پرش به محتوا

عثمان بن عفان در تاریخ اسلامی: تفاوت میان نسخه‌ها

بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
بدون خلاصۀ ویرایش
خط ۸: خط ۸:


== مقدمه ==
== مقدمه ==
عثمان بن عفان از [[قبیله قریش]]، تیره [[اموی]]، نوادۀ [[حکم بن عاص]] و جزء اولین گروندگان به [[دین اسلام]] و در زمره [[مهاجرین]] به [[سرزمین]] [[حبشه]] است. [[عثمان]] با [[رقیه]]، فرزند [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و پس از [[وفات]] او در سال دوم [[هجرت]] با [[ام‌کلثوم]]، [[فرزند]] دیگر [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[ازدواج]] کرد. از این‌رو [[لقب]] "ذوالنورین" به او دادند. [[کنیه]] او "[[ابوعبدالله]]" است. [[عثمان]] فردی متمول بود که از [[مال]] خود در راه پیش‌برد [[اسلام]] مایه می‌گذاشت، اما از وی [[مجاهدت]] خاصی در میدان [[نبرد]] گزارش نشده است. نقطه عطف اقدام‌های او در زمان [[پیامبر]] {{صل}} مربوط به سال [[ششم هجری]] در جریان [[صلح حدیبیه]] است. [[پیامبر]] در آن سال آهنگ [[حج]] کرده بود. از این‌رو در نزدیکی [[مکه]] از حرکت بازایستاد و [[عثمان]] را به‌دلیل اعتباری که در [[شهر مکه]] داشت، همراه خانواده‌اش به‌عنوان پیام‌رسان [[پیامبر]] مبنی بر اینکه ایشان قصد [[جنگ]] ندارند، نزد مکیان فرستاد. [[مشرکان]] از بازگشت آنها برای چند روز جلوگیری کردند و در نتیجه این [[گمان]] قوت گرفت که او کشته شده است. در آن حال [[پیامبر]] برای [[جنگ]] با [[مشرکان]] [[پیمان]] بست و در آن [[پیمان]] یک دست خود را از جانب [[عثمان]] روی دست دیگر گذاشت. این امر را از افتخارات او می‌شمرند<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۵۵۲-۵۵۴؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۸۲.</ref>.
عثمان بن عفان از [[قبیله قریش]]، تیره [[اموی]]، نوادۀ [[حکم بن عاص]] و جزء اولین گروندگان به [[دین اسلام]] و در زمره [[مهاجرین]] به [[سرزمین]] [[حبشه]] است. [[عثمان]] با [[رقیه]]، فرزند [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و پس از [[وفات]] او در سال دوم [[هجرت]] با [[ام‌کلثوم]]، [[فرزند]] دیگر [[پیامبر اکرم]] {{صل}} [[ازدواج]] کرد. از این‌رو [[لقب]] "ذوالنورین" به او دادند. کنیه او "[[ابوعبدالله]]" است. [[عثمان]] فردی متمول بود که از [[مال]] خود در راه پیش‌برد [[اسلام]] مایه می‌گذاشت، اما از وی [[مجاهدت]] خاصی در میدان [[نبرد]] گزارش نشده است. نقطه عطف اقدام‌های او در زمان [[پیامبر]] {{صل}} مربوط به سال ششم هجری در جریان [[صلح حدیبیه]] است. [[پیامبر]] در آن سال آهنگ [[حج]] کرده بود. از این‌رو در نزدیکی [[مکه]] از حرکت بازایستاد و [[عثمان]] را به‌دلیل اعتباری که در [[شهر مکه]] داشت، همراه خانواده‌اش به‌عنوان پیام‌رسان [[پیامبر]] مبنی بر اینکه ایشان قصد [[جنگ]] ندارند، نزد مکیان فرستاد. [[مشرکان]] از بازگشت آنها برای چند روز جلوگیری کردند و در نتیجه این [[گمان]] قوت گرفت که او کشته شده است. در آن حال [[پیامبر]] برای [[جنگ]] با مشرکان [[پیمان]] بست و در آن [[پیمان]] یک دست خود را از جانب [[عثمان]] روی دست دیگر گذاشت. این امر را از افتخارات او می‌شمرند<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۵۵۲-۵۵۴؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۸۲.</ref>.


== خلافت عثمان ==
== خلافت عثمان ==
خط ۲۰: خط ۲۰:
هم‌چنین [[آزار]] و [[شکنجه]] برخی [[خواص]] منتقد چون [[ابوذر غفاری]]، [[عمار یاسر]]، [[عبدالله بن مسعود]]، [[چشم‌پوشی]] از [[اجرای حدود الهی]] به تشخیص خود و بدون در نظر گرفتن [[احکام فقهی]] از عوامل اصلی [[شورش]] و [[نارضایتی]] عمومی از دستگاه [[خلافت]] شد و سرانجام به [[شورش]] و [[انقلاب]] علیه [[خلیفه]] انجامید.
هم‌چنین [[آزار]] و [[شکنجه]] برخی [[خواص]] منتقد چون [[ابوذر غفاری]]، [[عمار یاسر]]، [[عبدالله بن مسعود]]، [[چشم‌پوشی]] از [[اجرای حدود الهی]] به تشخیص خود و بدون در نظر گرفتن [[احکام فقهی]] از عوامل اصلی [[شورش]] و [[نارضایتی]] عمومی از دستگاه [[خلافت]] شد و سرانجام به [[شورش]] و [[انقلاب]] علیه [[خلیفه]] انجامید.


[[خلیفه]] زمانی که با [[شورش]] عمومی علیه خود مواجه شد، در نامه‌هایی به برخی از [[کارگزاران]] خود، از جمله [[معاویه]]، تقاضای کمک کرد. اما آنها با تقدیم [[مصالح]] و [[منافع]] خویش بر یاری [[خلیفه]] از کمک به وی دریغ ورزیدند و وارد عمل نشدند. [[معاویه]] که خود در [[اندیشه]] [[خلافت]] بود، با کشته‌شدن [[خلیفه]] مانعی جدی را از پیش روی خود برای رسیدن به [[هدف]] [[خلافت]] کنار می‌زد. [[مخالفان]] از [[خلیفه]] تقاضای کناره‌گیری داشتند، اما [[خلیفه]] مدعی بود پیراهنی که [[خدا]] بر تن او پوشانده است، هرگز از تن بیرون نمی‌آورد. سرانجام حلقه محاصره تنگ‌تر شد و مهاجمان به [[خانه]] [[خلیفه]] [[هجوم]] آوردند<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۵۵۲-۵۵۴؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۸۲.</ref>.
[[خلیفه]] زمانی که با [[شورش]] عمومی علیه خود مواجه شد، در نامه‌هایی به برخی از [[کارگزاران]] خود، از جمله [[معاویه]]، تقاضای کمک کرد. اما آنها با تقدیم [[مصالح]] و [[منافع]] خویش بر یاری [[خلیفه]] از کمک به وی دریغ ورزیدند و وارد عمل نشدند. [[معاویه]] که خود در [[اندیشه]] [[خلافت]] بود، با کشته‌شدن [[خلیفه]] مانعی جدی را از پیش روی خود برای رسیدن به [[هدف]] [[خلافت]] کنار می‌زد. [[مخالفان]] از [[خلیفه]] تقاضای کناره‌گیری داشتند، اما [[خلیفه]] مدعی بود پیراهنی که [[خدا]] بر تن او پوشانده است، هرگز از تن بیرون نمی‌آورد. سرانجام حلقه محاصره تنگ‌تر شد و مهاجمان به [[خانه]] [[خلیفه]] [[هجوم]] آوردند<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۵۵۲-۵۵۴؛ [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۸۲.</ref>.


[[مخالفان]] [[اهل بیت]]، عمدتا طرفداران [[بنی امیه]] و وابسته به [[حکومت عثمان]] بودند و تا سال‌ها بعد وقتی گفته می‌شد فلانی "[[عثمانی]]" است نشان‌دهندۀ خط [[فکری]] و [[دشمنی]] او با [[آل علی]] بود. فتنه‌هایی همچون [[جنگ جمل]] و [[جنگ صفین]] اغلب با [[پوشش]] [[خونخواهی]] [[عثمان]] صورت می‌گرفت و جبهه‌ای متّحد بر ضدّ [[فرهنگ غدیر]] و [[حکومت علوی]] تشکیل می‌داد. صاحبان این [[تفکّر]] و [[گرایش]] را که در [[بصره]] و [[شام]] بیش از جاهای دیگر بودند "[[عثمانی]] [[مذهب]]" می‌گفتند و [[حکومت]] یافتن [[بنی امیّه]] در واقع غلبۀ عثمانی‌مذهبان بر خطّ [[پیروان]] [[ولایت]] [[علوی]] بود<ref> [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۸۲.</ref>.
[[مخالفان]] [[اهل بیت]]، عمدتا طرفداران [[بنی امیه]] و وابسته به [[حکومت عثمان]] بودند و تا سال‌ها بعد وقتی گفته می‌شد فلانی "[[عثمانی]]" است نشان‌دهندۀ خط [[فکری]] و [[دشمنی]] او با [[آل علی]] بود. فتنه‌هایی همچون [[جنگ جمل]] و [[جنگ صفین]] اغلب با [[پوشش]] [[خونخواهی]] [[عثمان]] صورت می‌گرفت و جبهه‌ای متّحد بر ضدّ [[فرهنگ غدیر]] و [[حکومت علوی]] تشکیل می‌داد. صاحبان این [[تفکّر]] و [[گرایش]] را که در [[بصره]] و [[شام]] بیش از جاهای دیگر بودند "[[عثمانی]] [[مذهب]]" می‌گفتند و [[حکومت]] یافتن [[بنی امیّه]] در واقع غلبۀ عثمانی‌مذهبان بر خطّ [[پیروان]] [[ولایت]] [[علوی]] بود<ref> [[جواد محدثی|محدثی، جواد]]، [[فرهنگ غدیر (کتاب)|فرهنگ غدیر]]، ص۳۸۲.</ref>.
خط ۷۲: خط ۷۲:
افزون بر اموال، ولایات را نیز به [[نزدیکان]] خویش می‌داد، از جمله [[معاویه]] که عثمان قلمرو [[حکومت]] او را وسعت بخشید و [[فلسطین]] و [[حمص]] را هم به آن افزود و [[فرماندهی]] اجناد چهارگانه را به وی سپرد و پس از آن برای او زمینه چید تا با در [[اختیار]] داشتن [[پول]] و [[سپاه]]، در [[روزگار]] [[خلافت علی]] ادعای [[قدرت]] و [[خلافت]] کند. [[حکم بن عاص]] نیز از شمار آنان بود؛ همو که [[رسول خدا]] {{صل}} تبعیدش کرد، لیک [[عثمان]] پناهش داد و پسرش [[مروان]] را [[وزیر]] و همه کاره خویش نمود و از جمله آنان است [[عبدالله بن ابی سرح]] [[برادر]] شیری عثمان... .
افزون بر اموال، ولایات را نیز به [[نزدیکان]] خویش می‌داد، از جمله [[معاویه]] که عثمان قلمرو [[حکومت]] او را وسعت بخشید و [[فلسطین]] و [[حمص]] را هم به آن افزود و [[فرماندهی]] اجناد چهارگانه را به وی سپرد و پس از آن برای او زمینه چید تا با در [[اختیار]] داشتن [[پول]] و [[سپاه]]، در [[روزگار]] [[خلافت علی]] ادعای [[قدرت]] و [[خلافت]] کند. [[حکم بن عاص]] نیز از شمار آنان بود؛ همو که [[رسول خدا]] {{صل}} تبعیدش کرد، لیک [[عثمان]] پناهش داد و پسرش [[مروان]] را [[وزیر]] و همه کاره خویش نمود و از جمله آنان است [[عبدالله بن ابی سرح]] [[برادر]] شیری عثمان... .


رفتارهای عثمان پیامدهای خطیری داشت و [[صحابیان]] با دیدن آن [[رفتارها]] به [[مدینه]] آمدند تا [[اسلام]] را [[نجات]] دهند و [[خلیفه]] را از [[رنج]] و [[محنت]] برهانند، لیک خلیفه پیر نمی‌توانست خلافت را از کف مروان بیرون کشد»<ref>سید قطب، العدالة الاجتماعیة، ص۲۱۰ و۲۱۱.</ref>.<ref>[[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، [[بر آستان عاشورا ج۱ (کتاب)|بر آستان عاشورا]]، ج۱، ص ۳۹-۴۷.</ref>
رفتارهای عثمان پیامدهای خطیری داشت و [[صحابیان]] با دیدن آن [[رفتارها]] به [[مدینه]] آمدند تا [[اسلام]] را [[نجات]] دهند و [[خلیفه]] را از [[رنج]] و [[محنت]] برهانند، لیک خلیفه پیر نمی‌توانست خلافت را از کف مروان بیرون کشد»<ref>سید قطب، العدالة الاجتماعیة، ص۲۱۰ و۲۱۱.</ref>.<ref>[[محمد مهدی آصفی|آصفی، محمد مهدی]]، [[بر آستان عاشورا ج۱ (کتاب)|بر آستان عاشورا ج۱]]، ص ۳۹-۴۷.</ref>


== قتل عثمان ==
== قتل عثمان ==
سرانجام عثمان بن عفان به‌دست جمعی از [[مصریان]] در یازدهم ذی‌الحجه سال ۳۵ [[هجری]] به [[قتل]] رسید. بنا بر قول مشهور، سن وی در پایان [[عمر]] ۸۲ سال گزارش شده است. مدت [[خلافت]] وی ۱۲ سال به طول انجامید<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه]]، ج۲، ص ۵۵۲-۵۵۴.</ref>.
سرانجام عثمان بن عفان به‌دست جمعی از [[مصریان]] در یازدهم ذی‌الحجه سال ۳۵ [[هجری]] به [[قتل]] رسید. بنا بر قول مشهور، سن وی در پایان [[عمر]] ۸۲ سال گزارش شده است. مدت [[خلافت]] وی ۱۲ سال به طول انجامید<ref>[[سید حسین دین‌پرور|دین‌پرور، سید حسین]]، [[دانشنامه نهج البلاغه ج۲ (کتاب)|دانشنامه نهج البلاغه ج۲]]، ص ۵۵۲-۵۵۴.</ref>.


== منابع ==
== منابع ==
۱۳۳٬۶۷۸

ویرایش