پرش به محتوا

وساطت فاعلی در حدیث: تفاوت میان نسخه‌ها

۳۱٬۱۷۳ بایت اضافه‌شده ،  ‏۲ دسامبر ۲۰۲۵
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
برچسب: پیوندهای ابهام‌زدایی
خط ۱۶۸: خط ۱۶۸:
'''مفوض فی ذلک کله الیکم''': در این قسمت با توجه به عبارات پیشین {{متن حدیث|أُشْهِدُ اللَّهَ أَنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَ عَلَانِيَتِكُمْ}} متوجه می‌شویم که مفوِض در این عبارات [[انسان]] است و نه [[خداوند]]، و لذا از محل بحث خارج است. علامه مجلسی هم در توضیح این بند می‌فرماید: «در هیچ‌یک از امور شما به شما [[اعتراض]] نمی‌کنم و می‌دانم هر آنچه آن را آورده‌اید به امر [[خداوند تبارک و تعالی]] بوده است. یا اینکه معنایش این است که همه امورم را به شما واگذار می‌کنم تا شما خلل و [[نقص]] آن را جبران نمایید. ولی معنای اول اظهر است»<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج٩٩، ص١۴٢.</ref>.
'''مفوض فی ذلک کله الیکم''': در این قسمت با توجه به عبارات پیشین {{متن حدیث|أُشْهِدُ اللَّهَ أَنِّي سِلْمٌ لِمَنْ سَالَمَكُمْ وَ حَرْبٌ لِمَنْ حَارَبَكُمْ مُؤْمِنٌ بِسِرِّكُمْ وَ عَلَانِيَتِكُمْ}} متوجه می‌شویم که مفوِض در این عبارات [[انسان]] است و نه [[خداوند]]، و لذا از محل بحث خارج است. علامه مجلسی هم در توضیح این بند می‌فرماید: «در هیچ‌یک از امور شما به شما [[اعتراض]] نمی‌کنم و می‌دانم هر آنچه آن را آورده‌اید به امر [[خداوند تبارک و تعالی]] بوده است. یا اینکه معنایش این است که همه امورم را به شما واگذار می‌کنم تا شما خلل و [[نقص]] آن را جبران نمایید. ولی معنای اول اظهر است»<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج٩٩، ص١۴٢.</ref>.
در پایان باید گفت برخی از عبارات [[زیارت جامعه]] بر اصل [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} دلالت دارند، ولکن استفاده [[وساطت فاعلی]] بالجمله و [[ولایت کلیه]] [[اهل بیت]]{{عم}} در امور [[تکوینی]] عالم آن‌گونه که [[شیخیه]] ادعای آن را دارند مشکل به نظر می‌رسد و [[قطعی]] نیست.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۲۶۱-۲۶۹.</ref>
در پایان باید گفت برخی از عبارات [[زیارت جامعه]] بر اصل [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} دلالت دارند، ولکن استفاده [[وساطت فاعلی]] بالجمله و [[ولایت کلیه]] [[اهل بیت]]{{عم}} در امور [[تکوینی]] عالم آن‌گونه که [[شیخیه]] ادعای آن را دارند مشکل به نظر می‌رسد و [[قطعی]] نیست.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۲۶۱-۲۶۹.</ref>
===[[احادیث]] دیگر===
به غیر از آنچه ذکر شد احادیث دیگری نیز وجود دارند که در راستای وساطت فاعلی بالجمله به آنها [[استدلال]] شده است. البته این احادیث به [[شهرت]] احادیث گذشته نمی‌باشد و حیث دلالی هم متعین در معنای فاعلی نیست و با معنای غایی سازگار است.
۱. در [[کتاب خصال]] در [[حدیث]] الاربعمائه آمده است: {{متن حدیث|إِيَّاكُمْ وَ الْغُلُوَّ فِينَا قُولُوا إِنَّا عَبِيدٌ مَرْبُوبُونَ وَ قُولُوا فِي فَضْلِنَا مَا شِئْتُمْ}}<ref>محمد بن علی ابن بابویه، الخصال، ص۶١۴.</ref>. عباراتی مشابه با مضمون {{متن حدیث|اجْعَلُونَا مَخْلُوقِينَ وَ قُولُوا بِنَا مَا شِئْتُمْ فَلَنْ تَبْلُغُوا}}؛ «ما را مخلوق قرار دهید و هرچه خواستید درباره ما بگویید؛ هرگز به [[مقام]] ما نمی‌رسید» نیز نقل شده است<ref>محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۲۵، ص۲۷۹.</ref>. [[سید]] [[زین العابدین]] طباطبایی ابرقویی با استناد به این حدیث قایل به فاعلیت بالجمله اهل بیت{{عم}} شده است. به نظر وی این [[روایت]] به ما [[اجازه]] می‌دهد هر فضیلتی را که از حد [[ربوبیت]] [[پایین‌تر]] است به [[ائمه]]{{عم}} نسبت دهیم. [[حق]] [[قانون‌گذاری]] نیز از اموری است که از حد [[الوهیت]] و ربوبیت پایین‌تر است<ref>سیدزین العابدین طباطبایی، ولایت المتقین، ص١٩۴.</ref>. با این حال بعضی از نویسندگان این حدیث و احادیثی را که اجازه می‌دهد هرگونه فضیلتی را در مورد اهل بیت{{عم}} نقل کنیم<ref>این مضمون در یک مورد دیگر از امام صادق{{ع}} نقل شده است. امام در مقابل استنکار مخاطب خود می‌گویند: «علم شما در مورد فضایل ما مانند یک الف خمیده است» (محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۲۵، ص۲۸۳، ح۳۰).</ref>، در زمره احادیث [[اهل]] [[غلو]] می‌دانند<ref>سیدحسین مدرسی، مکتب در فرایند تکامل، ص۵۵ و ۵۶.</ref>. [[آیت‌الله]] صافی گلپایگانی در کتاب [[ولایت تکوینی]] و [[تشریعی]] سند این [[حدیث]] را مشکل دانسته و به آن اشکال محتوایی وارد نموده است<ref>ر.ک: لطف‌الله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ص۳۲.</ref>. به گفته وی اولاً اعتبار این حدیث محقق نیست و [[ضعیف]] است؛ ثانیاً این حدیث دلالت ندارد بر اینکه [[مناصب]] و افعالی را که [[شک]] در تلبّس و صدور آن از آنان داریم، بر ایشان ثابت کنیم و محقق الوقوع بگیریم؛ مثلاً معجزه‌ای را که شک در صدور آن داریم، جهت وجود این خبر، صادر بدانیم، یا هر [[بخشش]] و اعطا و هر [[صدقه]] و هر فعل [[مستحب]] را به آنان نسبت دهیم؛ بلکه فقط در این موارد، [[نفی]] امکان این [[منصب]] یا صدور [[معجزه]] کذایی از آنها جایز نیست؛ اما مسئله این است که امکان، غیر از وقوع است؛ ثالثاً نفی این منصب از [[نبی]] و [[امام]]، دلیل بر عدم کمال نفس قدسی و عدم صلاحیت و [[شایستگی]] [[نفسانی]] آنان برای این منصب نیست؛ زیرا ممکن است به [[رعایت]] مصالحی که [[خدا]] داناتر است، یا موانعی این منصب برای آنان نباشد، تا [[مردم]] [[غرق]] در توجه به واسطه نشده و از ذی الواسطه [[غافل]] نگردند، و قبل از واسطه و باواسطه و بعد از واسطه و بدون واسطه خدا را دیده و به او توجه کنند، و او را قاضی‌الحاجات و کافی المهمات و [[مجیب]] الدعوات و أقرب من حبل الورید، بدانند<ref>لطف‌الله صافی گلپایگانی، ولایت تکوینی و ولایت تشریعی، ص۳۲.</ref>. به نظر می‌رسد که این احادیث و مضامین مشابه با آن چک سفید امضایی نیست که بتوان وقوع فاعلیت بالجمله را به [[اهل بیت]]{{عم}} نسبت بدهیم. به [[راستی]] آیا بر اساس این [[روایت]] می‌توان در موردی که بر اساس [[روایات]] مثلاً شخص امام بیست دفعه [[حج]] رفته، صد [[بنده]] [[آزاد کرده]]، سه دفعه تمام [[اموال]] خود را در [[راه خدا]] [[انفاق]] نموده، چنین گفت که امام مثلاً سی دفعه حج رفته، هزار بنده آزاد کرده و سی دفعه تمام اموال خود را در راه خدا انفاق کرده است؟! آیا این مصداق [[دروغ‌گویی]] نیست؟
۲. [[رجال کشی]] نقل می‌کند که در کتاب [[محمد بن شاذان]] دیدم که [[حمران بن اعین]] می‌گوید که شنیدم [[امام صادق]]{{ع}} به نقل از پدرانش فرمودند: [[امام حسین]]{{ع}} به [[عیادت]] [[بیماری]] رفت. هنگامی که حضرت از در [[منزل]] وارد شد، تب از آن مرد رخت بربست. آن مرد به حضرت گفت: هر آینه به آنچه به شما داده شده [[راضی]] شدم و حال آنکه تب از شما [[فرار]] می‌کند. حضرت فرمودند: به [[خدا]] قسم [[خداوند]] هیچ چیز را نیافرید مگر اینکه به آن درباره [[اطاعت]] از ما امر کرد<ref>{{متن حدیث|وَ اللَّهِ مَا خَلَقَ اللَّهُ شَيْئاً إِلَّا وَ قَدْ أَمَرَهُ بِالطَّاعَةِ لَنَا}} (محمد بن عمر کشی، رجال الکشی، إختیار معرفة الرجال، ص۸۸).</ref>. حضرت ندا داد: ای کُباسه (احتمالاً نام تب بوده است)، پاسخ آمد: لبیک (ما صدا را می‌شنیدیم ولی شخص را نمی‌دیدیم). حضرت فرمودند: آیا [[امیرالمؤمنین]]{{ع}} به تو امر نکرد که نزدیک نشوی مگر [[دشمنی]] را یا [[گنه‌کاری]] را تا [[کفاره گناهان]] وی باشی<ref>شیخ حر عاملی، اثبات الهداه، ج۴، ص۵٠، ح۵٠.</ref>.
این فرمایش مستمسک مرحوم [[نمازی شاهرودی]] در [[اثبات ولایت]] کلیه [[اهل بیت]]{{عم}} بوده است<ref>علی نمازی شاهرودی، اثبات ولایت، ص١١۶.</ref>. این [[حدیث]] از لحاظ سندی مشکلی ندارد، لکن باید توجه داشت [[قدرت]] بر [[تصرف]] تمام موجودات و اطاعت تمام اشیا از اهل بیت{{عم}} لزوماً به معنای استفاده آنان از این قدرت نیست. ممکن است تنها در برخی از موارد مانند مورد این حدیث، از آن استفاده کرده باشند. به علاوه عبارات این حدیث از جمله مخاطبه و گفت‌وگوی امام با بیماری و تب [[غریب]] المضمون است؛
۳. [[امام سجاد]]{{ع}} در [[صحیفه سجادیه]] می‌فرماید:
{{متن حدیث|الْحَمْدُ لِلَّهِ الَّذِي اخْتَارَ لَنَا مَحَاسِنَ الْخَلْقِ، وَ أَجْرَى عَلَيْنَا طَيِّبَاتِ الرِّزْقِ. وَ جَعَلَ لَنَا الْفَضِيلَةَ بِالْمَلَكَةِ عَلَى جَمِيعِ الْخَلْقِ، فَكُلُّ خَلِيقَتِهِ مُنْقَادَةٌ لَنَا بِقُدْرَتِهِ، وَ صَائِرَةٌ إِلَى طَاعَتِنَا بِعِزَّتِهِ}}<ref>علی بن الحسین{{ع}}، امام چهارم، الصحیفة السجادیة، ص٣٠.</ref>؛ [[حمد]] و [[سپاس]] را ویژه خدایی است که [[اخلاق نیک]] را برای ما برگزید و [[رزق]] [[پاکیزه]] به ما عطا فرمود و برای ما [[ملکه]] و [[سیطره]] بر جمیع [[خلق]] قرار داد، آن‌سان که همه [[آفریدگان]] [[خدای سبحان]] به قدرت او [[مطیع]] و منقاد ما هستند.
مرحوم نمازی شاهرودی در کتاب اثبات ولایت این حدیث را مفید [[اثبات]] [[شأن]] [[ولایت بر تکوین]] می‌داند<ref>علی نمازی شاهرودی، اثبات ولایت، ص۱۲۱.</ref>. در بررسی این سخن باید گفت [[امام چهارم]]{{ع}} به [[زیبایی]] قدرت و [[ولایت اهل بیت]]{{عم}} را در عین [[نیازمندی]] به [[خدا]] و غیر استقلالی بودن خود به تصویر کشیده‌اند. حضرت تصریح می‌کند که وجه [[فضیلت اهل بیت]]{{عم}} بر [[ملائکه]] آن است که جمیع [[مخلوقات]] در برابر [[اهل بیت]]{{عم}} [[تسلیم]] هستند. تأکید بر کل مخلوقات و منحصر نبودن به [[انسان‌ها]] نشان می‌دهد که این [[انقیاد]]، انقیادی [[تکوینی]] و عمومی است. لکن این عبارت باید همراه با دیگر فرازهای اولین دعای [[صحیفه سجادیه]] تبیین و تشریح شود. توجه به فرازهای این [[دعا]] نشان می‌دهد که مراد از ضمیر (نا) در {{متن حدیث|جَعَلَ لَنَا الْفَضِيلَةَ بِالْمَلَكَةِ عَلَى جَمِيعِ الْخَلْقِ}} نه [[انسان]] خاص (اهل بیت{{عم}})، بلکه جنس انسان در برابر جنس [[مَلَک]] است. حضرت در سراسر این دعا این [[فضیلت]] را تبیین و خدا را بر این [[برتری]] شکرگزارند. همچنین حضرت در ادامه می‌فرمایند: {{متن حدیث|ثُمَّ أَمَرَنَا لِيَخْتَبِرَ طَاعَتَنَا، وَ نَهَانَا لِيَبْتَلِيَ شُكْرَنَا، فَخَالَفْنَا عَنْ طَرِيقِ أَمْرِهِ}}؛ «سپس [[فرمان]] داد که [[طاعت]] ما را بیازماید و [[نهی]] کرد تا [[شکرگزاری]] ما آشکار گردد. ما [[مخالفت]] فرمان او کردیم و مناهی او را مرتکب شدیم». این عبارات و دیگر فرازهای مشابه با توجه به [[معصوم]] بودن [[حریم]] اهل بیت{{عم}} از [[گناه]] و [[معصیت]]، نشان از آن دارد که حضرت به عنوان [[انسان کامل]] به [[نمایندگی]] از تمام انسان‌ها با [[خداوند]] سخن می‌گوید و نعمت‌های او نسبت به جنس [[انسانی]] را به دیگر همنوعان خود گوشزد می‌کند؛
۴. از [[امام صادق]]{{ع}} نقل شده است: {{متن حدیث|إِنَّ اللَّهَ أَدَّبَ رَسُولَهُ حَتَّى قَوَّمَهُ عَلَى مَا أَرَادَ}}؛ «[[خداوند تبارک و تعالی]] رسولش را [[تأدیب]] کرد تا اینکه او را بر آنچه [[اراده]] کند مسلط کرد». به ادعای برخی این عبارت در بدو نظر مفید فاعلیت بالجمله [[پیامبر]]{{صل}} در امور تکوینی است<ref>سید علی عاشور، الولایة التکوینیة لاهل البیت، ص۶٨.</ref>، ولی اگر به ادامه [[روایت]] توجه کنیم متوجه می‌شویم که این روایت در [[مقام]] [[تفویض تشریع]] است نه [[تفویض]] بالجمله امور تکوینی. در ادامه حضرت می‌فرمایند: {{متن حدیث|ثُمَّ فَوَّضَ إِلَيْهِ فَقَالَ عَزَّ ذِكْرُهُ: {{متن قرآن|مَا آتَاكُمُ الرَّسُولُ فَخُذُوهُ وَمَا نَهَاكُمْ عَنْهُ فَانْتَهُوا}} فَمَا فَوَّضَ اللَّهُ إِلَى رَسُولِهِ{{صل}} فَقَدْ فَوَّضَهُ إِلَيْنَا}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص٢۶٨.</ref>. این عبارت تصریح در [[ولایت تشریعی]] دارد؛
۵. [[کلینی]] از [[محمد بن سنان]] نقل می‌کند که نزد [[ابی جعفر]] ثانی ([[امام کاظم]]{{ع}}) بودم، که [[اختلاف]] [[شیعه]] را مطرح کردم. حضرت فرمودند:
ای محمد، [[خداوند]] دائماً در [[وحدانیت]] خود متفرد بود، سپس محمد{{صل}} و علی{{ع}} و [[فاطمه]]{{س}} را آفرید، سپس هزار سال [[صبر]] کرد و همه اشیا را آفرید و آنان (محمد و علی و فاطمه) را بر [[خلق]] ایشان [[شاهد]] گرفت و [[اطاعت]] آنان را بر اشیا [[واجب]] کرد و امور اشیا را به آنان واگذار کرد. پس آنان [[حلال]] می‌کنند هر آنچه که بخواهند و [[حرام]] می‌کنند هر آنچه که می‌خواهند و نمی‌خواهند مگر آن چیزی که خداوند تبارک و تعالی خواسته باشد. ‌ای محمد، این همان [[دینی]] است که هرکس جلوتر از آن برود، از [[دین]] به در رفته و هرکس از آن عقب بیافتد، به [[باطل]] رفته و هرکس ملازم آن باشد، به آن ملحق می‌شود<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج١، ص۴۴١.</ref>.
در این عبارت اگرچه جمله {{متن حدیث|فَأَشْهَدَهُمْ خَلْقَهَا وَ أَجْرَى طَاعَتَهُمْ عَلَيْهَا وَ فَوَّضَ أُمُورَهَا إِلَيْهِمْ}} وجود دارد و برخی نیز بدان [[استدلال]] کرده‌اند<ref>علی نمازی شاهرودی، اثبات ولایت، ص۱۱۷.</ref>، لکن با توجه به عبارات بعدی {{متن حدیث|فَهُمْ يُحِلُّونَ مَا يَشَاؤُونَ، و يُحَرِّمُونَ مَا يَشَاؤُونَ}} شاید بتوان گفت که منظور از اطاعت و تفویض، اطاعت و تفویض در [[امور تشریعی]] است؛ یعنی [[مردم]] باید در [[حلال و حرام]] از آنان اطاعت کنند و آنان [[حق تشریع]] دارند؛
۶. [[امام صادق]]{{ع}} در ضمن [[حدیثی]] فرمودند: {{متن حدیث|... بِنَا أَثْمَرَتِ الْأَشْجَارُ وَ أَيْنَعَتِ الثِّمَارُ وَ جَرَتِ الْأَنْهَارُ وَ بِنَا يَنْزِلُ غَيْثُ السَّمَاءِ وَ يَنْبُتُ عُشْبُ الْأَرْضِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص١۴۴، ح۵.</ref>. طبق این [[حدیث]] میوه‌دهی درختان و جریان نهرها و [[نزول باران]] و روییدن گیاهان به [[اهل بیت]]{{عم}} نسبت داده شده است و از نظر برخی مفید برای [[ولایت کلیه]] اهل بیت{{عم}} است<ref>علی ربانی گلپایگانی، «نقش فاعلی امام در نظام آفرینش»، مجله انتظار موعود، ش ۲۹، تابستان ۱۳۸۸، ص٢۴.</ref>. پرواضح است که این عبارت هم می‌تواند معنای غایی داشته باشد و هم معنای فاعلی. این دوگانگی مورد نظر شارحان [[الکافی]] هم بوده است، به طوری که [[ملاصالح مازندرانی]] هر دو وجه را محتمل دانسته<ref>ملاصالح مازندارانی، شرح الکافی، ج۴، ص٣٩٣.</ref>، [[مرحوم علامه مجلسی]] و صاحب [[الوافی]] وجه غایی را صحیح دانسته‌اند<ref>محسن فیض کاشانی، الوافی، ج۱، ص۴٢١؛ محمدباقر مجلسی، مرآة العقول، ج۲، ص۱۱۷.</ref>. و مرحوم [[صدرالمتألهین]] هم با یادآوری [[حدیث قرب نوافل]] وجه سببی را تقویت نموده است<ref>ملاصدرا، شرح اصول کافی، ج۴، ص۱۵۸.</ref>؛
۷. در یکی از [[توقیعات امام زمان]]{{ع}} در توصیف [[ائمه]]{{عم}} که در [[اعمال]] [[ماه رجب]] وارد شده است<ref>{{متن حدیث|اللَّهُمَّ إِنِّي أَسْأَلُكَ بِمَعَانِي جَمِيعِ مَا يَدْعُوكَ بِهِ وُلَاةُ أَمْرِكَ الْمَأْمُونُونَ عَلَى سِرِّكَ الْمُسْتَبْشِرُونَ بِأَمْرِكَ الْوَاصِفُونَ لِقُدْرَتِكَ الْمُعْلِنُونَ لِعَظَمَتِكَ أَسْأَلُكَ بِمَا نَطَقَ فِيهِمْ مِنْ مَشِيَّتِكَ فَجَعَلْتَهُمْ مَعَادِنَ لِكَلِمَاتِكَ وَ أَرْكَاناً لِتَوْحِيدِكَ وَ آيَاتِكَ وَ مَقَامَاتِكَ الَّتِي لَا تَعْطِيلَ لَهَا فِي كُلِّ مَكَانٍ يَعْرِفُكَ بِهَا مَنْ عَرَفَكَ لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُكَ فَتْقُهَا وَ رَتْقُهَا بِيَدِكَ بَدْؤُهَا مِنْكَ وَ عَوْدُهَا إِلَيْكَ أَعْضَادٌ وَ أَشْهَادٌ وَ مُنَاةٌ وَ أَذْوَادٌ وَ حَفَظَةٌ وَ رُوَّادٌ فَبِهِمْ مَلَأْتَ سَمَاءَكَ وَ أَرْضَكَ حَتَّى ظَهَرَ أَنْ لَا إِلَهَ إِلَّا أَنْتَ فَبِذَلِكَ أَسْأَلُكَ وَ بِمَوَاقِعِ الْعِزِّ مِنْ رَحْمَتِكَ وَ بِمَقَامَاتِكَ وَ عَلَامَاتِكَ أَنْ تُصَلِّيَ عَلَى مُحَمَّدٍ وَ آلِهِ}}.</ref>، درباره [[والیان امر]] [[الهی]] این عبارات را می‌خوانیم: {{متن حدیث|لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا إِلَّا أَنَّهُمْ عِبَادُكَ وَ خَلْقُكَ}}. طبق صریح این عبارت [[ولات امر]] که مصداق بارزش [[اهل]] بیت‌اند در عین [[مخلوق بودن]] و [[بنده خدا]] بودن می‌توانند به صورت غیر استقلالی کار خدایی انجام داده و [[افعال الهی]] را جاری کنند. در عبارات بعدی این [[دعا]] می‌خوانیم: {{متن حدیث|فَبِهِمْ مَلَأْتَ سَمَاءَكَ وَ أَرْضَكَ}}، که خود نشانی است از [[تدبیر امور]] [[تکوینی]] به دست [[اهل بیت]]{{عم}}. در این راستا می‌توان عبارت {{متن حدیث|لَنَا مَعَ اللَّهِ حَالَاتٌ هُوَ هُوَ وَ نَحْنُ نَحْنُ وَ هُوَ نَحْنُ وَ نَحْنُ هُوَ}}<ref>این عبارت در منابع حدیثی شیعه ذکر نشده است. مهم‌ترین منبع این عبارت کتاب الکلمات المکنونه تألیف فیض کاشانی است، ص١١۴. همچنین مرحوم امام در کتاب مصباح الهدایة آن را ذکر نموده است، ص۱۰۳.</ref> را هم به نوعی در راستای معنای {{عربی|لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهُمْ...}} دانست. یکی از شاگردان [[علامه طباطبایی]] مدعی است که این عبارات را در [[اثبات ولایت تکوینی]] اهل بیت{{عم}} کارآمد و توانا می‌دانست<ref>محمدحسین رخشاد، در محضر علامه طباطبایی، ص۱۵۸.</ref>. برخی نیز آن را مفید [[ولایت بر تکوین]] دانسته‌اند<ref>علی ربانی گلپایگانی، «نقش فاعلی امام در نظام آفرینش»، مجله انتظار موعود، ش ۲۹، تابستان ۱۳۸۸، ص۲۳.</ref>.
یکی از بزرگان درباره این دعا می‌نویسد: معنای این دعای [[شریف]] این است که هرچه برای [[خدای تعالی]] هست، برای معصومین‌{{عم}} هم هست، اما بالعرض و نه بالذات. پس فرقی بین آنها نیست مگر اینکه خدای تعالی آنان را این چنین قرار داده که با [[اذن]] او و در راستای [[اراده]] او و نه به موازات او اموری را انجام دهند. برای مثال به نسبت بین [[سلطان]] و [[وزیر]] توجه کنید. وزیر با [[اجازه]] سلطان، کار می‌کند؛ در حالی که [[شریک]] و هم‌رتبه او نیست؛ و به طور کلی در سلسله مراتب، مأمورین زیر دست نسبت به مافوق چنین حکمی را دارند. همان‌گونه که در [[قرآن کریم]]، [[زنده کردن]] [[مردگان]]، [[نجات]] از [[فقر]]، آوردن [[تخت بلقیس]] به محضر [[حضرت سلیمان]]{{ع}} و [[میراندن]] زندگان به [[پیامبران]]، [[اولیا]] و یا [[فرشتگان]] نسبت داده شده است. پس [[اعتقاد]] به اینکه آنچه [[خداوند]] [[قادر]] است، [[معصومین]]{{عم}} هم به [[اذن خدا]] انجام می‌دهند، [[شرک]] نیست، بلکه [[تعظیم]] بیشتری برای خداوند است. برای مثال اگر [[شاگرد]] طبیبی با استفاده از آنچه استادش به او آموخته عمل جراحی موفقی را انجام دهد، معلوم می‌شود که استادی بسیار عالم و حاذق داشته است که با اجازه او و آنچه از او آموخته است چنین اعمالی را انجام می‌دهد<ref>محمد شاهرودی، الأجوبة المسائل الاعتقادیه، ص۲۹ و ۳۰.</ref>. با این حال برخی از نویسندگان سند این [[دعا]] را دارای مشکل می‌دانند<ref>{{عربی|أَخْبَرَنِي جَمَاعَةٌ عَنِ ابْنِ عَيَّاشٍ قَالَ مِمَّا خَرَجَ عَلَى يَدِ الشَّيْخِ الْكَبِيرِ أَبِي جَعْفَرٍ مُحَمَّدِ بْنِ عُثْمَانَ بْنِ سَعِيدٍ رَضِيَ اللَّهُ عَنْهُ مِنَ النَّاحِيَةِ الْمُقَدَّسَةِ مَا حَدَّثَنِي بِهِ جُبَيْرُ بْنِ عَبْدِ اللَّهِ}}. از یک‌سو سند این روایت متصل نیست؛ زیرا بین شیخ طوسی و عثمان بن سعید بیش از دو قرن فاصله است. به علاوه ابن عیاش (احمد بن محمد بن عیاش جوهری) را بعضی رجال حدیث به عنوان مختل العقل و یا حتی مختل الدین معرفی نموده‌اند. جبیر بن عبدالله هم مجهول است.</ref>. به علاوه نوعی [[اضطراب]] در [[مرجع]] ضمیرها به چشم می‌خورد، به طوری که گاه ضمیر مؤنث استفاده شده {{متن حدیث|لَا فَرْقَ بَيْنَكَ وَ بَيْنَهَا}}، و گاه ضمیر [[مذکر]] {{متن حدیث|فَبِهِمْ مَلَأْتَ سَمَاءَكَ وَ أَرْضَكَ}}.
۸. در دعای عدیله در وصف [[حضرت ولی عصر]]{{ع}} این‌گونه آمده است: «کسی که بقای [[دنیا]] به سبب بقای اوست، و به [[یمن]] وجود او خلایق روزی داده می‌شوند و [[زمین]] و [[آسمان]] به واسطه وجود او ثابت و پابرجاست»<ref>{{متن حدیث|الَّذِي بِبَقَائِهِ بَقِيَتِ الدُّنْيَا وَ بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى وَ بِوُجُودِهِ ثَبَتَتِ الْأَرْضُ وَ السَّمَاءُ وَ بِهِ يَمْلَأُ اللَّهُ الْأَرْضَ قِسْطاً وَ عَدْلًا بَعْدَ مَا مُلِئَتْ ظُلْماً وَ جَوْراً}} (محمدباقر مجلسی، زاد المعاد - مفتاح الجنان، ص۴٢٣).</ref>. عبارت بوجوده ثبتت الارض والسماء می‌تواند مفید معنای فاعلی باشد و برخی با استناد به همین عبارت آن را مفید در [[اثبات ولایت تکوینی]] عام دانسته‌اند<ref>علی ربانی گلپایگانی، «نقش فاعلی امام در نظام آفرینش»، مجله انتظار موعود، ش ۲۹، تابستان ۱۳۸۸، ص۲۷.</ref>. با این حال عبارت مذکور صراحت در [[وساطت فاعلی]] ندارد، به خصوص که عبارت {{متن حدیث|بِيُمْنِهِ رُزِقَ الْوَرَى}} با معنای غایی سازگارتر است. همچنین باید توجه داشت که دعای عدیله، از دعاهای مأثوره نیست؛ بلکه از انشاآت برخی از [[عالمان شیعه]] است؛ ولی مضمون آن برگرفته از [[روایات]] و [[ادعیه]] مأثوره است.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۲۶۹-۲۷۷.</ref>
==نتیجه‌گیری نهایی==
[[شأن تکوینی]] [[اهل بیت]]{{عم}} از مهم‌ترین ابعاد زندگانی آن بزرگواران است. توجه به این شأن تکوینی در طول [[تاریخ]] [[کلامی]] [[شیعه]] و با توجه به کتاب‌های تألیف شده در مورد آن دارای فراز و نشیب‌های بسیاری بوده است، ولکن برایند کلی این است که به واسطه حوادث [[تاریخی]] پیش‌آمده در [[صدر اسلام]] و به طور خاص بعد از [[زمان پیامبر اکرم]]{{صل}} شأن تکوینی اهل بیت تحت الشعاع [[شأن]] [[تشریعی]] آن بزرگواران قرار گرفته است. با این حال اصل [[ولایت اهل بیت]]{{عم}} در امور [[تکوینی]] همواره مورد تأکید خود اهل بیت{{عم}} و به تبع [[متکلمان]] بوده است. لکن [[تفسیر]] این [[ولایت]] و اینکه مراد وساطت فاعلی است و یا صرفاً [[وساطت غایی]]، حداقل در میان قدما چندان مورد توجه نبوده است. رفته‌رفته در میان متأخرین این بحث جا باز کرد و آنان در [[نفی]] و یا [[اثبات ولایت اهل بیت]]{{عم}} بر [[تکوین]] و [[تدبیر امور عالم]] اظهار نظر کردند. [[رسالت]] این نوشتار بر دو محور بود: اول آنکه [[حقیقت]] و چیستی شأن تکوینی اهل بیت{{عم}} را بررسی کند که آیا از نوع وساطت فاعلی است و یا اینکه معانی دیگری دارد؟ یعنی آیا می‌توان اهل بیت{{عم}} را فاعل [[حقیقی]] در [[افعال]] (مثلاً [[خرق عادت]]) دانست؟ رسالت دوم این نوشتار این بود که قلمرو این [[وساطت]] را معین کند که آیا فی الجمله است و یا بالجمله؟
در مورد [[هدف]] نخست با توجه به مبانی نظری به این نتیجه رسیدیم که اهل بیت{{عم}} می‌توانند فاعلیت حقیقی داشته باشند، و می‌توان [[امام]] را، هم در امور عادی و هم در امور خرق عادت فاعل دانست و حقیقتاً فعل را به او نسبت داد. فراتر از مرحله ثبوت، برخی از روایات وقوع این [[وساطت فاعلی]] را به [[اثبات]] رسانده‌اند. البته با توجه به [[اعتقاد به توحید]] افعالی این فاعلیت بالتبع و در راستای فاعلیت مستقل [[الهی]] توجیه‌پذیر خواهد بود. در مورد هدف دوم نگارنده هم‌زمان با پیگیری [[وساطت فاعلی اهل بیت]]{{عم}} در [[قرآن]] و [[روایت]]، قلمرو آن را نیز رصد کرده است. نگارنده [[معتقد]] است اثبات این ادعا که [[اهل بیت]]{{عم}} [[ولایت بر تکوین]] دارند و در نتیجه بر تمامی مجاری هستی از جمله [[حیات]] و [[ممات]] و [[رزق]] [[دخالت]] دائمی دارند با چالش‌های جدی مواجه است. در میان [[آیات قرآنی]] برخی از [[علما]] با استناد به آیاتی در پی اثبات این مهم بوده‌اند، ولکن طبق تحقیق نگارنده این مهم را نمی‌توان از [[آیات]] [[وحی]] نتیجه گرفت. در [[روایات]] این چالش جدی‌تر است؛ به گونه‌ای که حتی بنا بر [[حجت]] دانستن [[خبر واحد]] در [[اعتقادات]]، سند و دلالت این [[اخبار]] دچار مشکل است و منطقاً نمی‌توان بنای عظیم و تأثیرگذار [[ولایت]] سراسری اهل بیت{{عم}} بر کل [[عالم هستی]] را بر این پایه و اساس لرزان بنا نمود.<ref>[[سید محمد حسن صالح|صالح، سید محمد حسن]]، [[ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات (کتاب)|ولایت تکوینی اهل بیت از دیدگاه قرآن و روایات]]، ص ۲۷۹.</ref>


== منابع ==
== منابع ==
۸۰٬۴۲۳

ویرایش