حجت الهی در کلام اسلامی: تفاوت میان نسخهها
←خلیفة الله
برچسب: پیوندهای ابهامزدایی |
|||
| خط ۱۶۶: | خط ۱۶۶: | ||
# نکته آخر اینکه اگر مستشکل به [[روایت]] [[ائمه اطهار]] تمسّک میکند، باید نه به یک مورد خاص بلکه به مجموعه [[روایات]] [[ائمه]] استناد ورزد و با مطالعه و کنار هم قرار دادن مجموعه [[روایات]] در باب حجّت، به یک راه حل و نظریه مستفاد از [[روایات]] دست یابد. نه اینکه هر [[روایت|روایتی]] را که به نفع مدعا و فرضیه خود دید آن را مطرح و دیگر [[روایات]] را طرد نماید<ref>کافی، ج ۱، کتاب الحجّة.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۱۵۸ - ۱۷۴.</ref> | # نکته آخر اینکه اگر مستشکل به [[روایت]] [[ائمه اطهار]] تمسّک میکند، باید نه به یک مورد خاص بلکه به مجموعه [[روایات]] [[ائمه]] استناد ورزد و با مطالعه و کنار هم قرار دادن مجموعه [[روایات]] در باب حجّت، به یک راه حل و نظریه مستفاد از [[روایات]] دست یابد. نه اینکه هر [[روایت|روایتی]] را که به نفع مدعا و فرضیه خود دید آن را مطرح و دیگر [[روایات]] را طرد نماید<ref>کافی، ج ۱، کتاب الحجّة.</ref>.<ref>[[محمد حسن قدردان قراملکی|قدردان قراملکی، محمد حسن]]، [[امامت ۲ (کتاب)|امامت]]، ص۱۵۸ - ۱۷۴.</ref> | ||
== | ==خلیفة الله== | ||
از صفات پرتکرار در مورد [[اهل بیت]]{{عم}} صفت (خلیفة الله) است که نهتنها در یک مقطع [[تاریخی]] بلکه در [[طول حیات]] [[ائمه اطهار]]{{عم}} و از سوی [[معصومین]] مختلف بدان اشاره شده است. در میان [[منابع حدیثی]] در دو [[کتاب الکافی]] و [[بحار الانوار]] باب مستقلی تحت عنوان «ان الائمة خلیفة الله» گشوده شده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج٢۴، ص١۶٣.</ref>. برخلاف متون [[روایی]] [[اهل سنت]] که غالباً در آن لفظ [[خلیفه]] بدون اضافه آن به [[خداوند]] به کار رفته است متون [[شیعی]] غالباً از عبارت خلیفة الله بهره بردهاند. سابقه این تعبیر به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برمیگردد که در قالب تعابیر مختلف چون {{متن حدیث|خَلِيفَةُ اللَّهِ}}، {{متن حدیث|خُلَفَائِي}} و {{متن حدیث|خَلِيفَة}} به این [[حقیقت]] اشاره کردهاند. آن حضرت در مواضع مختلفی [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} را به عنوان خلیفة الله معرفی کردهاند<ref>از جمله: (ابن بابویه، الامالی، ص۱۳۲)؛ {{متن حدیث|إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} خَلِيفَةُ اللَّهِ وَ خَلِيفَتِي}} (ابن بابویه، الامالی، ص۲۰۳)؛ {{متن حدیث|لِكُلِّ أُمَّةٍ صِدِّيقٌ وَ فَارُوقٌ وَ صِدِّيقُ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ فَارُوقُهَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} وَ إِنَّهُ سَفِينَةُ نَجَاتِهَا وَ بَابُ حِطَّتِهَا وَ إِنَّهُ يُوشَعُهَا وَ شَمْعُونُهَا وَ ذُو قَرْنَيْهَا؛ مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّ عَلِيّاً خَلِيفَةُ اللَّهِ}} (ابن بابویه، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۳، ح۳۰).</ref>. به غیر از [[پیامبر]] صفت ([[خلافت الهی]]) مد نظر خود [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز بوده است. [[امام علی]]{{ع}} خود را خلیفة الله معرفی نمود<ref>{{متن حدیث|أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ وَ أَنَا خَلِيفَةُ اللَّهِ وَ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ وَ أَنَا بَابُ اللَّهِ وَ أَنَا خَازِنُ عِلْمِ اللَّهِ وَ أَنَا الْمُؤْتَمَنُ عَلَى سِرِّ اللَّهِ وَ أَنَا إِمَامُ الْبَرِّيَّةِ بَعْدَ خَيْرِ الْخَلِيقَةِ مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ}} (ابن بابویه، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص٣۵).</ref>. همچنین در [[احادیث]] مختلف حضرت بعد از [[حضرت آدم]]، داوود و [[هارون]] به عنوان [[خلیفه چهارم]] برشمرده میشود؛ از جمله اینکه خود حضرت فرمودند که [[خضر]] [[نبی]] مرا به عنوان رابع الخلفاء یاد نمود<ref>ابن بابویه، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص١٠.</ref>؛ و در سخن دیگری فرمودند: {{متن حدیث|مَنْ لَمْ يَقُلْ إِنِّي رَابِعُ الْخُلَفَاءِ الْأَرْبَعَةِ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ}}<ref>سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص١۶٩، ح۳۸۱؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۳۸، ص١۵٣.</ref>؛ [[امام سجاد]]{{ع}} در این زمینه چنین [[نیایش]] میکند: {{متن حدیث|رَبِّ صَلِّ عَلَى أَطَايِبِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ... وَ جَعَلْتَهُمْ... وَ خُلَفَائِكَ فِي أَرْضِكَ}}<ref>صحیفه سجادیه، دعای ۴٧، بند ۵۶.</ref>؛ [[امام صادق]]{{ع}} منظور از [[آیه]] {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ}}<ref>«خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین میگرداند -چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید-» سوره نور، آیه ۵۵.</ref>، را [[ائمه]]{{عم}} دانستند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۳، ح۳.</ref>. [[محمد بن اسحاق بن عمار]] نقل میکند که: «به [[امام کاظم]]{{ع}} گفتم: که آیا مرا به کسی که دینم را از او فرا بگیرم [[راهنمایی]] نمیکنید؟ فرمودند: پسرم علی. سپس فرمودند: همانا پدرم (امام صادق) دستم را گرفت و مرا به نزد [[قبر رسول خدا]]{{صل}} برد و فرمود: ای فرزندم، همانا [[خداوند]] فرمود: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«میخواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>؛ «و خداوند هنگامی که سخنی میگوید به آن [[وفا]] میکند»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۱۲، ح۴.</ref>. [[استشهاد]] به این [[آیه شریفه]] نشان از آن دارد که ایشان در صدد بیان این نکته است که [[امامت]] [[امامان شیعه]]{{عم}} ادامه [[خلافت الهی]] [[پیامبران]] است. [[امام رضا]]{{ع}} در [[تفسیر]] ([[کلم طیب]]) در آیه شریفه {{متن قرآن|إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ}}<ref>«سخن پاک به سوی او بالا میرود» سوره فاطر، آیه ۱۰.</ref> فرمودند: {{متن حدیث|قَوْلُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ، وَ خَلِيفَةُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ حَقّاً، وَ خُلَفَاؤُهُ خُلَفَاءُ اللَّهِ}}<ref>التفسیر المنسوب إلی الامام الحسن العسکری{{ع}}، ص٣٢٨، ح١٨۴.</ref>. همچنین حضرت در [[روایت]] دیگری فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّ الْإِمَامَةَ خِلَافَةُ اللَّهِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۸.</ref>. در این زمینه عبارت {{متن حدیث|الْأَئِمَّةُ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ}} نیز از حضرت نقل شده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۳، ح۱.</ref>. آنچه ذکر شد صرف نظر از [[زیارات]] [[ائمه]]{{عم}} است که در آنها با این وصف [[خطاب]] میشوند<ref>از جمله: محمد بن یعقوب الکلینی، الکافی، ج۴، ص۵۷۰، ح۱؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۹۹، ص۱۸۷.</ref>. | از صفات پرتکرار در مورد [[اهل بیت]]{{عم}} صفت (خلیفة الله) است که نهتنها در یک مقطع [[تاریخی]] بلکه در [[طول حیات]] [[ائمه اطهار]]{{عم}} و از سوی [[معصومین]] مختلف بدان اشاره شده است. در میان [[منابع حدیثی]] در دو [[کتاب الکافی]] و [[بحار الانوار]] باب مستقلی تحت عنوان «ان الائمة خلیفة الله» گشوده شده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۳؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج٢۴، ص١۶٣.</ref>. برخلاف متون [[روایی]] [[اهل سنت]] که غالباً در آن لفظ [[خلیفه]] بدون اضافه آن به [[خداوند]] به کار رفته است متون [[شیعی]] غالباً از عبارت خلیفة الله بهره بردهاند. سابقه این تعبیر به [[پیامبر اکرم]]{{صل}} برمیگردد که در قالب تعابیر مختلف چون {{متن حدیث|خَلِيفَةُ اللَّهِ}}، {{متن حدیث|خُلَفَائِي}} و {{متن حدیث|خَلِيفَة}} به این [[حقیقت]] اشاره کردهاند. آن حضرت در مواضع مختلفی [[علی بن ابیطالب]]{{ع}} را به عنوان خلیفة الله معرفی کردهاند<ref>از جمله: (ابن بابویه، الامالی، ص۱۳۲)؛ {{متن حدیث|إِنَّ عَلِيَّ بْنَ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} خَلِيفَةُ اللَّهِ وَ خَلِيفَتِي}} (ابن بابویه، الامالی، ص۲۰۳)؛ {{متن حدیث|لِكُلِّ أُمَّةٍ صِدِّيقٌ وَ فَارُوقٌ وَ صِدِّيقُ هَذِهِ الْأُمَّةِ وَ فَارُوقُهَا عَلِيُّ بْنُ أَبِي طَالِبٍ{{ع}} وَ إِنَّهُ سَفِينَةُ نَجَاتِهَا وَ بَابُ حِطَّتِهَا وَ إِنَّهُ يُوشَعُهَا وَ شَمْعُونُهَا وَ ذُو قَرْنَيْهَا؛ مَعَاشِرَ النَّاسِ! إِنَّ عَلِيّاً خَلِيفَةُ اللَّهِ}} (ابن بابویه، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص۱۳، ح۳۰).</ref>. به غیر از [[پیامبر]] صفت ([[خلافت الهی]]) مد نظر خود [[امامان معصوم]]{{عم}} نیز بوده است. [[امام علی]]{{ع}} خود را خلیفة الله معرفی نمود<ref>{{متن حدیث|أَنَا حُجَّةُ اللَّهِ وَ أَنَا خَلِيفَةُ اللَّهِ وَ أَنَا صِرَاطُ اللَّهِ وَ أَنَا بَابُ اللَّهِ وَ أَنَا خَازِنُ عِلْمِ اللَّهِ وَ أَنَا الْمُؤْتَمَنُ عَلَى سِرِّ اللَّهِ وَ أَنَا إِمَامُ الْبَرِّيَّةِ بَعْدَ خَيْرِ الْخَلِيقَةِ مُحَمَّدٍ نَبِيِّ الرَّحْمَةِ}} (ابن بابویه، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص٣۵).</ref>. همچنین در [[احادیث]] مختلف حضرت بعد از [[حضرت آدم]]، داوود و [[هارون]] به عنوان [[خلیفه چهارم]] برشمرده میشود؛ از جمله اینکه خود حضرت فرمودند که [[خضر]] [[نبی]] مرا به عنوان رابع الخلفاء یاد نمود<ref>ابن بابویه، عیون اخبار الرضا{{ع}}، ج۲، ص١٠.</ref>؛ و در سخن دیگری فرمودند: {{متن حدیث|مَنْ لَمْ يَقُلْ إِنِّي رَابِعُ الْخُلَفَاءِ الْأَرْبَعَةِ فَعَلَيْهِ لَعْنَةُ اللَّهِ}}<ref>سیدهاشم بحرانی، البرهان فی تفسیر القرآن الکریم، ج۱، ص١۶٩، ح۳۸۱؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۳۸، ص١۵٣.</ref>؛ [[امام سجاد]]{{ع}} در این زمینه چنین [[نیایش]] میکند: {{متن حدیث|رَبِّ صَلِّ عَلَى أَطَايِبِ أَهْلِ بَيْتِهِ الَّذِينَ... وَ جَعَلْتَهُمْ... وَ خُلَفَائِكَ فِي أَرْضِكَ}}<ref>صحیفه سجادیه، دعای ۴٧، بند ۵۶.</ref>؛ [[امام صادق]]{{ع}} منظور از [[آیه]] {{متن قرآن|وَعَدَ اللَّهُ الَّذِينَ آمَنُوا مِنْكُمْ وَعَمِلُوا الصَّالِحَاتِ لَيَسْتَخْلِفَنَّهُمْ فِي الْأَرْضِ كَمَا اسْتَخْلَفَ الَّذِينَ مِنْ قَبْلِهِمْ}}<ref>«خداوند به کسانی از شما که ایمان آوردهاند و کارهای شایسته کردهاند وعده داده است که آنان را به یقین در زمین جانشین میگرداند -چنان که کسانی پیش از آنها را جانشین گردانید-» سوره نور، آیه ۵۵.</ref>، را [[ائمه]]{{عم}} دانستند<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۳، ح۳.</ref>. [[محمد بن اسحاق بن عمار]] نقل میکند که: «به [[امام کاظم]]{{ع}} گفتم: که آیا مرا به کسی که دینم را از او فرا بگیرم [[راهنمایی]] نمیکنید؟ فرمودند: پسرم علی. سپس فرمودند: همانا پدرم (امام صادق) دستم را گرفت و مرا به نزد [[قبر رسول خدا]]{{صل}} برد و فرمود: ای فرزندم، همانا [[خداوند]] فرمود: {{متن قرآن|إِنِّي جَاعِلٌ فِي الْأَرْضِ خَلِيفَةً}}<ref>«میخواهم جانشینی در زمین بگمارم» سوره بقره، آیه ۳۰.</ref>؛ «و خداوند هنگامی که سخنی میگوید به آن [[وفا]] میکند»<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۳۱۲، ح۴.</ref>. [[استشهاد]] به این [[آیه شریفه]] نشان از آن دارد که ایشان در صدد بیان این نکته است که [[امامت]] [[امامان شیعه]]{{عم}} ادامه [[خلافت الهی]] [[پیامبران]] است. [[امام رضا]]{{ع}} در [[تفسیر]] ([[کلم طیب]]) در آیه شریفه {{متن قرآن|إِلَيْهِ يَصْعَدُ الْكَلِمُ الطَّيِّبُ}}<ref>«سخن پاک به سوی او بالا میرود» سوره فاطر، آیه ۱۰.</ref> فرمودند: {{متن حدیث|قَوْلُ لَا إِلَهَ إِلَّا اللَّهُ مُحَمَّدٌ رَسُولُ اللَّهِ عَلِيٌّ وَلِيُّ اللَّهِ، وَ خَلِيفَةُ مُحَمَّدٍ رَسُولِ اللَّهِ حَقّاً، وَ خُلَفَاؤُهُ خُلَفَاءُ اللَّهِ}}<ref>التفسیر المنسوب إلی الامام الحسن العسکری{{ع}}، ص٣٢٨، ح١٨۴.</ref>. همچنین حضرت در [[روایت]] دیگری فرمودند: {{متن حدیث|إِنَّ الْإِمَامَةَ خِلَافَةُ اللَّهِ}}<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۸.</ref>. در این زمینه عبارت {{متن حدیث|الْأَئِمَّةُ خُلَفَاءُ اللَّهِ فِي أَرْضِهِ}} نیز از حضرت نقل شده است<ref>محمد بن یعقوب کلینی، الکافی، ج۱، ص۱۹۳، ح۱.</ref>. آنچه ذکر شد صرف نظر از [[زیارات]] [[ائمه]]{{عم}} است که در آنها با این وصف [[خطاب]] میشوند<ref>از جمله: محمد بن یعقوب الکلینی، الکافی، ج۴، ص۵۷۰، ح۱؛ محمدباقر مجلسی، بحار الانوار، ج۹۹، ص۱۸۷.</ref>. | ||