←منابع
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
(←منابع) برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
||
| خط ۴۴: | خط ۴۴: | ||
#'''در [[فقه]]''': باید توجه داشت که بسیاری از مباحث [[کلامی]] و آرای مربوط به [[فقه اکبر]] در [[احکام]] صادره در [[فقه اصغر]] جا خوش کردهاند. اندک تفحصی نشان میدهد که برخلاف تصور اولیه میتوان مطالبی را در خور بحث وساطت فاعلی، در [[کتب فقهی]] یافت. از باب نمونه آرای کلامی [[فقیهان]] درباره اصل وساطت فاعلی (یا وساطت فاعلی در صفت خلقت) تا حدودی در [[فروع]] مربوط به مجسمهسازی و نقاشی یافت میشود. با این توضیح که در [[تاریخ]] کسانی از مجسمهسازی یا برخی هنرهای دیگر در راستای همطراز دانستن خود با [[خداوند]] بهره میگرفتند<ref>برخی فراعنه مصر را میتوان از این دسته دانست که با ساختن اهرام و مجسمههایی مانند ابوالهول کار را به جایی رساندند که فرعون زمان حضرت موسی{{ع}} ادعای خدایی نمود ({{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى}} «و گفت: من پروردگار برتر شمایم،» سوره نازعات، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ}} «و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمیبینید؟» سوره زخرف، آیه ۵۱).</ref>؛ لذا حداقل دستهای از [[روایات]] را میتوان متوجه این گروه دانست<ref>مانند اینکه پیامبر{{صل}} فرمودند: «هر کس مجسمهای بسازد، در روز قیامت، خداوند از او میخواهد که در مجسمهاش بدمد و او از انجام این کار ناتوان است» (شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج١٧، ص٢٩٧، ح٢٢۵٧۴).</ref>. از اینرو بنا بر یک نظر، [[حرمت]] مجسمهسازی ذی الارواح (به صورت ک[[امل]]) با این پیشفرض صادر شده است که ماسوی [[الله]] در صفت [[خلقت]] نمیتواند وساطت فاعلی داشته باشد. از اینرو با این [[صنعت]]، نوعی شرکت در [[صفات فعل]] [[خدا]] و در نتیجه [[شرک]] رخ خواهد داد<ref>{{عربی|أَنَّ الظَّاهِرَ أَنَّ الْحِكْمَةَ فِي التَّحْرِيمِ هِيَ حُرْمَةُ التَّشَبُّهِ بِالْخَالِقِ فِي إِبْدَاعِ الْحَيَوَانَاتِ وَ أَعْضَائِهَا عَلَى الْأَشْكَالِ الْمَطْبُوعَةِ، الَّتِي يَعْجِزُ الْبَشَرُ عَنْ نَقْشِهَا عَلَى مَا هِيَ عَلَيْهِ، فَضْلًا عَنْ اخْتِرَاعِهَا}} (مرتضی الانصاری، المکاسب المحرمه، ج۱، ص١٨۵).</ref>. به علاوه در کتاب [[طهارت]] در مبحث [[نجاست]] [[غلات]] بعضی از [[متکلمان]] به مفاهیم نظری مرتبط با بحث مانند معنای [[غلو]]، [[تفویض]] و مراتب آنها پرداختهاند. | #'''در [[فقه]]''': باید توجه داشت که بسیاری از مباحث [[کلامی]] و آرای مربوط به [[فقه اکبر]] در [[احکام]] صادره در [[فقه اصغر]] جا خوش کردهاند. اندک تفحصی نشان میدهد که برخلاف تصور اولیه میتوان مطالبی را در خور بحث وساطت فاعلی، در [[کتب فقهی]] یافت. از باب نمونه آرای کلامی [[فقیهان]] درباره اصل وساطت فاعلی (یا وساطت فاعلی در صفت خلقت) تا حدودی در [[فروع]] مربوط به مجسمهسازی و نقاشی یافت میشود. با این توضیح که در [[تاریخ]] کسانی از مجسمهسازی یا برخی هنرهای دیگر در راستای همطراز دانستن خود با [[خداوند]] بهره میگرفتند<ref>برخی فراعنه مصر را میتوان از این دسته دانست که با ساختن اهرام و مجسمههایی مانند ابوالهول کار را به جایی رساندند که فرعون زمان حضرت موسی{{ع}} ادعای خدایی نمود ({{متن قرآن|فَقَالَ أَنَا رَبُّكُمُ الْأَعْلَى}} «و گفت: من پروردگار برتر شمایم،» سوره نازعات، آیه ۲۴؛ {{متن قرآن|وَنَادَى فِرْعَوْنُ فِي قَوْمِهِ قَالَ يَا قَوْمِ أَلَيْسَ لِي مُلْكُ مِصْرَ وَهَذِهِ الْأَنْهَارُ تَجْرِي مِنْ تَحْتِي أَفَلَا تُبْصِرُونَ}} «و فرعون در میان قوم خود بانگ برداشت و گفت: ای قوم من! آیا پادشاهی مصر از آن من نیست در حالی که این جویبارها از زیر (کاخ) من روان است؟ آیا نمیبینید؟» سوره زخرف، آیه ۵۱).</ref>؛ لذا حداقل دستهای از [[روایات]] را میتوان متوجه این گروه دانست<ref>مانند اینکه پیامبر{{صل}} فرمودند: «هر کس مجسمهای بسازد، در روز قیامت، خداوند از او میخواهد که در مجسمهاش بدمد و او از انجام این کار ناتوان است» (شیخ حر عاملی، وسائل الشیعه، ج١٧، ص٢٩٧، ح٢٢۵٧۴).</ref>. از اینرو بنا بر یک نظر، [[حرمت]] مجسمهسازی ذی الارواح (به صورت ک[[امل]]) با این پیشفرض صادر شده است که ماسوی [[الله]] در صفت [[خلقت]] نمیتواند وساطت فاعلی داشته باشد. از اینرو با این [[صنعت]]، نوعی شرکت در [[صفات فعل]] [[خدا]] و در نتیجه [[شرک]] رخ خواهد داد<ref>{{عربی|أَنَّ الظَّاهِرَ أَنَّ الْحِكْمَةَ فِي التَّحْرِيمِ هِيَ حُرْمَةُ التَّشَبُّهِ بِالْخَالِقِ فِي إِبْدَاعِ الْحَيَوَانَاتِ وَ أَعْضَائِهَا عَلَى الْأَشْكَالِ الْمَطْبُوعَةِ، الَّتِي يَعْجِزُ الْبَشَرُ عَنْ نَقْشِهَا عَلَى مَا هِيَ عَلَيْهِ، فَضْلًا عَنْ اخْتِرَاعِهَا}} (مرتضی الانصاری، المکاسب المحرمه، ج۱، ص١٨۵).</ref>. به علاوه در کتاب [[طهارت]] در مبحث [[نجاست]] [[غلات]] بعضی از [[متکلمان]] به مفاهیم نظری مرتبط با بحث مانند معنای [[غلو]]، [[تفویض]] و مراتب آنها پرداختهاند. | ||
#'''در [[فلسفه]] و [[عرفان]]''': در [[علوم]] [[فلسفی]] و مشربهای مختلف [[فلسفه اسلامی]]، مباحثی همچون صادر نخستین و همچنین تواناییهای مربوط به نفس میتواند مرتبط با [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} باشد؛ به این معنا که بعد از [[اثبات]] اصل وساطت فاعلی در فلسفه با بهرهگیری از نقل [[اهل بیت]]{{عم}} به عنوان مصداق صادر نخستین و یا نفس [[برتر]] معرفی میشوند. همچنین در عرفان مفاهیمی مانند [[انسان کامل]] و [[ولایت]] وجود دارد که از دیرباز اهل بیت{{عم}} به عنوان مصادیق بارز آن به شمار میرفتهاند.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ؟؟؟.</ref> | #'''در [[فلسفه]] و [[عرفان]]''': در [[علوم]] [[فلسفی]] و مشربهای مختلف [[فلسفه اسلامی]]، مباحثی همچون صادر نخستین و همچنین تواناییهای مربوط به نفس میتواند مرتبط با [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} باشد؛ به این معنا که بعد از [[اثبات]] اصل وساطت فاعلی در فلسفه با بهرهگیری از نقل [[اهل بیت]]{{عم}} به عنوان مصداق صادر نخستین و یا نفس [[برتر]] معرفی میشوند. همچنین در عرفان مفاهیمی مانند [[انسان کامل]] و [[ولایت]] وجود دارد که از دیرباز اهل بیت{{عم}} به عنوان مصادیق بارز آن به شمار میرفتهاند.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ؟؟؟.</ref> | ||
==[[ضرورت]] بحث== | |||
ضرورت بحث از [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} را در چند جهت میتوان بیان نمود: | |||
# بدیهی است که [[شناخت]] دقیق نقش [[اهل بیت]]{{عم}} در تکوینیات عالم نقش مهمی در [[محبت]] و [[اطاعت]] از [[فرامین]] آنان خواهد داشت. به علاوه در نوع نگاه [[شیعیان]] به عالم وجود تأثیرگذاری فراوان خواهد داشت. به عنوان نمونه نوع [[اعتقادی]] که به اهل بیت{{عم}} وجود دارد. در همین راستا [[فهم]] و [[اعتقاد]] برخی مفاهیم اعتقادی مانند [[شفاعت]] و [[توسل]] بسیار راحتتر خواهد بود؛ | |||
#دو مفهوم [[غلو]] و تقصیر از جمله صفاتی است که [[ائمه اطهار]]{{عم}} شیعیان و [[پیروان]] خود را از گرفتار شدن در دام آنها نهیب و هشدار دادهاند. همچنین [[تاریخ اسلام]] به ما مینمایاند که [[امت اسلامی]] در مورد شخصیتهای طراز اول خود به خصوص [[پیامبر اکرم]]{{صل}} و [[حضرت علی]]{{ع}} به سه گروه غالی، مقصر و [[معتدل]] تقسیم شدهاند، و حتی [[پیشوایان دینی]] این تقسیمبندی را [[پیشبینی]] نمودهاند<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۲۵، ص٢۶۴ و ٢۶۵.</ref>. از مهمترین نقاط مورد [[اختلاف]] که اعتقاد و یا عدم اعتقاد به آن شدن موجب متهم به تقصیر و یا غلو بوده است بحث [[شأن]] و جایگاه [[تکوینی]] اهل بیت{{عم}} بوده است؛ چه اینکه برخی امروزه اعتقاد به [[ولایت تکوینی]] فراتر از حد [[اعجاز]] را نوعی غلو و خارج شدن از مسیر [[اعتدال]] میدانند، و در طرف دیگر خطر تقصیر و فروکاهیدن [[مقام اهل بیت]]{{عم}} به [[منزلت]] [[علمای ابرار]] وجود دارد. از اینروی گرفتار نشدن در دام غلو و تقصیر ضرورت این بحث را دو چندان مینماید؛ | |||
#از مفاهیم کلیدی [[قرآن]] که پیوند اساسی با [[ولایت]] دارد مسئله [[توحید]] و [[یکتاپرستی]] است. از زیر مجموعههای [[اعتقاد به توحید]]، [[توحید در خالقیت]] و [[رازقیت]] و در یک کلمه [[توحید افعالی]] است. از سوی دیگر از جمله اتهاماتی که همواره به [[مذهب امامیه]] ایراد میشود بیتوجهی به توحید افعالی و گرفتار شدن در دام [[شرک]] است. شرک بزرگترین خطر برای [[ایمان]] یک [[مسلمان]] است. فراتر از [[اعتقاد به خدا]] و [[رب]] دانستن [[ائمه]]{{عم}} که [[اعتقادی]] به [[یقین]] [[باطل]] است، گاه برخی نظریات اتصاف [[مخلوقات]] به هرگونه صفت خدایی و [[ربوبی]] را برنتابیده و [[معتقد]] به آن را [[مشرک]] معرفی مینماید؛ لذاست که هم برای [[اطمینان]] [[نفسانی]] و هم جوابگویی و رد شبهاتْ ارتباط [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} و تبیین صحیح آن به طوری که عدم اصطکاک آن با [[توحید افعالی]] و نزدیک نشدن آن به [[شرک]] مشخص و تبیین شود [[ضرورت]] مییابد؛ | |||
#تبیین [[اعتقاد]] به وساطت فاعلی از حیث روشن ساختن رابطه بین [[انسان]] و [[خداوند]] و همچنین مشخص کردن جایگاه انسان در [[نظام آفرینش]] ضرورت مییابد. به دیگر سخن اعتقاد به وساطت فاعلی اهل بیت{{عم}} [[مبیّن]] نوعی [[نظام اجتماعی]] خاص در [[جهان هستی]] است که نه بر اساس امتیازات عادی و قراردادی، بلکه بر اساس [[میزان]] [[عبودیت]] و [[اطاعت]] از [[حق]] است. در [[جهان مادی]] امروز که سببیت را در وسایط [[تجربی]] منحصر میکنند، نوعی [[تصرف در عالم]] که بر پایه [[قرب معنوی]] و امور ماورای مادی است، میتواند نگاه و [[بینش]] جدیدی را به انسان [[هدیه]] کند که تمام [[مکاتب سیاسی]] و [[اجتماعی]] را تحت تأثیر قرار دهد. | |||
اگرچه در حوزههای پیشگفته آثار متعددی نگاشته شده است، ولکن با توجه به اینکه بحث وساطت فاعلی مفهومی است که ارتباط تنگاتنگی با دیگر مفاهیم همچون [[تفویض]]، [[غلو]]، توحید افعالی و [[ولایت تکوینی]] دارد لازم است به طور ویژه به این بحث پرداخته شود. به دیگر سخن بحث وساطت فاعلی مبحثی منقح و آماده در میان [[آثار کلامی]] نیست؛ لذا باید ضمن واکاوی مفاهیم و قلمروهای متعدد و همچنین رصد [[آیات]] و [[روایات]] مورد نظر و با نگاه ویژه به بحث [[وساطت]] و فاعلیت، وساطت فاعلی اهل بیت{{عم}} به عنوان یک عنوان [[کلامی]] از دیگر عناوین استقصا و [[مرز]] آن با دیگر مفاهیم کلامی مشخص شود.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ؟؟؟.</ref> | |||
== منابع == | == منابع == | ||