وساطت فاعلی در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۳٬۹۹۰ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ دسامبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۸۲: خط ۸۲:
#'''رویکرد [[کلامی]]''': برخی از معاصران با [[تأسی]] به [[تفسیر]] و تقسیم‌بندی خاص [[علامه مجلسی]] درباره [[تفویض]] که قبلاً نقد آن در فصل دوم گذشت محتوای این خطبه را از حیث دلالت بر فاعلیت [[اهل بیت]]{{عم}} مصداق تفویض و [[باطل]] می‌دانند<ref>از جمله آیت‌الله مکارم شیرازی چنین نظری دارد (ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، بحوث فقهیه هامه، ص۵۴٨).</ref>.
#'''رویکرد [[کلامی]]''': برخی از معاصران با [[تأسی]] به [[تفسیر]] و تقسیم‌بندی خاص [[علامه مجلسی]] درباره [[تفویض]] که قبلاً نقد آن در فصل دوم گذشت محتوای این خطبه را از حیث دلالت بر فاعلیت [[اهل بیت]]{{عم}} مصداق تفویض و [[باطل]] می‌دانند<ref>از جمله آیت‌الله مکارم شیرازی چنین نظری دارد (ر.ک: ناصر مکارم شیرازی، بحوث فقهیه هامه، ص۵۴٨).</ref>.
صرف نظر از اینکه در فصل دوم این نوشتار خاطرنشان شدیم که تفویض می‌تواند معنای طولی و صحیح داشته باشد و [[تدبیر]] غیر استقلالی عالم مشکلی را ایجاد نمی‌کند، به گونه‌ای که تفویض همیشه باطل نبوده و تفویض صحیح نیز داریم، باید گفت دیباچه این خطبه خود تأکیدی است بر [[فرار]] از [[شرک]] و تفویض باطل و [[اقرار]] به غیر مستقل بودن هر مخلوقی در فاعلیت خویش. تعابیری همچون {{متن حدیث|بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَ فَاطِرُهَا}}؛ {{متن حدیث|مُفَجِّرُ الْعُيُونِ وَ مُرْسِلُ الرِّيَاحِ}}؛ {{متن حدیث|مُدَبِّرُ الْأَفْلَاكِ}}؛ {{متن حدیث|مُنْشِئُ السَّحَابِ وَ مُسَخِّرُهَا وَ مُكَوِّرُ الدُّهُورِ وَ مُكَرِّرُهَا}} درباره [[خداوند]] آیا به معنای قید فرازهای بعدی و تأکید بر انحصاری بودن فاعلیت استقلالی در [[خداوند متعال]] و دور کردن هرگونه شائبه [[ربوبیت]] مشرکانه نیست؟ به علاوه برخی از فرازهای خطبه مانند {{متن حدیث|أَنَا الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ}} که توهم [[خدا]] بودن حضرت را دارد در بعضی [[نسخ]] از این خطبه و یا عبارات دیگر حضرت تفسیر شده است تا از آنها تفسیر [[غالیانه]] نشود؛ لذا حضرت فرمود: {{متن حدیث|أَنَا الْأَوَّلُ فِي الدِّينِ، أَنَا الْآخِرُ فِي الْيَقِينِ، أَنَا الْبَاطِنُ عَلَى الْكُفَّارِ، أَنَا الظَّاهِرُ فِي الْأَسْرَارِ}}<ref>علی یزدی حایری، الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب{{ع}}، ج۲، ص۱۷۸.</ref>. با این حال نگارنده [[معتقد]] است [[ضعف]] سندی و برخی نارسایی‌های محتوایی عملاً [[استدلال]] به این [[حدیث]] در [[اثبات]] اصل [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} را ناکارآمد می‌نماید؛ چه برسد به اینکه از آن برای [[وساطت]] بالجمله و کلیه استفاده شود. به علاوه عدم وجود در منابع اولیه و همچنین عدم استدلال خود [[اهل بیت]]{{عم}} به آن، [[شک]] و [[تردیدها]] را در [[صحت]] این [[خطبه]] به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} افزایش می‌دهد.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۲۴۱.</ref>
صرف نظر از اینکه در فصل دوم این نوشتار خاطرنشان شدیم که تفویض می‌تواند معنای طولی و صحیح داشته باشد و [[تدبیر]] غیر استقلالی عالم مشکلی را ایجاد نمی‌کند، به گونه‌ای که تفویض همیشه باطل نبوده و تفویض صحیح نیز داریم، باید گفت دیباچه این خطبه خود تأکیدی است بر [[فرار]] از [[شرک]] و تفویض باطل و [[اقرار]] به غیر مستقل بودن هر مخلوقی در فاعلیت خویش. تعابیری همچون {{متن حدیث|بَدِيعُ السَّمَاوَاتِ وَ فَاطِرُهَا}}؛ {{متن حدیث|مُفَجِّرُ الْعُيُونِ وَ مُرْسِلُ الرِّيَاحِ}}؛ {{متن حدیث|مُدَبِّرُ الْأَفْلَاكِ}}؛ {{متن حدیث|مُنْشِئُ السَّحَابِ وَ مُسَخِّرُهَا وَ مُكَوِّرُ الدُّهُورِ وَ مُكَرِّرُهَا}} درباره [[خداوند]] آیا به معنای قید فرازهای بعدی و تأکید بر انحصاری بودن فاعلیت استقلالی در [[خداوند متعال]] و دور کردن هرگونه شائبه [[ربوبیت]] مشرکانه نیست؟ به علاوه برخی از فرازهای خطبه مانند {{متن حدیث|أَنَا الْأَوَّلُ وَ الْآخِرُ وَ الظَّاهِرُ وَ الْبَاطِنُ}} که توهم [[خدا]] بودن حضرت را دارد در بعضی [[نسخ]] از این خطبه و یا عبارات دیگر حضرت تفسیر شده است تا از آنها تفسیر [[غالیانه]] نشود؛ لذا حضرت فرمود: {{متن حدیث|أَنَا الْأَوَّلُ فِي الدِّينِ، أَنَا الْآخِرُ فِي الْيَقِينِ، أَنَا الْبَاطِنُ عَلَى الْكُفَّارِ، أَنَا الظَّاهِرُ فِي الْأَسْرَارِ}}<ref>علی یزدی حایری، الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب{{ع}}، ج۲، ص۱۷۸.</ref>. با این حال نگارنده [[معتقد]] است [[ضعف]] سندی و برخی نارسایی‌های محتوایی عملاً [[استدلال]] به این [[حدیث]] در [[اثبات]] اصل [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} را ناکارآمد می‌نماید؛ چه برسد به اینکه از آن برای [[وساطت]] بالجمله و کلیه استفاده شود. به علاوه عدم وجود در منابع اولیه و همچنین عدم استدلال خود [[اهل بیت]]{{عم}} به آن، [[شک]] و [[تردیدها]] را در [[صحت]] این [[خطبه]] به [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} افزایش می‌دهد.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۲۴۱.</ref>
===[[خطبه تطنجیه]]===
خطبه تطنجیه هم از خطبه‌های منسوب به امیرالمؤمنین{{ع}} است که در [[نهج البلاغه]] یا کتب متقدم نیامده است و تنها در مشارق [[انوار]] الیقین<ref>رجب حافظ برسی، مشارق انوار الیقین، ص٢۶٣.</ref> و همچنین در [[الزام الناصب]]<ref>علی یزدی حایری، الزام الناصب فی اثبات الحجة الغائب{{ع}}، ج۲، ص۲۰۰.</ref> درج شده است. مهم‌ترین شرح بر این خطبه [[کتاب ارشاد]] المسترشدین است که [[سید کاظم رشتی]] آن را نگاشته است. در پایان این خطبه از اقالیم چهارگانه یاد شده است: {{متن حدیث|أَنَا جَعَلْتُ الْأَقَالِيمَ أَرْبَاعًا، وَ الْجَزَائِرَ سَبْعًا، فَإِقْلِيمُ الْجَنُوبِ مَعْدِنُ الْبَرَكَاتِ، وَ إِقْلِيمُ الشَّمَالِ مَعْدِنُ السَّطَوَاتِ، وَ إِقْلِيمُ الصَّبَا مَعْدِنُ الزَّلَازِلِ، وَ إِقْلِيمُ الدَّبُورِ مَعْدِنُ الْهَلَكَاتِ}}؛ از این‌رو برخی آن را خطبه اقالیم نامیده‌اند. این خطبه را به دلیل اشتمال بر جمله {{متن حدیث|أَنَا الْوَاقِفُ عَلَى التَّطْنِجَيْنِ}} که به معنای دو خلیج از آب و یا به معنای [[دنیا]] و [[آخرت]] است خطبه تطنجین نامیده‌اند. در این خطبه هم فرازهایی دال بر [[وساطت فاعلی]] به چشم می‌خورد:
{{متن حدیث|أَيُّهَا النَّاسُ... أَنَا صَاحِبُ الطُّوفَانِ الْأَوَّلِ، أَنَا صَاحِبُ الطُّوفَانِ الثَّانِي، أَنَا صَاحِبُ سَيْلِ الْعَرِمِ، أَنَا صَاحِبُ الْأَسْرَارِ الْمَكْنُونَاتِ، أَنَا صَاحِبُ عَادٍ وَ الْجَنَّاتِ، أَنَا صَاحِبُ ثَمُودَ وَ الْآيَاتِ، أَنَا مُدَمِّرُهَا، أَنَا مُزَلْزِلُهَا، أَنَا مُرْجِعُهَا، أَنَا مُهْلِكُهَا، أَنَا مُدَبِّرُهَا، أَنَا بَانِيهَا، أَنَا دَاحِيَهَا، أَنَا مُمِيتُهَا، أَنَا مُحْيِيهَا، أَنَا الْأَوَّلُ، أَنَا الْآخِرُ، أَنَا الظَّاهِرُ، أَنَا الْبَاطِنُ...}}.
در این خطبه نیز ابتدا خداوند [[ستایش]] شده است<ref>{{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي فَتَقَ الْأَجْوَاءَ وَ خَرَقَ الْهَوَاءَ، وَ عَلَّقَ الْأَرْجَاءَ وَ أَضَاءَ الضِّيَاءَ، وَ أَحْيَى الْمَوْتَى وَ أَمَاتَ الْأَحْيَاءَ، أَحْمَدُهُ حَمْدًا سَطَعَ فَأَرْفَعَ، وَ شَعْشَعَ فَلَمَعَ، حَمْدًا يَتَصَاعَدُ فِي السَّمَاءِ إِرْسَالُهُ، وَ يَذْهَبُ فِي الْجَوِّ اعْتِدَالُهُ، خَلَقَ السَّمَاوَاتِ بِلا دَعَائِمَ، وَ أَقَامَهَا بِغَيْرِ قَوَائِمَ، وَ زَيَّنَهَا بِالْكَوَاكِبِ الْمُضِيئَاتِ، وَ حَبَسَ فِي الْجَوِّ سَحَائِبَ مُكْفَهِرَّاتٍ، وَ خَلَقَ الْبِحَارَ وَ الْجِبَالَ عَلَى تَلَاطُمِ تَيَّارٍ رَفِيقٍ رَئِيقٍ، فَتَقَ رَتْجَاهَا فَتَغَطْمَطَتْ أَمْوَاجُهَا، أَحْمَدُهُ وَ لَهُ الْحَمْدُ، وَ أَشْهَدُ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا هُوَ}}.</ref> که نشان از دوری جستن از [[تفویض]] [[باطل]] و [[شرک]] است. همچنین حضرت در ادامه سخنان خود، به منظور اینکه برای یکی از مستمعین به نام ابن صویرمه سوءفهم پیش نیاید، حضرت در تأکید بر [[مخلوق بودن]] خویش فرمودند: {{متن حدیث|أَنَا لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ رَبِّي وَ رَبُّ الْخَلَائِقِ أَجْمَعِينَ، لَهُ الْخَلْقُ وَ الْأَمْرُ، الَّذِي دَبَّرَ الْأُمُورَ بِحِكْمَتِهِ، وَ قَامَتِ السَّمَاوَاتُ وَ الْأَرْضُ بِقُدْرَتِهِ}}.
ظاهر این [[خطبه]] اگرچه در افاده معنای صحیح تفویض و وساطت فاعلی بالجمله می‌تواند مفید باشد، ولکن فاقد سند است، و به علاوه مورد [[اعراض]] کتب متقدم بوده است و از این حیث دچار خدشه است. همچنین برخی فرازهای آن با [[خطبه البیان]] مشترک بوده و به تبع اشکالات آن خطبه نیز شامل این عبارات خواهد بود.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۲۴۷.</ref>
===[[حدیث مشیت]]===
در مجامع [[حدیثی]] متقدم دو [[حدیث]] به مضامین نسبتاً مشابه درباره [[خلقت]] [[مشیت]] توسط [[خداوند]] وارد شده است:
{{متن حدیث|أَبِي رَحِمَهُ اللَّهُ قَالَ حَدَّثَنَا عَلِيُّ بْنُ إِبْرَاهِيمَ عَنْ أَبِيهِ عَنِ ابْنِ أَبِي‏ عُمَيْرٍ عَنْ عُمَرَ بْنِ أُذَيْنَةَ عَنْ أَبِي عَبْدِ اللَّهِ{{ع}} قَالَ: خَلَقَ اللَّهُ الْمَشِيَّةَ بِنَفْسِهَا ثُمَّ خَلَقَ الْأَشْيَاءَ بِالْمَشِيَّةِ}}<ref>ابن بابویه، التوحید، ص١۴٧، ح۱۹؛ محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۱۰، ح۴.</ref>؛
{{متن حدیث|حدثنا محمد بن علی ماجیلویه رحمه الله قال حدثنا محمد بن یحیی العطار قال: حدثنا محمد بن أحمد بن یحیی بن عمران الأشعریّ عن موسی بن عمر عن ابن سنان عن أبی سعید القمّاط قال أبو عبد الله{{ع}} خلق الله المشیة قبل الأشیاء ثم خلق الأشیاء بالمشیة}}<ref>ابن بابویه، التوحید، ص۳۳۹، ح۸.</ref>.
در این دو حدیث به خلقت مخلوقی به نام (مشیت) تصریح شده که از یک سو قبل از تمامی اشیا خلق شده است و از سوی دیگر واسطه بین [[خالق]] و اشیای دیگر است؛ به این معنا که در خلقت و پدید آمدن بقیه [[مخلوقات]] نقش‌آفرینی کرده است. همچنین در [[دعای سمات]] می‌خوانیم: {{متن حدیث|... وَ بِمَشِيَّتِكَ الَّتِي دَانَ لَهَا الْعَالَمُونَ...}}<ref>محمد بن حسن طوسی، المصباح المتهجد و سلاح المتعبد، ج۱، ص۴١٧.</ref>؛ طبق ظاهر این عبارت، «مشیت» مخلوق خاصی است که تمام خلایق در برابر آن [[خاضع]] و [[ذلیل]] هستند. به نظر می‌رسد که مشیت معادل و مساوی [[اراده خداوند]] است با اینکه در مورد [[اراده]] داشتن [[خدا]] اتفاق وجود دارد، اما در [[شناخت]] آن و مسائل مربوط به آن مانند اینکه اراده [[صفت ذات]] است یا فعل، و همچنین آیا نوعی [[علم]] است یا تابع آن، [[اختلاف]] وجود دارد. به طور کلی در مورد اینکه اراده مستقل از علم است یا اینکه خود نوعی علم است دو دیدگاه وجود دارد: [[متکلمان]] عقل‌گرای [[شیعه]] اراده خداوند را مستقل از علم او نمی‌دانند و اراده را در [[حقیقت علم]] به [[مصلحت]] نهفته در فعل (علم به [[داعی]]) [[تفسیر]] می‌نمایند؛ اما بنا بر نظر متکلمان حدیث‌گرا اراده خداوند به [[افعال]] عین ایجاد و احداث است. نتیجه این سخن آن است که اراده [[صفت فعل]] است نه [[ذات]]<ref>ر.ک: شیخ مفید، اوائل المقالات، ص١۵ و ١۶.</ref>. با این وجود برخی از متکلمان میان مشیت و اراده تفاوت قایل هستند. بنابر این نظر اراده از مشیت متأخر است. [[علامه مجلسی]] ذیل [[روایت]] نخست که از حیث سندی [[حسنه]] است ضمن بیان پنج تفسیر مختلف از این حدیث [[معتقد]] است که منظور از مشیتْ [[اراده]] نیست، بلکه [[مشیت]] یکی از مراتب و اسباب وجود است<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۴، ص١۴۵؛ همو، مرآة العقول، ج۲، ص۱۸.</ref>. بیشتر بحث‌های حول این [[احادیث]] در میان شارحان کافی و مانند آن در رابطه با نوع ارتباط مشیت و اراده و همچنین حادث یا ذاتی بودن آن است و کسی متعرض استفاده از این [[حدیث]] در رابطه با [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} نشده است. صرف نظر از کتب [[شیخیه]]، در میان متأخرین برای نخستین بار مرحوم طباطبایی ابرقویی در کتاب [[ولایت]] المتقین مدعی شده است که از این احادیث می‌توان [[مدبر]] بودن [[اهل بیت]]{{عم}} ([[وساطت]] بالجمله) را به [[اثبات]] [[رس]]اند. همچنین [[آیت‌الله]] میرجهانی در کتاب [[ولایت کلیه]]<ref>حسن میرجهانی، ولایت کلیه، ص۳۹۹.</ref> ضمن تعریف و [[تمجید]] از آیت‌الله ابرقویی [[استدلال]] ایشان را پذیرفته و به شرح و توضیح آن می‌پردازد.
[[صاحب ولایت]] المتقین در بحثی مفصل درباره حدیث {{متن حدیث|خَلَقَ اللَّهُ الْمَشِيئَةَ بِنَفْسِهَا ثُمَّ خَلَقَ الْأَشْيَاءَ بِالْمَشِيئَةِ}} معتقد است که این حدیث دلالت دارد که مشیت یک شیء مخلوق و حادث و بدون واسطه است که [[خداوند]] آن را پیش از تمام اشیای دیگر [[خلق]] نموده است<ref>وی درباره حادث بودن مشیت برخی از روایات را شاهد می‌آورد. از جمله: محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۱۰، ح۷.</ref>. وی سپس با استفاده از [[روایات]] مربوط به [[خلقت نوری]] اهل بیت{{عم}} بر این [[باور]] است که مراد از مشیتْ [[نور]] [[پیامبر اسلام]]{{صل}} است و این دو دسته روایات در [[حقیقت]] در پی افاده یک مقصود هستند. وی اولیت در روایاتی مانند {{متن حدیث|يَا جَابِرُ! إِنَّ اللَّهَ أَوَّلَ مَا خَلَقَ خَلَقَ مُحَمَّداً وَ عِتْرَتَهُ الْهُدَاةَ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۱۰، ح۷.</ref> را نه اولیتی نسبی و اضافی، بلکه [[حقیقی]] می‌داند<ref>وی مصادیق دیگر اول ما خلق الله، مانند عقل و آب و... را نسبی و اضافی می‌داند.</ref>، و جمع منطقی میان آنها و [[حدیث مشیت]] را حمل مشیت بر حضرات [[معصومین]]{{عم}} می‌داند که حمل مطلق بر [[مقید]] بوده و لذا صحیح و منطقی است. وی در ادامه مدعی است که اثبات مدبر بودن اهل بیت{{عم}} از این حدیث صرفاً نیاز به این راه که راهی غیر مستقیم است، ندارد و روایاتی مانند {{متن حدیث|نَحْنُ مَشِيئَةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ وِعَاءُ مَشِيَّةِ اللَّهِ}} وجود دارد که مستقیماً [[تفسیر]] حدیث مشیت به شمار رفته و در [[اثبات]] ادعای ما کارگرند. وی پس از اینکه ثابت می‌کند که منظور از [[مشیت]] در حدیث مشیت [[نور اهل بیت]]{{عم}} است به سراغ مرحله دوم یعنی [[تدبیر]] و فاعل بودن آنان می‌رود. وی در این راستا به تفسیر حرف باء در عبارت {{متن حدیث|ثُمَّ خَلَقَ الْأَشْيَاءَ بِالْمَشِيَّةِ}} می‌پردازد. وی به همین منظور سه معنای [[استعانت]]، آلت و سببیت را واکاوی می‌کند. وی [[معتقد]] است که استعانی دانستن معنای باء در اینجا مخالف [[توحید]] و نوعی ناقص دانستن [[خداوند]] بوده و لذا مردود است. همچنین اگرچه جایز است باء را به معنای آلی بدانیم، لکن صادر نخست به [[حکم عقل]] و [[شرع]] [[اشرف]] ممکنات و [[افضل]] مخلوقات است، و حال آنکه اگر مشیت به معنای صرف آلت باشد دیگر [[شرافت]] و فضیلتی برای او نیست؛ همانند اینکه [[ابر]] آلت آمدن [[باران]] است ولی شرافتی بر باران ندارد. در نتیجه باء در اینجا به معنای سبیت است. وی همچنین ضمن تقسیم سببیت به متصله و منفصله می‌گوید اگر باء را در اینجا منفصله بدانیم دیگر شرافتی و فضیلتی بر موجودات دیگر ندارد و صرفاً معنای غایی دارد؛ بدین معنا که خداوند به خاطر [[احترام]] مشیت، تمام اشیا را [[خلق]] کرد. به دیگر سخن صرف اولیت باعث اشرفیت نمی‌شود مگر اینکه او را در ایجاد و فیاضیت مدخلیت بدهد. وی در پایان سخنان خویش نتیجه‌گیری می‌کند که اولاً نسبت دادن خلق و [[اماته]] و [[احیا]] به [[ائمه]]{{عم}} جایز و مستلزم [[شرک]] نیست؛ ثانیاً فراتر از امکان، وقوع و جریان آن به دست ایشان به واسطه حدیث مشیت ثابت‌شدنی است<ref>سیدزین العابدین طباطبایی، ولایت المتقین، ص١١٩-١٢۶</ref>.
در تحلیل این [[استدلال]] باید گفت راه نخست که غیر مستقیم بود و از طریق [[روایات]] صادر نخستین مراد از مشیت را [[پیامبر اکرم]]{{صل}} معرفی می‌نمود نیاز به یک مقدمه مهم دارد و آن اینکه روایاتی که [[اهل بیت]]{{عم}} را مخلوق نخست معرفی کنند به معنای اولیت مطلق باشد و نه نسبی، و حال آنکه این روایات در [[مقام]] بیان اولیت مطلقه صراحت ندارند. درباره راه دوم که مستقیماً مراد از [[مشیت]] را اهل بیت{{عم}} می‌دانست، باید گفت دو [[حدیث]] پیش‌گفته یعنی: {{متن حدیث|نَحْنُ مَشِيئَةُ اللَّهِ وَ نَحْنُ وِعَاءُ مَشِيَّةِ اللَّهِ}} در منابع [[شیعی]] یافت نشد. البته [[شیخ طوسی]] در [[کتاب الغیبة]] [[حدیثی]] را از [[امام عسکری]]{{ع}} نقل می‌کند که فرمود: {{متن حدیث|قُلُوبُنَا أَوْعِيَةٌ لِمَشِيَّةِ اللَّهِ}}<ref>محمد بن حسن طوسی، الغیبة (للطوسی)، ص٢۴٧.</ref>. حال سؤال این است که آیا ظرف [[مشیت الهی]] بودن، می‌تواند دلیل برای [[وساطت فاعلی]] آن‌هم از نوع [[حقیقی]] باشد؟ [[تدبر]] در کل این حدیث نشان می‌دهد که [[امام]] در مقام رد [[تفویض]] [[باطل]] بوده و لذا بیشتر بر قابلیت خویش تأکید نموده‌اند تا فاعلیتشان. طبق [[روایت]] در [[زمان]] [[زندگی امام حسن عسکری]]{{ع}} گروهی از [[معتقدان]] به تفویض نماینده‌ای برگزیدند تا به حضور حضرت رسیده و سؤال کنند. هنگامی که [[نماینده]] آنان به [[حضور امام]]{{ع}} مشغول [[جواب]] دادن به پرسش‌های دیگران بود، ناگاه بادی وزید و پرده کنار رفت و [[کودکی]] خردسال نمایان شد. تا آن شخص چشمش به [[کودک]] افتاد، آن کودک فرمود که تو آمده‌ای تا درباره [[اعتقاد]] [[مفوضه]] سؤال کنی. [[دروغ]] می‌گویند (که [[خدا]] کاری را به ما واگذار کرده است) بلکه ما ظرف [[اراده]] [[حق‌تعالی]] هستیم {{متن حدیث|... ثُمَّ قَالَ وَ جِئْتَ تَسْأَلُهُ عَنْ مَقَالَةِ الْمُفَوِّضَةِ كَذَبُوا بَلْ قُلُوبُنَا أَوْعِيَةٌ لِمَشِيَّةِ اللَّهِ فَإِذَا شَاءَ شِئْنَا وَ اللَّهُ يَقُولُ وَ ما تَشاؤُنَ إِلَّا أَنْ يَشاءَ اللَّهُ...}}. پرواضح است که کلمه ظرف (وعاء) بیشتر [[صبغه]] قابلی دارد نه فاعلی. این جنبه قابلی به عبارات دیگری هم در [[احادیث]] بیان شده است؛ به طوری که اهل بیت{{عم}} [[آشیانه]] [[اراده الهی]] معرفی شده‌اند: {{متن حدیث|إِنَّ الْإِمَامَ وَكْرٌ لِإِرَادَةِ اللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ لَا يَشَاءُ إِلَّا مَنْ يَشَاءُ اللَّهُ}}<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۲۵، ص٣٨۵.</ref>. همچنین در یکی از زیارت‌نامه‌های [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} چنین [[خطاب]] می‌کنیم: {{متن حدیث|السَّلَامُ عَلَيْكَ يَا حَافِظَ سِرِّ اللَّهِ، وَ مُمْضِيَ حُكْمِ اللَّهِ، وَ مُجَلِّيَ إِرَادَةِ اللَّهِ، وَ مَوْضِعَ مَشِيَّةِ اللَّهِ}}<ref>محمد بن جعفر ابن مشهدی، المزار الکبیر (لابن المشهدی)، ص٣٠۴.</ref>.
باید توجه داشت که استناد به کریمه [[قرآنی]] {{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ}}<ref>«و جز آنچه خواست خداوند است، مخواهید» سوره انسان، آیه ۳۰؛ سوره تکویر، آیه ۲۹.</ref> تأکیدی مضاعف بر این نکته است که اراده ما خارج از [[اراده الهی]] نیست و [[انسان‌ها]] مختار مطلق نیستند و [[اراده‌ها]] به سوی [[خداوند متعال]] راجع است. [[ابابصیر]] وقتی [[تفسیر]] این [[آیه]] را از [[امام صادق]]{{ع}} پرسید، فرمودند: {{متن حدیث|لِأَنَّ الْمَشِيئَةَ إِلَى اللَّهِ تَعَالَى لَا إِلَى النَّاسِ}}<ref>سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن، ج۵، ص۵٩٧. [[صاحب بحار الانوار]] در این زمینه می‌گوید: {{عربی|أَنَّ الْمَشِيَّةَ الْمُسْتَقِلَّةَ الَّتِي لَا يُعَارِضُهَا شَيْءٌ إِنَّمَا هِيَ لِلَّهِ تَعَالَى، وَ أَمَّا مَشِيَّةُ الْعِبَادِ فَهِيَ مَشُوبَةٌ بِالْعَجْزِ يُمْكِنُ أَنْ يَصْرِفَهُمُ اللَّهُ تَعَالَى عَنْهَا إِذَا شَاءَ، فَهُمْ لَا يَشَاءُونَ إِلَّا بَعْدَ أَنْ يُهَيِّئَ اللَّهُ لَهُمْ أَسْبَابَ الْفِعْلِ وَ لَمْ يَصْرِفْهُمْ عَنْ مَشِيَّتِهِمْ، فَالْمَعْنَى أَنَّ الْمَشِيَّةَ الْمُسْتَقِلَّةَ إِلَيْهِ تَعَالَى، أَوْ أَنَّ أَسْبَابَ الْمَشِيَّةِ وَ نُفُوذَهَا بِقُدْرَتِهِ تَعَالَى}} (محمدباقر مجلسی، بحار الأنوار، ج۵، ص۱۱۵).</ref>.
البته این تفسیر با [[وساطت فاعلی]] منافاتی ندارد. [[اراده امام]] [[معصوم]]{{ع}} فانی در [[اراده]] خداست؛ به این معنا که اگر او فعلی را انجام می‌دهد تنها با [[اذن]] خاص اوست. ولی [[هدف]] عبارت [[اثبات]] وساطت فاعلی نیست<ref>در همین راستا امام باقر{{ع}} ضمن یادآوری حدیثی اگرچه استناد فعل به مشیت پیامبر{{صل}} و یا علی{{ع}} را جایز می‌دانند، ولکن نهیب می‌زنند که این به معنای استقلالی دانستن این مشبت نیست. {{متن حدیث|إِنَّمَا كَانَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}} قَاعِداً ذَاتَ يَوْمٍ هُوَ وَ عَلِيٌّ{{ع}} إِذْ سَمِعَ قَائِلًا يَقُولُ: مَا شَاءَ اللَّهُ وَ شَاءَ مُحَمَّدٌ، وَ سَمِعَ آخَرَ يَقُولُ: مَا شَاءَ اللَّهُ، وَ شَاءَ عَلِيٌّ. فَقَالَ رَسُولُ اللَّهِ{{صل}}: لَا تَقْرِنُوا مُحَمَّداً وَ لَا عَلِيّاً بِاللَّهِ عَزَّ وَ جَلَّ - وَ لَكِنْ قُولُوا: مَا شَاءَ اللَّهُ - ثُمَّ شَاءَ مُحَمَّدٌ مَا شَاءَ اللَّهُ ثُمَّ شَاءَ عَلِيٌّ. إِنَّ مَشِيَّةَ اللَّهِ هِيَ الْقَاهِرَةُ الَّتِي لَا تُسَاوَى، وَ لَا تُكَافَأُ وَ لَا تُدَانَى. وَ مَا مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ فِي دِينِ اللَّهِ - وَ فِي قُدْرَتِهِ إِلَّا كَذُبَابَةٍ تَطِيرُ فِي هَذِهِ الْمَمَالِكِ الْوَاسِعَةِ. وَ مَا عَلِيٌّ{{ع}} فِي دِينِ اللَّهِ وَ فِي قُدْرَتِهِ - إِلَّا كَبَعُوضَةٍ فِي جُمْلَةِ هَذِهِ الْمَمَالِكِ}} (حسن بن علی{{ع}}، التفسیر المنسوب إلی الإمام الحسن العسکری{{ع}}، ص۲۰۹).</ref>. با این حال اگر کسی ادعا کند که [[آیه]] مربوطه عمومی نبوده و اختصاص به [[اهل بیت]]{{عم}} دارد<ref>همچنان که از برخی احادیث استفاده می‌شود {{متن حدیث|حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ جَعْفَرٍ قَالَ حَدَّثَنَا مُحَمَّدُ بْنُ أَحْمَدَ عَنْ أَحْمَدَ بْنِ مُحَمَّدٍ السَّيَّارِيِّ عَنْ فُلَانٍ عَنْ أَبِي الْحَسَنِ{{ع}} قَالَ: إِنَّ اللَّهَ جَعَلَ قُلُوبَ الْأَئِمَّةِ مَوْرِداً لِإِرَادَتِهِ - فَإِذَا شَاءَ اللَّهُ شَيْئاً شَاءُوهُ - وَ هُوَ قَوْلُهُ {{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ رَبُّ الْعَالَمِينَ}}}}. حضرت علی{{ع}} در حدیث مهمی در بیان نظام سببیت عالم و اینکه برخی از مخلوقات کارگزاران هستی هستند، فرمودند: {{متن حدیث|... وَ إِنَّ فِعْلَ أُمَنَائِهِ فِعْلُهُ كَمَا قَالَ: {{متن قرآن|وَمَا تَشَاءُونَ إِلَّا أَنْ يَشَاءَ اللَّهُ}} (علی بن إبراهیم قمی، تفسیر القمی، ج۲، ص۴٠٩).</ref>، می‌توان این [[تفسیر]] را نمود که آیه و حدیث در پی تأکید بر جنبه فاعلیت است. به دیگر سخن [[خداوند]] اگر بخواهد چیزی را [[اراده]] کند از آنجا که چنین اراده‌ای [[صفت فعل]] است؛ لذا ممکن الوجود است و باید در موطنی امکانی ظهور کند که همان [[قلب]] [[ولی الله]] و [[انسان کامل]] است: {{متن حدیث|... إِرَادَةُ الرَّبِّ فِي مَقَادِيرِ أُمُورِهِ تَهْبِطُ إِلَيْكُمْ وَ تَصْدُرُ مِنْ بُيُوتِكُمْ...}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۴، ص۵۷۷، زیارت مطلقه سیدالشهدا{{ع}}.</ref>.
کوتاه اینکه از صرف [[حدیث مشیت]] نمی‌توان [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} و قلمرو آن را ثابت نمود. صاحب حقائق الاسرار در این زمینه می‌نویسد:
اهل بیت{{عم}} حامل [[فعل الهی]] است نه خود فعل الهی؛ مانند آهنی که حامل گرمای [[آتش]] است. همان‌طور که سوزانندگی این آهن به حرارت آتش است نه به گرمای خودش، [[صادر اول]] نیز چیزی از خود ندارد و تنها محل [[فعل خداوند]] و محل [[مشیت]] او واقع شده است. این نشان می‌دهد که اطلاق علت بر [[حقیقت محمدیه]] به نحو [[حقیقت]] جایز نیست مگر به این معنا که ایشان فاعل فعل خداوند باشند<ref>محمدتقی نجفی مسجدشاهی، حقائق الاسرار، ص۵۵.</ref>.
همچنین در مورد احادیثی که [[اهل بیت]]{{عم}} را وعای [[مشیت الهی]] معرفی می‌کنند اگرچه احتمال [[وساطت فاعلی]] را برمی‌تابند و با آن منافات ندارند، اما در پی [[اثبات]] آن (مخصوصاً [[وساطت]] بالجمله) نیستند و نیاز به مؤونه دارند.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۲۴۸-۲۵۴.</ref>
===[[حدیث نورانیت]]===
[[حدیث]] [[معرفت]] [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به [[نورانیت]] که اختصاراً حدیث نورانیت خوانده می‌شود از احادیثی است که می‌توان در آن عباراتی صریح بر فاعلیت گسترده [[امام علی]]{{ع}} [[مشاهده]] کرد. طبق این حدیث [[ابوذر غفاری]] از [[سلمان فارسی]] پرسید که‌ ای [[اباعبدالله]]، ([[کنیه]] [[سلمان]]) معرفت امیرالمؤمنین{{ع}} به نورانیت چیست؟ سلمان گفت: ای [[جندب]] ([[ابوذر]])، بیا برویم تا این را از خود آن حضرت بپرسیم. وقتی [[خدمت]] حضرت شرفیاب می‌شوند آن [[بزرگوار]] موارد مفصلی را در تبیین این سؤال بیان می‌کنند. از جمله مطالبی که به طور روشن ارتباط با فاعلیت اهل بیت{{عم}} دارد این عبارات است:
من همان کسی هستم که نوح را به [[امر پروردگار]] در کشتی حمل کرد؛ من همان کسی هستم که به امر پروردگار [[یونس]] را از شکم ماهی بیرون آورد؛ من همان کسی هستم که به امر پروردگار [[موسی]] را از دریا عبور داد؛ من همان کسی هستم که به [[اذن پروردگار]] ابراهیم را از آتش بیرون آورد؛ من همان کسی هستم که به اذن پروردگار نهرها را جاری ساخت و چشمه‌ها را شکافت و درخت‌ها را کاشت...؛ منم [[خضر]] دانای موسی و منم [[آموزگار]] سلیمان پسر داوود و منم [[ذوالقرنین]] و منم [[قدرت]] [[خدای عزوجل]].
حضرت در ادامه صریحاً [[احیا]] و [[اماته]] را به خود و [[فرزندان]] معصومش نسبت می‌دهد:
من به [[اذن]] پروردگارم زنده می‌کنم و می‌میرانم و از آنچه می‌خورید و آنچه در خانه‌هایتان می‌اندوزید به اذن پروردگارم به شما خبر می‌دهم؛ و من به پنهانی‌های دل‌هایتان آگاهم؛ و [[امامان]] و از فرزندان من نیز -که [[سلام]] بر ایشان باد - وقتی [[دوست]] داشته باشند و [[اراده]] کنند اینها را می‌دانند و انجام می‌دهند؛ زیرا ما یکی هستیم. نخستین ما محمد، آخرین ما محمد و میانه ما محمد است و همه ما محمدیم. پس بین ما جدایی قایل نشوید.
حضرت این [[قدرت]] را بر اثر [[علم به اسم اعظم]] می‌دانند و می‌فرمایند:
[[پروردگار]] ما [[خدای عزوجل]] [[آگاهی]] به اسم اعظمی را به ما عطا فرموده است که اگر بخواهیم به وسیله آن [[آسمان‌ها]] و [[زمین]] و [[بهشت و دوزخ]] را می‌شکافیم و به وسیله آن به [[آسمان]] بالا می‌رویم و به زمین فرود می‌آییم، به شرق و غرب می‌رویم و به وسیله آن به منتهای [[عرش]] صعود کرده، به عرش در برابر خدای عزوجل می‌نشینیم و همه چیزها حتی آسمان‌ها و زمین و [[خورشید و ماه]] و [[ستارگان]] و [[کوه‌ها]] و درختان و جنبندگان و [[دریاها]] و بهشت و دوزخ از ما [[اطاعت]] می‌کنند. همه اینها را [[خداوند]] به وسیله اسم اعظمی که به ما عطا نموده است به ما آموخته و ما را بدان مختص ساخته است. با وجود همه اینها می‌خوریم و می‌آشامیم و در بازارها راه می‌رویم؛ و ما این کارها را به امر پروردگارمان انجام می‌دهیم.
این [[حدیث]] برای نخستین بار در کتاب المناقب تألیف [[محمد بن علی بن الحسین علوی]] از علمای [[قرن پنجم]] ذکر شده است<ref>محمد بن علی علوی، المناقب، ص۶٧.</ref>. سپس [[رجب]] [[حافظ]] برسی در مشارق [[انوار]] الیقین<ref>رجب حافظ برسی، مشارق انوار الیقین، ص٢۵۵.</ref> و [[علامه مجلسی]] در [[بحار الانوار]] این حدیث را نقل نموده‌اند<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج٢۶، ص١.</ref>. [[مرحوم مجلسی]] در پایان باب ١۴ «نادر فی معرفتهم{{عم}} بالنورانیه» می‌نویسد: «علت جداگانه آوردن این [[احادیث]] (۲ حدیث) عدم [[صحت سند]] و [[غریب]] بودن مضامین آن است». وی من حیث المجموع درباره این حدیث توقف می‌کند و به [[اثبات]] یا رد آن [[حکم]] نمی‌کند. از حیث سندی در منبع اولیه این حدیث یعنی کتاب المناقب هیچ‌گونه سندی ذکر نشده و لذا مخدوش است. اما از حیث محتوا به نظر می‌رسد که اظهار نظر علامه مجلسی بر اساس مبنای وی در [[تفویض]] است که بر اساس آن فاعلیت [[ائمه]]{{عم}} را تنها در [[معجزات]] و آن‌هم مقترناً به ارادة [[الله]] می‌پذیرد و فراتر از آن را مصداق [[غلو]] می‌داند. با این حال نبودن [[حدیث]] در منابع حدیث متقدم می‌تواند شاهدی بر [[اعراض]] [[محدّثان]] از آن، و به تبعْ نپذیرفتن محتوای آن باشد.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۲۵۴.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۴۱۹

ویرایش