]] رفت و با این گفته که: {{عربی|أَتَيْتُكَ مِنْ عِنْدِ سَاحِرٍ كَذَّابٍ}}؛ «من از پیش مردی ساحر و [[کذاب]] آمدهام»، به شرح ماوقع برای [[عبدالملک بن مروان]] (حک. ۶۶-۸۶ [[هجری]]) پرداخت و از او خواست تا کاری بکند. آنها با طرح دسیسههایی، در پی گرفتار کردن و سپس [[قتل]] امام محمد باقر{{ع}} بر آمدند تا این که سرانجام زید با [[مسموم]] کردن زین مرکب امام{{ع}}، ایشان را مسموم، و سپس به شهادت رساند. زید نیز پس از این اقدام [[بیمار]] شد و سه [[روز]] پس از شهادت امام محمد باقر{{ع}}، هلاک شد<ref>قطب الدین راوندی، الخرائج و الجرائح، ج۲، ص۶۰۰-۶۰۴؛ علامه مجلسی، بحارالانوار، ج۴۶، ص۳۳۱.</ref>. این [[روایت]] را [[مرحوم خویی]] (ره) و دیگر [[علما]] به دلایلی که [[مرسله]] بودن و زنده نبودن [[عبدالملک]] تا [[زمان]] شهادت امام محمد باقر{{ع}} و نیز [[ناسازگاری]] این عمل با [[خصال]] [[نیکی]] که بزرگان در وصف او گفتهاند، از جمله آن است، ساختگی و مخدوش [[ارزیابی]] کردهاند<ref>خویی، معجم رجال الحدیث، ج۸، ص۳۵۱-۳۵۲. نیز ر.ک: مرکز الابحاث العقائدیه ذیل اجوبه این مرکز در پاسخ به شبهه احمد الثائر. از دیگر دلایلی که میتوان به ساختگی بودن این روایت و حتی روایات پیش از آن اقامه کرد، روایت مرحوم کلینی(ره) از امام صادق{{ع}} است که در آن آمده است که عمر بن عبدالعزیز، فردی به نام ابن حزم را جهت دریافت سیاهه صدقات امام علی{{ع}}، نزد زید بن حسن{{ع}} فرستاد. زید با این سخن که متولی امور صدقات بعد از امام علی{{ع}}، امام حسن{{ع}} و پس از ایشان امام حسین{{ع}} و سپس امام سجاد{{ع}} و پس از آن حضرت، امام محمد باقر{{ع}} است، او را نزد امام باقر{{ع}} فرستاد... این روایت به صراحت اعلام میکند که وی در باب تولیت این موقوفات، به سرپرستی ائمه معصومین{{عم}} بر این موقوفات معترف و مشکلی در این باب با این حضرات نداشته است. (کلینی، اصول کافی، ج۱، ص۳۰۵).</ref>. | ||
زید بن علی | در [[زمان مرگ]] [[زید بن حسن]]{{ع}} [[اختلاف]] شده است. برخی [[وفات]] زید را در سال ۱۱۰<ref>صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۵، ص۱۹.</ref> و بسیاری دیگر به سال ۱۲۰ هجری<ref>ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۵۰؛ امین، اعیان الشیعه، ج۷، ص۹۵.</ref> و در سن ۷۰<ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۷، ص۸۶؛ صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۵، ص۱۹.</ref>، ۹۰<ref>شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۲، ص۲۲؛ عمری نسابه، المجدی فی انساب الطالبیین، ص۲۰؛ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۵۰.</ref>، و به نقلی ۹۵ یا ۱۰۰ سالگی<ref>ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب ابی طالب، ص۶۹؛ امین، اعیان الشیعه، ج۷، ص۹۵.</ref> در «[[بطحاء]]» -در شش میلی [[مدینه]]-<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۴؛ بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۳۹۲؛ ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۳۴۵.</ref> و به نقلی «[[حاجز]]»<ref>عمری نسابه، المجدی فی انساب الطالبین، ص۲۱؛ ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب ابی طالب، ص۶۹؛ خویی، معجم رجال الحدیث، ج۸، ص۳۵۱.</ref> گفتهاند. جنازه او را به مدینه انتقال دادند و در حالی که برادرزادههایش [[حسن بن حسن]] و [[ابراهیم بن حسن]] زیر [[تابوت]] را گرفته بودند و [[عبدالله بن حسن مثنی]] معروف به [[عبدالله محض]] پیشاپیش جنازه پیاده [[حرکت]] میکرد، و به [[احترام]] وی، دیگران نیز از مرکبها پیاده شده بودند، وارد منزلش در مدینه کردند و پس از [[غسل]]، به [[قبرستان]] [[بقیع]] بردند و همان جا به خاک سپردند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۴.. نیز ر.ک: بخاری، التاریخ الکبیر، ج۳، ص۳۹۲؛ عمری نسابه، المجدی فی انساب الطالبیین، ص۲۱.</ref>. [[شعرا]] در وفاتش مرثیهها سرودند که از جمله آن میتوان به اشعار [[قدامة بن موسی جمحی]]<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۹، ص۳۸۱؛ اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمه، ج۱، ص۵۳۹-۵۴۰.</ref> و [[محمد بن بشیر]] خارجی<ref>ابوالفرج اصفهانی، الاغانی، ج۱۶، ص۳۵۵-۳۵۶؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۹، ص۳۸۱-۳۸۲.</ref> اشاره کرد. | ||
زید بن حسن [[ | [[زید بن حسن]]{{ع}} از لحاظ ویژگیها و صفات [[جسمانی]]، مردی جسیم و درشتاندام، معرفی شده است؛ چندانکه دیدن هیکل درشتش، اعجاب ناظران را برمیانگیخته است<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۴؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۹، ص۳۷۹؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۷، ص۸۶.</ref>. توصیف [[سجایای اخلاقی]] و [[خصال]] [[پسندیده]] هم دیگر مقوله حائز اهمیت در ذکر شرح حال زید است که در باب آن، سخنها گفته شده و شعرا در مدحش شعرها سرودهاند<ref>محمد بن بشیر خارجی (شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۲، ص۲۱؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۹، ص۳۷۷-۳۷۸؛ ابن طقطقی، الاصیلی فی انساب الطالبیین، ص۱۳۵) و سلیمان بن عیاش سعدی (المزی، تهذیب الکمال، ج۱۰، ص۵۳) از جمله این شاعرانند که در اشعار خود به تمجید او پرداختهاند.</ref>. شیخ مفید (ره) و [[اربلی]] (ره) او را با عبارت مشابه: {{عربی|وَ كَانَ جَلِيلَ الْقَدْرِ، كَرِيمَ الطَّبْعِ، زَلِفَ النَّفْسِ، كَثِيرَ الْبِرِّ، وَ مَدَحَهُ الشُّعَرَاءُ وَ قَصَدَهُ النَّاسُ مِنَ الْآفَاقِ لِطَلَبِ فَضْلِهِ}}؛ «او مردی والاقدر و [[بزرگوار]] و خوشنفس و [[نیکوکار]] بود و [[شاعران]] او را ستایش بسیار کرده و [[مردمان]] از جاهای دور و نزدیک به خاطر بهرهگیری از فضلش به سویش رهسپار بودند»<ref>شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۲، ص۲۱؛ اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمه، ج۱، ص۵۳۹.</ref> ستودهاند. ابن طقطقی (م.۷۰۹ [[هجری]]) هم را مردی {{عربی|ذَا قَدْرٍ عَظِيمٍ وَ مَنْزِلَةٍ رَفِيعَةٍ، جَوَادًا مُمَدَّحاً}}<ref>ابن طقطقی، الاصیلی فی انساب الطالبیین، ص۱۳۴.</ref> دانسته و در بخش دیگر کتاب خود، با عبارت {{عربی|کان جوادا کاملا فی جمیع اوصافه زاهد ورعا ممدّحا شیخ اهله و ذا فضلهم لم یزل معروفا بالخیر ممدّحا بالجود و البساله ما عرفت له سقط و لا وجد منه الا ما یزین و لا یشین}} به تمجید از وی پرداخته است<ref>«او بخشنده، کامل در جمیع خصائل پسندیده، زاهد، پرهیزگار، ستوده شده، بزرگ خاندان و با فضیلتترین آنها بود. همواره معروف به خیر و نیکی بود و ستوده به جود و بخشش؛ دلاوری بود که در او خطا و لغزشی راه نداشت و جز خیر و نیکی در او یافت نمیشد و بدی و زشتی در او راهی نداشت». (ابن طقطقی، الاصیلی فی انساب الطالبیین، ص۱۳۴-۱۳۵)</ref>. [[ابن عنبه]] (م. ۸۲۸ [[هجری]]) و [[ذهبی]] (م. ۷۴۸هجری) نیز از زید با تعبیر «کان زید بن الحسن جودا ممدوحا» یاد کرده<ref>ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۷، ص۸۶؛ ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب ابی طالب، ص۶۹.</ref> و [[ابن حجر]] (م. ۸۵۲ هجری) از او به عنوان فردی «[[هاشمی]]، [[مدنی]]، [[جلیل القدر]] و [[بزرگوار]]»<ref>ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۳ص ۳۵۰.</ref> نام برده است. [[زید بن حسن]]{{ع}} را به لحاظ [[عقیدتی]]، بر مسلک و مرام [[امامیه]] گفتهاند؛ چندان که بعضی از منابع به صراحت از [[امامی بودن]] زید بن حسن{{ع}} سخن به میان آوردهاند<ref>اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمة، ج۱، ص۵۴۰. نیز ر.ک: امین، اعیان الشیعه، ج۷، ص۹۶.</ref>. [[شیخ مفید]] (ره) نیز با این بیان که زید قائل به [[تقیه]] در مقابل [[بنی امیه]] بود، این [[عقیده]] را تنها با [[مذهب امامیه]] سازگار دانسته است<ref>شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۲، ص۲۲.</ref>. او در تشریح این سخن مینویسد: «زيد بن حسن بدون آنكه ادعاى امامتى بكند از دنيا رفت، و هيچ يك از گروههای شيعه و [[غیر شیعه]] چنين ادعائى درباره او نكردند، زيرا شيعه دو دستهاند يكى [[طائفه]] امامى، و ديگر طائفه زيدى، پس طائفه امامى درباره [[امامت]] تكيه بر [[نصوص]] ([[اخبار]] و [[روایات]]) نمايند، و روشن است كه نصوصى درباره [[فرزندان امام حسن]]{{ع}} نرسيده، و همگى آنان در اين باره اتفاق دارند، و هيچ يك از آنان چنين ادعائى (مدعی [[مقام امامت]]) براى خود نكرده تا شك در آن پيدا شود. گروه [[زیدیه]] نیز مقام امامت را بعد از [[امام حسن]]{{ع}} و [[امام حسین]]{{ع}} از طریق [[دعوت]] [[جهاد]] ثابت میکنند، اما زید بن حسن با [[بنیامیه]] تا اندازهای در [[صلح]] و [[سازش]] بود و از طرف آنان عهدهدار اموری میشد. او بر این [[اعتقاد]] بود که باید با [[دشمنان]] [[تقیه]] نمود و با ایشان [[الفت]] و [[مدارا]] میکرد. و این [[رفتارها]] با [[عقیده]] [[زیدیه]] در موضوع [[امامت]] سازگار نيست»<ref>شیخ مفید، الارشاد فی معرفة حجج الله علی العباد، ج۲، ص۲۲؛ امین، اعیان الشیعه، ج۷، ص۹۶.</ref>. | ||
از [[زید بن حسن]]{{ع}} در شمار [[اصحاب]] و [[راویان امام سجاد]]{{ع}} یاد شده است<ref>شیخ طوسی، رجال الطوسی، ص۱۱۳.</ref>. او روایاتی را از پدرش [[امام حسن مجتبی]]{{ع}}، [[جابر بن عبدالله انصاری]] و نیز [[عبدالله بن عباس]]<ref>صفدی، الوافی بالوفیات، ج۱۵، ص۱۹؛ ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۵۰؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱۰، ص۵۲. نیز ر.ک: ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۹، ص۳۷۴؛ ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۷، ص۸۵.</ref> نقل کرده و افرادی چون پسرش حسن، عبدالرحمن بن ابی الموال، عبداللّه بن عمرو بن خدّاش، [[عبدالملک بن زکریا انصاری]]، [[ابومعشر نجیح بن عبدالرحمن مدنی]] و [[یزید بن عیاض بن جعدبه]]<ref>ابن حجر عسقلانی، تهذیب التهذیب، ج۳، ص۳۵۰؛ المزی، تهذیب الکمال، ج۱۰، ص۵۲. نیز ر.ک: ذهبی، تاریخ الاسلام، ج۷، ص۸۵.</ref> نیز از او [[نقل روایت]] کردند. [[منابع اهل سنت]]، ضمن برشمردن او از [[ثقات]]<ref>ابن حبان، الثقات، ج۴، ص۲۴۵.</ref>، احادیثی را از وی در باب [[حرمت]] [[ابدی]] متعه<ref>ابویعلی الموصلی، [[مسند]] [[ابویعلی]]، ج۱۲، ص۱۵۳؛ [[طبرانی]]، [[المعجم الکبیر]]، ج۳، ص۸۵؛ [[ابن عساکر]]، [[تاریخ مدینه]] دم[[شق]]، ج۱۶، ص۳۷۴-۳۷۵.</ref>، [[وضو]]<ref>عمر بن شاهین، ناسخ الحدیث و منسوخه، ص۴۶۲؛ ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۶، ص۳۷۵.</ref> و...<ref>ر.ک: ابن عساکر، تاریخ مدینه دمشق، ج۱۶، ص۳۷۵.</ref> نقل کردهاند. منابع [[شیعی]] هم ضمن [[اعتماد]] به [[روایات]] زید بن حسن{{ع}}، اخباری را از او در باب [[حدیث اخوت]]<ref>اربلی، کشف الغمة فی معرفة الأئمه، ج۱، ص۵۴۳.</ref>، اهداء [[انگشتر]] به [[فقیر]] در [[نماز]] از سوی [[امام علی]]{{ع}}<ref>عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۲۷.</ref> و [[حدیث ولایت]]<ref>عیاشی، تفسیر العیاشی، ج۱، ص۳۲۷.</ref> نقل کردهاند. | |||
لبابه بنت [[عبیدالله بن عباس]] -[[همسر]] پیشین [[حضرت عباس]]{{ع}}- را از [[همسران]] زید بن حسن بن علی{{ع}} گفتهاند. لبابه پس از [[شهادت]] حضرت عباس{{ع}}، با [[ولید بن عتبة بن ابوسفیان]] [[ازدواج]] کرد و پس از [[مرگ]] او، به [[عقد]] زید بن حسن{{ع}} در آمد<ref>مصعب زبیری، نسب قریش، ص۳۲؛ ابن حبیب بغدادی، المحبر، ص۴۴۱. نیز ر.ک: ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۴؛ عمری نسابه، المجدی فی انساب الطالبین، ص۲۰.</ref>. زید از لبابه صاحب فرزندانی به نامهای محمد و حسن و دختری به نام [[نفیسه]]<ref>همانگونه که گفته شد نفیسه با ولید بن عبدالملک بن مروان، خلیفه وقت، ازدواج کرد. برخی سرانجام این ازدواج را طلاق او از ولید ذکر کردهاند (مصعب زبیری، نسب قریش، ص۳۲) و بعضی هم، بر مرگ نفیسه در ایام حیات ولید تأکید دارند. (مهدى رجايى، الكواكب المشرقة في أنساب و تاريخ و تراجم الأسرة العلوية الزاهره، ج۲، ص۷۳)</ref> شد<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۴. عمری نسابه و ابن عنبه تنها به نام حسن و نفیسه اشاره کردهاند. (عمری نسابه، المجدی فی انساب الطالبیین، ص۲۰؛ ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب ابی طالب، ص۷۰)</ref>. از [[محمد بن زید]] نسلی باقی نماند<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۴.</ref> و [[نسل]] زید تنها از طریق فرزندش حسن -که از بزرگان و امرای دوران خود و [[والی]] [[منصور دوانیقی]] در [[مدینه]] بود<ref>ابن سعد، الطبقات الکبری، ج۵، ص۲۴۴؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹؛ ابن کثیر، البدایه و النهایه، ج۱۰، ص۲۶۲.</ref>- ادامه یافت<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹؛ ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب ابی طالب، ص۷۰. نیز ر.ک: ابن شهر آشوب مازندرانی، مناقب آل أبی طالب، ج۴، ص۳۰؛ المحلی، الحدائق الوردية في مناقب الأئمة الزيديه، ج۱، ص۱۸۱-۱۸۲.</ref>. برخی نی ز از وجود [[فرزندان]] دیگری به نامهای قاسم<ref>ابن عساکر، تاریخ مدینة دمشق، ج۵۴، ص۳۰۳.</ref>، حسین<ref>ابو الفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۶۱.</ref> و یحیی برای زید بن حسن خبر داده، [[مدفن]] یحیی را [[مصر]] عنوان کردهاند<ref>عمری نسابه، المجدی فی انساب الطالبین، ص۲۰.</ref>. مؤلف کتاب «الاصیلی فی [[انساب]] الطالبیین» هم ضمن [[تأیید]] این قول، از محمّد -از [[شهدای کربلا]] که نسلی از او باقی نمانده است- [[ابو الحسين]] يحيى، حسين و حسن [[امیر]] به عنوان فرزندان [[زید بن حسن]]{{ع}}، یاد کرده است<ref>ابن طقطقی، الاصیلی فی انساب الطالبیین، ص۱۳۵. نیز ر.ک: مهدى رجايى، الكواكب المشرقة في أنساب و تاريخ و تراجم الأسرة العلوية الزاهره، ج۲، ص۷۸.</ref>. از دیگر [[فرزندان]] و [[ذراری]] بنام زید هم که نامی از ایشان در [[تاریخ]] به ثبت و ضبط رسیده است، میتوان از [[نفیسه بنت حسن بن زید بن حسن]]{{ع}} صاحب [[مشهد]] معروف در [[مصر]]<ref>یاقوت حموی، معجم البلدان، ج۵، ص۱۴۳؛ زرکلی، الأعلام، ج۸، ص۴۴. برخی نیز سیده نفیسه را دختر زید بن حسن{{ع}} دانستهاند. (عمری نسابه، المجدی فی انساب الطالبین، ص۲۰؛ ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب ابی طالب، ص۷۰؛ امین، اعیان الشیعه، ج۷، ص۸۵) ابن عنبه با ذکر هر دو قول، قول نفیسه بنت زید بن حسن{{ع}} را قول ثقات نسابیین عنوان کرده است. (ابن عنبه، عمدة الطالب فی انساب ابی طالب، ص۷۰)</ref>، [[عبدالعظیم حسنی]]<ref>نجاشی، رجال النجاشی، ص۲۴۷؛ ابن داود، رجال ابن داود، ص۱۳۰؛ علامه حلی، خلاصة الاقوال، ص۲۲۶.</ref>، [[محمد بن حسن بن محمد]] از قیامکنندگان [[علوی]] در دوران [[خلافت]] [[معتمد عباسی]]<ref>ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۴، ص۱۴۵.</ref>، [[حسن بن زید]] معروف به «[[داعی]] کبیر» بنیانگذار [[حکومت]] [[علویان]] [[طبرستان]]<ref>محمد بن جریر طبری، تاریخ الامم و الملوک، ج۹، ص۲۷۱؛ ابن اثیر، الکامل فی التاریخ، ج۷، ص۱۳۰.</ref> و برادرش محمد<ref>مسعودی، مروج الذهب و معادن الجوهر، ج۴، ص۶۸؛ حسن بن محمد قمی، تاریخ قم، ص۲۱۱؛ ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۴، ص۱۴۵.</ref> و سردار معروف داعی کبیر، [[قاسم بن علی بن اسماعیل]]<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۴، ص۱۴۶.</ref> و نیز [[حسن بن قاسم]] مشهور به «[[داعی صغیر]]» آخرین [[حاکم]] دوره اول [[حاکمیت]] علویان طبرستان و مقتول به [[سال ۳۱۷ هجری]]<ref>ابن خلدون، تاریخ ابن خلدون، ج۴، ص۱۴۵-۱۴۶.</ref> و... نام برد<ref>جهت مطالعه بیشتر در باب فرزندان و ذریه زید بن حسن{{ع}} ر.ک: ابوالفرج اصفهانی، مقاتل الطالبیین، ص۲۴۵ به بعد؛ ابن حزم، جمهرة انساب العرب، ص۳۹-۴۱؛ ابن طقطقی، الاصیلی فی انساب الطالبیین، ص۱۳۴-۱۳۵؛ زرباطی، الجریده فی اصول انساب العلویین، ج۱، ص۳۱-۳۵.</ref>. | |||
زید | |||
[[ | |||
== منابع == | == منابع == | ||
{{منابع}} | {{منابع}} | ||
{{پایان منابع}} | {{پایان منابع}} | ||